مسابقات دنیاطلبان و آخرت خواهان

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان ها به دلیل خلقیات فطری، در هیچ چیزی برای خود خط قرمزی نمی بینند؛ از این روست که در دو سویه صعود و سقوط، حدی برای خود نمی شناسند؛ چنان که گفته شده که انسان موجودی بی نهایت خواه و بی نهایت گرا است تا جایی که «حدّ یقف» برای خود نمی شناسد و به سبب ساختار خلقتی «ظلوم جهول» نه تنها پایانی برای خود قایل نیست، بلکه به سبب ساختار «عجول» بودن، اهل سرعت و شتاب بوده و به سبب ساختار «کمال گرایی مطلق» می خواهد در مرتبه نخست «السابقون الاولون» در هر چیزی  باشد، و این گونه است که اهل مسابقه و سبقت جویی است تا جایی که در این امر به حد «التنافس» می رسد و نفس هایش در شتاب و سرعت و سبقت به «نفس نفس» می افتد.

نویسنده در این مطلب برآن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، نگاهی به مصادیقی از سبقت جویی انسان در دو ساحت صعود و سقوط داشته باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مسابقه بی پایان انسان

سبقت در لغت به معناى تقدّم و پیشى گرفتن در سیر و حرکت است، سپس به نحو مجاز به معناى تقدّم و پیشى گرفتن در امور دیگر نیز به کار رفته است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۹۵، «سبقت»)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان به سبب آن که در ساختار روان و تن از عالی ترین مرتبه؛ یعنی همان روح الله(حجر، آیه ۱۵؛ ص، آیه ۷۲) تا دانی ترین مرتبه؛ یعنی گِل(همان) را با هم دارد، آفریده ای  بس شگفت انگیز است؛ زیرا از یک سوی «فعّال» مطلق و از یک سوی دیگر «منفعل» محض است. این گونه است که نوعی تضاد شگفت انگیز در ساختار وجودی انسان وجود دارد که او را آماده می سازد یا «متاله» و خدایی شود(بقره، آیه ۱۳۸) یا آن که چون «حصب» سوخت دوزخ و دوزخیان شود.(انبیاء، آیه ۹۸)

در انسان صفات متضادی چون اکرام و بخل، اطمینان و عجله، شکر و کفر، عفو و انتقام، عدل و ظلم، عقل و جهل و مانند آنها وجود دارد که انسان را به سوی فضایل یا رذایل سوق می دهد و صعود و سقوط او را رقم می زند.

هم چنین انسان ها به سبب ظلوم و جهول بودن(احزاب، آیه ۷۲) مسئولیت هایی را به عهده می گیرند که دیگران از پذیرش آن ابا دارند.(همان) از آن جایی که از صفات الهی برخوردار هستند(بقره، آیه ۳۱)، همه صفات الهی را در تمامیت آن می خواهند، در حالی که به یک معنا خود این تمامیت خواهی بی نهایت است؛ زیرا خدا و صفات الهی بی نهایت است.(طه، آیه ۸؛ اسراء، آیه ۱۱۰؛ حشر، آیه ۲۴)

البته باید توجه داشت که «الله» دارای دو دسته صفات جلالی و جمالی (اکرامی) است؛ چنان که خدا می فرماید: تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ.(الرحمن، آیه ۷۸) این بدان معناست که برخی از انسان ها هر دو صفات را در خود ظهور می دهند، و برخی تنها صفات جلالی و برخی نیز صفات جلالی.

البته از نظر قرآن، بیش تر مردم، نور صفات الهی را که همه هستی از جمله وجود انسان را روشن کرده (نور، آیه ۳۵) در خود «دسیسه» می کنند(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)؛ یعنی فتیله آن را پایین می کشند تا جایی که دیگر هیچ اثری از تابش آن نیست؛ یا خاکی بر آن می ریزند که نور و حرارتش کور می شود؛ همانند اخگر فروزان که زیر خاکستر دفن و دسیسه شده باشد.

از نظر قرآن، کسانی که صفات الهی را روشن نگه می دارند و با ایمان و اعمال صالح آن را فروزان تر می کنند، در مسیر صعود وعروج قرار می گیرند و به عنوان «متاله» خدایی می شوند(تحریم، آیه ۸؛  حدید، آیه ۱۲)؛ اما کسانی که به کفر می گرایند و به فجور می پردازند، آن را دفن و دسیسه کرده(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)، و فطرت را به طبیعت تغییر می دهند(نساء، آیه ۱۵۵) و مختوم می سازند.(بقره، آیه ۷)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها در دو جهت متضاد اظهار انوار صفات الهی یا دفن و دسیسه کردن آن(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) با هم مسابقه می دهند. این مسابقه چون در بی نهایت است، مسابقه ای بی پایان است که فرجام آن در بهشت ها و دوزخ های اخروی در عالم آخرت بروز و ظهور می کند.

مسابقه در ساحت افزایش انوار صفات الهی

چنان که گفته شد انسان دارای همه صفات الهی و انوار آن است که او را شایسته خلافت الهی کرده است(بقره، آیات ۳۰ و۳۱)، اما خلافت مطلق و کامل برای انسان زمانی شکل می گیرد که انسان انوار صفات الهی را در خود به طور کامل ظهور و بروز دهد که این اظهار با ایمان و عمل صالح تحقق می یابد.

از همین روست که در آیات قرآنی، مسابقه بر سر اظهار و افزایش نور صفات الهی مطرح است. این مسابقه می بایست در امور زیر باشد تا آثار آن در انسان بروز و ظهورکند.

مهم ترین اموری که موجب می شود تا نور الهی در انسان تشدید شود ، اموری چون سبقت و پیشگامی دراسلام(توبه، آیه ۱۰۰؛ واقعه، آیه ۱۰؛ زمر، آیه ۱۲؛ انعام، آیات ۱۴ و ۱۶۳)، توحید(زخرف، آیه ۸۱)، ایمان(اعراف، آیه ۱۴۳؛ شعراء، آیه ۵۱؛ توبه، آیه ۱۰۰؛ حشر، آیه ۱۰)، عبادت(زخرف، آیه ۷۱)، خیرات(انبیاء، آیه ۹۰؛ آل عمران، آیه ۱۱۴)، تقرب به خدا(واقعه، آیات ۱۰ و ۱۱)، انفاق(حدید، آیه ۱۰)، جهاد در راه خدا(انفال، آیات ۷۴ و ۷۵)، توبه (واقعه، آیات ۱۰ و ۱۱؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۲۵)، سلام(انعام، آیه ۵۴)، اطاعت از خدا و پیامبران(واقعه، آیات ۱۰ تا ۱۲؛ مجمع البیان، ج ۹-۱۰، ص ۳۲۴)، آمرزش و مغفرت خواهی(آل عمران، آیه ۱۳۳؛ حدید، آیه ۲۱؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۱۶۵)، نماز(واقعه، آیات ۱۰ و ۱۱؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۲۵)، هجرت(انفال، آیات ۷۴و۷۵)، بهشت(آل عمران، آیه ۱۳۳؛ حدید، آیه ۲۱؛ مطففین، آیه ۲۶)، انجام ماموریت الهی (نازعات، آیات ۴ و ۵؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۱۸۱ – ۱۸۲) و مانند آنها است.

در حقیقت کسی که به این امور الهی می پردازد شرایط را به گونه ای برای خودش رقم می زند تا صفات الهی در او بروز و ظهور کرده و انوار آن صفات او را منور و روشن گرداند، به طوری که هر شخص مومن با این خصوصیات همانند تمام هستی بهره مند از همه صفات الهی و انوار آن می شود.

از نظر قرآن، کسانی که از نعمت های الهی از جمله انوار صفات الهی در خود بهره مند می شوند و با ایمان و عمل صالح و سبقت جویی در آن خود را «متاله قرآنی» می سازند و از انوار الهی به طور کامل و تمام بهره مند می شوند، کسانی هستند که خود بهشت آفرین و روح و ریحان هستند.(واقعه، آیه ۸۹) این افراد نوری را خود دارند که آخرت ساز است؛ زیرا بهشت چیزی جز انوار محض و خالص الهی نیست که در هر شخصی ظهور و بروز می کند، و فاقدان آن در دوزخ ظلمات به سر می برند که به سبب دفن و دسیسه نور فطرت الهی برای خود ایجاد کرده اند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ حدید، آیه ۱۲)

به هر حال از نظر قرآن، انسان هماره می بایست در امر خیر که ایمان و اسلام و نماز و دیگر اعمال صالح است، سبقت بجوید، چنان که خدا می فرماید: أُوْلَئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَ هُمْ لَهَا سَابِقُونَ اینان مؤمنین کسانی هستند که به کارهای نیک می‌شتابند و در آن بر یکدیگر سبقت می‌جویند.(مؤمنون، آیۀ ۶۱.)

امام علی “علیه السلام” در توصیف این صفت در خود می‌فرماید: فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِینَ فَشِلُوا وَ تَطَلَّعْتُ حِینَ تَقَبَّعُوا وَ نَطَقْتُ حِینَ تَعْتَعُوا وَ مَضَیْتُ بِنُورِ اللَّهِ حِینَ وَقَفُوا وَ کُنْتُ أَخْفَضَهُمْ صَوْتاً وَ أَعْلَاهُمْ فَوْتاً فَطِرْتُ بِعِنَانِهَا وَ اسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِهَا؛ زمانى که مسلمان‌ها ناتوان بودند، به یارى دین خدا برخاستم و هنگامى که مردم از ترس مخفى مى‌شدند، من خود را آشکار مى‌کردم و موقعى که از ترس به لکنت زبان مبتلا شده بودند، من حق را بیان مى‌نمودم و هنگامى که از حرکت در راه خدا متوقف شده بودند، من به نور الهى و مدد او پیش مى‌رفتم. در عین حال از همه خاموش‌تر و در سبقت گرفتن از آنها برتر بودم. پس زمام فضائل را گرفته به پرواز در آمدم و به تنهایى جایزۀ این مسابقه را بردم.( نهج البلاغه، خطبۀ ۳۷)

چنان‌که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در این‌باره می‌فرماید: «إنَّ اللّه یُحِبُّ مِنَ الخَیرِ ما یُعَجَّلُ؛ خداوند کار خیرى را که با شتاب صورت گیرد، دوست دارد».(الکافی: ج ۲، ص ۱۴۲) البته باید توجه داشت که تعجیل در امور خیر به معنای به تعویق نیانداختن کار نیک از وقت مناسب آن و از دست ندادن فرصت است، نه به معنای خواستن چیزی در غیر موقع مناسب آن و بدون تفکر و تأمل که مصداق عجله بوده و طبعاً مذموم است.

چنان‌که امام باقر “علیه السلام” با هشدار نسبت به نفوذ شیطان، در این زمینه می‌فرماید: «مَن هَمَّ بِشَیءٍ مِنَ الخَیرِ فلْیُعَجِّلْهُ، فإنَّ کُلَّ شَیءٍ فیهِ تَأخیرٌ فإنَّ لِلشَّیطانِ فیهِ نَظرَهً؛ هر که قصد کار خیرى کرد، زود آن را انجام دهد؛ زیرا در هر چیز که تأخیر افتد، شیطان در آن مهلتى پیدا می‌کند».(کافی، ج ۲، ص ۱۴۳.)

لذا امام صادق “علیه السلام” در این زمینه می‌فرماید: «إذا هَمَمتَ بِخَیرٍ فبادِرْ؛ فإنَّکَ لا تَدری ما یَحدُثُ؛ هرگاه آهنگ کار خوبى کردى، بشتاب؛ زیرا نمى‌دانى که چه پیش خواهد آمد».( ج ۲، ص ۱۴۲.)

چنان‌که در حدیثی از امام صادق “علیه السلام” در این رابطه می‌خوانیم: مَنْ‏ هَمَ‏ بِخَیْرٍ فَلْیُعَجِّلْهُ‏ وَ لَا یُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ الْعَبْدَ رُبَّمَا عَمِلَ الْعَمَلَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَدْ غَفَرْتُ لَکَ وَ لَا أَکْتُبُ عَلَیْکَ شَیْئاً أَبَدا؛ چون ارادۀ کار خیرى‏ نمودى، تأخیرش نیانداز؛ زیرا خداى عزوجل گاهى بر بنده مشرف مى‏شود که او مشغول طاعتى است، پس می‌فرماید: به عزّت و جلالم سوگند که تو را پس از این هرگز عذاب‏ نکنم‏.( الکافی، ج ۲، ص ۱۴۲.)

همچنین امام صادق “علیه السلام” نیز فرموده است: «إذا هَمَّ أحَدُکُم بِخَیرٍ أو صِلَهٍ فإنَّ عَن یَمینِهِ و شِمالِهِ شَیطانَینِ، فلْیُبادِرْ لا یَکُفّاهُ عَن ذلکَ؛ هرگاه یکى از شما آهنگ کارى نیک یا بخششى کرد، در طرف راست و چپ او دو شیطان قرار می‌گیرند؛ پس بشتابد که آن دو شیطان او را از تصمیمش باز ندارند».( ج ۲، ص ۱۴۳.)

در حدیثی از نبی مکرم اسلام “صلی الله علیه و آله” نقل شده است که خطاب به اصحاب فرمود: اتدرون من السابقون الى ظل الله یوم القیامه؟ قیل: یا رسول اللّه و من هم؟ فقال “صلی الله علیه و آله” : الذین یقبلون الحق إذا سمعوه و یبذلونه إذا سألوه و یحکمون للناس کحکمهم لأنفسهم؛ آیا مى‌دانید چه کسانى پیشگامان به سوى سایه لطف پروردگار در قیامتند؟ اصحاب عرض کردند: آنها چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: آنها کسانى هستند که وقتى حق به آنها داده شود، پذیرا مى‌گردند و هنگامى که از آنها دربارۀ حق سؤال شود، آن را در اختیار مى‌گذارند و دربارۀ مردم آن‌گونه حکم مى‌کنند که دربارۀ خودشان چنین می‌کنند.( النوادر، راوندی: ص ۶۴.)

در حدیثی از امام صادق “علیه السلام” آمده است که امام باقر “علیه السلام” در جمعی خطاب به اصحاب خود فرمودند: أَنْتُمْ شِیعَهُ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ أَنْصَارُ اللَّهِ وَ أَنْتُمُ‏ السَّابِقُونَ‏ الْأَوَّلُونَ‏ وَ السَّابِقُونَ الْآخِرُونَ وَ السَّابِقُونَ فِی الدُّنْیَا وَ السَّابِقُونَ فِی الْآخِرَهِ إِلَى الْجَنَّهِ قَدْ ضَمِنَّا لَکُمُ الْجَنَّهَ بِضَمَانِ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ ضَمَانِ رَسُولِ اللَّهِ “صلی الله علیه و آله” وَ اللَّهِ مَا عَلَى دَرَجَهِ الْجَنَّهِ أَکْثَرُ أَرْوَاحاً مِنْکُمْ فَتَنَافَسُوا فِی فَضَائِلِ الدَّرَجَاتِ‏‏؛ شما شیعیان پیروان خدا هستید و شمایید یاران خدا و شمایید پیشی‌گرفتگان اولین و آخرین و پیشی‌گرفتگان در دنیا و آخرت به سوی بهشت و ما با ضمانت خداوند عزوجل و رسولش “صلی الله علیه و آله” برای شما ضمانت بهشت کرده‌ایم. به خدا که در درجات بهشت کسی بالاتر از شما نباشد، پس برای درک فضائل درجات بهشت با یکدیگر رقابت کنید.( الکافی: ج ۸، ص ۲۱۳.)

امام علی (علیه السلام) با تشویق به سرعت در انجام اعمال صالح و نیک، خطاب به مؤمنین می‌فرماید: «التُّؤَدَهُ مَمدوحَهٌ فی کُلِّ شَیءٍ إلاّ فی فُرَصِ الخَیرِ؛ درنگ در هر چیزى پسندیده است، مگر در فرصت‌هایى که براى انجام کار خوب دست مى‌دهد».(غررالحکم: ح ۱۹۳۷.)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان می بایست نه تنها در محاسن اخلاقی که مرتبه متوسط اخلاق است، پیشگام باشد، بلکه می بایست در مکارم اخلاقی که در ساحت ایثار و اکرام تعریف می شود، سبقت بجوید و جزو سابقون اولون باشد. امام حسین(علیه السلام) درباره سبقت جویی در مکارم اخلاقی فرمودند: أیُّهَا النّاسُ! نافِسوا فِی المَکارِمِ وَ سارِعوا فِی المَغانِمِ؛ ای مردم!در انجام کارهای نیک بر یکدیگر سبقت بگیرید و در سود بردن از پاداشهای اخروی شتاب به خرج دهید.(کشف الغمّه، ج۲، ص۲۹)

شکی نیست که مهم ترین خیری که به بشر می رسد، همان ولایت الهی است که در ولایت پیامبر(ص) و معصومان(ع) بروز و ظهور می کند؛ از همین روست که امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیۀ شریفۀ: فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَات أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا(بقره، آیۀ ۱۴۸) پس در کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى بگیرید، هر کجا که باشید، خداوند همگى شما را به سوى خود باز مى‌آورد، فرموده است: «اَلْخَیْرَاتُ‌ الْوَلَایَه؛ مراد از خیرات، ولایت است».( الکافی، ج ۸، ص ۳۱۳.)

مسابقه در ساحت دفن و دسیسه انوار صفات الهی

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، همه انسان ها به طور فطری برحالت استواء و اعتدال آفریده شده و از همه انوار صفات الهی برخوردار هستند.(شمس، آیه ۷؛ انفطار، آیه ۷) اما انسان هایی هستند که با انتخاب کفر و کفران به جای شکر و ایمان، از خطوط قرمز الهی می گذرند و نور صفات الهی را در خود دفن و دسیسه می کنند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

همان طوری که مومنان در ایمان و کارهای صالح سرعت و سبقت می گیرند، کافران در کفر و کفران سرعت و سبقت می گیرند و با هم مسابقه می گذارند. خدا در قرآن مواردی از این سبقت جویی آنان را بیان می کند که شامل مواردی چون کفر(بقره، آیات ۴۰ و ۴۱)، گناه(مائده، آیه ۶۲)، تجاوزگری(مائده، آیات ۵۹ و ۶۲)، حرام خواری(همان)، لواط(اعراف، آیه ۸۰؛ هود، آیه ۷۸؛ عنکبوت، آیه ۲۸)، دوزخ(هود، آیات ۹۷ و ۹۸؛ نحل، آیه ۶۲؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶، ص ۵۶۹) و مانند آنها است.

در حقیقت کسانی که در مسیر سقوط گام برمی دارند، در همان سقوط خویش تلاش می کنند که اول باشند و بردیگران سرعت و سبقت بجویند و به عنوان اولین ها در این امور شناخته شوند.