مسئولیت ها و خطرات اعضا

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انصاف و انسان از دیدگاه امام زمان(عج)

هر انسانی در قبال خدا ،‌ خود و جامعه مسئولیت هایی را دارد که اگر آن را به درستی انجام ندهد خود و دیگران را در خطر قرار می دهد. امام زمان(عج) دردعای معروف توفیق الطاعه به بخش های مهم و اصلی این مسئولیت ها و خطرات توجه داده است. نویسنده کوشیده تا با نگاهی گذرا نکاتی را این باره بیان کند که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اسلام، سبک زیست واقع بینانه و حقیقت گرایانه

دستگاه و نظام اسلامی، مجموعه ای کامل و تمام از نظریات واقع بینانه و حقیقت نگرانه ای است که می کوشد تا از درون مرزهای واقعیت بینی، انسان را حقیقتی برساند که کمال مطلق و مقصد غایی اوست. سبک زندگی و زیستی که در این نظام ارایه می شود، به شدت از دو عنصر اصلی واقع بینی و حقیقت گرایی متاثر است. از این رو با درک درست واقعیت ها در چارچوب هدف غایی، برنامه ها و راهکارهای خود را ارایه می دهد. پس نمی توان موردی را یافت که به دور از واقع بینی و خارج از دایره غایی حقیقت گرایی،‌ دستور و برنامه ای را ارایه کرده باشد و هر گاه موردی بر خلاف لحاظ این دو عنصر در آن دیده شود، یا می بایست در نسبت آن به اسلام تردید کرد و یا در درستی فهم خود نسبت به خروج از این محدود شک کرد و یا محمل و توجیه منطقی و عقلانی برای آن یافت. در غیر این صورت می بایست آن را به دور انداخت و از نسبت آن به اسلام خودداری ورزید.

نظامواره اسلامی، دستگاهی با پیچیدگی های موجود در هستی و انسان است؛‌ زیرا برنامه اسلامی، برنامه ای مبتنی بر همین پیچیدگی ها می باشد و نمی توان مجزا از یکدیگر نگریست و یا نگرش گزینشی و بخشی را در آن اعمال کرد. هر قطع از قطعات آن می بایست در جایی خود قرار گیرد تا عملکرد مناسب و درستی از آن انتظار داشت.

از این روست که در بیان هر مسئولیتی به واقعیت های موجود توجه داشته و نقشی را بیان می کند که از آن انتظار طبیعی می رود و می تواند در آن حوزه حقیقت را تحقق بخشد. هرگاه به مسئولیت فردی و اجتماعی توجه می دهد به خطرات آن نیز نگاهی دارد و به دور از واقع بینی و توانمندی وظرفیت موجود، مسئولیتی را بر دوش شخص در حوزه فردی و اجتماعی نمی گذارد.

بر پایه همین شرط است که همواره از اصل استطاعت سخن به میان آمده است و مسئولیت ها در این چارچوب تعریف و تبیین و توصیه می شود؛ (بقره، آیه ۲۸۶؛ تغابن ، آیه ۱۶)چرا که از هر کسی با توجه به توان و استطاعت انتظار مسئولیت و نقش پذیری می رود و انتظاری فراتر، از مصادیق ظلم می باشد که از نظر حکم عقل عملی قبیح است. در حقیقت، توجه به توان و وسعت هر کس و چیزی در ایجاد مسئولیت و نقش از اموری است که در اسلام مد نظر قرار گرفته است و هرگز نقش ها بیرون از وسعت، ظرفیت و استطاعت شخص یا عضو تعریف نشده است. از این روست که اسلام را دین مبتنی بر فطرت دانسته اند؛ زیرا هر مسئولیت و نقشی که تعریف شده و حکمی صادر شده است، مبتنی بر واقعیت های موجود در انسان بوده است و از او چیزی فراتر از وسعت، ظرفیت، استطاعت و توان خواسته نشده است.

از نظر اسلام، هر کسی و حتی هر عضوی دارای مسئولیتی مبتنی بر ظرفیت و استطاعت است و می بایست نقشی را به عهده گیرد که در توان و وسعت و استطاعت اوست و شخص یا عضو می بایست در چارچوب حقیقت گرایی آن نقش را به درستی انجام دهد؛ زیرا همه نقش ها و مسئولیت ها، در راستای تحقق حقیقتی سامان یافته است که مقصد غایی بشر می باشد و رسیدن هر کس یا حتی عضو به آن حقیقت به معنای رسیدن به کمال مطلق و مطلوبی است که در دستگاه آفرینش به عنوان حکمت و هدف قرار داده شده است.(اسراء، آیه ۳۶)

نگاهی به برجسته ترین مسئولیت ها و خطرات آن

امام زمان (ع) با نگاهی به واقعیت انسان، مهم ترین مسئولیت ها و نقش های هر انسان و بلکه هر عضو انسانی و صنف انسانی را با توجه به مسئولیت های فردی و اجتماعی او در قبال خود، خدا،‌ انسان و طبیعت بیان کرده است. البته از آن جایی که مسئولیت ها و نقش های هر انسانی بسیار متنوع و متعدد است، ایشان تنها به برجسته ترین و مهم ترین نقش ها و مسئولیت ها توجه داشته است و به شکلی خواسته است مردمان را به خطرات احتمالی آن ها توجه دهد.

این مطلب را امام زمان(عج) در شکل دعا و نیایش بیان می کند. دعای توفیق الطاعه در حقیقت تبیین مهم ترین مسئولیت ها و نقش های انسان در زندگی فردی و اجتماعی در برابر خود و خدا و انسان و طبیعت است. در این دعا به شکلی بسیار زیبا، سبک زندگی و سبک زیست مطلوب یک انسان مسلمان ارایه شده است. این سبک زیستی که از سوی امام زمان (عج) ارایه می شود در همان چارچوب واقعیت بینی و حقیقت نگری سامان و ارایه می شود.

می توان با نگاهی گذرا به این نیایش توفیق الطاعه سه محور اساسی مسئولیت های انسان در برابر خود، خدا و دیگران را در دو حوزه زندگی شخصی و اجتماعی ردگیری و شناسایی کرد. در این دعا هر چند که به طور مستقیم از خطرات سخن به میان نیامده است ولی تاکید بر مسئولیت ها و نقش خاص برای هر انسان، عضو و صنفی به معنای توجه بخشی به خطراتی است که در آن محتمل است.

مسئولیت های انسان در برابر خدا

امام زمان(عج) چنان که کفعمی در کتاب شریف مصباح نقل می کند و محدث قمی در مفاتیح الجنان می آورد، در گام نخست به مسئولیت های انسان در برابر خداوند اشاره می کند و می فرماید:

۱. اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَهِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَهِ : خدایا توفیق طاعت خود و دوری از معصیت را به ما روزی گردان. در حقیقت مسئولیت نخست انسان در برابر خداوند است و این مسئولیت در چارچوب طاعت از خداوند معنا می یابد. خداوند در قرآن بارها از انسان می خواهد که اطاعت خود از خدا را در چارچوب دین اسلام نشان دهند؛(آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیه ۹۲ و آیات دیگر) زیرا این اطاعت زمینه ساز رسیدن انسان به خداوند می باشد و این امکان را به بشر می دهد تا با تخلق به اخلاق الهی و صفات و اسمای خداوندی، خدایی شده و در مقام خلافت الهی قرار گیرد و به کمال مطلق خود برسد و از نقص رهایی یابد.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۸) البته از نظر قرآن اطاعت از خداوند در اطاعت از دین اسلام، پیامبر (ص) و اولوا الامر (ع) معنا و ظهور می یابد. (آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آیه ۵۹؛ مائده، آیه ۹۲ و آیات دیگر) کسی که بخواهد این مسئولیت خود را در قبال خداوند به انجام رساند می بایست از معصیت پرهیز کند؛ زیرا عصیان نقیض اطاعت است و کسی که عصیان می ورزد از اطاعت سرباز می زند. بنابراین، بزرگ ترین خطر برای هر انسانی، عصیان از اطاعت است،‌ چنان که ابلیس این گونه عمل کرد و موجبات لعن و رجم خود را فراهم آورد. ریشه این عصیان می تواند تکبر و استکبار یا جهل وغرور یا هر امر دیگری باشد. بنابراین می بایست انسان همواره بکوشد تا گرفتار عصیان نشود و از خطر بزرگ سقوط در شقاوت و دوری از خداوند پرهیز کند.(بقره، آیه ۹۳؛ یونس، آیات ۱۵ و ۹۱؛ مریم ، آیه ۱۴)

۲. وَ صِدْقَ النِّیَّهِ: صداقت در نیت از دیگر مسئولیت های انسان در برابر خداوند است؛ زیرا اگر حسن فاعلی در کسی تحقق نیابد عمل او هر چند که از حسن فعلی برخوردار باشد و از مصادیق عمل صالح باشد تاثیری نخواهد داشت. هر کار نیکی می بایست با نیت خیر و خدایی همراه باشد. از این روست که در آموزه های قرآنی بر نیت خالص تاکید بسیاری شده است و از انسان ها خواسته شده که در انجام کارهای نیک، غیر خدا را شریک نگیرند؛ چرا که در این صورت آن عمل نیک و کارخوب هیچ گاه بالا نمی رود و موجبات رشد و بالندگی انسان نمی شود؛ زیرا آن عمل نیک و صالحی بالا می رود و انسان را می سازد که همراه با نیت خالص و خیر الهی باشد؛ و به سخن دیگر، حسن فعلی عمل صالح همراه با حسن فاعلی نیت صادق و خالص برای خدا باشد و شخص در هر کار خیر و خوبی، خداوند را در نظر بگیرد.(فاطر، آیه ۱۰؛ انسان، آیات ۸ تا ۱۰) پس اگر کار نیک و عمل صالح با صدق نیت و خلوص و وجه الله بودن همراه نشود، از مصادیق شرک است و هیچ فایده و تاثیری نخواهد داشت. این خطری است که کارهای خوب انسان را تهدید می کند؛ چنان که عمل ریایی نیز این گونه است و موجب تباهی اعمال نیک عبادی و اعمال صالح می شود.(ماعون، آیه ۶ و آیات دیگر)

۳. وَ عِرْفانَ الْحُرْمَهِ : مسئولیت دیگر انسان شناخت حرام از حلال است؛ زیرا هر چند که اصل حلیت هر چیزی است و این قاعده کلی در همه زندگی بشر است؛ زیرا همه چیزی که خداوند آفریده خیر است و شر نیست،‌ ولی باید توجه داشت که نسبت انسان به اشیاء و امور با نسبت آن چیز با جهان هستی متفاوت است؛ زیرا اگر هر چیزی برای خودش مفید و در وجودش خیر است،‌ ولی نسبت به انسان می تواند شر و موجبات ضرر باشد. از آن جایی که بخش کوچکی از امور و اشیاء موجود در جهان برای انسان دارای ضرر و زیان است می بایست آن ها را بشناسد و از آن پرهیز کند. در حقیقت، شناخت مجموعه کوچکی از محرمات به انسان این اجازه را می دهد تا از آن ها پرهیز کرده و خود را از آسیب های یقینی و یا احتمالی آن حفظ کند. اگر اصل در رانندگی حرکت در مسیر است،‌ ولی شناخت برخی از قوانین بازدارنده و مقررات راهنمایی و رانندگی چون وجود دست انداز، چراغ راهنمایی، خطوط متمدد و منقطع و مانند آن می تواند سلامت رانندگان را در جاده تضمین نماید. هر چند که برای حضرت آدم(ع) تنها یک چیز به عنوان میوه درخت ممنوع، حرام بود ولی برای ایشان و فرزندانش پس از هبوط به دنیا، اموری دیگر حرام شده است که می بایست آن محرمات را بشناسد و از آن ها اجتناب ورزد. بنابراین، بزرگ ترین خطری که انسان را در برابر اطاعت از خداوند تهدید می کند، عدم شناخت از محرماتی است که موجب عصیان، دوری و گناه می شود و آسیب های جدی به انسان وارد می سازد.

۴. وَ اَکْرِمْنا بِالْهُدى وَ الاْسْتِقامَهِ : در این عبارت به حق و مسئولیتی اشاره شده است که می تواند زندگی انسان را متحول سازد؛‌زیرا انسان پس از هبوط در دنیا، اگر بخواهد به کرامت انسانی خود بازگردد و خلافت الهی را به عهده گیرد، نیازمند هدایت الهی از طریق عقل و وحی می باشد؛‌زیرا شرایط زیست دنیا می تواند عقل را با فجور و عصیان و گناه محجوب نماید و در پرده قرار داده یا مختوم و مهمور کند. هم چنین به سبب اضطراری که انسان به اختیار در آن گرفتار شده تا فضل و منت خداوندی بر اوست که می تواند او را به هدایت وحیانی نجات دهد. بنابراین، درخواست تکریم از سوی خداوند به هدایت،‌یک درخواست تفضیل و تمن است. به این معنا که شخص می داند که خود به عصیانی گرفتار حالت زیست زمینی و مشکلات آن شده است و می بایست به عنایت و فضل الهی به کرامت هدایت برسد و خود را در مسیر شدن های کمالی قرار دهد. بنابراین، خطر بزرگی که انسان را در دنیا تهدید می کند،‌فقدان هدایت عقلانی و وحیانی است. افزون بر این خطری که انسان بدان تهدید می شود، خطر عدم استقامت است. استقامت به معنای پایداری در مسیر قوام و راستی است. بسیاری از انسان ها گام هایی را برای خودسازی بر می دارند ولی هرگز به پایان نمی رسند و در میان راه یا خسته می شوند و یا بریده می گردند و یا برای رسیدن گام هایشان سست می شود. فقدان عزم و استقامت بزرگ ترین دشمن دیرین بشر بوده و هست. از این روست که حضرت آدم(ع) به سبب همین فقدان عزم و استقامت در دام ابلیس گرفتار می شود.(طه، آیه ۱۱۵) و حضرت پیامبر(ص) هنگامی که مامور می شود تا خود و امت خویش را در مسیر استقامت نگه دارد،‌از این فرمان پیر می شود.(هود، آیه ۱۱۲) چرا که مسئولیت بزرگ و پرخطری است.

مسئولیت های انسان در برابر اعضا و جوارح

از جمله مسئولیت های انسان می بایست به مسئولیت های او در برابر اعضا و جوارح خودش اشاره کرد؛ زیرا این مسئولیت ها اگر به درستی اعمال شود، فرصت رشد و کمال یافتن را به دست می آورد و می تواند به رسیدن به مقامات بلند انسانی امید داشته باشد. البته باید توجه داشت که هر عضوی همان اندازه که برای رساندن انسان به کمال نقش مهم و اساسی ایفا می کند مانند گوش و چشم که علوم و دانش های مفید را به انسان می دهد و ابزارهای مهم شناختی و معرفتی می باشد، همان اندازه خطرناک و خطرساز می باشد.

۵. وَ سَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَ الْحِکْمَهِ: سداد و استحکام زبان در مسیر درستی و فرزانگی و هدفمندی از جمله مسایلی است که می بایست شخص بدان توجه داشته باشد. به این معنا که زبان برای این به انسان داده شده است تا آن چه صواب و درست است را بگوید و از ناصواب و نادرستی پرهیز کند. مشکل زبان این است که با پرگویی خودش گرفتار نادرستی و بیهودگی می افتد و به جای آن که سخنان مطابق با واقع و درست بر زبان آورد و به گوش دیگران برساند و زمینه رشد و بالندگی خود و دیگران را فراهم آورد، سخنان کذب ونادرست بر زبان می راند و یا به بیهودگی می افتد و سخنان حکیمانه بر آن جاری نمی شود که هدف مثبت و مفیدی را برساند. در برخی از روایات آمده است که زبان بزرگ ترین دشمن بشر است. بسیاری از گرفتاری ها و بدبختی های انسان به سبب زبان است. کسی که زبان خود را نگه دارد و سدید و محکم سخن گوید خداوند بر زبان او قول صواب و حکمت را جاری می سازد.(نساء، آیه ۹؛ احزاب، ایه ۷۰؛ بقره، آیه ۲۶۹)

۶. وَ امْلاَ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَهِ : دل ها و قلوب ما را با علم و معرفت پر کن؛ چرا که قلب مرکز علم و دانش و معرفت است؛ هم چنان که قلب محل عواطف و احساسات است. اگر قلب به درستی مدیریت شود می تواند با مرکز ایمان باشد و انسان را به خدایی شدن برساند. خداوند بارها در قرآن از بیماری قلب سخن به میان آورده است. زنگار گرفتن قلب به سبب گناهانی است که انسان مرتکب می شود و اجازه نمی دهد تا به عنوان منبع شناخت و معرفت و علم و دانش شود. علم به معنای دانش به کلیات و معرفت به معنای دانش به جزئیات نیاز انسان است تا مسیر خود را بشناسد و در آن مسیر حرکت کند و خود را به کمال مطلق برساند. اگر قلب انسان به علم و معرفت پر نشود، زنگار می گیرد و از رشد و بالندگی باز می ماند. بی گمان اصل انسانیت را می بایست در قلب او جست؛ زیرا همه اعضا و جوارح دیگر در خدمت قلب هستند.(بقره، آیات ۷ و ۱۰ و ۷۴ و ۸۸؛ اعراف، آیات ۱۷۹ و ۱۹۵) اگر انسان بتواند قلب خود را مدیریت کند همه اعضا و جوارح خود را مدیریت کرده است و از جهل و نادانی گریخته و به بصیرت دست یافته است. کسانی به این علم و معرفت می رسند که دارای تقوا باشند.(بقره،‌ آیه ۲۸۲ و ایات دیگر)

۷. وَ طَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَ الشُّبْهَهِ : شکم های ما را از حرام و شبهات پاک و مطهر گردان؛ زیرا اگر به حرام و غذاهای شبهناک نزدیک شویم، همه وجود ما آلوده به زنگار می شود و دیگر توانایی تشخیص حق از باطل و خوب از بد را از دست می دهیم؛ چرا که لقمه به شکل خون در همه اعضای بدن ما حرکت می کند و مغز و قلب ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد. غذای آلوده، فکر آلوده و پلید را می سازد و قلب را مریض و بیمار می کند و عقل را از انسان می گیرد. بنابراین، خطری که شکم را به عنوان یک عضو انسانی تهدید می کند، حرام و شبهه است.(نساء، آیه ۱۰ و آیات دیگر)

۸. وَ اکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَ السَّرِقَهِ: دست های ما را از ظلم و سرقت باز دار؛ چرا که دست ها همواره به تجاوز به حقوق دیگران خو می گیرد و این بزرگ ترین خطری است که دستان ما بدان تهدید می شود. انسانی که به ظلم و سرقت خو گیرد،‌ وجودش را از غذاهای حرام انباشت می کند و اجازه نمی دهد تا در مسیر کمالی رشد و بالندگی خود را ادامه دهد.

۹. وَ اغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیانَهِ: چشم های ما را از فجور و خیانت بپوشان؛ زیرا چشم اگر عادت کند تا به هر چیزی بنگرد و پرده های حیات و عفت را بشکافد و با چشم چرانی راه خیانت را بپماید، در حرام می افتد که جز خواری و ذلت و شقاوت چیزی را به همراه نخواهد ااشت. از این روست که خداوند از پوشاندن چشمان از فجور و خیانت بارها سخن می گوید و در قرآن بدان دعوت می کند ؛ (مومنون، آیات ۶ و ۷ و آیات دیگر) چرا که سلامت چشم،‌سلامت قلب را به همراه خواهد داشت؛ چنان که سلامت شکم از غذاهای حرام و شبهناک سلامت قلب و جان و روان آدمی را به دنبال دارد.

۱۰. وَ اسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغیبَهِ: استحکام و استواری گوش از لغو و غیبت یکی دیگر از مسئولیت های بشر در برابر اعضای خود است. انسان مسئول است تا به جای لغو و بیهوده، گوش خود را با حکمت وسخنان مفید پر کند و اجازه ندهد تا غیب بشنود و مطالب نادرست و درست درباره دیگران که ایشان را ناخوش می آید بشنود و دل را بدان کدر و تیره سازد.(مومنون، آیه ۳ ؛ حجرات، آیه ۱۲)

مسئولیت های انسان در برابر انصاف و اقشار مردم

افزون بر مسئولیت های کلانی که انسان در برابر خدا و اعضای و جوارح و جوانح خود دارد، مسئولیت های در برابر دیگران دارد. این مسئولیت ها متوجه شخص به عنوان نقش اجتماعی که به عهده دارد بر گردن اوست. به سخن دیگر، هر انسانی با توجه به نقش و مسئولیت های اجتماعی، مسئولیت های در برابر دیگران دارد که می بایست به درستی انجام دهد ؛ چنان که خطری که ایشان با آن مواجه می شوند در همین حوزه است. در این جا به برخی از مسئولیت ها و نقش های انسان در حوزه عمل اجتماعی ونقش های آن ونیز خطراتی که آنان را تهدید می کند می پردازیم.

۱۱. وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَهِ: کسی که در مقام تعلم و کسب دانش است می بایست هرگز از جهاد علمی که جهاد کبیر است دست بر نکشد(فرقان، آیه ۵۲) و در این راه همواره با انگیزه های غیر مادی و دست یابی به حکمت هستی و انسان تلاش و کوشش کند. بنابراین، خطری که متوجه این صنف از مردمان یعنی دانشجویان و دانش پژوهان است،‌ تنبلی و تکاسل در کنار بی انگیزگی و بی هدفی است. انسان دانشجو می بایست دارای انگیزه قوی بر اساس حکمت و وهدف آفرینش باشد و در این راه از جهاد و تلاش هرگز دست بر ندارد.

۱۲. وَ عَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاْتِّباعِ وَ الْمَوْعِظَهِ: شنوندگان می بایست سخن حق را بپذیرند و از آن پیروی کرده و از نکات آموزنده و پند آموز آن درس زندگی بگیرند. کسی که تنها گوش می دهد ولی جان و دلش تحت تاثیر شنیده های حق قرار نمی گیرد و به جای پند و اندرز گرفتن به مخالفت می پردازد می بایست بداند که چنین شیوه ای نادرست است و او را هلاکت می اندازد. یهودیان این گونه بودند که سخنان را می شنیدند و به جای پندپذیری و پیروی به مخالفت با آن می پرداختند.(بقره، آیه ۱۰۴؛ نساء، آیه ۶۴)

۱۳. وَ عَلَی العُلَماءِ بِالزُّهدِ وَ النَصیحَهِ : دنیاطلبی و رغبت باطنی به آنچه وابسته به دنیاست بزرگتزین آفت دانشمندان است. از همین رو بایسته است دانشمندان بکوشند تا ملکه زهد و بی رغبتی به زینتهای حقیقی و اعتباری دنیا را در خویش تقویت کنند، بگونه ای که در باطن به دنیا و متعلقاتش بی میل شوند و زندگی دنیا را جز برای آباد ساختن آخرت نخواهند و بدین وسیله زمینه ساز اصلاح خویش و تصحیح رفتار امت منتطر گردند. واژه "نصح" به معنی خلوص تمام و نزاهت از هر شائبه و ناخالصی است. از این بخش نورانی چنین بر می آید که دانشمندان باید هم در اندیشه و قول و فعل خویش از هر شائبه آلوده کننده ای پیراسته باشند و هم با یکرنگی و خلوص، خیرخواه امت باشند و جز به خیر و صلاح آنان نیاندیشند، سخن نگویند و کار نکنند. چنین عالمانی از انتظار راستین برخوردارند،زیرا امام منتظر آنان در زهد و نصیحت برترین انسان عصر خویش است و آنکه با امامش سنخیت ندارد، منتظر او نیست.

۱۴. وَ عَلى مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفآءِ وَ الرّاحَهِ: مسلمان اگر بخواهد به مسئولیت های فردی و اجتماعی و دینی خود عمل کند نیازمند سلامت و آسایش و آرامش است. از این روست که خداوند به مسلمان این امکان را بخشیده است تا در سلامت و آرامش و اسایش به خدمت خدا و خلق مشغول شود. به نظر می رسد که کسی که مریض است و از آرامش و اسایش برخوردار نمی باشد نمی تواند مسئولیت های فردی و اجتماعی و عبادی و غیر عبادی خود را انجام دهد. از این روست که بزرگ ترین نعمت سلامت و راحتی دانسته شده است. دولت اسلامی می بایست شرایط را به گونه ای فراهم آورد تا مسلمانان در بهترین حالت از سلامت جسمی و روحی و روانی باشند تا بتوانند به مسئولیت های انسانی خود عمل کنند.

۱۵. وَ عَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ: تکریم و تحریم مردگان می بایست در دستور کار انسان و جامعه اسلامی باشد؛ زیرا هر گونه کوتاهی در حق ایشان به معنای نادیده گرفتن حقوق انسانی زندگان نیز می باشد. ارتباط روحی میان زندگان و مردگان در جامعه اسلامی به گونه ای است که نمی توان مردگان را به معنای واقعی امری نابود و نیست شده دانست بلکه حضور ایشان به ویژه مخلصان و عباد صالح و شهیدان و عالمان در زندگی زندگان امری انکار ناپذیر است. بنابراین دعا در حق ایشان به عنوان رافت و رحمت در حقیقت پذیرش حضور آنان در زندگی زندگان و تاثر از آنان است.

۱۶. وَ عَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَ السَّکینَهِ : خطری که پیران را تهدید می کند،‌ فقدان وقار و سکونت و آرامش است. بنابراین لازم است تا انسان در هنگام پیری توجه بیش تری به مساله وقار و سکونت خود داشته باشد و به کوچک ترین چیزی از کور در نرود و غضب نکند و خشم نگیرد. سنگینی و وقار در پیران می تواند موجبات حفظ حرمت و تکریم آنان شود و از سخن اف و اهانت جوانان رهایی یابند. هر چند که بر جوانان و فرزندان است که نسبت به پیران و والدین تکریم و احسان کنند ولی بر پیران است تا خود شخصیت خود را حفظ کرده و با وقار و سنگینی در جامعه زیست کنند و به کوچک ترین امری خشمگین نشوند و بهانه گیری نکنند. وقار به معنای متانت و سنگینی و در برابر خفت و سبکی است. بر اساس این بخش از دعای نورانی ولی عصر(عج) بر کهنسالان بایسته است در اندیشه و عمل، متانت خویش را حفظ کنند و از هر عملی که از قدر آنها بکاهد و جایگاهشان را پایین آورد بپرهیزند. هم چنین بر آنان است که سکینه در پیش گیرند. سکینه همان استقرار و آرامش جسمی و روحی است. این دومین صفتی است که اتصاف به ان بر اساس دعای شریف برای کهنسالان بایسته است. اگر چه اقتضای طبیعت کهنسالی کم صبری و بیقراری است، بر پیران منتظر شایسته و بایسته است تا به هنگام غضب و یا هر زمینه تحریکی دیگری که آنان را به اضطراب و بی ثباتی در گفتار و رفتار می کشاند، آرامش و وزانت خویش را حفظ کنند .

۱۷. وَ عَلَى الشَّبابِ بِالاْنابَهِ وَ التَّوْبَهِ: جوانان در معرض گناه و فجور بیش تری هستند؛ زیرا زمان جوانی اوج رشد و شکوفایی جنسی و غیر جنسی می باشد و قوای جسمی ایشان بیش ترین فعالیت و تحرک را دارد. بنابراین بر جوانان است که همواره هوشیار باشند و به توبه و بازگشت به درگاه خدا بیاندیشند و هرگاه مرتکب خطا و اشتباه و گناهی شدند به درگاه خداوند بازگردند.

۱۸. وَ عَلَى النِّسآءِ بِالْحَیآءِ وَ الْعِفَّهِ: زنان در معرض بی حیایی و بی عفتی هستند. بنابراین لازم است تا به این دو مساله توجه بیش تری کنند و خود را حفظ و نگه دارند. سلامت زنان در حیا و عفت ایشان است و زنان اگر خود را حفظ کنند جامعه نیز سلامت می یابد و مشکلات بسیاری از جامعه رخت می بندد؛ زیرا بسیاری از مشکلات جوامع ریشه در بی عفتی و بی حیای زنان دارد. اگر جامعه زنان خود را نگه دارد و از حجاب و مانند آن بهره گیرد می توان امید داشت که از سلامت جامعه برخوردار خواهیم بود.

۱۹. وَ عَلَى الاْغْنِیآءِ بِالتَّواضُعِ وَ السَّعَهِ : مشکل اساسی ثروتمندان تکبر و بخل ایشان است. از این روست که خواهان تواضع و فروتنی و دست و دلبازی آنان می شود. اگر ثروتمندان تواضع کنند و تکبر را کنار بگذارند و حق مردمان را از وسعت روزی خویش بدهند، دل های ایشان نیز وسیع می شود. سعت در این جا به معنای دست و دلبازی و عدم بخل و خساست است.

۲۰. وَ عَلَى الْفُقَرآءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَناعَهِ: از سوی دیگران بزرگ ترین خطری که فقیران با آن مواجه هستند، فقدان صبر و قناعت است. فقدان صبر موجب می شود که نسبت به خداوند گستاخ شوند و حتی خود را گدایی و تکدی گری زده و ذلت و خواری را بپذیرند. قناعت و بهره مندی از داشته ها بی توجه به داشته های دیگران می تواند ایشان را به سلامت نگه دارد و موجب کفر ایشان نشود؛ زیرا نزدیک است که فقر به سبب همین فقدان صبر و قناعت به کفر و خواری انسان بکشد.

۲۱. وَ عَلَى الْغُزاهِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَهِ: رزمندگان خواهان پیروز و چیرگی بر دشمنان هستند،‌ ولی باید توجه داشته باشند که پیروزی و غلبه تنها در سایه وحدت و ایمان خواهد بود.

۲۲. وَ عَلَى الاْسَراءِ بِالْخَلاصِ وَ الرّاحَهِ: اسیران نیازمند رهایی و راحت از چنگال دشمن و بازگشت به خانه خود هستند. توجه به اسیران جامعه می بایست در دستور کار باشد و هرگز جامعه اسیران خود را از یاد نبرد و فراموش نکند.

۲۳. وَ عَلَى الاْمَرآءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَهِ: مشکل و خطر بزرگی که صنف و قشر رهبران و مدیران ارشد کشوری را تهدید می کند، ظلم و بی رحمی است. بنابراین می بایست همواره بر عدالت و شفقت نسبت به مردمان زندگی کنند و خود را از ظلم و بی رحمی در حق ملت دور نگه دارند.

۲۴. وَ عَلَى الرَّعِیَّهِ بِالاْنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَهِ: مشکل امت ها و ملت ها در برابر رهبران سیاسی و اجتماعی خود این است که بیرون از دایره انصاف داوری می کنند و بر خلاف سیره عقلایی و چارچوب های قانونی رفتار می کنند. از این روست که قضاوت های ایشان بسیار بد و نادرست است و توجه به توانایی و ظرفیت کشوری و مدیریتی رهبران نمی کنند و خواهان عدالت فوری و تمام و کمال هستند بی آن که در تحقق آن خود مشارکت سازنده و فعالی داشته باشند. قوانین و مقررات را دور می زنند و امید دارند که قانون همه جا در حق دیگران اعمال شود و خود آن را دور بزنند و در سایه همین رفتار ناپسند و سیره نادرست، به همه امیدها و ارزوهای خودشان برسند. در حالی که رسیدن به سعادت جمعی ارزیابی دقیق از داشته ها و داده ها و رفتار و سلوک خود به عنوان اعضای یک جامعه است. مشارکت فعال در اجرای قوانین و مقررات و انصاف و داوری مبتنی بر ظرفیت ها و امکانات می تواند جامعه را به سوی رشد و شکوفایی حرکت دهد.

۲۵. وَ بارِکْ لِلْحُجّاجِ وَ الزُّوّارِ فِى الزّادِ وَ النَّفَقَهِ: لازم است تا در باره گردشگران دینی توجه خاص شود و شرایط زیستی و محیطی خاصی برای عبادت ایشان فراهم آید. حضور در اماکن ناشناخته و سفر در مسیر های پر خطر نیازمند آن است که توجه خاصی به گردشگران و مسافران دینی شود و همواره زاد و توشه آنان بررسی و درصورت کمبود جبران شود.

۲۶. وَ اقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ . همه ما نیازمند سفرهای زیارتی و رسیدن به مقصد عظمای الهی هستیم. مکه نشانه ای برای مقصد انسانی است که می بایست همواره مورد توجه باشد و رسیدن به خانه خدا را به عنوان رسیدن به خدا در دستور کار قرار دهیم.