مقتضیات و موانع اقتصاد مقاومتی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

تحقق هر چیزی در عالم وجود، نیازمند مانع زدایی و ایجاد شرایط مقتضی است. برای ایجاد یک آتش باید موانعی چون خیسی هیزم برداشته شود و مقتضیاتی چون اکسیژن فراهم آید. البته شناخت موانع و مقتضیات گام نخست؛ زیرا اگر انسان شرایط مناسب تحقق هر چیزی را نشناسد نمی تواند موانع زدایی کرده و مقتضیات را فراهم آورد. بنابراین، اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی را تحقق بخشیم، باید مقتضیات و موانع آن را شناسایی کرده و سپس برای مرحله اقدام و عمل، مانع زدایی و مقتضی زایی کنیم. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن شد تا موانع و مقتضیات اقتصاد مقاومتی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

موانع اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی، به معنای اقتصاد دارای استحکام ذاتی است که در برابر فشارهای برونی و بحران ها مقاوم بوده و بتواند بی نیاز به بیرون و اقتصادهای دیگر، سرپای خود بیایستد و نیازهای جامعه ای را بر آورده سازد.

برای تحقق چنین اقتصادی باید نخست موانع آن شناخته و سپس راه های مانع زدایی بیان شد. به نظر می رسد که مهم ترین موانع در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

  1. گرایش دولت و ملت به بازار آزاد و عدم باور به اقتصاد مقاومتی: شاید بتوان نخستین مانع جدی را در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی این امر دانست؛ زیرا دولت و ملتی که به اقتصاد وابسته به بازار جهانی باور دارد و تنها راه پیشرفت اقتصادی ورود به تجارت جهانی بدون هر پیش شرطی است؛ زیرا هرگز یک اقتصاد ملی در یک حوزه جغرافیایی با منابع محدود انسانی و مادی نمی تواند به رشد و بالندگی برسد که بتواند در برابر اقتصادهای دیگر مقاومت کند. پس تنها راه رشد وابستگی و پیوستگی با اقتصادهای دیگر است که در جغرافیای انسانی و مادی شکل گرفته است. دولت و ملتی که به اقتصاد بازار اعتقاد دارد، اصولا در اندیشه اقتصاد مقاومتی به معنای پیش گفته نخواهد بود. بنابراین، وقتی هر گونه موفقیت در اقتصاد و رشد و شکوفایی را در پیوند و بلکه وابستگی به اقتصاد جهانی می داند، در اندیشه شناسایی مقتضیات اقتصاد مقاومتی نخواهد رفت. از نظر این افراد، تصور موفقیت در اقتصاد ملی تنها در سایه تصدیق به ورود در اقتصاد جهانی است. از این روست که تمام هدف و سیاست ها را در راستای جهانی سازی و جهانی شدن اقتصاد ملی دانسته و برای آن تلاش و کوشش می کند. به نظر می رسد که بخش اعظم دولت گرایش به جهانی سازی و جهانی شدن اقتصاد ملی دارد و حتی تمام همت خویش را آن قرار داده است؛ زیرا نگاه به بیرون عملا در مذاکرات، قراردادها ، رفتارها و کردارها مشهود و ملموس است؛
  2. قوانین دست و پا گیر: مانع دیگری که در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی است، قوانین دست و پا گیری است که اجازه نمی دهد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. اصولا قوانین برای آن است تا فعالیت ها در هر زمینه و عرصه ای در یک روند مشخص با کم ترین تقابل و تضادی انجام گیرد؛
  3. عدم هماهنگی میان نهادها: از دیگر موانع جدی عدم هماهنگی میان نهادها است. حتی اگر قوانین به درستی و مناسب وضع شده باشد، اگر میان نهادهای گوناگون هماهنگی وجود نداشته باشد، نمی توان امیدی به تحقق اقتصاد مقاومتی داشت؛
  4. جریان های نفوذی: از دیگر موانع جدی در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی، جریان نفوذ است. این جریان به هدف اخلال در ساختار نظام تلاش می کند تا در راه تحقق هر چیزی که موجب بهبود وضعیت جامعه و نظام سیاسی می شود، مانع تراشی کند. حضور این جریان در نهادها و به ویژه مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری و حتی قانون گذاری و اجرا موجب می شود تا اقتصاد مقاومتی تحقق نیابد. جریان نفوذ به اشکال گوناگون در راستای ایجاد بحران یا فقدان مشروعیت نظام سیاسی تلاش می کند. برای رسیدن به این هدف، تلاش می شود تا ناکارآمدی نظام سیاسی خودنمایی کند تا مشروعیت سیاسی نظام نیز مخدوش یا بحران مواجه شود؛
  5. ویژه خواری و انحصار طلبی: در هر جامعه برخی تلاش می کنند تا از موقعیت خویش بهره گیرند و برای منافع خویش یا خویشان تلاش کنند. این گونه است که ویژه خواری و انحصارطلبی در جامعه شکل می گیرد. همین امر خود یکی از موانع جدی در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی است؛
  6. واردات بی رویه و قاچاق کالا: هر جامعه ای به تنهایی نمی تواند همه نیازهای خود را برآورده سازد؛ زیرا برخی از مواد اولیه یا اصلا در اختیار ندارد. از سوی دیگر، همه چیز را همگان دانند و دانش یک امری جهان بشری است؛ بنابراین نمی توان با محدودسازی جامعه ای ، امید داشت تا به پیشرفت کامل در همه زمینه ها دست یافت. پس واردات کالا و خدمات همانند واردات دانش یک امر طبیعی است؛ اما این واردات می بایست در چارچوب های خاص صورت گیرد و اجازه داده نشود تا موجبات اختلال و خلل در اقتصاد داخلی شده و سرمایه های جامعه از آن طریق به خارج انتقال یابد؛ البته در این میان نباید از مانع جدی قاچاق کالا غافل ماند. به نظر می رسد که بیش ترین حجم کالایی که وارد بازار می شود و به تولیدات داخلی ضربه می زند، کالاهای قاچاق است؛
  7. تولیدات بی کیفیت: از مهم ترین عوامل گرایش به واردات، تولیدات بی کیفیت داخلی است. اگر بخواهیم یک اقتصاد مقاومتی داشته باشیم، باید تولیداتی داشته باشیم که از نظر کیفیت بتواند پاسخ گوی نیازهای داخلی باشد؛ هر چند از نظر کیفیت به حد نهایی نرسد دست کم کف کیفیت را دارا باشد؛
  8. خطرفزاینده در سرمایه گذاری: ریسک و خطر در سرمایه گذاری امری طبیعی است؛ این خطرپذیری در حوزه خلاقیت اقتصادی و نوآوری ها و فن آوری های جدید به طور طبیعی سیر صعودی و تضاعفی دارد، اما میزان خطر باید در حد معقول و مقبولی باشد؛ اگر این میزان افزایش یابد به همان میزان سرمایه گذاری کاهش می یابد و به سمت و سویی دیگر هدایت می شود؛ اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی داشته باشیم، باید میزان خطر در حد معقول و مقبول کاهش یابد.
  9. مصرف اسرافی و تبذیری: از مهم ترین موانع جدی در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی، هدر رفت سرمایه های ملی در قالب اسراف و تبذیر و ریخت و پاش است.
  10. خام فروشی: مهم ترین عنصر در اقتصاد مقاومتی، منابع انسانی و مادی است. برای تولید هر چیزی، چهار علت باید فراهم آید که شامل: ۱.علت فاعلی که همان انسان در این جا است؛ ۲. علت مادی که همان مواد خام چون نفت و آهن است؛ ۳. علت صوری که همان شکل نهایی یک تولید است؛ ۴. علت غایی که هدف از تولید یک کالا است. اگر بخواهیم یک اقتصاد مقاومتی داشته باشیم افزون بر علت فاعلی یعنی عامل انسانی که از دانایی و توانایی فنی برخوردار است، نیازمند آن هستم که مواد خام را تبدیل به کالایی با غایات مصرفی تولید کنیم. از آن جایی که آهن مهم ترین ماده خام در طبیعت است که به اشکال گوناگون قابل استفاده است(حدید، آیه ۲۵)، باید آهن پس از استخراج و خالص سازی در قالب کالاهای متنوع در چرخه تولید و مصرف قرار دهیم ، نه آن که آهن را صادر کنیم؛ هم چنین نفت خام که ماده اصلی بیش از هزار کالا است، باید فرآوری شود که خود هم عامل اشتغال زایی و هم موجب تبدیل یک کالا کم ارزش به یک کالا با قیمت افزوده چند برابر خواهد بود. امروز در ایران اسلامی خام فروشی یک مانع جدی در اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا مواد خام با بهایی اندک صادر و پس از فرآوری با چند برابر قیمت وارد می شود. نمونه آن در حوزه کشاورزی، صادرات کتیرا به کشورهایی چون ژاپن و بازخرید فرآوری هایی دارویی آن با چند برابر ارزش افزوده است. صادرات نفت خام، تیرآهن ، ورقه های فولادی، مس و دیگر عناصر فلزی که نمونه بارزی از خام فروشی است. این در حالی است که کشورهایی چون ژاپن فاقد بسیاری از مواد خام به عنوان وارده کننده خام و سپس تبدیل به کالای با ارزش افزوده بالا ، با بهره گیری از عقلانیت اقتصادی از یک اقتصاد به نسبت مقاومتی برخوردار است که در برابر ضربات و فشارهای جهانی مقاوم بوده یا کم تر تاثیرپذیر از آن است.
  11. تصدی گری دولت: بر اساس آموزه های قرآنی، نهادهای بالادستی به عنوان مدیران باید بر چرخه تولید تا مصرف به ویژه در دوره بحران ، نظارت داشته باشد(یوسف ؛ ۴۶ تا ۴۹ و ۵۵ و ۵۸ و آیات دیگر) اما این نظارت و مدیریت به معنای تصدی گری نیست؛ زیرا تصدی گری دولت موجب می شود تا از مشارکت منابع انسانی و اقتصادی مردم کاسته شود و ثروت و قدرت جامعه در بدنه اقتصاد حضور نداشته باشد؛ این در حالی است که مردم همان گونه که بدنه اصلی جامعه را تشکیل می دهند، در همه ابعاد باید این بدنه بودن خود را نشان دهد و دولت به عنوان سر و مغز مدیریتی جامعه ، باید اجازه دهد تا دست و پا جامعه بتواند عمل نماید. دولت به عنوان سر جامعه اگر بخواهد دست و پای بدنه را با انواع و اقسام قوانین و به ویژه حضور مستقیم و تصدی ببندد، نمی توان امید داشت که کاری از پیش برود؛ زیرا سر از آن جایی که قدرت و توانایی حرکت هایی دست و پا و بدنه را ندارد، نمی تواند در عمل موفق باشد ، هم چنین تصدی گری موجب می شود تا سر به جایی تولید فکر و مدیریت و نظارت ، از آن باز مانده و با ورود به جزئیات از شناخت راهبردها و حضور مفید در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها، بازماند و از مسئولیت اصلی خود باز ماند.

راه های موانع زدایی

با آن چه گذشت دانسته شد که چه موانعی در سر راه اقتصاد مقاومتی وجود دارد. بنابراین، با توجه به این موانع می توان دریافت که چگونه می توان موانع موجود را از سر راه برداشت. بر همین اساس، با توجه به هر یک از موانع پیش رو، باید راه کاری را ارایه داد. به سخن دیگر در برابر هر یک از موارد پیشرفت باید راهی را یافت که مانع را بردارد و زمینه را برای حرکت هایی با گرایش اقتصاد مقاومتی فراهم آورد.

  1. باور به اقتصاد مقاومتی: از آن جایی که عدم باور به اقتصاد مقاومتی یکی از موانع جدی بر سر راه اقتصاد مقاومتی است، باید باور به اقتصاد مقاومتی را در افراد جامعه از دولت تا ملت ایجاد کرد. البته ایجاد چنین اعتقاد و باوری به سادگی و دستوری شدنی نیست و نمی توان با یک بخش نامه و دستور العمل آن را در نهادهای دولتی و افراد جامعه ایجاد کرد. بر اساس آموزه های قرآنی، بهترین راه برای ایجاد اعتقاد به یک امری به ویژه در رفتارها و کردارها ، تبیین فواید و آثار آن کار و رفتار است. اگر بخواهیم کسی را به نمازخوانی وادار سازیم، باید فلسفه و هدف از نماز را تبیین کنیم تا شخص با درک فواید و اهداف آن، خود خواسته به نماز رو آورد. از این روست که در هر کاری تبیین علت غایی، یعنی فواید هر کار و حرکتی، مهم ترین گام در ایجاد انگیزه در افراد جامعه است. خداوند برای تشویق و ترغیب مردم به کارهای عبادی و انجام اعمال و احکام عبادی، به بیان آثار آن می پردازد. از این روست که بخش بسیاری از آموزه های قرآنی به فلسفه احکام و علل شرایع توجه داشته است. برای ایجاد باور به اقتصاد مقاومتی باید فلسفه و علت غایی این عمل تبیین شده و نیز به گونه ای آثار آن تعلیل و تحلیل شود. از آن جایی که بسیاری از مردم اقتصاد بازار و فواید آن را دیده اند، اقتصاد مقاومتی به عنوان یک فرضیه بلکه نظریه قابل اجرا باید به گونه ای تبیین شود که مردم با فواید آن آشنا شوند. این کار در دو شکل بیان حلی و نقضی امکان پذیر است. به این معنا که باید فواید مثبت اقتصاد مقاومتی تبیین شده و با توجه به حضور عملی اقتصاد بازار، ضرر و زیان هایی اقتصاد بازار نیز روشن شود تا مردم گرایش به اقتصاد مقاومتی پیدا کنند. باید این آثار بسیار ملموس و قابل درک برای توده مردم باشد و با استفاده از نمونه های داخلی و خارجی، ارزش اقتصاد مقاومتی و کارایی آن نسبت به اقتصاد بازار در موارد نقص و نقضی برای مردم دانسته و معلوم شود؛ خداوند در داستان حضرت یوسف(ع) به این روش برای مانع زدایی اشاره می کند؛ زیرا ایشان با تبیین فرضیه و نظریه خود با استفاده از مثال ها و نمونه های موجود و شدنی، بر آن شد تا شاه و دولتمردان را نسبت به فواید روش خود آگاه و مطمئن سازد. ایشان در یک نمونه روشن می سازد که برای بقای یک کالای فاسد شدنی چون گندم باید آن را در خوشه خود نگه داشت؛ زیرا خوشه ها خود به عنوان یک حافظ طبیعی برای دانه گندم عمل می کند. هم چنین شیره گیری و رب سازی و مانند آن، روشی است که می توان مواد غذایی دیگر را نیز به مدت طولانی تر حفظ کرد و مواد غذایی فساد شدنی را برای فصول بلکه سال های دیگر حفظ کرد. عصاره گیری و خشکبار سازی از روش های مطمئن برای حفظ مواد غذایی برای دوره های زمانی بیش تر است.(یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹؛ پس اگر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بر فرضیه یا نظریه اقتصاد مقاومتی تاکید دارد و حتی برخی از فواید و کارکردهای آن را معلوم نموده و روش هایی را نیز برای ایجاد آن بیان کرده است، بر دیگران است تا این ها را گسترش داده و فواید و کارکردها و روش هایی قابل اجرا را تبیین و روشن نمایند تا دیگرانی که این نوع از اقتصاد را نمی شناسند یا بدان باور ندارند، با این نوع اقتصاد آشنا و باور نمایند.
  2. تصویب قوانین به نفع اقتصاد مقاومتی: هر چند که باور و اعتقاد به یک چیزی چون اقتصاد مقاومتی می تواند مهم ترین انگیزه حرکتی باشد، اما تصویب قوانین گام اساسی تر ایجاد شرایط تحقق آن است. بسیاری از قوانین به نفع اقتصاد بازار است که گفتمان جهانی اقتصاد را شکل می دهد. برای این که اقتصاد مقاومتی تحقق یابد و به موفقیت برسد، باید قوانین به نفع آن به تصویب برسد تا کفه ترازو که اکنون به نفع اقتصاد بازار و اقتصاد سرمایه داری است، به نفع اقتصاد مقاومتی سنگین تر شود. البته در مراتب و مراحل نخست شکل گیری و جان یابی اقتصاد مقاومتی به طور طبیعی حمایت های خاص و ویژه ای لازم است؛ زیرا اقتصاد مقاومتی همانند یک کودک ضعیف نیازمند حمایت است. بنابراین در مراحل نخست ، نیازمند حمایت قانونی قوی تر و ویژه ای است تا شکل گیرد و بر سر پای خود بیایستد. در داستان یوسف (ع) به این نکته نیز در آیاتی توجه داده شده است.(یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹ و ۵۵)
  3. هماهنگی میان نهادها: همان طوری که قوانین باید با اقتصاد مقاومتی هماهنگ باشد و قوانین نه تنها بازدارنده نباشد بلکه حامی اقتصاد مقاومتی باشد، بلکه نهادهای اجرایی نیز باید در هماهنگی کامل با اقتصاد مقاومتی باشند. اگر ملت توانایی و دارایی تولید کالایی را دارد، باید اجازه واردت نسبت به آن کالا، به طور کامل حذف یا با محدودیت شدید مواجه شود. نهادها در خدمت اقتصاد مقاومتی باید با یک دیگر همکاری کنند و به عنوان معاونت در یک امر بسیار مهم و راهبردی همه سرمایه های مادی و معنوی را به خدمت گیرند. در داستان یوسف به خوبی این معنا قابل ردگیری است؛ زیرا آن حضرت (ع) با پذیرش مستقیم مسئولیت ، هم چنین بر آن شد تا هماهنگی با نهادها را به عنوان علیم و حفیظ انجام دهد و خود نظارت مستقیم این هماهنگی را حتی در هنگام توزیع به عهده گرفته است.(یوسف، آیات ۵۵ و ۵۸)
  4. مقابله با جریان های نفوذ: دشمن اجازه نمی دهد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد؛ زیرا اقتصاد زیربنای جامعه است و تحکیم اقتصاد مقاومتی به معنای استحکام و استواری جامعه خواهد بود. شناسایی جریان های نفوذ و مقابله با آنان باید در دستور کار قرار گیرد. آنان در مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرایی حضور داشته و موانعی را برای اجرای اقتصاد مقاومتی ایجاد خواهند کرد. ایجاد موانع از حوزه تبیین گری فواید و آثار گرفته تا حوزه تقنین و تا اجرای آن در دستور دشمن و جریان های نفوذ است. البته جریان های نفوذ را نمی توان به سادگی شناسایی کرد ولی همان طوری که خداوند در آیه ۳۰ سوره محمد و آیات دیگر بیان کرده می توان از نوع ادبیات و رفتار آنان ایشان را شناخت و علیه تصمیمات و فعالیت هایی آنان مانع ایجاد کرد. با آن که نمی توان امید داشت تا همه جریان های نفوذ و مانع زایی آنان را شناخت ولی می توان از شدت و حدت مانع زایی در کم و کیف کاست. جریان هایی نفوذ تلاش می کنند تا بذر ناامیدی و عدم کارآمدی اقتصاد مقاومتی را نسبت به اقتصاد سرمایه داری در دل ملت و دولت بکارند، ولی ملت و دولت باید آن را از دل ها بزدایند و بلکه هر روز بذر نومید یعنی امید نو را در دل ها بکارند.
  5. تعاون گرایی و مشارکت سازی: برای جلوگیری از نفوذ جریان های مافیایی و رانت خواری و ویژه خواری و انحصارگرایی باید قوانین سخت گیرانه ای تصویب شود و مجازات های سخت و شدید برای کسانی که به شکل و عنوان در این امر مشارکت می کنند، در دستور کار قرار داد. بی گمان ایجاد بسترهای حضور و مشارکت فعال مردم در حوزه های عمل اقتصادی می تواند مانع انحصارگرایی و ویژه خواری شود. خداوند در آیات قرآنی از جمله آیه ۲ سوره مائده بر آن است تا بر مشارکت در قالب تعاونی در همه اعمال از جمله اعمال اقتصادی تاکید کند و مردم را به همکاری و همدلی و همزبانی در همه امور از جمله اقتصاد هدایت و رهنمون سازد. در روایات از جمله سخنان امیرمومنان امام علی(ع) مطالبی در باره مقابله و مبارزه را انحصارگرایی و ویژه خواری بیان شده که در مقاله و مطلب جداگانه به آن پرداخته شده است.
  6. محدودیت هایی وارداتی: یکی از موانع جدی در سر راه اقتصاد مقاومتی، واردات کالایی است که در داخل تولید می شود. اگر بخواهیم وابستگی به اقتصاد جهانی و ضربات و فشارهای گاه و ناگهانی آن کاهش دهیم یا به طور کامل تاثیرپذیری حذف کنیم، باید محدودیت هایی برای واردات نسبت به این نوع کالا را اجرایی کنیم. قوانین بازدارنده و سخت گیرانه می تواند موجب شود تا انگیزه برای مردم و حاضران در عرصه تولید و عمل اقتصادی به طور فزاینده ای افزایش یابد و انگیزه برای سرمایه گذاری نیز بیش تر شود. هم چنین خطر سرمایه گذاری کاهش یابد؛ زیرا سرمایه گذار با توجه به مولفه هایی همانند تضمین خرید و سود اقدام به سرمایه گذاری می کند و گستره و دایره سرمایه گذاری خود را به میزان این عوامل کاهش یا افزایش می دهد. اگر سرمایه گذار احتمال دهد که سرمایه با سود مطمئنه باز می گردد، با اطمینان سرمایه گذاری می کنند. اگر سرمایه گذار احتمال دهد که با قمیت پایین تری کالا وارد می شود، تلاشی برای تولید نخواهد کرد؛ زیرا فروش تضمینی نیست. معلوم است که سرمایه گذاری در حوزه های گوناگون با توجه به رقابت ها و میزان آن انجام می گیرد. از آن جایی که برخی از مواد خام در برخی حوزه های جغرافیایی ارزان تر یا خدمات فنی ارزان تر است، می تواند در قیمت تمام شده کالا تاثیر بگذارد. اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی داشته باشیم باید در گام ها نخست پیش از آن که یک کالای ارزان با کیفیت تولید شود، پذیرایی کالای گران تر و بی کیفیت تر در یک محدوده زمانی مشخص باشیم؛ همان طوری که کشور ژاپن عمل کرد و سپس کالای با کیفیت تر و ارزان تر تولید کرد، بلکه گاه خریدار برای کالای با کیفیت حاضر است پول بیش تری را هزینه کند. به هر حال، واردات کالاهایی که در داخل تولید می شود یا زمینه سرمایه گذاری در آن فراهم آمده و در آغاز راه تولید است، باید با محدودیت شدید مواجه شود. در این میان برای جلوگیری از قاچاق کالا باید فکر جدی کرد؛ به نظر می رسد که این حجم عظیم واردات کالا نمی تواند تنها از مبادی غیر رسمی و مرزهای غیر رسمی و از طریق کوله باری باشد، بلکه از همین مرزها و گمرک با استفاده از عوامل رانتی، رشوه گیری و مانند آن باشد. سوء استفاده افراد از قدرت و حضور در مراکز قدرت به ویژه قدرت های نهان و پشت پرده مهم ترین عامل در افزایش شگفت انگیز حجم کالاهای قاچاقی دانست که تولید داخلی را نابود کرده و به مرز ورشکستی کامل رسانیده است. اصولا با کوله باری نمی توان انگور، نارنگی و یا اجناس فاسد شدنی را وارد کرد و چنین ضربه سنگینی به تولیدات داخلی باغی وارد نمود.
  7. تولیدات با کیفیت و استاندارد سازی: باید تولیدات داخلی به سمت کیفیت برتر سوق داده شود و در این میان استانداردسازی بومی لازم و ضروری است. البته چنان که گفته شد، یکی از عوامل گرایش به واردات کالا، غیر از ارزانی آن، کیفیت آن است. البته در آغاز شدنی نیست که کالای با کیفیت همانند کیفیت وارداتی باشد، اما می توان در مسیر کیفیتی حرکت کرد که در نهایت برای خریداران بومی از کیفیت مناسبی برخوردار است. دست کم در مراحل نخست باید کف کیفیت را در نظر گرفت تا با تجربه و توسعه و تحقیق این کیفیت افزایش و در سطح قابل قبول یا برتر آن دست یافت.
  8. مصرف بهینه و درست: شاید مهم ترین مانع در اقتصاد مقاومتی مصرف اسرافی و تبذیری است که سرمایه ها را از میان می برد؛ زیرا هم کالا با چنین نوع مصرف از میان می رود و هم سرمایه هایی که دراین راه هزینه شده بازپس نمی آید. از این روست که در آیات قرآنی از هر گونه مصرف اسرافی وتبذیری منع شده است. (انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱؛ اسراء، آیه ۲۶؛ فرقان، آیه ۶۷) در این باره بسیار گفته و نوشته شده است.
  9. اولویت سنجی و اولویت گذاری در واردات: چنان که گفته شد، واردات کالا به ویژه قاچاق کالا مانع مهم در سر راه اقتصاد مقاومتی است. در واردات کالاهای که لازم است هم باید به عنصر و عامل نیاز توجه کرد و هم به میزان و سطح نیازهای توجه یافت؛ زیرا برخی از کالاها از مصادیق کالاهای ضروری و اساسی وبرخی دیگر از مصادیق کالاهای تجملی و تشریفاتی است. امروز دیده می شود که حجم عظیم از سرمایه های ملی صرف واردات کالاهای تجملاتی و تشریفاتی می شود که ویژه طبقات مرفه و مترف جامعه است. اتومبیل های آن چنانی که ارزبری دارد جز برای تجمل و تفاخر نیست. این گونه است که هم ارز از کشور خارج می شود و هم سرمایه به جای تولید در خدمت تجملات و تفاخرات می شود. البته ریشه این امر را باید در نوع نگاه مردم جست. جو و فضای روانی موجب می شود تا مردم به جای رقابت در تولید و مصرف کالاهای ضروری به سمت و سویی سوق داده شوند که رقابت در مصرف کالاهای تجملاتی و چشم پر کن باشد تا این گونه بر یک دیگر فخر فروشند و با چشم و هم چشمی سرمایه های جامعه را به یک معنا تباه سازند و زمینه برای واردات کالاهای تجملاتی فراهم آید. باید ملت نسبت به این حقیقت آگاه شده و مصرف تجملاتی را به عنوان اسراف و تبذیر سرمایه قلمداد کرده و همان طوری که خداوند این گونه رفتار را دوست نمی دارد و کراهت و زشت می داند، مردم نیز بد داشته و آن را مکروه و ناخوشایند و زشت بشمارند.(حدید، آیه ۲۰؛ لقمان، آیه ۱۸ و آیات دیگر)

مقتضیات اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی مقتضیاتی دارد که باید شرایط آن فراهم آید. مهم ترین مقتضیات رسیدن به اقتصاد مقاومتی که وابستگی به خارج نداشته و بر پایه داخلی استوار باشد و در برابر فشارها و متغیرات درونی و بیرونی بتواند ضربات را پذیرا باشد و در همان حال دفع نماید، اموری است که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. سلامت اقتصادی : گردش سالم اقتصادی از مهم ترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی است. اگر سرمایه در مسیر درست و سالم خود در گردش قرار نگیرد، نمی توان امیدی به اقتصاد مقاومتی داشت. خداوند در آیات قرآنی از جمله آیه ۱ و ۴۱ سوره نخست انفال و ۷ سوره حشر بر گردش سالم اقتصادی تاکید دارد و حتی راهکارهایی برای تحقق آن بیان کرده است که از جمله آنها تقسیم انفال و فی به همه افراد جامعه است تا ثروت در اختیار یک طبقه اجتماعی قرار نگیرد. از آن جایی که قدرت و ثروت در طول تاریخ با هم آمیخته شده و جلوی عدالت اقتصادی را سد کرده است، لازم است تا برای تحقق اقتصاد مقاومتی ، سلامت اقتصادی وجود داشته باشد. ویژه خواری و انحصارگرایی از سوی اهالی قدرت و طبقه حاکمه و ثروتمندان اهل نفوذ مهم ترین مانع جدی در سر راه اقتصاد سالم و سلامت اقتصادی است.
  2. عدالت اقتصادی و حق سهم مردم: عدالت اقتصادی که در آیات قرآنی به عنوان قسط مطرح شده است، به این معنا است که همه انسان ها از مواهب هستی درصدی را باید بهره مند باشند. به این معنا که هر یک سهمیه ای از سرمایه های هستی و مواهب طبیعی از دریا و کوه و آب و هوا و مانند آن ها به عنوان حق دارا هستند که در بسیاری از موارد از سوی ظالمان و مستکبران خورده می شود و قاسطین و سهمیه خوران به سبب حضور در مراکز قدرت و ثروت اجازه نمی دهند تا این قسط و سهمیه و حق طبیعی مردم به دست آنان برسد. خداوند مهم ترین هدف بعثت پیامبران را آشناسازی مردم نسبت به حقوق طبیعی آنان دانسته تا بر اساس قوانین و حق طبیعی به خیابانها ریخته و حق خود را به عنوان قسط و سهمیه مطالبه کنند.(حدید، آیه ۲۵) پس اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی را تحقق بخشیم باید حق و حقوق مردم را به آنان بشناسانیم و مردم را برای مطالبه گری نسبت به حق و سهم خویش به قیام و نهضت تشویق و ترغیب کنیم تا هر کسی سهم و قسط خود را از مواهب طبیعی دنیا بخواهند. در این میان اسلام و کفر و مانند آن نقشی ندارد؛ زیرا این ها از حقوق طبیعی انسان است و همین که عنوان انسان بر کسی اطلاق شود از چنین حقوقی برخوردار است. بنابراین، مطالبه گری نسبت به حق سهم هر کسی از مهم ترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی است که باید آموخت و بدان عمل کرد. بدون سهم خواهی نمی توان امیدی به اقتصاد مقاومتی داشت؛ زیرا برخی از اهالی قدرت و ثروت به حکم قدرت و ثروت به ظلم و بطر و شر و مانند آن گرایش یافته و اجازه نمی دهند تا مردم سهم خود را داشته باشند و این گونه اقتصاد مقاومتی تحقق نخواهد یافت؛ زیرا اقتصاد مقاومتی به معنای بهره مندی همگانی از اقتصاد و آسایش است و اگر کسانی که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند از سهم خویش محروم شوند هیچ گونه مشارکت و همکاری در تولید ثروت و سرمایه ملی نخواهند داشت و اقتصاد مقاومتی نیز شکل نمی گیرد.
  3. امنیت اقتصادی: امنیت مهم ترین مقتضی در تحقق اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا چنان که بیان شد، افزایش خطر در سرمایه گذاری و عدم بازگشت سرمایه و سود مطمئنه می تواند مشارکت در سرمایه گذاری تولیدی را متوقف کرده و به سمت و سوی سرمایه گذاری در مواردی سوق دهد که سود مطمئن و آسان فراهم باشد. این گونه است که واردات کالا به جای سرمایه گذاری برای تولید به سبب ریسک و خطر کم تر در دستور کار سرمایه گذاران قرار می گیرد. در آیات قرآنی بر تاثیر امنیت در رشد و شکوفایی بارها تاکید شده است.(نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیات ۱۲ تا ۱۴)
  4. مشارکت همگانی: اقتصاد مقاومتی در سایه تعاون و مشارکت همگانی شکل می گیرد. در آیات قرآنی بر نقش مشارکت فعال همگانی در عرصه های گوناگون از جمله حوزه عمل اقتصادی توجه داده شده است. (مائده، آیه ۲؛ یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹ و آیات دیگر)
  5. کار تولیدی: از مهم ترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی می بایست به کارتولیدی اشاره کرد. اصولا خلیفه خداوندی با ماموریت در زمین می بایست به کار تولید بپردازد و تا با فراوری و تبدیل و تغییر در مواد کالایی مفید و سازنده تولید کند.(هود، آیه ۶۱؛ نحل، آیه ۱۴؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶ و آیات دیگر)

آن چه بیان شده برخی از مقتضیات تحقق اقتصاد مقاومتی است. نگارش همه مقتضیات بیرون از حوصله یک مقاله و مطلب کوتاه و گذرا است.

راه هایی مقتضی زایی

برخی از مقتضیات اقتصاد مقاومتی بیان شد. تحقق این مقتضیات در جامعه نیازمند توجه به اموری است که در این جا به عنوان راه ها و روش های ایجاد مقتضی به آن توجه می شود. از جمله روش های تحقق مقتضیات می تواند به موارد زیر اشاره کرد:

  1. افزایش تولید داخلی: اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی داشته باشیم و از عدالت قسطی در جامعه سود بریم، باید بر تولید کمی و کیفی کالا در داخل تاکید کنیم. امید به تامین نیازهای یک جامعه از بیرون امید واهی است و کسانی که پیوند و وابستگی به اقتصاد سرمایه داری را یک سرچشمه رشد و شکوفایی اقتصادی دانسته و نشان می دهند، نشان دادن سراب به جای آب است. تاکنون هیچ اقتصادی در جهان نتوانسته با نگاه به بیرون به شکوفایی برسد و اقتصاد کشورهای جنوب شرق آسیا در یک دوره به خوبی نشان داد که وابستگی به بیرون به جای درون همانند رشد حبابی است که با کوچک ترین فشار می ترکد و فرو می پاشد. در همین اقتصاد شرق آسیا تنها کشورهایی از بحران دهه های گذشته به سلامت گذشتند که به جایی برون به درون تکیه کرده اند.
  2. آموزش منابع انسانی: آموزش منابع انسانی به ویژه در آموزش فنی و حرفه ای باید در دستور کار قرار گیرد. این آموزش ها باید ناظر به آموزش از شناسایی منابع خام تا تبدیل و فرآوری، تا بازاریابی و فروش و تا مصرف را در بر گیرد؛ زیرا اقتصاد همانند یک دوره زندگانی انسانی از پیش تولید در قالب نطفه تا مرگ و مراسم کفن و دفن آن را شامل می شود و همه این امور در قالب عمل اقتصادی تعریف می شود.
  3. پرورش نخبگانی: البته استعدادهای مردم یکسان نیست و لازم است تا نخبه گزینی و پرورش نخبگانی در دستور قرار گیرد و از فرار نخبگان نیز که سرمایه های انسانی یک اقتصاد مقاومتی است جلوگیری کرده و حتی زمینه جذب نخبگان از بیرون را نیز فراهم آورد.
  4. خودکفایی و نگاه به درون: اقتصاد مقاومتی در سایه خودکفایی و نگاه به درون شکل می گیرد نه نگاه به بیرون. همان طوری که بیان شد کشورهایی موفق هستند که بر منابع ملی از مادی و انسانی تاکید دارند. اصولا خودکفایی سیاسی و نظامی بدون خودکفایی اقتصادی معنا و مفهومی ندارد؛ زیرا اقتصاد ستون میانی خیمه و چادر جامعه است و یک جامعه از نظر فرهنگی و سیاسی و نظامی بر اقتصاد می تواند به استقلال برسد. پس استقلال اقتصادی می بایست در دستور کار قرار گیرد و اقتصاد مقاومتی شکل علمی و عملی برای تبدیل یک اقتصاد وابسته به یک اقتصاد مستقل است. اگر در اسلام بر استقلال نظامی برای حمایت از اقتصاد سیاسی در آیه ۶۰ سوره انفال تاکید شده به طور غیر مستقیم بر استقلال اقتصادی نیز تاکید شده است؛ زیرا بدون تحقق استقلال اقتصادی نمی توان از استقلال نظامی و سیاسی سخن گفت؛ همان طوری که وقتی از انفاق سخن به میان می آید مراد تولیدی است که سرمایه ای برای انفاق فراهم می آورد.
  5. فراوری و تغییر در راستای تولید برتر: همان طوری که گفته شد خام فروشی به معنای از دست دادن بستر برای یک اقتصاد مقاومتی و مانع جدی در سر راه آن است. پس باید بر فرآوری و صنایع تبدیلی و تغییری تاکید و اهتمام شود.
  6. اهتمام به اقتصاد دانش بنیان: در همین راستا توجه به اقتصاد دانش بنیان یک اصل و فریضه برای اقتصاد مقاومتی است که مستقل می تواند ستون جامعه را بر پا داشته باشد و از تندبادهای فشارهای درونی و بیرونی بر آید و مقاومت نماید. از همین روست که مقام معظم رهبری بر اقتصاد دانش بنیان تاکید می کند که زمینه را برای فرآوری و تبدیل ماده خام به برترین کالا و مفیدترین و سودآورترین آن فراهم می آورد.
  7. غرقه سازی: ممکن است افراد جامعه به آثار و فواید اقتصاد مقاومتی آگاه باشند، ولی نباید به این امر اکتفا کرد بلکه باید با غرقه سازی زمینه را برای بسیج همه منابع مادی و انسانی برای اقتصاد مقاومتی فراهم آورد. باید ذهن و فکر و عمل مردم چنان درگیر شود که شب را نیز با خواب اقتصاد مقاومتی بخوابد و رویای اقتصاد مقاومتی ببیند وحتی در خواب راه هایی را برای تولید مفید کشف نماید؛ زیرا خواب نیز دریچه ای به عالم حقیقت است که می تواند پیشگویی ها را به پیش بینی واقعی تبدیل کند؛ مگر کم است داستان ها و خیال بافی که به واقعیت تبدیل شده است؟! پس غرقه سازی چنان که در جنگ توسط امام خمینی(ره) صورت گرفته نسبت به جنگ اقتصادی نیز انجام گیرد.
  8. توجه به حوزه اقتصاد تعاونی: بارها گفته شده که اقتصاد تعاونی به معنای اقتصاد مشارکت است. در این نوع اقتصاد از رانت خواری و انحصارگرایی می توان فرار کرد و همگان را درگیر امری به نام جنگ اقتصادی کرد که در قالب اقتصاد مقاومتی در حال انجام است.
  9. بیمه تولید و کاهش درجه و میزان خطر در سرمایه گذاری : هم چنین باید میزان خطر و بازگشت سرمایه و سود را کاهش داد و انگیزه را برای سرمایه گذاری خرد و کلان فراهم آورد. قوانین می تواند بخشی از این امر را تامین کنند و هم چنین دولت با اصل بیمه در صنعت و سرمایه گذاری اقتصادی همانند بیمه در انتقال و جابه جایی کالا ، میزان خطر را کاهش دهد. باید بیمه در تولید از کشاورزی و صنعتی باید در دستور کار دولت باشد و دولت از انفال در این زمینه هزینه و بودجه و اعتبار داشته باشد.
  10. افزایش اشتغال با ارز ملی: افزایش اشتغال داخلی به جای خارجی باید در دستور کار قرار گیرد. این که بخواهیم سرمایه ارزی را برای رضایت یک گروه به کار گیریم و هواپیماها را وارد کنیم که تنها یک درصدی ها از آن بهره می گیرند و از قطار و اتوبوس و مانند آن غافل شویم در حقیقت مبارزه منفی با اقتصاد مقاومتی است. دولت باید برای ۹۹ درصدی ها کار کند نه یک درصدی ها و ارز ملی را نه برای واردات خودروهای میلیادری بلکه اشتغال داخلی و کارگاه های کوچک و خرد هزینه کند. حمایت از کارگاه های کوچک تعاونی باید به عنوان یک اصل قرار گیرد. در این زمینه کارشناسان نخبه بهتر می توانند راهکار ارایه دهند
  11. خرید تولیدات ملی: مردم باید بیاموزند از تولیدات داخلی و ملی هر چند با کیفیت کم تر استفاده کنند و دولت باید هم تشویق روانی و مالی نماید؛
  12. تولید علم: تولید علم برای تبدیل آن به کالا باید در دستور کار مراکز آموزشی باشد. مراکز آموزشی به جای آموزش هایی بی فایده و مدرک دهی باید به آموزش هایی توجه یابد که بتواند علم را به کالا و خدمات مفید تبدیل کند.
  13. جلوگیری از ویژه خواری: از هر گونه ویژه خواری باید جلوگیری کرد. ضربه ای که امروز اقتصاد ایران از ویژه خواری می خورد شاید کم تر از جنگ نظامی نباشد. آمارها خود گواه آن است که دولتمردان گرایش شدید به ویژه خواری داشته و به اشکال گوناگون با استفاده از این پدیده در برابر اقتصاد سالم مقاومت می کنند. این گونه است که هرکسی تلاش می کند تا با راه یابی به مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری و ارتباط با افراد ، از اطلاعات ویژه و نیز ارتباط خاص بهره برده و یک درصدی ها ۹۹ درصد سرمایه را به نام خود کنند. جالب این که یک درصدی ها امروز حدود ۹۹ درصد انفال را برای خود به کار می گیرند و همانند بیت الحال از آن استفاده می کنند.

سخن دراین باره بسیار است ولی به همین مقدار بسنده می کند. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.