مصادیقی از حسن عقلی از منظر قرآن

اسراف

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر قرآن، عقل و نقل دو حجت الهی بر انسان است؛ زیرا انسان با عقل و نقل می تواند حقایق هستی و احکام الهی را کشف کند و راه هدایت الهی را که از آن به شریعت یاد می شود به دست آورد. به سخن دیگر، انسان برای دست یابی به شریعت الهی و راه هدایت، دو گزینه اصلی در اختیار دارد که از آن به عقل سلیم و نقل معتبر یاد می شود.

از نظر قرآن، کسی که از این دو ابزار کشف شریعت الهی و احکام خدایی بهره نمی برد، خود را برای شقاوت در دنیا و آخرت آماده می کند؛ زیرا سعادت بشر تنها در گرو پیروی از کشفیات عقل سلیم و نقل وحیانی معتبر است که هماره مطابق هم بوده و در تقابل هم سخنی نمی گوید. بر همین اساس، در آیات قرآنی گاهی اوقات مصادیقی از باب ارشاد و نوعی تذکر از کشفیات عقل سلیم در قالب حسن و قبح سخن به میان می آید. به این معنا که قرآن به عنوان نقل وحیانی معتبر می گوید که عقل سلیم می بایست در دو جنبه خوب و بد، زشت و زیبا، حسن و قبح، اموری را کشف کند که اگر آن ها را کشف نکرده است، می بایست در سلامت آن عقل شک کرد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا برخی از مصادیق از حسن عقلی را بیان کند که قرآن به آن ارشاد کرده و تذکر داده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ارزش عقل و تقدم آن بر نقل

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عقل فطری، نرم افزار باطنی و فطری انسان است که خدا در ذات هر انسانی قرار داده تا بتواند براساس شاخص های آن حقایق را بشناسد و بدان گرایش یابد. به سخن دیگر، عقلی که در قرآن مطرح است، نه تنها کاشف حقایق است، بلکه تعیین کننده گرایش های انسانی نیز است.

به سخن دیگر، عقل از نظر قرآن، در دو حوزه اندیشه ای و انگیزه ای فعال است و نمی تواند دایره آن را محدود به اندیشه و تفکر کرد؛ بلکه دایره آن به حوزه عمل نیز کشیده می شود و گرایش ها و گریزش ها را نیز تعیین می کند. بنابراین، عقل انسانی شاخصی برای تشخیص حق از باطل و نیز ارزش از ضد ارزش و در مقام عمل گرایش به سوی حق و ارزش و گریزش از باطل و ضد ارزش است. این گونه است که حتی می بایست برای شناخت نقل معتبر نیز به این شاخص و معیار باطنی مراجعه کرد تا معلوم شود که نقل معتبری است که بتوان از آن تعبیت کرد یا نه؟

از همین جا می توان ارزش و اهمیت عقل سلیم را از منظر قرآن دریافت؛ زیرا بدون عقل سلیم، نقل نیز هیچ گونه اعتباری ندارد؛ چرا که این عقل سلیم است که برای نقل مطابق حق، ارزش و اعتباری قایل است و حجت آن را پذیرا می شود. بر این اساس، می توان گفت تا کسی از عقل سلیم برخوردار نباشد و آن حجت الهی را به کار نگیرد، نمی تواند از حجت دیگر الهی یعنی نقل بهره مند شود. از این روست که در کتاب عقل و جهل اصول کافی، روایات بسیاری بر این نکته تاکید دارد که مدار ثواب و عقاب، همان عقل است؛ زیرا بدون عقل اصولا نمی توان از نقل حتی وحیانی معتبر بهره برد. این عقل سلیم است که انسان را به پذیرش نقل معتبر وحیانی و سخنان پیامبران رهنمون می کند.

چالش های عقل از نظر قرآن

از نظر قرآن، عقل با همه ارزش و اعتباری که دارد، با چالش های متعددی مواجه است که شناخت آن ها می تواند در ارزش گذاری عقل و اهمیت آن مفید و سازنده باشد؛ زیرا از نظر قرآن، عقل به عنوان یک موهبت الهی که در ذات هر انسانی سرشته شده است، می تواند دچار آفاتی شود که آن را از کارآیی ساقط کند و حتی در برخی از موارد، دچار کارآیی و کارکردی منفی شود.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، عقل انسانی به عنوان یک سنت الهی در حوزه تکوین، با آن که از ثبات ذاتی و بقای دایمی برخوردار است، به طوری که تبدیل و تحویلی در آن راه نمی یابد(روم، آیه ۳۰؛ اسراء، آیه ۱۷)؛ اما ممکن است گرفتار اموری چون زنگار گرفتگی(مطففین، آیه ۱۴)، کنونت و نهان شدگی(اسراء، آیه ۴۶)، مطبوع (اعراف، آیه ۱۰۱) و مختوم(بقره، آیه ۷) شود و نتواند به وظیفه و کارکرد اصلی خود که شناخت حقایق و گرایش نسبت به آن باشد، اقدام کند و به فقاهت و اندیشه ورزی عمیق بپردازد، بلکه با آن که از همه ابزارهای شناختی مانند چشم و گوش و حواس دیگر بهره مند است، ولی نمی تواند از حواس به درستی بهره گیرد و به شناخت حقایق دست یابد، با آن که مثلا دارای بصر و دیدن است، ولی به سبب کوری قلب که مرتبه ای از عقلانیت است، نمی تواند حقایق را بشناسد؛ چنان که خدا می فرماید: أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛ آیا در زمین گردش نکرده‏ اند تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایى که با آن بشنوند. در حقیقت چشمها کور نیست، لیکن دلهایى که در سینه‏ هاست کور است.(حج، آیه ۴۶)

از نظر قرآن، چنین عقل و قلبی که گرفتار انواع مشکلات است، نمی تواند حقایق را ببیند و تحلیل و تبیین درستی داشته و توصیه مطابق با حق ارایه دهد، بلکه به سبب این بیماری ها و آفات دچار وارونگی شده و توصیه هایی می دهد که بیانگر بی شعوری و سفاهت و بی خردی آن است، به گونه ای که امر فاسد و رفتار افسادی را صالح و مصلحانه ارزیابی کرده و به آن توصیه می کند.(بقره، آیات ۷ تا ۱۲)

چیستی حسن عقلی

حسن عقلی به معنای هر چیزی است که عقل سالم و سلیم آن را نیک و خوب می یابد و به عنوان امری پسندیده ارزش قایل است و به آن گرایش دارد. پس هر چیزی که عقل به عنوان کار و فعل نیک می شناسد به آن گرایش دارد، حسن عقلی نامیده می شود.

به سخن دیگر، عقل به طور استقلالی می تواند به چنین شناختی دست یابد بی آن که نیازی به تذکر و ارشاد نقل وحیانی یا مانند آن داشته باشد. اصولا از نظر قرآن، فطرت انسانی به اموری چون عدالت و امانت و صداقت گرایش دارد و از هر گونه طلم و خیانت و کذب گریزش. (نگاه کنید: موسوعه کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۶۶۷ ، «الحُسْن»؛ مصطلحات علم الکلام‌الاسلامى، ج۱، ص۴۸۲-۴۸۳، «حُسن».)

ارشاد و تذکر نقل به عقل

از نظر قرآن، اکثریت انسان ها به سبب عدم اهتمام آموزشی و پرورشی نسبت به عقل، گرفتار نوعی چالش های اساسی در استفاده از عقل سلیم هستند؛ زیرا عدم عمل به ارزش گذاری های عقل سلیم که در قالب محاسن و قبایح عقلانی مطرح است، موجب می شود که عقل دچار آسیب ها و آفات پیش گفته شود. مثلا کسی که به جای عدالت، امانت و صداقت، به ظلم، خیانت و دروغ گرایش می یابد، عقل خویش را دچار دفن و دسیسه می کند و بستر الهام گری را از وی سلب می نماید.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

خدا می فرماید: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ ؛ و در حقیقت بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‏ ایم چرا که دلهایى دارند که با آن حقایق را به فهم ژرف دریافت نمى کنند؛ و چشمانى دارند که با آنها نمى ‏بینند و گوشهایى دارند که با آنها نمى ‏شنوند آنان همانند چهارپایان، بلکه گمراه‏ ترند. آرى آنها همان غافل‏ماندگانند. (اعراف، آیه ۱۷۹)

بر همین اساس، قرآن بر آن است تا با بیان برخی از مصادیق دریافت های عقل سلیم به توده های مردم ارشاد و تذکر دهد که اگر از عقل سلیم برخوردار باشند یا مطابق آن عمل کنند، می بایست به جای خیانت، امانت دار باشند و به جای دروغ گویی، صداقت ورزند و راستگویی پیشه کنند. پس اگر برداشت های نادرست از حقایق دارند، یا گرایش هایی به سوی باطل دارند، این رفتارها نه تنهایی عقلانی نیست، بلکه در تقابل صریح با عقل و عقلانیت است. بنابراین، لازم است تا از راه و روش سفیهانه و بی خردانه خویش دست برداشته و به سمت رفتارهای عقلانی و مطابق با کشفیات و گرایش های آن بروند.

مخالفت با عقل به سبب جهالت یا جحد

با توجه به این که عقل سلیم انسان را به بهره گیری از نقل وحیانی معتبر هدایت می کند، وقتی از مراجعه به نقل برای مصداق شناسی حسن یا قبح عقلی سخن به میان می آید، می تواند به معنای ارشاد و تذکری از سوی حجت ظاهری به حجت باطنی باشد؛ زیرا عقل می بایست این مصادیق را در صورت سلامت کشف کند و گرایش داشته باشد، و اگر چنین نیست، باید در سلامت عقل شک کرد؛ چنان که اگر عقل سلیم به این امور اشاره می کند و نقلی آن را تایید نمی کند، می بایست در سلامت آن نقل شک و تردید کرد و آن نقل را ناصحیح و گرفتار سقم دانست.

به هر حال، از آن جایی که وحی قرآنی، نقل بسیار معتبری است که عقل سلیم آن را پذیرفته و برای آن ارزش خاصی قایل است، می توان برای شناخت مصادیق حسن عقلی و قبح عقلی به آن مراجعه کرد تا اگر به هر دلیلی فردی به ظاهر عاقل به آن بهایی نداده، در سلامت عقل وی در شناخت و نیز گرایش شک کرد و او را متهم به دو امر کرد: ۱. جهالت و سفاهت و بی خردی؛ ۲. جحد و انکار .

توضیح این که از نظر قرآن، عقل سلیم انسانی اگر از ابزارهای حسی و منابع شناختی به درستی بهره گیرد، می بایست حقایق را بشناسد و نسبت به آن گرایش داشته باشد. اگر چنین چیزی در شخصی رخ ندهد وخلاف آن دیده شود، می بایست او را متهم به دو امر کرد که جهالت یا جحد است؛ زیرا در برخی از موارد شخص گرفتار سفاهت و سبک مغزی است و جهالت و بی خردی اجازه نمی دهد تا حقایق را چنان که هست بشناسد و بدان گرایش یابد؛ چنان که خدا در این باره می فرماید: وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ؛ و چه کسى جز آنکه به سبک ‏مغزى گراید از آیین ابراهیم روى برمى‏ تابد.(بقره، آیه ۱۳۰)

از نظر قرآن، ملت و آیین حضرت ابراهیم(ع) نقلی است که مطابق فطری عقلی است و کسی که از آن رو بر می تابد گرفتار سفاهت است. البته باید یادآور شد که در آیات قرآنی هر جا سخن از جهالت و جاهلین است، به معنای بی تعقلی و بی خردی است.

اما مورد دومی که شخص حاضر نیست، مطابق شناخت عقلی عمل و رفتار کند، کسی است که گرفتار عناد و جحد است؛ خدا در قرآن دو عامل ظلم و علو را عامل مهم و اساسی برای جحد ورزی می داند؛ جحد زمانی رخ می دهد که شخص شناخت کامل به حقیقت دارد، ولی حاضر نیست در مقام عمل از آن پیروی کند. خدا می فرماید: وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُفْسِدِینَ؛ و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت از روى ظلم و تکبر آن را انکار کردند پس ببین فرجام فسادگران چگونه بود. (نمل، آیه ۱۴)

مصادیقی از حسن عقلی از منظر قرآن

با توجه به دو مشکل اساسی جهالت و جحد، قرآن بر آن شده است تا به عنوان نقل معتبر وحیانی، مصادیقی را از حسن و قبح عقلی بیان کند که عقل به تنهایی آن را کشف کرده و به حسن گرایش و از قبح گریزش دارد؛ اما به دلیل همان دو مشکل برای آگاهی سازی و هشدار و ارشاد و تذکر بر خود لازم دانسته است که کشفیات و گرایش های عقل و قلب سلیم را بیان کند. برخی از مهم ترین محاسن عقلی از نظر قرآن عبارتند از: استقلال از دیگران و عدم وابستگی به آنان و هم چنین آزادی و حریت از بندگی و بردگی دیگران(نحل، آیه ۷۵)، احسان در برابر احسان(رحمن، آیه ۶۰؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۱۱۰)، ادای امانت به صاحب امانت(نساء، آیه ۵۸)، بندگی خالق یکتا و معبود حقیقی به جای معبودهای دروغین(نمل، آیه ۵۹)، برتری نور بر ظلمت و روشنایی بر تاریکی (انعام، آیه ۱۲۲؛ رعد، آیه ۱۶)، برتری حیات بر مرگ(همان)، پیروی از هدایت یافتگان(یونس، آیه ۳۵؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۶۱)، برتری خالقیت بر مخلوقیت(نحل، آیه ۱۷؛ نمل، آیه ۶۴)، داشتن صاحب یگانه به جدای چند صاحبی(یوسف، ایه ۳۹؛ زمر، آیه ۲۹)، عدالت خواهی و دعوت به آن(نحل، آیه ۷۶)، برتری حرکت در صراط مستقیم(نحل، آیه ۷۶؛ ملک، آیه ۲۲)، برتری علم و دانایی بر جهل و نادانی(انعام، آیه ۵۰؛ هود، آیه ۲۴؛ رعد، آیه ۱۶؛ زمر، آیه ۹؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۴۷۰؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۴، جزء ۷، ص ۲۴۳)، برتری قدرت و ثروت بر عجز و فقر(نحل، آیه ۷۵)، قضاوت عادلانه(نساء، آیه ۵۸) و مانند آن ها .