معیارهای انتخاب اصلح از منظر قرآن

samamosرفتارشناسی نامزدهای انتخابات

بی‌گمان ساختن حماسه سیاسی بدون ‌بصیرت شاید خود مهم‌ترین چالش در برابر نظام اسلامی باشد. حماسه سیاسی و هر هیجان و تحرک اجتماعی بزرگ و تاثیرگذار زمانی می‌تواند ارزشی باشد که در چارچوب معیارهای ارزشی عقلانی و اسلامی قرار گیرد وگرنه نفس حماسه‌آفرینی نمی‌تواند یک ارزش تلقی ‌شود. بنابراین، انتخاب صالح و اصلح از میان نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری که می‌خواهند مسئولیت بزرگ را به عهده گیرند نقش اساسی در خلق حماسه ارزشی دارد. از آنجایی که درک نیات و انگیزه‌های هر نامزدی در پذیرش مسئولیت‌ها، امری باطنی و نهان است، تنها راهکار شناخت، بهره‌مندی از معیارهای کشف حقیقت است. یکی از روش‌هایی که قرآن برای کشف حقیقت بیان کرده، رفتارشناسی است، چرا که هر شخصی در رفتار وکردارش نشان می‌دهد از چه شخصیتی برخوردار است و این شخصیت بر پایه چه بینش‌ها و نگرش‌هایی شکل گرفته است.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه‌های قرآنی بر آن است تا معیار شناخت و کشف حقیقت را تبیین کند.

رفتارشناسی از زیر شاخه‌های نشانه‌شناسی است. نشانه‌شناسی در علوم تربیتی و روان‌شناسی اجتماعی به ما کمک می‌کند تا کنش‌ها و واکنش‌های هر فردی را تحلیل و تبیین کرده و به نتایج خوبی در شناخت شخصیت برسیم و توصیه‌هایی در این ارتباط داشته باشیم. نشانه‌شناسی در جایی که ما از شناخت شخصیت ناتوانیم و در نتیجه‌گیری از شخص و شخصیت مانده‌ایم، همچون نقب زدن در نهان برای رسیدن به مرکز باورها و بینش‌ها و نگرش‌ها و کشف شخصیت است.
نشانه‌شناسی در قرآن
خداوند از مهم ترین روش‌های کشف حقیقت را نشانه‌شناسی دانسته است. بر این اساس همه هستی را به عنوان نشانه و آیت خداوندی معرفی می‌کند که انسان می‌تواند با آن به حقیقت خداوندی برسد و نسبت به خداوند شناخت پیدا کند. نشانه‌شناسی را می‌توان از روش‌هایی دانست که از معلول به علت می‌رسند. البته در برخی از آیات قرآنی بر این نکته تاکید شده که اگر بتوانیم از علت به معلول برسیم در فهم حقایق دقیق‌تر عمل کرده‌ایم، چنان که در آیه ۴۵ سوره فرقان بیان می‌کند که خورشید دلیل و نشانه‌ای بر سایه است، یعنی این علت است که معلول را نشانه می‌دهد.
خداوند از آیات و نشانه‌های آفاقی و انفسی به عنوان راهکار استفاده کرده است، نه اینکه آن را عین حقیقت بداند یا آینه تمام نمای حقیقت بشمارد، چرا که در هر حال، موجودات هستی همچون سایه برای حقیقت خداوندی است و سایه به یک معنا اصلا تصور حقیقت نور خورشید نیست، با این همه چیزی از آن حقیقت را بر می‌تاباند.
رفتارشناسی انسان نیز هر چند که نمی‌تواند گویای تمام شخصیت انسان باشد، ولی همچون نشانه‌ای می‌تواند به عنوان یک راه کار برای کشف حقیقت استفاده شود. خداوند در آیاتی از جمله ۳۰ سوره محمد(ص) می‌فرماید که می‌توان با نگاه به لحن گفتار افراد نسبت به آنان معرفت و شناختی به دست آورد. به این معنا که لحن گفتاری، حقیقت باطن و نهان شخص و شخصیت را بر می‌تاباند و تا حدودی می‌تواند انسان را برای کشف حقیقت یاری رساند.
از قدیم گفته‌اند: از کوزه همان برون تراود که در اوست. این بدان معناست که می‌توان از تراوش‌ها به عنوان نشانه‌ای برای کشف حقیقت باطنی استفاده کرد. رفتار و کردار آدمی بیانگر فلسفه زندگی، بینش‌ها، نگرش‌ها، باورها و عقاید شخص است و انسان می‌تواند از این طریق درجه خلوص و ناخالصی شخصیت را به دست آورد. خداوند به صراحت در آیه ۸۴ سوره اسراء می‌فرماید: کل یعمل علی شاکلته، هر کسی براساس ملکات و مزاج و ساختار نفسانی و شخصیت خود عمل می‌کند. به این معنا که رفتارها گویای شخصیت اوست.
نشانه‌هایی که می‌توان براساس آن شخصیت را شناسایی کرد به دو دسته نشانه‌های مثبت و منفی، خوب و بد، ارزشی و ضدارزشی تقسیم می‌شود. بنابراین برای شناخت هر شخص و شخصیت از جمله نامزدهای ریاست جمهوری می‌بایست به این نشانه‌های مثبت و منفی در رفتار آنان دقت کرد و براساس آن شخصیت آنان را شناخت و مورد ارزیابی قرار داد.
نشانه‌های مثبت
اگر بخواهیم همه نشانه‌های مثبت را همراه با تحلیل و تبیین معنا و مفهوم آن بیان کنیم، شاید نتوان در این مطلب کوتاه از عهده حق مطلب برآمد. از این رو در این‌جا تنها به مهم‌ترین نشانه‌ها اشاره خواهد شد. البته به نشانه‌هائی اشاره می‌شود که برای مسئولیت مهمی چون ریاست جمهوری ارزشی و حیاتی است؛ زیرا برای گرفتن هر پست و مسئولیتی می‌بایست با توجه به مناسبت حکم و موضوع، معیاری را مطرح و ارزیابی کرد. بنابراین در اینجا معیارهای مهم این مسئولیت و سپس نشانه‌های آن از طریق رفتارشناسی بیان می‌شود.
۱. ایمان و تقوا: در نظام اسلامی رئیس‌جمهور می‌بایست دارای ایمان باشد که در زندگی روزمره و سبک زندگی وی نمود دارد. براساس آموزه‌های قرآنی، اگر بخواهیم تقوای شخص را به دست آوریم باید به نکاتی از جمله پرهیز از هرگونه بد و زشت عقلانی و شرعی اشاره کرد. شاید بهترین نشانه تقوا در شخص، عدالت نسبت به خود و دیگران باشد که با ایمان به خدا درباره خود و قرار دادن هر چیزی در جای مناسب نسبت به دیگران تحقق می‌یابد. خداوند عدالت را اصدق مصادیق تقوا و نزدیک‌ترین عمل در تحقق مفهومی و مصداقی آن می‌داند. (مائده، آیه ۸) همچنین احترام به مقدسات اسلامی وحمایت و دفاع از پیامبران و پیامبر اسلام (حجرات، آیه ۳، مائده، آیه ۲)، ادب و تواضع (حجرات، آیه ۳)، استحکام روابط خانوادگی (نساء، آیه ۱۲۹)، اقامه نماز و احسان وانفاق به دیگران (بقره، آیات ۲ تا ۵)، استوارگویی و سخن گفتن به صلاح و مطابق واقع (احزاب، آیه ۷۰)، اطاعت از پیامبران و رهبران (انفال، آیه ۱ و آیات دیگر)، امانت‌داری(بقره، آیه ۲۸۳)، امر به معروف و نهی از منکر (آل‌عمران، آیات ۱۰۲ و ۱۰۴) ومانند آن از جمله نشانه‌های ایمان و تقواست.
۲. عدالت: یکی از مهم‌ترین مولفه‌های انتخاب خوب، عدالت است. شخصی که برای مسئولیت‌ها انتخاب می‌شود باید دارای عدالت باشد. البته ایمان وعدالت و تقوا از اموری است که دارای مراتب و درجات است، هرچه مسئولیت بالاتر و مهم‌تر باشد، ایمان و عدالت وتقوا نیز می‌بایست قوی‌تر باشد. از این رو عدالت در امام جماعت غیر از عدالت در امام جمعه و یا رهبری است. به این معنا که کوچک‌ترین ترک اولی و بی‌عدالتی حتی به خود در مسئولان بالا، مانند کمترین شرک به خدا و اصالت بخشی به قدرت و ثروت برای رسیدن به مقاصد حتی مثبت و ارزشمند می‌تواند برای رهبری به عنوان ظلم و بی‌عدالتی باشد و او را از شایستگی برای این مسئولیت ساقط کند. از آیات قرآنی به دست می‌آید که عدالت معیار هستی و فلسفه بعثت است. (حدید، آیه ۲۵) نشانه‌های عدالت آن است که انسان نسبت به اجرای آن نسبت به خویشان سخت‌گیر باشد و روابط احساسی و عاطفی و خانوادگی موجب نشود که از اجرای آن دست بردارد (نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۲) و در معاملات کم‌فروشی وگران‌فروشی نداشته باشد (انعام، آیه ۱۵۲) و بر هواهای نفسانی خود مسلط باشد و هرگز شهوت و غضب بر او مسلط نشود، چرا که کسی که بین قوای نفسانی خود عدالت و تعادل ایجاد نمی‌کند نمی‌تواند عدالت را در جامعه اجرا کند. بنابراین، تعادل شخصیت و اعتدال و قناعت در زندگی مانند تک همسری، تک خانگی، تک غذایی و اجتناب از تنوع و تعدد غذایی ومانند آن از نشانه‌های عدالت است. اگر در مردم عادی خانه‌های بزرگ و تعدد و تنوع غذا وهمسر و مانند آن عیب نداشته باشد، در رهبران و مسئولان عیب و ضدارزش و نشانه بی‌عدالتی است؛ چرا که مردم فقیر به رهبران خود نگاه می‌کنند. (نساء، آیات ۳ و ۱۳۵ و آیات دیگر)
۳- امانت‌داری: از مهم‌ترین ویژگی رئیس‌جمهور امانت‌داری است؛ چرا که مسئولیت کل کشور به ویژه قوه مجریه در اختیار او قرار می‌گیرد. شخص به عنوان امین مردم در این پست قرار گرفته و قدرت و ثروت ملت در دست اوست. منصب رهبری و مسئولیت ریاست جمهوری و نمایندگی و مانند آن از امانت الهی است. (نساء، آیه ۵۸) خداوند در آیه ۳۹ سوره نمل بیان می‌کند که در انتخاب حمل‌کننده بار و محموله و یا چیزی، باید کسی را انتخاب کرد که امین باشد چه رسد که اگر بخواهیم مسئولیت کشوری را با قدرت و ثروت آن به کسی واگذاریم. همچنین حضرت شعیب و دختران وی وقتی می‌خواستند مسئولیت گله‌ داری و چوپانی را به حضرت موسی(ع) بسپارند او را پیش از این به امانت‌داری آزمودند. (قصص، آیه ۲۶)
۴- قدرت و توانایی: از دیگر معیارهای انتخاب ریاست جمهوری قدرت و توانایی بدنی و جسمی است. این مطلب در آیاتی از جمله ۵۲ تا ۵۵ سوره یوسف و نیز آیه ۳۹ سوره نمل و آیه ۲۴۷ سوره بقره مطرح شده است. نشانه‌های قدرت و توانایی جسمی را به سادگی می‌توان به دست آورد؛ چرا که امری باطنی و نهان نیست بلکه آشکار است و با نگاهی به وضعیت جسمانی می‌توان آن را استنباط کرد.
۵- تخصص: اگر امانتداری و مانند آن نشانه تعهد و التزام شخص است که درمسئولان باید احراز شود، همچنین بایدتخصص شخص درعهده‌داری مسئولیت‌ها با آزمون‌ها به دست آید. خداوند در آیه ۶ سوره برای دادن مسئولیت‌های اقتصادی و خانوادگی به شخص، خواهان آزمون‌هایی است که پس از آموزش گرفته می‌شود تا معلوم شود با کاری که می‌خواهد به عهده گیرد مانوس است یا نه؟ بنابراین، در مسئولیت خطیر ریاست جمهوری و یا رهبری می‌بایست تخصص مدیریت داشته باشد. اگر در قوه مجریه قرار می‌گیرد می‌بایست توانایی مدیریت اجرایی را داشته باشد. اگر مسئولیت نظامی به عهده می‌گیرد باید دارای تخصص در این زمینه باشد.
در آیات ۵۲ تا ۵۵ سوره یوسف از تخصص خزانه‌داری برای مسئولیت سخن به میان آمده است. نشانه‌های این تخصص را می‌توان از طریق آزمون‌های گوناگون با توجه به مسئولیت‌ها به دست آورد.
۶- صبر و استقامت: مسئولیت‌های بزرگ نیازمند صبر و استقامت زیاد است. هر چه مسئولیت بزرگ‌تر باشد باید شخص از آستانه تحمل بسیار بالایی برخوردار باشد. حضرت موسی(ع) برای پذیرش مسئولیت‌پیامبر خواهان شرح صدر می‌شود. (طه، آیات ۲۵ تا ۲۷) خداوند برای مسئولیت پیامبری به حضرت محمد(ص)آستانه تحمل ایشان را بسیار بالا برده است، (سوره انشراح) به گونه‌ای که منافقان و کافران آن حضرت را بسیار اذیت کردند ولی ایشان مشفقانه و دلسوزانه می‌کوشید تا آنها را به راه مستقیم درآورد و خود را به رنج می‌افکند و در مقابل اهانتها و توهین‌ها و تهمت‌ها صبر پیشه می‌کرد و در برابر فشارها کوتاه نمی‌آمد. (کهف، آیه ۶؛ شعراء، آیه ۳ و آیات دیگر)
۷- شفقت: رئیس‌جمهور باید برادرانه و مشفقانه دل نگران و دلسوز مردم باشد. نشانه آن این است که در برابر سخنان آنان و یا رفتارهای تندشان تندی نکند و نخواهد به عدالت رفتار کند بلکه با عفو و گذشت و حتی بالاتر از آن با احسان و نیکی در برابر بدی آنان، نشان دهد که خیرخواه مردم است؛ چنانکه پیامبر(ص) این گونه بود. وقتی منافقان کار زشتی می‌کردند و می‌گفتند که این کار را نکردند و یا ایشان اهل محبت و ولایت هستند، آن را می‌پذیرفت و به دل نمی‌گرفت و شکایتی نمی‌کرد. از این رو، او را «اذن» نامیدند که خداوند می‌فرماید این رویه برای منافقان بهتر است تا ‌آدم شوند و به مسیر حق و حقیقت درآیند. (توبه، آیه ۶۱)
۸- بلوغ رشدی و علمی: از دیگر معیارهای مسئولیت‌های بزرگ، رسیدن به بلوغ رشدی و علمی است. اگر برای مسئولیت تکلیفی چون نماز و روزه بلوغ عقلی لازم است و در شرط ازدواج نکاح بیان شده است (نساء، آیه ۶)؛‌در مسئولیت‌های بزرگ، بلوغ علمی و رشدی مطرح شده است. هرچه مسئولیت بزرگ‌تر باشد بلوغ کاملی‌تری از نظر عقلی لازم است. در آیات قرآنی از رسیدن به بلوغ اشد کامل سخن به میان آمده است که بسیاری از مردم در سن چهل سالگی بدان می‌رسند. اما بلوغ رشدی کامل در علم و دانش نیازمند دوره‌های تخصصی علمی و عملی است که حضرت موسی(ع) ناچار می‌شود برای گذراندن این دوره نزد عالم ربانی برود. (کهف، آیه ۶۶) پیامبران مسئولیت‌های معمولی خود را با رسیدن به بلوغ اشد به عهده گرفته‌اند. (یوسف، آیه ۲۲؛ قصص، آیه ۱۴) حضرت ابراهیم(ع) نیز مسئولیت امامت را زمانی به دست آورد که با آزمونهای سختی مواجه شده و از آن بحران بیرون آمد، آنگاه بود که به این مسئولیت دست یافت. (بقره، آیه ۱۲۴) نشانه‌های این بلوغ در نوع رفتار شخص از جمله با وقاربودن در رفتار، گفتار سدید و استوار، مشورت با دیگران، سکوت و خاموشی متفکرانه، پاسخگویی پس از درنگ، افزایش آستانه صبر و استقامت و مانند آن نمایان می‌شود که در آیات قرآنی و آموزه‌های روایی به آنها اشاره شده است.
البته نشانه‌های دیگری در قرآن در حالات و صفات پیامبران و رهبران صالح الهی مطرح شده که ما در اینجا به آنها نمی‌پردازیم و می‌توان با مراجعه به آیات قرآنی آنها را به دست آورد.
نشانه‌های منفی
اگر بخواهیم از طریق نشانه‌های منفی شخصیت فرد را به دست آوریم می‌بایست همان شیوه‌ای را به کار گیریم که در قرآن به کار گرفته شده است. اصولا انسان‌ها در آزمون‌ها و ابتلائات و امتحانات سخت است که خودشان را نشان می‌دهند. چه بخواهیم صفات خوب شخص را به دست آوریم یا صفات زشت و بدش را بدانیم می‌بایست او را در لحظات سخت آزمونی قرار داد تا نشان دهد که تحت فشار روحی و روانی دارای چه شخصیتی است. تست‌های آزمونی بویژه اگر ناخودآگاه انجام شود شخص را در چنان حالتی قرار می‌دهد که حقیقت خود را بروز می‌دهد. مرد در کشاکش دهر است که نشان می‌دهد دارای چه شخصیت محکم و استوار است.
برای شناخت معیارهای منفی در شخصیت افرادی که نامزد ریاست جمهوری هستند می‌توان به اشخاصی که در قرآن به عنوان طاغوت معرفی شده‌اند توجه کرد. خداوند در آیات قرآنی بیان می‌کند که طاغوت چگونه فکر و عمل می‌کند. از جمله فرعون و نمرود در دیگرانی که خود را شایسته رهبری و زعامت مردم می‌دانستند و مسئولیت‌هایی را در اختیار گرفتند ولی مردم را به بدبختی سوق دادند. با شناخت این افراد می‌توان رویکردهای نامزدها و شخصیت آنان را ارزیابی کرد.
۱. لج‌بازی: یکی از نشانه‌های شخصیت ناتمام، لج‌بازی است. کسی که چون کودکان لج‌بازی می‌کند و نمی‌خواهد حقایق را بشنود و حتی اگر شنید و شناخت به خاطر سنت‌های قومی و افکار جناحی آن را نپذیرد، دارای شخصیتی بیمار است و لیاقت و شانیت مسئولیت‌پذیری را ندارد. (نمل، آیه ۱۴)
۲. تکبر وتفاخر: مشی و رفتار انسان، بیانگر شخصیت اوست. کسی که اهل تواضع نیست و چنان در جامعه راه می‌رود که گویی می‌خواهد چون کوه گردن‌کشی کند و بر همگان مسلط باشد، چنین شخصی لیاقت مسئولیت‌های مهم را ندارد. راه رفتن و نشست و برخاست افراد متکبر نشان می‌دهد که چگونه هستند. نوع نشستن در صندلی، عکس‌هایی که بیانگر نوع تسلط از بالا به پایین است و بیننده را کوچک قرار می‌دهد، نشانه‌های تکبر است. خداوند در سوره لقمان نشان می‌دهد که متکبر چگونه راه می‌رود و می‌نگرد. (لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۹)
۳. استبداد در رای و نظر و مشورت‌ناپذیری: از دیگر نشانه‌های شخصیت ناتمام، استبداد در رأی و نظر است. چنین شخصی هرگز به بلوغ نرسیده است؛ زیرا شخصیتی بیمار دارد و حاضر نیست تا از عقل و هوش دیگری بهره برد. کسی که خود را فارغ‌التحصیل می‌داند و مشورت دیگران را نمی‌پذیرد و خود را عقل کل می‌داند که همه می‌بایست با او مشورت کنند و او نیازی به مشورت با دیگری ندارد، چنین شخصی از تعادل شخصیت برخوردار نبوده واز عقل واقعی و حقیقی بی‌بهره است. (غافر، آیه ۲۹)
۴. نقدناپذیری: از دیگر نشانه‌های شخصیت بیمار نقدناپذیری است. انسان عاقل می‌داند که همه چیز را همگان می‌دانند و این‌گونه نیست که انسان هر چیز را به تمام بداند؛ چرا که آنچه می‌داند تنها گوشه‌ای ناچیز از علومی است که خدا در اختیار بشر قرار داده است. (اسراء، آیه ۵۸) آدم عاقل می‌داند که معصوم نیست و ممکن است در رأی و نظر وعمل اشتباه و یا خطا کرده باشد وخطا را واقع وحقیقت بداند. پس احتمال خطا و اشتباه او را وادار می‌کند که نقدپذیر باشد. از این رو فرعون خود را کامل می‌دانست و راه و روش و طریقت خود را بر هدایت و دیگران را بر ضلالت می‌دانست و هیچ نقد و رأی مخالفی را نمی‌پذیرفت. (غافر، آیه ۲۹ و آیات دیگر)
۵. قانون‌گریزی: از دیگر نشانه‌های انسان نامتعادل قانون گریزی است. کسی که قانون آشکاری را در مناظره نمی‌پذیرد، نشان می‌دهد که نسبت به قانون‌های سخت‌تر که مخفیانه می‌تواند آن را رد کند، قانون‌گریز خواهد بود. نقد قانون یک معنا دارد ولی عمل نکردن به قانون مصوب یک معنای دیگر دارد. خداوند کسانی را که قانون را به هر دلیلی اجرا نمی‌کنند به عنوان افراد فاقد تقوای عملی معرفی می‌کند. آیات بسیاری را در این باره می‌توان در قرآن شناسایی کرد.
۶. واکنش پرخاشگرانه: انسان‌ها در بحرانها خود را چنانکه هستند نشان می‌دهند. کسی که نتواند از بحران‌هایی چون پرسش‌های ناگهانی که در آن باره مطالعه و تحقیقی نداشته است، بگذرد و عبور کند، به پرخاشگری روی می‌آورد. چنین روشی موجب می‌شود تا هم کنترل خود را از دست دهد و هم دیگران را متهم به بی‌سوادی و نادانی و بی‌برنامگی کند. پرخاشگری ریشه در اموری چون تکبر، استبداد، خودبرتربینی ومانند آن دارد. شخص پرخاشگر در حالت تدافعی میکوشد تا خود را حق نشان دهد. پرسش‌های ناگهانی که انتظار آن را ندارد، همچنین موجب می‌شود تا هوش افراد نیز به دست آید. کسی که مسئولیت مهمی را به عهده می‌گیرد مانند یک فرمانده جنگی در میدان نبرد می‌بایست به سرعت بهترین و صحیح‌ترین تصمیم را بگیرد و خود و دیگران را از بحران نجات دهد. واکنش عصبی و پرخاشگرانه نشان می‌دهد که شخصیت وی نمی‌تواند مدیر بحران خوبی برای کشور در حالت‌های گوناگون باشد.