مصیبت ها، چرا و چگونه؟

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رحمت وسیع و بی کران الهی، هر چیزی را در بر گرفته است؛ بنابراین نمی بایست کسی گرفتار مصیبت های شرّ و بدی شود که دنیا و آخرت را بر انسان و جنیان تباه می سازد؛ اما خدا در قرآن بیان می کند که کسانی گرفتار انواع مصیبت های بد و زشت می شوند و ما نیز وقوع مصیبت را در زندگی خود و دیگران مشاهده می کنیم. پرسش این است چرا و چگونه مصیبت به ما می رسد؟ نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن به این پرسش پاسخ می دهد.

رحمت رحمانی و رحمت رحیمی

از نظر قرآن، خدای رحمان و رحیم، خلقت را بر اساس «رحمت» سامان داده است؛ چنان که به صراحت می فرماید: الاّ مَن رَحِمَ رَبُّکَ وَ لِذلکَ خَلَقَهُم؛ مگر کسانی که خدا بدانان رحم کرد؛ چرا که برای رحمت آنان را آفرید.(هود، آیه ۱۱۹) از همین روست که نخستین تجلّی «الله» در همان اسمای رحمان و رحیم خودنمایی می کند و خدا می فرماید: بسم الله الرحمن الرحیم.(حمد، آیه ۱)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رحمانیت خدا عام و شامل همه هستی است؛ اما رحیمیت الهی مخصوص همگان نیست؛ زیرا رحیمیت توجه خاص الهی است که به شماری از موجودات دارد که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اهل ایمان و عمل صالح هستند و زندگی خویش را بر اساس آن سامان می دهند و هماره تقوای الهی را پیشه می گیرند و با ایمان واقعی و دایمی هیچ گونه شکی در امور غیبی از جمله خدا، قیامت و حسابرسی آن ندارند و امیدوارند که به لقاء الله برسند. از همین روست که برخی بر این باورند که تجلی حقیقی رحیمیت خدا در قیامت خواهد بود؛ زیرا در آن جا مشخص می شود که چه کسی ملکات و مقومات ذاتی خویش را این امور قرار داده و مومن و صالح و متقی است و دیگر هیچ گونه دگرگونی در او راه نمی یابد؛ زیرا انسان تا زمانی که در دنیا است، هماره در تغییر است و این تغییرات می تواند مثبت و منفی باشد؛ پس ممکن است شخصی در آخر عمرش کافر و طالح شود و همه آن چه را بافته پنبه کند و احباط نماید؛ چنان که منافقان و سست ایمان ها این گونه هستند.(احزاب، آیه ۱۹)

البته انسانی که شاکله شخصیت(اسراء، آیه ۸۴) خویش را شکل بخشیده و صفاتی را شالکه شخصیتی خویش کرده و آن را ملکات و مقوّمات ذات نموده، احتمال تغییر در او در حد صفر است. از این روست که خدا نسبت به مومنان صالح در همین دنیا که شاکله شخصیتی آنان قوام یافته و اهل استقامت باشند، عنایت خاصی داشته و آنان را از رحمت رحیمی خویش در قالب تنزّل فرشتگان و ایجاد آرامش خاص بهره مند می کند(فصلت، آیه ۳۰؛ احقاف، آیه ۱۳؛ جن، آیه ۱۶)؛ زیرا این گونه عنایت خاص تنها از مقام رحیمیت خدای رحمان نشات می گیرد.

بنابراین، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خلقت (هود، آیه ۱۱۹) بر اساس رحمانیت وسیع الهی است که هرچیزی را در بر گرفته است و اگر رحمانیت الهی نباشد، خلقتی نیست: وَ رَحمَتِی وَسَعَت کُلَّ شَیءٍ.(اعراف، آیه ۱۵۶)

عذاب و مصیبت در ساختار رحمانیت الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همان طوری که رحمانیت الهی موجب شده تا خلقتی باشد، هم چنین همین رحمانیت الهی که وسعت آن همه چیز را در بر گرفته، منشاء و خاستگاه عذاب و مصیبت است؛ زیرا از نظر قرآن، «الرحمن» همانند الله از اسماء عام الهی است که می توان گفت که فرقی میان این دو نام نیست؛ زیرا الله که اسم جامع همه اسماء و صفات حسنای الهی است، اگر تجلی برای خلقت داشته باشد، در همان تجلی کامل خویش یعنی «رحمانیت» خواهد بود. از همین روست که می توان هنگام خواندن خدا، «الله» یا «الرحمن» را به کار برد: قل ادعو الله او ادعوا الرحمن ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی؛ بگو الله را بخوانید یا رحمان را بخوانید هر کدام را بخوانید او را خوانده اید؛ چرا که برای اوست همه اسماء نیکوترین.(اسراء، آیه ۱۱۰)

اگر الرحمن هیچ فرقی با الله ندارد، بنابراین، وقتی گفته می شود که الله در دنیا انسان و جن را گرفتار مصیبت و عذاب می کند و در آخرت عذاب الهی بر اساس مشیت حکیمانه الهی خواهد بود، هم چنین می توان گفت که «الرحمن» انسان را در دنیا و آخرت گرفتار مصیبت و عذاب می کند؛ یعنی همان رحمانیتی که منشاء و خاستگاه خلقت هستی از جمله انسان و جن است، همان نیز خاستگاه مصیبت و عذاب الهی است. از همین روست که در سوره الرحمن خدا بارها به این نکته توجه می دهد که این خدای رحمان است که بهشت و دوزخ را خلق کرده و مصیبت و عذاب و خیر و  شر را برای انسان رقم می زند.

در چرایی و علت ظهور رحمانیت در ساختار مصیبت و عذاب می بایست گفت الرحمن همان الله است، بنابراین، وقتی گفته می شود که خدای رحمان مصیبت و عذاب را می فرستد؛ یعنی همان الله این کار را انجام می دهد. هم چنین در چرایی آن می بایست گفت ریشه مصیبت و عذاب چیزی جز رحمت نیست؛ زیرا مصیبت حتی اگر مصیبت شرّی باشد، خدای رحمان آن را می فرستد؛ زیرا اگر مصیبتی به انسان و جن می رسد، لازمه رحمانیت است؛ زیرا مصیبت ها اولا شامل خیر و شر می شود و این گونه نیست که مصیبت ها تنها شرور باشد؛ زیرا مصیبت به معنای هر آن چیزی است که به انسان می رسد و اصابت می کند که می توان خیر یا شر باشد. از همین روست که خدا در قرآن می فرماید: ما اصاب من مصیبه فی الارض و لا فی  انفسکم الا فی کتاب من قبل آن نبراها ان ذلک علی الله یسیر لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم…؛ هیچ اصابتی در زمین و نفوس شما به کسی نرسد ، مگر آن که آن را پیش از خلقت شما در کتابی آورده ایم؛ بی تردید این امر بر خدا آسان است تا بر آن چه از دست شما رفت، مایوس نشوید و بر آن چه به شما داده شد، فرحناک نشوید…(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

از این آیات دانسته می شود که مصیبت ها می توان شامل گرفتنی ها و داده شدنی ها باشد؛ بنابراین، مصیبت تنها شامل شرور و گرفتنی ها نیست، بلکه شامل نعمت ها و بخشایش الهی نیز می شود. البته در بیش تر آیات قرآنی وقتی از مصیبت سخن به میان می آید بیش تر ناظر به شرور و گرفتنی ها است که شامل نقص در مال و نفس و مانند آن است؛ چنان که خدا می فرماید: و لنبکونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون؛ و به تحقیق ما شما را به چیزی از خوف و گرسنگی و نقص در اموال و نفوس و میوه ها مبتلا می سازیم و به صابرین بشارت ده، همانانی که وقتی به آنان مصیبتی می رسد می گویند: ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم.(بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶)

ثانیا خدای رحمان شخص را دچار انواع مصیبت های خیر و شرّ می کند که برای ابتلاء است؛ زیرا بر اساس فلسفه و حکمت ابتلاء الهی، خدا برای رشد انسان یا تنبیه و هشدار یا عبرت گیری یا مجازات و کیفر انواع مختلف از ابتلائات را می فرستد: لنبلوکم بالشر و الخیر فتنه؛ ما شما را به شر و خیر به عنوان فتنه و کوره جداسازی سره از ناسره مبتلا می سازیم.(انبیاء، آیه ۳۵) بر این اساس مصیبت های خیر و شر مانند ثروت و فقر نشانه ای از کرامت یا اهانت نیست(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷)، بلکه در ساختار همان ابتلائات معنا می شود. پس خدای رحمان به حکمت های گوناگون و دست یابی به اهداف کمالی در انسان یا اجتماع انسانی و مانند آنها، انواع مصیبت ها از جمله شرور را نازل می کند؛ زیرا این مصیبت ها و عذاب یا شخص را به کمالی می رساند یا آن که مانع از گسترش فساد در اجتماع انسانی می شود؛ زیرا اگر کیفر و مجازاتی در دنیا و آخرت نباشد، جهان از مسیر کمالی باز می ماند و به تباهی و فساد می رود؛ چنان که بسیاری از مشکلات زیست محیطی به سبب همین رفتارهای ظالمانه انسان تحقق می یابد.(روم، آیه ۴۱)

اگر عذاب الهی از سوی خدای رحمان به افراد انسانی و جنّی می رسد؛ زیرا اگر خدای رحمان اینان را عذاب نکند، کمالی که متوقع است، تحقق نمی یابد. جداسازی خبیث از طیب در دنیا و آخرت در همین راستا است تا نظام احسن شکل گیرد و هر کسی به کمال بایسته و شایسته خویش برسد و اجتماع و محیط زیست مناسب برای اکثریت ایجاد شود که خواهان سعادت کامل هستند.

رحمت واسعه هر چیز و عذاب محدود به افراد خاص

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رحمت الهی واسع است؛ اما مصیبت ها این گونه نیست، بلکه تنها گروهی خاص را در بر می گیرد که بر اساس مشیت حکیمانه مشخص می شوند؛ خدا می فرماید: عذابی أصیب به من أشاء و رحمتی وسعت کلّ شیء، فسأکتبها للذین یتقون و یؤتون الزکاه و الذین هم بآیاتنا یومنون الذین یتّبعون الرسول الامّی…؛ عذاب من به هر که خواهم و مشیت کنم می رسد، ولی رحمت من همه چیز را فراگرفته است؛ پس البته رحمت را برای آنان که تقوا پیشه می گیرند و زکات می دهند و کسانی که آنان به آیات ما ایمان می آورند، نوشته و لازم کرده ام؛ کسانی که از نبیّ أمّی کسی… پیروی می کنند…(اعراف، آیات ۱۵۶ و ۱۵۷)

از این آیات به دست می آید که رحمت الهی هیچ محدودیت ذاتی ندارد و هر چیزی را فراگرفته است؛ اما عذاب الهی محدود به گروهی خاص است. از همین آیه و نیز آیات دیگر به دست می آید این گروه خاص کسانی است که بر خلاف حکمت الهی عمل و رفتار کرده اند؛ یعنی کسانی که تقوا پیشه نمی کنند؛ زکات نمی دهند و به آیات الهی ایمان نمی آورند و از پیامبر(ص) پیروی نمی کنند؛ زیرا اگر خدا رحمت خاص خویش را برای گروه متقی، زکات دهنده و مومن و تابع پیامبر(ص) فرض و واجب کرده، و به عنوان کتاب لازم دانسته است، از همین دانسته می شود که مصیبت الهی مخصوص آن دسته است که این گونه نیستند، و در حقیقت به جای ایمان به خدا به کفر و عمل طالح می پردازند و ظالم هستند و زکات نمی دهند، و بی تقوایی پیشه می کنند و از پیامبر(ص) پیروی نمی کنند.

بنابراین، اصل در رحمت، بهره گیری همگان از آن است؛ و اگر انسان به هستی دقت کند، در می یابد تا چه اندازه رحمت الهی واسع است؛ زیرا اگر همه آبها جوهر شود و تمام درختان قلم برای نگارش، نمی توان مخلوقات الهی را شمار کرد؛ زیرا هر کسی براساس شاکله خویش عمل می کند و خدای بی نهایت، بی نهایت در حال خلقت و رحمت است. بنابراین، اگر به شماری از مخلوقات از جن و انس حتی اگر درصد زیادی از ایشان باشد، عذابی به حکم و حکمت رحمت الهی می رسد، نمی بایست گمان برد که رحمت الهی تحقق نیافته است؛ زیرا اکثریت هم چنان تحت رحمت الهی هستند؛ چرا که اقلیت معذب در عذاب الهی، تنها بسیاری از انسان ها و جنیان هستند که نسبت به دیگر مخلوقات اصولا عددی حساب نمی شوند.

البته ممکن است گفته شود که جن و انس از موجودات اشرف هستند و می بایست با توجه به اشرفیت قضاوت کرد؛ در حالی که باید دانست که این اشرفیت زمانی است که انسان و جن تابع ربوبیت الهی باشد و در مسیر آن حرکت کند؛ اما اگر از آن دوری کرده و بر خلاف آموزه های الهامی فطری(طه، آیه ۵۰) و وحیانی تشریعی عمل کند، نه تنها شرافت خویش را از دست می دهد، بلکه گام به گام به درکات سقوط می کند و از انسانیت به حیوانیت، بلکه گمراه تر از آن یعنی نبات و جماد سقوط می کند.(اعراف، آیه ۱۷۹)

از نظر قرآن، کسانی به پیروی از پیامبر(ص) می پردازند در مسیر حق حرکت کرده و به کمالات در دنیا و آخرت می رسند؛ چرا که پیامبر(ص) امر به معروف و نهی از منکر می کند و طیبات را برایشان حلال و خبائث را حرام می کند و فشارهای روانی و زنجیرهای بردگی را از آنان بر می  دارد و آنان را به آزادی حقیقی می رساند و در مسیر نورالهی قرار می دهد و از ظلمات آنان را می رهاند و این گونه فلاح و رستگاری ابدی را برایشان رقم می زند.(اعراف، آیه ۱۵۷)

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، علت مصیبت ها به ویژه مصیبت های شر می تواند شامل ابتلائات و فتنه های الهی، مجازات و کیفر ، تنبیه و هشدار و بیدارباش و مانند آنها باشد. این مصیبت های اخروی از عذاب شامل همه انسان ها  نمی شود، بلکه تنها شماری را شامل می شود که آنان بر خلاف حکمت و آموزه های فطری الهامی تکوینی و نیز تشریعی وحیانی عمل کرده و از دست یابی به کمالات خویش را محروم کرده اند. این عذاب ها نیز از همان خاستگاه رحمانیت الهی خواهد بود؛ زیرا رحمانیت اقتضا می کند که غدّه سرطانی غیر قابل درمان و بدخیم حفظ و از جامعه بهشتی کنار گذاشته شود.