معروف، عمل اجتماعی انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

اصطلاح قرآنی معروف، هر کار خیر و خوبی است که پسند همگانی است. این واژه در اصطلاحات اسلامی برای هر کار خیری به کار می رود که برجسته و پسندیده است. در برابر معروف، منکر قرار دارد که به معنای زشت و ناپسند است. آموزه های وحیانی اسلام بر انجام معروف به عنوان یک عمل اجتماعی نیک تاکید دارد؛ زیرا این کارهای خیر به گونه ای است که سودش به همگان می رسد و از برجستگی و اهمیت و تاثیر مثبتی در زندگی فردی و اجتماعی برخوردار است.

اهمیت معروف و کارهای برجسته نیک اجتماعی

معروف به هر کاری نیک گفته نمی شود، بلکه به کارهای نیک برجسته ای گفته می شود که تاثیرات مهم اجتماعی در جامعه دارد. در حقیقت معروف به هنجارها و پدیده های نیک اجتماعی توجه دارد؛ چنان که منکر به نابهنجاری و پدیده های زشت اجتماعی اطلاق می شود که تاثیر زیانبار آن جامعه را در معرض خطر قرار می دهد. واژه معروف از عرف گرفته شده در حقیقت به معنای بلندی و چکادی است که از دور قابل دیدن و رویت است. کارهای نیک و پسندیده ای که به سادگی قابل رویت و دیدن همگانی است، معروف نامیده می شود. بنابراین، به هر کار نیک معروف گفته نمی شود مگر آن که شاخص برجستگی را دارا باشد.

از نظر قرآن برخی از کارهای نیک و پسندیده که برجسته و شاخص است به عنوان معروف مورد ترغیب و تشویق بوده و امر به آن از سوی امت به عنوان یک فریضه و واجب اجتماعی دایمی و همیشگی مطرح شده است.(آل عمران، آیات ۱۰۴ تا ۱۱۰) البته از آن جایی که امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی کاری سخت و دشوار است، قرآن بر عزم الامور دراین موارد تاکید دارد؛ زیرا در حالت عادی نمی توان به این فریضه عمل کرد مگر آن که شخص دارای عزم محکم و استواری در انجام آن امور باشد (لقمان، آیه ۱۷) و سختی های آن را تحمل کند.(آل عمران، آیه ۲۱)

از نظر قرآن، کسانی که عمل به معروف کرده و یا بدان امر می کنند، شایسته تقدیر و تشویق خاص هستند(لقمان، آیه ۱۷؛ اعراف، آیات ۱۵۷ و ۱۹۹ و آیات دیگر)؛ از این روست که این افراد از دیگر شهروندان امت اسلامی مورد توجه قرار گرفته و از دیگران جدا می شوند.(آل عمران، آیات ۱۱۳ و۱۱۴)

آثار عمل به معروف

در آیات قرآنی و روایات اسلامی برای انجام معروف فواید و آثاری بیان شده است که مهم ترین آن ها رشد و بالندگی انسان و تقرب به ساحت قدس الهی است؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی این اعمال نیک انسانی است که ایمان و انسان را بالا می برد.(فاطر، آیه ۱۰) و به طور طبیعی، معروف و اعمال نیک برجسته تاثیرگذارتر از دیگر اعمال است. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: نِعمَ عَمَلُ المَرءِ المَعروفُ؛ از بهترین اعمال انسان، احسان و خوبى است.( عیون الحکم و المواعظ : ۴۹۵/۹۱۴۹)

این که اسلام بر امر به معروف و نهی از منکر تاکید دارد، از آن روست که خود معروف نقش برجسته ای در تعالی جامعه و شکوفایی معنوی آن دارد؛ چنان که منکر نیز نقش ضد اجتماعی داشته و جامعه را به سوی سقوط سوق می دهد.

از آثار عمل به معروف سیادت و سروری انسان بر مردم و جامعه است. کسی که کارهای نیک برجسته انجام می دهد محبوب مردم می شود و مردم او را به سروری می پذیرند. امیرمومنان امام علی(ع) نه تنها انجام معروف را مایه سروری دانسته و می فرماید: المَعروفُ سِیادَهٌ ؛ معروف، مایه سرورى است (غرر الحکم : ۳۲ .)؛ بلکه بر این باور است که برترین نوع سروری از طریق انجام معروف به دست می آید: المَعروفُ أشرَفُ سِیادَهٍ ؛ انجام معروف، بالاترین سرورى است. از همین رو، آن حضرت(ع) یکی از مهم ترین ابزارهای سیادت و سروری در جامعه را انجام معروف دانسته و فرموده است: فِعلُ المَعروفِ، و إغاثَهُ المَلهوفِ، و إقراءُ الضُّیوفِ، آلَهُ السِّیادَهِ ؛ خوبى کردن، کمک به ستمدیده و میهمان نوازى، ابزار سرورى است.( غرر الحکم : ۶۵۸۵.)

آن حضرت هم چنین می فرماید: عَجِبتُ مِمَّن یَشتَری المَمالیکَ بِمالِهِ، کَیفَ لا یَشتَری الأحرارَ بِمَعروفِه فَیملِکَهُم؟! ؛ امام على علیه السلام : در شگفتم کسى که برده ها را با مال خود مى خرد، چرا با احسانِ خویش، آزادها را نمى خرد و برده [احسان] خود نمى گرداند؟( تحف العقول : ۲۰۴.)

بنابراین کسانی که خواهان نفوذ اجتماعی و تاثیرگذاری بر جریانات اجتماعی هستند باید از انجام معروف به عنوان یک ابزار بسیار مفید و سودمند بهره گیرند. امام حسین علیه السلام با توجه به تاثیر شگرف انجام معروف در نفوذ اجتماعی و تحولات آن می فرماید: اعلَموا أنَّ المَعروفَ مُکِسبٌ حَمدا ، و مُعقِبٌ أجرا ، فلَو رَأیتُمُ المَعروفَ رَجُلاً لَرَأیتُموهُ حَسَنا جَمیلاً یَسُرُّ النّاظِرینَ و یَفوقُ العالَمینَ ، و لَو رَأیتُمُ اللُّؤمَ رَأیتُموهُ سَمِجا قَبیحا مَشوما تَنفِرُ مِنهُ القُلوبُ و تُغَضُّ دُونَهُ الأبصارُ ؛ بدانید که خوبى کردن، ستایش به بار مى آورد و پاداش در پى دارد. اگر خوبى را به صورت مردى ببینید هر آینه آن را نیکو و زیبا و خوشایند و برتر از همه جهانیان خواهید دید؛ و اگر پستى را ببینید آن را ناهنجار و زشت و بد منظر که دلها از آن مى گریزد و چشمها به رویش بسته مى شود، خواهید دید.( أعلام الدین : ۲۹۸ .)

معروف انسان را معروف می کند و برتری اجتماعی و نفوذ را به دنبال خواهد داشت؛ اما هر کسی نمی تواند به معروف اقدام کند و از فواید و آثار آن سود برد. امام صادق علیه السلام می فرماید : رَأیتُ المَعـروفَ کَاسمِهِ ، و لَیسَ شَیءٌ أفضَلَ مِنَ المَعروفِ إلاّ ثَوابُهُ و ذلکَ یُرادُ مِنهُ ، و لَیسَ کُلُّ مَن یُحِبُّ أن یَصنَعَ المَعروفَ إلَى النّاسِ یَصنَعُهُ ، و لَیسَ کُلُّ مَن یَرغَبُ فیه یَقدِرُ عَلَیهِ ، و لا کُلُّ مَن یَقدِرُ عَلَیهِ یُؤذَنُ لَهُ فیهِ ، فإذا اجتَمَعَتِ الرَّغبَهُ و القُدرَهُ و الإذنُ فهُنالِکَ تَمَّتِ السَّعادَهُ لِلطّالِبِ و المَطلوبِ إلَیهِ ؛ من خوبى را مانند نامش [خوب و زیبا] دیدم. هیچ چیز برتر از خوبى نیست، مگر پاداش آن [که خدا به نیکوکار مى دهد]. چنین نیست که هر کس دوست داشته باشد به مردم خوبى کند، این کار را انجام دهد و چنین نیست که هر کس رغبت به خوبى کردن داشته باشد، توان انجام آن را داشته باشد و نه هر که توانایى بر خوبى کردن را داشته باشد، فرصت و توفیق آن را نیز به دست آورد. بلکه هر گاه رغبت و توانایى و فرصت و توفیق با هم جمع شوند، آن گاه است که خوشبختىِ طالب و مطلوب به طور کامل فراهم آمده است.(الکافی : ج ۴، ص۲۶، حدیث۳.)

باید توجه داشت که در میان اعمال خیر و نیک ، انجام معروف از یک زیبایی و جمال بهتری برخوردار است وکسی که بخواهد برتری اجتماعی داشته باشد باید به این زیباترین اعمال نیک توجه کند. امام علی(ع) ابزار فضلیت جویی مورد تاکید قرار داده و می فرماید: مَن کَثُرَ جَمیلُهُ أجمَعَ النّاسُ عَلى تَفضیلِهِ ؛ هر که زیبایی های اعمالش بسیار باشد، مردم بر فضلیت و برترى او همداستان شوند.( غرر الحکم : ۸۴۰۷.)

امام جواد(ع) درباره تاثیرات اجتماعی معروف در زندگی فردی و اجتماعی عامل به معروف می فرماید: أهلُ المَعـروفِ إلَى اصطِناعِه أحوَجُ مِن أهلِ الحاجَهِ إلَیهِ ؛ لأِنَّ لَهُم أجرَهُ و فَخرَهُ و ذِکرَهُ ، فمَهما اصطَنَعَ الرَّجُلُ مِن مَعروفٍ فإنَّما یَبدأ فیهِ بِنَفسِهِ ، فلا یَطلُبَنَّ شُکرَ ما صَنَعَ إلى نَفسِهِ مِن غَیرِهِ؛ اهل معروف به انجام آن نیازمندترند تا کسانى هستند که به آن معروف نیازمند هستند؛ زیرا پاداش و افتخار و نیک نامی اش از آنِ اهل معروف است. بنا بر این، آدمى هر معروفی را که انجام می دهد، نخست به خود نیکی کرده است. پس، اهل معروف نباید به خاطر انجام معروف و نیکی که به خود کرده از دیگران سپاسگزارى بخواهد.(کشف الغمّه : ج ۳، ص۱۳۷.)

البته انسان نباید معروف را برای امور پست دنیوی و نام و نشان انجام دهد و به جای آخرت نگری به سود و منفعت دنیوی آن چشم بدوزد. از این روست که امام على علیه السلام به اهل معروف هشدار داده و می فرماید : لَیسَ لِواضِعِ المَعروفِ فی غَیرِ حَقِّهِ و عِندَ غَیرِ أهلِهِ مِنَ الحَظِّ فیما أتى إلاّ مَحمَدَهُ اللِّئامِ ، و ثَناءُ الأشرارِ ، و مَقالَهُ الجُهّالِ ما دامَ مُنعِما عَلَیهِم : ما أجوَدَ یَدَهُ ! و هُوَ عَن ذاتِ اللّهِ بَخیلٌ ؛ براى کسى که بیجا و به افراد نامستحق و نااهل نیکى مى کند، از این نیکى، بهره اى نباشد، مگر ستایش فرومایگان و مدح نابکاران و سخن نادانان، که تا وقتى به آنها نیکى کند گویند: چه دست بخشنده اى دارد! حال آن که در جایى که به خدا مربوط مى شود و در راه او باید کمک کند، بخل مى ورزد.( نهج البلاغه : الخطبه ۱۴۲.)

کسی که دنبال حسب اجتماعی و شرافت آن است، باید انجام معروف را در دستور کار قرار دهد؛ زیرا مهم ترین نوع حسب و شرافت اجتماعی آن حسب وشرافتی است که از راه معروف به دست می آید. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: المَعروفُ حَسَبٌ ؛ انجام معروف، شرافت و افتخار است.(غرر الحکم : ۸۰ .)

آن حضرت (ع) در تبیین اهمیت و ارزش و آثار انجام معروف اجتماعی می فرماید: إنَّما المَعروفُ زَرعٌ مِن أنمَى الزَّرعِ ، و کَنزٌ مِن أفضَلِ الکُنوزِ ، فلا یُزَهِّدَنَّکَ فی المَعروفِ کُفرُ مَن کَفَرَهُ ، و لا جُحودُ مَن جَحَدَهُ؛ فإنَّهُ قَد یَشکُرُکَ عَلَیهِ مَن یَسمَعُ مِنکَ فیهِ؛ انجام معروف، زراعتى از بالنده ترین زراعت ها و گنجى از برترین گنجهاست. پس، ناسپاسىِ ناسپاسان و نمک نشناسىِ نمک نشناسان، نباید تو را به انجام معروف بى رغبت سازد؛ زیرا آن کسى که خوبىِ تو درباره آنان را مى شنود؛ یعنى خداوند پاداش کار تو را مى دهد.(الجعفریّات : ۲۳۵ .)

انجام معروف نه تنها آثار دنیوی و مادی و اجتماعی دارد، بلکه آثار اخروی و معنوی نیز به دنبال دارد. امام علی(ع) می فرماید: عَلَیکُم بِصَنائعِ المَعروفِ؛ فإنَّها نِعمَ الزّادِ إلَى المَعادِ ؛ بر شما باد نیکوکارى، که آن نیکو توشه اى براى معاد است.(غرر الحکم : ۶۱۶۶.) ایشان هم چنین می فرماید: المَعروفُ ذَخیرَهُ الأبَدِ ؛ انجام معروف اندوخته ابدى است؛ یعنى همیشه ماندگار و ذخیره روز قیامت است.(غرر الحکم : ۹۸۰ .) امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: أوَّلُ مَن یَدخُلُ الجَنَّهَ أهلُ المَعروفِ؛ نیکوکاران نخستین کسانى اند که به بهشت در مى آیند.( الدعوات:ص ۱۰۸ ، حدیث۲۴۰ .)

البته یک در از درهای بهشت ، خاص اهل معروف است. این بدان معناست که انجام معروف خیلی با اهمیت است که یکی از درهای بهشت بدان اختصاص یافته است. در کتاب مناقب ابن شهر آشوب   ـ به نقل از ابو هاشم ـ آمده است: سَمِعتُ أبا مُحَمَّدٍ یَقولُ : إنَّ فی الجَنَّهِ بابا یُقالُ لَهُ : المَعـروفُ ، لا یَدخُلُهُ إلاّ أهلُ المَعروفِ . فحَمِدتُ اللّهَ تَعالى فی نَفسی و فَرِحتُ مِمّا اتَکَلَّفُهُ مِن حَوائجِ النّاسِ ، فنَظَرَ إلیَّ أبو مُحَمَّدٍ علیه السلام فقالَ : نَعَم قَد عَلِمتُ ما أنتَ عَلَیهِ ؛ و إنَّ أهلَ المَعروفِ فی الدّنیا أهلُ المَعروفِ فی الآخِرَهِ ، جَعَلَکَ اللّهُ مِنهُم یا أبا هاشِمٍ و رَحِمَکَ ؛ شنیدم که ابو محمد علیه السلام مى فرماید: «همانا بهشت درى دارد به نام “نیکى” که از آن درْ جز اهل نیکوکارى وارد نمى شوند». من در دلم خداوند متعال را سپاس گفتم و از این که در راه رفع نیازها و مشکلات مردم مى کوشم خوشحال شدم. ابو محمد علیه السلام به من نگاهى کرد و فرمود: آرى، دانستم که در درونت چه گذشت. همانا اهل نیکوکارى در دنیا، اهل نیکى در آخرتند. اى ابو هاشم! خداوند تو را از شمار آنان قرار دهاد و رحمتت کناد.( المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴، ص۴۳۲.)

مصادیق معروف

برخی این پرسش را مطرح می کنند که کدام کارهای نیک برجسته هستند؟ در پاسخ باید گفت که در هر زمان و مکانی کارهای برجسته فرق می کند؛ زیرا در جامعه ای که از نظر مالی مشکلی ندارند، صدقه دادن و انفاق مالی، کار نیک برجسته ای نیست؛ و در جامعه ای که مردم در محبت و مودت کردن و ابراز عواطف و احساسات بخل می ورزند، افشای سلام و ابراز مودت و محبت یک معروف برجسته است که باید انجام گیرد. از این روست که در اسلام و آموزه های آن به کاری به عنوان یک کار معروف و برجسته تاکید نشده است.

البته برخی از کارها هماره برجسته و معروف است. به عنوان نمونه تمام واجبات شرعی از نظر اسلام یک معروف برجسته و مستحبات یک معروف نیمه برجسته است. بنابراین می توان گفت که از نظر اسلام انجام نماز به ویژه جماعت، انفاقات مالی از زکات و خمس و مانند آن از مصادیق معروف است که باید انجام داد.

استمرار معروف

معروف باید دایمی و همیشگی باشد و اگر کسی معروفی را ناتمام گذاشت، تمام کردن آن ارزش بیش تری دارد؛ زیرا عدم اتمام آن به معنای سازه ای نیمه کاره است که تاثیری نخواهد داشت. از همین روست که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: استِتمامُ المَعروفِ أفضَلُ مِنِ ابتِدائهِ ؛ به سرانجام رساندن خوبى، برتر از آغاز کردن آن است.( الأمالی للطوسی : ص ۵۹۶، حدیث ۱۲۳۵ ؛ کنز العمّال : ۱۶۲۵۶.)

امام على علیه السلام نیز می فرماید: جَمالُ المَعروفِ إتمامُهُ ؛ زیبایى احسان، به کامل کردن آن است. هم چنین ایشان می فرماید: إکمالُ المَعروفِ أحسَـنُ مِنِ ابتِدائهِ ؛ به کمال رساندن خوبى، نیکوتر از آغاز کردن آن است.( غرر الحکم : ۴۷۵۲.)

امام على علیه السلام با تمثیل می کوشد تا این حقیقت را نشان دهد که استمرار و اکمال و اتمام معروف تا چه اندازه می تواند در بهره وری آن مفید باشد. ایشان می فرماید: الصَّنیعَهُ إذا لَم تُرَبَّ أخلَقَت ، کالثَّوبِ البالی ، و الأبنِیَهِ المُتَداعِیَهِ ؛ احسان و نیکى هرگاه پرورانده نشود (به کمال نرسد)؛ مانند جامه کهنه و ساختمانهاى درهم شکسته، کهنه و فرسوده مى شود.(غرر الحکم : ۲۱۸۹.)

امروز بسیاری از سازه های دولت های پیشین رها شده و اقداماتی برای اتمام و اکمال آن انجام نمی گیرد. هم سرمایه های پیشین بی بهره مانده و هم هزینه نگه داری دارد و هم دچار فرسودگی شده و کارآیی خود را از دست می دهد. بنابراین، دولت ها باید کارهای پیشین را به تمامیت و کمال برساند و طرح های جدید را آغاز کنند تا بیت المال هدر نرود و سرمایه بر باد و هم چنین مردم از فواید این طرح ها بهره مند شوند حتی اگر به نام این دولت تمام نشود ولی در نهایت به نفع این دولت کنونی و هر دولتی که به تمامیت آن کمک می کند، تمام می شود.

امام على علیه السلام نسبت به کارهای ناتمام هشدار داده و می فرماید: مَن لَم یُرَبِّ مَعروفَهُ فقَد ضَیَّعَهُ ؛ هر که خوبى و احسان خود را نپروراند، آن را تباه کرده است.( غرر الحکم : ۹۱۱۵.)

در جایی دیگر نیز می فرماید: مَن لَم یُرَبِّ مَعروفَهُ فکأنَّهُ لَم یَصنَعْهُ ؛ هر که خوبى و احسان خود را نپروراند، گویى خوبى نکرده و کاری انجام نداده است.( غرر الحکم : ۹۱۴۶.)

امام صادق(ع) درباره اصلاح و اکمال انجام معروف می فرماید: رأیتُ المَعـروفَ لا یَصلُحُ إلاّ بِثَلاثِ خِصالٍ : تَصغیرِهِ ، و تَستیرِهِ ، و تَعجیلِهِ ؛ فإنَّکَ إذا صَغَّرتَهُ عَظَّمتَهُ عِندَ مَن تَصنَعُهُ إلَیهِ ، و إذا سَتَرتَهُ تَمَّمتَهُ ، و إذا عَجَّلتَهُ هَنَّأتَهُ ، و إن کانَ غَیرَ ذلکَ سَخَّفتَهُ و نَکَّدتَهُ ؛ دیدم که احسان جز با سه کار سامان نمى پذیرد: کوچک شمردن آن، پوشاندن آن و شتاب کردن در انجام آن؛ زیرا هر گاه آن را کوچک شمارى، در نظر کسى که بدو احسان کرده اى بزرگش ساخته اى و هر گاه آن را بپوشانى [و به رخ نکشى]، به کمالش رسانده اى و هر گاه در انجامش شتاب ورزى، گوارایش کرده اى، در غیر این صورت، احسان و نیکى خود را بى ارزش و ناگوار ساخته اى.( الکافی : ج ۴، ص ۳۰، حدیث۱.)