معاهده های اقتصادی، احکام و آثار آن

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

پیمان هایی اقتصادی یکی از اقسام معاهداتی است که میان اشخاص حقیقی یا حقوقی در چارچوب قوانین عقلایی بسته می شود و هر یک از طرفین متعهد به انجام عملی در قبال طرف دیگر می شوند.

مفهوم شناسی عهد

عهد در لغت به معنای نگهدارى و مراعات مستمر از چیزی است. پیمان را از آن جهت عهد گویند که مراعات آن لازم است راغب می‌گوید: عَهِدَ فُلَانٌ ؛ یعنى آن را مستمر نگهدارى و مراعات کرد. پس اصل عهد به معنای مراعات و نگه داری مستمر از چیزی است. این واژه به صورت مجاز در پیمان ها به کار رفته است؛ زیرا مراعات مستمر از تعهداتی که به دیگری سپرده لازم است. در قرآن این واژه بارها به کار رفته است. از جمله می فرماید: و اوفوا بالعهد؛ به عهد خود وفا کنید.(اسراء، آیه ۳۴؛ نگاه کنید: المفردات فی غریب القرآن، حسین بن محمد معروف به راغب أصفهانی، ج۱، ص۵۹۱؛ قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۵۹.   (

بنابراین، پیمان را از جهت لزوم مراعات دایمی و مستمر، عهد گفته‌اند؛ بنابراین اگر عهد به معناى امر ، توصیه و مانند آن ها به کار رود، تنها از جهت لزوم حفظ و نگه داری استمراری آن است؛ چنان که در قرآن آمده است: وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ؛ به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه مرا براى طواف‏کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید. (بقره، آیه۱۲۵) واژه «عَهِدْنا» به معناى دستور دادیم و امر کردیم است؛ ولى چون دستور اکیدی است که مراعات آن لازم است با «عَهِدْنا» از آن تعبیر شده است. همین معنا درباره توصیه و سفارش هایی که حفظ آن ها لازم و ضروری است، در آیات دیگر قرآنی نیز آمده است.(یس، آیه ۶۰؛ طه، آیه ۱۱۵ و آیات دیگر)

هم چنین در قرآن آمده است: الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَیْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى یَأْتِیَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنَاتِ وَبِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ؛همانان که گفتند خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم تا براى ما قربانیى بیاورد که آتش آسمانى آن را به نشانه قبول بسوزاند. بگو: قطعا پیش از من پیامبرانى بودند که دلایل آشکار را با آنچه گفتید براى شما آوردند، اگر راست مى گویید: پس چرا آنان را کشتید. (آل عمران، آیه ۱۸۳)

در قرآن غیر از واژه عهد از دیگر مشتقات آن نیز استفاده شده است. خدا می فرماید: وَلَقَدْ کَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا یُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَکَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا ؛ با آنکه قبلا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و پیمان خدا همواره بازخواست دارد. (احزاب، آیه ۱۵)

در آیات قرآنی از معاهده به معنای حقوقی آن نیز سخن به میان آمده است؛ این معاهدات بیش تر در قالب معاهدات حقوقی بین المللی است که میان دولت اسلامی با دشمنان بسته می شود. از نظر قرآن عمل به مفاد عهدنامه ها و معاهدات لازم است و مراعات آن واجب. بر طرفین است که مفاد آن را مراعات و حفظ کنند.

باید توجه داشت که واژه معاهده بیانگر عهد دو سویه میان طرفین است. به این معنا که هر یک از طرفین قرارداد و پیمان تعهد می کنند تا اموری را مراعات و مفاد قرارداد را عمل کنند. بنابراین، مراعات و حفظ معاهده از سوی طرفین لازم و ضروری است.

البته قرآن به این نکته توجه می دهد که کافران به دلیل عدم اعتقاد به آخرت و حسابرسی آن، از نظر اخلاقی مقید به حفظ و مراعات آن نیستند؛ زیرا علت اصلی مراعات اصولی اخلاقی، باورمندی به آخرت است و کسی به آخرت اعتقادی ندارد یا حتی شبهه ای می کند، به فجور می پردازد و لاابالی و بی بندباری نسبت به قوانین اخلاقی و حقوقی برای او امرعادی و معمولی است.(قیامت، آیات ۲ تا ۴۵)

به سخن دیگر، تنها عامل زور و قدرت است که کافران و مشرکان را به پای بندی و وفاداری نسبت به عقد و عهد متلزم می کند؛ زیرا غیر از آن عاملی چون اخلاق و پاسبان درونی نیست؛ زیرا این اخلاق و پاسبان درونی زمانی است که انسان به آخرت و حسابرسی آن اعتقاد داشته باشد. از همین روست که مساله معاد و حسابرسی آن مهم ترین عامل در تقوای انسانی است. از نظر قرآن، مومنان به سبب همین نگرش معادباوری است که به مراعات عهد می کنند و متلزم دایمی به آن هستند: وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ.(مومنون، آیه ۸؛ معارج، آیه ۳۲)

احکام عهد و معاهده

در آموزه های وحیانی قرآن، عهد و وفای به آن از مهم ترین آموزه های جهانی اسلام دانسته شده که ریشه در فطرت انسان دارد؛ زیرا انسانیت انسان به اموری چون صداقت، امانت، عدالت و مانند آن ها است. فطرت انسانی مقتضی این امور است و مراعات همین امور است که تقوای فطری نامیده می شود و بستری برای بهره مندی انسان از الهامات تشریعی و هدایت های پاداشی است.(بقره، آیات ۲ و ۳)

وفای به عهد و عقد یکی از بنیادین ترین الهامات فطری بشر است که هنگام تسویه نفس انسانی به او الهام می شود (شمس، آیات ۷ و ۸)؛ زیرا اجتماع انسانی تنها در سایه وفای به این ها شکل گرفته و باقی و برقرار می ماند.

از نظر قرآن، اصولا بنیاد و اساس دین داری چیزی جز مراعات عدالت، صداقت، امانت، وفای به عهد و عقد و مانند آن ها نیست؛ زیرا این ها که از اصول جهانی اخلاق است، بنیاد دین اسلام را شکل می دهد که مطابق فطرت الهامی است و در آن تبدیل و تحویلی نیست.(روم، آیه ۳۰) بر همین اساس، پیامبر اکرم(ص) می فرماید: لاَ إِیمَانَ لِمَنْ لاَ أَمَانَهَ لَهُ وَ لاَ دِینَ لِمَنْ لاَ عَهْدَ لَهُ ؛ ایمان ندارد کسی که امانت دار نیست؛ دین ندارد کسی که عهدی ندارد و به آن پای بند نیست.( بحارالانوار، ج٧۵، ص٩۶؛ معانی الاخبار، صدوق، ج ۱، ص ۷۴)

مهم ترین احکام و آموزه های دستوری اسلام و قرآن درباره عهد و معاهده عبارتند از:

  1. وفای به عهد و لزوم عمل به تعهدات و معاهدات: از نظر قرآن، هر عهدی لازم الاجرا بوده و مراعات و حفظ آن ضروری و بایسته است. چنان که گفته مراعات عهد از ویژگی های مومن است و اهل ایمان است.(مومنون، آیه ۸؛ معارج، آیه ۳۲) خدا به صراحت درباره وفای به عهد می فرماید: وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ؛ به عهد با خدا وقتی معاهده ای بستید وفا کنید.(نحل، آیه ۹۱) از نظر قرآن همان طوری که وفای به عهدالله واجب و ضروری است با مردم نیز این گونه است. خدا در زبان تمثیل بر ضرورت و وجوب عمل به مفاد معاهده تاکید داشته و درباره آثار نقض معاهده می فرماید: وَلَا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّهٍ أَنْکَاثًا؛ به معاهده عمل کنید و مانند آن زنى مباشید که رشته خود را پس از محکم بافتن یکى یکى از هم مى‏ گسست.(نحل، آیه ۹۲) پس همان طوری که خدا به عهد خویش وفا کرده و خلف عهد نمی کند، مومنان نیز این گونه هستند: فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمی کند».(بقره، آیه ۸۰) خدا هم چنین در این باره می فرماید: الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند. (رعد، آیه ۲۰) از نظر قرآن، امت و نظام ولایی باید نسبت به تعهدات بین المللی خود وفا دار باشد.(نساء، آیات ۸۹ و ۹۰ و ۹۲؛ توبه، آیات ۱ تا ۷)
  2. جواز نقض پیمان در صورت عدم وفای یک طرف: از نظر قرآن، مراعات معاهدات تا زمانی لازم و ضروری است که طرفین مفاد آن مراعات و به تعهدات خویش عمل کنند. در صورت نقض و پیمان شکنی، دیگر تعهدی باقی نیست. خدا می فرماید: کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ؛ چگونه مشرکان را نزد خدا و نزد فرستاده او عهدى تواند بود مگر با کسانى که کنار مسجد الحرام پیمان بسته‏ اید پس تا با شما بر سر عهد پایدارند با آنان پایدار باشید؛ زیرا خدا پرهیزگاران را دوست مى دارد. (توبه، آیه ۷)
  3. عدم پذیرش معاهدات با مشرکان و کافران: اصل اولی این است که مومنان و دولت اسلامی با مشرکان و کافران معاهده امضا نکنند؛ زیرا آنان به سبب اعتقادی گرایش به وفای به عهد ندارند؛ بنابراین زیر بار بردن خود جز ضرر و زیان نیست؛ اما اگر عهدی با آنان بسته می شود، تعهدات تا زمانی است که آنان نقض پیمان نکنند؛ اما وقتی نقض پیمان کردن، دیگر متعهد به اجرای معاهده نیستید.(توبه، آیات ۱ و ۷) از نظر قرآن، آنان زمانی به سمت تعهدات و معاهده می آیند که توان مقابله با شما را ندارند و نمی توانند بر شما مسلط شوند؛ اما همین که توانایی یافتند هیچ گونه تعهدی برای خود لازم نمی شمارند و هماره مراقب هستند تا به شما آسیب برسانند. خدا هشدار می دهد که کافران و مشرکان مراعات خویشاوندی و عهد را نمی کنند؛ یعنی نه رابطه سرشان می شود نه ضابطه.(توبه، آیه ۸)
  4. جواز نقض پیمان در صورت مکر از طریق دیگران: وفای به تعهدات معاهده تا زمانی است که نقض و پیمان شکنی از سوی طرف مقابل انجام نگرفته باشد یا از طریق دیگران اعمالی خلاف تعهدات انجام نداده باشد؛ در صورتی که مستقیم یا غیر مستقیم بر خلاف تعهدات عمل کند، جایز است که به آن پیمان نقض شده عمل نشود. خدا می فرماید: إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ؛ مگر آن مشرکانى که با آنان پیمان بسته‏ اید و چیزى از تعهدات خود نسبت به شما فروگذار نکرده و کسى را بر ضد شما پشتیبانى ننموده‏ اند؛ پس پیمان اینان را تا پایان مدتشان تمام کنید؛ چرا که خدا پرهیزگاران را دوست دارد. (توبه، آیه ۴)
  5. جواز نقض در صورت خیانت: از نظر قرآن معاهدات تا زمانی لازم الاجراء است که طرفین خیانت نورزند؛ در صورت خیانت، جایز است که پیمان شکسته شود.(انفال، آیه ۵۸)
  6. جواز نقض در صورت مخالفت با روح معاهده: ممکن است طرف در مفاد عهد نقضی نداشته باشد، اما کاری می کند که با روح معاهده در تضاد است. مانند این که اعمالی را انجام می دهد که نقض غرض از معاهده است. در این صورت می توان پیمان را شکست.(توبه، آیه ۱۲)
  7. اعلام رسمی پایان معاهده: اگر به هر دلیلی نقض پیمان انجام می شود، باید طرف مقابل را از پایان یافتن معاهده آگاه کرد.(انفال، آیه ۸)
  8. جواز تعقیب و مجازات پیمان شکن: در صورت عدم وفای طرف به تعهدات، جایز است که پیمان شکن مورد تعقیب و مجازات قرار گیرد.(توبه، آیات ۴ و ۵ و ۹)
  9. حرمت معاهدات سلطه گرایانه: هرگونه پیمان، درپی دارنده سلطه نامشروع کافران بر مؤمنان مشروعیت نداشته و نمی توان بر اساس آن عمل کرد.(نساء، آیه ۱۴۱)

در آیات قرآنی و روایات اسلامی، احکام بسیاری درباره معاهده چون احکام فسخ معاهده در صورت وجود خوف از خیانت، ضربه دشمن به مسلمانان و امت اسلام، طعن به اسلام ، همکاری با دیگر دشمنان امت اسلام و مانند آن ها بیان شده است که مهم ترین آن ها اموری است که بیان شده است.

انواع معاهدات اقتصادی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، عقود و معاهدات اقتصادی می تواند در چارچوب موارد زیر انجام گیرد:

۱- قرض‌الحسنه: قراردادی است که در آن یکی از طرفین قرارداد مقدار معینی از مال خود را در زمان حال به دیگری واگذار می‌کند. در مقابل، قرض گیرنده، متعهد می‌شود که عین مال یا قیمت آن را در زمان معین باز پس دهد.

۲- مضاربه: قراردادی است که به موجب آن یک طرف سرمایه را تأمین می‌کند و طرف دیگر با آن به تجارت یا فعالیت اقتصادی مشروع می‌پردازد و در نهایت سود حاصل از سرمایه بین طرفین به درصد مشخص شده از پیش، تقسیم می‌شود.

۳- مشارکت مدنی: قراردادی بازرگانی است که به موجب آن دو یا چند شخص حقیقی یا حقوقی ، سرمایهٔ نقدی یا جنسی خود را به شکل مشاع و به منظور ایجاد سود در هم می‌آمیزند.

۴- مشارکت حقوقی: قراردادی است که طی آن یک طرف قسمتی از سرمایهٔ شرکت‌های سهامی جدید را تأمین یا قسمتی از سهام شرکت‌های سهامی موجود را خریداری می‌کند و از این طریق در سود آن‌ها شریک می‌شود.

۵- فروش اقساطی: شخص حقیقی یا حقوقی متعهد می شود تا چیزی را به نقد خریداری و به صورت قسطی به دیگران بفروشد.

۶- معاملات سلف: پیش خرید محصولات تولیدی آیندهٔ افراد یا کارخانه ها و بنگاه‌ها از دیگر موارد مجاز در معاملات اقتصادی است. این قرارداد ازناحیه فروشنده پیش فروش یاقرارداد سلم نامیده می شود.

۷- اجاره به شرط تملیک: طبق این قرارداد، اشخاص حقیقی یا حقوقی مورد اجاره را تهیه کرده و در اختیار طرف دیگر قرار می‌دهد و در صورتی که مستأجر به تعهدات خود عمل کرده و اقساط را تأدیه نماید، در پایان مدّت اجاره، مالک عین مال مورد اجاره می‌شود.

۸- جعاله: طبق قرارداد، کارفرما تعهد می‌کند که در قبال عمل مشخص کارگزار یا عامل، اجرت معینی به او بپردازد.

۹- مزارعه: این قرارداد، اشخاص حقیقی یا حقوقی زمین مشخصی را برای مدت معین در اختیار طرف دیگر قرار می‌دهد تا در آن کشاورزی کند. در نهایت سود حاصل بین طرفین تقسیم می‌شود.

۱۰- مساقات: قراردادی است میان صاحب باغ و دیگری که به ازای دریافت مقداری از محصول، کار نگهداری از باغ و برداشت را انجام می‌دهد.

۱۱- خرید دین: طبق این قرارداد، اشخاص حقیقی یا حقوقی می‌توانند اسناد و اوراق تجاری متعلق به واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی را تنزیل کنند؛ به سخن دیگر، نوعی خرید نقدی و فروش نسیه است. به طور طبیعی خرید نسیه هماره گران تر از نقدی است.