مرگ دریچه ای به سوی آخرت

مرگ

بسم الله الرحمن الرحیم

دنیا برای انسان با همه رنج و مشقت ها، شیرین است و با تلخ و شیرین روزگار چنان می سازد که اگر مرگ نبود، حاضر است تا آسمان و زمین برقرار است و خدا، خدایی می کند، در این دنیا بماند؛ اما حکمت الهی به گونه ای رقم خورده که هر انسانی مدتی در دنیا بزید سپس از این جا کوچ کند و منتقل شود. از نظر آموزه های وحیانی، مرگ به معنای فوت و نیستی نیست تا آن را پایان زندگی و حیات دانست، بلکه وفات و گرفتن نفس آدمی به تمام و کمال است تا این گونه انسان از این دنیا به جهانی دیگر منتقل شود. از همین روست که مرگ را ابزار و دریچه ای به سوی ابدیت دانسته اند که پایانی برای آن نیست.

خدا به صراحت در قرآن، از توفی نفوس انسانی سخن به میان می آورد، نه از فوت و نیستی؛(غافر، آیه ۶۷؛ انفال، آیه ۵۰؛ حج، آیه ۵؛ زمر، آیه ۴۲) توفی و وفات انسان از سوی خدا یا کارگزاران از ملک الموت تا فرشتگان مرگ، در زمان اجل مسمی یا اجل معلق انجام می شود؛ چنان که خدا می فرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ خدا نفوس مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‏ ستاند و نیز روحى را که در موقع خوابش نمرده است، قبض مى ‏کند. پس آن نفسى را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه مى دارد؛ و آن دیگر نفسها را تا هنگامى معین به سوى زندگى دنیا بازپس مى‏ فرستد. قطعا در این امر براى مردمى که مى‏ اندیشند نشانه‏ هایى از قدرت خداست. (زمر، آیه ۴۲)

بر این اساس، مرگ فنا و نیستی نیست، بلکه بازپس گیری تمام و کمال نفس آدمی از سوی خدا و انتقال آن به جهانی دیگر است؛ چنان که پیامبر گرامی (ص) می فرماید: مَا خَلَقتُم للفَناءِ بَل خَلقتُم للبَقاءِ وَ انُّمَا تَنتَقلُونَ مِن دَار الی دَار؛ شما برای فناء و نابودی خلق نشدید ، بلکه خلق برای بقا آفریده شدید، و همانا از خانه‏ای به خانه‏ای دیگر منتقل می شوید.‏(بحارالانوار، طبع کمپانی، ج ۱۴، ص ۴۰۹؛ رساله الانسان بعد الدنیا، علامه طباطبائی ص ۲ ؛ معادشناسی، ج ۱ ص ۷۹).

از نظر قرآن، مرگ و زندگی هر دو مخلوق و آفریده ای از آفریده های الهی هستند: الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ؛ همانکه مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و اوست ارجمند آمرزنده. (ملک، آیه ۲) بنابراین، مرگ خود آفریده ای الهی است که مسئولیتش انتقال انسان از جایی به جایی دیگر و از حالی به حالی دیگر است.

تقوا ، ره توشه آخرت

بنابراین، انسان باید به زندگی دنیوی به عنوان خانه موقتی بداند که از آن با ابزار مرگ به خانه ابدی منتقل می شود. پس تلاش آدمی باید برای تهیه هر آن چیزی باشد که در قیامت به آن نیاز دارد. از نظر قرآن، هر آن چیزی که انسان در آخرت به آن نیاز دارد، تقوایی است که در دنیا با عقاید و اعمال خویش کسب می کند؛ از همین رو، خدا می فرماید: وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ؛ براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید.(بقره، آیه ۱۹۷)

از نظر قرآن، آن چه ملاک و معیار سنجش آدمی است و در میزان و ترازوی الهی مورد سنجش قرار می گیرد، همانا تقوای الهی است. خدا می فرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ؛ همانا کریم ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است.(حجرات، آیه ۱۳) بنابراین، هر کسی باید در دنیا تنها در اندیشه کسب تقوایی باشد که موجبات کرامت اکتسابی او شده و او را در آخرت در مقام برترین ها در نزد خدا و کریم ترین ایشان قرار می دهد.

خدا به صراحت عامل اصلی و اساسی کسب تقوای الهی را اعمال عبادی می داند که در شریعت بیان شده است.(بقره، آیات ۲۱ و ۱۸۳ و ۱۸۷ و ۱۹۷ و آیات دیگر) خدا می فرماید: أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ اى مردم پروردگارتان را که شما و کسانى را که پیش از شما بوده‏ اند آفریده است پرستش کنید باشد که به تقوا گرایید.(بقره، آیه ۲۱)

پس کسی که فلاح و رستگاری اخروی را می جوید باید تقوای الهی را از طریق عمل به شرایع اسلام به ویژه شریعت آخر زمانی پیامبر مکرم (ص) به دست آورد؛ زیرا این آخرین شریعت کامل است.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۴؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳) خدا در باره نقش عبادت در رستگاری اخروی انسان می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خوب انجام دهید باشد که رستگار شوید. (حج، آیه ۷۷)

از نظر آموزه های اسلامی ، هر کسی باید برای آخرت خویش آماده باشد. به عنوان نمونه مرحوم مجلسی (ره) در کتاب العدل و المعاد از دو کتاب حسین بن سعید که از بزرگان محدثین است از امام باقر (ع) روایت کرده: قال سئل رسول‏الله (ص): ای المومنین اکیس؟ قال: اکثرهم ذکرا للموت و اشدهم استعدادا له؛ از رسول خدا (ص) سئوال شد: کدام یک از مومنین با کیاست‏تر و با فراست‏ترند؟ فرمودند: آن کسی که بیشتر یاد مرگ کند و خود را برای آن بهتر آماده سازد.( بحارالانوار، ج ۶ ص ۱۲۶.)

از نظر آموزه های قرآنی، هر کسی باید خودش را برای آخرت آماده کند و مرگ را هماره در پیش خود حاضر بداند؛ زیرا در دنیا مرگ و زندگی آمیخته به هم است و همانند آخرت نیست که تنها حیات محض است: وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ.(عنکبوت، آیه ۶۴)

انسان هرگز راهی برای فرار از مرگ را ندارد؛ زیرا حتی سابقون مقرب الهی نیز یک بار طعم مرگ را می چشند.(دخان، آیه ۵۶) خدا به صراحت می فرماید: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ بگو آن مرگى که از آن مى‏ گریزید قطعا به سر وقت‏ شما مى ‏آید آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده خواهید شد و به آنچه در روى زمین می کردید، آگاهتان خواهد کرد.(جمعه، آیه ۸)

انسان خردمند و عاقل کسی است که هماره مرگ را به عنوان عامل و ابزار انتقال در نظر داشته باشد و به این باور برسد که هرگز در عالم دنیا مرگ از زندگی جدا نیست و زمانی می رسد که این آفریده الهی مسئولیت خود را در قبال هر نفسی انجام داده و او را به عالم دیگر منتقل کند که دیگر آن جا برای حسابرسی است نه عمل کردن؛ چنان که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: إنّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل؛ امروزه – در دنیا – زمان عمل، بدون حساب است و فرداى قیامت، حساب و بررسى اعمال و دریافت پاداش است نه زمانی برای عمل.( شرح نهج البلاغه ابن عبده، ج ۱، ک ۴۱)

بنابراین انسان خردمند هماره در اندیشه مرگ و عمل برای آخرت است. از امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) روایت است که فرموده است: اکیس الناس من کان اشد ذکرا للموت؛ زیرک‏ترین و با فطانت‏ترین افراد بشر کسی است که شدیدتر از همه یاد مرگ باشد.( بحارالانوار، ج ۶ ، ص ۱۳۵.)

انسان باید بداند مرگ دریچه ای به سوی لقای الهی است(جمعه، آیه ۸) و انسان در تمام طول زندگی در صیرورت و شدن هایی است که موجب انتقال از حالتی به حالتی دیگر است تا جایی که به انقلاب کلی و دگرگونی می انجامد. به سخن دیگر، در همین دنیا هر انسانی هماره در حال مرگ است و زندگی و مرگ چنان به هم آمیخته است که جدایی ناپذیر است. هر انسانی در طول عمر خویش انواع مرگ ها را نسبت به حالات های گوناگون تجربه می کند. اگر بخواهیم تمثیلی داشته باشیم، باید حالت انسان را همانند تخم پروانه ای بدانیم که در حالت نخست به شکل کرمک در می آید و غذایی او برگ های درختان با فضله های بسیار است؛ سپس به کرم درون پیله ای تبدیل می شود که در حال تنیدن برای انقلاب اساسی است و سپس انقلابی رخ می دهد و پروانه ای می شود که غذایی او شهد گلها و فضله ای بسیار لطیف و کم است. این صیروت و سعی دایمی در انسان(فاطر، آیه ۱۸) و انقلاب ها هماره به سمت خدایی است که انسان او را ملاقات می کند.(زخرف، آیه ۱۴) خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ؛ اى انسان حقا که تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى کرد.(انشقاق، آیه ۶)

انسان برای انتقال انقلابی همانند کرم به پروانه می بایست از خیلی امور و تعلقات دست بردارد و دل بکند. فراق به ویژه از مال و فرزندان و خویشان باید اتفاق بیافتد حتی اگر خوشایند نباشد.(قیامت، آیات ۲۶ تا ۲۸) این گونه است که انسان در مسیر تکاملی می تواند به سادگی به رشد و تعالی دست یابد؛ بنابراین نیاز به نوعی فرار از همه چیز به سوی خدای یکتا و یگانه است.(ذاریات، آیه ۵۰)

انسانی که می میرد بستگان و خویشان او را فراموش می کنند گویی اصلا نبوده است(مریم، آیه ۲۳) ولی انسان باید بداند هیچ عمل او فراموش نمی شود و همه در کتاب اعمال او ثبت است و برایش باقی می ماند. بنابراین باید خود را برای این امر آماده کند که کوچک ترین چیز فراموش نمی شود و در ترازوی عدالت الهی سنجش می شود.(لقمان، آیه ۱۶؛ انبیاء، آیه ۴۷) اگر اعمال سنگین باشد بهشت نصیب او می شود و اگر سبک از هیچ باشد، به دوزخ فراق گرفتار می شود؛ زیرا این صفات الهی انسان با اعمال در هر شخصی ظهور می یابد و کفه صفات الهی او را سنگین می سازد.(اعراف، آیات ۸ و ۹؛ قارعه، آیات ۶ تا ۱۰)