ملامت و سرزنش نیک و بد

متهم کردن

بسم الله الرحمن الرحیم

ملامت و سرزنش زمانی شکل می گیرد که انسان نسبت به کنش ها و واکنش های دیگران خشمگین می شود و آن را بر خلاف موازین و اصول می داند. از نظر قرآن،‌ ملامت و سرزنش می تواند نیک و بد باشد،‌ زیرا برخی از ملامت ها به جایی آن که سازنده و ارزشی باشد به شکل غیر سازنده و منفی بروز می کند.

قاعده طلایی در ارزیابی رفتاری

انسان نسبت به رفتارهای دیگری با نگاه ارزیابی می نگرد. این ارزیابی به ویژه نسبت به رفتارهای نزدیکان و مرتبطان بیش از دیگرانی است که ارتباط نداشته یا کم ارتباط است. سنجش و ارزیابی از آن جهت انجام می شود تا بتواند کنش ها و واکنش های خویش را بر اساس آن سامان دهد. البته هر کسی بر اساس معیارها و ملاک هایی به سنجش و ارزیابی رفتار دیگران می پردازد، اما بهترین ملاک و معیار همان چیزی است که از پیامبر(ص) و امیرمومنان امام علی(ع) در قالب یک قاعده طلایی رفتار اجتماعی بیان فرموده اند. در روایت آمده است: «قال رجل للنبی(ص): یا رسول الله! علمنی عملا لایحال بینه و بین الجنه؟ قال: لاتغضب ولاتسال الناس شیئا و ارض للناس ما ترضی لنفسک؛ شخصی از پیامبر اسلام پرسید: «ای فرستاده خدا! کاری به من یاد بده که میان آن عمل و بهشت فاصله ای نباشد.» پیامبر فرمود: «عصبانی مشو و از مردم چیزی طلب مکن و نیز برای مردم بپسند آنچه را برای خود می پسندی.» (امالی طوسی، ص ۵۰۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۲۲۲؛ بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۷۲ و ج ۴۷، ص ۴۷، ص ۱۲۵)

در روایتی دیگر نیز آمده است که عرب بادیه نشینی نزد پیامبر آمد و رکاب شتر پیامبر(ص) را گرفت و گفت: ای رسول خدا! چیزی به من یاد بده که به وسیله آن وارد بهشت شوم! پیامبر فرمود: «آنچه را که دوست داری دیگر مردمان نسبت به تو روا دارند، تو نیز همان را نسبت به آنان روا دار؛ و آنچه را که ناپسند می داری دیگران نسبت به تو انجام دهند، تو نیز آن را در حق آنان انجام مده. اینک، رکاب شتر مرا رها کن!(کافی، ج ۲ ص ۱۴۶)

هم چنین پیامبر گرامی (ص) در نصیحتی به علی بن ابی طالب(ع) فرمود: «یا علی! ما کرهته لنفسک فاکره لغیرک و ما احببته لنفسک فاحببه لاخیک تکن عادلا فی حکمک مقسطا فی عدلک محبا فی اهل السماء مودودا فی صدور اهل الارض احفظ وصیتی ان شاء الله تعالی»؛ ای علی! هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند و آنچه برای خود می خواهی برای دیگران هم بخواه؛ دراین صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگریت یکسان نگر خواهی بود، و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینه اهل زمین به محبت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا به خواست خدا به خاطر سپار و بر آن محافظت نما.(تحف العقول، ص ۱۱۳؛ بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۸۶)

حضرت امیرمومنان امام علی (ع) می‎فرماید: «فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها؛ آنچه که براى خود دوست می‎داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمى‏پسندى، براى دیگران هم مپسند.(نهج البلاغه، نامه ۳۱ )

این ملاک و معیار در رفتار خویش با دیگران مهم ترین ملاک برای ارزیابی و سنجش رفتار دیگران می شود،‌ البته بهتر است که در مقام ارزیابی رفتار دیگران این شیوه با کمی چاشنی احسان و اکرام همراه باشد. به این معنا که باید از روی حسن الظن و نیک گمانی به ارزیابی رفتار دیگران پرداخت. از همین روست که خدا در آیات قرآنی از هر گونه بدگمانی نسبت به رفتار دیگران برحذر می دارد و از آنان می خواهد که با خوش گمانی و نیک گمانی به داوری و سنجش و ارزیابی رفتار دیگران بپردازید. از همین روست که حتی در قاعده فقهی سخن از اصالت صحت نسبت به رفتار دیگران به ویژه در معاملات سخن به میان آمده است. پس لازم است تا هر کار دیگری را به گونه ای تحلیل کرد که بیانگر صحت و درستی عمل باشد نه فساد و تباهی آن رفتار و عمل. خدا می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ، اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏ اى از گمانها گناه است.(حجرات، آیه ۱۲)

از نظر قرآن حتی در مواردی که افک و افترایی مطرح است و شخص در مظان اتهام است،‌ بهتر است که نسبت به رفتار به ویژه مومنان جنبه نیک گمانی مراعات و بر اساس آن سنجش و قضاوت و ارزیابی شود. خدا می فرماید: لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُبِینٌ، چرا هنگامى که آن بهتان را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است.(نور، آیه ۱۲)

گاه لازم است که انسان به جایی داوری و ارزیابی نادرست،‌ به طور موقت سکوت و هر اقدامی دست بردارد تا اطلاعات جامع و کاملی از موضوع به دست آورده و سپس به داوری و قضاوت بپردازد. خدا می فرماید: وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَتَکَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ، و گر نه چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید: براى ما سزاوار نیست که در این موضوع سخن گوییم خداوندا تو منزهى این بهتانى بزرگ است.(نور، آیه ۱۶)

البته ممکن است گفته شود که قاعده قرآنی در سنجش افراد، تقوای الهی است(حجرات،‌ آیه ۱۴)،‌ اما باید توجه داشت که دست یابی به باطن افراد شدنی نیست،‌ بنابراین،‌ چنان که قرآن می فرماید باید رفتارها را ملاک قرار داد که خود بهترین گواه و شاهد روشن باطن و ملکوت افراد است،‌ زیرا خدا می فرماید: کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ، هر کسی بر اساس شاکله و هویت شخصیتی خویش عمل می کند.(اسراء،‌ آیه ۸۴) بر همین اساس خدا می فرماید که می توان با نگاهی به ویژگی های گفتاری و ادبیاتی افراد دانست که در باطن آنان چه می گذرد. خدا می فرماید: وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ، و اگر بخواهیم قطعا آنان را به تو مى ‏نمایانیم در نتیجه ایشان را به سیماى حقیقى شان مى ‏شناسى و از آهنگ سخن به حال آنان پى خواهى برد و خداست که کارهاى شما را مى‏ داند.(محمد، ‌آیه ۳۰)

امام على‏ علیه السلام می فرماید: کل منافق مریب؛ تمام منافقین در شک و تردید هستند. هم چنین می فرماید: عاده المنافقین تهزیع الاخلاق؛ به تغییر همواره خلق و خوی خود عادت کرده است.

از نظر قرآن برای شناخت مثلا منافقان در میان امت می توان به این امور توجه داشت که عبارتند از : عدم اتخاذ موضعی مشخص در برابر توحید، اظهار ایمان در میان مسلمانان و اظهار شرک در میان مشرکان (بقره، آیه ۲۰۴ و منافقون، آیه ۲)، عبادت از روی ریا و عدم اعتقاد، ایستادن به نماز همراه با تنبلی و بی حالی (نساء، آیه ۱۰۸ و ۱۴۱ تا ۱۴۳ و توبه، آیه ۵۴)، امر به منکر و نهی از معروف (توبه، آیه ۶۷)، کفر ورزیدن در پوشش ایمان، افساد در پوشش اصلاح و نیرنگ بازی و چند چهرگی (بقره، آیه ۱۰-۸) دارای قیافه حق به جانبند و سعی دارند که مردم را تحت تاثیر قرار دهند (منافقون، آیه ۵-۱)، تضعیف باورهای دینی و شبهه افکنی (آل عمران، آیه ۱۵۴، احزاب، آیه ۱۲)، تحقیر مومنان (بقره، آیه ۱۴، توبه، آیه ۷۹، هود، آیه ۲۷ و شعراء، آیه ۱۱۱) و سوگند بسیار برای باوراندن حرف خود به مردم (توبه، آیه ۵۶ و منافقون، آیه ۲.)، عدم اعتماد به نفس، ترس و بخل (احزاب، آیه ۱۹، منافقون، آیه ۷، توبه، آیه ۶۷)، لجاجت (بقره، آیه ۱۸ و اعراف، آیه ۱۷۹)، خودبزرگ بینی (بقره، آیه ۲۰۶)، پیروی از هوای نفس (محمد، آیه ۱۶)، توجیه گناه (نساء، آیه ۶۲.)، دوستی با بیگانگان و پذیرش ولایت حاکمیتی کافران(مجادله، آیه ۱۴)، فتنه انگیزی (توبه، آیه ۴۸-۴۷)، فرصت طلبی (نساء، آیه ۱۴۱، احزاب، آیه ۲۰-۱۹)، ایجاد جنگ روانی (نساء، آیه ۸۳ و احزاب، آیه ۶۰)، نپذیرفتن حکومت اسلامی (نساء، آیه ۶۰- ۶۱) و مخالفت عملی با دستورهای اولیای امور و مقام منیع ولایت (نور، آیه ۶۲ – ۶۳.) و مانند آن ها.

به هر حال،‌ از نظر قرآن، اصل در تعاملات اجتماعی مثبت نگری است، اما این به معنای ساده لوحی نیست که بلکه مومن زیرک و کیس است و اجازه نمی دهد تا منافقان و دشمنان او را فریب دهند.

ملامت ارزشی و سازنده

گاه لازم است تا انسان در واکنش به کنش ها و حتی واکنش های دیگران، بر اساس اصل اولی قاعده طلایی مثبت نگری واکنش ملامت گونه و سرزنش آمیز داشته باشد، زیرا این ملامت می تواند موجب بازسازی رفتاری و اصلاح آن شود و شخص متوجه اشتباه و خطا و گناه خویش شده و به اصلاح آن بپردازد. اصولا چنین نوع از ملامت را باید در ساختار فریضه امر به معروف و نهی از منکر تحلیل و ارزیابی کرد.

اگر بر اساس ملاک قاعده طلایی و نیک گمانی با رفتار دیگران مواجه شده و به ارزیابی و داوری بپردازیم، در آن صورت کم تر نیاز به سرزنش و ملامت است،‌ زیرا کم تر کسی در این صورت نیازمند ملامت و سرزنش است تا به تغییر رفتار عمل کند.

البته باید به این نکته ظریف و لطیف توجه داشت که هدف از سرزنش و ملامت دیگران، تغییر رفتار به شکل اصلاحی است و هدف انتقام یا تحقیر یا تمسخر دیگران نیست. در این صورت زمانی اقدام به سرزنش می شود که تاثیرگذار باشد چنان که در نهی از منکر گفته شده است. هم چنین زمانی باید اقدام به ملامت کرد که ملامت موجب واکنش منفی نشود یا تقابل را به دنبال نداشته باشد،‌ زیرا گاه ملامت و سرزنش نتیجه عکس می دهد و شخص مقابل را در موضع تقابل تناقضی قرار می دهد به گونه ای که از روی لجاجت و لج بازی به تشدید رفتار زشت خویش اقدام می کند.

لزوم عدم تاثیرپذیری از ملامت دیگران

البته در برخی از شرایط انسان نباید متاثر از ملامت دیگران باشد، زیرا از نظر قرآن هر مومنی تنها باید بر اساس موازین الهی و رضایت خداوندی عمل کند. این بدان معناست که میان رضایت دیگران و رضایت خدا،‌ حق تقدم با رضایت دیگران است، چنان که بر این اساس،‌ مبنا و ملاک ارزشگذاری تنها ملاک های قرآنی و الهی است و اگر کسی بر اساس ملاک های دیگر اقدام به ارزیابی و سرزنش کرد،‌ نباید به آن وقعی نهاد و اعتنایی کرد. چنان که خدا به مومنان هشدار می دهد که در جهاد از سرزنش ملامت گران باکی نداشته باشند. آن چه انسان باید از آن بترسد ملامت خدا است نه ملامت دیگرانی که بر اساس موازین خویش به ارزیابی عملکرد مجاهدان می پردازند.(مایده، آیه ۵۴)

انسانی که دنبال محبت الهی است توجهی ندارد که دیگران او را محبوب خواهند دانست یا نه؟ البته اگر محبت دیگران باشد خیلی خوب است،‌ ولی هماره محبت دیگران باید در طول محبت خدا باشد. پس اگر دیگران به او بر اساس موازین الهی و محبت الهی ،‌ محبت می ورزند خوب و ارزشی است نه بر اساس موازین مادی و دنیوی و غیر الهی.(همان)

به هر حال ، از نظر قرآن، مومنان نباید تاثیر ملامت دیگران بر اساس موازین غیر الهی از مواضع برحق خویش عقب نشینی کنند و تحت تاثیر آن قرارگرفته و رفتاری غیر از مرضای الهی انجام دهند.(همان)

عوامل و موجبات ملامت و سرزنش

از نظر قرآن برخی از عوامل است که موجب رفتارهای نابهنجار و بستری برای ملامت و سرزنش است. از جمله مهم ترین عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. احساس بی نیازی: احساس بی نیازی موجب می شود که انسان رفتارهای ضد هنجاری داشته باشد و موازین و قوانین را مراعات نکند. همین حس موجب رفتارهای تفاخر آمیز و استکباری است.(لیل،‌ آیات ۸ تا ۱۱)
  1. محبت دنیا: از دیگر عوامل تاثیرگذار می توان به محبت دنیا اشاره کرد که رفتارهایی را موجب می شود که بستر ملامت سازنده و ارزشی است.(آل عمران، آیه ۱۵۲)
  1. ارتجاع و بازگشت به دوره جاهلیت: از نظر قرآن حاکمیت طاغوت از مصادیق جاهلیت است. از این روست که مرگ بدون شناخت و پذیرش امام در روایات به عنوان مرگ جاهلی معرفی شده است. از نظر قرآن کسانی که به ولایت طاغوت سیاسی گرفتار هستند به جاهلیت بازگشته و رفتارهایی را انجام می دهند که هنجارشکنانه و سزاوار ملامت و سرزنش است هر چند که نام اسلام و مسلمانی بر خود نهاده باشند.(بقره، آیه ۱۷۰، آل عمران، آیه ۱۴۴، مایده ،‌آیات ۵۰ و ۱۰۴،‌ مومنون،‌ آیات ۶۴ تا ۶۹ و آیات دیگر)
  1. ارتداد : گرایش مجدد به کفر و جاهلیت نیز از رفتارهای ضد هنجاری سرزنش آور است.(بقره، آیه ۹۳، آل عمران، آیه ۱۰۶)
  1. استکبار: رفتار اجتماعی سیاسی استکباری از موجبات سرزنش است.(جاثیه،‌ آیه ۳۱)
  1. اسراف: از نظر قرآن کسی که از حدود عقلی و نقلی تجاوز می کند گرفتار اسراف و سزاوار سرزنش و ملامت است.(اسراء، آیه ۲۹)
  1. اطاعت و اتباع از شیطان: کسی که تابع شیطان است باید خود را برای ملامت و سرزنش خدا و دیگران در دنیا و آخرت آماده کند.(ابراهیم،‌آیه ۲۲)
  1. ترک انفاق و بخل ورزی: کسانی که از مال الهی بخشی را به دیگران نمی بخشند و بخل می ورزند خود را باید برای ملامت و سرزنش آماده کرده و متوقع نباشند که سرزنش نشوند.(آل عمران، آیه ۱۸۰، اسراء، آیه ۲۹، لیل،‌آیات ۸ تا ۱۰)
  1. بی اعتنایی به نیازمندان: هر کسی نسبت به نیازمندان از مستمندان(ماعون، آیات ۱ تا ۳، قلم، آیات ۲۴ تا ۳۰) و نیز افراد نابینا بی توجه باشد(عبس، آیات ۱ تا ۱۰) باید مورد سرزنش و ملامت قرار گیرد تا دست از این رفتار زشت خویش بردارد.

هم چنین عواملی چون بی عفتی(مومنون،‌آیات ۵ و ۶، معارج،‌ آیات ۲۹ و ۳۰)، خیال بافی های متکبرانه و تفاخر آمیز(لقمان، آیه ۱۸،‌حدید، آیه ۲۳)، ریاکاری(ماعون،‌آیات ۴ و ۶)ُ ،‌سخن چینی(قلم، آیات ۱۰ و ۱۱)، سوداگری(بقره، آیه ۹۰)، طمع(مدثر، آیات ۱۱ تا ۱۵)، عجله(صافات، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۲)،‌عیب جویی(قلم،‌آیات ۱۰ تا ۱۳) و دیگر هنجارشکنی ها و انجام منکرات عقلی و نقلی موجب می شود تا سزاوار ملامت خدا و خلق شود.

از آن چه بیان شد دانسته می شود که انسان می بایست به گونه ای عمل کند که رفتارش جوازی برای سرزنش و ملامت دیگران نشود و اگر نسبت به دیگران می خواهد سرزنش کند به این نکته توجه داشته باشد که ملامت در راستای اصلاح گری است.