ملاک های قرآنی سبک سازی زندگی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن سبک های زندگی می بایست مبتنی بر اصول و مقتضیات زندگی هر زمان و مکانی باشد. از این روست که در عین اشتراک در اصول شیوه ها و شریعت در مناهج و روش ها و سبک ها می تواند بسیار متفاوت از هم باشد؛ زیرا شرایط و مقتضیات هر زمان و مکانی چیزی را اقتضا می کند که می بایست مراعات شود و گرنه موجب نارضایتی اجتماعی و عقب ماندگی فرهنگی و تمدنی و در نهایت طرد اجتماعی می شود و مردم آن سبک و روش را به عنوان مانع شناسایی کرده و با آن مبارزه می کنند. از همین روست که اصلاحات دایمی و همیشگی در سبک های زندگی و روش های آن لازم و ضروری است.

اما چنان که گفته شد، وجود سبک های متفاوت و متعدد در ازمنه و امکنه و شرایط گوناگون به معنای هرج و مرج نیست، بلکه همواره نظمی منطقی و عقلانی را رعایت می کند که همان اصول و مبانی سبک هاست. خداوند از مردم می خواهد تا همواره در صدد تغییر و اصلاح سبک های زندگی خود بر اساس مقتضیات ولی در چارچوب اصول و مبانی و شریعت باشند. بنابراین، دانستن معیارها و ملاک های تغییر و اصلاح برای سبک سازی زندگی به ویژه از سوی رهبران و پیشوایان هر جامعه ضروری است. نویسنده در این مطلب بر شد تا معیارها و ملاک های اصلی و کلان را در سبک سازی زندگی بر اساس آموزه های قرآنی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چرایی سبک های متعدد زندگی

یکی از پرسش هایی که ممکن است در برابر هر کسی قرار گیرد، چرایی درباره تعدد و تنوع سبک های زندگی است؟ به این معنا که چرا جوامع بشری نیازمند سبک های متعدد و متنوع هستند؟ آیا نمی توان برای همه مردمان جهان و در همه زمان ها و مکان ها یک نسخه به عنوان سبک زندگی ارایه کرد؟ نقش زمان، مکان، فرهنگ ها و محیط های جغرافیایی در ارایه سبک های متنوع و متعدد تا چه میزان است؟

از نظر آموزه های قرآنی، انسان و جهان در عین نوعی وحدت وجودی و ثبات، همواره در حال تغییر است. اصولا خداوند ما سوی الله را به گونه ای آفریده که تغییر در آن ذاتی است. بر همین اساس حرکت جوهری فلسفه تبیین کننده این تغییرات است که از سوی فلاسفه اسلامی ارایه شده است. پرداختن به جزئیات این نظریه بیرون از حوصله این مقاله است.

به هر حال، سنت تغییر در هستی، امری پذیرفته شده از سوی آموزه های قرآنی است. از جمله مصادیق سنت تغییر می بایست از سنت تغییر در انسان و جامعه سخن گفت. از نظر قرآن، تغییر در انسان و جامعه به سبب نوعی ویژگی خاص انسان یعنی داشتن اراده و اختیار آزاد برای انتخاب، می تواند به دو شکل مثبت و منفی صورت گیرد و موجبات کمال و یا نقص افزایی در بشر و جامعه بشری شود.(رعد، آیه ۱۱؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰ و آیات دیگر) در این میان هواهای نفسانی بشر(جاثیه، آیه ۲۳) و نیز وسوسه های شیطانی(نساء، ایه ۱۱۹) نقش اصلی را در انتخاب مسیر غلط و اشتباه در تغییر ایفا می کنند.

در برابر فطرت و عقل آدمی به طور طبیعی گرایش به کمال و کمال افزایی دارد و در برابر فشارهای خواسته های نفسانی و وسوسه های ابلیسی مقاومت می کند. اگر فطرت بتواند چیره شود انسان در انجام تغییرات در خود وجهان و جامعه می تواند نقش کمالی ایفا کند که از سوی خداوند به عنوان خلافت ربوبی انسان بر هستی از آن تعبیر شده است.(بقره، ایه ۳۰؛ آل عمران، آیه ۷۹ و ایات دیگر)

خداوند در آیات قرآنی با توجه به سنت تغییر می فرماید که شرایع دینی و مناهج گوناگون لازمه این تغییر بوده است؛(مائده، آیه ۴۸) هر چند که بشر به سبب عناصر مشترک کلی و هم چنین امور ثبات در هستی که از آن ها به عنوان سنت های الهی یاد شده ، لازم نیست که در همه چیز این تغییرات صورت گیرد.

به سخن دیگر، سنت تغییر به معنای مثلا تغییر در خود سنت تغییر نیست، زیرا در این صورت نقض غرض پیش می آید، بلکه همواره اموری از جمله همین سنت تغییر است که ثابت و بی تغییر است. این امور ثابت که در ذات و فطرت هر چیزی است نوعی اقتضائاتی دارد که می بایست رعایت شود، به گونه ای که اگر این اقتضائات ذاتی چیز ملاحظه نشود مانند نادیده گرفتن اقتضائات تغییر موجب فساد و تباهی در چیز یا زندگی آدمی می شود.

بر اساس آموزه های قرآنی این معنا ثابت است که امور هستی دو گونه است که در آیات قرآنی از آن به امر و خلق تعبیر شده است. به نظر می رسد که امر دارای نوعی ثبات بوده در حالی که در خلق تغییر اصل است.(اعراف، ایه ۵۹ ؛ نساء، ایه ۱۱۹ و آیات دیگر)

هم چنین خداوند بیان می کند که تغییرات در همه امور همانند هم نیست؛ بلکه برخی از امور دارای شتاب تغییر بوده و برخی از چنان تغییرات کندی برخوردار است که دیده نمی شود و یا به لحاظ نمی آید. بنابراین، تغییر در هر چیزی به حسب آن چیز می بایست مورد توجه قرار گیرد. خداوند بر همین اساس می فرماید که در طول تاریخ بشریت تغییرات در اموری که به شریعت و شیوه های کلان زندگی لازم بوده بسیار کم بوده است که در اصل پنج تغییر اساسی در شریعت صورت گرفته و در نهایت شریعت محمدی (ص) آخرین تغییرات مورد نیاز در حوزه شیوه های کلان زیست و احکام و قوانین اساسی برای بشر بوده است.(شوری، ایه ۱۳؛ احزاب، آیه ۴۰)

اما در سبک های زندگی لازم است تا تغییرات بیش تری صورت گیرد؛ زیرا شتاب تغییر در این حوزه بسیار است و مقتضیات هر جا و زمانی بسیار متفاوت از جا و زمان دیگر است که می بایست مورد ملاحظه قرار گیرد تا انسان ها با توجه به شرایط محیطی و زمانی بهترین سبک زندگی را داشته باشند و بتوانند بر اساس آن به مقاصد زندگی و آفرینش یعنی سعادت در دو سرا دست یابند.(مائده، آیه ۴۸)

پس بر اساس آموزه های قرآنی و در چارچوب سنت تغییر، لازم است تا سبک های زندگی متعدد بر اساس زمان و متنوع به سبب شرایط محیط زیستی و مکان باشد؛ چرا که اسلام دین فطرت است و همواره در بیان آموزه ها به فطرت جهان و انسان توجه داشته است.(روم، آیه ۳۰)

سبک سازی در چارچوب ملاکها و معیارهای ثابت

چنان که گفته شد انسان به هدف و حکمت آفریده شده است که همان خلافت ربوبی انسان است. بنابراین، می بایست در یک برنامه هدایتی عقلانی و وحیانی زندگی خود را سامان دهد تا آن هدف بر آورده و تامین شود.(بقره، ایه ۳۸ و ایات دیگر)

از نظر قرآن هر گونه انحراف از فطرت و آموزه های عقلانی و نیز هدایت وحیانی اسلام به معنای خروج از مسیر صراط مستقیم عبودیتی است که کنه و باطن آن ربوبیت انسانی و خلافت الهی است. پس انسان هر چند که دارای اراده و اختیار است تا یکی از دو راه صعود و سقوط را انتخاب کند(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ انسان،آیه ۳ و ایات دیگر) ولی می بایست برای رهایی از خشم الهی و خسران ابدی، راه عقل و وحی را انتخاب کند(سوره عصر) و تغیراتی را که در خود و جامعه و جهان می دهد در چارچوب عقل و وحی باشد.

از آن جایی که افراد انسانی به طور طبیعی اجتماعی گراست،‌ پس نمی تواند بیرون از این سنت الهی به موفقیت کمالی خود برسد؛ چرا که هر فردی دست کم همراه با زوج خویش است که می تواند کمال واقعی را درک نماید؛ چه رسد که انسان ها فراتر از زوج نیازمند دیگرانی هستند که جامعه انسانی را شکل می دهد. از همین روست که در همه آموزه های قرانی برای رهایی از خسران و زیان ابدی، بر جامعه گرایی و هم گرایی اجتماعی انسان تاکید شده است تا در این چارچوب از خسران رهایی یابد.(سوره عصر و آیات دیگر)

خداوند در آیه ۱۱ سوره رعد با تاکید بر واژگانی چون انفسهم(خودشان) بر آن است تا نشان دهد که جمع و جمع گرایی تا چه اندازه در موفقیت های فردی انسان نیز تاثیرگذار است. پس اگر کسی بخواهد نجات یابد نیازمند تغییر در جمع است و تغییر فردی به تنهایی نمی تواند تغییرات کلان را در جامعه و جهان ایجاد کند و آثار مثبتی بر زندگی بشر به جا گذارد.

اسلام به عنوان هدایت گر وحیانی بر آن است تا در چارچوب عقل و فطرت، آدمی را به سمت و سویی سوق دهد که کمال و هدف آفرینش را به دست آورد و از آن جایی که برخی از اصول فطرت انسانی و جامعه و جهان ثابت است، لازم است که همواره در هر گونه تغییری آن اصول ملاحظه شود تا موفقیت تامین و تضمین گردد. بنابراین، لازم است تا سبک سازی های زندگی همواره با توجه به این اصول صورت گیرد.

به سخن دیگر، سبک سازی زندگی که امری طبیعی بر پایه مقتضیات زمانی و مکانی انجام می گیرد می بایست ناظر به اصل ثبات فطرت انسانی و جامعه و جهان باشد. از این روست که اسلام با پذیرش تنوع و تعدد در سبک های زندگی بر اصول ثابت در شیوه زندگی تاکید می کند و هر گونه تغییر در اصول و مبانی یعنی شریعت را نمی پذیرد. مرحوم کلینی با ذکر سند از زراره نقل می‏کند که او گفت: از امام صادق‏(ع) از حلال و حرام سؤال کردم، آن حضرت فرمودند: حَلالُ مُحمدٍ حلالٌ ابداً الی یوم القیامه و حرامه حرامٌ ابداً الی یوم القیامه، لا یکون غیره و لا یجی‏ء غیره؛ حلال محمد(ص) همیشه تا روز قیامت حلال است و حرام او همیشه تا قیامت حرام است، غیر آن نخواهد بود و غیر او نخواهد آمد.( مرحوم شیخ کلینی، الاصول الکافی ، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱، ص ۵۸، حدیث ۱۹؛ و نیز علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۶۰، باب ۳۱، حدیث ۱۷)

پس در احکام اسلام یک سلسله اصول کلی و بسیار وسیع و گسترده وجود دارد که می‏تواند بر نیازهای متغیّر منطبق شود، و پاسخگوی آن‏ها باشد، چرا که این ها ناظر به فطرت و امور ثابتی است که تغییر در آن ها راه نمی یابد. به عنوان نمونه اصل "لزوم وفاء به عهد و عقد" در آغاز سوره مائده آمده است، یک اصل ثابتی است که می تواند همه عقود و قراردادها را پوشش دهد بی آن که تغییری در آن رخ دهد. احکام کلی چون "لزوم حفظ نظام جامعه" و "وجوب مقدمه واجب" و "تقدیم اهم بر مهم" و مانند آن ها تغییر ناپذیر است؛ زیرا از احکام عقلانی و فطری است که اسلام امضا و تایید کرده است. این ها شیوه ها و شریعت زندگی را بیان می کند و می تواند سبک های متنوع و متعدد زندگی را در همه زمان ها و اماکن را تحت پوشش خود قرار دهد.

بنابراین لازم است که ما مهم ترین ملاک ها و معیارها را بشناسیم و در سایه آن ها سبک های متنوع و متعدد زندگی اسلامی را با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی ایجاد کنیم.

مهم ترین ملاک ها و معیارها از نظر قرآن در ایجاد سبک های زندگی عبارتند از :

۱. عقل: یکی از مهم ترین ملاک ها در زندگی بشر عقل است. از نظر آموزه های وحیانی اسلام، عقل انسان حجت است. عقل انسان به سبب آن که چراغ هدایت باطنی در ذات انسان است و همانند پیامبر درونی عمل می کند، پس احکام مستقل عقلانی کاشف از حقیقتی است که خداوند بیان کرده است. در حقیقت عقل است که اصولا به ما یاد می دهد که دین دار و با اخلاق باشیم و در چارچوب قوانینی زندگی خود را سامان دهیم؛ بلکه بالاتر از آن حقیقت هستی را ما از طریق عقل کشف می کنیم و اصول دین یعنی توحید و نبوت و معاد را با عقل ادارک کرده و به آن ایمان می آوریم. پس عقل از نظر اسلام مهم ترین و اصلی ترین ملاک و معیاری است که می بایست با آن سبک زندگی خود را بسازیم. خداوند در آیات بسیاری از مردم می خواهد همواره به عقل به عنوان مهم ترین ابزار شناخت حق از باطل تکیه و اعتماد کنند و از هر گونه تقلید کورکورانه پرهیز کنند. از نظر قرآن همین عقل است که انسان را به سوی حق رهنمون می کند و در حوزه سبک زندگی بهترین و پسندیده ترین شیوه را در چارچوب مقتضیات زمان و مکان ارایه می دهد. پس لازم است که انسان ها از عقل پیروی کرده و از هر گونه مخالفت با عقل پرهیز کنند؛ زیرا اگر بخواهند سبکی مقبول و معقول در زندگی داشته باشند که ایشان را به کمال برساند و آسایش و ارامش ایشان را تضمین کند، همان سبکی است که عقل پسندیده و آن را امضا و تایید کرده است.( بقره، ایه ۱۷۰)

۲. شریعت: دومین ملاک و معیار برای انتخاب سبک زندگی درست در شرایط متفاوت زمانی و مکانی آن است که به شریعت به عنوان عقل بیرونی مراجعه کنیم. از آن جایی که عقل تنها در حوزه کلیات می تواند وارد شود و کم تر در حوزه جزئیات وارد می شود، لازم است که به شریعت به عنوان مکمل عقل توجه داشته باشیم. شریعت وحیانی به انسان کمک می کند تا بتواند اطلاعات کامل تری نسبت به فطرت خود و پاسخ های درست به دست آورد و زندگی خود را سامان دهد. اصولا عقل انسانی نمی تواند به گونه ای عمل کند که همه جزئیات را بشناسد و از سوی دیگر افراد جامعه از تنوع بسیاری برخوردارند و عقول همه آنان به کمال نرسیده و یا نمی رسد، پس نیاز است که از عقول کاملی استفاده کنند که از آنان به عنوان انسان های کامل یاد می شود.‌آنان به سبب ارتباط با خداوند می توانند راهکارهایی را به انسان نشان دهند که از عهده هر عقلی بر نمی اید. در روایات بسیار به این نکته توجه داده شده که احکام وحیانی به عنوان مکمل عقل بوده است. پیامبر(ص) خود می فرماید که بعثت ایشان برای اکمال مکارم اخلاقی بوده است. به این معنا که عقل انسانی مکارم را می شناسد ولی این عقل کامل پیامبر(ص) و ارتباط با خدا و تلقی وحی الهی است که می تواند موجب تکمیل و اکمال مکارم اخلاقی شود. از همین روست که گفته شده : «الأحکام الشرعیه ألطاف فی الأحکام العقلیه؛ احکام شرعی الطاف در واجبات عقلی است.» در آیات و روایات به طرق مختلف بر این معنا تاکید شده که احکام اسلام، ناشی از یک رشته ملاکات واقعی و مصالح و مفاسد ذاتی (یا عارضی) در اشیاست که برخی از آن‏ها را عقل به دست می‏آورد و برخی دیگر را شرع بیان می‏کند. پس وحی همان عقل مکمل است که ملاکات واقعی و مصالح و مفاسد ذاتی در اشیاء و متعلقات و نیز افعال را روشن می کند. بنابراین، می بایست سبک زندگی را در چارچوب شریعت وحیانی سامان دهیم و تنها به احکام عقل مستقل بسنده نکنیم؛ چرا که در بسیاری از موارد ناتوان از درک ملاکات و مصالح و مفاسد است. بر همین اساس نمی توان شریعت را در ایجاد و انتخاب سبک های زندگی نادیده گرفت؛ چرا که هر گونه نادیده گرفتن شریعت در سبک های زندگی به معنای نادیده گرفتن عقل منفصل است؛ چرا که وحی در مقام عقل منفصل به عقل متصل انسانی مدد و یاری می رساند که بهترین شیوه را در زندگی با توجه به شرایط زمانی و مکانی و مقتضیات عصری و مصری انتخاب کند و به کار گیرد. خداوند در آیات بسیاری از جمله آیه ۱۷۰ سوره بقره و ۱۰۴ سوره مائده و ۳۵ سوره یونس خواهان آن است که از رهبران دینی و اهل شریعت پیروی شود؛ زیرا اینان انسان هایی هستند که به هدایت رسیده اند و حقایق را می شناسند و می توانند سبک زیست درست را نشان دهند تا انسان به سعادت دو سرا دست یابد. تقلید از چنین رهبران و آموزه هایی آنان تقلید نادرست نیست؛ زیرا آنان افرادی هستند که در زندگی خودشان نشان داده اند که موفق بوده و به عنوان عالمان ربانی و رهبران الهی شناخته شده هستند.

۳. علم و آگاهی و تفکر: از دیگر ملاک های مهم در حوزه سبک سازی زندگی بهره مندی از علم است؛ زیرا علم و دانش به انسان کمک می کند تا بهترین سبک را در میان سبک های زندگی با توجه به شرایط زمانی و مکانی و اصول ثابت عقل و شرع انتخاب کند. این که کسانی بخواهند بی توجه به علم و دانش، سبک زندگی را بسازند یا انتخاب کنند و در جامعه ای به کار گیرند، مانند کسی است که بخواهد بی چراغ و نقشه در مکانی ناشناس گام بردارد که سرانجام او چیزی جز هلاکت و تلف کردن عمر و وقت خود و دیگران نیست. بنابراین، لازم است که از کسانی در سبک سازی بهره گرفته شود که هم دارای عقل باشند و هم از علم وحیانی شریعت برخوردار بوده و هم حقایق هستی و قوانین جهان را بشناسند و هم آن که نسبت به محیط های اجتماعی و شرایط زمانی و مکانی علم و دانش داشته باشند. این جاست که تفکر عاملان عاقل و شریعت مدار جایگاه ارزشی خود را نشان می دهد؛ زیرا چنین افرادی با عقل خود به تفکر در جهان و فلسفه زندگی پرداخته و با علم خود نسبت به اوضاع و موقعیت های زمانی و مکانی در چارچوب احکام عقل و شریعت، بهترین سبک زندگی را برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت ارایه می دهند. پس می بایست گفت که داشتن دانشمندانی متفکر و مومن برای ارایه سبک های متنوع و متعدد مناسب زندگی لازم و ضروری است تنها این افراد هستند که می توانند سبک های مناسب زندگی را ارایه دهند که سعادت دو هستی را فراهم و تضمین می کند. خداوند در آیاتی از قرآن از جمله آیه ۱۰۴ سوره مائده و آیه ۴۳ سوره مریم و آیات دیگر به نقش علم و آگاهی و دانشمندان مومن و متفکر و عالم تاکید کرده است و از مردمان خواسته است تا برای انتخاب سبک مناسب زندگی خود به ایشان مراجعه کنند و از آنان به عنوان الگوهای مناسب بهره گیرند و از هر گونه تقلید در سبک زندگی افرادی غیر از ایشان خودداری کنند که موجبات زیان و خسران دو سرای ایشان خواهد شد.

البته می توان در آیات قرآنی ملاک های جزیی تر را در باره سبک زندگی و ایجاد آن شناسایی و بیان کرد ولی شکی نیست که همین معیارهای اصلی اگر مورد توجه و رعایت قرار گیرد دیگر ملاک های جزیی نیز کشف و مشخص می شود. باشد با الگوبرداری از آموزه های وحیانی قرانی در ایجاد سبک های متنوع و متعدد برای هر دوره و زمان و مکان و شرایط و مقتضیات آن موفق باشیم و سعادت دو سرا را برای خود و جوامع بشری تضمین کنیم.