مسابقات دنیوی و اخروی

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان ها در کارها و امور باید بر یک دیگر سبقت بجویید و پیشدستی و پیشگام باشد و چنان پیشتازانه عمل کند که اجازه ندهد کار خیری به دست دیگران انجام گیرد؛ نه این که مانع خیررسانی دیگران باشد، بلکه به سبب پیشتاز در کارها خیر دیگر نیازی نباشد تا کسی اقدام کند. از نظر قرآن یکی از صفات و ویژگی های مومن سرعت و سبقت است. مومنان در اجتماع ایمانی همانند کسانی هستند که در یک مسابقه مثل اسب سواری و تیراندازی و شنا شرکت کرده اند. هر کسی تلاش می کند تا سریع تر باشد و در مسابقه اول شود. اسب های مسابقه با سرعت های بالا حرکت می کنند چار نعل می تازند تا بر دیگری سبقت جسته و پیشتاز در مسابقه باشد. این گونه است که از شدت سرعت و تلاش به نفس نفس می افتند و تا جان دارند تلاش می کنند. از نظر قرآن، مومنان در کارهای خیر این گونه باید باشند تا بتوانند در جرگه «سابقون» در آیند؛ زیرا آنان به تقرب الهی دست می یابند و از برکات بهشت مادی و بهشت رضوان الهی بهره مند می شوند.

مسابقه در آموزه های اسلامی

واژه مسابقه از سبق به معنای پیشتازی و جلو افتادن از کسی گرفته شده است. در فقه اسلامی یکی از کتب فقهی به عنوان «سبق و رمایه» است که در آن به موضوع و مسایل گوناگون مسابقه به شکل عام و رمایه و تیراندازی به شکل خاص پرداخته شده است. در روایتی «حسن» از نظر مشهور نیز آمده که پیامبر(ص) فرموده است: :«لا سَبَقَ الّا فی‌ نَضْلٍ اوْ خُفٍّ اوْ حافِرٍ؛ مسابقه جایز نیست، مگر در تیراندازی یا شتر دوانی یا اسب دوانی.»( وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۶۱)

البته منظور مسابقه‌ای است که در آن برد و باخت مطرح است. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «عَلِّمُوا اوْلادَکُمُ السَّباحَهَ وَ الرِّمایَه؛ به فرزندانتان شنا و تیر اندازی را بیاموزید.»(شرایع‌الاسلام، ج۲، ص۲۳۵؛ شرح لمعه، ج۲، ص۲۲؛ ریاض‌المسائل، ج۲، کتاب سبق و رمایه.)

البته در واژه «سبق» دو احتمال وجود دارد که خواندن آن به فتح باء یا سکون آن است. بنابر احتمال نخست، حرمت وضعى استفاده می‌شود و این که آنچه به عنوان عوض در مسابقه گرفته می‌شود به جز این موارد سه گانه حرام است؛ اما بنابر احتمال دوم، فقط حرمت تکلیفى به دست می‌آید؛ یعنى انجام هرگونه مسابقه‌اى گرچه برد و باخت هم در آن نباشد، حرام است. از آن جایی که این دو احتمال در برابر هم قرار می‌گیرند، نمی توان به این روایت استدلال کرد؛ زیرا روایت مجمل و از گردونه استدلال فقهی خارج می شود؛ بنابراین از این روایت، حکم به حرام بودن براى مسابقه‌ها استفاده نمی‌شود.

مسایل و احکام مسابقه در قرآن

گفتنی واژه «مسابقه» با این هیات در قرآن نیامده است؛ اما در هیات های دیگری این واژه به کار رفته است. به نظر می رسد که در یک مورد حتی واژه مسابقه به همین معنای اصطلاحی به کار رفته است؛ چنان که خدا می فرماید: قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ؛ گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم؛ آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى دارى.(یوسف، آیه ۱۷)

برادران یوسف(ع) علت ترک یوسف را در کنار متاع، برگزاری مسابقات دانسته اند. از این عبارت به دست می آید که مسابقه در عصر حضرت یعقوب (ع) به عنوان یک عمل مشروع پذیرفته شده و انجام می شده است.

احکام مسابقه اصطلاحی

مسابقه در اصطلاح هر گونه فعالیت ورزشی است که به هدف برد بر رقیب انجام می شود؛ هر چند که آثار تفریح و فرح بخشی برای خود فعال ورزشی یا تماشاگران به ارمغان می آورد. بنابراین، می توان گفت که مسابقات به شکل کلی، از امور مباح و در برخی از موارد مستحب است؛ زیرا ایجاد فضای رقابتی، تامین سلامت تن و روان، فراهم آوری فضای شاد و نشاط امری مستحب است و فعالان در این امر می توانند آن را به عنوان یک عمل مستحب قلمداد کنند و با این نیت آن را به جا آورند.

با چنین نگاهی، مسابقات از مصادیق لعب و لهو که گاه مکروه و حتی حرام است، به دور خواهند بود و اعمال ایشان به هدفی حکمیانه مورد تایید اسلام و شریعت قرار می گیرد.

البته در برخی از امور مسابقات بسیار مورد تاکید قرار می گیرد که می توان آن از مصادیق مستحب موکد دانست؛ چنان که مسابقاتی که ارتباطی مستقیمی با مجاهدت های نظامی و انتظامی دارد، از این قبیل است. در گذشته مسابقات اسب سواری، شنا و تیراندازی از جمله مسابقاتی بود که به عنوان تمرین نظامی قلمداد می شد و افراد را برای میادین نبرد و جهاد آماده می کرد؛ به نظر می رسد که امروز با توجه به تغییراتی که در نبردها و جنگ ها پدید آمده است، اتومبیل سواری، کشتی رانی، هواپیما رانی، چتربازی، کوهنوردی و مانند آن ها مثلا می تواند به عنوان یک مسابقه مستحب مورد توجه قرار گیرد. البته دامنه مسابقات می تواند با توجه به تغییر ابزارهای جنگی افزایش یابد، به شرطی این که به این تنقیح مناط برسیم که علت در جواز بلکه استحباب مسابقات حتی در قالب شرط بندی، به سبب بهره گیری آن مصادیق ورزشی در میادین نبرد و جهاد بوده است. از این روست که امام خمینی به نقد محدود سازی به مصادیق گذشته می پردازد و آن را مانع جدی برای همسان سازی احکام به مقتضیات زمان و مکان برشمرده و می فرماید: و رهان در سبق و رمایه مختص است به تیرو کمان واسب دوانى و امثال آن که در جنگهاى سابق به کار گرفته می‌شده است و امروز هم، تنها در همان موارد است… (با این گونه برداشتها) از اخبار و روایات، تمدن جدید باید به کلى از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا براى همیشه در صحراها زندگى نمایند.(صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۳۴)

به سخن دیگر، سه مطلب در این جا مطرح است: ۱. کدام یک از کارها و فعالیت ها به عنوان مصادیق ورزش ها از جرگه افعال لغو و لهو بیرون است؟ ۲. کدام یک از فعالیت های ورزشی که در مسابقات انجام می شود، مستحب است؟ در کدام یک از مسابقات می توان شرط بندی کرد؟

به نظر می رسد که هر گونه فعالیت ورزشی که به قصد عقلانی و عقلایی انجام می شود، از مصادیق امر مباح بوده و از جرگه فعل لغو و لهو بیرون خواهد بود. در پاسخ به پرسش دوم باید گفت که مسابقاتی که به داعی و انگیزه آمادگی نظامی انجام می شود، مستحب و گاه می تواند مستحب موکد و حتی واجب باشد؛ زیرا خدا می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت. (انفال، آیه ۶۰)

پس همان طوری که فراهم آوری تجهیزات با هر دوره و عصری لازم و ضروری است و امت و امام و نظام سیاسی ولایی باید در این راستا بکوشد و هزینه کند، هم چنین تامین نفرات رزمنده با کارایی مناسب در هر عرصه و میدان نظامی و انتظامی لازم و ضروری است و باید در این حوزه نیز هزینه کرد. پس انفاقات مالی و هزینه در عرصه آموزش و پرورش نیروی نظامی امری واجب است و دولت و امت نمی بایست در این امر کم گذارد و کوتاهی کند.

بی گمان آماده سازی و اعداد نیروی انسانی مستعد و کارآمد با تمرین و ابتلاءات گوناگون شدنی و دست یافتنی است. مسابقات یکی از روش های تعلیم و پرورش نیروی مستعد نظامی است. از همین رو، توجه به این مسابقات در سطح مستحب موکد خواهد بود، اگر به حکم امر «اعدوا» آن را واجب نشماریم که باید واجب شمرد؛ زیرا ترساندن و ارهاب دشمن در قالب سیاست بازدارندگی تنها با آمادگی تمام و کامل نیروی نظامی و تجهیزات مناسب روز و به هنگام سازی نفرات و تجهیزات شدنی است.

بی گمان برای ایجاد انگیزه و تشویق، شرط بندی در این امور می تواند گروه های اجتماعی بیش تری را در میدان آزمون ها وارد ساخته و نخبگان و برجستگان را به آن سوق دهد و افراد بیش تری را درگیر موضوع کند و آمادگی اجتماع بیش تری را برای نبردها و دست کم ارهاب دشمن ایجاد و فراهم آورد.

اگر گفته شود که استحباب مسابقات برای آمادگی جهادی است، بنابراین، مسابقات زنان هرگز رنگ استحباب به خود نمی گیرد، در پاسخ باید گفت که جهاد در شرایطی چون دفاع از خود و ناموس برای زنان نیز واجب است؛ پس آمادگی دفاعی لازم و ضروری برای همگان است و اختصاصی به مردان ندارد.

به هر حال، هدف از مسابقه در اسلام آماده شدن مسلمانان برای مقابله با دشمنان در جنگ و جهاد است و به همین خاطر است که مسابقه در اسلام مشروعیت یافته است. اما آنچه که قابل توجه است این است که آیا هر مسابقه ای مشروع است؟ در پاسخ باید گفته شود: در مشروعیت مسابقاتی شکی نیست که دلیلی در مورد جایز بودن آنها وارد شده است؛ ولی سخن در مورد مسابقاتی است که دلیلی در مورد آنها نیامده است. با توجه به اینکه امروزه مسابقات مختلف در تمام دنیا بطور یکسان برگزار می شود و اغلب این مسابقات با برد و باخت انجام می گیرد، باید گفت مسابقات و برد و باخت و شرط بندی در آن ها در صورتی مشروعیت پیدا می کند که این مسابقات شامل حرامی نباشد و هدف صحیحی بر آنها مترتب باشد و اگر شرط بندی و مال در آنها رد و بدل می شود، به عنوان جعاله ای باشد.

در گزارش های تاریخی به این نکته توجه داده می شود که مسابقه محدود به تیراندازی و شنا و اسب سواری نیست؛ زیرا کشتی نیز از مسابقاتی است که برای آمادگی جنگی لازم است. در روایت است: شبى حضرت رسول صلى الله علیه و آله در خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها به نوه‌هاى عزیز خود فرمود: برخیزید وکشتى بگیرید آنها مشغول کشتى شدند وحضرت فاطمه سلام الله علیها براى انجام دادن کارى از اتاق بیرون رفت. هنگام بازگشت متوجّه شد که حضرت رسول صلى الله علیه و آله مشغول تشویق امام حسن علیه السلام است. فاطمه سلام الله علیها گفت: پدر، کار عجیبى مى‌کنید که بزرگ‌تر را تشویق مى‌کنید. حضرت فرمود: دخترم، جبرئیل مشغول تشویق حسین است ومن حسن را تشویق مى‌کنم.( امالى صدوق، ص ۴۴۵ و۴۴۶)

مسابقات اخروی

از نظر قرآن، زندگی مادی دنیوی کشتزاری است برای زندگی اخروی که انسان باید در آن جا چیزی که در دنیا کاشته درو کند و بدرود؛ زیرا زندگی اخروی به نسبت به زندگی دنیوی، اصالت دارد. خدا می فرماید: وَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ و هر آنچه به شما داده شده است کالاى زندگى دنیا و زیور آن است؛ ولى آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است، مگر نمى‏ اندیشید.(قصص، آیه ۶۰؛ شوری، آیه ۳۶) خدا هم چنین می فرماید: وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ وَأَبْقَى؛ با آنکه جهان آخرت نیکوتر و پایدارتر است (۱۷)

بنابراین، انسان مومن در اندیشه آخرت است و در کارها به دنبال تامین آخرت خود بوده و برای آن سعی و تلاش می کند. اما این سعی و تلاش باید به گونه ای باشد که در انتظار کار نیک از سوی دیگران نباشد، بلکه خود پیشگام و پیشتاز در هر کار خیری باشد که آخرت بدان تامین می شود. از همین روست که در آیات قرآنی، سرعت و شتاب گیری به اندازه ای که شخص در مسابقه انجام کار خیر اول باشد، مورد تاکید قرار می گیرد و خدا می فرماید: وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ؛ و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى که پهنایش به قدر آسمانها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید.(آل عمران، آیه ۱۳۳)

از این آیه به دست می آید که سرعت برای کسب دو امر اساسی : مغفرت پروردگار و بهشت آخرت است. البته این شتاب زمانی سود می بخشد که هدفمند و در چارچوب های شریعت تکوینی و تشریعی الهی باشد و شخص بتواند چنان در کارهای خیر شتاب کند که چیزی را کم نگذارد. بنابراین، هر گونه تعلل و تکاسل و تنبلی روا نیست. البته از نظر قرآن، شخصی در مسیر درست گام بر می دارد که اهل تقوا باشد و تقوا را به شکل ملکه و مقام ذاتی خویش در آورده باشد. اصولا کسانی تقوای الهی را با کارهایی که خدا در شریعت بیان کرده به دست می آورند که اهل سرعت در کارهای خیری باشد که در ادامه همین آیه یعنی در آیات ۱۳۴ تا ۱۳۶ بیان کرده است؛ زیرا درباره صفات و ویژگی هایی متقین می فرماید: همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏ خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏ اند با آنکه مى‏ دانند که گناه است، پافشارى نمى کنند. آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهایى است که از زیر درختان آن جویبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نیکوست.

هر چند در این آیات سخن از سرعت و شتاب در کارهای خیر است، اما خدا در جایی دیگر از مومنان می خواهد که نه تنها سرعت و شتاب گیرند، بلکه پیشتاز و پیشگام باشند و از دیگران در انجام کارهای خیر پیشی گیرند و در مقام سابقون در آیند. خدا می فرماید: سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ؛ براى رسیدن به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است و براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‏ اند بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‏ دهد و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است.(حدید، آیه ۲۱)

بر اساس این آیه کسانی اهل سبقت هستند که به خدا و رسولان ایمان داشته و بر اساس آن عمل می کنند. بنابراین تحت تاثیر تغییر شرایط خوب و بد زندگی قرار نمی گیرند؛ زیرا می دانند که هر چه به انسان از خوب و بد می رسد از قبل در کتاب الهی نوشته و الان در حال استنساخ و اجرا است.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳؛ جاثیه، آیه ۲۹)

از نظر قرآن، کسانی که مسابقه می گذارند و در کارهای خیر سرعت و سبقت می گیرند، به مقام سابقون می رسند که خدا در وصف آنان می فرماید: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ؛ و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند خدا از ایشان خشنود و آنان نیز از او خشنودند و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر درختان آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانه‏ اند این است همان کامیابى بزرگ. (توبه، آیه ۱۰۰)

پس کسانی که در هجرت به عنوان یک کار خیر از دیگران سبقت گرفتند و پیشتاز بودند از چنین جایگاهی بلند در پیشگاه خدا بهره مند هستند.

خدا در جایی دیگر می فرماید: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ؛ و سبقت‏گیرندگان مقدمند آنانند همان مقربان خدا. (واقعه، آیات ۱۰ و ۱۱) البته این سبقت جویی ، معنای سبقت در بستر زمان نیست تا گفته شود کسانی از گذشتگان به سبب سابقه زمانی، مثلا ایمان آورده و مردند، تنها آنان جزو مصادیق سابقون هستند؛ زیرا همان در متاخرین نیز سابقون هستند(واقعه، آیات ۱۳ و ۱۴)؛ پس سابقه در انجام کارهایی خیر مقرب آفرین است.

اصولا مومنان دنبال کارهای خیر بوده و در آن شتاب می کنند و سبقت می جویند: أُولَئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ ؛ آنانند که در کارهاى نیک شتاب مى ‏ورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت مى ‏جویند. (مومنون، آیه ۶۱) البته خدا در آیه دیگر بیان می کند که شتاب و سبقت را براساس توانایی و وسعت هر کسی است و خدا از کسی بیش از توانش نمی خواهد.(مومنون، آیه ۶۲) اما این به این معنا نیست که انسان در مسابقه کم تر سعی و تلاش کند، بلکه باید مثل اسب های مسابقه آن چنان سعی کند و شتاب ورزد که به نفس نفس افتد؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: وَفِی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ در این نعمت های اخروی و بهشتی باید هم چون متنافسان به نفس نفس بیافتید.(مطففین، آیه ۲۶) تنافس تلاش اسب های مسابقه را می گویند که در شتاب گیری چنان تلاش می کنند و بر هم سبقت می گیرند که به نفس نفس افتاده و نفس های به شماره می افتد. این همان مقاماتی است که سابقون مقرب الهی دارا هستند و هر کسی باید برای رسیدن به آن تلاش کند. این همان مسابقه اصلی در زندگی است که باید به آن اندیشید و در این مسیر تلاش کرد.