مطالبات اسلامی 99 علیه یک درصد

samamosدر فرهنگ و ادبیات اسلامی، عدالت محور اصلی گفتمان اسلام است. اصولا ماموریت و هدف بعثت پیامبران بر اساس آیه ۲۵ سوره حدید، فراهم آوری زمینه و بستر فکری و فرهنگی برای قیام توده های مردم(الناس) بی ملاحظه هر گونه قیدهای نژادی، عقیدتی، فکری و مذهبی و مانند آن است.

به سخن دیگر، پیامبران الهی ماموریت یافته اند تا مردم را نسبت به جایگاه و حقوق خود آگاه سازند و قوانین عقلانی و انسانی را به ایشان بشناسانند و اجازه دهند تا توده مردم و ناس برای عدالت قسطی خویش قیام کنند.

از این منظر هر گونه فریاد عدالت خواهی و ظلم ستیزی، یک تلاش اسلامی است و در چارچوب مطالبات اسلامی قابل تحلیل و تبیین است.

آن چه اسلام به مردمان می آموزد، آشنایی با حقیقت انسانیت و موقعیت او در هستی و مسئولیتی است که در آفرینش به عنوان حکمت و فلسفه آفرینش به عهده دارد. از این روست که همه مطالبات انسانی و عقلانی در قالب مطالبات اسلامی قرار می گیرد؛ زیرا آموزه های وحیانی قرآن و اسلام به عنوان مکمل و متمم اصول عقلانی از سوی خداوند فرو فرستاده شده است. بر همین پایه است که پیامبر(ص) ماموریت خود را اتمام مکارم و محاسن اخلاقی می داند: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و محاسنها.

بر پایه این حدیث شریف،‌ عقل انسانی مکارم و محاسن اخلاقی را می شناسد و می داند،‌ ولی به علل و عواملی که بیرون از حوصله این مقاله است، نیازمند متمم و مکمل است؛ چرا که از نظر آموزه های اسلامی، عقل و دین اسلام یکی است و هر جا عقل حضور یافت،‌ دین اسلام در آنجا حضور می یابد(اصول کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل) و مطالبات عقل و دین اسلام یکی است و هیچ تضاد و تقابلی میان خواسته های اسلامی و مطالبات عقلانی انسان وجود ندارد؛‌ از این روست که گفته شد: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و بالعکس.

ظلم ستیزی و حمایت از مظلوم

در همین چارچوب است که ظالم ستیزی و حمایت از مظلوم به عنوان یک حکم عقلانی و اسلامی معنا می یابد و گرایش به عدالت و حمایت از عدالت خواهان در دستور کار قرار می گیرد. به گونه ای که حمایت از مظلوم از هر ملت و قوم و نژاد و رنگ و مذهب بر اهل اسلام فرض و واجب شمرده شده است و خداوند حتی کسانی که به دفاع از مظلوم و ستیز با ظالم بر نمی خیزند توبیخ و سرزنش می کند؛(نساء، آیه ۷۵) زیرا کسی که مدعی اسلامیت و انسانیت است به طور طبیعی گرایش به عدالت و ستیز با ظلم دارد و هر انسانی به حکم عقل بر این است که عدالت حسن و نیک و ظلم قبیح و بد است. بنابراین هر انسانی به ویژه هر مسلمانی می بایست بر دفاع از مظلوم و عدالت قیام کرده و حتی به جنگ برخیزد؛(همان) چرا که عدالت مطلوب انسان و اسلام و ماموریت پیامبران و هر انسانی است.(حدید، آیه ۲۵)

در حقیقت بر اساس آموزه های اسلامی و قرآنی، مطالبات انسانی و عقلانی، همان مطالبات اسلامی است و نمی توان آن را از یک دیگر جدا کرد. از این روست که از نظر اسلام کسی که در راه دفاع از مال و عرض و ناموس خویش کشته شود، شهید دانسته می شود و مقدس ترین کلمات برای مادی ترین کلمات یعنی مال و ثروت به کار می رود و در روایات متعدد آمده است: «من قتل دون ماله فهو شهید»؛ یا « من قتل دون عرضه فهو شهید» هر کس برای دفاع از مال و ناموس خود کشته شود، شهید است.

اقتصاد و ثروت مایه قوام جامعه

علت این تقدیس آن است که از نظر اسلام مال و ثروت نیز بخشی از مطالبات عقلانی انسانی است و نمی تواند جزو مطالبات انسانی نباشد؛ زیرا انسان در سایه پاسخ گویی به نیازهای طبیعی است که می تواند فرصت شدن های کمالی و متاله و ربانی شدن را تجربه کند. از این روست که در روایات آمده است: اللهم بارک لَنا فی الخبزِ، فَلَولا الخبز ما صلّینا و لا صُمنا؛ خدایا! به نان ما برکت بده که اگر نان نبود، نماز نمی‏خواندیم و روزه نمی‏گرفتیم.( بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۲۷۰، حدیث ۶)

ثروت در تحقق اهداف اسلامی و انسانی نقش اساسی در زندگی بشر بازی می کند؛ زیرا ثروت و مال بخشی از دنیاست و انسان در دنیا خود را برای ابدیت می سازد. بنابراین می بایست در این دنیا از ثروت به خوبی برای خودسازی و ابدیت سازی بهره برد. از این روست که فقر به معنای نداری و عدم دسترسی به مال و ثروت در حکم کفر دانسته شده و از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفْرا؛ نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد (خصال، صدوق، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ص ۱۲؛ جامع الاحادیث، ابومحمدجعفر بن علی‏قمی، مشهد، مؤسسه طبع رضویه، ص ۱۰۹)؛ زیرا فقر موجب می شود تا انسان نتواند مسئولیت خود را در دنیا به خوبی ایفا کند و از طیبات زندگی برای کمال بهره گیرد؛‌در حالی که دنیا و طیبات آن از ثروت و مال حلال، عامل افزایش ایمان و تقویت شدن های کمالی انسان می باشد.(مومنون، آیه ۵۱ و آیات دیگر)

لزوم حمایت از مظلومان و عدالت خواهان جهان

وقتی ما انقلاب ملت ها و توده های مردم در کشورهای اسلامی و خاورمیانه سخن به میان می آوریم آن را مطالبات و خواسته های انسانی می دانیم و می خوانیم؛ چنان که مطالبات مردم دیگر نقاط جهان از کره و ژاپن بودایی مذهب تا اروپا و آمریکایی مسیحی را مطالبات اسلامی می دانیم؛ زیرا از نظر اسلام هر مطالبه عقلانی و انسانی،‌ مطالبه اسلامی است.

به سخن دیگر، اگر نپذیریم که در این قیام توده های مردم علیه ظلم و بی عدالتی، حسن فاعلی و نیت اسلامی به ظاهر وجود دارد، بی هیچ شک و تردیدی، حسن فعلی در آن وجود دارد و همین حسن فعلی آن را به یک مطالبه اسلامی تبدیل می کند؛ زیرا ماموریت پیامبران(ع) ایجاد چنین گفتمانی در جهان برای قیام توده های مردم برای عدالت و علیه ظلم است.

بر این اساس می بایست به صراحت گفت که آن چه در جهان رخ می دهد مطالبات اسلامی است که در دو شکل مطالبات انسانی و اسلامی تجلی کرده است؛ به این معنا که گاه به صراحت توده های مردم با نیت خدایی و عمل به آموزه های اسلامی آن را انجام می دهند که حسن فاعلی کار ایشان را نیز می رساند، و گاه تنها با نیت عمل به یک خواسته انسانی است که به یک معنای دیگر حسن فاعلی را نیز می رساند؛ زیرا خواسته و ناخواسته یا دانسته و نادانسته همان مطالبات اسلامی را فریاد می زنند که ماموریت پیامبران است. چنین افرادی همانند عاملین به حق و احکام اسلامی هستند بی آن که بدانند ولی از نظر اسلام ماجور هستند.

مطالبات انسانی و عقلانی

به هر حال، اسلام مطالباتی دارد که همان مطالبات انسانی و عقلانی است و هر مطالبه انسانی و عقلانی را می توان به عنوان یک مطالبه اسلامی مطرح کرد هر چند که مطالبات اسلامی از مطالبات عقلانی و انسانی گاه گام فراتر می نهد و از مردم چیزهایی دیگر را می خواهد که خیر و صلاح ایشان است و عقل ایشان به آن نمی رسد.

به عبارت دیگر، هر مطالبه عقلانی و انسانی، یک مطالبه اسلامی است؛ هر چند که هر مطالبه اسلامی می تواند بیش تر از مطالبه عقلانی باشد؛ زیرا عقل انسانی به برخی از امور پی نمی برد که خداوند حکیم به آن ها در آموزه های وحیانی اسلام پرداخته است. یعنی امور خیری و کمالی وجود دارد که عقل آن را در نمی یابد و اسلام آن را بیان کرده و به عنوان یک مطالبه قرار داده است.

مطالبات امروزی مردم جهان برای احقاق حقوق خود یعنی عدالت قسطی و مبارزه با سرمایه داری افسارگسیخته ای که سرمایه را بین خودشان دست به دست می کنند و اجازه نمی دهند تا جریان آزاد سرمایه اتفاق بیافتد، دقیقا همان مطالبات اسلامی است؛ زیرا خداوند در آیه ۷ سوره حشر و مانند آن خواهان گردش آزاد وسالم سرمایه و ثروت است تا همگان از آن بهره برند و تنها جماعتی از ثروتمندان و سرمایه داران ثروت را دست به دست نکنند.

انسان های مظلوم در جهان معاصر هنگامی که به قارون های زمانی خویش نگاه می کنند که ثروت خویش را به رخ دیگران می کشند و در خیابان ها با آن پز می دهند و حقوق قانونی مردم را زیر پا می گذارند و با لابی گری همه چیز را برای خود قانونی می کنند ، به فریاد می آیند و مطالبه عدالت قسطی و سهم خود از ۹۹ درصد از ثروت را می کنند که در اختیار یک درصد از انسان های مرفه بی درد و قارونی و فرعونی است. مرفهان بی دردی که با خیل مسوم( اسب های نشانه دار) و ماشین های و هواپیماها و بالگردهای و قایق های مدل ممتاز و انحصاری و تک محصول، در جهان به نمایش و تفاخر می پردازند، مردم را به خشم می آورند.(آل عمران، آیه ۱۴)

این گونه است که مطالبات مظلومان در جهان همان مطالبات اسلامی دانسته می شود و بیداری آنان به یک معنا بیداری اسلامی است؛ زیرا اگر انگیزه های آنان حتی اگر انسانی باشد، ولی فعل آنان و آن چه به عنوان یک پدیده جهان ظاهر شده است، بی گمان یک مطالبه اسلامی است که ماموریت پیامبران بوده است و ما امروز به عنوان پیروان و ربانیون آن پیامبران موظف هستیم تا پرچمدار این مبارزه باشیم و مردم را به عدالت قسطی بخوانیم و در حمایت مظلوم و مستعضف حتی دست به اسلحه برده و به جنگ ظالمان برخیزیم نه آن که سکوت اختیار کرده و منفعل صحنه جدال حق و باطل و ظالم و مظلوم را بنگریم و حتی گاه به نفع ظالم و عدالت خوار عمل کنیم.