مسئولیت انسان نسبت به عهد

بسم الله الرحمن الرحیم

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان در برابر عهدی که خدا و خلق می بندد، مسئولیت دارد و می بایست بدان وفا کند و به تمام کمال آن را به جا آورد و هیچ کم نگذارد. پس این گونه نیست که کسی عهدی بدهد و غافل شود یا فراموش کند یا خیانت نماید و بتواند از زیر بار آن شانه خالی کند و کسی هم کاری به کارش نداشته باشد؛ چرا که بر متعهد است که پاسخگو باشد؛ زیرا بازخواست خواهد شد و در صورت مخالفت با عهد، مجازات و عقوبت می شود.

بسیاری از مردم به ویژه مسئولین در رده های گوناگون به ویژه در هنگامه انتخابات در قالب شعار، برنامه و سیاست های اعلامی خویش، عهدی را با مردم می بندند که در صورت عدم وفا بدان ها می بایست در دنیا و آخرت مواخذه و بازخواست و عقوبت شوند؛ زیرا عقل سلیم و نقل معتبر وحیانی چنین حکم می کند.

انواع و اقسام عهد از نظر قرآن

از نظر قرآن، عهد دارای اقسامی چند است که از جمله می توان به عهد انسان با خدا، عهد خدا با انسان، عهد انسان با انسان و مانند آن ها اشاره کرد.

هم چنین از نظر محتوای عهد می توان به عهد امامت و عهد نبوت و از نظر زمانی به عهد قدیم  و عهد جدید و نیز عهد فطری و عهد الست اشاره کرد.

به عنوان نمونه عهد الست به این معناست که خداوند چون آدم را بیافرید فرزندان او را یکباره از پشت او بیرون آورد، بسیار خرد و کوچک، و از آنها اقرار خواست که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ آنها جواب دادند: آرى، تو خداى مایى. در تفسیر علىّ بن ابراهیم نقل است که از امام پرسیدند: آیا این را به عیان دیدند ؟ امام فرمود: آرى، معرفت براى آنان اثبات شد، ولى  سپس  آن موقف را فراموش کردند و در آینده او را یاد خواهند کرد و اگر نبود این  شهود  کسى خالق و رازق خود را نمى شناخت.(نثر طوبى، شعرانی، ص ۲۷۴ – ۲۷۵)

البته عهد قدیم و جدید اصطلاح قرآنی نیست؛ زیرا برخى واژه انجیل را سریانى یا عبرانى و برخى دیگر آن را عربى و از نَجْل و به معناى تنازع، شکاف، اصل، طبع و سعه دانسته‌ و از آن به عهد جدید در قبال عهد قدیم یعنی تورات به کار می برند؛ از نظر آنان، عهد قدیم همان تورات، کتاب مقدّس یهودیان است که بر موسى ( علیه السلام ) نازل شد. این واژه تورات واژه ای عبرى و به معناى قانون و تعلیم  است. تورات داراى پنج سِفر به معنای کتاب یعنی کتب : تکوین، خروج، اعداد، لاویان و تثنیه  است . در قرآن از عهد قدیم به تورات به نام « التوراه »، « الألواح »، « الکتاب »، « صحف موسى » و و از عهد جدید به نام انجیل یاد شده است که بر حضرت عیسی بن مریم (ع) نازل شده است. ( موسوعه کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۵۳۰، «التّوراه»؛  التّحقیق، ج ۱، ص ۴۰۲، «تاره، توراه»)

عهد تکوینی و تشریعی انسان با خدا

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان در برابر خدا دو نوع عهد دارد که شامل عهد فطری – تکوینی و نیز عهد تشریعی است. عهد فطری همان میثاق هر انسان بر بندگی خدا است؛ زیرا هر انسانی در عالم ذر یعنی عالم الست تعهّد فطرى با خدا بسته تا خدا را بندگی و اطاعت کند.(مائده، آیه ۷؛ ذاریات، آیه ۵۶؛ اعراف،‌ آیه ۱۷۲)

انسان وثیقه سپرده تا آن چه را از خدا شنیده اند، نسبت به آن گوش شنوایی داشته و به آن عمل کنند(مائده، آیه ۷)؛ زیرا در عالم الست و عالم ذر که پیش از عالم خلق و دنیا قرار دارد، خدا خود را در قالب ربوبیت و پروردگاری به خلق نشان داده و آنان به ربوبیت و پروردگارش شهادت و گواهی داده اند.(اعراف، آیه ۱۷۲)

از نظر قرآن، انسان به هدف عبودیت و عبادت خدا خلق و آفریده شده است؛ زیرا این تنها راه دست یابی انسان به کمالات و خلافت الهی با اظهار اسماء‌ الهی است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۳۰ و ۳۱ و ۳۸ و ۱۳۸)

خدا در قرآن می فرماید که در ذات و فطرت هر کسی دست یابی به این هدف متعالی،‌ به شکل هدایت فطری برنامه ریزی شده است.(طه،‌ آیه ۵۰) البته انسان ها به اسباب و عواملی درونی چون سرگرمی به زینت های دنیوی، هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی، گرفتار غفلت نسبت به عهد و گرایش های فطری شده و با آن که آن عهد در ذات و فطرت انسان حاضر است،‌ ولی از آن غافل می شود.(اعراف، آیه ۱۷۲)

غفلت انسان از فطرت و عهد فطری موجب شده تا خدا افزون بر عهد فطری و هدایت تکوینی، عهد در قالب تشریعی را نیز ضمیمه و پیوست کرده است.

باید توجه داشت که از نظر قرآن، هدایت های تشریعی که مومنان آن را می پذیرند، نوعی عهد با خدا است که در دنیا و به شکل ارادی فراتر از عهد فطری انجام می شود. از همین روست که در قرآن از اطاعت مومنان در قالب ایمان به اسلام و شرایع آن چون ایمان به شریعت یهودی به عنوان عهد و میثاق یاد می شود.(رعد، آیه ۲۵) البته برخی از یهودیان اموری را به عنوان عهد با خدا مطرح می کنند که البته افترا و نسبتی دروغ است.(آل عمران،‌ آیه ۱۸۳)

عهد با خدا از نظر قرآن

از نظر قرآن، مومنان با ایمان خویش، عهدی را با خدا می بندند که می بایست به آن هم چون میثاقی عمل کرده و به مفاد و محتوای آن به تمام کمال وفا کنند و نقض عهد نکنند.(حدید، آیه ۸)

در قرآن بیان شده که یهودیان با خدا در قالب ایمان به حضرت موسی(ع) و تورات عهد بسته اند که جز به خدا کسی را بندگی نکنند، و به والدین،‌ خویشان نزدیک خویش، و هم چنین یتیم و مسکین احسان کرده و با توده های غیر مسلمان نیز به نیکی سخن بگویند و نماز بگزارند و زکات بدهند.(بقره، آیه ۸۳)

البته از نظر قرآن، هر مسلمانی در همه شرایع اسلامی با خدای خود چنین عهدی را بر اساس ایمان بسته اند که به پیامبران خویش ایمان آورده و آنان را یاری و نصرت کرده و به اطاعت بر اساس آموزه های وحیانی و کتب الهی بپردازند (آل عمران، آیه ۸۱) و مفاد و محتوای کتب الهی را پنهان نکند، بلکه آن را به دیگران بگویند و دعوت کنند(آل عمران،‌ آیه ۱۸۷) و در راه خدا جهاد کرده (احزاب، آیه ۲۳) و حق گو باشند(اعراف، آیه ۱۶۹) و در صراط مستقیم بندگی خدا کنند(یس، آیات ۶۰ و ۶۱) و با تبیعت و پیروی از پیامبران بعدی وحدت عملی میان امت های اسلامی را به نمایش بگذارند.(آل عمران، آیه ۸۱)

از نظر قرآن، عهد با خدا با ایمان ایجاد شده و با بیعت استحکام می یابد و شخص متعهد است تا نسبت آن مسئول باشد.(فتح،‌ آیه ۱۰) کسی که با خدا در قالب ایمان عهد می بندد و آن را با سوگند و قسم محکم و استوار می سازد، اصلا نمی بایست دنبال نقض آن میثاق الهی باشد؛ زیرا این افراد خدا را کفیل خویش قرار داده و تحت کفالت الهی رفته اند. پس نقض پیمان بسیار سخت و امری بس عظیم است(نحل،‌ آیه ۹۱)؛ زیرا لعن خدا را به دنبال دارد که عذاب دوزخ برآیند است.(رعد،‌ آیه ۲۵)

هم چنین میان خدا و پیامبران میثاق غلیظ و محکم است که می بایست پیامبران به آن وفا کنند و در امر عهد خویش کوتاهی نکنند. این عهد شامل اطاعت از خدا و بندگی اش و نیز پیام رسانی در هر شرایطی است تا مردم را به بندگی خدا و تقوای الهی دعوت کنند.(احزاب، آیه ۷؛ آل عمران، آیه ۸۱)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، عهد الست انسان که عهدی فطری در عالم ذر است، عهدی است که انسان بر اساس آن متعهد شده تا بندگی خدا کند و بندگی شیطان نکنند؛ زیرا شیطان دشمن آشکار انسان است که او را به شقاوت ابدی می کشاند.(یس، آیه ۶۰)

مسئولیت انسان نسبت عهد با خالق و خلق

انسان همان طوری که با خدا در دو شکل عهد فطری تکوینی و عهد ایمانی ارادی، میثاق بسته تا بنده خدا باشد و از بندگی شیطان اجتناب کند، هم چنین عهدی با یک دیگر می بندد که وفا به آن و عدم نقض و نکث آن لازم و ضروری است.

در حقیقت عهد مسئولیتی بر دوش انسان است. البته به نظر می رسد که عهد به عنوان یک حقیقت مورد سوال واقع می شود؛ یعنی نه تنها از انسان درباره عهد سوال می شود، بلکه از خود عهد نیز سوال می شود که با تو چگونه عمل و رفتار شده است. خدا می فرماید: کان عهد الله مسئولا؛ عهد الهی مسئول است.(احزاب، آیه ۱۵؛ اسراء، آیه ۳۴)

اگر خود عهد مسئول است، پس مسئول عنه چیست؟ از مسئول درباره چه چیزی سوال می شود؟ به نظر می رسد که از عهد به عنوان مسئول سوال می شود که با تو چگونه عمل و رفتار شده است؟ آیا وفا شدی یا نقض و نکث شدی؟

این ادبیات بیانگر این معنا است که عهد از نظر قرآن در جایگاهی بس بلند و رفیع قرار گرفته تا جایی که هر گونه عدم وفا و نقض و نکث آثار زیانباری دارد. در ارزش و اهمیت عهد به ویژه عهدالله که انسان با خدا می بندد،‌ همین بس که از خود عهدالله سوال می شود که با تو چگونه عمل شده است.

از نظر قرآن، مسئولیت انسان در قبال عهد به ویژه عهد الله، وفا به آن در قالب عمل به آموزه های وحیانی اسلام در شرایع گوناگون و عبودیت و بندگی و تقوای الهی و اجتناب از بندگی و عبودیت شیطان طاغوتی است.

از نظر قرآن، هر عهدی می بایست به طور کامل و تمام به جا آورده شود و هیچ کوتاهی و کم و کاستی نسبت به عهد انجام نشود؛ زیرا خدا می فرماید: اوفوا بالعهد؛ به آن عهد عمل کنید.(اسراء،‌ آیه ۳۴؛ احزاب، آیه ۱۵)

البته باید توجه داشت که در اکثر موارد که عهد در قرآن به کار رفته است،‌ ناظر به همان عهد الهی فطری و ایمانی است. چنان که مراد از العهد در همین آیه اسراء نیز عهدی است که انسان با خدا درباره مراعات حال و مال یتیم می کند؛ یعنی متعهد شود تا به عنوان امین مال یتیم را تا بلوغ حفظ کرده و سپس به او بدهد.(اسراء، آیه ۳۴)

از نظر قرآن، برخی در قالب دعا و نیایش و مانند آن متعهد می شوند مثلا اگر خدا به آنان مالی بدهد بخشی را در راه خدا به عنوان عمل صالح صدقه دهند، ولی وقتی به آن مال می رسند به تعهدات خویش عمل نمی کنند.(توبه،‌ آیات ۷۵ و ۷۶)

به نظر می رسد که مسئولیت انسان نسبت به عهد و عهدالله وفا به آن و نیز مراعات کامل مفاد و محتوای آن است(معارج، آیه ۳۲) به گونه ای که با تمام قوت و توان آن را حفظ کرده و اجازه ندهند بر خلاف آن عملی انجام شود.(بقره، آیات ۶۳ و ۹۳)

پس انسان در برابر عهد مسئول است تا آن را با تمام توان و قوت خویش حفظ کرده و مراعات نماید و به تمام کمال نسبت به مفاد آن اهتمام ورزیده و آن را انجام دهد و بر خلاف آن عمل نکند تا مصداق نکث و نقض و نبذ عهد شود.

کسی نسبت به عهد مراعات نداشته باشد، در شرایطی قرار می گیرد که آن را به دست فراموشی می سپارد یا از آن غافل می شود. در حقیقت نسیان و غفلت زمانی رخ می دهد که شخص خود را متعهد نداند که به تعهدات و عهد خویش وفا کند. این گونه است که گاه گرفتار نسیان و فراموشی می شود و اصلا یادش می رود که تعهدی داشته است و گاه دیگر از آن غافل می شود و با آن که در برابرش قرار دارد متوجه و متلفت آن نیست و بر خلاف آن تعهد عمل می کند. خدا در قرآن از هر دو حالت برای عهد سخن گفته که به دلیل عدم مراعات شخص نسبت به تعهد بر می خیزد؛ زیرا کسی که با قوت و توان دنبال انجام عهد خویش باشد و تمام التفات و توجه را بدان مبذول می دارد و شرایط تعهد را مراعات می کند،‌ هرگز دچار نسیان و غفلت نسبت به عهد خویش نمی شود.

از نظر قرآن، وفای به عهد از مهم ترین اصول انسانی – اسلامی است که هر انسان و مسلمانی می بایست به آن توجه داشته باشد.(رعد،‌ آیه ۲۰) هم چنین از نظر قرآن، صادقین کسانی هستند که با عمل به عهد خویش صداقت خویش را نشان می دهند(احزاب، آیه ۲۳)؛ چنان که مومنان واقعی کسانی هستند که به مراعات از عهد خویش توجه و التفات کامل دارند.(مومنون،‌ آیه ۸؛ معارج،‌ آیه ۳۲) هم چنین تقوای الهی در قالب وفای به عهد خودش را نشان می دهد و کسی که مدعی تقوای الهی است به اصول انسانی – اسلامی که بر اساس هدایت های تکوینی و تشریعی است، پای بند بوده و آن را مراعات می کند.(مائده، آیه ۷) البته این وفای به عهد می بایست با حرف شنوی و اطاعت از مفاد عهد و محتوای آن خود را به منصه ظهور برساند.(مائده،‌ آیه ۷)

علل ، عوامل و آثار مخالفت با عهد

به نظر می رسد که دو عامل اصلی است که انسان را به سوی عدم مراعات نسبت به حق و دچار شدن به غفلت و فراموشی یا نقض و نکث و نبذ عهد می کشاند. این دو عامل اصلی کفر و دنیا پرستی انسان است. به این معنا که انسان های کافر و غیر مومن به دلیل عدم اعتقاد به غیب و خدا و قیامت و حسابرسی آن، خود را متعهد به وفا و مراعات عهد نمی بینند(بقره، آیه ۱۰۰)؛ چنان که دنیاپرستی نیز عامل اساسی در این امر است.(آل عمران،‌ آیه ۱۸۷)

بر این اساس می توان گفت که ممکن است که شخصی به ظاهر مسلمان باشد، ولی همین که دنبال دنیاپرستی به جای آخرت گرایی باشد، خدا را پرستش نمی کند و در حقیقت دنیا برایش اصالت دارد. چنین شخصی برای این که بهره ای از دنیا و مقامات و مناصب زودگذر آن ببرد، حاضر می شود تا بر خلاف عهد خویش عمل کند و آن را فراموش کرده و نسبت به آن غفلت ورزد بلکه حتی با علم و تعمد تعهدات خویش را کنار بگذارد و پیمان شکنی کند. خدا در قرآن مصادیقی از این دو عامل را بیان کرده است که چگونه مثلا یهودیان برای بهره مندی از دنیا عهد خویش را کنار گذاشته و عهد الهی را به بهای اندک متاع دنیا معامله کرده اند.

از نظر قرآن، کسانی که بر خلاف عهد و بیعتی که با خدا و خلق می بندند، به جای وفای به عهد و مراعات آن، به نقض و نکث عهد می پردازند و پیمان شکنی می کنند، انسان های ملعون هستند که گرفتار خشم و غضب الهی در دنیا و آخرت شده و به اشد عذاب الهی در دوزخ دچار می شوند.(رعد، آیه ۲۵)

پیمان شکنان، انسان های فاسق(بقره، آیه ۲۶؛ اعراف، آیه ۱۰۲)، گرفتار خسران و زیان(بقره، آیه ۲۷)، گرفتار نفاق دایم(آل عمران،‌ آیات ۷۵ تا ۷۷)، محروم از محبت الهی به عنوان خائن(انفال، آیات ۵۶ و ۵۸)، محروم از تزکیه و عنایت خاص الهی در قیامت و عدم نظر الهی به آنان(آل عمران،‌ آیه ۷۷) و مانند آن ها است. بنابراین، عهد شکنان کسانی هستند که در دنیا و آخرت بهره ای از رحمت الهی نخواهند برد، بلکه خشم و غضب و عذاب الهی را به جان می خرند.

از نظر قرآن، هر کسی در هر شکل  و قالبی عهد و عقدی را با دیگران بسته می بایست بدان وفا کند و بر خلاف آن عمل نکند؛ زیرا این رفتار خائن است که بر خلاف امانت یعنی عهد خویش عمل می کند. بر همین اساس کسانی که وعده انتخاباتی می دهند  برنامه ای را ارایه می دهند و مردم را بر اساس آن به سوی خویش دعوت می کنند، مسئول در برابر خالق و خلق هستند و باید پاسخگو باشند و مجازات و مواخذه شوند و عقوبت مخالفت خویش را بدهند.