ملکات متقین از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدف از فلسفه و سبک زندگی قرآنی – اسلامی، کسب تقوای الهی است که پله پرش به مقام قرب الهی و قرارگیری در مقام مظهریت در ربوبیت و پروردگاری به عنوان خلیفه الله است. اما از آن جایی که ایمان و تقوا و مانند آنها دارای مراتب و درجات تشکیکی است، آن چه هدف اصلی است، رسیدن انسان به مقام «متقین» است که به معنای تحقق تقوا به عنوان ملکه و مُقوّم است، به طوری که تقوای الهی جزئی از هویت ذاتی شخص شده باشد.

پرسش این نوشتار و مطلب آن است که متقین چه چیزهایی را در خود به عنوان ملکه و مقوم ذاتی در می آورند که از آنها به عنوان متقین یاد می شود. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مراتب و درجات تشکیکی تقوای الهی

از نظر قرآن، تقوای الهی که هدف عبادت بر اساس آموزه های وحیانی اسلام است(بقره، آیه ۲۱)، با عمل و ترک مجموعه ای از اوامر و نواهی الهی به دست می آید که قلب سلیم با تعقل و نقل وحیانی به دست می آورد؛ زیرا فطرت انسان به گونه ای است که حق و باطل را می تواند بشناسد و به طور فطری گرایش به حق و گریزش از حق دارد؛ اما از آن جایی که همه امور هستی از این طریق به طور کامل قابل کشف نیست، بنابراین، در این موارد با مراجعه به وحی، آن دسته علوم غیر قابل دست یافتنی، دانسته می شود.(بقره، آیه ۱۵۱) البته این علوم غیر قابل دست یافتنی از طرق عادی، با فطرت انسانی و قلب سلیم و داشته هایش هماهنگ است و قلب سلیم آن را به آسانی درک و فهم کرده و می پذیرد.(روم، آیه ۳۰)

از آن جایی که در ساحت اندیشه و انگیزه، انسان ها دارای تفاوت هایی هستند، و هم چنین از آن جایی که انسان هماره در صیرورت و شدن های پیاپی بر اساس اندیشه و انگیزه است، تقوایی که در افراد ایجاد می شود یکسان نیست؛ چنان که تقوا در یک فرد در آغاز حرکت تا انتهای سیر آن نیز یکسان نخواهد بود؛ زیرا هماره در صیرورت و هر از گاهی در ساحت انقلاب قرار می گیرد که تحولات کمی و کیفی شگفتی در شخص ایجاد می شود.(اعراف، آیه ۱۲۵؛ زخرف، آیه ۱۴)

همین تفاوت ها و صیرورت ها و انقلاب ها موجب می شود تا برای اموری چون ایمان و تقوا درجات و مراتبی باشد که بیانگر ضعف و شدت آن است. بر همین اساس از ایمان و تقوای عام، خاص و اخص سخن به میان می آید که با عدالت تقابلی، احسان عفوی و اکرام ایثاری هماهنگ بوده و خروجی هایی چون علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین مبتنی بر مراتب و درجات ایمان و تقوا خواهد داشت.(مائده، آیه ۹۳؛ آل عمران، آیه ۱۰۲؛ بقره، آیات ۱۹۴ و ۲۳۷؛ حشر، آیه ۹؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷؛ واقعه، آیه ۹۵)

از نظر قرآن، هر فردی که گام در مسیر تقوای فطری سپس تقوای تشریعی می گذارد، اموری را با اندیشه و انگیزه انجام یا ترک می کند که در ساحت احکام، قوانین و اخلاق اسلامی بیان شده است. این فعل و ترک در هر چیزی چندان تکرار می شود تا جایی که به شکل ملکه در می آید، به طوری که خواسته و ناخواسته آن را انجام یا ترک می کند. اشتداد این ملکات در نفس انسانی تا جایی ادامه می یابد، که قوام بنیادین شخصیت، آن صفات است، به طوری که مثلا می گویند: زید عدل. به این معنا که قوام شخص زید با عدل است. پس او نه تنها عدل بلکه تجسم عینی حقیقت و صفتی به نام عدل است. خدا در آیات قرآنی بیان می کند که برخی از افراد در عدالت قسطی این گونه هستند که به قسط «قیام» می کنند(حدید، آیه ۲۵)، اما برخی دیگر، نه تنها بدان قیام می کنند، بلکه «قوامین بالقسط» هستند تا جایی که اگر بخواهیم گواهان و شاهدان عینی و تجسمی از خدا داشته باشیم به اینان که همه وجودشان «قسط» است، اشاره می کنیم.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) اینان نه تنها اهل اقامه قسط هستند، بلکه خود حقیقت عدالت قسطی هستند؛ زیرا قیام وجودی آنان به قسط است.

پس از نظر قرآن، فرد متقی می بایست صفاتی را در خود چنان تقویت کند که آن صفت ملکه بلکه مقوم ذات و هویتی او شود. البته همه صفات نیک و فضایل اخلاقی می بایست در متقی این گونه باشد، اما برخی از صفات بسیار مهم تر است که می بایست ملکه یا مقوم ذاتی او شود.

مهم ترین ملکات و مقومات متقین از نظر قرآن

از نظر قرآن، متقین کسانی هستند که صفاتی را در خود ملکه و مقوم ذاتی خویش ساخته اند. این صفات شامل نفی و اثبات است؛ یعنی چنان نسبت به منکرات و صفات ناپسند اجتناب دارند که هرگز نمی توان از آنان انتظار مثلا ظلم و بی عدالتی، زنا، شراب، و مانند آنها را داشت؛ چنان که در معروف و صفات نیک چنان ترقی و رشد کرده اند که نه تنها عادل، بلکه عدل هستند.

در آموزه های وحیانی قرآن، از این صفات که ملکات متقین شده به شکل اسم یاد شده نه فعل؛ یعنی نمی گویند که آنان «احسنو» یا «یحسنون» بلکه می گوید: محسنین. چنان که درباره متقین نیز به اسم یاد می شود، نه «اتقو» یا «یتقون»؛ زیرا وقتی چیزی به شکل صفت دایمی و اسمی در نیامده باشد، ممکن ترک شود، از همین روست که ممکن است امروز «عملوا الصالحات» و بلکه حتی «یعملون الصالحات» باشد، ولی صالح و صالحین نباشد؛ زیرا حتی به شکل استمراری که در فعل «یعملون» بیان شده، احتمال آن است که ترک شود، وجود دارد؛ اما وقتی صفتی اسم شود به معنای آن است که آن صفت به عنوان ملکه در چنین شخصی ثابت است و دست خوش تغییرات نمی شود.

از نظر قرآن، مهمترین ملکاتی که متقین آن را دارا می شوند عبارتند از:

  1. احسان: از نظر قرآن، مرتبه احسان خود دارای دو مرتبه احسان عفو (بقره، آیه ۲۳۷) و احسان ایثار یعنی همان اکرام است.(حشر، آیه ۹) متقی کسی است که احسان را ملکه خود ساخته است. از همین روست که از او به عنوان «محسنین» به شکل اسمی یاد می شود.(آل عمران، آیات ۱۳۳ و ۱۳۴؛ زمر، آیات ۳۳ و ۳۴؛ ذاریات، آیات ۱۵ و ۱۶)
  2. استغفار: طلب استغفار و غفران به معنای قرارگیری در شرایطی است که از هر گونه پیامدهای حاضر و آتی و فعلی و احتمالی کاری در امان باشد؛ زیرا هر کاری پیامدهایی دارد که می تواند برخی از آنها زیانبار باشد؛ بنابراین غفران الهی می تواند آن را دفع و رفع نماید و جلب منفعت نماید.(فتح، آیات ۱ و۲) متقی کسی است که استغفار برای او به شکل اسمی ملکه شده است و خدا از آنان به عنوان «مستغفرین» یاد می کند.(آل عمران، آیات ۱۵ تا ۱۷)
  3. تسلیم: اسلام به معنای تسلیم دربرابر خدا و اطاعت اوامر و نواهی اوست که با عقل و نقل کشف می شود. شخص متقی کسی است که در برابر خدا مسلم است و خدا از او به عنوان مسلمین یاد می کند.(زخرف، آیات ۶۷ و ۶۷)
  4. قنوت: قنوت به معنای تسلیم و اطاعت خالص و کامل و تمام همراه با خضوع و خشوع است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۶۸۴‌، «قنت») متقین از کسانی هستند که خدا از آنان به عنوان قانتین یاد می کند و به این ملکه می ستاید.(آل عمران، آیات ۱۵ تا ۱۷)
  5. انفاق: یکی از صفات برتر متقین انفاق کردن از هر چیزی است که خدا به از نعمت ها داده است؛ زیرا برای دیگران به ویژه محرومان و سائلان حقی الهی در اموال خویش قائل است.(ذاریات، آیات ۱۵ و ۱۹) از نظر قرآن، متقی در سطح عالی کسی است که صفت انفاق به شکل ملکه در وی ظهور کرده و شخص به عنوان «منفقین» شناخته شود.(همان)
  6. صبر: صبر به معنای شکیبایی و استقامت در مقام عمل و عزم است. هر چه صبر در کسی قوی تر باشد، آن شخص در مقام عمل موفق تر و کامیاب تر است. البته صبر در اطاعت، مصیبت و حتی از معصیت نمادهایی از صبر متقی است که اگر به شکل «صابرین» در آید به عنوان ملکه متقی مورد توجه و عنایت الهی است.(همان)
  7. صداقت: صداقت به معنای موافقت قول و فعل و نیز موافقت عمل با نفس الامری است که خدا برای هر چیزی قرار داده است. متقی می بایست این صفت را در خود به شکل ملکه در آورد و به عنوان صادقین شناخته شود.(همان)
  8. وفاء به عهد: از صفات متقین آن است که به عهد خود چنان وفا کنند که هیچ چیز نتواند مانع از آن باشد. از همین روست که خدا از آنان با عنوان اسمی «موفون بعهد الله» یاد می کند.(بقره، آیه ۱۷۷)
  9. اقامه نماز: متقی افزون بر این که هماره نماز می گزارد و آن را اقامه می کند و به عنوان «یقیمون الصلاه» شناخته می شود(بقره، آیات ۲ و ۳)، در سطح عالی آن کسی است که نمازگزاری و اقامه آن برایش ملکه شده باشد و خدا از او به عنوان «وَالْمُقِیمِی الصَّلَاهِ» یاد کند.(حج، آیه ۳۵؛ نساء، آیه ۱۶۲)
  10. پرداخت زکات: هم چنین از نظر قرآن صفت پرداخت زکات و واجبات مالی در شخص متقی می بایست از سطح «یؤتون الزکاه» (بقره، آیات ۲ و۳) به سطحی برسد که به عنوان ملکه و عنوان « وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاهَ» در آید.(نساء، آیه ۱۶۲)
  11. ایمان به غیب و آخرت: از دیگر صفات متقی آن است که به آخرت فراتر از عالم شهادت به عنوان عالم غیب ایمان داشته (بقره، آیات ۲ و ۳) و در سطح عالی تر به این صفت برایش ملکه شده و به عنوان « الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ» معروف شوند.(نساء، آیه ۱۶۲)
  12. آمر به معروف و ناهی از منکر: از دیگر صفات متقین آن است که اهل امر به معروف و نهی از منکر هستند(آل عمران، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۵)، و این صفت را چنان در خود استوار و محکم می کنند که به عنوان « الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ» الهی شناخته می شوند.(توبه، آیه ۱۱۹)
  13. سجده: از برترین جلوه های بندگی سجده است که ابلیس از آن ابا ورزید؛ بنابراین، متقی کسی است که اهل سجده و به عنوان «یسجدون» شناخته می شود(آل عمران، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۵) و در یک سطح عالی تر به عنوان « الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ» قرار می گیرند.(توبه، آیه ۱۱۹)
  14. ذاکر خدا: متقی هماره به یاد خدا است و ذکر الله از زبان و قلب او بیرون نیست. این ذکر الله در اشکال گوناگونی از قول و فعل عبادی نمایان می شود و خدا از آنان به عنوان « التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ؛ یعنی توبه‏ کنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزه‏ داران» یاد می کند که این صفات برای این افراد ملکه و مقوم شخصیتی و ذاتی شده است.(همان؛ آل عمران، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۵)
  15. سرعت و سبقت در کار خیر: خدا متقین را به سرعت و سبقت در کارهای خیر می ستاید(آل عمران، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵) و از آنان به عنوان «السابقون الاولون» تجلیل می کند.(توبه، آیه ۱۱۹)
  16. سلامت قلب: متقی کسی است که نه تنها سلامت قلب خویش را که موهبتی الهی است، حفظ کرده و در همان حالت استواء و اعتدال نگه داشته، بلکه تلاش کرده تا آن را در سطح عالی تر «سلیم» به عنوان ملکه قرار دهد.(شعراء، آیات ۸۹ و ۹۰)
  17. قیام شبانه: متقین اهل تهجد شبانه و انجام اعمال عبادی آن شامل تفکر در خلقت و اهداف آن، نماز شب، تلاوت قرآن، استغفار در سحرگاهان و مانند آنها هستند. از همین روست که خدا آنان را به عنوان اسمی «امت قائمه» معرفی می کند.(آل عمران، آیات۱۵ و ۱۷ و ۱۱۳ تا ۱۱۵ و ۱۹۱؛ مزمل، آیه ۲۰؛ ذاریات، آیات ۱۵ و۱۷)
  18. خوف و خشیت از خدا: اهل تقوا کسانی هستند که عالمانه از خدا و عظمت او به ویژه در صحنه قیامت هراسان و ترسان هستند و خدا آنان را به عناوینی اسمی چون «مشفقین»(انبیاء، آیات ۴۸ و۴۹؛ طور، آیات ۱۷ و ۲۶) می ستاید.
  19. طهارت ظاهری و باطنی: متقی از هر گونه پلیدی و پلشتی از کفر و شرک و گناه و نجاست پاک و طاهر است و خدا آنان را به عنوان «طیب» معرفی می کند.(نحل، آیات ۳۱ و ۳۲؛ زمر، آیه ۷۳)
  20. عبادت و دعا و نیایش: از آیات قرآنی به دست می آید که آنان عنوان عبادت را در خود ملکه کرده و به عنوان « التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُون»(توبه، آیه ۱۱۹) و اهل دعا و نیایش روزانه و شبانه مورد ستایش خدا قرار می گیرند.(طور، آیات ۱۷ تا ۲۸)
  21. عفو: از نظر قرآن، نزدیک ترین عمل تقوایی عفو و گذشت در مرتبه احسان است(بقره، آیه ۲۳۷) و کسانی از متقین که صفت را در خود ملکه کرده باشند، به عنوان «وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ(آل عمران ، آیات ۱۱۳ و ۱۳۴) مورد ستایش خاص خدا قرار می گیرند.
  22. کظم غیظ: فروخوردن خشم هنگام غضب از جمله آثار تقوای الهی است که اگر به شکل اسمی و ملکه در آید خدا از ایشان به عنوان اهل احسانی که «الکاظمین الغیظ» هستند مورد تجلیل و ستایش قرار گرفته اند.(همان)
  23. یقین: از نظر قرآن یقین علم قطعی و حتمی است که هیچ ریب و شک در آن راه نمی یابد. یقین شهودی و حضوری خود دارای اقسامی از جمله علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین است. از نظر قرآن، خود یقین برآیند تقوای الهی است، اما باید توجه داشت که متقی هر چه در تقوای خویش برتر باشد، از نظر یقین نیز در مراتب برتری است.(بقره، آیات ۲ و۴؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷؛ واقعه، آیه ۹۵)