مرگ و رستاخیز از منظر امام باقر(ع)

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انسان مرگ را به خوبی می شناسند؛ چرا که هر روز مرگ را در پیرامون خود تجربه می کنند، اما گرفتار شک در بعثت و رستاخیز هستند، با آن که رستاخیز نیز هماره در پیرامون ما به نوعی خود را به نمایش می گذارد. امام باقر(ع) با تمثیلی بر آن است تا حقیقت مرگ و رستاخیز را برای توده های مردم تبیین کند. نویسنده در این مطلب به این مهم از زبان امام باقر(ع) توجه داده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

هشدارهای روزانه خداوند

انسان ها گرفتار غفلت هستند؛ زیرا زینت های دنیوی و زینت آرایی هواهای نفسانی و تسویلات شیطانی، چنان قوی و فریبنده است که انسان ها از آن چه در پیرامونشان اتفاق می افتد غافل می شوند و به آن ها توجهی نمی یابند. خداوند در آیات بسیاری از قرآن بیان می کند که انسان ها به ویژه کفار، گرفتار آرایه ها و زینت های دنیوی می شوند به طوری که از زندگی اخروی غافل می گردند.(بقره، آیه ۲۱۲؛ آل عمران، آیه ۱۴ و آیات دیگر)

زینت های دنیوی، همانند پوشش تزیینی است که بر کالای بی ارزش کشیده شده و با فریبایی خود، خریداران را فریب می دهد و زمانی انسان بی ارزشی و بی اهمیتی آن پی می برد که دیگر هزینه عمر را پرداخته است و دیگر راه بازگشتی برای جبران خسارت و زیان از سرمایه عمر ندارد.(مومنون، آیات ۹۹ و ۱۰۰)

این پوشش های فریبا هر چند که جزوی از نیازهای ضروری زندگی دنیوی است، ولی باید در حد همان پوشش و تمتعات دنیوی و ابزاری به آن نگاه شود، آن که هدف قرار گیرد و انسان را از اصل زندگی و هدف اخروی باز دارد و به خود مشغول کند. خداوند در آیه ۱۴ سوره آل عمران می فرماید: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ محبت و دوستىِ خواستنیهاى گوناگون از جمله محبت شهوتناک زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشاندار و دامها و کشتزارها براى مردم آراسته شده، لیکن‏ این جمله، مایه تمتّع زندگى دنیاست، و حال آنکه‏ فرجام نیکو نزد خداست.

در حقیقت بسیاری مردم سرگرم همین زینت هایی زندگی دنیوی می شوند و در این میان شیطان نیز بی کار نمی نشیند و به اقدامات تزیینی خویش می افزاید تا کالای باطل و بی ارزش خود را به عنوان کالای ناب و اصیل و گرانبها قالب کند و به خورد مشتریان دنیا دهد.(انعام، آیه ۴۳ ؛ محمد ، آیه ۲۵ و آیات دیگر)

از آن جایی که انسان ها از دو دشمن درونی هواهای نفسانی و بیرونی وسوسه های شیطانی در رنج و عذاب هستند و رهایی از آن ها برای انسان سخت و دشوار است، خداوند به اشکال گوناگون بی پایگی و بی ارزشی زندگی دنیوی نسبت به زندگی جاوید اخروی را گوشزد می کند تا انسان ها از غفلت بیرون آیند و متوجه آخرت و زندگی ابدی شوند.

در پیرامون انسان هر روز تغییراتی چون مرگ دوستان و خویشان و دیگران به آدمی هشدار می دهد که زندگی دنیوی برای بقا نیست بلکه همگی در هر شرایطی باید جان به جان آفرین تسلیم کنند. هم چنین خداوند به آدمی در رستاخیز زمین نشان می دهد که هر مرگی رستاخیزی دارد، چنان که زمین مرده به باران بهاری زنده می شود و رستاخیز دوباره می یابد.(فاطر، آیه ۹، ق، آیه ۱۱؛ زخرف، آیه ۱۱؛ فرقان، آیه ۴۹ و آیات دیگر)

تمثیل روشی آموزشی در قرآن

یکی از روش های آموزشی قرآن بهره گیری از تمثیل است. انسان ها با توجه به درجه هوشی و تفاوت سطوح ادراک و فهم، نیازمند ابزارها و شیوه های گوناگونی آموزشی هستند. از همین روست که در آیات قرآنی همان طوری که از حکمت های ناب استفاده شده و با برهان قاطع حقایق تبیین می شود، هم چنین با موعظه و تمثیل این آموزش انجام می گیرد. از همین روست که در آیات قرآنی هر مطلب و اصلی از اصول دینی به اشکال گوناگون بیان می شود تا همه اقشار مردم از آن بهره مند شوند.

اصول روش تمثیل نوعی آموزش حکمت آمیز است که با بهره گیری از مثال و مثل تلاش می شود تا حقیقتی به ذهن افراد تقریب ونزدیک گردانیده شود و مخاطب بتواند تصور و فهمی از حقیقت پیدا کند. از همین روست که در آیات قرآن این اصل مورد تاکید است که خداوند مسائل و مطالب را در قالب نیز بیان می کند که گاه این مثال ها بسیار ساده و پیش پا افتاده است؛ چنان که برای بیان برخی از حقایق حتی از مثال پشه نیز استفاده می شود.

خداوند در آیه ۴۳ سوره عنکبوت و ۲۱ سوره حشر می فرماید: وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ؛ این مثلها را برای مردم می زنیم. البته در همین آیات بیان شده که هدف از بیان مثال توقف در مثال نیست، بلکه هدف آن است تا مردمان آن را مقدمه و ابزاری برای تفکر قرار دهند و یا عالمان در آن تعقل نمایند و حکمت ها و مطالب دقیق را از آن استخراج کرده و به دست آورند.

البته بسیاری از مردم در مثال توقف می کنند و از آن ها عبور نمی کنند ، چنان که برخی در مثال خداوند به پشه مانده و از آن عبور نکردند و همان مثال ابزاری برای تله افتادن مردم شد و در دام شیطان گرفتار آمدند.(بقره، آیه ۲۶ و آیات دیگر)

از همین روست که گفته شده در مثال مناقشه نکنید و از آن به عنوان پلی برای عبور و رسیدن به حقیقت استفاده کنید و یا گفته شده است: المثال یقربک من وجه و یبعدک من وجوه، مثال از یک وجه شما را به حقیقت نزدیک می کند و از جهاتی شما ار دور می سازد.انسان تنها باید وجه شباهت را بگیرد و آن را ابزاری برای رسیدن به حقیقت قرار دهد. به عنوان مثال در آیات قرآنی امثله بسیاری آمده است که برای تبیین حقایق حکمیانه و مطالب عالی و بلند معرفتی استفاده شده است؛ چنان که خداوند رستاخیز زمین را مثالی برای خروج انسان در قیامت از گورها و رستاخیز جان ها معرفی کرده است؛ اما شکی نیست که تفاوت های بسیاری میان رستاخیز زمین و رستاخیز جان وجود دارد و نمی توان گفت همان طوری که گیاه در بهارها با باران بهاری جان می گیرد، به همان شکل به تمام و کمال رستاخیز جان در قیامت خواهد بود. (فاطر، آیه ۹، ق، آیه ۱۱؛ زخرف، آیه ۱۱؛ فرقان، آیه ۴۹ و آیات دیگر)

هم چنین تمثیلات دیگری در قرآن است که می توان به آیه ۱۷ سوره رعد، ۲۵ و ۴۵ سوره ابراهیم، ۳۵ سوره نور ، ۲۱ سوره حشر و مانند آن ها اشاره کرد؛ اما هیچ یک به معنای آن نیست که تمام حقیقت در مثال وجود دارد و شخص با مثال تصوری دقیق از ممثل له و چیزی که مقصود و مراد مثال است، به دست خواهد داشت. به عنوان نمونه نور حسی با نوری که خداوند در آیه ۳۵ سوره نور بیان کرده بسیار متفاوت است. هم چنین خداوند ایمان و قرآن را به نور تعبیر کرده است که تفاوت ماهوی آن با نور حسی مشهود و ملموس است.

شباهت خواب و مرگ و بیداری و رستاخیز

اما باقر(ع) بر اساس روش و شیوه قرآنی به تمثیل تمسک جسته است تا حقیقت مرگ و رستاخیز جان ها را بیان کند. ایشان می فرماید: کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ علیه السلام ابنَهُ أن قالَ: یا بُنَیَّ ، إن تَکُ فی شَکٍّ مِنَ المَوتِ ، فَارفَع عَن نَفسِکَ النَّومَ ولَن تَستَطیعَ ذلِکَ . وإن کُنتَ فی شَکٍّ مِنَ البَعثِ ، فَادفَع عَن نَفسِکَ الاِنتِباهَ ولَن تَستَطیعَ ذلِکَ ، فَإِنَّکَ إذا فَکَّرتَ عَلِمتَ أنَّ نَفسَکَ بِیَدِ غَیرِکَ ، وإنَّمَا النَّومُ بِمَنزِلَهِ المَوتِ ، وإنَّمَا الیَقَظَهُ بَعدَ النَّومِ بِمَنزِلَهِ البَعثِ بَعدَ المَوتِ؛ در نصایح لقمان به پسرش، این است که گفت: پسرم ! اگر درباره مرگ تردید دارى، خواب را از خود دور کن، که نخواهى توانست؛ و اگر درباره رستاخیز تردید دارى، بیدار شدن از خواب را از خود دور کن، که نخواهى توانست؛ زیرا اگر اندیشه کنى، آن گاه مى‏‌دانى که جان تو در دست دیگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بیدارى پس از خواب، به منزله بر انگیخته شدن پس از مرگ.(قصص‌الأنبیاء، ص ۱۹۰ح ۲۳۹ ؛ بحار الأنوار،ج ۱۳ص۴۱۷)

در روایات اسلامی آمده است که خواب برادر مرگ است: فان النوم اخ الموت.(بحارالانوار، ج۷۳ ص۱۸۹) این بدان معناست که شباهت بسیاری میان مرگ و خواب است که می توان از این شباهت برای فهم بهتر مرگ و رستاخیز بهره برد. خداوند در آیه ۴۲ سوره زمر می فرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى بازمى‏ستاند، و نیز روحى را که در موقع‏ خوابش نمرده است قبض مى‏کند. پس آن نفسى‏ را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه مى‏دارد، و آن دیگر نَفْسها را تا هنگامى معیّن به سوى زندگىِ دنیا بازپس مى‏فرستد. قطعاً در این امر براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏هایى از قدرت خداست.

بنابراین، کسانی که در مساله خواب و بیداری دقت کنند، می توانند حقیقت مرگ و رستاخیز را نیز به دست آورند. از همین روست که خداوند می فرماید که در این مثال تفکر و تدبر شود تا با تعقل و تفکر، حقایق امور باطنی برای انسان آشکار شود.

جالب این است که خداوند در این آیه می فرماید که خداوند است که جان را توفی می کند و به طور کامل هنگام خواب می گیرد ولی برخی از جان هایی که حکم مرگ برای آنان نوشته شده نگه داشته می شود و آن جان هایی که اجل مسمی و معین آنان فرانرسیده دوباره به سمت بدن ها بازگردانده می شود.

پس انسان در هر خوابی که دارند مرگی را تجربه می کنند. با این تفاوت که در مرگ واقعی، آن جا اجازه بازگشت به سمت بدن را ندارد و ارتباط میان جان و بدن قطع می شود، اما برخی این قطعی موقت پایان یافته و روح به تن باز می گردد.

پس گیرنده و فرستنده خداوند است. از همین روست که برخی میان رویاها و خواب هایی که انسان می بیند با دو مرحله از زندگی انسان ارتباط برقرار می کنند و می گویند که هر آن چه شخص در خواب و رویا می بیند یا ارتباط با اعمال گذشته دارد و شخص ملکوت اعمال خود را در برزخ صعودی می بیند یا آن که آینده را به او نشان می دهند که در برزخ نزولی مشاهده می کند؛ زیرا روح به سمت بالا رفته است و هنگام صعود و نزول حقایقی را می بیند که با توجه به قدرت تخیل و توهم انسانی آن را در اشکال تصوری و تجسمی می یابد و به خاطر می سپارد و از همین روست که شخص خودش حقیقت رویای خودش را می داند ولی گاه نیازمند معبری است که او را به سوی معنا و مفهوم برساند و به او در این زمینه یاری رساند؛ زیرا این جان اوست که حقیقتی را به قدرت تخیل و توهم صورت و تمثل و تجسم بخشیده است.

از سوی دیگر، در این آیه بیان شده که انسان هیچ اختیاری در رفتن و آمدن روح به بدن ندارد و این خداوند است که می گیرد و می فرستد. پس انسان همان طوری که اختیاری ندارد تا خواب و بیداری را از خود دور کند نمی تواند مرگ و رستاخیز را از خود دور سازد. از همین روست که امام باقر(ع) بر این نکته تاکید می کند تا هر گونه اما و اگر و شکی را از اذهان نسبت به حقیقت و واقعیت مرگ و رستاخیز بزداید.

تقاضای بازگشت به دنیا و پاسخ خدا

از این آیه ۴۲ سوره زمر و حدیث امام باقر(ع) این معنا نیز به دست می آید که انسان ها هر روز پاسخ مثبتی به درخواست بازگشت به دنیا را از سوی خداوند دریافت می کنند و خداوند این گونه به انسان ها مهلت می دهد تا جبران مافات کرده و اشتباهات و خطاهای خودشان را جبران نمایند.

خداوند در آیات ۹۹ و ۱۰۰ سوره مومنون می فرماید: حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ؛ تا آن گاه که مرگ یکى از ایشان فرا رسد، مى‏گوید: «پروردگارا، مرا بازگردانید، شاید من در آنچه وانهاده‏ام کار نیکى انجام دهم. نه چنین است، این سخنى است که او گوینده آن است و پشاپیش آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته خواهند شد.

در حقیقت زمانی این درخواست ها مطرح می شود که دیگر اجل مسمی و معین آمده و مرگ قطعی او را به عالم برزخ برده است. در این زمان دیگر راه بازگشتی نیست تا شخص بیابد و جبران گذشته کند. علت درخواست بازگشت را می بایست در آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره ق دید که خداوند در آن جا نقل می کند: وَجَاءتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ وَجَاءتْ کُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ لَقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَهٍ مِّنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ ؛ و سکرات مرگ، حقیقت را به پیش‏ آورد این همان است که از آن مى‏گریختى! و هر کسى مى‏آید در حالى که‏ با او سوق‏دهنده و گواهى‏دهنده‏اى است به او مى‏گویند: «واقعاً که از این حال‏ سخت در غفلت بودى. ولى ما پرده‏ات را از جلوى چشمانت‏ برداشتیم و دیده‏ات امروز تیز است.».

پس وقتی مرگ آمد و شخص محتضر با حقایق مرگ آشنا شد و پرده ها کنار رفت در آن جا می یابد که گرفتار خسران بوده است و دنیا پرده غفلت بر او افکنده و او را به خود سرگرم نموده بود. اکنون که دوزخ را در برابر می بیند(تکاثر، آیات ۶ و ۷) و چشم برزخی به اراده الهی باز شده است، خود را مغبون می یابد و می خواهد بازگردد تا جبران نماید، اما راه بازگشت بسته است.

در حقیقت خداوند هر روز پس از هر خواب و بیداری به او مهلت داده بود، ولی او درست نگرفته و همان مسیر باطل دیروز خود را ادامه می داده است.

به سخن دیگر، ما هر روزه در هنگام خواب وقتی به عوالم بالا برده می شویم، اعمال خود را می بینیم و با دوستان و دشمنان و چهره ملکوتی اعمال خود مواجه می شویم. در آن جا درخواست بازگشت و اصلاح اعمال می کنیم و از خداوند می خواهیم ما را بازگرداند تا جبران گذشته کنیم. از همین روست که وقتی بیدار می شویم از یک سو خوشحال هستیم که بیدار شده و بازگشته ایم و از سوی دیگر غمگین هستیم، زیرا چهره اعمال خودمان را دیده و مشکلات آن را به شکلی تجربه کرده ایم. اما جالب این است که درس نمی گیرم و دوباره دچار غفلت شده و با گرفتاری زینت های دنیوی پا در دام شیطان نفس و وسوسه های ابلیسی می گذاریم و شیطنت خود را ادامه می دهیم.

پس خداوند هرروز به تقاضای بازگشت ما به سوی دنیا و انجام عمل صالح پاسخ مثبت می دهد تا در قیامت و پس از مرگ و اجل مسمی بهانه ای نداشته باشیم و حجت را بر ما تمام کرده باشد. ما در عالم خواب و رویا فهمیدیم که دست و پای عمل ما بسته است ؛ از همین رو نمی توانیم کاری را اراده کرده ایم انجام دهیم؛ چرا که اراده از ما سلب شده است. بر همین اساس وقتی بیداری می شویم می گویم چرا این کار را نکرده یا این سوال را نپرسیدم؛ زیرا اصولا گرایشی به آن کار یا آن پرسش نداشتید؛ چرا که اگر ملکه شما بود همان کار را می کردید و همان پرسش را مطرح می ساختید. در روایاتی از امیرمومنان امام علی(ع) آمده است: وَ إِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسَابَ، وَ غَدا حِسَابٌ وَ لاَ عَمَلَ؛ امروز در دنیا جای عمل است و حسابرسی نیست و فردا در قیامت حسابرسی است و جای عملی نیست.(نهج البلاغه، خطبه ۴۲؛ و نیز نگاه کنید: شرح نهج البلاغه ابن عبده، ج ۱) پس در قیامت ما نمی توانیم کاری انجام دهیم. از همین رو کسی که ایمان نیاورده در قیامت ایمان نمی آورد با آن که حقیقت بر او آشکار می شود؛ زیرا قیامت جای عملی نیست که از جمله آن اعمال ایمان است.

پس اگر می خواهیم عملی صالح داشته باشیم که از جمله آن ایمان است، باید در همین دنیا داشته باشیم و اگر مرده باشیم مانند کسی که خواب رفته دیگر اراده و اختیاری ندارد و نمی تواند کاری برای خودش انجام دهد.