مهار و مدیریت خشم و آثار آن

samamosیکی از مهم ترین و خطرناک ترین حالات هیجانی انسان، غضب و خشم است. انسان در حالت غضب ، مهار رفتار و گفتار خویش را از دست می دهد و کارهایی را انجام می دهد که به خود و دیگران آسیب جدی می زند. صبر و حلم در این موارد بسیار مهم و کارساز است. نویسنده در این مطلب به چگونگی مهار و مدیریت خشم درچارچوب شکیبایی و بردباری پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نعمت و نقمتی به نام غضب و خشم

انسان در زندگی دنیوی خویش نیازمند دو قوه نفسانی بسیار مهم به نام قوه جاذبه و قوه دافعه است؛ زیرا نیازهای زندگی دنیوی تنها از این دو راه بر آورده می شود؛ چرا که انسان به قوه نفسانی جاذبه نیاز دارد تا آن چه نیازهایی بقای او را تضمین می کند، جذب نماید و در همان حال نیازمند به قوه نفسانی دافعه است تا آن چه بقای او را تهدید می کند، دفع نماید. در حقیقت مقتضی حیات و زندگی را جذب و موانع حیات و زندگی را از پیش روی خویش بردارد.

قوه جاذبه در انسان به عنوان قوه شهوانی و قوه دافعه به عنوان قوه غضبانی شناخته می شود. اصطلاح قوه شهویه و قوه غضبیه در کتب اخلاقی بسیار تکرار می شود؛ زیرا این دو قوه همان طوری که حیات و بقای انسان را تضمین می کند، می تواند از نظر اخلاقی بیش ترین زیان و ضرر را نیز به بقای معنوی انسان بزند و انسان را از انسانیت دور ساخته و فلسفه و هدف و حکمت آفرینش انسان را تهدید نماید؛ چرا که خروج هریک از این دو قوه از حد اعتدال و تعادل می تواند این نعمت های الهی در تضمین بقای انسان را به دو نقمت بزرگ تبدیل کند که حتی سعادت و خوشبختی او را به خطر اندازد و او را در دنیا و آخرت دچار بدبختی و شقاوت نماید؛ زیرا اگر انسان مدیریت و مهار کلیت نفس خویش را به شهوت و یا غضب بسپارد این دو از حدود مرزهای معین و مشخص خارج شده و با تعدی و تجاوز و عبور از خط قرمزها، با رفتارهای شدید عاطفی و هیجانی و احساسی، کارهایی را انجام می دهد که جز آسیب و زیان سودی نمی رساند.

عقل، چراغ مرزشناسی

البته خداوند قوه سومی به نام قوه عاقله در انسان ها قرار داده تا همانند چراغ و نورافکنی قوی مرزها و حدود خطر آفرین را نشان دهد. انسان با قوه عاقله می تواند مرزهای شهوت و غضب را نشان دهد و به شخص بنمایاند که آیا به مرز خطر نزدیک یا دور شده است. انسان وقتی تعقل می کند، در می یابد که آیا موازین و معیارهای فطری و شرعی حفظ شده است یا از آن ها عبور شده است. از همین روست که در آیات قرآنی بر تعقل و به کارگیری این قوه تاکید شده و کسانی که از آن قوه عاقله در زندگی بهره می برند به عنوان اولوا الالباب یا ذی حجر و ذوی النهی از آنان ستایش می شود؛ زیرا نفس هنگام تعقل و به کارگیری عقل، پوسته ظاهری هر چیزی را کنار می زند و به مغز و باطن آن امر نفوذ می کند و در می یابد که آیا این کار و عمل، در باطن سودی دارد که در ظاهر نشان می دهد یا آن که باطن خلاف ظاهر تزیین شده و تسویل شده است؟ هم چنین نفس انسانی هنگام تعقل در می یابد که باید مرزهایی را مشخص و سنگ چینی کرده و برای خود مرزهایی اعتباری نیز بسازد تا از آن مرزها عبور نکند؛ و یا نفس هنگام تعقل در می یابد که باید از برخی از چیزها پرهیز کرده و آن را به عنوان «منهی عنه» تلقی نماید.

پس انسانی که از چراغ عقل استفاده کرده و به تعقل می پردازد و عقل را بسته بندی شده کناری نمی گذارد، دست کم با سه حالت پیش گفته مواجه می شود و بر اساس آن عمل و رفتار می کند. چنین شخصی دیگر اجازه نمی دهد تا قوای دافعه و جاذبه ، غضبانی و شهوانی هر طوری که می خواهند عمل و رفتار کنند؛ بلکه چراغ به دست مرزها را شناسایی کرده و اجازه نمی دهد تا از آن ها عبور شود.

شریعت معیار حق و باطل و خیر و شر

دانسته شد که عقل به عنوان یک چراغ برای نفس انسانی عمل می کند. البته این طور نیست که عقل غیر از نفس (ذات) باشد، بلکه عقل جزوی از همان نفس و ذات انسانی است؛ زیرا نفس انسانی دارای مراتب و وجوهی است؛ از جمله دو طرف اساسی آن به عنوان «یلی الخالق» و «یلی المخلوق» معروف است. سویی که به وجه الله و سوی دیگر ضد وجه الله قرار می گیرد.

در حقیقت نفس در بساطت خودش، همه قوای را داراست و این ترکیبی که گفته می شود همانند ترکیبی است که در اسما و صفات خداوند با ذات او گفته می شود. در حقیقت، باید گفت: «نفس فی وحدته کل القوی». پس همان طوری که خداوند در وحدت خود همه قوا و صفات متضاد و متناقض را داراست، نفس انسانی نیز این گونه است.

پس نفس انسانی دارای قوایی است که همه جزو ذات انسان است. در ذات انسانی همان طوری که عقل به عنوان چراغ است، هم چنین یک معیار الهی است که همانند شاخص در ترازو عمل می کند. این شاخص همان فطرت الهی است که خداوند در ذات هر انسانی قرار داده است. خداوند در آیه ۳۰ سوره روم به این فطرت اشاره می کند.

البته فطرت به عنوان شاخص عمل می کند ، ولی اصل شارع است که این معیارها را همانند سنگ های ترازو و اعداد و ارقام مشخص کرده و ارزشگذاری می کند. این شارع همان خداوند است. شارع و خداوند می گوید شاخص عدالت چیست و اگر چیزی در کجا قرار گیرد، جای مناسب آن است. به سخن دیگر، گفته شده است: العدل وضع کلّ شی فی موضعه؛ عدالت قرار دادن هر چیزی در جای مناسب آن است؛ یا گفته می شود: العدل اعطاء کلّ ذی حقّ حقّه؛ عدالت بخشیدن حق هر صاحب حقی است. اما این که جای مناسب هر چیزی کجاست؟ یا حق هر چیزی چیست؟ این را خداوندی می داند که خالق هر چیزی است. خالق می گوید این چیز اگر فلان جا قرار گیرد، در جای حق و عدل خود نشسته است؛ زیرا هر کسی دیگر بخواهد جای حق و عدل آن را بداند باید همانند خالق آن باشد. پس یا باید مظهر خدا باشد یا آن که از علم غیب الهی با خبر شده باشد. از همین روست که پیامبر(ص) نیز شارع می گویند؛ زیرا مظهر خداوند و شارع حقیقی است.

پس اگر در اخلاق و یا حقوق و فقه سخنی از حدود و مرزها در میان می آید تنها زمانی است که شارع آن را مشخص کرده باشد. از همین رو، خداوند در مقام شارع حدود و مرزها را مشخص می کند و شخص باید در آن چارچوب عمل کند و گرنه اگر بر خلاف حدود و مرزهای الهی حرکت کند در دنیا و آخرت آسیب و زیان می کند.

پس شریعت مبانی اخلاق و حقوق و حدود و مرزهای زندگی است و باید ببینیم که شارع چه حدود و مرزهای را تعیین می کند؟ تا بر اساس آن عمل و رفتار نماید. حق و باطل و خیر و شر همانی است که شارع می گوید. هم چنین در حوزه اخلاق نیز باید و نبایدهای اخلاقی همانی است که خداوند و شارع بیان می کند.

بر همین اساس، حدود و مرزهایی که برای قوای نفسانی است، همان مرزها و حدودی است که خداوند به عنوان شارع تعیین کرده و مقدر نموده است. پس اگر بخواهیم بدانیم قوه غضب تا کجا باید برود یا شهوت تا کجا ؟ باید به سراغ شارع برویم و از شارع بخواهیم تا حدود و مرزهای آن را مشخص کند. شارع به ما می گوید که این عمل درست یا نادرست، حق یا باطل، خیر یا شر است. پس اگر بخواهیم رضایت شارع را به دست آوریم، آن را بشناسیم و بر اساس آن عمل و رفتار نماییم. البته عقل به عنوان چراغ و نیز فطرت به عنوان شاخص و معیار الهی درونی به ما در این امور کمک می کند.

طغیان غضب و خشم عامل بدبختی

بر اساس آموزه های قرآنی و روایی اسلام، خشم و غضب به عنوان عامل دافعه مهم ترین ابزار بقای انسان است. اگر انسان قوه دافعه نداشته باشد نمی تواند در برابر خطرات خود را نگه دارد. این خشم و غضب است که او را از دشمنان بیرونی حفظ می کند و موجب می شود تا انسان دشمن را دفع و سرکوب کند و موانع را بردارد؛ اما اگر این غضب در حدود خود خارج شود و از جاده عدالت الهی بیرون رود، از یک امر بسیار مفید و سازنده به یک عامل هلاک و بدبختی تبدیل می شود.

به سبب این که طغیان هنگام خشم موجب می شود تا انسان گرفتار بدبختی شود، در روایات از انسان ها خواسته شد تا دیر خشم باشند و خود را به گونه ای تربیت نمایند که زود خشم نشوند و اگر خشم گرفتند به سرعت مهار کرده و کینه جویی نکرده و در هنگام عفو و گذشت خواهی ، عذر و بهانه طرف را بپذیرند. امام على علیه السلام چنین سفارش می کند و می فرماید: کُنْ بَطىءَ الْغَضَبِ سَریعَ الْفَىْءِ مُحِبّا لِقَبُولِ الْعُذْرِ؛ دیر خشم و زود گذشت باش و قبولِ عذر را دوست بدار. (غررالحکم، ج ۴، ص ۶۰۷، ح۷۱۶۵)

امام على علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: بِئسَ القَرینُ الغَضَبُ: یُبدِى الْمَعائِبَ وَیُدْنِى الشَّرَّ وَیُباعِدُ الخَیْرَ؛ خشم هم نشین بسیار بدى است: عیب ها را آشکار، بدى ها را نزدیک و خوبى ها رادور مى کند. (غررالحکم، ج۳، ص ۲۵۷، ح۴۴۱۷)

در حقیقت تا زمانی که انسان خشمگین نشده باشد یا خشم خودش را مهار کرده باشد، خیلی از عیوب و نواقص پنهان است؛ اما وقتی خشمگین می شود همه عیوب و زشتی های خود را در گفتار و رفتار آشکار می کند و به همان میزان که به شرور نزدیک می شود از خیر و خیررسانی دور می شود. این گونه است که در دام دوزخی می افتد که خود با خشم خویش فراهم آورده است.

ضرورت مهار و مدیریت خشم

خشم و غضب یک واکنش طبیعی در انسان است و انسان همان طوری که نمی تواند بدون دم و بازدم زنده بماند، نمی تواند بدون غضب به حیات و زندگی خود دراین دنیای پرآشوب و پرخطر ادامه دهد. بنابراین ، با خشم و غضب، حیات تضمین می شود؛ اما این قوه باید تحت معیارهای فطرت و شریعت(روم، آیه ۳۰) با چراغ عقل حرکت کند و از حدود و مرزهای عدل و حق بیرون نرود.

پس شخص عاقل و اهل فطرت پاک و سالم به فضلیت کظم الغیظ و خشم خوری خود را می آراید و اجازه نمی دهد تا در مسیر خطرناک گام بردارد.

خداوند از صفات پیامبران و محسنان را مقام کظم الغیظ دانسته و می فرماید: وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود، و بهشتى که پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است، بشتابید. متقین همانانی که در فراخى و تنگى انفاق مى‏کنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد.(آل عمران، آیه ۱۴۳)

پس کسی که خشم خود را مهار می کند و فرو می خورد همان متقانی است که به عنوان محسنان خداوند ایشان را دوست می دارد. در حقیقت فروخورنده خشم و غضب هم به عنوان متقی و هم محسن شناخته می شود؛ زیرا تقوا پیشه می گیرد و حدود الهی را مراعات می کند و هم در مقام احسان در برابر بدی و هر عاملی ناخوشایندی که خشم او را ایجاد کرده ، عبور می کند و از عامل در می گذرد و عفو می کند.

پس انسان اگر بخواهد در مقام محسنان و متقیان در آید باید خشم خود را مهار کرده و فروخورد تا این گونه از محبوبیت و نیز بهشت های الهی بهره مند شود و سعادت دنیا و آخرت خویش را تضمین کند.

آثار و برکات مهار و مدیریت خشم

در آیات و روایات برای مهار و مدیریت خشم و غضب آثاری بیان شده است.

  1. ایمان و امنیت: از مهم ترین آثاری که برای مهار خشم بیان شده ، تحقق آرامش و امنیت روحی و روانی و نیز دست یابی به مقام ایمان برتر است. اصولا کسی که خشم می گیرد برای دفاع از خود است. اگر این خشم از حالت طبیعی بیرون رود، انسان اقداماتی را انجام می دهد که خود به ضررش تمام می شود. تصمیمات عجولانه و احساسی و بدون منطق موجب می شود که پیش از ضربه زدن به دیگری به خودش ضربه بزند. اما اگر نفس خویش را مهار نماید می تواند طوری رفتار کند که بیش ترین سود و نفع را برایش داشته باشد. از جمله این سودها می توان به آرامش و امنیتی اشاره کرد که با مهار خشم در درون و بیرون برایش حاصل می شود. هم چنین کسی که خشم خود را مهار می کند از مرزها و حدود حق و عدالت خارج نمی شود و قلبش سرشار از ایمان به خدایی می شود که حدودش را نگه داشته و نسبت به او عصیان نورزیده است. هم چنین مهار خشم نشان می دهد که شخص به خدا ایمان داشته و بر آن است تا در چارچوبی رفتار کند که شارع مشخص نموده است. بر همین اساس مورد عنایت خاص خداوند قرار می گیرد و خداوند اطمینان و آرامش را در دلش قرار می دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: مَنْ کَظَمَ غَیْظا وَهُوَ قادِرٌ عَلى اَنْ یُنْفِذَهُ مَلأَهُ اللّهُ أَمْنا وَایمانا؛ هر کس در حالى که مى تواند خشم خود را عملى کند، آن را فرو برد، خداوند او را سرشار از آرامش و ایمان مى کند. (نهج الفصاحه، ح ۲۷۷۸)
  2. کمال دلیری و پهلوانی : پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: اَلصَّرعَهُ کُلُّ الصَّرعَهِ الَّذى یَغْضَبُ فَیَشْتَدُّ غَضَبُهُ وَ یَحْمَرُّ وَجهُ هُوَ یَقْشَعِرُّ شَعْرُهُ فَیَصرَعُ غَضَبَهُ؛ کمال دلیرى آن است که کسى خشمگین شود و خشمش شدّت گیرد و چهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، امّا بر خشم خود چیره گردد. (نهج الفصاحه، ح۱۸۷۲) این حدیث به خوبی نشان می دهد که خشم یک امر طبیعی و حالت نفسانی است که به سبب عوامل بیرونی در آدمی ایجاد می شود و در اختیار آدمی نیست که خشمگین نشود، ولی می تواند خشم خویش را مهار و مدیریت نماید و اجازه ندهد که هیجانات شدیدی عاطفی مدیریت نفس و مهار آن را به دست گیرد. هم چنین حالاتی که در زمان خشم ایجاد می شود در این حدیث بیان شده است. خداوند در قرآن بیان می کند که در زمان خشم شدید ممکن است انسان منفجر شود و از هم بپاشد و موجبات مرگ انسان فراهم آید؛ این که خداوند در باره خشم دوزخ فرموده است: تَکَادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّمَا أُلْقِیَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ؛ نزدیک است که از خشم پاره پاره و شکافته شود. هر بار که گروهى در آن افکنده شوند، نگاهبانان آن از ایشان پرسند: «مگر شما را هشداردهنده‏اى نیامد؟»(ملک، آیه ۸) نشان می دهد که خشم چنین فشاری را بر شخص می تواند وارد کند که از هم جدا و تکه تکه شود. پس مهار چنین خشمی واقعا دلیری و پهلوانی است.
  3. رهایی از عذاب: از دیگر آثاری که برای مهار خشم بیان شده ، رهایی فروبرنده خشم از عذاب هایی است که به سبب خشم از سوی خداوند بر بنده نازل می شود. این عذاب ها به سبب تعدی و تجاوز از حدود است که در صورت خشم شدید پدید می آید و انسان از جاده حق و عدالت خارج می شود و رفتار و گفتاری دارد که خشم و غضب الهی را موجب می شود. پس در دنیا و آخرت معذب به عذاب هایی می شود که خود موجب آن شده است. اما اگر خود را مهار کند، از این مشکلات و عذاب ها نیز رها خواهد شد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ کَفَّ اللّهُ عَنْهُ عَذابَهُ؛ هر کس خشم خود را نگه دارد خداوند عذابش را از او باز مى دارد. (بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۶۳، ح۷)
  4. قدرت تشخیص راستی: انسانی که خشم خویش را مهار می کند بهتر می تواند در نور عقل و روشنایی آن حدود و مرزها را بببیند و بشناسد و با فطرت سالم خویش گام درست و راستی را در زندگی بردارد و از خطا و اشتباه و گناه دور باشد. از این روست که امام على علیه السلام می فرماید: اَقدَرُ النّاسِ عَلَى الصَّوابِ مَنْ لَمْ یَغْضَبْ؛ تواناترین مردم در تشخیص درست کسى است که خشمگین نشود. (غررالحکم، ج ۲، ص ۴۰۸، ح۳۰۴۷) اما کسی که غضب می کند هیجانات نور چراغ عقل را پایین می کشد و دسیسه و دفن می کند و اجازه نمی دهد تا تصویری روشن از موقعیت و وضعیت داشته باشید و گام ها را در تاریکی بر می دارید که جز خطا و گناه چیزی نخواهد بود. این گونه است که انسان نمی تواند معیار و شاخص فطرت و شرع را در پیش رو داشته باشد تا بر اساس آن سنجش و داوری درستی داشته و به سمت خیر گرایش و از شر گریزش داشته باشد و در چنین شرایطی خود را بدبخت می کند و شقاوت را برای خود می خرد.
  5. علو درجات و دست یابی به مقاصد: انسانی که خشم خویش را مهار کند، توانسته است بر بزرگ ترین دشمنان خویش پیروز شود؛ زیرا چنان که در روایات آمده است: اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک؛ دشمن ترین دشمنان انسان همان نفس درون آدمی است که در مدار قوه غضبیه و قوه شهویه عمل می کند. اگر انسان با چراغ عقل و معیار و شاخص فطرت رفتار کند به طور طبیعی می تواند به درجاتی برسد که برای انسان فراهم آمده است. امام على علیه السلام می فرماید: اَعْدى عَدُوٍّ لِلْمَرْءِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ فَمَنْ مَلَکَهُما عَلَتْ دَرَجَتُهُ وَبَلَغَ غایَتَهُ؛ بدترین دشمن آدمى خشم و شهوت اوست، پس هر کس آن دو را در اختیار بگیرد، مقامش بالا مى رود و به هدفش مى رسد. (غررالحکم، ح ۳۲۶۹) پس مهار و مدیریت غضب و شهوت که در صورت طغیان به عنوان هواهای نفسانی شناخته و معرفی می شوند، به معنای رسیدن به همه مقاصد عالی بشری است که در سایه نورانیت عقل الهی و فطرت خداوندی به دست می آید. امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: اَلْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلِّ شَرٍّ؛ خشم کلید همه بدى هاست. (کافى، ج۲، ص ۳۰۳، ح۳) به این معنا هنگام خشم و غضب انسان دریچه بدی و شرور را به روی خویش می گشاید و اجازه می دهد تا نفس به کارهای بدی دیگر رو آورد و از جاده حق و عدالت و خیر بیرون رود. پس مهار چنین دشمن خطرناکی به معنای رهایی از شرور و بدی های است.
  6. حاضر جوابی: انسان دوست دارد که سخن به جا بگوید و بر اساس ادب «هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد» عمل نماید؛ زیرا این گونه است که محبوب دلها شده و بر همه اهداف متعالی و عالی دست می یابد. انسانی که نتواند این گونه عمل کند اولین کسی که خسارت و زیان می بیند خودش است. حاضر جوابی و این که بتواند واکنش مثبت و درستی در هر زمانی داشته باشد در چارچوب همین اصل معنا و مفهوم می یابد. حال اگر کسی بخواهد در همه حال حاضر جواب باشد باید هماره آرامش خاطر داشته باشد و با سکونت و اطمینان سخن بگوید؛ اما اگر کسی تحت فشارهای قوه شهوانی و غضبانی عمل و رفتار کند به طور طبیعی خارج از آرامش و سکون قرار گرفته و نمی تواند به درستی کلمات زیبا و جملات مناسب را انتخاب کند و سخن به درستی و راستی بگوید و حاضر جواب باشد. از همین روست که امام على علیه السلام به نقش مهار غضب در حاضر جوابی اشاره داشته و می فرماید: اَحْضَرُ النّاسِ جَوابا مَنْ لَمْ یَغْضِبْ؛ حاضر جواب ترین مردم کسى است که خشمگین نشود. (غررالحکم، ج ۲، ص ۳۹۰، ح ۲۹۵۰)
  7. فهم درست و سخن استوار و برهانی: بر اساس آن چه بیان شد می توان دریافت که در هنگام آرامش فهم انسان بهتر و برتر و سخن به استواری و راستی نزدیک تر است؛ اما در هنگام خشم انسان به درشت گویی و بدزبانی گرفتار می شود و سخن وی ناروا و نامفهوم و نابه جا و غیر استوار و غیر برهانی و منطقی می شود. امام على علیه السلام درباره نقش هیجان شدید غضب و آثار سوء در منطق و گفتار و دلیل آوری وناتوانی در فهم مطلب می فرماید: شِدَّهُ الْغَضَبِ تُغَیِّرُ الْمَنْطِقَ وَتَقْطَعُ مادَّهَ الْحُجَّهِ وَتُفَرِّقُ الْفَهْمَ؛ خشم شدید، چگونگى گفتار را تغییر مى دهد، اساس استدلال را بر هم مى ریزد وتمرکز فکرى را از بین مى برد. (بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۴۲۸)
  8. نشانه تشیع : در روایات نشانه هایی برای شیعیان بیان شده است. از آن جایی که شیعه اهل احسان و اکرام است و در تقوا سرآمد، به طور طبیعی شیعه باید این گونه فضایل از جمله مدیریت غضب و خشم را داشته باشد، از این رو، امام صادق علیه السلام می فرماید : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یَمْلِکُ نَفْسَهُ عِنْدَ غَضَبِهِ؛ کسى که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست. (کافى، ج ۲، ص ۶۳۷، ح۲)
  9. عزت : کسی که خشم خویش را مهار می کند و فرو می برد به طور طبیعی عقلانی رفتار می کند و فطرت خویش را سربلند می سازد. این گونه است که هر گز در دنیا و آخرت خوار نخواهد شد. از همین روست که امام صادق علیه السلام می فرماید: ما مِنْ عَبْدٍ کَظَمَ غَیْظا اِلاّ زادَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عِزّا فِى الدُّنْیا وَالآخِرَهِ؛ هیچ بنده اى نیست که خشمى را فرو خورد مگر آنکه خداوند عزوجل در دنیا وآخرت بر عزت او بیفزاید. (اصول کافى، ج ۲، ص ۱۱۰)
  10. بهترین یار و دوست: اگر بخواهیم دوستی داشته باشیم که ما را به سوی کمال ببرد، کسی است که بر هواهای نفسانی خویش از غضب و شهوت چیره شده است. برای فهمیدن چنین افراد و دوستی با آنان امام صادق علیه السلام پیشنهاد می دهد او را بیازماییم. ایشان می فرماید: مَنْ غَضِبَ عَلَیْکَ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَلَم یَقُل فیکَ سوءا فَاتَّخِذْهُ لِنَفْسکَ خَلیلاً؛ هر کس سه بار بر تو خشم گرفت ولى به تو بد نگفت، او را براى خود به دوستى انتخاب کن. (معدن الجواهر، ص۳۴)
  11. نشانه ایمان: برای هر چیزی نشانه ای است. نشانه ایمان مهار هواهای نفسانی از غضب و شهوت است. امام صادق علیه السلام می فرماید: اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم یُدخِلْهُ رِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم یَأخُذ اَکْثَرَ مِمّا لَهُ؛ مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود،خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حقّ خود نگیرد. (بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۲۰۹، ح۸۵)
  12. نشانه بلندی : کسی که خشم و غضب خود را به ویژه نسبت به زیردستان مهار می کند، نشان می دهد که انسانی بلند مرتبه و دارای علو همت است؛ اما کسی که بر زیردستان خشم می گیرد، انسانی پست و خوار است. امام هادى علیه السلام می فرماید: اَلغَضَبُ عَلى مَن تَملِکُ لُؤمٌ؛ بر زیردستان خشمگین شدن نشانه پَستى است. (بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۳۷۰، ح ۴)

مهار غضب با صبر و حلم

حال اگر کسی بخواهد غضب طبیعی خویش را مهار کند و یک واکنش طبیعی را مهار و مدیریت نماید، باید خود را تربیت کند؛ یعنی همان طوری که با اعمالی چون روزه شهوت غذایی و جنسی خویش را کاهش می دهد و اجازه زیادخواهی به نفس در این زمینه نمی دهد، هم چنین باید کاری کند تا خشم او مهار و مدیریت شود و از مرزهای حق به باطل نرود.

در آیات و روایات روش های برای مهار خشم و مدیریت آن بیان شده است. از جمله امام باقر علیه السلام می فرماید: اَیُّما رَجُلٍ غَضِبَ وَهُوَ قائِمٌ فَلْیَجْلِسْ فَاِنَّهُ سَیَذْهَبُ عَنْهُ رِجْزُ الشَّیْطانِ وَاِنْ کانَ جالِسا فَلْیَقُمْ… ؛ هر کس در حال ایستادن خشمگین شود، بنشیند که این کار به سرعت وسوسه شیطان را از او دور مى کند و اگر نشسته است، برخیزد. (بحارالأنوار، ج۷۳، ص ۲۶۴، ح۹)

در باب وجوب اجتناب المحارم در کتاب شریف وسایل شیعه آمده است که صبر در هنگام خشم بهترین کاری است که یک مومن خدا ترس و متقی انجم می دهد. اصولا کسی که تلاش می کند تا در چارچوب شریعت عمل کند بهترین مردم است؛ چنان که امام زین العابدین می فرماید: من عمل بما افترض الله علیه فهو من خیر الناس ؛ هر کسی به واجبات خداوند عمل کند او بهترین مردم است. امام صادق(ع) نیز در تفسیر آیه ۲۰۰ سوره آل عمران می فرماید: عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) فی قول الله عزّ وجلّ ( إصبروا وصابروا ورابطوا ) قال : اصبروا على الفرائض ، وصابروا على المصائب ، ورابطوا على الائمه ( علیهم السلام ) ؛ مراد از صبر کنید صبر بر واجبات و مراد از مصابره ، صبر بر مصیبت ها و مراد از مرابطه ، ارتباط با امامان معصوم(ع) است که باید حدود ایشان را حفظ کرد و حرمت ایشان را نگه داشت. آن حضرت (ع) از پیامبر(ص) نقل می کند که فرمود: اعمل بفرائض الله تکن اتقى الناس ؛ به واجبات خدایی عمل کنید تا با تقواترین مردمان باشید.