معجزه، دلایل روشن بر حقانیت

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

اعجاز و معجزه اصطلاح کلامی و به معنای امری خارق عادت، همراه با مبارزه طلبی و سالم از معارضه است که خداوند به دست پیامبرش پدید می آورد تا نشان راستی رسالت وی باشد. اصطلاح معجزه به این معنا در قرآن به کار نرفته، ولی الفاظ دیگری چون بینه و آیه در قرآن به همین معنای پیش گفته در قرآن به کار رفته است.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به قرآن بر آن شد تا حقیقت معجزه و نقش آن را در اثبات حقانیت پیامبری و یا سخنی بیان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

معجزه تصرف در چارچوب سنت های الهی

یکی از روش های اثبات پیامبری معجزه است. گزارش های قرآنی نشان می دهد که در طول تاریخ بشریت، بارها اقسام و اشکال معجزه رخ داده است تا نشانه راستی سخن پیامبری باشد. شاید همه معجزات پیامبران گذشته تنها در قالب گزارش های قرآنی و تاریخی به دست ما رسیده است و اگر کسی در درستی و نادرستی این سخن تشکیک کند، شاید نتوان به سادگی از وقوع آن ها دفاع کرد،‌ مگر این که به قانون اصولی اخبار متواتر که عقل آن را تایید می کند باور داشته باشیم و یا این که خبر قرآنی را در حکم حجت مطلق بدانیم و در کبرای قیاس و برهان خود قرار دهیم.

اما اگر هیچ معجزه ای در گزارش های تاریخی از کتب وحیانی دیگر پیامبران از جمله تورات وانجیل نداشته باشیم، بی گمان معجزه خالد و جاودانه پیامبر(ص) یعنی قرآن به تنهایی می تواند حقانیت همه معجزات را به اثبات برساند؛ زیرا قرآن همان معجزه باقی پیامبر(ص) است که بی هیچ تغییر،‌ تبدل و تحولی به دست ما رسیده است و شاهد زنده ای بر معجزات الهی است که به دست پیامبران رخ داده است.

قرآن، همان خصوصیات کلامی معنا و مفهوم معجزه را دارا می باشد، زیرا اعجاز و معجزه اصطلاح کلامی و به معنای امری خارق عادت، همراه با مبارزه طلبی و سالم از هر گونه معارضه از سوی دیگران است که خداوند به دست پیامبرش پدید می آورد تا نشان راستی رسالت وی باشد.(تخلیص المحصل، ‌ص ۳۵۰؛ کشف الفوائد، ص ۲۷۱؛ کشف المراد، ص ۲۷۵؛ المواقف، ص ۳۳۹)

این واژه معجزه که اسم فاعل از اعجاز و از ریشه عجز به معنای ناتوان ساختن یا ناتوان یافتن کسی یا چیزی به کار رفته، (مفردات الفاظ قرآن کریم،‌ راغب اصفهانی، ص ۵۴۷؛‌ لسان العرب، ‌ابن منظور، ج ۹،‌ ص ۵۷)در اصطلاح کلامی به معنا پیش گفته به کار رفته است.

با آن که این اصطلاح معجزه به این معنای کلامی در قرآن به کار نرفته،‌ ولی الفاظ دیگری چون بینه، بینات، آیه، آیات، مبصره و بصایر و سلطان در قرآن به همین معنای پیش گفته در قرآن به کار رفته است.(اسراء، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲ و نیز آیه ۵۹؛ اعراف، آایه ۱۰۶؛ شعراء، آیات ۱۵۴ و ۱۵۵) تا اثبات نماید که معجزه امری است که از سوی خداوند برای اثبات حقانیت رسالت پیامبران و درستی سخنان و ادعای آنان اتفاق افتاده است.

البته باید دانست که معجزه غیر از کرامت است که از سوی اولیای الهی انجام می گیرد؛ چرا که کرامت هر چند از مصادیق امر خارق عادت است، ولی هرگز به قصد مبارزه طلبی و نشان دادن رسالتی از سوی خداوند نیست، بلکه در انجام کرامت از سوی اولیای الهی مقاصد دیگری مورد نظر است که سخن درباره آن به جایی خود حواله می شود.

اما شایسته است در این جا توضیح داده شود که از پیامبران پیش از رسالت و اعلان رسمی آن، امور خارق عادتی انجام می شود که از آن به در اصطلاح به ارهاص یاد می شود؛ زیرا ارهاص به معنای نشانه های نبوت و رسالت در شخص است و این غیر از کرامت است که از سوی اولیای الهی انجام می گیرد؛ زیرا ارهاص در حقیقت به قصد زمینه و بسترسازی پذیرش رسالت از سوی مردم در آینده از پیامبران صادر می شود.

از ویژگی های معجزه، غیر از خارق عادت بودن، تحدی و مبارزه طلبی از سوی معجزه آور و هم چنین سلامت از هر گونه معارضه از سوی دیگران است که به اذن الهی برای اثبات حقانیت رسالت انجام می گیرد. بنابراین، بر خلاف کرامت که امکان تکرار از سوی خود شخص یا دیگران می رود،‌ امر اعجازی تکرار معنایی ندارد و شخص یا اشخاص دیگر نمی توانند همانند آن را بیاورند. همآوردخواهی از ویژگی های برجسته معجزه است؛‌ چنان که عجز و ناتوانی دیگران در انجام چنین امری نیز از دیگر ویژگی های اعجاز است. از این رو، همه آفریده های الهی اگر جمع شوند و بخواهند همانند آن را بیاورند نمی توانند همانند آن را بیاورند مگر این که از خداوند که خود این اعجاز را انجام داده، مدد و یاری گرفته شود. این بدان معناست که منشای معجزه خداوند است و پیامبران تنها واسطه در تحقق آن هستند.

از دیگر و مهم ترین ویژگی های اعجاز می بایست انتساب معجزه به خدا دانست؛ زیرا تصرفات اعجازی که به دست پیامبران انجام می گیرد، تصرفاتی از سوی خداوند و ماورای طبیعت در طبیعت و ماده است که در جهان اتفاق می افتد.

اما باید به این نکته توجه داشت که معجزه اگر چه خرق عادت است،‌ ولی هرگز به معنای ابطال ضرورت های عقلی و خارج از قوانین نظام هستی و سنت های الهی حاکم بر جهان نیست. بنابراین،‌ اگر قانون علیت را به عنوان سنت الهی و قانون خداوندی بر جهان بپذیریم می بایست این را نیز پذیرا باشیم که معجزه در نظام قانونمند علیت انجام می گیرد.

بر این اساس،‌ با معجزه قوانین و سنت های الهی ابطال نمی شود،‌ بلکه در چارچوب قوانین اعجاز صورت می گیرد ولی این بدان معنا نیست که کاری عادی و معمولی است. از این روست که آن را کار خارق عادت و بر خلاف روال عادی دانسته اند با آن که در چارچوب قوانین و سنت های الهی انجام می گیرد.

این معنا را می توان از آیاتی از جمله آیات ۸ و ۳۵ سوره انعام به دست آورد که خداوند ارایه هر معجزه ای را مشروط بر مشیت الهی و در چارچوب قانون ها و سنت های الهی حاکم بر نظام هستی دانسته است.

خداوند، منشای معجزات پیامبران

چنان که گفته شد، منشای معجزه خداوند است. از این روست که خداوند تحقق امور خارق عادت در نظام آفرینش به دست پیامبران را متکی بر مشیت و قدرت خود دانسته (آل عمران، آیه ۴۰؛ انعام، آیه ۳۷) و تحقق آن را تنها و فقط به دست خود می داند.(انعام، آیات ۳۷ و ۱۰۹؛ یونس، آیه ۷۶، رعد، آیه ۳۸ و آیات دیگر)

خداوند در آیه ۵۷ سوره انعام تبیین می کند که اعطای معجزه از مقوله حکم و فقط با اراده خداوند می باشد و در آیه ۴۹ سوره آل عمران این معنا مورد تاکید قرار می گیرد که ربوبیت الهی مقتضی ارایه معجزات از سوی پیامبران است. بنابراین، نزول معجزه و عدم دلیل نزول آن از امور غیبی و در اختیار خداوند می باشد.(یونس، آیه ۲۰) و در ارایه معجزات به وسیله هر پیامبری اراده الهی نقش اساسی دارد(زخرف، ایات ۴۴ تا ۴۴)

ارایه معجزه در اختیار خداوند

همان گونه که خداوند منشای معجزات پیامبران است، هم چنین ارایه معجزه از هر پیامبری به خواسته و اراده الهی متکی است. به این معنا که ارایه هر گونه معجزه ای از سوی هر پیامبری تنها در انحصار قدرت الهی(انعام، آیه ۳۷؛ اسراء، آیات ۱۰۱ و ۱۰۲) و برخاسته از امر تکوینی خداوندی می باشد.(رعد، آیه ۳۸؛ ابراهیم، ایه ۱۱؛ ‌غافر، آیه ۷۸)

بنابراین، هر پیامبری نمی تواند هر نوع معجزه ای را هر زمانی که خودش بخواهد بیاورد، بلکه در نوع بینه و معجزه و هم چنین زمان ارایه آن می بایست اراده و مشیت الهی به آن تعلق گیرد تا پیامبری معجزه ای خاص را در زمان خاص ارایه دهد. از این روست که پیامبر گرامی(ص) هنگامی که با درخواست معجزات مشخصی از سوی مردم مواجه می شود و یا درخواست نزول فرمان و آیاتی درباره موضوعی می شود،‌ به مردم می گوید که این امر تنها در انحصار خداوند است که چه معجزه ای را چه زمانی ارایه دهد.(رعد، ایه ۳۸)

به عنوان نمونه در آیه ۷ سوره انعام به درخواست و تقاضای معجزه نزول کتاب مجسم از پیامبر(ص) از سوی برخی اشاره می شود و یا کافران درخواست داشتند که معجزه ای غیر از قرآن از سوی پیامبر(ص) ارایه شود(هود، آیه ۱۲؛‌رعد ، آیه ۲۷ ؛‌ حجر،‌آیه ۷) ولی پیامبر(ص) همه این درخواست های متعدد مشرکان بهانه جو را رد کرده و پاسخ منفی می دهد.

درخواست معجزه شکافتن زمین(رعد، ایه ۳۱)، معجزات محسوس(انعام، ایه ۱۱۱)،‌نزول فرشتگان بر مشرکان و سخن گفتن مردگان با ایشان(انعام، آیات ۱۰۹ و ۱۱۱)، مکالمه خدا با آنان(بقره، آیه ۱۱۸) نامه های سرگشاده برای هر یک از سوی خداوند(مدثر، آیه ۵۲)، ایجاد چشمه پر آب و جوشان در مکه(اسراء، ایه ۹۰) ، فرود آوردن پاره ای از آسمان(اسراء، ایات ۹۰ و ۹۲)، ایجاد خانه ای از طلا و زر( اسراء، آیه ۹۳)، آوردن خداوند و فرشتگان به صورت دسته دسته نزد مشرکان(همان، ایه ۹۲) صعود پیامبر به آسمان و آوردن کتابی قابل خواندن و گواه بر صعود واقعی خویش آوردن(همان، ایه ۹۳)، فرستاده شدن فرشته ای به نزد پیامبر(ص) برای انذار آنان(فرقان، ایه ۷) ، داشتن باغی پر از میوه برای خوردن(اسراء، آیه ۹۱ ؛ فرقان، ایه ۸) و مانند آن درخواست های عجیب و غریبی بود که هر زمان از سوی کافران و مشرکان و اهل کتاب مطرح می شود و پیامبر(ص) می فرماید که اختیاری در تحقق و ارایه آن ها ندارد.

به سخن دیگر، ارایه کردن معجزه از سوی پیامبران فقط منحصر به اذن الهی است(رعد، آیه ۳۸؛ غافر، ایه ۷۸) بر همین اساس است که پیامبران هر گاه با درخواست معجزه ای مواجه می شدند، اظهار ناتوانی می کردند و می گفتند که بی اذن الهی نمی توانند درخواست آنان را اجابت کنند.(ابراهیم، آیات ۱۰ و ۱۱)

فلسفه معجزه

برای درک این معنا که چرا هر پیامبری هر زمانی هر نوعی معجزه ای را نمی تواند ارایه کند، می بایست درک و تصور درست و دقیقی از هدف و فلسفه معجزه داشته باشیم. از این رو در این جا به فلسفه معجزه اشاره می شود تا به خودی خود اشکالاتی که درباره عدم پاسخ گویی به درخواست های مردم جهت ارایه معجزات خاص در زمان های خاص، برطرف شده و بی معنا گردد.

می دانیم که فرستادن آیات و معجزات از سوی خداوند برای مردم، برای اثبات حقانیت رسالت پیامبران بوده است تا مردم بتوانند اعتماد و اطمینانی به پیامبران پیدا کنند و آنان را متصل به وحی بدانند؛ زیرا برای بسیاری از مردم امکان ارتباط میان انسان و خدا حتی اگر خدایی را باور داشته باشند، سخت است؛ زیرا می گویند چه تناسبی میان آسمان و زمین یا خاک و افلاک است تا بتوانند ارتباط برقرار کنند. مساله همترازی وجودی وشناختی یکی از مسایل و مشکلات اندیشه ای در این حوزه است. به این معنا که بشر با بشریت خود چگونه می تواند به خداوندی که سبحان از هر قید و بندی است ارتباط برقرار کند. به عنوان نمونه چه تناسب شناختی و وجودی میان سنگ و انسان وجود دارد تا بتوان میان آنان ارتباط منطقی و معقول و مقبول برقرار کرد. از این روست که بسیاری از تکذیب کنندگان بر این نکته تاکید داشتند که شما نیز همانند ما بشری هستید. پس چگونه می شود که تو بشر به خداوند ارتباط بر قرار کنی یا خداوند با تو ارتباط برقرار کند.

خداوند در پاسخ به این پرسش و مساله می فرماید که این شخص هر چند همانند شما بشری است که دارای کالبد مادی می باشد ولی همان روحی که در همگان از جمله پیامبر(ص) وجود دارد، زمینه ارتباط با خداوندی را فراهم آورده است؛ زیرا این بشر از نظر روحی توانسته است تمامی اسمای الهی را در خود فعلیت بخشد و به عنوان متاله در مقام خلافت و مظهریت ربوبیت الهی قرار گیرد و از همین منظر است که می تواند به اذن الهی نه تنها وحی دریافت کند و با خداوند هم صحبت شود بلکه می تواند با معجزات به اذن الهی در جهان مادی و تکوینی تصرف نماید. بنابراین، نوعی تناسب ومناسبت میان پیامبران و خداوند از طریق متاله شدن و تحقق و فعلیت اسمای الهی پدیدار شده است که اجازه این ارتباط منطقی و معقول را می دهد.

خداوند برای این که به مردم نشان دهد که این فرد متاله و ربانی شده و از بشر معمولی بیرون رفته و نوعی همترازی شناختی و وجودی تحقق یافته است، معجزاتی را به دست پیامبران برای اثبات این معنا انجام می دهد. این گونه است که معجزه بیانگر مقام و منزلت پیامبری شخص بشر می شود و می تواند مدعای ارتباط و سپس وحی و رسالت خویش را به اثبات برساند و حقانیت خود را در این موضوع نشان دهد.

خداوند با ارایه معجزه به این بشر اثبات می کند که برای پرورش بشر و رسیدن انسان به مقام و منزلت متاله و ربانی شدن، نیازمند آن است که افزون بر پیامبر درون یعنی عقل از پیامبر بیرونی نیز یاری بگیرد و زمینه را برای پرورش انسان ها فراهم آورد. از این روست که خداوند در آیه ۲۷ سوره انعام فرستادن آیات و معجزات برای مردم را به مقتضای ربوبیت الهی و در راستای پرورش آنان جهت متاله و ربانی شدن می داند.

در حقیقت فلسفه اصلی معجزات از سوی خداوند، هدایت انسان به سوی ایمان به خدا و محتوای پیام هایی است که از سوی پیامبر بیرونی در کنار پیامبر درونی ارایه می شود تا انسان متاله و خدایی شود و در مقام ربوبیت ظهور کند.(انبیاء، آیات ۵ و ۶؛ تغابن، ایه ۶)

از دیگر کاربردها و اهداف معجزات می توان به اتمام حجت و سلب حق هر گونه اعتراض از سوی بشر(طه، ایات ۱۳۳ و ۱۳۴) ، امتحان و آزمون بشر(دخان، ایه ۳۳؛ قمر، ایه ۲۷)، ایجاد خوف و بیم و هراس دادن به انسان های حق ناپذیر(اسراء، ایه ۵۹) ، رفع تهمت از پیامبران (قمر، ایات ۲۴ تا ۲۷) و ایجاد رشد و بصیرت در میان آدمیان است.(اسراء، ایات ۱۰۱ و۱۰۲)

آثار معجزه

معجزه های الهی که با این هدف و فلسفه ارایه می شود نمی تواند بر اساس هواها و هوس های افراد شکل بگیرد؛‌زیرا هدف معجزه مشخص است و خداوند معجزات را تنها برای تحقق این اهداف ایجاد می کند و وسیله ای برای بازی و سرگرمی نیست تا هر کسی هر زمانی هر چیزی را خواست انجام گیرد حتی اگر آن شخص پیامبری باشد.

با معجزاتی که خداوند ارایه می دهد، حجت خداوند بر مردمان اتمام می شود و کسی نمی تواند مدعی شود که نمی دانست و خبر نداشت وگرنه ایمان می آورد و اطاعت می کرد و راه هدایت را در پیش می گرفت.(بقره، ایه ۵۷ و ده ها آیه دیگر)

هم چنین با ارایه معجزه هر گونه سحر و جادوی ابطال می شود و کسی نمی تواند مردمان را به مشابه و متشابه سازی فریب دهد.(اعراف، ایات ۱۱۶ تا ۱۱۸ ؛ طه، ایات ۶۶ و ۶۹)

معجزه قرآن نیز این گونه عمل می کند که هر گونه سحر و جادوی را بر می دارد و همه حجت دیگران را باطل می کند و اجازه نمی دهد تا خود را به عنوان هدایت معرفی کند.

البته معجزه برای مومنان مایه اطمینان قلبی و یقین بر حقانیت رسالت پیامبران می شود.(مائده، ایات ۱۱۲ و۱۱۳) و برای پیامبران مایه اقتدار و تسلط می گردد.(قصص، ایه ۳۵)

معجزه هم چنین نشانه ای از صداقت پیامبران در ادعای رسالت ایشان است(اعراف، ایه ۱۰۶) و برای مومنان مایه افزایش ایمان و اطمینان قلبی می شود.(مائده، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳ ؛ نیز بقره ، ایه ۲۴۸ و ایات دیگر)

البته همین معجزه برای کافران مایه دردسر و عناد بیش تر می شود، زیرا قلب های آنان مهر شده و تاثیری از این معجزات نمی بینند.(اعراف، ایه ۱۰۱؛ بقره، ایه ۱۴۵) این گونه است که با هر معجزه ای از آن آن روی می گردانند (انعام، ایه ۴) با لجاجت و تکذیب آن به تمسخر و استهزای آن رو می آورند.(همان، آیات ۴ و ۵)

به هر حال، معجزه از جمله معجزه قرآن از مهم ترین دلایل روشن بر حقانیت رسالت پیامبران و دعوتی است که آنان ارایه می کنند و درستی و راستی راهی است که ا یشان می نمایند. پس هر گونه اعراض از آن جز بدبختی و کفر ثمری برای فرد نخواهد داشت و دنیا و آخرت خویش را با اعراض از آن تباه می سازد.