معرفت نفس قرآنی

قلب

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، شناخت و معرفت انسان نسبت به نفس خویش بسیار امری مهم و حیاتی است؛ زیرا حقیقت انسانی همین نفس اوست که سعادت و شقاوت انسان در دنیا و آخرت را می سازد. شناخت ابعاد گوناگون نفس به یک معنا شناخت از ظرفیت ها و توانمندیی های خویش از یک سو و شناخت نقاط ضعف ها از سوی دیگر است؛ از این روست که آیات بسیاری در تبیین نفس انسانی در قرآن بیان شده است. از نظر روایات معتبر، شناخت نفس تا آن اندازه مهم و اساسی است که شناخت آن را دریچه ای برای شناخت پروردگار هر کسی دانسته شده است: من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هر کسی نفس خویش را شناخت به تحقیق پروردگار خویش را شناخت.

آثار نفس انسانی

شاید یکی از راه های شناخت اهمیت و ارزش چیزی، شناخت آثار و کارکردهای آن چیز است. از همین روست که قرآن، برای بیان جایگاه و اهمیت نفس انسانی، به آثار و کارکردهای آن توجه داده است که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود:

  1. منشا و سرچشمه اعمال انسانی: از مهم ترین آثار و کارکردهای نفس انسانی، توجه به این مهم است که نفس منشاء و سرچشمه همه اعمالی است که از شخص سر می زند. در حقیقت نرم افزاری که سخت افزار بدن را مهار و مدیریت می کند و به تحریک آن می پردازد تا کاری را انجام دهد، همانا نفس انسانی است.(بقره، آیه ۲۸۴؛ انعام، آیه ۲۰) بر همین اساس باید نفس انسانی را سرچشمه هر کار خیر و شر ، صالح و طالح، خوب و بدی دانست که انسان انجام می دهد. البته از نظر قرآن، بازتاب این اعمال نیز به خودش باز می گردد و این نفس انسانی است که از آثار و تبعات اعمالش خیر یا زیان می بیند.(همان ؛ و نیز انعام، آیه ۱۶۴؛ یونس، آیه ۲۳)
  2. منشاء نعمت و نقمت: از نظر قرآن، نفس انسانی سرچشمه جلب و جذب نعمت و نقمت به سوی انسان است؛ در حقیقت از کارکردهای نفس آن است که خیر و شر را می تواند به سوی خود جلب و جذب یا دفع و رفع نماید. از همین رو، باید گفت که بسیاری از خیر و شری که انسان بدان بهره مند یا گرفتار می شود، ریشه در نفس انسانی دارد. بر همین اساس، مشکلات و مصائب، پیامد عملکرد زشت و آلودگى نفس آدمى است(نساء، آیه ۷۹) هر چند که خدا برای ابتلاء و آزمون نیز برخی از مصیبت ها را می فرستد، ولی نقش نفس در این زمینه بسیار حیاتی و کلیدی است.
  3. منشاء خوبی ها و بدی ها: نفس انسانی منشاء خوبی ها و بدی های است و این نفس است که زمان هستی و وجودی شخص را به دست دارد و او را به کارهای نیک یا بد فرمان می دهد.(یوسف، آیه ۵۳)
  4. محرومیت از آرامش روانی: از نظر قرآن، گرایش انسان به خواهش ها و هواهای نفسانی موجب می شود که انسان از آرامش روانی محروم شود.(آل عمران، آیه ۱۵۴)
  5. عامل مصیبت ها: از دیگر آثاری که برای نفس انسانی می تواند برشمرد آن که عامل مصیبت ها و شکست ها است.(آل عمران، آیه ۱۶۵)
  6. گرایش یا گریزش از هدایت ثانوی: از نظر قرآن، نفس انسانی در حالت تسویه است و همه آن چیزی که نیاز است دارا است؛ اگر نفس براساس الهامات باطنی هدایت رفتار کند و تقوا پیشه گیرد، به سبب همین گرایش از هدایت ثانوی پاداشی برخوردار می شود و گرنه گرفتار ضلالت پاداشی و کیفری می شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۲ و ۳؛ انعام، آیه ۱۲ و آیات بسیار دیگر)
  7. کیفر و پاداش برای نفس: از نظر قرآنی، کیفر و پاداش برای نفس است؛ بنابراین نفس است که حسابرسی می شود.(بقره، آیه ۲۸۴)

ویژگی ها و صفات نفس انسانی

در آموزه های وحیانی قرآن، برای نفس انسانی ویژگی هایی بیان شده که بیانگر نقاط قوت و ضعف آن نیز است. در این جا به برخی از مهم ترین صفات و ویژگی های نفس انسانی اشاره می شود:

  1. مظهر تجلی اسمای الهی: نفس، مظهر تجلّى اسماء(بقره، آیه ۳۱) و آیات الهى(ذاریات، آیات ۲۰ و ۲۱) است. بنابراین، نفس را باید آیینه تجلیات مظاهر اسماء و آیات الهی دانست.
  2. قوه ادراکی نفس: از مهم ترین ویژگی های نفس انسانی، توانایی ادراکی آن است(شعراء، آیات ۱۹۲ تا ۱۹۴)؛ زیرا برخى گفته‌اند: مراد از «قلب» آیه «نزل به الروح الامین، على قلبک» همان قوه حفظ و فهم پیامبر صلى‌الله‌ علیه‌ و‌آله، برای حفظ و فهم قرآن کریم هست. (التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۵۳۰؛ الکشاف، ج ۳، ص ۳۳۴)
  3. هدایت فطری: از نظر قرآن، برای هر نفسی یک نرم افزار طبیعی است که حقایق هستی را چنان که هست می گیرد؛ بنابراین، حق و باطل، خیر و شر را می شناسد و بدان گرایش یا گریزش دارد. خدا نفس را در چنین اعتدالی قرار داده است تا بهره مند از الهامات و هدایت فطری باشد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  4. انفعال نفس و تغییر پذیری: از نظر قرآن، هیچ آفریده ای به اندازه نفس انسانی از انفعال و پذیرش برخوردار نیست(یونس، آیه ۸)؛ از نظر قرآن، نفس تا زمانی که تثبیت نشده باشد، قابل تغییر است. از همین روست که در قرآن سخن از «تغییر ما بانفسهم» به میان می آید(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳) و انسان قابل تربیت و پرورش در دو سویه کمالی و سقوطی را دارا است.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) نفس انسانی به سبب همین انفعال و تغییرپذیری ممکن است حالت استوا و اعتدال فطری خود را از دست داده و گرفتار ضلالت و انحراف می شود.(آل عمران، آیه ۶۹؛ نساء، آیه ۴۹؛ یونس، آیه ۱۰۸؛ سباء، آیه ۵۰؛ زمر، آیه ۴۱) در حقیقت انفعال و انعطاف موجب می شود تا هر عمل درونی و بیرونی روی آن اثر بگذارد و در مسیر راست و ناراست قرار دهد.(همان؛ نساء، آیه ۶۶)
  5. هدایت پذیری و گمراه پذیری: نفس انسانی از این ظرفیت برخوردار است که تحت تاثیر عوامل درونی یا بیرونی، در مسیر هدایت یا ضلالت قرار گیرد(یونس، آیه ۱۰۸)؛ زیرا نفس انسانی چنان که گفته شد، منفعل ترین آفریده در مقام امری و خلقی است. نفسی که هدایت را پذیرا شود، از آثار این هدایت نیز نفع و سود می برد.(همان)
  6. تثبیت پذیری: از دیگر ویژگی های نفس ثبات پذیری در عین انفعال است؛ به این معنا که اگر نفس انسانی منفعل ترین آفریده است؛ ولی این نفس در نهایت در امری ثبات پیدا می کند به طوری که یا دیگر قابل تغییر نیست؛ یا اگر قابل تغییر باشد به سختی قابل تغییر است. از نظر قرآن، تکرار اعمال و افکار موجب می شود تا به شکل عقیده و رفتار تثبیت شود و این گونه هویت و شاکله شخصیتی شکل و تثبیت می شود و از آن زمان خروجی شخص همان اندیشه و منشی است که تثبیت شده است.(اسراء، آیه ۸۴) به هر حال، از خصوصیات نفس انسانی، ثبات یابی و به تعبیر قرآن«وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ »(بقره، آیه ۲۶۵) در نهایت امر است که شاکله شخصیت و هویتی او را شکل می دهد. در تثبیت نفس اموری از جمله انفاق نقش اساسی دارد؛ زیرا انفاق از جمله مالی بیانگر پذیرش ربوبیت الهی و معادگرایی و مانند آن است که خود عامل تثبیت و ثبات نفس است.(همان)
  7. خدعه گری و مکاری: از مهم ترین ویژگی نفس انسانی آن است که هماره دنبال خدعخ، مکر، چاره جویی و حیله گری است. از همین روست نمی توان به رفتار و اعمال نفس به دیده مثبت نگریست و حمل بر صحت کرد. نفس چنان زیرکانه و نهانی خدعه می کند که گاه خود شخص متوجه رفتار خدعه آمیز نفس خویش نیست و گمان می کند که رفتارش درست و صحیح است.(بقره، آیه ۹) پس مکر و حیله گری نفس بسیار خطرناک است؛ زیرا تبعات و پیامدهای آن پیش از آن که دیگران را گرفتار کند خود انسان را گرفتار می کند(انعام، آیه ۱۲۳)؛ زیرا وقتى فعلى از کسى صادر شد عقل هر کس از آن فعل این امر را کشف مى‌کند که فلان صفتى که مناسب با این فعل است در نفس فاعل آن وجود دارد؛ زیرا اگر این صفات و ملکات در نفس انسانی مستقر نبود، افعال مناسب با آن از جوارح صادر نمى‌شد. پس با صدور این افعال از هر کسی براى عقل روشن مى‌شود که منشأ این افعال در نفس خود فاعل آن است.( المیزان، ج ۲، ص ۴۳۶) پس خود شخص مکار بیش ترین آسیب را از مکر و خدعه خود می خورد.
  8. تسویل گری: زیباسازی امر زشت از دیگر ویژگی ها و خصوصیات نفس انسانی است که انسان را به سوی گمراهی و زشتکاری سوق می دهد در حالی که گمان می کند که کاری نیک انجام می دهد.(یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳؛ طه، آیه ۹۶؛ کهف، آیه ۱۰۴) پس باید توجه داشت که نفس انسانی از توانایی بسیاری بر آراستن کارهاى زشت و ناروا، و واداشتن انسان به ارتکاب آنها به عنوان حتی کار نیک دارد و این گونه انسان را از مسیر هدایت به ضلالت می کشاند. به هر حال، تسویل نفس، با زیبا نمایى کارهاى ناروا، از ویژگی های آن و نیز عوامل از انحراف انسان است(طه، آیه ۹۶) وقتی انسان در دام تسویل نفس می افتد بدی ها را نیک و بدعت را دین جلوه می دهد و خود و مردم را بدان گمراه می کند و کارهای بسیار خطرناکی چون قتل و مانند آن را انجام می دهد؛ چنان که سامری و برادران یوسف(ع) انجام دادند.(همان؛ یوسف، آیات ۱۸ و۸۳)
  9. تطویع: از دیگر ویژگی های نفس آن است که انسان را مطیع خود می کند به طوری که با طوع و رغبت کارهایی را انجام دهد که خلاف حتی عواطف لطیف انسانی است. به عنوان نمونه چنان انسان را بنده و برده خود می سازد که حتی عواطف برادری را ملاحظه نکند و اقدام به قتل و اذیت و آزار برادر خونی خویش کند.(مائده، آیه ۳۰)
  10. اماره به بدی: نفس انسانی از این توانایی برخوردار است که زمام امور هستی شخص را به دست گیرد و او را به سوی بدی ها و زشتی ها بکشاند و فرماندار وجودش شود.(یوسف، آیه ۵۳)
  11. اطمینان: از حالت نفس حالت اطمینان است که نوعی آرامش است(فجر، آیه ۲۷)؛ البته اطمینان غیر از سکون است؛ زیرا سکون پس از حرکت است، در حالی که اطمینان پس از شک است. به سخنی دیگر، سکونت در حوزه عمل و پس از تردید و رفت و برگشت حاصل می شود، در حالی که اطمینان در حوزه ذهن و قلب پس از شک ایجاد می شود. از نظر قرآن، زمانی نفس به اطمینان می رسد که از علل فقر و غنا، قضا و قدر الهی و معاد آگاه شده و در این مسیر گام بردارد نه در مسیر تامین منافع زودگذر دنیوی.(فجر، آیات ۲۴ تا ۲۷)
  12. رضایت مندی: از حالت نفس انسانی، رضایت مندی است که ریشه در پذیرش مشیت و قضای الهی دارد.(فجر، آیات ۲۷ و ۲۸) از نظر قرآن، کسب رضایت الهی زمانی خواهد بود که نفس نسبت به قضا و قدر الهی آرامش و اطمینان یافته و آن را پذیرا باشد؛ چه خوب یا بد، یا ضراء یا سراء. در این زمان نفس از مقام راضیه به مقام مرضیه می رسد(همان)؛ زیرا ترتیب ذکرى، ناظر به ترتیب واقعى است، به این معنا که حالت «مرضیه نفس» فرع حالت رضایت آن است.
  13. توجیه گری: به این معنا که نفس از این توانایی برخوردار است تا کارهای زشت و بد را توجیه کرده و برای آن وجه نیکی بیافریند و انسان را با چنین مکر و خدعه ای گمراه کند.(مائده، آیه ۳۰) البته این توجیه گری سودی ندارد و خسارت و بازتاب توجیه‌هاى نفسانى، گریبانگیر خودش را خواهد گرفت.(همان)
  14. سرزنش گری نفس: نفس انسانی در ذات خویش نسبت به حق گرایش و نسبت به باطل گریزش دارد(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)؛ از این رو، هر گاه نفس سالم و تسویه انسانی ، زشتی و بدی ببیند به ملامت و سرزنش رو می آورد و چنان سرزنش می کند تا شخص از گناه و باطل گریزش داشته و به سمت آن نرود.(قیامت، آیه ۲) به نظر می رسد که نفس به طور طبیعی پیش از آن که دسیسه و دفن شده باشد حتی اگر به مرحله سکون و آرامش نرسیده باشد، با این همه شهوات را دفع کرده و آن را مورد اعتراض قرار دهد، تا انسان به ارتکاب گناه به آسانی گرایش نداشته باشد؛ چنین حالتی از نفس را نفس لوامه مى‌گویند. (المحجّه‌البیضاء، ج ۵، ص ۶ ) از این رو ملامت شدن نفس، اهرمى براى بازدارى انسان از گناه است؛ زیرا ملامت دایمی اجازه نمی دهد تا انسان به آسانی به سمت گناه کشیده و آن را مرتکب شود.
  15. تسویه نفس: نفس انسانی در کمال اعتدال و استوا است و حق و باطل یا خیر و شر را می شناسد و گرایش طبیعی به حق و خیر و گریزش طبیعی نسبت به باطل و شر دارد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  16. احاطه علمی خدا بر نفس: نفس انسانی مشهود علمی خدا است و خدا به آن حتی از خود انسان بیش تر احاطه دارد؛ از این نظر همه چیز نفس مشهود خدا است و چیزی به نام سرّ و نهان و خفی و اخفی ندارد.(هود، آیه ۳۱؛ مائده، آیه ۱۱۶؛ سجده، آیه ۱۷)
  17. چند لایه گی و ناشناختگی: نفس انسانی دارای لایه های متعددی است که حتی برخی از لایه های آن بر خود انسان در حالت عادی نیز پوشیده است. از همین روست که لایه های زیرین هم چنان در حالت عادی و معمولی ناشناخته است. خدا در قرآن در باره لایه های نهان نفس آدمى می فرماید که نفس، داراى خاطراتى پنهان و غیر قابل مشاهده است.(بقره، آیه ۲۸۴؛ آل عمران، آیه ۱۵۴)
  18. آلودگی نفس: از نظر قرآن، نفس دارای حالات و احوالاتی بسیار است که از جمله آن ها می توان به حالتی چون اطمینان، خوف، وجل، ختم، طبع، زنگار، تسویل گری و توجیه گری، سرزنش گری و مانند آن ها اشاره کرد. قرآن بر این تاکید دارد که حالت تسویه و اعتدالی نفس با گناه به آلودگی می رسد و گناه و فجور، باعث آلودگى نفس انسان می شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) چنین امری نوعی خیانت به خویش است(بقره، آیه ۱۸۷) که در صورت تکرار گناه در آدمی تثبیت می شود به طوری که تغییر شدنی نخواهد بود(نساء، آیه ۱۱۱) و برای آدمی مشکلات و مصائبی را در دنیا و آخرت به دنبال خواهد داشت.(نساء، آیه ۷۹) به طوری که آدمی دچار خسران و زیان ابدی می شود.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  19. سلامت نفس: نفس انسانی در حالت استوا و اعتدال فطری، نفسی سالم و سلیم است و از هیچ گونه نقص و بیماری رنج نمی برد.(صافات، آیه ۸۴؛ شعراء، آیه ۸۹؛ مائده، آیه ۸۲)
  20. بیماری نفسانی: نفس انسانی متاثر از افکار و رفتار ممکن است دچار بیماری شود و سلامت خویش را از دست دهد.(یونس، آیه ۵۷؛ اسراء، ایه ۸۲؛ فصلت، آیه ۴۴) این گونه است که نفس انسانی دسیسه و دفن می شود و نور فطرت و توانایی و قدرت تشخیص حق و باطل و خوب و بد را از دست می دهد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  21. قدرت تشخیص: نفس انسانی در حالت اعتدال و استوا توانایی تشخیص خوب و بد و حق و باطل را دارا است؛ زیرا از نظر قرآن، شناختن عصیانگرى و پرهیزگارى، قدرت عطا شده به نفس آدمى، از سوى خداوند است که باید قدر آن را بداند و از آن برای رشد و کسب شایستگی ها بهره برد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  22. فساد و تباهی: از نظر قرآن نفس انسانی می تواند فاسد شود و صلاح خود را از دست بدهد و این گونه گرفتار تباهی و خسران و زیان می شود. رفتارهایی گناه آمیزی چون سحر و طلسم و جادو(بقره، آیه ۱۰۲)، تکذیب پیامبران و آموزه های آنان(شمس، آیات ۷ تا ۱۴) و مانند آن ها موجب می شود تا نفس انسانی گرفتار فساد و تباهی شود و قدرت تشخیص و سلامت را از دست بدهد و در نهایت گرفتار سقوط و زیانکاری شود.(همان) گفتنی است «دساها» یعنى آن را ساقط کرد و دفن نمود و از بهره آن کاست. «دسیّت» یعنى گمراه و فاسد کردم. این فعل که «دسّس» بوده و حرف سین در آن به یاء تبدیل شده مبالغه در دسّ به معنای دفن کردن است.(لسان العرب، ج ۴، ص ۳۴۵ «دسس»؛ مجمع البیان، ج ۹ ـ ۱۰، ص ۷۵۴ ـ ۷۵۵) توطئه را دسیسه می گویند؛ زیرا گودالی حفر کرده و روی آن را می پوشانند تا قابل تشخیص و رویت نباشد، و شخص در هنگام گام گذاشتن درآن فرو افتد. از نظر قرآن، گناه مایه فساد و سقوط و تباهی نفس آدمی می شود(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)؛ زیرا تقابل فعلهاى «دسّاها» و «زکّاها» در قیاس با تقابل «فجور» و «تقوى» در آیات پیشین، بیانگر تأثیر تقوا در تزکیه و تأثیر فجور در سقوط نفس است. (مجمع البیان، ج ۹ ـ ۱۰، ص ۷۵۵)
  23. نیاز به جسم نه جسد: نفس انسانی همان روح دمیده الهی است که هماره نیازمند کالبدی جسمانی از برزخی و غیر برزخی است، هر چند که می تواند از جسم به جسم دیگر برود و آن را تخلیه کند همان طوری جسم جسدانی را تخلیه می کند و به جسم برزخی وارد می شود. البته این جسم برزخی و اخروی را انسان درهمین دنیا می سازد؛ چیزی همانند و مثل ساختن کرم ابریشم.(زمر، آیه ۴۲؛ توبه، آیات ۵۵ و ۵۸، حجر، آیه ۱۲؛ ص ، آیه ۷۲) نفس پس از جدایی از بدن هم چنان نفس است و نیازمند به جسمی دیگر مانند برزخی دارد.(توبه، آیات ۵۵ و ۵۸) جمله «تزهق انفسهم» یعنى نفسهاى‌شان هلاک گردد و با مردن از بدن خاکی و جسد خارج شود. (مجمع البیان، ج ۵ ـ ۶، ص ۶۰؛ فتح القدیر، ج ۲، ص ۳۷۰)
  24. تنگنا و گشادگی: از ویژگی های نفس آن است که گرفتار تنگنا و ضیق می شود ، چنان که در حالت گشادگی نیز قرار می گیرد.(توبه، آیه ۱۱۸) شرح صدر و ضیق صدر نیز مرتبط با همین حالات و ویژگی های نفس است.(انشراح، آیه ۱؛ طه، آیه ۲۵؛ زمر، آیه ۲۲؛ انعام، آیه ۱۲۵)
  25. عصیان نفس: نفس آدمى بر عصیان، با آراستن کارهاى زشت و ناروا و واداشتن وى به ارتکاب آنها توانایی داشته و حتی می تواند عواطف انسانی را سرکوب کند و به سوی گناه و زشتی و قتل و مانند آن ها سوق دهد.(یونس، آیه ۲۳؛ یوسف، آیات ۵۳ و ۸۳؛ مائده، آیه ۳۰)
  26. ظلم نفس: نفس از چنین ویژگی برخوردار است که به خودش ظلم کند؛ البته از آن جایی که ظالم و مظلوم دو چیز است، مراد ظلم نفس یلی الخلقی نسبت به یلی الحقی است به طوری که طبیعت نمی گذارد ملکوت جلوه کند.(آل عمران، آیه ۱۱۳؛ رعد، آیه ۱۱۸؛ توبه، آیه ۷۰)
  27. عفت نفس: نفس انسانی عفیف و خود نگه دار از هر گونه زشتی و گناه است؛ مگر آن که فطرت خویش را تغییر داده باشد.(بقره، آیه ۲۷۳) مراد از «تعفف» در آیه اختیار کردن عفاف است؛ یعنى حفظ نفس از شهوات آن است. (التحقیق، ج ۸، ص ۱۸۰ «عف»)
  28. سفاهت: نفس انسانی ممکن است دچار سفاهت و سبک مغزی شود و از حق و خیر رو برتافته و به سوی زشتی و باطل گرایش یابد.(بقره، آیه ۱۳۰)
  29. وسوسه گری: از دیگر خصوصیات نفس، وسوسه گری است.(ق، آیه ۱۶) برای رهایی از وسوسه گری باید به اصلاح نفس پرداخت و تزکیه نمود.(همان)
  30. نفس پرستی: نفس انسانی تا جایی گرفتار عجب و خودپسندی می شود که به جای خدا، خودش را می پرستد و مطیع و عبد بی چون و چرایی خودش می شود.(فرقان، آیه ۴۳)