مصونیت قرآن از تحریف

samamosیکی از افترائاتی که به کتاب وحیانی قرآن از سوی دشمنان آگاه و دوستان نادان زده می شود، مساله تحریف قرآن است. هر یک از طوائف و فرقه های مذهبی برای اثبات حقانیت خود، دیگری را متهم به باور نادرست تحریف می کند. این گونه است که دشمنان با سوء استفاده از این اتهامات، مساله تحریف قرآن از سوی مسلمانان را مطرح می کند و به این شیوه در حقانیت قرآن و دین اسلام تشکیک و تردید ایجاد می کند تا مسلمانان را به سوی باطل خود دعوت کند.

این در حالی است که خداوند در آیات بسیار از مصونیت قرآن از هر گونه راهیابی باطل و تحریف در آن سخن به میان آورده است و خود را حافظ قرآن بر می شمارد. این بدان معناست که اتهام هر یک از فرقه ها و مذاهب اسلامی نسبت به باور تحریف، بر خلاف آموزه های وحیانی قرآن و اتهام دیگری به چنین باوری، باور به ناتوانی خداوند از حفظ و مصونیت قرآن از تحریف و راه یابی باطل در آن است.

به سخن دیگر، اتهام هر فرقه ای به باور تحریف، به معنای تکذیب قرآن، اعتقاد به ناتوانی خداوند و کفر نسبت به آموزه قرآنی حافظیت خداوند از قرآن است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا مساله مصونیت قرآن از هر گونه تحریف و بطلان را اثبات و باور به تحریف را دروغی آشکار، گناهی بزرگ، اتهامی ناروا و تشکیک در ذات الهی و قدرت و قول خداوندی معرفی کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ویژگی های قران از زبان قرآن

از نظر همه مسلمانان، قرآن وحی نامه اعجاز الهی به زبان عربی است که عین الفاظ آن به وسیله فرشته امین وحی یعنی جبرئیل از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر (ص) یک بار به صورت اجمالی و دفعی انزال و دست کم یک بار به صورت تفصیلی و تدریجی در مدت بیست و سه سال تنزیل یافته است و آن حضرت(ص) آن را بر گروهی از یاران و اصحاب خود خوانده و کاتبان وحی آن را با نظارت مستقیم و مستمر حضرت پیامبر(ص) نوشته اند و حافظان بسیار هم از میان اصحاب آن را حفظ و به تواتر نقل کرده اند.

بر اساس باور همه مسلمانان، قرآن در عصر پیامبر(ص) مکتوب بوده هر چند که مدون نبوده است و بعدها از سوره فاتحه تا سوره ناس در ۱۱۴ سوره مدون گردیده است. هم چنین به باور همه مسلمانان جهان در طول تاریخ، متن قرآن مقدس ، متواتر و قطعی الصدور است.(دانشنامه قرآن، خرمشاهی، ج ۲ ، ص ۱۶۳۰)

خداوند برای قرآن ویژگی های بسیاری را مطرح کرده است که از مهم ترین آن ها در ارتباط با مساله عدم تحریف و مصونیت آن از تحریف و راه یافتن باطل در آن می توان به ویژگی هایی چون اتقان قرآن اشاره کرد.

خداوند در آیه ۵۸ سوره آل عمران و نیز ۱ سوره یونس، قرآن را دارای شرافت ، استحکام و اتقان بر می شمارد، چرا که بر اساس زبان شناسی عربی، مقصود از ذکر حکیم این است که قرآن از شرافت و استحکام برخوردار بوده و به دور از هر گونه تضاد و اختلاف در تعالیم و آموزه هایش می باشد.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۵ ، ص ۵۱ ذیل واژه ذکر)

آیاتی بسیاری از جمله آیه ۲ سوره لقمان ، ۱ سوره زمر و ۲ سوره جاثیه و احقاف، اتقان قرآن را جلوه از حکمت الهی بر می شمارد.

خداوند هم چنین در بیان ویژگی های قرآن، آن را سخن الهی بر می شمارد که جهت اتمام حجت بر انسان نازل شده است.(نساء، آیه ۱۷۴ و نیز ۳۴ و ۴۶ سوره نور و آیات دیگر) زمانی قرآن می تواند حجت باشد که از ویژگی اتقان برخوردار بوده و دور از هر گونه باطل و تحریفی باشد.

قرآن برهانی از سوی خداوند بر مردمان است (نساء ، آیه ۱۷۴ و نیز مجمع البیان، ج ۳ و ۴ ، ص ۲۲۶) و برهان بودن قرآن به آن است که از هرگونه باطل و تحریفی در امان باشد. چنان که قرآن حبل الله و ریسمان محکم الهی و وسیله اتصال به خداوند می باشد(آل عمران ، آیه ۱۰۳ و نیز کشاف، زمخشری، ج ۱ ، ص ۳۹۴) و بر مردمان است که به این ریسمان الهی اعتصام و بیاویزند(آل عمران، آیات ۱۰۲ و ۱۰۳) بنابراین می بایست قرآن این ریسمان الهی به گونه باشد که ارتباط را به طور کامل ایجاد و برقرار کند و در آن تحریف و تصحیف راه نیابد.

از دیگر صفاتی که خداوند برای قرآن در ارتباط با مساله عدم تحریف بیان می کند، حقانیت آن است (بقره ، آیات ۱۷۶ و ۲۵۲ و آل عمران، آیات ۳ و ۱۰۸ و آیات دیگر قرآن) چنان که قرآن کتابی مبین و سراج منیر و راه روشن و صراط مستقیم و میزان می باشد(احزاب آیه ۴۶ و انعام آیه ۱۵۳ و آیات دیگر)

خداوند صفات دیگری را برای قرآن بر می شمارد که بیانگر آن است که در قرآن هیچ گونه انحراف، کژی و باطل و تحریف و مانند آن راه نمی یابد. به عنوان نمونه در آغاز سوره بقره قرآن کتابی معرفی شده که " لاریب فیه" است.

عصمت پیامبر در همه مراتب از تلقی ، حفظ و بیان قرآن، چنان که خداوند فروفرستاده است، موجب می شود تا قرآن از هرگونه تحریف ، انحراف و کژی و باطل در امان ماند(اسراء ،آیات ۷۳ و ۷۴) و در مراتب پس از آن نیز حافظ بودن خداوند قرآن در از هر گونه خطر تحریف و بطلان و نابودی نگه می دارد چنان که خواهد آمد.

مصونیت از تحریف

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۵ سوره یونس به این نکته توجه می دهد که حتی پیامبر(ص) مجاز نیست تا از پیش خود در قرآن و کلمات و الفاظ قرآنی تصرف کند. این در حالی بود که در قرآن مواردی از نسخ آیات وجود دارد و همین مساله موجب شده بود تا مشرکان پیامبر(ص) را متهم به تبدیل و نسخ آیات قرآن کنند و خداوند در آیه ۱۰۱ سوره نحل این اتهام را نادرست دانسته و به شدت با آن مخالفت می کند؛ چرا که روحیه انقیاد و اطاعت پذیری محض پیامبر(ص) نسبت به فرمان ها و وحی خداوند، مانع هرگونه تبدیل و تفسیر قرآن به دست آن حضرت (ص) است.(یونس ،آیه ۱۵)

به سخن دیگر، ترس و خوف آگاهانه پیامبر(ص) از عذاب بزرگ قیامت، مانع هر گونه تبدیل در قرآن از سوی آن حضرت (ص) می شود.(همان)

از این آیه و نیز آیه ۱۷ سوره یونس بر می آید که تبدیل و تفسیر احکام و معارف قرآن از پیش خود نیز سب قرار گرفتن در زمره ستمکارترین افراد و افتراء زننده دروغین بر خداوند می شود و انسان می بایست از این عمل نیز هراسان و خوفناک باشد؛ چرا که خشم الهی و عذاب اخروی را به دنبال می اورد. این در حالی است که بسیاری از افراد بی آن که هیچ شناختی از قرآن و آموزه های وحیانی آن داشته باشند مطالبی را به نادرست به قرآن نسبت می دهند و در معارف الهی قرآن از پیش خود تصرف می کنند و تغییر و تبدیل روا می دارند.

این همان چیزی است که در برخی از آیات قرآنی از جمله آیه ۱۹۹ سوره آل عمران به تجارت و سوداگری با آیات قرآن از آن یاد شده است. از آیه هم چنین این معنا به دست می آید که اهل کتاب و دشمنان اسلام با توجه به روحیه خشوع مومنان در برابر خداوند، می کوشند تا به سوداگری با آیات قرآن اقدام کنند، ولی وجود گروهی از مومنان اهل کتاب که از این کار بیزاری می جویند خود موجب دلگرمی پیامبر(ص) و مومنان است؛ چرا که این مخالفت ها خود موجب می شود تا دشمنان کم تر بتوانند به اهداف خود برسند.

البته از آیه ۲۷ سوره کهف این معنا به دست می آید که هیچ کس نمی تواند در کلمات قرآنی تبدیل و تغییر ایجاد کند و در حقیقت قرآن مصون از هر گونه تغییر و تبدیل می باشد، ولی تغییر و تبدیل در احکام و معارف قرآنی با تفسیرهای ناروا شدنی است.

به سخن دیگر آن چه اتفاق می افتد تحریف قرآن در کلمات و الفاظ آن نیست بلکه در تفسیر معارف و احکام آن است که از سوی برخی از آگاهان و ناآگاهان اتفاق می افتد. بنابراین قرآن کتابی است که هرگز کلمات آن قابل تغییر و تبدیل نیست و خداوند آن را از این گونه تحریف ها حفظ و مصون نگه می دارد.(کهف ،آیه ۲۷)

خداوند در آیه ۹ سوره حجر به صراحت اعلام می دارد که خود حافظ قرآن خواهد بود. بنابراین قرآن جاودانه تا آخر زمان مصون از هر گونه تحریف و راه یابی باطلی باقی خواهد ماند. از آیه ۱۱۵ سوره انعام نیز بر می آید که شنوایی و علم مطلق خداوند پشتوانه حفظ و مصونیت یابی و جاودانگی قرآن در آخر زمان است. این جاودانگی و حفظ قرآن است که موجب جاودانگی احکام و معارف قرآنی خواهد بود که در آیاتی از جمله ۱۹ و ۱۱۵ سوره انعام و ۹ سوره حجر به آن تاکید شده است.

قرآن هم چنین کتابی عزیز و شکست ناپذیر و مایه عزت مندی است (یس، ایات ۲ و ۵ و نیز زمر ، ایه ۱) این کتاب مصون و منزه از هر باطل و تحریف و کژی و انحرافی است(کهف ،ایه ۱)

از آیه ۱۰۵ سوره اسراء این معنا اثبات می شود که قران از هر نوع باطل در هنگام تنزیل از سوی خداوند بر پیامبر(ص) و نزولش مصون و محفوظ است؛ چنان که از آیه ۳۷ نیز استفاده می شود که قرآن از هر گونه افترایی مصون و محفوظ می باشد.

این مصونیت قرآن از هر گونه باطل و تحریف بارها و بارها در آیاتی از جمله ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت و ۱۱ تا ۱۶ سوره عبس و ۱۹ تا ۲۷ سوره تکویر تکرار شده و در آیه ۵۲ سوره حج و آیات ۱۹۲ تا ۲۱۱ سوره شعراء نیز محفوظ بودن قرآن و ایات آن از هر گونه دخل تصرف غیر انسانی مانند تصرفات شیطان تاکید شده است؛ چرا که حکمت خداوند و فلسفه ارسال کتب و رسل می طلبد تا خداوند قرآن را به عنوان آخرین کتاب وحیانی تا آخر زمان از هر گونه تحریف و باطلی حفظ کند ؛ چنان که این معنا در آیات ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت مورد تاکید قرار گرفته و گفته شده است که حکمت الهی مقتضای حفظ و مصونیت قرآن می باشد.

تحریف ناپذیری قرآن

به هر حال قرآن، کتابی جاودانه و غیر قابل تبدیل و تحریف است و خداوند بر این معنا در آیاتی از جمله آیات پیش گفته تاکید داشته است.

خداوند در آیه ۱۵ سوره مریم تحریف کلام خدا و قرآن را حتی خارج از قلمروی اختیارات پیامبر(ص) می داند و خود را حافظ قرآن از هر گونه تحریفی معرفی می کند.(حجر ،ایه ۹ و کهف ، آیه ۲۷ و فصلت ، ایه ۴۲ و جن ، آیات ۲۶ و ۲۸ ) از نظر قرآن، وظیفه حفظ و نگه داری قرآن بر عهده خداوند است و خداوند خود این مسئولیت را به عهده گرفته و انجام می دهد.(قیامت ،آیه ۱۷)

همین وعده خداوند به حفاظت همیشگی و دایمی از قرآن ، مهم ترین مانع از هر گونه تبدیل و تغییر و تحریفی در قرآن می باشد(حجر ، ایه ۹) بنابراین اتهام تحریف از سوی هر کسی به معنای اتهام ناتوانی خداوند از حفظ قرآن و تکذیب این دسته از آیات قرآنی می باشد.

از آیه ۱۵ سوره یونس چنین بر می آید که ترس از عذاب الهی خود مهم ترین مانع از تحریفات معنایی و تفسیری می باشد و کسانی که به خدا و قیامت باور دارند هرگز به تحریف قرآن و یا تغییر احکام الهی اقدام نمی کنند.

به سخن دیگر، تحریف در الفاظ قرآن هرگز امکان پذیر نیست و خداوند به هر طریقی شده است قرآن خود را حفظ و از این گونه تحریفات مصون می دارد، اما تحریف معنوی شدنی است که به معنای تحریف محتوا و معارف و احکام می باشد و کسانی که به خدا و قیامت باور دارند و از روز جزا می ترسند، هر گز دست به تحریف معنوی نیز نمی زنند.

البته یکی از تهمت هایی که فرقه های اسلامی به یک دیگر می زنند باور به تحریف قرآن است . شگفت این که هر یک دیگری را به این باور متهم می کند و خود را مبرا و منزه از آن می داند. این بدان معناست که هیچ کسی باور به تحریف قرآن ندارد و آن که گفته می شود برای بیرون کردن رقیب از میدان است.

یکى از تهمت‏هایى که مخالفان شیعه، به شیعه مى‏زنند، این است که شیعه، اعتقاد به تحریف قرآن دارد. این تهمت، هیچ سندى جز ظواهر بعضى از روایات تنقیح نشده ندارد، درصورتى که اگر چنین ظواهرى، مبناى داورى باشد، در کتب اهل سنت، مطالبى هست که به روشنى، دلالت بر تحریف قرآن دارد.

در طول تاریخ، دانشمندان شیعه همواره تهمت اعتقاد به تحریف قرآن را قاطعانه رد کرده‏اند ولى متأسفانه حتّى در این زمان که دستیابى به منابع شیعه براى مخالفان بسیار آسان است، باز هم همان تهمت را تکرار مى‏کنند و حتّى در موسم حجّ، ایرانیان بخصوص روحانیان محترم گاه و بیگاه با این مسئله روبه‏رو هستند.

البته این تهمت را کسانى مى‏زنند که اهل تحقیق و بحث و نظر نیستند، بلکه مى‏خواهند به شیعه حمله کنند و در این راه از هیچ تهمت و دروغى پرهیز ندارند. جالب این‏که این تهمت‏ها شیعه را در عقاید خود محکم‏تر مى‏کند، چون مى‏بیند که مخالف او چیزى را به او نسبت مى‏دهد که در او نیست و به غرض‏ورزى و بى‏تقوایى مخالف خود پى مى‏برد و کذب و دروغ مخالف بر خود وی آشکار می شود و به درستی باور و اعتقاد خود بیش تر آگاه می شود.

آنچه این نویسندگان در این تهمت، دستاویز خود قرار داده‏اند، ظواهر بعضى از روایات شیعه است، درحالى که چنانکه خواهیم دید، در روایات اهل سنت هم مطالبى وجود دارد که به روشنى دلالت بر تحریف قرآن مى‏کند ولى اهل سنت آنها را توجیه مى‏کنند.

یعقوب جعفرى در مقاله با عنوان مصونیت قرآن از تحریف می نویسد: عالمانه نیست که در تبیین عقاید یک مذهب به کتب روایى تنقیح نشده آن مذهب استناد کرد، بلکه باید کتاب‏هاى اعتقادى و کلامى آن مذهب را درنظر گرفت. اگر بنا باشد با استناد به ظاهر برخى از روایات، به شیعه تهمت تحریف زد، باید گفت که اهل سنت نیز قائل به تحریف قرآن هستند، چون در روایات آنها مطالب دالّ بر تحریف به صورت شدیدترى وجود دارد. یعقوب جعفری آن گاه نمونه هایى از آن را مى‏آورد که عبارتند از:

در برخى از کتاب‏هاى اهل سنت آمده است که دو سوره از سوره‏هاى قرآن به نام‏هاى سوره خلع و سوره حفد از قرآن حذف شده است! و جالب‏تر این‏که سیوطى متن آنها را هم آورده که هیچ شباهتى به قرآن ندارد.(سیوطى، الدر المنثور، ج ۶، ص ۴۲۰).

از ابىّ بن کعب و عایشه نقل کرده‏اند که سوره احزاب از نظر طول به اندازه سوره بقره بود و آیه رجم هم در آن بود(متقى هندى، کنز العمال، ص۲،۵۶۷؛ شوکانى، فتح القدیر، ج ۱، ص ۱۲۶ و قرطبى، تفسیر، ج ۱۴، ص ۱۱۳.).

عمربن خطاب در خطبه‏اى که پس از آخرین حجّ خود خواند، اظهار داشت که در زمان پیامبر آیه رجم نازل شده بود و ما آن را مى‏خواندیم، ولى اکنون در قرآن نیست.(صحیح بخارى، ج ۸، ص ۲۰۸.).

و نیز همو مى‏گوید: در زمان پیامبر در کتاب خدا مى‏خواندیم: «أن لا ترغبوا عن آباءکم فإنه کفر بکم أن ترغبوا عن آباءکم»( صحیح بخارى، ج ۸، ص ۲۰۸ و صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۶۷.) در حالى که در مصحف کنونى چنین جمله‏اى وجود ندارد.

همو گمان مى‏کرد که از قرآن آیه جهاد حذف شده است و به ابن عوف گفت: از چیزهایى که نازل شده این است: «أن جاهدوا کما جاهدتم اوّل مرّه» آیا آن را مى‏یابى ما آن را نمى‏یابیم. گفت: آنهم از جمله چیزهایى است که از قرآن ساقط شده است(کنز العمال، ۲،۵۶۷ – الدّر المنثور، ج ۱، ص ۱۰۶.).

عبداللّه بن عمر مى‏گفت: هیچ یک از شما نگوید که من همه قرآن را أخذ کردم، او چه مى‏داند که همه قرآن چیست؟ از قرآن بخشهاى زیادى از بین رفته است. بلکه باید بگوید آنچه را که از قرآن ظاهر شده است، گرفته‏ام(سیوطى، الاتقان، ج ۳، ص ۷۲ – الدر المنثور، ۱، ۱۰۶.).

ابن شهاب گفت: به ما خبر رسیده که قرآن بیشتر از این نازل شده بود، پس روز یمامه دانایان به آن کشته شدند، همان‏ها که آن را مى‏دانستند و پس از آنها دانسته نشد و نوشته نشد(کنز العمال، ج ۲، ص ۵۸۴.).

ابو یونس غلام عایشه مى‏گفت: در مصحف عایشه چنین بود: «انّ اللّه و ملائکته یصلون على النبیّ یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما و على الذّین یصلون الصفوف الأوّل»( الاتقان، ج ۳، ص ۷۳.).

ابى بن کعب گفت: در زمان پیامبر در سوره بیّنه این جمله هم بود: «لو أنّ لإبن آدم وادیین من مال لسأل وادیا ثالثا و لا یملأ جوف ابن آدم الا التراب»( مسند احمد بن حنبل، ج ۵، ص ۱۳۲؛ تفسیر قرطبى، ج۲۰،ص۱۳۹.).

ابو موسى اشعرى به سیصد نفر از قاریان بصره گفت: ما سوره‏اى به اندازه برائت مى‏خواندیم که آن را فراموش کرده‏ام و فقط این جمله یادم مانده است: «لو کان لإبن آدم وادیان من مال لابتغى وادیا ثالثا و لا یملأ جوف ابن آدم الا التراب» و نیز سوره‏ى دیگرى را مى‏خواندیم که مانند یکى از سوره‏هاى مسبحات بود و آن را فراموش کردیم و فقط این جمله یادم مانده است: «یا ایّها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتکتب شهاده فی اعناقکم فتسألون عنه یوم القیامه»( صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۰۰ .).

زر ابن حبیش گفت: ابى بن کعب به من گفت: سوره احزاب را چند آیه مى‏شمارید؟ گفتم: ۷۳ آیه. گفت: هرگز! من این سوره را دیدم که به اندازه سوره بقره بود و آیه رجم هم در آن بود: «الشیخ و الشیخه إذا زنیا فارجموهما البته»( الاتقان، ج ۳، ص ۷۲.).

مالک ابن انس مى‏گفت: سوره برائت به اندازه سوره بقره بود که مقدارى از اول آن ساقط شد که بسم اللّه هم جزء آن بود.( الاتقان، ج ۱، ص ۱۸۴.)

حذیفه بن یمان گفت: شما فقط یک چهارم سوره برائت را مى‏خوانید و نام آن را سوره توبه گذاشته‏اید در حالى که نام آن، سوره عذاب بود.( مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۳۳۰. )

ابن عباس در باره آیه: «حتى تستأنسوا و تسلموا على اهلها» گفت: آن از خطاى کاتب است و صحیح آن چنین است: «حتى تستأذنوا و تسلموا».(تفسیر طبرى (جامع البیان)، ج ۱۸، ۸۷).

و نیز ابن عباس آیه: «أفلم ییأس الذین آمنوا» را «افلم یتبین الذین آمنوا» خواند، وقتى از او پرسیده شد، گفت: گمان مى‏کنم که کاتب، آن را در حالى که خواب آلوده بود، نوشته است. (همان، ج ۱۳، ص ۱۰۴).

عروه بن زبیر سه آیه از قرآن به نظرش غریب مى‏آمد، آنها را از عایشه پرسید او گفت: اى پسر خواهرم این، کار کاتبان بود و آنها در کتابت خطا کرده‏اند.(الاتقان، ج ۱، ص ۱۸۲).

در کتاب‏هاى اهل سنت نمونه‏هایى از این قبیل که نقل کردیم بسیار است و ظاهر آنها دلالت بر تغییر و تحریف قرآن دارد ولى اهل سنت همه آنها را توجیه مى‏کند. آیا شایسته است که کسى به استناد این روایات به اهل سنت نسبت دهد که آنها قایل به تحریف قرآن هستند؟

روایاتى که از طریق شیعه وارد شده و ظاهر آنها دلالت بر تحریف قرآن دارد، خیلى کمتر و کمرنگ‏تر از آنهاست و بسیارى از آنها از نظر سند ضعیف است و علماى شیعه آنها را ردّ یا توجیه کرده‏اند.

بنابراین اگر آن گروه از اهل سنت که به شیعه تهمت تحریف مى‏زنند، به دیده انصاف بنگرند و به راستى در صدد کشف حقیقت باشند، باید به کتاب‏هاى اعتقادى و کلامى آنها مراجعه کنند نه روایات تنقیح نشده‏اى که قابل رد یا توجیه هستند، همان گونه که با روایات خود چنین کرده‏اند.

از آن چه گذشت می توان به دست آورد که روایاتی که در کتب فرقه های اسلامی وجود دارد، روایات جعلی و غیر معتبری است که بر خلاف نص قرآنی ، قایل به تحریف شده است. بنابراین حکم آن است که این دسته روایات می بایست به دیوار زد چرا که بر خلاف نص قرآنی دلالت بر تحریف دارد. البته برخی از این روایات از باب تفسیر و یا بیان مصادیق و از باب جری و تطبیق می باشد نه این که خواسته باشد بگوید که در قرآن این مطالب بوده و حذف شده و یا تحریف شده است.

از همه فرقه ها و مذاهب اسلامی، می توان کتب بسیاری را یافت که عقیده تحریف را باطل دانسته و مصونیت قرآن را اثبات کرده اند. بنابراین ، قول به تحریف قول باطل و خلاف نص قرآن می باشد و می بایست از سوی همه مسلمانان چنان که تاکنون بوده ، انکار شود. در رابطه با مصونیت قرآن از تحریف می توان به کتبی چون مصونیت قرآن از تحریف ، نوشته محمد هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف در نگاه فیض کاشانى, حمید رضا فهیمی تبار؛ عقاید امامیه در مصونیت تحریف قرآن از تحریف از نظر شیخ صدوق و دیگر بزرگان مراجعه کرد.