مسئولیت مردم در قبال بدعت در دین

بسم الله الرحمن الرحیم

بدعت به معنای نوآوری است، ولی بدعت در دین به معنای واردکردن امرغیر دینی در دین است. به این که امری را که اسلام در باره آن سخنی نگفته و آن را واجب، حرام، مستحب و مکروه ندانسته است، به عنوان یکی از این ها وارد دین کنیم و مثلا بگوییم جشن تولد واجب یا مستحب است یا بگوییم حرام و مکروه است. مشکل این نیست که آیا جشن تولد می توان گرفت یا نگرفت؛ بلکه مشکل این است که می خواهیم حکم دینی و شرعی برآن بار کنیم. در جامعه امروز به خاطر همین مساله گروه هایی به جان مردم افتاده و مسلمانان را کشتار و قتل عام می کنند. نویسنده دراین مطلب بر‌‌آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی مسئولیت دولت و امت را در قبال بدعت تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

 

مسئولیت انسان در قبال بدعت آفرینان

بدعت از بَدْع به معناى نوآورى و ایجاد کردن شىء، بدون نمونه پیشین است. اما در اصطلاح بدعت در دین، به معنای وضع حکمى بر خلاف حکم خدا و صاحب شریعت است.(مفردات الفاظ قرآن کریم،‌ راغب اصفهانی، ص‌۱۱۰‌-‌۱۱۱، «بدع») البته از آن جایی بیش تر فقیهان بدعت را به «ادخال ما لیس من الدین فی الدین» دانسته اند، می توان گفت که نسبت دادن هر چیزی به دین در حالی که دین درباره آن رایی و نظری نداده به عنوان بدعت است. از این رو، در امور مستحدثه و جدید که خداوند در آن به طوری کلی یا خصوصی، حکمی را صادر نکرده ، اگر کسی بدون بهره گیری از روش استنباط الاحکام و «رد الفرع الی الاصل» اقدام به صدور حکم شرعی نماید، در حقیقت بدعت کرده است.

در طول تاریخ هماره بدعت وجود داشته است و حتی در میان اعراب جاهلی این فرهنگ راه یافته بود که برخی به نام خدا تحلیل و تحریم می کردند و احکامی چون حرمت گوشت برخی از چارپایان را به خدا نسبت می دادند.

بدعت گزاران به انگیزه هایی چون درآمدهای ناچیز(بقره، آیه ۷۹)، هوای نفس پرستی و سوء‌ استفاده از جهل مردم( انعام، آیه ۱۵۰؛‌مائده، آیه ۱۰۳) به این کار اقدام می کردند. این گونه رفتار به سبب آن که افترا و تهمت به خداوند است به شدت از سوی خداوند تقبیح و تهدید شده و خداوند بدعت گزاران و بدعت آفرینان را به عذاب سخت دوزخ مژده داده است.(بقره،‌آیه ۷۹؛ انعام، آیه ۱۸۳)

پلشتی و بدی بدعت موجب شده تا همه پیامبران به مبارزه با بدعت و بدعت گزاران بپردازند(اعراف، آیه ۳۲) و اوصیای پیامبران در این راه حتی جان خویش را نثار کنند؛ چنان که امام حسین(ع) ‌در برابر بدعت که در جامعه اسلامی پدید آمده بود قیام کرد و در این راه شهید شد.

از نظر اسلام بدعت ستیزی وظیفه همگانی در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا بدعت آفرینی یکی از بزرگ ترین منکرات اجتماعی است که شالوده دین را به هم می ریزد و سنت های الهی را دگرگون و سنت های ابداعی را جایگزین آن می سازد.

البته در این میان برخی از افراد مسئولیت های سنگین تری را دارند که از آن جمله مسئولیت عالمان دینی است که نمی توانند در برابر بدعت و بدعت گذاران سکوت کنند. پیامبر(ص) می فرماید: إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فی اُمَّتی فَلیُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم یَفعَل فَعَلَیهِ لَعنَهُ اللّهِ؛ هر گاه بدعت ها در میان امّت من آشکار شوند، عالِم باید دانش خود را آشکار سازد. پس هر که چنین نکند ، لعنت خدا بر او باد !( الکافی ، ج ۱ ،ص ۵۴ ،ح ۲ )

بدعت شیطنت ابلیس و شیاطین هم پیمان او از جن و انسان است،‌ در این میان این عالمان هستند که با تشخیص درست بدعت از شریعت می توانند آن را شناسایی و به مردم بشناسانند. در این میان عابدان به سبب این که متوجه نیست در جایگاه عالم نمی تواند باشد. از این روست که انتظار از عالم است تا عابد: إنَّ الشَّیطانَ یَضَعُ البِدعَهَ لِلنّاسِ فَیُبصِرُهَا العالِمُ فَیَنهى عَنها ، وَالعابِدُ مُقبِلٌ عَلى عِبادَتِهِ لا یَتَوَجَّهُ لَها ولا یَعرِفُها ؛ شیطان ، براى مردم ، بدعت مى گذارد، عالِم ، آن را مى بیند و از آن نهى مى کند، و عابد، به عبادتش روى مى آورد و به آن بدعت ، نه توجّهى مى کند و نه آن را مى شناسد.( بحار الأنوار ، ج ۲ ،ص ۲۴ ، ح ۷۲ )

طرد اجتماعی بدعت گذاران

از وظایف مردم در قبال بدعت گذاران طرد اجتماعی آنان است. به این معنا که هر گونه ارتباط با ایشان را قطع کرده و آنان تعامل و رفت و آمد نداشته باشند. پیامبر(ص) با صراحت از طرد اجتماعی این افراد با عنوان (اعراض) یاد می کند و فرمان می دهد که با آنان هنگام مواجه شدن این گونه برخورد کنید و از ایشان رو برگردانید.( تنبیه الخواطر : ج ۲ ص ۱۱۶ ) در جایی دیگر می فرماید که رو بر ایشان ترش کنید.( کنز العمّال : ج ۱ ص ۳۸۸ ح ۱۶۷۶ )

در روایات آمده است که هر گونه روی خوش نشان دادن به بدعت گذاران روا نیست؛ زیرا چنین رفتاری در حقیقت تایید آنان و در نتیجه موجب گسترش بدعت و گستاخی بدعت گذاران می شود. پیامبر(ص) می فرماید رفت و آمد به نزد بدعت گذاران(المعجم الکبیر، ج ۲۰ ، ص ۹۶ ، ح ۱۸۸ ) و لبخند زدن به روی آنان(بحار الأنوار، ج ۴۷ ، ص۲۱۷ ، ح ۴) به معنای کمک کردن به دیگران برای ویرانی اسلام است.

پس لازم است که از هر گونه ارتباط با بدعت گذاران خودداری و آنان را از جامعه طرد کرد؛ چنان که حضرت موسی(ع) سامری بدعت گذار را طرد کرد.(طه، آیه ۷۹)

پیامبر(ص) می فرماید: هر گاه پس از من ، شکّاکان و بدعت گذاران را دیدید ، از آنان بیزارى بجویید و تا مى توانید ، به آنان ناسزا بگویید و از آنها ، بدگویى کنید و محکومشان نمایید ، تا دیگر در تباه کردن اسلام ، طمع نکنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت هایشان ، چیزى نیاموزند. بدین سان ، خداوند، در عوضِ آن، براى شما پاداش هایى را مى نویسد و به سبب آن، درجات شما را در آخرت ، رفعت مى بخشد.( بحار الأنوار، ج ۷۴ ، ص ۲۰۲ ، ح ۴۱ )

بدعت گذار می بایست شهره آفاق و در جامعه رسوا شود تا مردم بدانند که آن چه به نام دین می گوید یا عمل می کند بهتان و افترایی بیش به خدا و رسول و دین نیست. پس رسواکردن بدعت گزار واجب و لازم است. (کنز العمّال : ج ۳ ص ۸۲ ح ۵۵۹۹)

اتخاذ چنین رویه ای نسبت به بدعت گذاران موجب می شود تا شیطان از او نومید و دور شود؛ زیرا مبارزه با بدعت گذاران یکی از سه گانه هایی است که موجب رانده شدن شیطان از شخص می شود. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: سه کار است که هر کس آنها را رعایت کند ، از شیطان رانده شده ، از هر بلایى ، مصون مى ماند : کسى که با زنى نامحرم ، خلوت نکند؛ و بر فرمان روایى در نیاید ؛ و بدعت گذارى را در بدعتش کمک نرساند.( النوادر للراوندی : ص ۱۲۰ ح ۱۳۰ )

قتل بدعت گذاران

بدعت آفرینان با توجه به نوع بدعت و نیز آثار‌ آن بر افکار و عقاید و رفتار مردمان دسته بندی می شوند. برخی از بدعت ها چنان آثار مخرب و زیانباری بر جامعه دارد که نمی توان بدعت گذار را به حال خود رها کرد. در روایت است که این بدعت گذاران باید به مجازات و کیفر دنیوی برسند و با حکم شرعی حاکم شرع به قتل برسند؛ چنان که امام هادی(ع) این گونه عمل کرد. امام هادى علیه السلام ، دستور قتل فارِس بن حاتم قزوینى را صادر فرمود و براى قاتل او ، بهشت را ضمانت کرد. جُنَید ، او را به قتل رسانید. فارِس ، شخص فتنه انگیز و فریبکارى بود که مردم را مى فریفت و به بدعت ، فرا مى خواند. پس، از جانب امام هادى علیه السلام این توقیع ، صادر شد: «ابن فارِس ـ که لعنت خدا بر او باد ـ ، مردم را به نام من ، گم راه مى کند و به بدعت ، فرا مى خواند. خونش براى هر که او را بکُشد ، مباح است. کیست که او را بکُشد و مرا از شرّش آسوده گردانَد تا در عوض، من نزد خداوند ، بهشت را برایش ضمانت کنم ؟» ( رجال الکشّی ، ج ۲ ، ص ۸۰۷ ، ح ۱۰۰۶ )

در طول تاریخ هماره کسانی بودند و هستند که به نام دین ، احکامی را صادر کرده و می کنند. البته برخی از نااهلان که اهل فن و خریط در فن نیستند گاه احکام اسلامی را به عنوان بدعت شناسایی و مدافعان را تکفیر می کنند. به عنوان نمونه در منابع اسلامی عزاداری به عنوان یک امر مذهبی از سوی شارع مقدس تشریع و حکم بر استحباب آن داده شده است. در روایات اسلامی با عناوین کلی گاه از بزرگداشت ایام الله چون میلاد پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و موفقیت های بزرگ نظامی سخن به میان آمده است، اما اهل تکفیر آن را نمی پسندند و عمل به این عمومات را بدعت می شمارند. از این روست که جشن های اعیاد به ویژه عید بزرگ بعثت، میلاد النبی(ص) ، عید غدیر و مانند آن را باطل و حرام می دانند و حتی مجازات مرگ را برای برگزارکنندگان آن قایل می شوند. اما باید توجه داشت که آن چه بدعت است این که با دشمنان اسلام و مسلمین از یهود و نصاری هم پیمان شوید و به قتل دسته جمعی کودکان و زنان و پیران در خیابان ها با عملیات انتحاری و بمب گذاری و ترورهای کور بپردازید.