مشارکت اجتماعی در چارچوب مشورت

بسم الله الرحمن الرحیم

امت اسلامی، در همه حوزه های اجتماعی مشارکتی فعال دارد؛ زیرا هر گونه عزلت و اعتزال اجتماعی در قالب رهبانیت و مانند آن ها در اسلام رفتاری باطل و نادرست است؛ زیرا نه تنها ظرفیت های پیدا و پنهان افراد را به تحلیل می برد، بلکه عاملی اساسی در عدم توفیق شخص در دست یابی به کمالات بایسته و شایسته است. افرادی که اعتزال و عزلت را بر می گزینند، در شرایطی قرار نمی گیرند که بتوانند استعدادهای خویش را آشکار کنند؛ زیرا در شرایط ابتلایی و آزمونی اجتماعی قرار نمی گیرند. اینان به همان اندازه که به خودشان ضرر می رسانند، به اجتماع نیز ضرر می رسانند؛ زیرا توانمندی های خویش را در اختیار اجتماع قرار نمی دهند.

آموزه های قرآنی، بر آن است تا هر شخص انسانی را به عنوان خلیفه عام الهی در چنان جایگاهی قراردهد که بتواند مسئولیت خویش را در قبال نه تنها انسان ها بلکه همه هستی بشناسد و به آن جامه تحقق بخشد؛ زیرا این گونه است که شخص به کمالات بایسته و شایسته دست می یابد. این گونه است که اجتماع اسلامی در قالب امت، بر ساختار ولایت متقابل سامان می یابد تا هر یک به عنوان «ولی الله» در جایگاهی قرار گیرد که امور دیگری را متولی باشد.(توبه، آیه ۷۱) در این ولایت، نوعی سرپرستی سرشار از مهر و محبت موج می زند و شخص ولی الله احساس می کند که قوی تر از هر پدر و مادری باید به امور دیگران اهتمام ورزد و بی هیچ چشمداشت و منت گذاری برای برآورد نیازهای آنان تلاش کند. چنین روش و شیوه ای زیست اجتماعی در میان امت، پیش از آن که سودی را به اجتماع برساند، به خود شخص می رساند؛ زیرا ظرفیت ها و استعدادهای نهفته او را آشکار و هویدا و ظهور می بخشد و شخص را به مقاماتی می رساند که شاید از هیچ راهی دیگر دست یافتنی نباشد. به عنوان نمونه کسی که حوائج مردم را برآورده می سازد و یا مثلا انفاق و صدقات مالی می دهد، پیش از آن که سودی به گیرنده آن رسانده باشد، به خودش خیر رساند و در مقام کریم و محسن قرار گرفته است؛ به ویژه آن که اولا گیرنده اصلی خدا است و ثانیا خدا به انفاقات او اضعاف مضاعف برکت و بهره می رساند.(بقره، آیه ۲۶۱)

از نظر قرآن، هر کسی باید خود را ولی الله بداند و به عنوان مظهریت در ولایت الهی، مسئولیت فردی و اجتماعی خویش را در قبال دیگران بشناسد و به آن عمل کند. خدا به صراحت می فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ؛ مومنان و مومنان برخی اولیای برخی هستند.(توبه، آیه ۷۱)

کسانی که به این مسئولیت و وظیفه اسلامی اجتماعی خویش عمل می کنند، مورد رحمت خاص الهی قرار می گیرند و برخوردار از دو صفت عزت و حکمت خواهند بود.(همان) بنابراین، اجتماع و امت اسلامی زمانی می تواند به عزت دست یابد که هر کسی حکمیانه در چارچوب مشیت الهی به وظایف و مسئولیت های خویش عمل کند.(همان)

خدا به صراحت بیان می کند، ولایت اجتماعی زمانی در میان امت می تواند به شکل واقعی تحقق یابد که افراد امت در یک جغرافیای سیاسی تحت نظام سیاسی ولایی قرار گیرند؛ زیرا در چنین شرایطی امکان بهره مندی درست و کامل فراهم است و هر یک می تواند مسئولیت خویش را به تمام و کمال در برابر دیگر افراد و اعضای اجتماع به انجام رساند. خدا می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّى یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَى قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ؛ کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‏ اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‏ اند و کسانى که مهاجران را پناه داده‏ اند و یارى کرده‏ اند آنان یاران یکدیگرند و کسانى که ایمان آورده‏ اند، ولى مهاجرت نکرده‏ اند هیچ گونه خویشاوندى دینى با شما ندارند، مگر آنکه در راه خدا هجرت کنند و اگر در کار دین از شما یارى جویند یارى آنان بر شما واجب است، مگر علیه گروهى باشد که میان شما و میان آنان پیمانى منعقد شده است و خدا به آنچه انجام مى‏ دهید، بیناست. (انفال، آیه ۷۲)

این آیه به صراحت بیان می کند که افرادی که به حوزه جغرافیای سیاسی امت اسلام مهاجرت نکرده و تحت ولایت سیاسی نظام سیاسی در نیامده اند، برخوردار از ولایت متقابل نیستند؛ زیرا شرایط ولایت متقابل تنها در نظام سیاسی و جغرافیای سیاسی امکان پذیر است.

البته باید توجه داشت که ولایت الهی میان مومنان برخاسته از مظهریت است؛ اما در میان کافران، ولایت طاغوتی محسوب می شود. این بدان معنا است که ولایت به دو شکل حق و باطل در جهان مادی و دنیا نمودار می شود. بنابراین، هر ولایتی حق نیست، بلکه تنها ولایت مظهریت ولایتی حق است.

از نظر قرآن، اهداف و مقاصد ولایت متقابل کافران که ولایتی طاغوتی است، چیزی جز گمراهی و فساد و فتنه گری نیست. خدا می فرماید: وَالَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی الْأَرْضِ وَفَسَادٌ کَبِیرٌ؛ و کسانى که کفر ورزیدند یاران یکدیگرند اگر این دستور را به کار نبندید در زمین فتنه و فسادى بزرگ پدید خواهد آمد. (انفال، آیه ۷۳)

و نیز می فرماید: إِنَّهُمْ لَنْ یُغْنُوا عَنْکَ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ؛ آنان هرگز در برابر خدا از تو حمایت نمى کنند و به هیچ وجه به کار تو نمى ‏آیند و ستمگران بعضی‏شان دوستان بعضى دیگرند و خدا یار پرهیزگاران است. (جاثیه، آیه ۱۹)

اما ولایت الهی مومنان، ولایتی است که تنها در مسیر کمال فردی و جمعی به کار گرفته می شود. خدا می فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ؛ و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهاى پسندیده وا مى دارند و از کارهاى ناپسند باز مى دارند و نماز را بر پا مى کنند و زکات مى‏ دهند و از خدا و پیامبرش فرمان مى ‏برند آنانند که خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد که خدا توانا و حکیم است. (توبه، آیه ۷۱) این گونه است که مومنان دارای ولایت متقابل، از بهشت برین بهره مند شده و از بوستان و سرای های پاک و رضوان الهی که برترین نعمت است، سود می برند.(توبه، آیه ۷۲)

مشارکت اجتماعی در قالب مشورت

اقتضای ولایت الهی این است که شخص در امور اجتماعی فعالیت و مشارکت فعال داشته باشد. از جمله مشارکت های فعال اجتماعی، مشورت در امور مهم و اساسی اجتماعی است که سرنوشت فرد و اجتماع به آن رقم می خورد.

در اهمیت و ارزش مشارکت مشورتی همین بس که خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) مأموریّت می دهد تا در مسائل اجتماعى از مشورت با مسلمانان بهره گیرد. خدا می فرماید:

فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ؛ پس به برکت رحمت الهى با آنان نرمخو و پرمهر شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى دارد. اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یارى شما بردارد چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. (آل عمران، آیات ۱۵۹ و۱۶۰)

پس از نظر قرآن، مشورت و مشارکت فعال اجتماعی امت در امور سیاسی و اجتماعی در یک نظام سیاسی ولایی تحت رهبری ولی الله اعظم، آثار و برکات بسیاری دارد که از مهم ترین آن ها می توان به نصرت و پیروزی مومنان بر دشمنان اشاره کرد؛ زیرا در چارچوب مشورت و مشارکت فعال است که امت به یاری دین خدا می شتابند و نصرت خدا به طور طبیعی نصرت خلق را به دنبال خواهد داشت. بر این اساس، اگر امتی بخواهد در عرصه سیاسی و نظامی بر دشمنان غلبه کند و پیروزی به دست آورد، باید مشارکت فعال در همه ابعاد زیر نظر مستقیم رهبری امت از جمله مشورتی را مد نظر قرار دهد و به کار گیرد؛ زیرا در چارچوب چنین شیوه مدیریتی است که نصرت و پیروزی رقم خواهد خورد.

پس اگر خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر خدا را یارى کنید یاریتان مى ‏کند و گامهایتان را استوار مى دارد (محمد، آیه ۷)؛ این نصرت خدا و دین او در قالب مشارکت مشورتی و مانند آن خواهد بود که نصرت و پیروزی را به ارمغان می آورد.

از نظر قرآن، مومنان با بهره گیری از مشورت با یک دیگر می توانند بسترساز افزایش رزق و روزی و بهره مندی از نعمت های الهی شوند. در حقیقت مشورت متقابل فضایی را فراهم می آورد که برکت آفرین است و همه افراد امت از این فضا بهره مند خواهند شد؛ زیرا مشورت با یک دیگر، در راستای تامین نیازهای یک دیگر انجام می شود که بخشی از آن ها مالی خواهد بود. کسی که به انفاق مالی می پردازد موجب افزایش رزق و روزی می شود. خدا می فرماید: وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ؛ و کسانى که نداى پروردگارشان را پاسخ مثبت داده و نماز برپا کرده‏ اند و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‏ ایم انفاق مى کنند.(شوری، آیه ۳۸)

پیش تر بیان شد که انفاق مالی موجب افزایش چندین برابری ثروت انفاق کنندگان می شود؛ بنابراین، مشارکت اجتماعی فعال با یک دیگر در قالب مشورت موجب فعالیت های اقتصادی و رشد و پیشرفت آن به گونه ای می شود که می توان آن را از مصادیق امدادهای الهی دانست.(بقره، آیه ۲۶۱)

از این آیات هم چنین معلوم می شود که دو نوع مشورت در اجتماع از اهمیت ویژه و فوق العاده ای برخوردار است: ۱ مشورت رهبری با مردم در مسایل سرنوشت ساز اجتماعی؛ ۲. مشورت متقابل مومنان در مسایل زندگی در راستای تعاون و همکاری در کارهای تقوایی و نیکی که در آیات دیگر از جمله آیه ۲ سوره مائده نیز بر آن تاکید شده است.

البته از نظر قرآن، مشارکت فعال در عرصه نظام سیاسی – اجتماعی باید تحت نظر رهبری امت باشد. هم چنین مشورت با امت از سوی رهبری به معنای لزوم عمل به مفاد مشورت و آرای ارایه شده نیست، بلکه در نهایت این رهبری است که با جمع بندی آراء و نظریات به انتخاب دست می زند و با توکل برخدا آن چه را حکم کرده است، به مورد اجرا در می آورد.

به سخن دیگر، مشورت در امور اجتماعی سیاسی از سوی رهبری، زمانی ارزشمند و قابل اجرا است که رهبری حکم کند و این حکم رهبری است که به هر رای و نظر ارزش و اعتبار می بخشد و قابلیت اجرایی پیدا می کند. ضمانت اجرایی مشورت همان حکم رهبری است که از سوی وی صادر و به اجرا گذاشته می شود.(آل عمران، آیه ۱۵۹)

از آموزه های وحیانی قرآن به دست می آید که مشورت به ویژه در مسایلی که مربوط و مرتبط با شخص یا گروهی است امری پسندیده است. به عنوان نمونه حضرت ابراهیم(ع) با آن که بر فرزند ولایت داشت و می توانست جانش را بگیرد، و از سوی دیگر، به حکم مستقیم الهی ماموریت داشت تا فرزند را قربانی کند، با فرزند مشورت می کند و از او می خواهد تا رای و نظر خویش را درباره این حکم الهی قربانی کردن بداند(صافات، آیه ۱۰۲)؛ زیرا از لحن جمله «فانظر ماذاترى؛ بنگر تا رأى تو چیست؟» می توان گفت که این جمله نوعى نظر خواهى و مشورت است. (روح المعانى، ج ۱۳، جزء ۲۳، ص ۱۸۸)

هم چنین از این آیه به دست می آید که تفاوتی در مشورت میان جوان و غیر جوان نیست؛ زیرا حضرت اسماعیل (ع) در آن زمان نوجوانی بیش نبوده است که طرف مشورت حضرت ابراهیم(ع) قرار می گیرد.(صافات، آیه ۱۰۲)

از نظر قرآن، مشارکت اجتماعی در قالب مشورت به ویژه از سوی حاکمان و مسئولان یک رویه و شیوه عقلایی است.(نمل، آیات ۲۳ و ۳۲؛ مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۳۴۱؛ الکشاف، ج ۳، ص ۳۶۰؛ اعراف، آیات ۱۱۰ و ۱۱۱؛ شعراء، آیات ۳۴ و۳۵) بنابراین، اختصاص به جوامع اسلامی ندارد، بلکه هر که از فطرت سالم برخوردار باشد، برای دست یابی به اهداف بر آن می شود تا از نظریات و آرای دیگران بهره مند شود. از همین روست که در همه جوامع، مشورت خواهی امری پسندیده و عرف اجتماعی سیاسی مقبولی است.

به نظر می رسد که حتی فرعون ناچار است تا از این شیوه عقلایی بهره گیرد(قصص، آیه ۲۰؛ آعراف، آیه ۱۱۰)، وی هر چند به سبب استبداد و خودکامگی توجهی به آراء و نظریات دیگران نمی کند و هماره رای خویش را صائب و درست دانسته و آرای دیگران را غیر رشید و نادرست ارزیابی کرده و بر اساس مشورت عمل نمی کند.(غافر، آیه ۲۹)

قرآن گزارش هایی از مشورت در میان افراد جوامع پیشین بیان می کند که بیانگر ساختار عقلایی مشورت خواهی و مشورت گیری است. مشورت هایی اشراف فرعونی، اشراف قوم سباء، مشورت ساحران، مشورت برادران یوسف و مانند آن ها نمونه هایی از مشورت گیری است که در گذشته در مسایل فردی و اجتماعی مطرح بوده است.

البته انسان بهتر است که به کسانی برای مشورت رجوع کند که انسان های عالم و امین و صادقی باشند. بی گمان مشورت گیری و مشورت خواهی از والدین نیز باید بیش تر مورد توجه قرار گیرد. به ویژه والدینی که عالم است. البته مراد از علم، همان علمی است که مرتبط یا مربوط به همان مورد مشورت است. انسان در مسایل پزشکی بهتر است که به پزشک عالم و امین و صادق مراجعه شود و از او مشورت گرفته شود.

به هر حال، مشورت یکی از شیوه های مشارکت فعال در امور اجتماعی است که آثار فردی و اجتماعی بسیاری دارد که برخی از آن ها در این جا بیان شده است.