مرزهای تعاون و همکاری

samamosاز نظر اسلام، یکی از اصول اساسی در روابط اجتماعی ، تعاون و همکاری و همیاری است؛ زیرا جامعه تنها با همیاری و همکاری می توان شکل بگیرد و پایدار بماند؛ چرا که بی همیاری و همکاری افراد جامعه اصولا نمی توان از چیزی به نام جامعه سخنی گفت؛ هر چند که اوج مصداقی جامعه را می بایست در همدلی افزون بر همراهی و همیاری و همکاری جست؛ ولی نمی توان جامعه ای را تصور کرد که در آن اصل همکاری و همیاری وجود ندارد.

بنابراین، همکاری و همیاری افراد جامعه است که جامعه را معنا و مفهوم و تحقق خارجی می بخشد. با این همه، می بایست توجه داشت که برای همکاری و همیاری افراد جامعه از نظر اسلام، مرزها و خطوط قرمزی نیز بیان شده که نویسنده در این مطلب بدان ها پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تعاون، بنیاد اجتماع

جامعه بر پایه تعاون و همکاری و همیاری های افراد شکل می گیرد. ازاین رو، نمی توان جامعه ای را تصور کرد که میان افراد آن پایین ترین سطح تعاون و همکاری ها وجود نداشته باشد. هر چه سطح تعاون در میان افراد جامعه افزایش یابد، جامعه از ظرفیت و استعداد بیش تری برای رشد و شکوفایی بهره خواهد برد؛ البته افزایش سطح تعاون خود نیازمند زمینه ها و بسترهای چندی از جمله افزایش همدلی افراد آن می باشد که تنها از طریق تاثیرگذاری روی بینش ها و نگرش ها شدنی است. به این معنا که افراد جامعه می بایست از نظر شناختی، عاطفی و رفتاری چنان متاثر شوند تا تعاون نه تنها به عنوان یک وظیفه و تکلیف بلکه به عنوان بنیاد روابط اجتماعی و خاستگاه سعادت و خوشبخت تلقی شود. در این صورت است که افراد جامعه افزون بر همکاری و همیاری و همراهی، در مقام همدلی و همدردی هم چون تنی یکتا و یگانه عمل می کنند و درد عضوی همه تن را به درد می آورد و تا زمان از میان بردن درد از پا نمی نشینند.

این که در روایت از پیامبر(ص) از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: «المسلم اخ المسلم والمسلمون هم ید واحد على من سواهم، تتکافؤا دمائهم، یسعى بذمتهم ادناهم‏».(کنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال، ج ١، ص‏١۴٩؛ سنن ابو داوود، ج١، ص۶٢۵، ح٢٧۵١؛ سنن ابن ماجه، ج٢، ص٨٩۵، ح ٢۶٨٣) مسلمان، برادر مسلمان است، و مسلمانان همچون یکدست در برابر بیگانگانند، خون شان باهم برابر، ونسبت به مسئولیت نزدیک ترین خود می کوشند، و دورترین خود را پناه می دهند.

و از امام صادق (ع) نیز نقل شده که فرمودند: “المومن اخ المومن کالجسد الواحد ان اشتکى شیئا منه وجد الم ذلک فى سائر جسده وارواحهما من روح واحد؛ مومن برادر مومن است به مانند جسدى واحد که اگر عضوى ازآن بیمار گردد درد والم آن رادر سایر اعضا آن مى‌یابد وبقیه اعضاى بدن هم دچار درد والم وناراحتى مى‌گردند و روح ‌آن دو از یک روح واحد است.(اصول کافی، محمدبن یعقوب کلینی، ج ۲، ص ۱۶۶)

سعدی شیرین سخن راست گفتار نیز سروده است:

بنی آدم اعضای یک دیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

در عضوها را نماند قرار

این بدان معناست که می بایست جامعه سالم و طیب و پاک به گونه ای باشد که فراتر از همکاری و همرهی گام بردارد و در مقام همدردی و همدلی قرار گیرد تا در مسیر درست زندگی قرار گیرد. چنین جامعه ای است که از آن به بهترین جوامع از آن یاد می شود. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۱۴ سوره آل عمران می فرماید که جامعه عصر نبوی به سبب برخورداری از اصل همدلی و همدردی جامعه اسوه و نمونه ای است که می بایست دیگر جوامع از آن سرمشق گرفته و بکوشند تا به این درجه و سطح از ارتباط میان افراد برسند که همان مفهوم واقعی امت و جامعه ایمانی است. از خصوصیات این جوامع آن است که اصل نیکوکاری و خیررسانی در اشکالی چون انفاق و احسان و عفو و ایثار در اوج قرار دارد و شخص در بسیاری از موارد از حق خویش می گذرد تا جامعه در رفاه قرار گیرد و گاه برای رفاه و آسایش عضوی دیگر خود را به خطر می افکند و تشنگی و گرسنگی بلکه مرگ را بر خود هموار می سازد تا امنیت را برای شخص یا اشخاص یا جامعه به ارمغان آورد. از این روست که داستان های بسیاری از ایثار و خودگذشتگی افراد جامعه عصر نبوی گزارش شده است که از جمله ایثار آب رزمندگان به یک دیگر است به طوری که ساقی آب پس از بازگشت از آخرین نفر در می یابد که هر یک از ایثارگران در اوج تشنگی به شهادت رسیده اند.

بر این اساس می توان گفت که تعاون کم ترین حد ارتباطی در جوامع میان افراد آن است و اوج و سطح عالی آن در اشکالی دیگری چون ایثار و احسان و گذشت تجلی و ظهور می کند. از این روست که خداوند در آیاتی از جمله آیات ۱ و ۲ سوره مائده ، تعاون را در چارچوب مقررات عمومی و ابتدایی جامعه ارزیابی می کند و علت برقراری مقررات را مدیریت کم ترین درجه از سطح ارتباطی میان افراد جامعه می داند. به سخن دیگر، اگر جامعه بخواهد در سطح پایین و نازل خود تحقق یابد می بایست افراد آن با یک تعاون و همکاری داشته باشند و از آن جایی که تضاد منافع و مصالح میان افراد پدید می آید، مقررات و قوانین برای مدیریت تضاد و تقابل ها پدید آمده است تا حق هر کسی را در کنار وظیفه و مسئولیت وی بیان کند. بنابراین هر کسی بر اساس نقشی که در جامعه ایفا می کند از حقوقی برخوردارمی باشد که بر اساس و میزان تکالیف و وظایف آن است. ازاین رو گفته شده است که مقررات در حقیقت تبیین کننده حدود ارتباط اجتماعی در سطح تعاون میان افراد جامعه است؛ زیرا اگر در سطح دیگر و برتر افراد جامعه با هم همراهی و همدلی داشته باشند و یا در مقام همدردی بر آیند، دیگر کسی به حقوق و تکالیف خود نگاه نمی کند، بلکه می کوشد تا با ایثار و گذشت از حقوق خود و احسان و نیکوکاری به دیگری، با وی در مقام همدلی و همدردی بنشیند.

به سخن دیگر، قوانین و مقررات و حقوق برای تصحیح ارتباط میان افراد جامعه در سطح تعاون می باشد؛ زیرا در سطوح عالی تر و برتر چون همدلی و همدردی، احسان و ایثار و عفو است که حکومت می کند.

تعاون خوب و بد

بر این اساس است که به تعاون نمی توان به عنوان یک امر ارزشی به شکل مطلق نگریست؛ بلکه به یک معنا تعاون می تواند امری خنثی باشد که با توجه به متعلقات آن، خوب و مباح و بد می باشد. در یک شرایط تعاون امری خوب و پسندیده و حتی بایسته است و در شرایطی نه تنها شایسته یا بایسته نیست بلکه عملی ناشایست و فعلی بد می باشد که شخص می بایست از انجام آن خودداری کند. بنابراین ارزشی بودن و یا ضد ارزشی بودن عمل و فعل تعاون مبتنی بر متعلقات آن است.

از این جاست که خداوند در آیه ۲ سوره مائده می فرماید: یـاَیُّهَا الَّذین ءامنوا … وتعاونوا عَلَى البِرِّ والتَّقوى ولا‌تعاونوا عَلَى الاِثمِ والعُدوانِ واتَّقوا اللّه اِنَّ اللّه شدیدُ العِقاب؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید … و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید، و در گناه و تعدّى دستیار هم نشوید، و از خدا پروا کنید که خدا سخت‏کیفر است.

به این معنا اگر تعاون بر مدار و محور نیکی و تقوا باشد، امری شایسته بلکه بایسته است و اگر بر محور گناه و تجاوز به حقوق دیگران باشد، کاری ناشایست و بد است و انسان می بایست از خداوند بترسد که به چنین همکاری و همیاری با دیگران اقدام کند؛ زیرا خداوند بسیار سخت کیفر است.

از این جاست که می بایست مرزهای تعاون و همکاری را شناخت و خطوط قرمز آن را دانست و در همکاری ها بر اساس این چارچوب عمل کرد. در این آیه برخی از معیارهای اساسی همکاری و تعاون یا ترک آن بیان شده است که از جمله در تعاون مثبت و ارزشی، توجه به معیار نیکی و تقوا و در تعاون ضدارزشی ، توجه به گناه و تجاوز می باشد.

اما بسیاری از مردم در شناخت بر و نیکی و مصادیق تقوا و یا در شناخت گناه و اثم و مصادیق تجاوز ناتوان هستند. از این روست که خداوند با بیان برخی از موارد جایز و ممنوع بر آن شد تا این مساله برای توده های مردم به شکلی بسیار روشن تبیین شود. ولی آن چه در این نوشتار مورد توجه و اهتمام ماست، نگاهی به موارد و مصادیق تعاون غیر مجاز و حرام یا همان زشت و بدی است که می بایست ترک شود و شخص مومن بدان سو گرایش و تمایلی نیابد و به عنوان این که تعاون مطلقا خوب است مرتکب آن نشود.

خطوط قرمز تعاون و همکاری ها

از آن جایی که بنیاد اجتماع بر تعاون است و مقررات و قوانین نیز برای تبیین چارچوب های ارتباطات اجتماعی نوشته شده، برخی گمان می کنند که هر تعاونی مثبت و ارزشی است، زیرا ارتباطات اجتماعی امری پسندیده و خوب از نظر خردمندان و همه انسان هاست.

اما می بایست توجه داشت که از نظر قرآن، هر گونه تعاون و ارتباط اجتماعی جایز نیست، زیرا مدار و محور ارتباطات در تفکر و بینش و نگرش اسلامی، مسایل اعتقادی و در حوزه رفتاری، شایسته ها و بایسته های عقلانی و عقلایی و شرعی است. از این جاست که بر و نیکی در تعاون مورد تاکید قرار می گیرد و در حوزه رفتاری، این ارتباط و تعاون می بایست در چارچوب تقوای عقلانی و عقلایی و شرعی باشد. بنابراین هر گونه رفتاری بیرون از دایره اعتقادات و تقواهای سه گانه جایز نیست.

به سخن دیگر، هر گاه چیزی از نظر شرعی، گناه و اثم شمرده شود و انجام آن حرام و منکر باشد، می بایست از انجام آن پرهیز کرد و اجازه داده نمی شود تا در این مسایل به دیگری کمک و یاری صورت گیرد تا زمینه انجام گناه و حرام فراهم آید. هم چنین چیزی که از نظر عقل و عقلا نیز جایز نمی باشد و آن را به عنوان قبیح و زشت می شناسد می بایست ترک کرد و از تعاون در آن زمینه نیز پرهیز کرد. این همان تجاوزگری و عدوان است.

از نظر اسلام جامعه می بایست در مدار و محور توحید شکل گیرد که از آن به امت تعبیر می شود. بنابراین هر تعاونی می بایست در این محدوده صورت گیرد؛ زیرا جامعه ای که در مدار توحید نیست، اصولا بیرون از دایره هدف آفرینش است و لزومی برای ایجاد و بقای آن نیست. بنابراین، از نظر قرآن، تنها جامعه ای حق بقا دارد که جامعه توحیدی به شکل امت باشد. براین اساس، هر گونه تعاونی میان افراد جامعه تنها در این چارچوب مطلوب است.

با این نگاه می توان به سادگی دانست چه مصادیقی از تعاون بیرون از اهداف آفرینش و مدیریت اسلامی است. این گونه است که خداوند در آیاتی از قرآن هر گونه تعاون را با کافران جایز نمی شمارد و نه تنها تقبیح و سرزنش کرده و آن را زشت می شمارد بلکه به عنوان گناه و در برخی موارد جرم دانسته و برای آن مجازاتی از حدود و تعزیرات در دنیا و آتش سخت دوزخ در آخرت قرار داده است.(قصص ، آیات ۱۷ و ۲۸ و ممتحنه ، ۹ و فرقان ، ایه ۵۵ و آیات دیگر)

از نظر تمامی آموزه های وحیانی از تورات تا قرآن، هر گونه تعاون و همکاری از سوی امت با دیگر جوامع در اموری چون تجاوز و تعدی به دیگران، حرام است. از این روست که در آیه ۸۵ سوره بقره این حکم را تورات را گزارش می کند تا دانسته شود که این حکم دارای پیشینه است و هرگز خداوند خشنود نبوده است تا میان مومنان و امت ایمانی با ملل و جوامع دیگر، تعاونی در اموز زشت و قبیح و حرام باشد.

خداوند در آیاتی هر گونه تعاون و همکاری با کافران(قصص ، ایه ۸۶)، مجرمان(قصص ،ایه ۱۷)، متجاوزان (مائده ، آیه ۲) و دیگر کسانی که بیرون از دایره تقوای عقلانی و عقلایی و شرعی گام بر می دارند و به زشتکاری و گناهکاری آلوده اند، حرام می شمارد و به عنوان امری ممنوع از آن یاد می کند.

قاعده قرآنی معاونت بر گناه

یکی از قواعد قرآنی که در فقه مطرح شده است، قاعده اعانت بر اثم و گناه است. مقصود از این قاعده این است که یاری کردن گناهکار بر گناه حرام است؛ حال این یاری و کمک بر تمامی مقدمات گناه و حرام باشد یا بر بخشی از آن انجام پذیرد؛ زیرا خداوند در آیه ۲ سوره مائده به صراحت از چنین تعاونی برحذر داشته است.

عبارت قرآنی" لاتعاونوا" ظهور در حرمت دارد؛ زیرا نهی است که از مومنان خواسته شده تا از هر گونه کمک و یاری در حوزه گناه و تجاوز و عدوان پرهیز کنند. البته معلوم است که امری که در " تعاونوا" شده است ، دلالت بر وجوب در همه حوزه ندارد. به سخن دیگر، نهی مطلق می باشد ولی امر تنها در متعلقاتی است که مجاز می باشد. افزون بر این که حتی مساعدت در تمام حوزه های تقوا و نیکی نیز واجب نیست، بلکه امری مستحب است.

به عبارت دیگر، کسی قایل نشده است که لازم است که انسان در همه متعلقات نیکی و تقوا، مساعدت و یاری کند، ولی لازم است تا نسبت به هر گونه متعلقات گناه و عدوان پرهیز از یاری و تعاون داشته باشد.

بنابراین از ظهور امر در وجوب نسبت به جمله " تعاونوا" صرف شده است، زیرا قرائن و شواهد بیرونی دلالت بر عدم وجوب دارد، چنان که دلایل بیرونی بر این مطلب نیز دلالت دارد که تعاون نمی تواند در برخی از موارد صورت گیرد؛ زیرا برخی از موارد از مصادیق تعاون حرام، ممنوع و جرم می باشد که از جمله آن ها می توان به تعاون با کافران و متجاوزان و مجرمان اشاره کرد. از این روست که امر به تعاون در نیکی و تقوا را بر استحباب حمل کرده اند؛ یا این که بگوییم مقصود از وجوب تنها مواردی است که تعاون به دلیل دیگر خارجی واجب دانسته شده است که از آن جمله می توان به کمک و یاری برای نجات دان غریق و یا حریق و آتش سوزی اشاره کرد.

اما درباره ظهوری که نهی بر حرمت دارد، به دلیل این که شاهد و دلیلی دیگری وجود ندارد تا از این ظهور بر حرمت رفع ید کنیم و آن را بر کراهت حمل نماییم ، می بایست بگوییم که آیه دلالت بر حرمت هر گونه تعاونی در امور گناه و تجاوزگری دارد.(نگاه کنید: القواعد الفقهیه ، بجنوردی، ج ۱، ص ۳۵۹)

البته در این مساله که آیا در صدق اعانت بر گناه و اثم، قصد وقوع حرام از سوی اعانت کننده شرط است یا خیر و یا این که آیا وقوع خارجی حرام نیز در حرمت اعانت شرط است یا خیر، در میان فقیهان اختلاف است که بحث در این باره بیرون از حوصله این مقاله است.(نگاه کنید: مکاسب ، شیخ مرتضی انصاری، چاپ سنگی، ص ۱۷)

به هر حال، از نظر اسلام تعاون به طور مطلق امری پسندیده نیست ، بلکه لازم است تا در حکم ارزشی یا ضد ارزشی بودن تعاون و همکاری، به متعلقات آن توجه شود. بنابراین در برخی از موارد تعاون واجب است چنان که در نجات غریق واجب می باشد و در برخی از موارد مستحب و در برخی دیگر مکروه و در برخی از موارد حرام می باشد. این گونه است که خداوند حدود و مرزهای تعاون را در آیاتی چندی بیان کرده است تا انسان در عمل اجتماعی و ارتباط خود با دیگران شهروندان امت اسلام یا شهروندان جوامع دیگر به این نکات توجه کند و اجازه ندهد تا در موردی با هر کسی همکاری و همیاری نماید.

با نگاهی به وضعیت کنونی جوامع اسلامی می توان دریافت که بسیاری از مسلمانان دانسته و نادانسته دست همکاری به مجرمان و متجاوزان و کافران داده و در خدمت ایشان علیه مومنان و مستضعفان و بی گناهان فعالیت می کنند و عاقبت دنیوی و اخروی خود و دیگران را به خطر می افکنند و در مسیر ظلم و تعدی گام بر می دارند و از عدالت و نیکی و تقوا دور می شوند. این مصیبتی است که به سبب عدم توجه به آموزه های اسلامی بر امت اسلام وارد آمده است. باشد با بهره گیری از این آموزه ها راه نجات برای خود و دیگر امت اسلام و جوامع مستعضف جهانی بیابیم.