مصیبت های اقتصادی؛ ریشه ها و درمان

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از اصطلاحات قرآنی در حوزه اقتصاد، مصیبت های اقتصادی است که می تواند شامل خیر و شر باشد؛ زیرا مصیبت هر آن چیزی است که به این انسان از خیر و شر می رسد. این اصابت ها می تواند ریشه در اموری چند داشته باشد که باید ضمن شناخت ریشه ها، به راهکارهای قرآنی جلوگیری و رهایی از مصیبت های شر و زیانبار اقتصادی مراجعه و با عمل به توصیه های آن، مشکلات اقتصادی خانوادگی و اجتماعی را حل و فصل کرد.

مفهوم شناسی مصیبت اقتصادی

هر چند در ادبیات و فرهنگ ایرانی – اسلامی، مصیبت به معنای بلایا و رسیدن نقص در نفس و اموال و مانند آن ها معنا می شود؛ اما در فرهنگ قرآنی، به تبع فرهنگ عربی، واژه مصیبت از گستره معنایی و مفهومی فراتری برخوردار است؛ زیرا واژه مصیبت از «صوب» به معنای هدف و درست، در حقیقت به معنای رسیدن چیزی به هدف در جهت درست است. از این روست که در فرهنگ عربی بار ارزشی و ضد ارزشی ندارد تا گفته شود مصیبت به معنای رسیدن امری ناخوشایند همانند حادثه تلخ ، آسیب زا و مانند آن ها باشد، بلکه می تواند اموری خیر نیز به انسان برسد که از آن به مصیبت تعبیر می شود. خدا در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره حدید معنای عام و شامل را برای واژه اصابت به کار برده است. چنان که می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابى است. این کتابت بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است‏، شادمانى نکنید؛ و خدا هیچ خیال باف خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

در این آیات سخن از داده ها و گرفته ها است که به انسان می رسد؛ پس این گونه نیست که مصیبت ها تنها گرفتنی ها و نواقص باشد، بلکه گاه به انسان خیری می رسد که موجب فرحناکی اوست؛ ولی خدا در این آیه بیان می کند که این مصیبت های خیر و شر همگی بر اساس برنامه الهی است که پیش از خلقت هستی و انسان برای هر کسی نوشته و رقم خورده و در کتاب مبین و ام الکتاب نگارش شده است. پس انسان نباید نسبت به مصیبت های خیر و شر واکنش هیجانی و احساسی از یاس و فرح نشان دهد؛ زیرا داده و گرفته ها چیزی جز فلسفه مصیبت نیست که در آیات دیگر بیان شده که از مهم ترین آن ها مصیبت های ابتلایی و مصیبت های کیفری است؛ زیرا خدا به علم ذاتی می داند که چه کسی چگونه عمل می کند، هر چند که رسیدن مصیبت کیفری متوقف بر علم فعلی خدا است که به انجام عمل معلوم یعنی انسان مرید و مختار بستگی دارد.

فلسفه و هدف مصیبت ها

چنان که گفته شد مصبیت هایی که به انسان از خیر و شر می رسد، دارای فلسفه و اهدافی است که از جمله مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. مصیبت ابتلایی: سنت الهی حاکم بر جان و جامعه انسانی، بر این قرار گرفته تا خدا انسان ها را به انواع مصیبت های خیر و شر بیازماید تا حجت بر انسان تمام شده و به علم فعلی خدا بداند چه کسی چه واکنشی نشان می دهد. خدا می فرماید: وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَهً ؛ و شما را به شر و خیر در کوره ذوب فلزات و فتنه می آزماییم.(انبیاء، آیه ۳۵) این فتنه برای جداسازی و مشخص شدن خوب و بد هر انسانی است. از طریق مصیبت های خیر و شر، معلوم می شود چه کسی مومن یا منافق است(بقره، آیه ۱۶۵ تا ۱۶۸؛ حجرات، آیه ۱۴ و آیات دیگر)
  2. مصیبت پاداشی: برخی از چیزی هایی که از خیر و شر به انسان می رسد متوقف بر عملکرد انسان ها است؛ وقتی خدا افراد را به مصیبت ابتلاء آزمود، آن گاه خیر و شر پاداشی بر اساس عملکرد و واکنش تعیین می شود. در حقیقت، خدا به علم فعلی دست می یابد تا پاداش خیر و شر برای واکنش های مثبت و منفی تعیین کند. از نظر قرآن پاداش و کیفر بر اساس همین علم فعلی خدا پس از آزمون مصیبت ها و ابتلاءها به دست می آید(بقره، آیات ۱۶۵ تا ۱۷۳؛ آل عمران، آیات ۱۴۰ تا ۱۴۲)؛ زیرا علم فعلی بر خلاف علم ذاتی متوقف بر عملکرد و واکنش انسانی است. البته از نظر قرآن، از آن جایی که کافران اعتقادی به آخرت ندارند، بر اساس اصل عدل الهی، پاداش اعمال نیک و صالح خویش را در دنیا می گیرند و بر همین اساس، به نظر می رسد که آنان با آن که در مصیبت های ابتلایی شکست خورده اند، ولی پاداش های خیر دریافت می کنند؛ در حالی که چنین نیست، بلکه پاداش های خیر آنان برای کارهای خیر و صالح دیگری است که انجام داده و می دهند(زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵)؛ در برابر مومنان اگر در ابتلاء شکست خورده باشند، به سبب اعتقاد به قیامت، پاداش کیفر اعمال زشت و نادرست خویش را در دنیا می بینند؛ هر چند که خدا از بسیاری از آن ها می گذرد و عفو می کند. خدا در این باره می فرماید: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ؛ و هر گونه مصیبتى به شما برسد، به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‏ گذرد.(شوری، آیه ۳۰) پس از آیه ۲۲ سوره حدید و ۳۰ سوره شوری به دست می آید که مصیبت ها به دو دسته ابتلایی مشیتی بر اساس حکمت الهی ، مصیبت های کیفری و پاداشی تقسیم می شود.

مصیبت ها در قالب شرور

چنان که گفته شد از نظر آموزه های وحیانی مصیبت هایی که به انسان می رسد می تواند خیر و شر باشد؛ زیرا برخی از آنها موجب فرحناکی انسان و برخی دیگر موجب یاس و نومیدی وی می شود.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) خدا در سوره فجر بیان می کند که انسان ها نباید فریب نعمت ها را بخورند؛ زیرا بسیاری از این نعمت ها و نقمت دلیلی بر کرامت یا اهانت نیست؛ بلکه در قالب همان سنت ابتلاء و آزمون است.(فجر، آیات ۱۵ و ۱۶)

اما قرآن به این نکته توجه می دهد که بیش تر مصیبت هایی که انسان با آن مواجه است، همان مصیبت هایی است که در قالب شرور بدان مبتلا می شود. از همین روست که واژه مصیبت بیش تر از آن که متبادر به نعمت باشد، انسان را به یاد نقمت و گرفتاری و حوادث تلخ و زیانبار می اندازد؛ چنان که در فرهنگ ایرانی – اسلامی از واژه مصیبت می فهمند. خدا نیز در آیات سوره بقره می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ و قطعا شما را به چیزى از قبیل ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را ؛ همان کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم. بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان باد و راه‏یافتگان هم خود ایشانند.(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)

از نظر قرآن، این شرور که به انسان می رسد، بیش تر در راستای فلسفه و هدف بیداری انسان ها است. خدا در همین آیات سروه بقره بیان می کند که گرفتاریها و مصیبتهای شر و نقص، مایه بیدارى و تجلّى فطرت توحیدى انسان است؛ زیرا انسان را در موقعیتی قرار می دهد تا به مرجعیت خدا در هستی توجه یابد و به سوی او بازگردد. این از دیگر فلسفه های مصیبت هایی است که در آیات قرآنی بیان شده است. اصولا واکنش طبیعی انسان در هنگام مصیبت ها و بلایایی که هیچ اسباب و ابزاری در کار نباشد مانند غرق در دریا، بیداری فطرت و استرجاع و استغاثه خالصانه و مخلصانه به سوی اوست. هم چنین وضعیت مصیبت بار ابتلاءهای الهی موجب می شود تا نه تنها نسبت به منشای الهی آن توجه کند، بلکه موجب می شود تا اعتماد و توکل به خدا داشته و از او یاری و امداد بخواهد و به سبب آگاهی و دانش به مساله، صبر می کند و از صلوات و رحمت الهی نیز بهره مند می شود.(همان)

زمینه های مصیبت های زیانبار

هر چند بیان شد که مصیبت های زیانباری که به انسان می رسد در دو دسته ابتلایی و کیفری دسته بندی می شود، اما باید توجه داشت که اموری به عنوان بسترساز مصیبت ها به ویژه مصیبت های کیفری است. آگاهی و علم نسبت به این بسترها و زمینه ها می تواند نقش اساسی را برای درمان و برونرفت از مصیبت و مشکلات داشته باشد. از این روست که قرآن به این بسترها و زمینه ها توجه می دهد که عبارتند از:

  1. ولایت طاغوت و داوری به آنان: پذیرش ولایت طاغوت و دشمنان در قالب حکومت و داوری از جمله موجبات مصیبت های زیانبار است. خدا به مومنان هشدار می دهد که ارجاع داورى به طاغوت، موجب ابتلاى مراجعه‌کنندگان به مصیبتها و مشکلات می شود.(نساء، آیات ۶۰ تا ۶۲)
  2. جنگ : جنگها، باعث ایجاد مصیبتها و مشکلات گوناگون از جمله اقتصادی است؛ بنابراین باید از آن ها اجتناب کرد.(آل عمران، آیه ۱۶۵؛ نساء، آیه ۷۲) گفتنی است مقصود از «مصیبه» در آیه نساء همان قتل و شکست در جنگ است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴ ، ص ۱۱۴؛ الکشاف، ج ۱، ص ۵۳۳)
  3. عصیان: عصیان و نافرمانى از خدا و رسول صلی الله علیه و آله به عنوان رهبر اجتماع اسلامی باعث مصیبت های گوناگون می شود.(آل عمران، آیه ۱۶۵؛ نساء، آیات ۶۱ و ۶۲) بر اساس این آیات این شکست و قتلى که به شما رسیده از جانب خودتان به علّت مخالفت با امر پروردگارتان و ترک اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله) است.( مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۷۶)
  4. گناه: چنان که گفته شد بسیاری از مصیبت ها در چارچوب مصیبت هایی کیفری است نه ابتلایی. از این رو از نظر قرآن، مصیبتها، بازتاب گناه و عمل خود انسان است.(آل عمران، آیه ۱۶۵؛ نساء، آیات ۶۲ و ۷۹؛ مائده، آیه ۴۹؛ قصص، آیه ۴۷؛ شوری، آیه ۳۰)
  5. مخالفت با اولی الامر: مخالفت با ولایت امر مسلمین از پیامبر(ص) و مانند آن ها موجب می شود تا مصیبت هایی بر امت نازل شود.(نساء، آیات ۶۰ و ۶۱)
  6. کفر: از دیگر عوامل مهم و اساسی در نزول مصیبت، کفر ورزی نسبت به اسلام و دعوت پیامبر(ص) است.(رعد، آیه ۳۱)

از نظر قرآن کسانی که به این مسایل رو می آورند و در بستر چنین رفتارهایی قرار می گیرند به انواع و اقسام مصیبت های زیانبار از جمله مرگ خویش و فرزندان، گرسنگی، جنگ و مانند آن ها گرفتار می شوند.

زمینه های تحمل مصیبت اقتصادی

از نظر قرآن، مصیبت های زیانبار اقتصادی به دو شکل ابتلایی و کیفری وجود دارد. بنابراین، امت و دولت اسلامی می بایست علل و عوامل آن را بشناسد و بر اساس آن واکنش صحیح و درستی داشته باشد. از آن جایی که مصیبت های زیانبار اقتصادی ممکن است به دو علت پیش گفته باشد، گام نخست صبر در مصیبت به معنای عدم رفتار هیجانی و بی خردانه است؛ زیرا کسی می تواند صبر ورزد که علم و خبر دقیق از علل و عوامل داشته باشد.(کهف، آیه ۶۸) علم به عامل ابتلایی و کیفری می تواند چنین صبری را ایجاد کند و انسان را به رفتار عقلانی و عقلایی برای اصلاح خطاها و گناهان سوق دهد.

از آن جایی که در مواجهه با دشمنان از جمله دشمنان کافر، ممکن است مصیبت هایی به انسان و امت اسلام وارد شود، لازم است تا امت نسبت به آن ها تحمل داشته و صبر کند.(بقره، آیات ۱۶۵ تا ۱۷۳؛ آل عمران، آیات ۱۴۰ تا ۱۴۲) خدا بر ضرورت تحمّل مصیبتها در راه خدا و سستى نشان ندادن در مواجهه با آنها توجه می دهد.(آل عمران، آیه ۱۴۶)

مهم ترین عواملی که به عنوان زمینه و بستر تحمل در مصیبت ها از جمله مصیبت های زیانبار اقتصادی مطرح است، ناظر به حوزه شناختی و ایمانی انسان است. از جمله این عوامل عبارتند از:

  1. اعتقاد به تقدیر: اعتقاد به مقدر بودن مصیبتها از جانب خداوند، موجب آسان پنداشتن آن و تحمل راحت آنها است.(توبه، آیات ۵۰ و ۵۱؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) به هر حال، انسان باید به این مهم توجه و التفات داشته باشد که مصیبتها و گرفتاریها، مقدّر و از پیش تعیین شده از سوی خدا بوده و نباید در برابر آن ها واکنش های منفی چون یاس و نومیدی از خدا و جزع و فزع داشت.(همان)
  2. علم الهی به بندگان: توجّه به علم همه جانبه خداوند نسبت به بندگان، مایه تحمّل مصیبت های زیانبار از سوی انسان می شود(تغابن، آیه ۱۱)؛ زیرا بنده می داند که خدای حکیم در مقام پروردگاری به حکمت و مصلحت انسان، او را به چنین مصیبت هایی دچار کرده است؛ بنابراین، خدا او را در صورت اصلاح خطا یا حتی عبوراز ابتلاء یاری و امداد می رساند.
  3. توجه به مالکیت خدا: توجّه به مالکیّت خدا و بازگشت به او، آسان‌کننده تحمّل مصیبت است.(بقره، آیه ۱۵۶) اصولا کسی که بداند خدا مالک همه چیز از جمله خود انسان است و هر مالکی هر گونه تصرفی را در ملک خود مجاز است داشته باشد، به طور طبیعی می فهمد که کاره ای نیست و باید به آن چه مالک خواسته تن دهد و جزع و فزع نکند. البته این امر با علم انسان به این که مالک وی خدای حکیم است که هدفی جز رحمت ندارد، به طور طبیعی در می یابد که حتی دوزخ او نیز در چارچوب همین رحمت الهی است؛ چرا که رحمت الهی حتی بر غضب بیش تر و بلکه پیش گرفته است و اگر عذاب و مصیبتی است در چارچوب رحمت واسعه اوست.
  4. مصیبت دشمنان: بیان مصیبتهاى پیش‌آمده براى دشمن، باعث تسهیل تحمّل آنها می شود. از همین روست که خدا در آیات قرآنی هماره درباره مصیبت هایی که به دشمنان در عرصه های گوناگون می رسد توجه می دهد و می گوید اگر به شما مصیبتی و جراحت و مانند آن ها رسیده به دشمنان نیز چنین امری رسیده است.(آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۶۵)
  5. توجه به ولایت الهی: توجّه به ولایت خداوند، باعث سهولت تحمّل مصیبتهای زیانبار است(توبه، آیات ۵۰ و ۵۱) این که انسان بداند خدای رحیم به حکم سرپرستی رحیمانه انسان و امت را دچار مصیبتی کرده است که دارای اهداف و فلسفه های مشخص است. همین نگاه موجب می شود که دل انسان نسبت به مصیبت های الهی آرام گیرد و جزع و فزع نکند. باید توجه داشت که مصیبت جنگ و جنگ اقتصادی و مانند آن ها نیز هرگز بیرون از دایره مشیت و اذن الهی نیست. پس نباید تنها مصبیت های زیانباری چون سیل و زلزله را به مشیت گره زد، بلکه جنگ و مانند آن ها نیز جز به سنت مشیت و حکمت و اذن الهی انجام نمی شود؛ زیرا اقتضای توحید فعل این است که هیچ چیز در هستی بیرون از اذن الهی تحقق نمی یابد.
  6. توکل بر خدا: توکّل بر خداوند، موجب آسانى تحمّل مصیبتهای از سوی انسان است.(توبه، آیات ۵۰ و۵۱) بنابراین مومنان و امت اسلام باید در شرایط مصیبت از جمله مصیبت اقتصادی به خدا توکل داشته و کارها را به او واگذار کنند و تکیه گاه خودشان را خدا قرار دهند نه غرب و دشمنان خدا و اسلام.

درمان مصیبت های اقتصادی

از آن جایی که عوامل و بسترهای مصیبت ها از جمله مصیبت های اقتصادی دانسته شد، باید برای درمان حتی ایجاد مانع برای تحقق آن گام هایی برداشت تا این عوامل تغییر کند. با آن که خدا نسبت به مردمان اهل عفو و گذشت است و بسیاری از گناهان و خطاهای آنان را نادیده گرفته و عفو می کند(شوری، آیه ۳۰) اما برخی از گناهان چون عصیان نسبت به رهبری چنان سنگین است که باید امت در همین دنیا گرفتار مصیبت هایی زیانبار شده تا دست از آن برداشته و به اصلاح امور بپردازد.(نساء، آیات ۶۰ و ۶۱ ؛ آل عمران، آیات ۱۴۰ تا ۱۴۶ و آیات دیگر)

از نظر قرآن استغفار و توبه و بیداری و اصلاح امور فساد از جمله راهکارهایی است که می توان برای رهایی از مصیبت از آن بهره برد. این مطلب در آیات بسیاری بیان شده است.