ممنوعیت استثمار و بهره کشی از مردم

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع انسانی برای آن ایجاد شده تا مجموع افراد آن نیازهای مادی و معنوی خود را از طریق بهره گیری متقابل از یک دیگر تامین کنند؛ زیرا هر انسانی دارای توانایی فکری و رفتاری خاصی است که او را از دیگر متمایز می کند؛ این گونه است که با ایجاد نقش ها بر اساس توانایی ها می توان جامعه متوازن و متعادل ایجاد کرد تا هر کسی از عدالت قسطی برخوردار شده و سهم و قسط خود را از همه مواهب الهی مادی و معنوی بردارد و از آن برای رسیدن به اهداف دنیوی و اخروی بهره گیرد. استخدام و به خدمت گیری و تسخیر جهان و جامعه یک امر طبیعی و ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما این امر نمی بایست به خروج فرد یا گروه یا جامعه ای از حدود و مرزهای معقول و مقبول بهره گیری از یک دیگر شده و به سوء استفاده تبدیل شود. از این روست که اسلام استثمار و بهره کشی در قالب سوء استفاده را ممنوع کرده است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، علل و آثار و احکام آن را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی استثمار

واژه استثمار از واژه عربی «ثمر» به معنای میوه و انواع مال است.(نگاه کنید: ترتیب کتاب العین؛ لسان‌العرب؛ ذیل واژه ثمر) واژه استثمار در عربی به معنای سرمایه گذاری، بهره برداری، سودجویی و بهره کشی به کار رفته است.

در کاربردهای امروزی به ویژه در زبان فارسی، استثمار، به معنای بهره‌کشى یک طرفه(فرهنگ اصطلاحات معاصر، نجفعلى میرزایى، ص‌۶۱‌.) و کسى را به کارى واداشتن و از دستْ رنج او بهره بردن به کار رفته است.( فرهنگ فارسى معین.) هم چنین این واژه به معنای استفاده از موفقی ، سوء استفاده از دیگران، بهره بردارى ، انتفاع ، استخراج نیز به کار می رود.

در کاربردهای سیاسی و اقتصادی، استثمار یا بهره‌کشی (به انگلیسی: Exploitation of labour) به معنای استفاده از ثمرهٔ کار دیگری و نیز به دست آوردن مجانی محصول کار یک فرد از جانب فردی است که صاحب خصوصی وسائل تولید است. بهره‌کشی در نظام‌های اجتماعی-سیاسی مختلف، اشکال مختلفی به خود می‌گیرد. چنان‌که در دوران فئودالیسم، استثمار اقتصادی به معنای برداشت ثمرهٔ کار کشاورزان توسط اربابان بوده است؛ چنان که گرفتن محصول کار اضافی و بعضی اوقات حتی قسمتی از کار لازم از دیگر مصادیق استثمار از دیگری است.

امروزه در نظام سرمایه‌داری غربی که گفتمان جهانی شده، استثمار و بهره‌کشی به شکل استخراج ارزش اضافی کار کارگر به دست طبقهٔ سرمایه‌داران صنعتی انجام می شود.(نگاه کنید: فرهنگ اندیشهٔ مارکسیستی- اثرویلیم باتومور- ترجمه اکبر معصوبیگی- نشر بازتب نگار- چاپ اول ۱۳۸۸-ص۶۰)

در حقیقت نوع پیشرفته و شکل نرم استثمار جای استثمار سخت را گرفته است. امروزه در نظام سرمایه داری مالکیت خصوصی سرمایه داران وسیله استثمار و بهره کشی از کارگران و زحمتکشانی است که به اصطلاح مختار و آزاد هستند و به ظاهر تحت مالکیتی نیستند ولی نیروی کارشان وسیله استثمار صاحبان سرمایه است . امروز کسی به عنوان برده و رعیت شناخته نمی شوند، ولی برده داری نرم و پیشرفته ای جایگزین آن شده تا افراد به اراده آزاد و اختیار خویش، نیروی کار را در اختیار سرمایه داران قرار دهند، بی آن که حق کامل آنان از سوی سرمایه داران داده شود.

امروزه، استثمار و بهره کشی جنسی از زنان و کودکان به عنوان یک پدیده و آسیب اجتماعی مطرح است و عدالت خواهان بر آن هستند تا به اشکال گوناگون با آن مبارزه کنند.

استثمار گناهی بزرگ

هر چند در قرآن واژه استثمار به این معنا به کار نرفته است ؛ ولی می توان از واژه‌هایى چون «استحیا» و مشتقّات آن، و هم چنین واژه «عبّدت»، و نیز عبارت‌هایى مانند: «لاتکرهوا فتیاتکم على البغاء»، «لایحل لکم أن ترثوا النساء کرهاً» و «لتبتغوا عرض الحیوه الدنیا» مفهوم استثمار اصطلاحی را به دست آورد؛ زیرا این جملات و عبارات مفید بهره‌کشى ظالمانه ای است، که خدا از آن نهی کرده است.

از نظر قرآن، هر انسانی آزاد و مختار آفریده شده و کسی حق ندارد، تا حق طبیعی آزادی انتخاب را از وی سلب کند، مگر آن که بر اساس چارچوب های قانونی به عنوان مجرم محدویت هایی برای آزادی افراد اعمال می شود.

هر چند که انسان ها برای تامین نیازهای عاطفی و معنوی و نیز مادی خود نیازمند تسخیر و به کارگیری دیگران هستند؛ ولی این عمل باید با رضایت طرفین باشد؛ زیرا هرکسی مالک خویش در همه ابعاد است. بنابراین استفاده از ملک دیگری تنها با رضایت شدنی است. پس استفاده باید در قالب یکی از اقسام معاملات همانند اجاره انجام گیرد و شخص موجر باید اجاره اجیر را پرداخت کند. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است (نساء، آیه ۲۹)

از نظر قرآن ، رضایت دو طرف بر چارچوب معروفی است که خردمندان جامعه آن را معقول و مقبول می دانند؛ به این معنا که افراط و تفریطی در آن نباشد و اجحاف و کوتاهی در حق طرفین رخ ندهد. چنین رویه ای برای تزکیه نفوس و تطهیر آن بهتر است و جامعه به جامعه اخلاقی در سطح محاسن بلکه مکارم اخلاقی ارتقا می یابد.(بقره، آیه ۲۳۲)

پس اگر کسی دیگری را اجیر کرد باید اجرت وی را بر اساس عرف جامعه پرداخت نماید و حق کسی را تضییع نکند. اجرای عدالت قسطی و انصاف در این موارد بیانگر حرکت جامعه در مسیر کمال یابی و اخلاق مداری است.(نساء، آیات ۲۴ و ۲۵؛ حدید، آیه ۲۵)

بنابراین، اگر کسی بر اساس اصول رضایت طرفین و تراضی و مانند آن ها، عمل نکرد و به زور یا تزویر، ملک را از مالک آن گرفت و سوء استفاده و بهره کشی کرد، برخلاف اصول تجارت و معامله عمل کرده و باید مجازات آن را به عنوان گناه و در برخی از موارد به عنوان جرم بپردازد و مجازات قانونی را در قالب حقوقی و کیفری در دنیا به جان بخرد. خداوند به عنوان نمونه در آیه ۳۳ سوره نور و ۱۹ سوره نساء از بهره کشی جنسی زنان نهی کرده است.

استثمارگری حاکمان ظالم

از نظر قرآن، طبقه حاکم بر جامعه، در شرایطی قرار می گیرند که احتمال استثمار و بهره کشی از سوی آنان بیش تر از دیگران است.

حکومت ها به سبب قهر و غلبه ای که اقتدار و قدرت مشروع و قانونی یا زور و خشونت غیر قانونی به آنان می دهد، در معرض استثمارگری از مردم و شهروندان خود هستند. حکومت های استبدادی به سبب قهر و غلبه مطلق و عدم پاسخ گویی در برابر خلق و در ظاهر خالق، گرایش به استثمار دیگران پیدا می کنند.

به عنوان نمونه دولت مستبد و مستکبر فرعونی، به سبب قهر و غلبه بر مردم سبطی مصر، بهره کشی جنسی زنان رو آورده بود و آنان را به بی حیایی می کشاند تا در جامعه به خودفروشی رو آورند یا آنان را مجبور به زنا و رفتارهای جنسی می کردند.(اعراف، آیه ۱۲۷؛ قصص، آیه ۴)

از نظر قرآن، علو و برتر جویی فرعون و حکومت فرعونی از یک سو(قصص، آیه ۴) و قهر و غلبه بر مردم سبطی مصر(اعراف، آیه ۱۲۷) دو عامل مهم در بهره کشی جنسی زنان از سوی فرعونیان بوده است.

به نظر می رسد که عامل سوم در بهره کشی جنسی زنان از سوی حکومت فرعونی، عامل بردگی و بندگی بوده است؛ به این معنا که فرعونیان و قبطیان، سبطیان از اهالی مصر را به عنوان برده به کار گرفتند و در این میان زنان سبطی نیز به عنوان برده جنسی مورد استفاده و استثمار و بهره کشی قرار گرفته بودند. تاکید حضرت موسی(ع) و گوشزد ایشان به فرعون با عبارت « عبّدتّ بنى إسرائیل» (شعراء، آیه ۲۲) بیانگر این معنا است که سبطیان از نظر فرعونیان به عنوان برده مورد استفاده قرار می گرفتند و سیاست اعمالی آنان نسبت به زنان، بردگی جنسی بوده است.

در راستای همین سیاست بهره کشی و بردگی جنسی از زنان سبطی، فرعونیان سیاست قتل مردان را در دستور کار خود قرار داده تا این گونه بتوانند با افزایش جمعیت زنان سبطی و کاهش مردان، مقاصد جنسی خود را برآورده سازند.(قصص، آیه ۴؛ غافر، آیات ۲۴ و ۲۵) باید توجه داشت که زنان سبطی نسبت به قبطی از نظر زیبایی و سپیدی برتری داشتند و مورد استقبال مردان قبطی بودند.

البته از نظر قرآن، حاکمانی به سمت بهره کشی در قالب های گوناگون بردگی کاری و بردگی جنسی مردم کشیده می شود که از خودبرتری، استبداد و خودکامگی ، قهر و غلبه و نیز افساد برخوردار باشند. فرعون و فرعونیان چون مفسدان در زمین بودند به قتل مردان و استثمار جنسی از زنان گرایش یافتند.(قصص، آیه ۴)

استثمارگری سرمایه داران ستمگر

از دیگر گروه هایی اجتماعی که به استثمار و بهره کشی از دیگران گرایش دارند، سرمایه داران جامعه هستند. از نظر قرآن سرمایه داران ستمگر جامعه، با استفاده از قدرت مالی خود همانند حاکمان ستمگر که از قدرت نظامی سود می بردند، به استثمار مردم رو می آورند و مردم را برده و بنده خویش می سازند.

سرمایه داران ستمگر تنها به بهره کشی از نیروی کار مردم بسنده نمی کنند، بلکه همانند حاکمان زورگو، به بهره کشی جنسی از زنان نیز گرایش دارند؛ چنان که قارون به عنوان نماد سرمایه دار ستمگر، در کنار فرعون نماد حاکم زورگو و مستبد، به استثمار و بهره کشی جنسی زنان سبطی که از قوم خویش بود رو آورد.(غافر، آیات ۲۳ و ۲۵)

استثمارگری دانشمندان ستمگر

سومین گروه و طبقه اجتماعی که گرایش به سوء استفاده از مردم و بهره کشی از آنان دارد، گروه دانشمندان ستمگر هستند. از نظر قرآن، این گروه در کنار دو گروه دیگر، به گونه ای رفتار می کنند تا مردم در شرایطی قرار گیرند که دیگران از آنان بهره کشی کنند.

هامان از دانشمندان دستگاه فرعونی در کنار قارون بر آن بود تا زمینه استثمار برای دو گروه و از جمله گروه خویش فراهم آید. در آیات ۲۳ و ۲۵ سوره غافر، استثمارگران ستمگر شامل طبقه زور و زر و تزویر دانسته شده است. طبقه حاکم زورگو در کنار طبقات زر زورگو قرار دارند و در این میان طبقه تزویر با دانش خویش تلاش می کند تا راه را برای دو گروه پیشین فراهم کند و زمینه و بستری را برای سلطه و استثمار دو طبقه پیشین و خود و یارانش تهیه نماید.

هماره این دانشمندان هستند که با توجیهات فلسفی و علمی تلاش می کنند تا مردم را در خدمت دشمنان انسانیت در آورند. امروز نیز این دانشمندان هستند که با علومی چون روان شناسی و جامعه شناسی به تخدیر اذهان و قلوب مردم می پردازند و زمینه را برای بهره کشی اصحاب زر و زور و تزویر فراهم می آورند.

عوامل و زمینه های استثمار

با توجه به مطالب گذشته شاید بتوان به سادگی این عوامل و زمینه ها را شناخت. در این جا به مهم ترین عوامل و زمینه های استثمار و بهره کشی از نظر قرآن اشاره می شود. این عوامل و بسترها عبارتند از:

  1. دنیاطلبی: از نظر قرآن کسانی که تنها خواهان دنیا هستند و بر اصالت لذت تاکید دارند، گرایش به استثمار دیگران پیدا می کنند.(نور، آیه ۳۳) این افراد ممکن است اهل اسلام باشند و حتی به معاد و آخرت اعتقاد داشته ، ولی علاقه و گرایش شدید آنان به دنیا موجب می شود تا بر خلاف اصول اخلاقی و انسانی به استثمار دیگران به ویژه بردگان زن برای کسب درآمد اقدام کنند.(همان)
  2. کفر: از دیگر عوامل مهم در ایجاد روحیه و گرایش به استثمار در انسان باید به مساله کفر اشاره کرد؛ زیرا کسانی که به خدا و قیامت کافر هستند، تنها به دنیا و مادیات و لذات آن گرایش دارند. از این رو، بی آن که احساس خطری کنند و ترسی از قیامت و مواخذه و مجازات آن داشته باشند، بر اساس دنیاخواهی و اصالت لذت، به استثمار دیگران اقدام می کنند.(غافر، آیه ۲۵)
  3. فسادگری: گرایش به فساد و افساد از سوی افراد موجب می شود تا ایشان به استثمار دیگران بپردازند. مفسدان کسانی هستند که تنها فساد نمی کنند، بلکه با گسترش دامن فساد و وادارکردن دیگران به فساد و هنجارشکنی زمینه را برای کارهای زشت خویش فراهم تر می کنند.(قصص، آیه ۴)
  4. قهر و غلبه: از نظر قرآن، یکی از عواملی که موجب می شود تا گروهی به استثمار دیگری بپردازند، قهر و غلبه بر آن فرد یا گروه و یا جامعه است.(اعراف، آیه ۱۲۷)
  5. برده سازی ناروا: از دیگر عواملی که موجب استثمار و بهره کشی از سوی شخص یا گروه می شود، برده سازی دیگران با استفاده از ابزارهای نادرست و ناروا است.(شعراء، آیه ۲۲) تاکید بر ابزارهای نادرست از آن روست که کافر حربی که در جنگ اسیر می شود، ملک دولت اسلامی و برده محسوب می شود و استثمار از وی به عنوان ملک طلق، جایز و روا است.(نگاه کنید: احکام اسیر و برده )
  6. علو و برترجویی: از دیگر عوامل استثمار و بهره کشی از مردم می توان به علو و برترجویی افراد زورگو اشاره کرد که خود در مقام خدایی می بینند و مردم را ملک طلق خود می دانند.(قصص، آیه ۴)
  7. استضعاف: از نظر قرآن استضعاف مردم از سوی مستکبران زمینه ساز بهره کشی آنان از سوی مستکبران است.(قصص، آیه ۴)
  8. استکبار: از نظر قرآن استکبار خود عاملی برای استضعاف مردم و بهره کشی از آنان است.(همان)
  9. تفرقه: از دیگر عوامل بستر ساز برای استثمار از مردم می توان به تفرقه در میان آنان اشاره کرد. از نظر قرآن کسانی که گرفتار تفرقه و اختلاف می شوند، زمینه را برای سلطه مستکبران و ستمگران و سوء استفاده و استثمار آنان فراهم می آورند.(همان)
  10. ثروت و رفاه زیاد: از دیگر عوامل استثمار از مردم، ثروت و رفاه زیاد است. اصولا اصحاب زر به سبب ثروت و رفاه زیادی به اتراف و اسراف و تبذیر کشیده می شوند. این گونه است که جرم و جنایت و هنجار شکنی در میان آنان رواج می یابد. قارون نمادی از مردمی رفاه زده و سرمایه دار مترف است که به استثمار به ویژه جنسی زنان گرایش یافت.(غافر، آیات ۲۳ تا ۲۵)
  11. تزویرگری: از دیگر بسترهایی است که سبب می شود تا اشخاص به استثمار دیگران رو آورند. هامان از دانشمندانی است که با استفاده از علم و دانش خویش مردم را فریب داد و زمینه را برای سوء استفاده زورمداران و زرمداران فراهم آورد.(همان)

راه های نجات از استثمار و استثمارگران

یک جامعه ایمانی و آرمانی ، جامعه ای است که مردم آن از هر طبقه از طبقات اجتماعی ، از حقوق طبیعی و قانونی خود بهره مند شوند و کسی از ایشان سوء استفاده نکند و خود نیز به استثمار از دیگران گرایش و تمایلی نداشته باشد. پس هم باید کسانی که استثمارگر هستند در مسیر درست قرار گیرند و هم استثمارشدگان باید مسیر درست را یافته و در مسیر راست قرار گیرند.

از نظر قرآن همه کسانی که به نوعی گرفتار استثمار هستند، باید راه هایی را برگزیند تا ایشان را از این مصیبت رها سازد. پس چه استثمارگر و چه استثمار شده باید این راه ها را در نظر گیرند:

  1. تقوای الهی: اصولا استثمارگر و استثمارشده گرفتار بی تقوایی هستند؛ زیرا اگر تقوا می داشتند نه استثمارگر می شدند و نه خداوند اجازه می داد تا گروهی ایشان را استثمار کنند.(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸ و آیات دیگر)
  2. مبارزه با صبر و شکیبایی: استثمارشدگان باید در برابر ظلم بیایستند و با مبارزه در کمال صبر و شکیبایی ، امید داشته باشند تا روزی از شر مستکبران و استثمارکنندگان رها شوند.(همان) بنابراین، صبوری به معنای این نیست که تن به ذلت داده و آن را بپذیرد، بلکه به معنای مقاومت همراه با شکیبایی و صبوری است تا به هدف برسد.
  3. استعانت و استمداد از خدا: خداوند در آیات ۱۲۷ تا ۱۲۸ سوره اعراف از استثمارشدگان می خواهد تا از خداوند استعانت و یاری بجویند تا ایشان را نجات دهد. بنابراین، با توکل باید حرکتی را انجام داد و با استعانت جویی به مبارزه برخاست و تن به ذلت استثمار نداد. قیام علیه ظلم خوب است هر چند ممکن است به نتیجه ای به ظاهر نرسد، زیرا انسان مظلوم که تلاش می کند، محبوب است ؛ اما منظلم کسی است که تن به ظلم می دهد و بی هیچ مبارزه و استعانت جویی آن را می پذیرد. چنین کسی از نظر اسلام انسانی گناهکار همانند ظالم است.