منت گذاری خدا و خلق

متهم کردن

در حالی که در ادبیات و فرهنگ ایرانی اسلامی منت گذاری به عنوان امری ناپسند مطرح است، اما یکی از نام های الهی منان است. البته این بدان معنا نیست که فرهنگ ایرانی اسلامی بر خلاف فرهنگ قرآنی شکل گرفته باشد، بلکه برخاسته از همان است، زیرا در قرآن، منت به دو بخش خوب و بد و پسند و ناپسند تقسیم می شود. خاستگاه و ریشه منت ارزشی و ضد ارزشی را باید در نوع استناد آن دانست، زیرا اگر منت از سوی خدا باشد ارزشی و اگر از سوی انسان باشد، ضد ارزشی است. از این تقسیم بندی قرآنی دانسته می شود که منت و منان از صفات و اسمای خاص الهی است و نمی توان در جایگاه اثباتی برای انسان به آن نگریست،‌ بلکه نسبت به خدا اثباتی و نسبت به انسان نفی است،‌ چنان که درباره تکبر گفته می شود، زیرا کبر و تکبر تنها سزاوار خدا است و از صفات نام های اوست.

سزاوری منت از خدای منان

واژه منت از ریشه «منن» مضاعفی است که بارها در قرآن به کار رفته است. این واژه قریب معنای قطع و بریدن است، اما تفاوت هایی هم دارد که آن را از بریدن جدا کرده است. منت به قطع و بریدنی خاص اطلاق می شود که از جمله مولفه ها و عناصر آن، برش کاملی است که هیچ گونه پیوندی بر جا نمی گذارد. این که خدا منان نامیده شده و این صفت برای او به عنوان اسما و صفات نیک و حسنای الهی مطرح شده، از این روست که خدا وقتی به کسی چیزی می بخشد، هیچ گونه انتظار و توقعی ندارد، اما این تنها ویژگی اصلی نیست، بلکه مهم تر از آن، بخشش و عطای الهی نیاز شخص را در آن امر از هر کسی برطرف می کند و دیگر نیازی است تا شخص برای دست یابی به آن چیز دست به سوی دیگری دراز کند. پس منت الهی قطع کامل شخص با عطا و بخشش بی توقع و انتظاری است که خدا به او می بخشد.

به سخن دیگر، خدا با بخششی بی هیچ انتظار و توقع از بخشیده شده، چیزی را به شخص می دهد که حتی بخشیده شده انتظارش را ندارد. این بخشش به گونه ای است که نیازها او را به تمام و کمال برآورده می کند تا شخص به کسی دیگر در آن چیز نیازی نداشته باشد.

در فرهنگ قرآنی ، به مرگ به سبب آن که قطع و بریدن کامل از دنیا است، منون می گویند، زیرا در خواب این بریدن کامل نیست و بازگشت نفس به بدن است، اما در هنگام مرگ، دیگر نفس به تن باز نمی گردد و توفی کامل نفس از سوی خدا انجام می شود.(زمر، آیه ۴۲) واژه منیه نیز در قرآن به همین معنا مرگ به کار رفته است که البته از ریشه دیگری است.

این که خدا از زبان کافران درباره پیامبر(ص) نقل می کند: أَمْ یَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ، بلکه آنها می‌گویند: «او شاعری است که ما انتظار مرگش را می‌کشیم!»(طور، آیه ۳۰) به همین معنا مرگ قطعی و بریدن کامل است. مجمع البیان مى‌ گوید: تربص به معناى انتظار مخصوص است، و آن اینکه فلان‌ چیزى که مورد تربص ما است دچار انقلاب و دگرگونى شده، حالش به حالى مخالف، برگردد، و کلمه” منون” و نیز کلمه” منیه”، هر دو به معناى مرگ است. کلمه” ریب” به معناى قلق و اضطراب است، و در نتیجه ریب المنون به معناى اضطراب مرگ است‌. حاصل معنا این است که: بلکه مى‌ گویند او یعنى رسول خدا (ص) شاعر است و ما منتظر مرگ او هستیم، تا بعد از مردنش یادش از دلها برود و اسم و رسمش فراموش شود، و ما از دست او راحت شویم.

از دیگر کاربردهای این واژه «من و سلوی» که اولی نوعی نوشیدنی شیرین و دومی پرنده لذیذ گوشت است، زیرا «من» در لغت به گفته بعضى قطرات کوچکى همچون قطرات شبنم است که بر درختان مى‏نشیند و طعم شیرینى دارد (مفردات الفاظ قرآن،‌ راغب اصهفانی، ماده من )، یا به تعبیر دیگر یک نوع صمغ و شیره‏ درختى با طعم شیرین است، و بعضى گفته‏اند طعم آن شیرین توام با ترشى بوده که اصطلاحا ملس می گویند.

انواع منت های الهی

چنان که گفته شد منت های الهی بخشش های بی انتظاری است که بی توقع چیزی از سوی خدا به خلق داده می شود و آنان را از غیر خدا بی نیاز می کند. در آیات قرآنی انواع و مصادیقی از منت های الهی بیان شده که شامل منت های مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی است. منت هایی چون اسلام و کتب آسمانی و ‍پیامبران از منت های معنوی الهی در دنیا به انسان است. تزکیه و تعلیم انسان در دنیا و آخرت و بخشش های مادی و معنوی در بهشت از دیگر منت های الهی است. در این جا به برخی از برجسته ترین منت های الهی و مصادیق آن ها اشاره می شود.

۱.      منت پیامبر و تزکیه و تعلیمات الهی: از منت های الهی در قرآن بارها یاد شده که مهم ترین آن ها ، همان منت بزرگ رسالت پیامبران و کتب آسمانی و  شریعت اسلام است. در این میان منت بزرگ خدا بر مومنان از همه شرایع اسلامی این است که پیامبر آخرالزمان را که همه در انتظارش بوده و به آن وعده داده بود، به سوی مومنان به ویژه کسانی که در ضلالت و گمراهی آشکار بودند، فرستاد تا بر آنان آیات قرآن کریم  تلاوت کرده و به تزکیه و تعلیم قوانین کتاب و حکمت های الهی اقدام کند.  خدا می فرماید: قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ، به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد که پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند. (آل عمران، آیه ۱۶۴)  از نظر قرآن هر چیزی از قوانین مکتوب عادلانه و حکمت های اخلاقی و رفتاری بلکه حتی حکمت های معرفتی هستی شناسی، بخشش و نعمتی الهی است که انسان می توانند بر اساس آن زندگی خویش را در دنیا سامان داده و آخرت خویش را بسازند. از نظر قرآن، اگر قانونی مطابق فطرت و طبیعت بشر بلکه محیط زیست در میان مردم است، چیزی جز قوانین الهی نیست و اگر قوانین نادرست و غلطی است قوانین غیر الهی است. همه قوانین اسلام در تمامی شرایع مطابق فطرت است.(روم، آیه ۲۱) فطرت نیز نرم افزاری الهی است که راه هدایت و رشد و شناخت حق و باطل و نیز گرایش به حق و گریزش از باطل را در نهاد هر انسانی نهادینه کرده است.(طه، آیه ۵۰ و نیز شمس، آیات ۷ تا ۱۰) پس دو نرم افزار درونی و بیرونی قابل نصب در انسان است که به عنوان حجت ظاهری و باطنی انسان را به کمال بایسته و شایسته اش رهنمون می کند. اگر منت الهی نبود، انسان نیاز به کسی یا چیزی داشت تا او را هدایت کند، اما منت الهی موجب شد تا دیگر نیازی به دیگری نباشد و خدا با منت خویش نیاز انسان به غیر را قطع کرد. پس در تعلیم انسان این تعلیم الهی است که انسان به همه چیز را می داند و بی نیاز و مقطوع از غیر شده است. در تزکیه و رشد و نمو کمالی نیز این منت الهی است که انسان را به کمال می رساند.(نور، آیه ۲۱)

۲.      منت اسلام و ایمان: از نظر قرآن، هر چند که هر انسانی در ذات خویش به منت الهی دارای ایمان فطری و هدایت باطنی است، اما اگر عنایت خاص الهی نباشد،‌ هیچ انسانی نمی تواند به درستی از هدایت فطری خویش بهره مند شود. این خدا است که با منت خویش زمینه و بستر ایمان آوری به حجت ظاهری را فراهم آورده است و انسان به حجت ظاهری و پیامبران و کتب آسمانی و قیامت با ایمان می آورد. از همین روست که خدا به صراحت می فرماید: اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ، خداست که با هدایت‏ کردن شما به ایمان بر شما منت مى‏ گذارد اگر راستگو باشید.(حجرات، آیه ۱۷) از آن جایی که نعمت اسلام و ایمان دارای مراتب است، خدا بر مومنان منت گذاشته(آل عمران، آیه ۱۶۴) و این نعمت را با ولایت علوی (ع) چنان اتمام و اکمال کرده که دیگر نیازی به هیچ کس و چیزی دیگر نباشد.(ما‌ٰیده، آیه ۳)

۳.      بهره مندی از نعمت های زمین: از دیگر منت های بزرگ الهی بر انسان این است که زمین را به گونه ای آفریده تا انسان بتواند همه نیازهای خویش را در آن  برآورده سازد(اسراء، آیه ۷۰) ، زیرا از سیاق این آیه به دست می آید که خدا در مقام امتنان به بشر به این مساله توجه داده است.(المیزان، ج ۱۳، ص ۱۵۵۵)

۴.      منت بر پیامبران: از نظر قرآن، انتخاب پیامبران به عنوان پیامبر خود منتی بر ایشان است تا ایشان را از دیگران در هدایت بی نیاز کند. خدا می فرماید: قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَمُنُّ عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا کَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِیَکُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ، پیامبرانشان به آنان گفتند: ما جز بشرى مثل شما نیستیم، ولى خدا بر هر یک از بندگانش که بخواهد منت مى ‏نهد و ما را نرسد که جز به اذن خدا براى شما حجتى بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. (ابراهیم، آیه ۱۱) از جمله منت هایی که خدا بر پیامبران گذاشته می توان به نجات آنان از قتل در کودکی، صنعت و ساختن انسانی و پرورش ویژه و مانند آن ها اشاره کرد.(طه،‌ آیات ۳۷ تا ۴۱)

۵.      منت بر مستضعفان و حاکمیت آنان: از نظر قرآن حکومت جهانی و نهایی از آن صالحان (انبیاء، آیه ۱۰۵) است که در آن زمان صالحان از مستضعفان که حق ایشان تضییع و مظلوم نه منظلم بودند، با قیام مردمی و اجرای عدالت قسطی به حاکمیت می رسند(نور، آیه ۵۵) و عدالت قسطی جهانی به عنوان فلسفه رسالت پیامبران و انزال کتب آسمانی تحقق می یابد.(حدید، آیه ۲۵) از همین روست که خدا هم چنان که مستضعفان یهودی تحت حاکمیت مستکبران فرعونی را بر فرعونیان پیروز گرداند، هم چنین در آینده این حاکمیت را به مستضعفان از صالحان می دهد. خدا می فرماید: وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا یَحْذَرُونَ، و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست‏ شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم و در زمین قدرتشان دهیم و از طرفى به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از جانب آنان بیمناک بودند بنمایانیم.(قصص، آیات ۵ و ۶)

۶.      منت آزادی: از نظر قرآن، بزرگ ترین مصیبت بشر گرفتاری با افراد نادان و حاکمان جاهل و سلطه بیدادگران و مستکبران است. از منت های بزرگ الهی رهایی انسان ها از شرور چنین وضعیتی است، چنان که بنی اسراییل و حضرت موسی و هارون علیهما السلام را نجات داد. خدا می فرماید: وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ وَنَجَّیْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ وَنَصَرْنَاهُمْ فَکَانُوا هُمُ الْغَالِبِینَ، و در حقیقت بر موسى و هارون منت نهادیم و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانیدیم و آنان را یارى دادیم تا ایشان غالب آمدند.(صافات، ‌آیات ۱۱۴ تا ۱۱۶) هم چنین خدا در آیاتی از منتی چون رهایی از حاکمیت و سلطه فرعونیان و رهایی از قتل و بازگشت به مادر و مانند آن ها اشاره می کند و می فرماید: وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَیْکَ مَرَّهً أُخْرَىِ …، و به راستى بار دیگر [هم] بر تو منت نهادیم…( طه، آیات ۳۷ تا ۴۱)

۷.      قوانین روشن: از نظر قرآن، یکی از بزرگ ترین منت های الهی بر بشریت قوانین روشنی است که زندگی آنان را سامان می دهد. (آل عمران، آیه ۱۶۴) خدا در آیاتی دیگر نیز این منت بزرگ را به اشکال گوناگون تبیین می کند و مثلا خطاب به موسی و هارون(ع) می فرماید: وَآتَیْنَاهُمَا الْکِتَابَ الْمُسْتَبِین، و آن دو را کتاب روشن دادیم.(صافات، ‌آیه ۱۱۷) باید توجه داشت که در اصطلاح قرآنی در بیش تر موارد کتاب به قوانین مکتوب اشاره دارد،‌ مانند قوانین نماز و روزه و مانند آنها.

۸.      صراط مستقیم: از منت های بزرگ الهی ،‌ صراط مستقیم اسلام است.(حجرات، آیه ۱۷‌و نیز آل عمران،‌ آیه ۱۶۴) خدا در جایی دیگر می فرماید: وَهَدَیْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ، و هر دو را به راه راست هدایت کردیم.(صافات، ‌آیه ۱۱۸)

منت ناپسند انسانی

از نظر قرآن،‌ منت از سوی انسان به معنای نوعی سرکوفت به بخشیده شده است. این که انسان حتی مالی به دیگری بدهد تا نیازی به دیگری بریده شود، نباید آن را چماقی برای سرکوفت و منت گذاری قرار دهد و بگوید من بودم که تو را از دیگری بی نیاز کردم. برخی از مردم حتی گام فراتر می نهد و بر خدا منت می گذارد که اسلام و ایمان آورده اند.

به هر حال، از نظر قرآن برخی از مصادیق منت که انسانی امری ضد ارزشی است. از جمله این موارد و مصادیق می توان به این ها اشاره کرد:

۱.      منت گذاری ایمان و اسلام آوری: برخی از تازه مسلمانان بر پیامبر(ص)‌منت می گذاشتند که اسلام آورده اند. خدا این نگرش آنان را نقد کرده و می فرماید: یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ، از این که اسلام آورده‏ اند بر تو منت مى ‏نهند بگو بر من از اسلام‏آوردنتان منت مگذارید، بلکه این خداست که با هدایت‏ کردن شما به ایمان بر شما منت مى‏ گذارد، اگر راستگو باشید. (حجرات، آیه ۱۷)

۲.      منت در اعمال صالح: از دیگر منت های زشت و ضد ارزشی می توان به منت در کارهای خیر و  صالح اشاره کرد. این که شخص وقتی مالی را انفاق می کند و یا کاری خیر می کند و مشکلی از دوش کسی بر می دارد در همان زمان یا بعدا بر او منت گذارد و به شکل مستقیم یا غیر مستقیم بگوید من فلان کار را برایت انجام دادم. از نظر قرآن چنین رفتاری مانند لگد زدن گاو شیرده به زیر ظرف شیر است که همه را بر زمین می ریزد. همان طوری که ریا اخلاص عمل را به شرکت تبدیل می کند و خدا آن را نمی پذیرد. هم چنین اگر کسی منت گذاری داشته باشد آن عمل از خلوص و اخلاص بیرون رفته و خدا چنین عملی را به سبب بی تقوایی فرد نمی پذیرد،‌زیرا خدا تنها اعمال صحیح و صالح را از متقین می پذیرد.(مایده ، آیه ۲۷) بر اساس آموزه های قرآنی، منت گذاری نه تنها از نظر اخلاقی زشت و ناپسند، بلکه از نظر فقهی حکم آن حرمت و گناه است. از این روست که به صراحت در قرآن از این رفتار و به عنوان فعل مکلفین از آن نهی شده است. خداوند می فرماید: وَ لَا تَمْنُن تَسْتَکْثر: به هنگام انفاق ، منت مگذار(مدثر، آیه ۶) خداوند متعال هم چنین در ایه ۲۶۴ سوره بقره در مورد بخشش بی‌منت چنین فرمان داده و فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدًا لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ». درجایی دیگر نیز می فرماید: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ کسانى‌که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌‏کنند، سپس در پى آن‌چه انفاق کرده‏‌اند، منّت و آزارى روا نمى‏‌دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است‏، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‏‌شوند» و در آیه ۶ سوره مدثر آمده است: «وَلَا تَمْنُن تَسْتَکْثِرُ؛ و منت مگذار و فزونى مطلب» که امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرموده است: «کار نیکی را که برای خدا انجام می‌دهی هرگز زیاد مشمر». از نظر قرآنی کسانی به منت گذاری رو می آورند که یا قصد تفاخر دارند یا تحقیر(شعراء،‌ آیه ۱۸،‌المیزان ، ج‏۱۵، ص۲۶۰ و ۲۶۱)

البته در قرآن یک منت از سوی انسان امری پسندیده دانسته شده است و آن منتی است که انسان بر کافر حربی می گذارد و او را اسیر می کند و در میدان جهاد هنگامه پیروزی و غلبه بر دشمنان گردن نمی زند.

داوند می فرماید: «فَإِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها؛ «و هنگامى که با کافران (جنایت ‏پیشه) در میدان جنگ رو به­رو شدید، گردنهایشان را بزنید، تا به اندازه­ی کافى دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت نهید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادى از آنان فدیه بگیرید، تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد…» (محمد، آیه۴)

در این آیه ابتدا سخن از کشتن کفار و اسیر کردن آنهاست، اما بعد از بیان این دستورات الهی، سخن از آزاد سازی به میان آورده، چرا که این امر می­تواند موجب تغییر در نوع فکر اسراء کفار و گرایش قلوب آنها به سوی اسلام باشد.( صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۵ش، چاپ دوم، ج‏۲۷، ص۸۷و۸۸)

دستور کشتن مربوط به زمانی است که هنوز جنگ خاتمه نیافته و ادامه دارد، امّا دستور اسیر گرفتن آنها مربوط به بعد از در هم شکستن قطعی دشمن است؛ چون اقدام به اسیر کردن سربازان دشمن، قبل از در هم شکستن آنها، موجب تزلزل سپاه اسلام و باز ماندن از وظیفه­ی اصلی آنها می­گردد و حکم آزاد سازی اسیران مربوط به زمانی است که جنگ به طور کامل خاتمه یافته است. لذا خداوند دستور می­دهد تا زمانی که توان مقابله­ی دشمن از بین نرفته و جنگ به طور کامل نخوابیده، باید کشتار و اسارت دشمن تداوم داشته باشد.( تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص۳۹۹-۴۰۱)