مفهوم پیروزی در تحلیل وحی

samamosفتح و پیروزی می تواند در میادین مختلف جنگی، عملی و فنی اتفاق بیافتد، زیرا فتح به معنای گشایش درهای بسته است که اجازه می دهد تا شخص و جامعه بتواند چنان که مقاصد و اهداف عالی آن می خواهد، رفتار و عمل کند. از این روست که خداوند در قرآن ، صلح حدیبیه که میان مسلمانان و مشرکان مکه بسته شده بود، به عنوان فتح المبین معرفی می کند؛ زیرا صلح حدیبیه مقدمه فتح مکه مهم ترین و اصلی ترین سنگر و پایگاه مشرکان و کافرانی بود که در برابر اسلام و ارزش های آن ایستاده بودند.

بر این اساس می توان گفت که آن چه در تحلیل قرآنی از پیروزی و فتح به دست می آید با مفهوم متبادر به اذهان ما تفاوت های معناداری دارد، زیرا پیروزی در مفهوم قرآنی، به معنا دست یابی به شرایطی است که شخص و جامعه را برای دست یابی به اهداف و مقاصد عالی انسانی یاری می رساند.

نویسنده در این مطلب بر آن است این مفهوم را از لا به لای آیات و آموزه های قرآنی به دست آورد و دیدگاه قرآن را از مفهوم و آثار پیروزی واقعی نشان دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فتح المبین در فتوحات مکیه

واژه فتح به معنا گشودن است که از آن واژه فتاح یکی از اسما و صفات الهی گرفته شده است. خداوند در آیه ۲۶ سوره سبا خود را نام فتاح می ستاید. البته در این آیه، معنای دیگری از واژه نیز به دست داده می شود که ارتباط تنگاتنگی با گشایش دارد، زیرا در این آیه خداوند به معنا داور در روز قیامت معرفی شده که میان مردم داوری و قضاوت می کند.(الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی ، قرطبی، ج ۱ ، ص ۱۰۵ و نیز اسما و صفات الهی فقط در قرآن ، محمد باقر محقق، ج ۲ ، ص ۱۰۳۳)

از آن رو فتاح به معنای داوری و قضاوت میان مردم آمده است که میان ایشان گشایش ایجاد کرده و گره کور مشکلات و اختلافات میان آنان را باز کرده و بر پایه حق و عدالت عمل می کند.

در این که چرا خداوند در سوره فتح سخن از پیروزی و فتح آشکار مسلمانان می کند، مطالبی چند گفته شده است. با این همه می توان از مطالب یاد شده این معنا را به دست آورد که عوامل و علل گوناگونی در تحقق آن نقش دارد که ارتباط تنگاتنگی با فتح و گشایش دارد؛ زیرا در این باره مصادیقی به عنوان علل نامگذاری بیان شده است که همگی آن ها نقش تحول آفرینی در سرنوشت جمعی مسلمانان داشته است.

برخی علت نامگذاری را در پیروزی مطلق اسلام بر کفر و شرک می دانند(مجمع البیان، طبرسی، ج ۹ و ۱۰، ص ۱۶۶ و الکشاف ، زمخشری، ج ۴، ص ۳۳۱ ) برخی پیروزی نمایان و فتح قلعه خیبر را علت نامگذاری آن به فتح المبین بر می شمارند؛ زیرا در این زمان است که مسلمانان توانستند افزون بر شکست مشرکان، مدعیان دورغین ایمان را نیز شکست دهند و زمینه را برای اصلاحات بزرگ دینی در جهان فراهم آورند و اسلام را به عنوان تنها دین کامل و جامع در عرصه دعوت به توحید و معیارهای وحیانی معرفی کنند. این گونه است که شکست یهودیان در خبیر به معنا فتح آشکار تلقی شده است که اسلام بتواند در صحنه جهانی در برابر همه مدعیان ایمان و در مقابله همه کفر بیایستد و انوار خود را بر جهانیان عرضه دارد. (مجمع البیان، طبرسی، ج ۹ و ۱۰، ص ۱۶۷ و الکشاف ، زمخشری، ج ۴، ص ۳۳۳ )

خداوند در آیات ۱۳ سوره صف از فتح مکه به عنوان فتح قریب و نزدیک یاد می کند(مجمع البیان، طبرسی، ج ۹ و ۱۰، ص ۴۲۳) و برخی بر این باورند که مقصود از فتح مبین نیز همان فتح مکه است(الکشاف ، زمخشری، ج ۴، ص ۳۳۱ ) و ازامام رضا(ع) نیز روایت شده که فرمود: آن هنگام که خداوند مکه را برای پیامبرش فتح نمود فرمود: انا فتحنا لکه فتحا مبینا(تفسیر نورالثقلین ، ج ۵ ، ص ۵۷)

باید توجه داشت که علت این که فتح مکه را فتح المبین می دانند، زیرا این فتح همان فتح و پیروزی است که به دنبال آن فتوحات زیادی برای پیامبر(ص) و مومنان به دست آمد. از این روست که گاه از آن به مطلق فتح یاد می شود. خداوند در آیات سوره نصر تبیین می کند که پیروزی مکه یک پیروزی و فتح تمام عیار بوده است، زیرا زمینه را برای گرایش توده های مردم فراهم آورده است بی آن که هراسی از مشرکان مکه و فشارهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی آنان داشته باشند.

در حقیقت فتح مکه ، همان فتح قریب و فتح مبینی است که فتوحات بسیاری را به دنبال داشته است؛ زیرا شرایط را برای یک دگرگونی تاریخی فراهم آورده است و اسلام توانسته به عنوان یک دین با دولت مقتدر در جزیره حجاز خود را تثبیت نماید.

نعمت فتح المبین

از این روست که خداوند در آیاتی چند از جمله آیات ۱ و ۲ سوره فتح از فتح مکه به عنوان فتح المبین یاد می کند که زمینه اتمام نعمت را بر پیامبر فراهم آورده است و راه مستقیم هدایت را به ایشان نشان داده تا بتواند در یک مسیر راست و بزرگ امت را به سر مقصد برساند.

از نظر قرآن، اتمام نعمت بر پیامبر(ص) با این فتح آغاز شده که خود زمینه ساز دست یابی پیامبر(ص) به همه مقاصد بعثت و اهداف پیامبری بوده است. چنان که یک بار دیگر خداوند این واژه را در هنگام اعلان ولایت امیرمومنان علی(ع) در روز عید غدیر به کار می برد و آن را اتمام نعمت برای عموم مردمان می شمارد. در حقیقت اگر با فتح مکه شرایط به گونه ای رقم خورد تا پیامبر(ص) بتواند موقعیت خود را در رسالت تثبیت کند، اعلان رسمی ولایت امیرمومنان (ع) نیز شرایط تحکیم اسلام و تثبیت دایمی آن را فراهم آورده است. از این روست که از هر دو وضعیت و موقعیت خطرناک و حساس به عنوان اتمام نعمت یاد شده است.

حتی اگر صلح حدییبه را به عنوان مصداق فتح المبین بدانیم چنان که برخی از مفسران چنین گفته اند، باید گفت که صلح حدیبیه به سبب اهمیت آن در تاریخ اسلام و تثیبت حرکت پیامبر(ص) از چنین جایگاه و موقعیت حساس و خطرناکی برخوردار بوده است؛ زیرا به مسلمانان این امکان را بخشید تا به عنوان یک جریان مقبول سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و دینی پذیرفته شوند و اصولا بستن پیمان و قرارداد صلح به معنای پذیرش طرف مقابل است. هنگامی که مشرکان صلح حدیبیه را بستند بر این باور بودند که آنان پیروز میدان هستند ولی نفس قرارداد به معنای پذیرش قدرت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مسلمانان از سوی مشرکان بود که خود یک پیروزی بزرگ برای مسلمانان بود؛ زیرا مسلمانان با این صلح به عنوان یک طرف فعال و تاثیرگذار بر جامعه حجاز پذیرفته شده بودند. این گونه است که صلح حدییبه سرآغاز تحولات عمیق اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در جامعه حجاز بوده است و قرآن از آن به فتح آشکار و اتمام نعمت الهی بر مسلمانان یاد می کند.

این گونه است که صلح حدیبیه به معنای پیروزی معنوی اسلام با دلایل ، براهین و معجزات می باشد ؛ زیرا بی هیچ گونه هزینه مادی و جانی توانستند دستاوردهای بزرگی چون تثبیت موقعیت اسلام و مسلمانان بر جامعه حجاز را به دست آورند و زمینه نابودی مشرکان و دشمنان را فراهم آورده و دولت ا سلامی را در مدینه و سپس حجاز و نجد تثبیت نماید.

آیات سوره فتح تبیین می کند که پس از واقعه صلح حدیبیه بیعتی میان مومنان و پیامبر(ص) بسته شد که این بیعت خود فتح مبین بوده است، زیرا با اعلام وفاداری مومنان با آن حضرت (ص) پیروزی های پیاپی برای مسلمانان پدید آمد و وحدت اسلامی موجبات رشد و بالندگی دولت اسلامی و جامعه اسلامی شد. از این روست که خداوند از این بیعت به عنوان فتح مبین یاد می کند و خشنودی و رضایت خویش را اعلام می دارد.

در این بیعت خلوص و وفاداری مومنان و صداقت ایشان در ایمان به پیامبر(ص) اشکار شد و خودی ها از غیر خودی ها بازشناخته شدند؛ زیرا برخی از این که بی رسیدن به مکه با پیمان صلح از مکه بازگشتند ناخرسند بودند و آن را شکست امت اسلام می دانستند. این در حالی بود که پیامبر(ص) این صلح را سرآغاز پیروزی های پیاپی و فتح الفتوح می دانست.

آثار پیروزی بر جامعه

پیروزی که قرآن آن را فتح می شمارد و گشایشی برای مردم و جامعه است، پیروزی هایی است که در مسیر کمال و تعالی فردی و جمعی مردم باشد. از این روست که در بیان آثار و پیامدهای فتح المبین به اموری چون آرامش روحی و معنوی مومنان در آیات ۱ و ۴ سوره فتح اشاره می کند؛ زیرا انسان در سایه سار آرامش است که می توانند در مسیر فعلیت بخشی به تمامی ظرفیت ها و توانمندی های خود بکوشد و کمال را دریابد.

در سایه سار پیروزی های واقعی است که اعتلا و سربلندی توحید و اهل آن رقم می خورد و مایه ذلت و خواری مشرکان می گردد(نصر آیات ۱ تا ۳ و نیز المیزان ، ج ۲۰، ص ۳۷۷) و در یک فرآیند اسلام و ایمان در سایه آن تثبیت می شود و پیامبر(ص) به آرامشی به سبب دست یابی به هدف رسالت می رسد. از این روست که چنین فتحی برای آن حضرت (ص) به عنوان تمامیت نعمت تلقی می شود.(فتح آیات ۱ و ۲) زیرا آن حضرت(ص) تحقق وعده های الهی را بر غلبه اسلام بر تمامی ادیان و مذاهب می بیند.(فتح آیات ۲۷ و ۲۸) و حقانیت اسلام و حمایت خداوند از پیامبر(ص) به چشم همگان می آید.(نصر آیات ۱ و۲)

در چنین شرایط آرمانی است که مودت و دوستی میان مسلمانان و مردم منطقه حجاز پدید می آید(ممتحنه آیه ۷ و کشاف ، زمخشری، ج ۴ ، ص ۵۱۵) و مسلمانان از شرایط سخت فشارهای گوناگون محیطی و بیرونی رهایی می یابند(حدید آیه ۱۰) و با پذیرش شکست از سوی کافران و مشرکان ، زمینه گرویدن توده های مردم به اسلام فراهم می آید (انفال آیات ۷۴ و ۷۵ و مجمع البیان ، ج ۳ و ۴ ، ص ۸۶۴) و زمینه های گسترش اسلام در همه جهان مهیا و آماده می گردد(انفال آیات ۷۴ و ۷۵ و مجمع البیان ، همان) و در نهایت رستگاری و فلاح بزرگ نصیب و بهره مومنان می شود.(فتح آیات ۱ و۵)

بی گمان ریشه همه این توفیقات و دستاوردها را می بایست در صلح حدیبیه ای جست که شرایط تازه ای برای مسلمانان و جامعه اسلامی فراهم آورد و اجازه داد تا مسلمانان در یک فضای خوب و مناسب به تثیبت اندیشه ها و بینش ها و نگرش های خود بپردازند و جامعه ای نمونه را بی هیچ دغدغه ای بیرونی از فشارها و جنگ ها در شهر مدینه تجربه کنند و دولت اسلامی را چنان که قرآن فرمان داده بر اساس آموزه های وحیانی ایجاد و تقویت نمایند.

از نظر قرآن فتوحاتی چون فتح قریب و فتح مبین و فتح مطلق و کامل زمانی دست یافتنی شد که صلح حدیبیه بسته شد. هر چند که این صلح موجب شد تا گروهی تردید هایی را در باره پیامبر(ص) و صداقت و خلوص آن حضرت (ص) روا دارند و رویای فتح مکه و فتوحات مکیه دیگر را به تمسخر گیرند ولی صلح حدیبیه در کنار بیعت رضوان موجب شد تا زمینه و شرایطی فراهم آید که پیامبر(ص) بتواند کارهای مهم خود را به شکل راهبردی طراحی و برنامه ریزی کند و به صورت سیاست ها و برنامه ها به اجرا در آورد.

بیعت مسلمانان صدر اسلام با رسول خدا(ص) پس از صلح حدیبیه در حقیقت تقویت جریانی بود که پیامبر(ص) را در هر حال قبول داشته و رسالت و نبوت وی را یقین و قطعی می دانستند و هرگز در باره آن تردید و تشکیک روا نمی داشتند. در شرایطی که پیامبر(ص) قصد داشت تا برای زیارت به مکه وارد شود ولی مشرکان اجازه ندادند ، پیامبر(ص) در موقعیتی قرار می گیرد که برخی از اهل نفاق و تردید ، در پیامبری ووعده های آن بزرگوار تشکیک می کنند. این جاست که بیعت معنا و مفهومی دیگر می یابد و در کنار صلح حدیبیه این بیعت رضوان است که شکل دیگری از مدیریت و رهبری را به نمایش می گذارد و ولایت مداری مردمی را نشان می دهد که همه اقوال و افعال و تقریرات پیامبر(ص) را نمایش از کلام وحی می دانند. از این روست که بی چون چرایی ولایت خویش را نشان می دهند.

پذیرش ولایت بی چون و چرای پیامبر(ص) از سوی مومنان در صلح حدیبیه و بیعت رضوان این معنا را اشکار کرد که مومنان واقعی در صفوف مسلمانان در چنان حد و اندازه ای هستند که می توانند آینده جهان را تغییر دهند. این گونه است که خداوند از این امور به عنوان فتح مبین یاد می کند و ولایت مداری مومنان را به عنوان اتمام نعمتی برای پیامبرش می داند.

این گونه شد که در ماه رمضان سال هشتم هجری فتح مکه اتفاق می افتد(تاریخ طبری، ج ۲ ، ص ۱۵۶) این اتفاق نتیجه طبیعی فتح قریب و مبین صلح حدیبیه بود(المیزان ، ج ۱۷ و ۱۸ ،ص ۲۹۱) در روز دهم رمضان پیامبر در حالی به سوی مکه حرکت می کند که همراه وی که حدود ده هزار نفر از قبایل مختلف بودند، از هدف پیامبر(ص) آگاه نبودند و نمی دانستند که آن حضرت قصد فتح مکه و تسلط بر قبایل هوازن و ثقیف را در سر می پروراند.(المغازی، ج ۲ ، ص ۸۰۲)

به هر حال پیروزی واقعی تنها در پیروزی در جنگ نیست بلکه در رسیدن به اهداف عالی و کمالی است که جامعه را به سوی کمال ببرد.