مهربانی جهانی و آثار آن

بسم الله الرحمن الرحیم

از برجسته ترین صفات الهی، رحمت است. از این صفت، نام هایی چون رحمان و رحیم مشتق شده که نه تنها گاه در سطح صفتی برای ذات، بلکه حتی بالاتر در سطح نامی برای ذات مطرح است؛ زیرا خدا نام «الرحمن» را در سطح نام «الله» دانسته که در بردارنده و جامع همه صفات الهی است. خدا در قرآن می فرماید: قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَیًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى؛ بگو الله را بخوانید یا الرحمن را بخوانید، هر کدام را بخوانید براى او نیکوترین نام ها است.(اسراء، آیه ۱۱۰)

پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، چنان صفت رحمانیت در حقیقت ذات الهی، ظهور دارد که فرقی میان «الله» با «الرحمن» نیست؛ زیرا اگر از نظر قرآن، الله همان نور حقیقت وجودی همه هستی است(نور، آیه ۳۵)، الرحمن نیز همان نوری است که با ویژگی رحمانیت هستی را ایجاد کرده و با رحیمیت آن را به کمال شایسته و بایسته رسانیده است؛ زیرا خدا وقتی چیزی را با «رحمانیت» خویش می آفریند، به «رحیمیت» خویش آن را هدایت کرده و در ساختار ربوبیت به کمال می رساند.(طه، آیه ۵۰؛ عبس، آیات ۱۹ و۲۰)

خدا در سوره الرحمن ، با همین نام سوره را آغاز کرده و با عبارت « تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام» پایان می دهد تا بیان دارد همه هستی از عالم دنیا و آخرت با نام رحمان آفریده و پروردگاری می شود. شهید مطهری می نویسد: ما اگر بگوییم «خدا خالق است» یک معنا و مفهوم را گفته ایم؛ یعنی همین مقدار فهمانده ایم که خداوند ایجاد کننده اشیاء است؛ ولی آیا این ایجاد بر اساس فیض و رحمت است یا بر اساس دیگری؟ این را دیگر کلمه «خالق» نمی فهماند؛ ولی وقتی که می گوییم «رحمن»؛ یعنی افاضه کننده جود و رحمت خودش. وقتی که می گوییم «رحمن»؛ یعنی سراسر خلقت مساوی است با سراسر رحمت، و حتی آنجایی هم که عذاب هست، خود عذاب از یک جنبه دیگر – لااقل از این جنبه که ما نظام کل را در نظر بگیریم، در نظام کل – باز نوعی رحمت است… « ذی الجلال و الاکرام» صاحب جلال و جمال بودن، یعنی از نقصها منزه بودن و به کمالها متصف بودن، که جمع میان صفات سلبیه و صفات ثبوتیه هر دو در این جمله شده است.(آشنایی با قرآن، ج ۶، تفسیر سوره الرحمن)

گفتنی است که ویژگی همانندی و یکتایی در نام الله و الرحمن مقتضی آن است که نتوان اشخاص را به نام الله یا الرحمن نامگذاری کرد، بلکه لازم است تا به شکل «عبدالله» و «عبدالرحمن» تسمیه و نامگذاری شود.

به هر حال، از آموزه های وحیانی قرآن به دست می آید که صفت و نام رحمن و رحیم است که هستی را آفریده و در مسیر کمالی و هدایتی ربوبیت می کند. بر این اساس، نه تنها این نام ها و صفات از دیگر صفات پیشی گرفته اند، بلکه حتی کیفر و مجازاتی اگر نسبت به گروهی از موجودات و آفریده ها مطرح است، در سایه عنایت رحمانی انجام می گیرد؛ زیرا عدم عذاب ظالمین، خود ظلم به مظلومین است. از همین روست که خدا می فرماید: وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَهِ لَوْ یُؤاخِذُهُمْ بِما کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً؛ پروردگارت آمرزگار رحیم است، اگر آنان را به اعمالى که کرده‏اند، مؤاخذه مى‏کرد، در عذابشان تعجیل مى‏کرد ؛ در حالی که چنین نیست، بلکه موعدى دارند که هرگز در قبال آن گریزگاهى نیابند. (کهف، ۵۸)

در جایی دیگر نیز می فرماید: قُلْ لِمَنْ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ کَتَبَ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَهِ لا رَیْبَ فیهِ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُون‏؛ بگو: آنچه در آسمان و زمین است از آن کیست؟ بگو: از آن خداست که رحمت را بر خود واجب کرده است؛ البته روز قیامت که‏ در آن شک نیست همه شما را به تحقیق گرد آورد. کسانى که ایمان نمى‏آورند بر خویشتن زیان مى‏زنند. (أنعام، آیه ۱۲)

بنابراین، عذاب الهی که خدای رحمان عهده دار است، برخاسته از رحمت عمومی است؛ هر چند که باید توجه داشت عامل عذاب خود اعمال انسانی است، نه خدای رحمان؛ از همین روست که می فرماید: ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ؛ این عقوبت به خاطر کار و کردار پیشین شماست؛ و گر نه خداوند هرگز نسبت به بندگان خود بیدادگر نیست.(آل عمران، آیه ۱۸۲؛ و نیز : انفال، آیه ۵۱؛ ق، آیه ۲۹؛ فصلت، آیه ۴۶)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رحمت الهی نه تنها سابق بر غضب است، بلکه بیش تر از نظر کمیت و کیفیت است، به طوری که با توجه به اکثریت و غلبه مطلق رحمت الهی می توان گفت که اصلا غضب الهی در این مجموعه قابل مشاهده نیست؛ زیرا حتی در مواردی که «عسر» و سختی است، در همان موارد هر عسر و سختی محفوف به دو یسر و آسانی است، یعنی از همه سمت غضب با رحمت احاطه شده است.(شرح، آیات ۵ و ۶) بر همین اساس ، در دعای جوشن کبیر از معصوم(ع) آمده است: «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ ؛ ای خدایی که رحمت و مهربانیت از قهر و غضبت سبقت گرفته است.

ترغیب و تشویق به مهربانی و رحمانیت

از آن جایی که برترین صفت الهی، رحمانیت و رحیمیت است، خدا مردمان را به این صفت توجه داده و از آنان خواسته تا مظهر رحمانیت الهی باشند. خدا از مردمان می خواهد نه تنها خود مهرورزی کنند، بلکه دیگران را نیز به آن سفارش کنند.(بلد، آیه ۱۷)

از نظر قرآن، پیامبر مکرم و معظم اسلام دارای «خلق عظیم» است(قلم، آیه ۴) به طوری که می تواند به سبب همین خلق و خوی خویش بهترین الگو و سرمشق نیک برای دیگران باشد.(احزاب، آیه ۲۱) با آن که آن حضرت(ص) مظهر رحمت مطلق الهی است به طوری که خدا در قرآن از ایشان به عنوان « رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ»(انبیاء، آیه ۱۰۷) یاد می کند، باز خدا ایشان را تشویق و ترغیب می کند تا در رفتارهای اجتماعی خویش با دیگران، رحمت تمام و کامل را به نمایش بگذارد و با مردم مهربان باشد و با شفقت به دور از هر گونه تندی و خشم برخورد کند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)

خدا هم چنین مردمان را ترغیب به خوش خلقى و شفقت نسبت به یک دیگر به ویژه در رفتارهاى اجتماعى می کند و از آنان می خواهد تا تندخو و بدخو نباشند، بلکه با خوشخویی و مهربانی با دیگران تعامل داشته باشند(آل عمران، آیه ۱۵۹)؛ زیرا ستایش پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله به سبب خصلت یاد شده در این آیه مى‌تواند نوعى ترغیب دیگران به آن باشد.

خدا در آیات قرآنی با اشاره به رحمت اهل بهشت، از مردم می خواهد تا از چنین صفتی در دنیا برخوردار باشند؛ زیرا سازه های بهشتی چیزی جز صفات شخصی خود آن بهشتی نیست. پس اگر هر کسی بر اساس شاکله و شخصیت وجودی خویش عمل می کند و سازه های اخروی دارد(اسراء، آیه ۸۴)، به طوری طبیعی، شخص بهشتی باید این رحمانیت رحیمی را از دنیا با خودش به آخرت برده باشد.(بلد، آیات ۱۷ و ۱۸)

البته از نظر قرآن، در تعاملات با دیگران، لازم است تا به نوع قرابت ها نیز توجه شود؛ چرا که لازم است انسان با خویشان فکری و نسبی خویش اهتمام و توجه بیش تری داشته و آنان را بیش تر مورد عنایت قرار دهد. از همین روست که خدا به مهربانى و شفقت نسبت به خویشاوندان(نساء، آیه ۱) و نسبت به برادران ایمانی (فتح، آیه ۲۹) توصیه و سفارش می کند.

هم چنین از نظر قرآن، برخی از افراد به سبب ولایت الهی باید بیش تر مورد توجه و اهتمام قرار گیرند، از همین روست که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) خواستار مهربانى مردم نسبت به خویشاوندان و اهل‌بیت خویش می شود و از مردم می خواهد آنان را به گونه ای دیگر مورد توجه محبت آمیز خویش قرار داده و با آنان مودت ورزند.(شوری، آیه ۲۳)

از نظر قرآن، درخواست رحمت و شفقت از خداوند، براى والدین، دعایى شایسته از سوى فرزندان است که فرزندان باید این را در دستور کار زندگی روزانه خویش قرار دهند و هماره برای والدین خویش از خدا رحمت و شفقت بخواهند.(اسراء، آیه ۲۴) به سخن دیگر، مهرورزی و مهربانی چنان اهمیت و ارزش دارد که می بایست آن را جزو درخواست های خویش از خدا قرار داد.

از این آیه و آیات دیگر این معنا به دست می آید که منشاء و خاستگاه مهربانی ، خدا است؛ از همین رو، باید از خدا خواست تا توفیق مهرورزی را به آدمی بخشد و انسان را موجودی مهربان و اهل مرحمت و رحمت قرار دهد.

به هر حال، خاستگاه و منشای مهربانی خدا است(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ مریم، آیه ۱۳؛ روم، آیه ۲۱؛ حدید، آیه ۲۷) و این خدا است که گرداننده دلها به سوى مهربانى و عطوفت است(حدید، آیه ۲۷)؛ چنان که از نظر قرآن، منشأ شفقت و مهربانى بین همسران(روم، آیه ۲۱) و سرچشمه شفقت و مهربانى پیامبراکرم صلی الله علیه و آله(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ انبیاء، آیه ۱۰۷) تنها خدای رحمان و رحیم است.

پس مرکز مهربانی ها در انسان همان دل ها و قلوب آدمی است که خدا مسئولیت گردانیدن آن را دارا است و در اختیار کسی دیگر نیست تا به سمت و سوی مهربانی و عطوفت و رافت و شفقت سوق دهد.(حدید، آیه ۲۷)

ارزش و آثار مهربانی

شکی نیست که آن چه هستی را ایجاد کرده، رحمت الهی است. چنان که همین رحمت الهی است که هر چیزی را به سوی کمال بایسته و شایسته اش سوق می دهد. بنابراین، هیچ شکی در ارزش و اهمیت مهربانی نمی تواند داشت.

در این میان از نظر قرآن، برخی از مهرورزی ها از اهمیت و ارزشی بیش تر برخوردار است؛ چنان که مهربانی پیامبر(ص) با امت یا مهربانی امت با اهل بیت پیامبر(ص) به سبب تاثیرات شگرف در زندگی دنیوی و اخروی انسان، از اهمیت بیش تری برخوردار است.(آل عمران، آیه ۱۵۹؛ شوری، آیه ۲۳)

از نظر قرآن، برخوردارى انسان از روحیّه رأفت و عطوفت از ارزش والاى برخوردار است(توبه، آیه ۱۲۸؛ مریم، آیه ۱۳) با این همه نوعی رابطه انسانی در برخی از موارد باید تنها در ساختار مهربانی و رحمت باشد؛ چنان که رابطه میان همسران تنها باید در ساختار مهربانی و مودت و رحمت باشد.(روم، آیه ۲۱) هم چنین خدا در قرآن به عنوان یک امر الزام آور و قطعى به مهربانى و شفقت فرزندان نسبت به والدین‌شان توصیه کرده و آن را امری بسیار ارزشى معرفی می کند تا این گونه فرزندان به مهرورزی نسبت به والدین توجه و اهتمام خاص داشته و در آن کوتاهی نورزند.(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)

چنان مهرورزی در میان فرزندان و والدین مهم و اساسی است که قرآن، برخوردارى از فرزندى صالح و مهربان را نعمت خاص الهى دانسته است.(کهف، آیات ۸۰ و ۸۱) این امر چنان مهم است که گاه حتی از میان بردن فرزند ناصالح و جایگزینى آن به فرزندی صالح مهربان، به عنوان جلوه‌اى از ربوبیت خدا نسبت پدر و مادر مؤمن دانسته شده و خضر (ع) به هدف فراهم ساختن زمینه‌اى مناسب براى دستیابى پدر و مادر وى به فرزندى پاک‌تر و مهربان‌تر، دست به قتل نوجوان می زند تا این گونه رحمت الهی را در حق والدین تمام کند.(کهف، آیات ۸۰ و ۸۱)

برای درک بهتر ارزش و اهمیت هر چیزی لازم است تا آثار و پیامدهای آن دانسته شود. از نظر قرآن، مهرورزی و مهربانی دارای آثار و برکاتی است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. آرامش: از نظر قرآن، آرامش خانواده و پایدارى آن، در پرتو مودّت و مهربانى میان همسران دست یافتنی است(روم، آیه ۲۱) البته این آرامشِ زاییده از مهربانى میان زن و شوهر، خود از آیات رحمانیتی خدا است و در حقیقت مودت و رحمت همسران تجلی مظهر رحمانیت خدا است.(همان)
  2. تاثیرگذاری انتقاد و نصیحت: از نظر قرآن، اگر کسی بخواهد نقد و نصیحت وی در مخاطب تاثیرگذار باشد، نخست باید از راه مهر و عطوفت وارد شود(بقره، آیه ۵۴)؛ زیرا بعضى مفسران ذکر کرده‌اند، به امر موسى(علیه السلام)عده‌اى یهودیان براى کشتن و عده‌اى براى کشته شدن آماده شدند. این گونه بود که تا ۷۰۰۰۰ نفر کشته شدند و خداوند بقیه را بخشید. (مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۲۳۸؛ الکشاف، ج ۱، ص ۱۴۰) به سخن دیگر، اگر حضرت موسی(ع) از در رحمت وارد نشده بود، یهودیان به حکم آن حضرت(ع) به چنین جنگ و قتل داخلی اقدام نمی کردند و تحت تاثیر فرمان ایشان این گونه وارد عمل نمی شدند.
  3. تاثیر موعظه: موعظه زمانی تاثیر می گذارد که همراه با رحمت و مهرورزی باشد. به سخن دیگر، از نظر قرآن، همراه نمودن موعظه با مهربانى، داراى نقشى بزرگ در تأثیر آن بر مخاطب است.(یوسف، آیه ۳۹؛ لقمان، آیات ۱۳ و ۱۶) توضیح این که چون لقمان در چند فقره از آیات شریفه فرزندش را موعظه مى‌کند و هیچ اعتراضى از طرف فرزند ذکر نشده، این مواعظ به منزله نصایح پذیرفته شده، تلقى مى‌شود؛ زیرا این موعظه ها همراه با مهرورزی است که با واژه ای چون «یابنی» مطرح می شود.
  4. تربیت و پرورش: برای تاثیرگذاری پرورشی و تربیتی توجه به رحمت بسیار مهم است. از این روست که قرآن بر همراه نمودن تدبیر و تربیت با مهربانى و عطوفت، به عنوان امرى شایسته تاکید دارد.(حمد، آیات ۲ و ۳) توضیح این که آوردن دو صفت رحمان و رحیم به دنبال ربوبیّت بر هستى مى‌تواند برخاسته از این باشد که در ربوبیت، تدبیر و تربیت، مهربانى اصلی واجب و لازم است.
  5. بهره مندی از فضل الهی: رحمت و دلسوزى مؤمنان نسبت به یکدیگر در معاشرت، عاملى براى بهره‌مندى آنان از فضل و رضاى الهى خواهد شد.(فتح، آیه ۲۹)
  6. هدایت و اصلاح: دعوت و رفتار از سر مهربانى و شفقت، مؤثر در هدایت و اصلاح جامعه است و کسانی که خواهان اصلاح افراد اجتماع و رهایی از نابهنجارهای اجتماعی هستند، باید بر اساس مودت و رحمت با دیگران برخورد کند و آنان را دعوت به اصلاح امور نمایند.(بقره، آیه ۵۴؛ آل عمران، آیه ۱۵۹؛ یونس، آیات ۸۴ و ۸۵)

ممنوعیت مهربانی

البته از نظر قرآن، مهربانی در همه جا واجب یا مستحب یا جایز نیست؛ زیرا در مواردی از حرمت و ممنوعیت برخوردار است؛ زیرا گاه مهرورزی به عنوان ابزاری برای دست یابی به اموری چون جلب نظر و تجمع مردم(آل عمران، آیه ۱۵۹)، شیوه ای برای ورود به اصحاب ایمان(فتح، آیه ۲۹)، کسب آرامش در خانواده(ورم، آیه ۲۱)، پذیرش موعظه و نصیحت و انتقاد(یوسف، آیه ۳۹؛ روم، آیات ۱۳ تا ۱۷) ، افزایش ارتباط مثبت و سالم اجتماعی(آل عمران، آیه ۱۵۹) و مانند آن ها است.

اما در برخی از موارد نه تنها چنین ابزاری نمی بایست به کار گرفته شود، بلکه به سبب تاثیر معکوس لازم است تا از هر گونه مهرورزی خودداری شود.

از نظر قرآن در قیامت اصحاب شمال محروم از هر گونه رحمت و شفقت و مهربانی خواهند بود(حاقه، آیات ۲۵ و ۳۵)؛ زیرا «حمیم» به خویشاوند مهربان گویند و آنان از چنین خویشاوندی محروم خواهند بود(مفردات، ص ۲۵۵، «حم».)؛ چرا که آنان در دنیا مردمان را به اطعام مساکین تشویق و ترغیب نکرده بود(همان)؛ هم چنین آنان با پیروى از گنهکاران، موجبات محرومیت خود از دوستى دوستان شفیق و مهربان در قیامت را فراهم آورده اند.(شعراء، آیات ۹۹ تا ۱۰۱؛ حاقه، آیات ۳۵ تا ۳۷)هم چنین از نظر قرآن ، ظالمان و ستمگران (بقره، آیه ۲۵۴؛ غافر، آیه ۱۸) و نیز مشرکان(شعراء، آیات ۹۲ تا ۹۷) و کافران(بقره، آیه ۲۵۴؛ شعراء، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲؛ حاقه، آیات ۳۳ و ۳۵) در روز قیامت از دوست شفیق و شفیع محروم خواهند بود؛ زیرا در دنیا کاری کردند که در آخرت محروم خواهند بود.

بر اساس همین آیات می توان گفت که دوستی و مهرورزی با چنین گروه ها و جماعتی ممنوع و حرام است و انسان باید از آنان برائت بجوید نه آن که با آنان ولایت سرپرستی و دوستی و مانند آن داشته باشد.(ممتحنه، آیات ۱ تا ۹)

البته مهرورزی با خطاکاران غیر از عناوین پیشین است؛ زیرا در صورتی که خطاکار با مهرورزی و مهربانی اصلاح شود، باید چنین کرد.(هود، آیه ۹۰)

هم چنین با برخی از افراد اصولا نمی شود مهربانی کرد، از جمله این افراد می توان به اهل تفاخر و تکبر خیال باف خودپسند اشاره کرد(نساء، آیه ۳۶)؛ زیرا «مختالاً فخورا» در ذیل آیه مى‌تواند به این نکته اشاره باشد که تکبر و تفاخر مانعى براى نیکى، مهربانى و شفقت به دیگران است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج ۳، جزء ۵، ص ۵۱)