مصادیقی از «خُلق عظیم» از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا پیامبر اعظم(ص) را به خُلق عظیم ستوده است. اما خُلق عظیم چگونه اخلاقی است که مورد ستایش خداوند قرار گرفته و حضرت ستوده خصال، حضرت محمد مصطفی(ص) به حمد خدای حمید به چنین اخلاقی معرفی می شود؟ نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی، مصادیقی از این خلق عظیم را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سطوح سه گانه معاشرت با مردم

هر چند که خُلق عظیم تنها ناظر به اخلاق اجتماعی نیست، اما آن چه بیش تر از هر چیزی در اخلاق خودنمایی می کند، رفتارهای اجتماعی شخص است؛ زیرا این رفتارهای اجتماعی که از خاستگاه خلق عظیم سرچشمه می گیرد، بیانگر سطح عالی شخصیت فردی است. اخلاق اجتماعی از آن جهت که در ساختار «تعارض منافع» خودنمایی می کند، می تواند بهترین معیار و ملاک سنجش قرار گیرد؛ زیرا انسان در حالات تعارض منافع به سبب حب شخصی گرایش دارد که منافع به سمت او جذب و جلب شده و مضار از وی دور گردد. بر این اساس، رفتاری را در پیش می گیرد که تامین کننده منافع و تضمین کننده دفع و رفع مضار باشد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها در سه سطح عدالت مثلی، احسان عفوی و احسان اکرامی ایثاری با دیگران معاشرت می کنند و روابط اجتماعی خود را سامان می دهند.

  1. عدالت مثلی در سطح نخست که همان عدالت مثلی است، حتی اگر احسانی انجام می شود، در قالب مقابله به مثل است، یعنی احسان در برابر احسان؛ زیرا گرایش فطری – عقلی آن را مقبول می داند و خلاف آن را نمی پذیرد. از همین روست که خدا در قالب نهیب به افراد که اصل عدالت تقابلی و مثلی را زیر پا می گذارند، می فرماید: هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ؛ مگر پاداش احسان جز احسان است. (الرحمن، آیه ۶۰)

خدا در آیات بسیاری به عدالت مثلی اشاره کرده و آن را مبنای نخستین روابط انسانی دانسته و خواهان اقامه آن در ساختار روابط حقوقی و بین المللی شده است. خدا بارها می فرماید: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ ؛ پس هر کسی بر شما تعدی کرد به مثل آن چه تعدی شدید، بر او تعدی کنید؛ و تقوای الهی پیشه کنید و زیاده روی ننمایید و بدانید که که خدا با متقین است.(بقره، آیه ۱۹۴)

در جایی دیگر نیز می فرماید: وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ ؛ و اگر عقاب می کنید به مثل آن چه عقوبت شدید، عقوبت کنید. (نحل، آیه ۱۲۶) یا می فرماید: وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ؛ و کسی که به مثل آن چه عقاب شد، عقاب کرد….(حج، آیه ۶۰)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسی که خواهان عدالت مثلی از سوی خدا است، دست کم می بایست با دیگران این گونه عمل و رفتار کند. پس اگر کسی دوست دارد مورد رحمت و عفو الهی قرار گیرد، باید خود در برابر دیگران اهل رحمت و عفو باشد؛ از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) فرموده اند: ارحم ترحم؛ رحم کنید تا رحم کرده شوید.( میزان الحکمه، ج۴، ص۳۸۲)

خدا در قرآن به پیامبر(ص) فرمان می دهد که در تعامل با دشمنان هر چند که می بایست «اشداء علی الکفار» بود(فتح، آیه ۲۹)، اما این شدت می بایست مبتنی بر عملکرد آنان تعریف و ساماندهی شود. به این معنا که اگر آنان دست به جنگ زدند، مقابل به مثل می شود؛ و هم چنین اگر دست صلح درازکردند، با آنان صلح می شود که مبتنی بر عدالت مثلی است با دشمن و اقامه آن خواهد بود: وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا؛ پس اگر آنان بال های صلح گستراندند تا صلح شامل سرزمین های مسلمان نیز شود، شما این گستره صلح را به سرزمین های آنان بگستران!(انفال، آیه ۶۱)

  1. احسان عفوی: سطح دوم از روابط اجتماعی بر اساس محاسن اخلاقی سامان می یابد. در این سطح انسان ها تلاش می کنند تا فراتر از عدالت مثلی و تقابلی، نسبت به خلاف و خطای دیگران گذشت داشته و آن را عفو کنند و زیادتی را نجویند و چیزی نخواهند. خدا از مسلمانان می خواهد در این سطح روابط خویشاوندی و خانوادگی را ساماندهی کنند که سطح روابط احسانی است: وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ؛ و ان که عفو کنید که نزدیک تر به تقوا است و فضل را میان خودتان فراموش نکنید.(بقره، آیه ۲۳۷)

از این آیه به دست می آید که نزدیک ترین راه برای کسب تقوا، عفو است؛ چرا که این رفتار در حقیقت بیانگر فضلیت انسانی است که زیاده از عدالت مثلی با دیگران رفتار می شود.

  1. احسان اکرامی ایثاری: سطح سوم در تعاملات اجتماعی آن است که انسان بر اساس مکارم اخلاقی عمل کند و اهل کرامت باشد. به این معنا که با ایثار و از خودگذشتگی با دیگران رفتار نماید و حتی نسبت به دشمن اسیر در جنگ، با کرامت از غذای مورد نیاز خویش بگذرد و به او بخشد. در حقیقت ایثارگری نسبت به دیگران به جای استئثار و خودخواهی عالی ترین سطح از اصول اخلاقی است که انسان را به خلق عظیم نزدیک می کند. خدا درباره این سطح از اخلاق اجتماعی که از آن به مکارم اخلاقی یا احسان اکرامی ایثاری یاد می شود، می فرماید: وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ؛ مومنان دیگران را در حالی بر خویش مقدم داشته که خود به آن چیز نیاز ضروری و خصوصی داشته اند.(حشر، آیه ۹)

از نظر قرآن، چنین سطح از اخلاق اجتماعی از اخلاق مقربان الهی هم چون پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است: وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورً ؛ و به پاس محبت خدا آن چه محبوب آنان است را بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى‏ دادند، ما براى خشنودى خداست که به شما مى ‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏ خواهیم. (انسان، آیات ۸ و ۹)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، صاحبان مکارم اخلاقی در تعاملات با دشمنان بی خرد و بی عقل و جاهل علمی و عقلی با کرامت برخورد می کردند و با سلام از ایشان عبور می کردند و رفتار مشابه و مثلی با آنان نداشتند، بلکه با آنان با کرامتی چون سلام و سلامتی تکریم می کردند: وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا… وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا؛ و بندگان خداى رحمان کسانى‏ اند که روى زمین به نرمى گام برمى دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به سلام و ملایمت پاسخ مى‏ دهند… و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏ گذرند. (فرقان، آیات ۶۳ و ۷۲)

در حقیقت در سطح مکارم اخلاقی اعراض از جاهلان با سلام همراه است که بیانگر صلح و سلامت میان افراد است، و شخص دارای مکارم اخلاقی کینه ای از جاهلان عقلی و علمی ندارد؛ زیرا آنان را بیماردلانی می داند که نیازمند شفا و درمان به طبابت روحی و روانی هستند.

مصادیقی از خلق عظیم و مکارم اخلاقی

بیان مصادیق قرآنی خلق عظیم را می توان از آیاتی گوناگون قرآن از جمله آیاتی استنباط و استخراج کرد که خطاب به پیامبر(ص) فرمان های خاصی را در تعامل به سه دسته از مردمان مطرح کرده است که شامل خطاکاران، مومنان و مخالفان است. بر این اساس می توان شیوه تعامل با این سه دسته از انسان ها را فراگرفت و با هر یک از آنان به گونه ای عمل و رفتار کرد که بیانگر خلق عظیم است.

  1. عفو از خطاکاران: خدا در قرآن از پیامبر(ص) می خواهد تا عفو را در شیوه تعامل با دیگران در مرتبه نخست اهمیت قرار داده و بر اساس آن عمل کند؛ زیرا بیش تر مردم به عوامل و دلایلی دچار خطا و لغزش هستند و در گام اول می بایست از آنان در گذشت و ایشان را عفو کرد تا امکان تعاملات مثبت بین الطرفین فراهم آید. از همین روست که خدا می فرماید: خُذِ الْعَفْوَ؛ عفو را اتخاذ کن و بگیر!(اعراف، آیه ۱۹۹) خدا در قرآن به پیامبر(ص) فرمان می دهد که نسبت به اهل خطا و معصیت عفو و گذشت داشته باشد تا این گونه امت اسلامی در محیط دارای مکارم اخلاقی گرد هم آیند و انسجام و اتحاد داشته باشند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  2. امر به عرف: از نظر قرآن، از مهم ترین مکارم اخلاقی آن است که انسان دیگران را به عرف امر کند: وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ.(اعراف، آیه ۱۹۹) عرف هر چیزی بلند مرتبه پسندیده ای است که در میان همگان مقبول است؛ زیرا مطابق فطرت الهی انسان بوده و همگان بدان گرایش دارند. اموری چون عدالت، صداقت، امانت، وفا، محبت، ایثار و مانند آنها از امور پسندیده ای است که هم چون کوهی بلند قابل رویت برای همگان بوده و همگان بدان گرایش داشته و دوست دار آن هستند، هر چند که خود بدان خصال نباشد ولی آن را دوست می دارند و صاحبان آن را محبوب می شمارند. این که پیامبر (ص) مامور است تا به عرف و معروف فرمان دهد؛ به این معنا است که اگر بخواهد دیگران را به امری رهنمایی کند، به امر راهنمایی کند که در عرف اجتماعی شناخته شده و مقبول است. البته از آیات دیگر قرآنی به دست می آید که مقبول عرفی به یک معنا معقول فطری هر بشری است؛ اما آن مقبول عرفی که معقول فطری نیست، مورد نظر نیست؛ زیرا ممکن است که دروغ و خیانت در اجتماعی به شدت رواج داشته باشد، ولی همگان با آن که بدان مبتلا هستند آن را مقبول نمی شمارند و منکر دروغگویی و خیانت ورزی خویش می شوند. این نشان می دهد که به ظاهر امری ممکن است در میان مردمی رواج داشته باشد، ولی همان مردم، آن را منکر شمرده و معروف ندانند و از همین روست که خود را بدان نمی ستایند و آن را برای خویش زینت نمی دانند و منکر وجود آن امر در خود و اخلاق خویش هستند. از همین روست که دروغگو و خائن از انتساب دروغ و خیانت تبری می جوید و خود را مبرا و پاک از آن می داند؛ زیرا با آن که شخص گرفتار آن رذیلت است، ولی آن را مقبول نمی داند و اجتماع و توده مردم آن را نمی ستایند. بر این اساس می توان گفت که عمل به معروف مقبول فطری و امر دیگران به آن از مکارم اخلاقی و خلق عظیم است که هر کسی می بایست آن را مورد عنایت و توجه و اهتمام قرار دهد تا به این خلق عظیم شناخته و ستوده شود.
  3. اعراض از جاهلان: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جاهل به کسی اطلاق می شود که یا جاهل علمی است و امری را نمی داند، یا جاهل عقلی است و گرفتار سفاهت است. در هر حال، تعامل با این گروه از افراد اجتماع می بایست بر اساس شیوه مقبول باشد که نه تنها دشمنی را نیافراید، بلکه بستری برای مدیریت بحران عقلی و علمی افراد باشد؛ زیرا کسی که گرفتار جهالت علمی است، تا زمانی که از جهل علمی خارج نشده و علم به دست نیاورده بر اساس همان افکار و اندیشه ها و نگرش های خویش عمل می کند و نسبت به هر عمل و سخن مخالف، موضع گیری می کند. بنابراین، اعراض از ایشان می تواند راهکاری مفید باشد تا جدال و تنازعی را ایجاد نکند. هم چنین نسبت به افراد سفیه می بایست به گونه ای عمل کرد تا دیوانه و بی خرد دست به گریبان کسی نیاندازد و تنش و تنازع و درگیری ایجاد نکند. از همین روست که خدا نسبت به هر دو گروه از جاهلان فرمان می دهد و می فرماید: وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ و از جاهلین رخ برتاب!(اعراف، آیه ۱۹۹) بر اساس همین اصل اساسی است که پیامبر(ص) مامور می شود تا با ایجاد صفحه جدید در روابط میان خود و جاهلان از دشمنان ومخالفان، روش اعراض را در پیش گیرد: فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛ و خدا فرمود: از ایشان با صحفه جدیدی از روابط روى برتاب! و بگو: به سلامت! و درگیر مشو! پس زودی که حق و باطل بدانند.(زخرف، آیه ۸۹) پس بر همین اساس، نخستین کار آن است که انسان برای هر خطا کاری از جمله جاهلان از دشمنان و مخالفان صفحه ای جدید بگشاید و همانند مرغ مادر برای همه فرزندان خوب و بد و خطاکارش بال و چتر حمایتی و امنیتی بگستراند. باید توجه داشت که پیامبر(ص) هر چند که برای امت اسلام هم چون پدر است، ولی این عنایت نسبت به همه بشریت است؛ از همین روست که خدا پیامبرش را به عنوان « رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ ؛ رحمت برای جهانیان از انس و جن» (انبیاء، آیه ۱۰۷) معرفی می کند. بنابراین ، آن حضرت نسبت به همگان حمایت گر است تا جایی که خود را به رنج هلاکت می اندازد تا همگان ایمان آورند: لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ(شعراء، آیه ۳؛ و نیز: کهف، آیه ۶) پس اگر اعراضی از سوی پیامبر(ص) می شود، برای آن است که دشمنی را پدید نیاورد و تنش نیافریند، و حتی درگیری را بر دارد یا کاهش دهد ، و جنگی را آغاز نکند با آن که هیچ اعتقادی به باورهای دشمنان و مخالفان ندارد، ولی اجازه می دهد تا خود به این درک برسند و راه را بیابند، بی آن که اکراهی در دین باشد.(بقره، ایه ۲۵۶؛ الکافرون، آیات ۱ تا ۶)
  4. نرم خویی: از اخلاق عظیم پیامبر(ص) آن است که در برابر همگان نرم خو بود(آل عمران، آیه ۱۵۹) و هرگز با آن که می دانست که دیگران به عمد کارهایی را انجام می دهند که معصیت رسول الله (ص) است، ولی با آنان تندی نمی کرد و با نرمی با آنان برخورد می کرد تا جایی که منافقان او را «اذن» و حرف شنو می دانست که هر چه می شنود می پذیرد و منکر سخنان منافقان نمی شود. از همین روست که خدا ایشان را به عنوان «اذن خیر» معرفی می کند که این حرف شنوی و پذیرش سخنان دیگران از باب خیر خواهی است تا ایشان در مسیر راست قرار گیرند و روزی از کرده خویش پشیمان شوند.(توبه، آیه ۶۱)
  5. استغفار: پیامبر(ص) نماد غفاریت خدا است. از همین روست که نه تنها از خطا و معصیت دیگران از مسلمانان می گذرد، بلکه برایشان استغفار می کند. استغفار پیامبر(ص) به سبب آن که مقبول خدا است، با استغفار دیگران فرق دارد؛ زیرا خدا می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا ؛ و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم، مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند، و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند، و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش می کرد، قطعا خدا را توبه‏ پذیر مهربان مى‏ یافتند. (نساء، آیه ۶۴) از نظر قرآن، همان طوری که خدا فرشتگان را مامور کرده تا برای اهل زمین از مسلمانان استغفار کنند(شوری، آیه ۵)، پیامبر(ص) نیز مامور است تا بر اساس خلق عظیم خویش برای اهل اسلام و ایمان استغفار کند تا نه تنها دفع و رفع انجام شود، بلکه جلب منافع برای مسلمانان باشد.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  6. مشاورت در امور مهم اجتماعی: امت سازی بسیار سخت و دشوار است و نیازمند شرح صدر و انشراح است که پیامبر(ص) از آن بهره مند بود.(شرح، آیه ۱) از جمله نیازهای امت سازی مشاوره با آنان در امور مهم اجتماعی است تا عقل و فطرت آنان برانگیخته و رشد و بلوغ سیاسی و اجتماعی یابند.(آل عمران، آیه ۵۹) پرهیز از هر گونه استبداد در امور اجتماعی و مشارکت بخشی به امت در قالب مشاورت اجتماعی یکی از اخلاق عظیم است که بسیاری از رهبران سیاسی و اهل قدرت و ثروت فاقد آن هستند. اما پیامبر(ص) با آن که دارای ولایت مطلق بوده(احزاب، آیه ۶)، اما ایشان بر اساس همان خلق عظیم از مردمانی مشاورت می گرفت، که فاقد ارتباط با غیب و علم غیب بودند، و خود با آن که دارای چنین ارتباطی است، و غیب به علم الهی و تعلیم خدایی می داشت(هود، آیه ۴۹؛ یونس، آیه ۱۰۲)، به امت خویش مشاورت می کرد.
  7. صلوات: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، صلوات بر پیامبر(ص) از تکالیف امت اسلام است؛ زیرا خدا و فرشتگان بر ایشان صلوات می فرستند و امت نیز موظف و مکلف است تا چنین کند.(احزاب، آیه ۵۶) شگفت این که خود پیامبر(ص) بر امت خویش صلوات می فرستد؛ زیرا از دیگر اخلاق عظیم پیامبر(ص) این است که برای اهل ایمان صلوات می فرستد تا موجبات آرامش و سکینه آنان را فراهم می آورد. خدا می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ شان سازى و آنان را تزکیه کنی! و برایشان دعا کن! زیرا دعاى تو براى آنان سکونت و آرامشى است، و خدا شنواى داناست. (توبه، آیه ۱۰۳) باید توجه داشت که این احکام خاص دوره زندگی آن حضرت(ص) در زمین و دنیا نیست، بلکه الان نیز این گونه است.
  8. روف و رحیم: از اخلاق عظیم پیامبر(ص) آن است که ایشان انسانی بس دارای رافت و رحمانیت خاص بوده تا جایی که همگان تحت آن به آرامش و هدایت می رسند ؛ زیرا با آن که فردی دارای عزت است که هیچ کس را بر ایشان سلطه و چیرگی نیست، ولی چنان نسبت به هدایت مردمان حریص و آزمند است که خود را به رنج  و هلاکت می افکند. خدا در باره این خلق عظیم می فرماید: لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ ؛ قطعا براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است‏ شما در رنج بیفتید به هدایت شما حریص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است. (توبه، آیه ۱۲۸)