مقام والدین در آموزه های قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم

نقش والدین در سازه هر انسانی، بی بدیل و بی نظیر است؛ هر چند که این نقش در باره کالبد انسانی در دنیا پررنگ تر است؛ ولی نمی توان نقش والدین را در سازه روانی و نفس انسانی نادیده گرفت؛ به ویژه که از نظر قرآن، کالبد انسانی در روان و نفس انسانی نقش اساسی دارد و روح دمیده در کالبد متاثر از کالبد در شرایطی قرار می گیرد که حتی سعادت و شقاوت را می تواند رقم زند. از این رو، خواسته و ناخواسته والدین نه تنها در کالبدسازی بلکه در نفس پروری نقش کلیدی و اساسی دارند. ازهمین روست که در انتخاب همسر برای استمرار و تداوم نسل بسیار تاکید شده و از والدین نیز خواسته شده تا در تولید نسل اموری را پیش از بارداری و آبستنی و همزمان و پس از آن مراعات کنند تا فرزند و نسلی مبارک با تمام کمالات ظاهری و باطنی داشته باشند.

به سخن دیگر، فرزندان تنها وارث اموال والدین خویش نیستند(نساء، آیه ۷)، بلکه وارث همه خصوصیات ظاهری و باطنی والدین خویش نیز هستند؛ زیرا این والدین هستند که با لقاح و انتقال منی(قیامت، آیات ۳۷ و ۳۸؛ ، صفات ظاهری را به فرزند منتقل کرده و در فرآیندی این منی به علقه سپس مضغه تبدیل شده و کالبد انسانی شکل می گیرد تا بستری برای دمیدن روح الهی و پذیرای انشاء و ایجاد نوین و جدید باشد و نفس انسانی در حالت اعتدال و تسویه کامل تحقق یابد.(مومنون، آیه ۱۴؛ حج، آیه ۵؛ شمس، آیات ۷ و ۸؛ سجده، آیه ۹)

اصولا این حرکت جوهری ایجاد کودک و نسلی جدید از انسان، در والدین آغاز و در خارج به کمال می رسد؛ زیرا والدین در همه مراحل حتی پس از تولد در اشکال تربیتی نقش اساسی در سازه شخصیتی هر انسانی دارند؛ هر چند که این به معنای نادیده گرفتن اراده و حق انتخاب و تغییر نیست؛ زیرا در نهایت شخصیت با اعمال فکری و رفتاری شکل می گیرد که قابل تغییر از سوی هر فرد انسانی است.(رعد، آیه ۱۶؛ انفال، آیه ۵۳؛ اسراء، آیه ۸۴)

احترام به والدین

احترام به والدین و نگه داشت حرمت آنان در آموزه های وحیانی مورد تاکید است. در بسیاری از احکام نسبت به والدین، تنها به این عنوان بسنده شده است، بی آن که قیدی دیگر در آن ملاحظه شود. بنابراین، فرقی میان والدین مثلا مسلمان با غیر مسلمان نیست و بر فرزندان است بی توجه به دیگر عناوین، حقوق والدین مراعات را کنند. البته برخی از حقوق والدین و تکالیف فرزندان منوط به داشتن اسلام است؛ اما این حقوق خاص والدین مسلمان به معنای بی احترامی نسبت به والدین غیر مسلمان نیست. بر همین اساس، در آموزه های وحیانی قرآن بر لزوم رفتار شایسته با والدین مشرک، در امور دنیایى تاکید شده است.(لقمان، آیات ۱۴ و ۱۵)

از نظر قرآن، تا اندازه حرمت والدین ارزشمند و مهم است که بى‌حرمتى به والدین گناهی بزرگ است به طوری که بخشش خداوند نیازمند توبه از سوی فرزندان گناهکار است.(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۵)

خدا به مردمان هشدار می دهد که هر گونه گستاخى و بى‌احترامى به والدین، موجب محکومیت شخص به عذاب حتمى الهى خواهد شد.(احقاف، آیات ۱۵ تا ۱۸) بنابراین، فرزندان می بایست نسبت به والدین کمال احترام را گذاشته و از کوچک ترین رفتار بد و زشت حتی اف گفتن خود داری کنند؛ زیرا هر گونه بی ادبی و پرخاش به والدین، از نظر قرآن، جزو اعمال ناپسند و منفور در خداوند است و مجازات سخت و شدیدی را به همراه خواهد داشت.(همان؛ اسراء، آیات ۲۳ تا ۲۵ و ۳۸)

احسان به والدین

احترام به شکلی مراعات والدین در سطح عدالت و مقابله به مثلی است که به سبب زحمات والدین باید از سوی فرزندان انجام شود؛ اما احسان در دو مرتبه احسان عفوی و احسان اکرامی مراعات حقوق والدین در سطوح تقوای خاص و اخص است که باید از سوی هر مسلمانی مراعات شود. بنابراین، خدا از مسلمانان می خواهد تا نسبت به والدین در سطح احسانی و اکرامی رفتار کنند و محاسن و مکارم اخلاقی را به جا آورده و با ایثارگری فراتر از عدالت با ایشان برخورد داشته باشند.

از نظر قرآن، احسان و ملاطفت با والدین وجوب شرعی است که عقل و نقل آن را تایید و امضا می کند. خدا برای والدین چنان اهمیتی قایل است که احسان به ایشان را در کنار توحید و وجوب عبادت توحیدی قرار داده است. با آن که از مردم خواسته تا به خدا شرک نورزند و اهل توحید باشند، با این همه توجه به والدین در سطح احسان را شرک نمی داند و آن را در طول عبادت و بندگی خود از نخستین مظاهر بندگی خدا و توحیدمحوری می داند.(نساء، آیه ۳۶؛ بقره، آیه ۸۳؛ انعام، آیه ۱۵۱)

از نظر قرآن، حکمت عقلی و نقلی اقتضا می کند تا شخص احسان به والدین را در سطح یک واجب بداند. اگر کسی دنبال حکمت عملی است که از نظر قرآن «خیر کثیر» است، باید احسان به والدین را به عنوان یکی از برجسته ترین اعمال حکیمانه دانسته و به آن پای بند باشد. خدا در مجموعه احکام و اعمال حکمیانه احسان به والدین را در کنار توحید ذکر می کند تا نشان دهد تا چه اندازه این امور نقش کلیدی در رسیدن انسان به خیر کثیر و حکمت دارد.(اسراء، آیات ۲۳ و ۳۹)

خدا به صراحت بر این حکم شرعی که عقل و نقل آن را تایید و امضا می کند، توجه می دهد و احسان به والدین را از تعالیم الهی و شرعی مطابق با عقل فطری و نقل قرآنی و توراتی می داند که در همه شرایع اسلامی جاری و ساری بوده است.(نساء، آیه ۳۶؛ بقره، آیه ۸۳؛ انعام، آیه ۱۵۱) به هر حال، کسی که تعقل ورزد در می یابد که اصولی حکیمانه ای چون توحید و گریز از شرک در همه امور، احسان به فرزندان و ترک قتل فرزندان و بی گناهان و اجتناب از فحشاء از مهم ترین رفتار حکیمانه است. پس همه انسان ها اگر به فطرت خویش مراجعه کنند ، فطرت و عقل ایشان را به این حقیقت رهنمون می سازد که این امور واجب یا حرام باید در زندگی بشر مراعات شود تا انسانیت انسان خودنمایی کند.

در حقیقت، عمل به توصیه‌هاى الهى از جمله احسان به والدین، نشانه رشد و شکوفایى عقل انسانی است؛ زیرا این حجت باطنی همان چیزی را تایید و امضا می کند که حجت ظاهری و نقل وحیانی آن را امضا کرده است. پس اگر در اجتماعی این امور فطری پذیرفته نشود، شکی نیست که آن اجتماع از عقلانیت سودی و بهره ای نبرده است و گرفتار وهم و خیال به جای عقلانیت است.(انعام، آیه ۱۵۱) این که خدا احسان به والدین را از مصادیق صراط مستقیم می داند، از آن روست که صراط مستقیم

از نظر قرآن، نیکى به پدر و مادر، موجب ستایش و مدح خداوند است و پروردگار و خالق هستی و انسان چنین عملی را محبوب می شمارد و آن را تشویق و ترغیب می کند.(مریم، آیه ۱۴؛ نساء، آیه ۳۶؛ بقره، آیه ۸۳؛ انعام، آیه ۱۵۱) پس شارع مقدس از دو طریق تکوینی و الهامات فطری(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ و ۸؛ روم، آیه ۳۰) و طریق تشریعی و الهامات وحیانی اسلام (مریم، آیه ۱۴؛ نساء، آیه ۳۶؛ بقره، آیه ۸۳؛ انعام، آیه ۱۵۱) محبوب بودن این عمل را بیان کرده و آن را از مصادیق «راضیه مرضیه» دانسته است که نفس مطمئن به آن دست می یابد. پس صراط مستقیم نفس فطری و اسلام وحیانی هر دو در قالب عقل و نقل این حکم الهی را بیان کرده است.

از نظر قرآن احسان به والدین آثار و برکاتی در زندگی فرزندان دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیراشاره کرد:

  1. تقوای الهی: از نظر قرآن، فلسفه آفرینش انسان عبادت و بندگی است(ذاریات، آیه ۵۶) که انسان را به تقوای الهی می رساند(بقره، آیه ۲۱) و این تقوای الهی بستری برای ظهور و بروز اسمای الهی در انسان می شود و انسان رنگ خدایی گرفته (بقره، آیه ۱۳۸) و به عنوان مظهر اسمای الهی در مقام ربوبیت ظهور کرده (آل عمران، آیه ۷۹) و خلیفه خدا در هستی از قرارگاه زمین می شود.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳) یکی از راه های کسب چنین تقوایی، احسان به والدین است که در کنار عبادت خاص برای خدا از مهم ترین عبادت های عام برای خدا است.(انعام، آیات ۱۵۱ و ۱۵۳)
  2. مقام صالحین: در آیات قرآنی بیان شده که پیامبران در مقام صالحین هستند؛ زیرا این مقام بسیار ارزشمند و دارای آثار و برکات بسیاری است که در آیات قرآنی بیان شده است؛ زیرا از نظر قرآن تنها راه رستگاری و رهایی از خسران و زیان ابدی، عمل صالح است که انسان را به مقام صالحین می رساند.(عصر، آیات ۱ تا ۳) در این میان برخی از اعمال صالح در درجه اول اولویت است که از جمله آنها احسان به والدین است که انسان را به مقام صالحین می رساند.(عنکبوت، آیات ۸ و ۹)
  3. عفو و گذشت از بدی ها: انسان به طور طبیعی در زندگی خطا و گناه دارد و اگر قلم عفو الهی بر انسان جاری نشود در همین دنیا باید عذاب های سختی را تحمل می کرد ، چه رسد به آخرت. اما خدا تنها نسبت به برخی از گناهان در دنیا واکنش نشان می دهد و عذاب را بر افراد خاطی و گناهکار وارد می سازد و از بسیاری از گناهان می گذرد و قلم عفو بر گناهان و جرایم آنان می کشد.(مائده، آیه ۱۵؛ شوری، آیات ۲۵ و ۳۰) از نظر قرآن یکی از راه هایی که انسان بتواند از آثار و تبعات خطا و گناه در امان ماند و خدا از همه گناهان وی در گذرد و عفو نماید، احسان به والدین است.(احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶)
  4. قبولی اعمال: از نظر قرآن، از شرایط صحت هر عمل نیک و صالح، داشتن تقوا و اخلاص از سوی عامل است؛ اما قبولی اعمال تنها منوط به داشتن مقام متقین و تقوایی دایمی در قالب ملکه و مقوم ذات است.(مائده، آیه ۳۷) از جمله عواملی که موجب قبولی اعمال می شود، احسان نسبت به والدین است که بیانگر اهمیت این عمل صالح در سطح متقین برای افراد است. خدا به صراحت از پذیرش اعمال احسان کنندگان به والدین سخن گفته است تا این گونه ارزش این عمل صالح را در حد عالی آن بیان کند.(احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶)
  5. ارزش گذاری در سطح عالی: از نظر قرآن، خدا همه چیز را بر اساس عدالت پاداش می دهد که جزای وفاق نامیده می شود.(نباء، آیه ۲۶) اما در کارهای نیک فراتر از عدالت با افراد برخورد کرده و پاداش مضاعف می دهد. برخی از اعمال موجب می شود تا خدا در هنگام پاداش دهی به کار نیک، برترین نرخ و بها را برای همه اعمال نیک قرار دهد و حتی اعمال معمولی و نیک را به برترین و گران ترین بها خریدار باشد. از جمله این عوامل احسان به والدین است که موجب می شود تا دیگر اعمال نیکی که در کنار این عمل قرار گیرد، از ارزش و بهایی بیش تری برخوردار شود و در حقیقت کارهای کم اهمیت و کم بها نیز به پربهاترین قیمت گذاری و خریداری شود.(احقاف، آیات ۱۵ و ۱۶)
  6. محبوبیت در نزد خدا: هر کسی دوست دارد که محبوب خدا شود. از آن جایی که محبت دو سویه است(مائده، آیه ۵۴)؛ زمانی محبت واقعی شکل می گیرد که انسان کاری که محبوب خدا است را انجام دهد. در میان اعمال نیک و محبوب خدا، احسان به والدین مطرح است. بنابراین، کسی که بخواهد محبوب خدا شود، بهتر است که احسان به والدین داشته باشد.(نساء، آیه ۳۶) این که خدا در این آیه بیان می کند خیال بافانی که به این اعمال نیک توجه ندارند، محبوب خدا نیستند، دانسته می شود که عاملان به این کارهای نیک از جمله احسان به والدین محبوب خدا بوده و از آثار و برکات این محبت برخوردار خواهند شد.
  7. پاداش بزرگ و مضاعف: از نظر قرآن، احسان به والدین از چنان ارزشی برخوردار است که خداوند برای محسنان پادشی بزرگ و مضاعف در نظر گرفته است. پس به کوچک ترین و کم ترین نیکی نسبت به والدین پاداشی بزرگ و مضاعف یعنی چند برابر می دهد.(نساء، آیات ۳۶ و ۴۰)
  8. رهایی از خواری و ذلت: از نظر قرآن، کسی که به والدین عنایت و احسان دارد، از خواری و ذلت در امان مانده و از خشم و بغض الهی رها می شود. خدا به مومنان در شرایع گوناگون هشدار می دهد که هر گونه تخلّف کردن از میثاق الهى از جمله تخلف در احسان به والدین، موجب گرفتار شدن به ذلّت و خوارى در دنیا خواهد شد.(بقره، آیات ۸۳ تا ۸۵) بنابراین، برای رهایی از خشم الهی و غضب او و در امان ماندن از ذلت و خواری باید احسان به والدین را مد نظر قرار داد. به نظر می رسد کسانی در محیط اجتماعی خوار و ذلیل هستند یک توجه و عنایتی به والدین داشته تا از این خواری که شاید ریشه در عدم احسان به والدین دارد، برهند.
  9. رهایی از گمراهی: صراط مستقیم الهی عبادت خدا و احسان به والدین و مانند آن ها است. بنابراین، کسی که به والدین احسان می کند، از گمراهی در امان است؛ اما کسی که ترک احسان می کند، دچار ضلالت و گمراهی از صراط مستقیم شده و در نهایت در دنیا و آخرت خوار و ذلیل می شود.(انعام، آیات ۱۵۱ و ۱۵۳)
  10. رهایی از خیال بافی و فخرفروشی: از نظر قرآن، مهم ترین عاملی که انسان را از عبادت و بندگی و نیز کارهای احسان و نیکی چون نیکی به والدین و مساکین و مانند آن ها باز می دادر، خیال بافی است که موجب تکبر و غرور شده و انسان را به تفاخر و فخرفروشی سوق می دهد. بنابراین، برای رهایی از هر گونه خیال بافی عجب آور و تکبرزا و فخرفروشی در اجتماع باید به اصول اساسی عبادت خدا و احسان مردمان بازگشت و با تواضع در برابر دیگران خود را به حقیقت کرامت و بزرگی رساند.(نساء، آیه ۳۶) به سخن دیگر، می توان که احسان به والدین خود گواهی روشن از رستن از دام خیال بافی و فخرفروشی و نشانی آشکار از عبودیت و تواضع و بندگی و خضوع انسانی است.(همان) از همین رو، اگر کسی بخواهد از دام خیال بافی و تفاخر رها شود، بندگی و احسان کند و کسی که بندگی و احسان کند، از دام خیال بافی و تفاخر رسته است.(همان)
  11. رهایی از شقاوت ابدی: از نظر قرآن، کسانی که مطیع والدین نباشند و به احسان و تکریم آنان نپردازند، گرفتار شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت می شوند(مریم، آیه ۳۲)؛ زیرا ارتباط دو جمله و استفاده از مفهوم و سلب خصوصیّت از مادر است، این برداشت را به دست می دهد که نیکى نکردن به والدین موجب شقاوت مى‌شود که نوعی عاق والدین است. به هر حال، اگر کسی بخواهد از عاق و شقاوت در امان ماند به والدین احسان کند.

آداب اطاعت و احسان به والدین

چنان که گفته شد، احترام و تکریم والدین واجب و احسان به آنان در قالب احسان عفو و احسان اکرامی لازم و ضروری است. برای تحقق حقیقت احسان و تکریم باید همه ابعاد و جوانب ادب با آنان مراعات شود و هیچ گونه کوتاهی انجام نشود. بنابراین، نباید در هنگام خدمت رسانی به آنان سخن از خستگی کرد و کلماتی چون اف بر زبان راند که بیانگر خستگی و درماندگی است.(اسراء، آیه ۲۳)

از دیگر آداب احسان به والدین این است که آنان را زیر بال و پر خود بگیریم و همانند کودکی در میان سالی و پیری از آنان مراقبت کنیم. به سخن دیگر، همان طوری که مادری فرزندان خویش را زیر بال و پر خویش می گیرد، فرزندان باید والدین خویش را زیر بال و پر خویش گیرند و همان طوری که آنان در کودکی به آنان یاری رساندند و به پرورش ایشان پرداختند تا چیزی برای آنان کم نگذاشته باشند، فرزندان نیز باید این گونه عمل کنند و چیزی کم نگذارند. از همین روست که خدا با تاکید بر دو واژه «حفض جناح الذل» و «ربیانی صغیرا» به این نکته توجه می دهد که باید متواضعانه در برابر والدین کمر به خدمت گشوده و مادرانه والدین را زیر بال و پر برده و همان طوری که آنان در کودکی به پرورش فرزند توجه داشته اند، فرزند در میان سالی والدین آنان را زیر بال و پر خویش گرفته و پرورش آنان را مد نظر قرار دهند.(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)

از دیگر آدابی که باید از سوی فرزندان مراعات شود، مراعات حقوق والدین در هنگام استراحت به ویژه هنگام استراحت ظهر است. در این ساعت فرزندان نباید وارد اتاق مخصوص والدین شوند و مزاحمتی را ایجاد کنند.(نور، آیه ۵۸) این بدان معناست که فرزندان باید برای والدین خلوتگاهی را آماده یا بپذیرند و نابهنگام و بی هنگام مزاحم آنان نشوند.

از این آیه به دست می آید که فرزندان نابالغ پیش از نماز صبح، استراحت نیمروز و پس از نماز عشاء باید وارد خلوتگاه والدین مگر با اذن و اجازه قبلی وارد نشوند. پس مراعات حریم خصوصی والدین یک حکم شرعی است که باید مراعات شود.(همان)

از نظر آموزه های وحیانی، عدم مراعات حریم خصوصی والدین و تعرض به خلوتگاه بیانگر اذیت و آزار والدین است که به طوری طبیعی حرام و گناه نابخشودنی است؛ زیرا خدا هرگونه اذیّت و آزاررسانى به پدر و مادر را حرام دانسته و از آن برحذر داشته است.(اسراء، آیه ۲۳؛ احقاف، آیات ۱۵ تا ۱۷)

از نظر قرآن، والدین، داراى بالاترین و مهم‌ترین حق، در میان مجموعه حقوق انسانها بر یکدیگر است و ارزش آنان را نمی بایست با دیگر انسان همتراز و همسان دید؛ از همین روست که خدا در قرآن، در مقام بیان حقوق متقابل گروههایى از انسانها، حق والدین را مقدّم بر همه آنها و پس از حق خویش قرار داده است.(بقره، آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶؛ اسراء، آیات ۲۳ و ۲۶)

فرزندان در همه چیز جز دعوت والدین به شرک و کفر، به مخالفت با والدین بپردازند؛ اما در هر کاری دیگر باید اطاعت آنان را همانند اطاعت خدا بدانند و از دستورهای آنان سرپیچی نکنند.(عنکبوت، آیه ۸؛ لقمان، آیات ۱۴ و ۱۸)

اصولا احسان تنها در انفاق مالی خلاصه نمی شود، بلکه هر گونه رفتاری نیک در قالب تکریم و احترام نیز از مصادیق احسان است. البته احسان مالی می تواند بخشی از علاقه و محبت باطنی را به نمایش گذارد. از همین روست که اعطاى بخشى از مال به والدین، هنگام نوشتن وصیّت و تقسیم اموال دارای مستحب دانسته شده است.(بقره، آیات ۱۸۰)

مراعات والدین و ادب نگه داری نسبت به آنان از جمله حقوق طبیعی آنان است. افزون بر این که آنان زحمات بسیاری را متحمل شدند و کوتاهی از سوی فرزندان به معنای ناسپاسی است که خدا آن را نکوهش کرده است.(لقمان، آیه ۱۴) زیرا خدا در این آیه در عبارت «الىّ المصیر» نوعى تهدید را به کار برده است، یعنى بازگشت شما به سوى ماست و بر حسب اعمالتان، پاداش مى‌دهیم. مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۵؛ تفسیر مقاتل، ج ۳، ص ۴۳۴)

در هر کاری باید عرف اجتماعی و ارزش های آن به ویژه در رفتار با والدین ملاحظه شود و بر اساس عرف و معروف اجتماعی با آنان تعامل کرد.(لقمان، آیات ۱۴ و ۱۵)

البته همان طوری که نباید به والدین ظلم کرد، نباید به دیگران ظلم کرد و احسان و خدمت به والدین نباید موجب ظلم به دیگران شود حتی به نفع والدین تمام شود. بنابراین، رعایت عدالت نسبت به دیگران حتی در صورت ضرر به والدین یا عدم نفع آنان واجب است و هرگز عدالت نباید فدای رابطه خویشاوندی باشد.(نساء، آیه ۱۳۵)

برخورد عاطفی و مودبانه لازم است ولی هرگز ظلم و بی عدالتی نمی بایست در حق هیچ کس انجام گیرد و مراعات احسان به والدین هرگز به معنا و مفهوم ظلم و بی عدالتی نسبت به دیگران نیست.

آثار بی ادبی نسبت به والدین

از نظر قرآن ، تکریم والدین واجب است؛ بنابراین هر گونه اهانت به والدین که رفتاری ضد تکریم است(فجر، آیات ۱۵ و ۱۶) دانسته شده و حرام است. در همین راستا خدا بر حرمت گفتار و رفتار اهانت‌آمیز به والدین تاکید داشته (اسراء، آیات ۲۳ و ۲۵؛ احقاف، آیات ۱۵ تا ۱۸) و هرگونه پرخاش و اهانت به والدین، حتّى در حدّ گفتن «اف» را حرام دانسته است.(همان) بنابراین هر گونه گستاخى در برابر والدین، مورد نکوهش خداوند بوده (همان) و خدا اهانت به والدین، در شأن منکران معاد دانسته است نه مسلمانان و مومنان به خدا و معاد.(همان)

تاکید قرآن به پرهیز و اجتناب از اهانت و بی ادبی نسبت به والدین از آن روست که این رفتار آثار و تبعات خطرناکی در همین دنیا داشته و مشکلات و گرفتاری هایی را موجب می شود؛ زیرا چنین اشخاصی مغضوب خدا بوده و خشم و غضب الهی را به سوی خویش جلب و جذب می کنند.(احقاف، آیات ۱۵ تا ۱۸) این گونه است که زیانکار شده و خسران ابدی را برای خود رقم می زنند.(همان) بنابراین لازم است تا فرزندان با پدر و مادر به نیکی و نرمی سخن گویند و از هر گونه درشتی و تندی پرهیز کنند.(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴)

از آن جایی که پیری انواع مشکلات را به دنبال دارد و والدین در این سن کم حوصله و حتی لجاج باز و گاه چون کودک اهل قهر و ناز کردن هستند، باید بیش تر مراقب رفتار خود بود تا والدین رنجیده خاطر نشوند. از همین روست که وظایف فرزندان نسبت به والدین در سنین پیری سخت تر و دشوار تر از هر زمانی دیگر است.(همان) از نظر قرآن حضور پدر و مادر نزد فرزند، درپى‌دارنده مسئولیّت فزون‌ترى براى محافظت از آنان می شود؛ زیرا جمله «اِمّا یبلغنّ عندک الکبر» یعنى اگر پدر و مادرتان تا زمان پیرى نزد تو زندگى مى‌کنند. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۳۱)

در آیات قرآنی مسایل و مطالب گسترده و بسیاری در باره والدین و وظایف فرزندان بیان شده است که بیان همه بیرون از حوصله این مقاله است. از همین رو به همین میزان در این جا بسنده می شود.