مرزبانی، اهمیت و فضایل آن

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از وظایف هر مسلمانی، دفاع از مرزهای جغرافیایی اسلام همانند دفاع از مرزهای اعتقادی و فکری و فرهنگی است. امت اسلام با جهاد سخت و نرم است که می تواند هویت فرهنگی خویش را صیانت کرده و در مسیر رشد و تعالی بشریت گام بردارد؛ زیرا بی صیانت از هویت فردی و فرهنگی نمی توان از امت سخن گفت؛ زیرا اگر مرزهای جغرافیایی اسلام همانند مرزهای اعتقادی صیانت نشود، امت اسلام معنا و مفهومی نخواهد داشت. آموزه های وحیانی قرآن همان اندازه که به صیانت از مرزهای اعتقادی در جهاد کبیر تاکید دارد، به صیانت از مرزهای جغرافیایی در جهاد اصغر مالی و جانی تاکید دارد؛ زیرا با این دو جهاد است که می توان بستری مناسب برای جهاد اکبر تزکیه نفس در تقابل عقل و نفس و سپس عقل و قلب فراهم آورد و در مقام خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت و پروردگاری قرار گرفت. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا اهمیت و فضایل مرزبانی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

امنیت و آرامش شاخص سعادت

شکی نیست که یکی از دو مولفه اصلی سعادت و خوشبختی، امنیت و آرامش است که در کنار آسایش مادی و رفاه تامین کننده آن است. به نظر می رسد که امنیت و آرامش حتی از آسایش و رفاه از اهمیت بیش تری برخوردار است؛ زیرا بدون امنیت و آرامش جانی و روانی و روحی نمی توان از آسایش و رفاه مادی بهره برد. از این روست که مهم ترین خواسته هر انسان و اجتماعی تامین امنیت و آرامش کامل و جامع است. این گونه است که حتی با همه اهمیتی که لیبرال دمکراسی برای آزاد های فردی قایل است، آن را فدای امنیت عمومی می کند و حریم های خصوصی افراد را به سادگی برای تامین امنیت عمومی زیر پا می گذارد؛ زیرا فقدان امنیت به معنای فقدان هر چیز مثبتی است که در زندگی انسان به آن نیاز است.

در آیات قرآنی، به عنصر اهمیت بسیار اهتمام و پرداخته شده است و آیات قرآنی بر آن است تا روش سازد که امنیت تا چه اندازه به عنوان شاخص اصلی اجتماع و سعادت کارایی دارد. از همین روست که اصل ایمان را مرتبط با امنیت دانسته است؛ زیرا ایمان برگرفته از «امن» به معنای امنیت است؛ چرا که هر کسی به اصول اسلامی ایمان آورد، در امنیتی از غضب و خشم الهی قرار می گیرد که نماد آن دوزخ است. مومن با ایمان آوری خویش در امنیتی قرار می گیرد که سعادت و خوشبختی دو سرای او را تضمین می کند و از هر گونه رنج و عذاب روانی و مادی در امان می ماند.

از نظر قرآن، آرامش و آسایش در تقابل خوف و جوع است؛ به این معنا که اگر جامعه از آرامش و آسایش بهره مند نباشد، در حقیقت گرفتار خوف و جوع است که به معنای فقدان آرامش و آسایش است. خدا می فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود؛ و روزیش از هر سو فراوان مى ‏رسید. پس ساکنانش نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند؛ و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند، طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانید. (نحل ، آیه ۱۱۲)

هم چنین درباره وضعیت قریش در مکه خدا می فرماید: الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ؛ همان خدایى که در گرسنگى غذایشان داد و از بیم دشمن آسوده ‏خاطرشان کرد.(قریش، آیه ۴)

پس از نظر قرآن، فقدان آسایش با کمبودهای غذایی و فقدان آرامش با خوف و ترس و هراس، چیزی جز گرفتاری اجتماع به شقاوتی نیست که نقیض سعادت است.

هر چند که فقدان آرامش و امنیت می تواند عامل درونی هم چون کفران نعمت(نحل، آیه ۱۱۲) یا کفر و ترک عبادت خدا(قریش، آیه ۴) داشته باشد؛ اما عوامل بیرونی نیز می تواند نقش به سزایی در فقدان آرامش و آسایش داشته باشد؛ چنان که خدا در آیات قرآنی بیان می کند تجاوزگری دیگران و ربایش افراد در مرزهای جغرافیایی می تواند به یک عامل بی ثباتی و فقدان آرامش و آسایش تبدیل شود. خدا در قرآن می فرماید: أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَیُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَهِ اللَّهِ یَکْفُرُونَ ؛ آیا ندیده‏ اند که ما براى آنان حرمى امن قرار دادیم؛ و حال آنکه مردم از حوالى آنان ربوده مى ‏شوند؟ آیا به باطل ایمان مى ‏آورند و به نعمت‏ خدا کفر مى ‏ورزند؟ (عنکبوت، آیه ۶۷)

در این آیه خدا بیان می کند که نعمت امنیت در حرم مکه، یکی از مهم ترین شاخص های سعادت و عنایت الهی نسبت به آن مردم است؛ این در حالی است که در بیرون مرزهای حرم مکه، افراد ربوده می شوند و به بردگی می روند. بنابراین، ناامنی در مرزهای جغرافیایی وجود دارد، در حالی که امنیت در درون مرزها به عنایت و فضل الهی برای اهالی مکه و حریم حرم آن فراهم شده است.

از نظر قرآن، یکی از علل اصلی ناامنی و ربایش در امت در مرزهای جغرافیایی، ضعف توان دفاعی و قلت نفرات آن است. خدا می فرماید: وَاذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ و به یاد آورید هنگامى را که شما در زمین گروهى اندک و مستضعف بودید، مى ترسیدید مردم شما را بربایند. پس خدا به شما پناه داد و شما را به یارى خود نیرومند گردانید؛ و از چیزهاى پاک به شما روزى داد باشد که سپاسگزارى کنید.(انفال، آیه ۲۶)

پس از نظر قرآن، قلت و کاهش عددی نفرات و ضعف قوت و توان اجتماع یکی از مهم ترین عوامل ربایش افراد آن اجتماع از سوی دشمنان است. تقویت قوت و توان با افزایش جمعیت یکی از شاخص هایی که دشمن را از اقدام به ربایش باز می دارد. از همین رو، باید در سیاست هایی دفاعی – امنیتی افزایش جمعیتی به ویژه در مرزها مد نظر قرار گیرد تا با افزایش جمعیت و توان نفراتی، افزایش قوت دفاعی و رهایی از ربایش و نا امنی فراهم آید. با نگاهی به ربایش هایی که اتفاق افتاده می توان این سیاست را بهترین شیوه دفاعی و افزایش امنیتی دانست؛ زیرا ربایش ها در مناطقی انجام می شود که جمعیت اندکی در آن جا ساکن هستند یا افراد حاضر در مرزها و مرزبانان از نظر عددی کم تر از حد مورد نیاز هستند. فراهم آوری بسترهای افزایش جمعیتی و سکونتی در مناطق مرزی می تواند به عنوان یک سیاست راهبردی در دستور قرار گیرد و برنامه هایی برای تحقق آن از سوی نهاد نظام سیاسی ولایی انجام شود. تاکید قرآن بر عنصر رزق طیب در کنار نصرت الهی به معنای آن است که زمانی می توان به نصرت و پیروزی دست یافت که ساکنان مناطق مرزی در کنار افزایش جمعیتی برخوردار از نعمت رزق حلال نه قاچاق و مانند آن باشند. اجرای سیاست ها و برنامه هایی که بتواند این رزق حلال و طیب را برای جمعیت ساکن در این مناطق فراهم آورد، بسیار حایز اهمیت است؛ زیرا نمی توان بدون رزق طیب و حلال امید به تقویت بنیه دفاعی داشت؛ چرا که این ساکنان مناطق مرزی هستند که به عنوان مرزبانان اصلی عمل می کنند و سازمان مرزبانی باید بر اساس مرزداری ساکنانی شکل گیرد که بهره مند از رزق طیب نه خبیث در کنار فعالیت های اقتصادی سالم باشد.

اصول از نظر قرآن، انفال و فی به عنوان دو منبع اصلی درآمدی نظام سیاسی ولایی باید برای تامین اموری به کار گرفته شود که تامین کننده امنیت اجتماع باشد. البته نباید به این دو منبع اکتفا کرد بلکه انفاقات مالی مردمی خود باید به شکلی هدایت شود که تامین کننده توان دفاعی در قالب تجهیزات و نفرات باشد؛ چنان که خدا می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى جز ایشان را که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد، بترسانید؛ و هر چیزى در راه خدا خرج کنید، پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود؛ و بر شما ستم نخواهد رفت.(انفال، آیه ۶۰)

از نظر قرآن، تامین عُدّه و عِدّه وظیفه و تکلیف همگانی است تا با تامین نفرات و تجهیزات دشمنان مشخص و نامشخص را از هر گونه تعرض باز دارید. بنابراین، افزایش جمعیت در کنار افزایش هر گونه ابزار جنگی و دفاعی که موجبات بازدارندگی از حملات دشمن شود، ضروری و تکلیفی واجب همگانی است؛ چرا که بدون این امور نمی توان از سعادت اجتماعی سخن گفت و امید به شکوفایی و رشد آن داشت.

جایگاه و اهمیت مرابطون و مرزداران

هر چند که از نظر آموزه های وحیانی اسلام، دفاع از مرزهای جغرافیایی اسلام وظیفه هر مسلمانی است؛ اما در این میان نقش عده ای از افراد امت اسلام ویژه و خاص است. همان طوری که گفته شد، ساکنان مرزهای سیاسی جغرافیایی اسلام باید خود را به عنوان مرزبانان نظام سیاسی ولایی بشناسند و هماره هوشیار و بیدار باشند و علیه هر گونه اقدامات ایذایی و تجاوزگری اقدام به هنگام و مناسب داشته باشند.

هم چنین باید گروهی از امت اسلام به عنوان «مرابطون» در مناطق مرزی که در اصطلاح «رباط» گفته می شود، حضور یابند تا به دفاع از مرزهای جغرافیایی از هر گونه تعدی و تجاوز دشمن بپردازند.

خدا درباره مرابطون و مرزداران و مرزبانان می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است که رستگار شوید. (آل عمران، آیه ۲۰۰)

این آیه، در چند مرحله به صبر در برابر انواع حوادث و مصائب توصیه مى‌کند که شامل صبر در برابر ناگوارى‌هاى شخصى و هوسها ؛ صبر و مقاومت در برابر فشارهاى کفّار با تاکید بر «صابروا» و صبر در حفظ مرزهاى جغرافیایى از هجوم دشمن، و هم چنین صبر در حفظ مرزهاى اعتقادى و فکرى، از طریق مباحث علمى و نیز صبر در حفظ مرز دلها، از هجوم وسوسه‌ها است که با واژه «رابِطُوا» مورد تاکید قرار گرفته است. باید توجه داشت که کلمه‌ «رابطوا» از ریشه‌ى «رباط» به معناى بستن چیزى در مکانى است. به کاروانسرا نیز به این دلیل رُباط مى‌گویند که کاروان‌ها در آنجا اتراق کرده و مال‌التجاره و اسب و شترها را در آنجا نگه مى‌دارند. همچنین به قلبى که به لطف خدا محکم بسته شده باشد، رُباط گفته مى‌شود.

واژه «رباط و مرابطه» به معناى محافظت و ملازمت و حفظ مرزها است. ( لسان العرب، ج ۵، ص ۱۱۲) «ربط» و حفظ و نگهبانى از مرزهاى کشورهاى مسلمانان است.(مفردات، ص ۳۳۸ ـ ۳۳۹، «ربط») برداشت با توجه به استعمال این واژه در چنین معنایى صورت گرفته است. بعضى از مفسران «رابطوا» را اقامه و ماندن در مرزها و آماده کردن بستن اسبها و آمادگى و در انتظار براى جنگ بودن معنا و تفسیر نموده‌اند. (الکشاف، ج ۱، ص ۴۶۰)هم چنین باید توجه داشت که واژه «فلح» به معناى پیروزى و ظفر آمده است. (لسان العرب، ج ۱۰، ص ۳۱۶، «فلح».)

البته در روایات، «رابطوا» به معناى انتظار اقامه‌ى نماز آمده است. (تفسیر مجمع‌البیان؛ ذیل آیه) گویا مسلمانان دل و جان خود را با پیوندى که در نماز ایجاد مى‌کنند، محکم مى‌سازند. امام صادق علیه السلام فرمود: «اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الائمّه ؛ در برابر واجبات صبر کنید؛ و در برابر مشکلات مصابره داشته باشید و از پیشوایان خود دفاع کنید. (کافى، ج ۲، ص ۸۱)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: «اصبروا على الصَّلَوات الخمس وصابروا على قتال عدوّکم بالسیف‌ ورابطوا فى سبیل‌اللَّه لعلّکم تفلحون؛ بر نمازهاى شبانه روزى پایدارى کنید ودر جهاد با دشمن، فعّال ودر راه خدا با یکدیگر هماهنگ باشید تا رستگار شوید.( درّالمنثور، ج ۲ ، ص ۲۱۸)

در اهمیت مرزبانی همین بس که پیامبر خدا(ص) در این باره می‌فرمایند: یک روز مرزبانی در راه خدا بهتر است از دنیا و هر چه در آن است. (کنز العمال، شماره حدیث ۱۰۵۰۸؛ منتخب میزان الحکمه: ص ۱۱۶)

از نظر پیامبر(ص) مرزبانی از مصادیق باقیات صالحات است که آثار و تبعات مثبت آن برای عامل می ماند و موجبات رشد وی را حتی در عالم برزخ فراهم می آورد؛ چرا که ایشان فرمودند: کـُلُّ عـَمـَلٍ مـُنْقَطِعٌ عَنْ صاحِبِهِ اِذا ماتَ اِلَّا الْمُرابِطُ فی سَبیلِ اللّهِ فَاِنَّهُ یَنْمی لَهُ عَمَلُهُ وَ یَجْری عَلَیْهِ رِزْقُهُ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ؛ هـر عـمـلی پـس از مـرگ صـاحـبـش از او جـدا مـی شـود، مـگـر عمل کسی که در راه خدا مرزبانی کند، عمل چنین کسی رشد می کند و تا روز قیامت روزی اش داده مـی شـود.( میزان الحکمه، ج ۲، ص ۱۳۴؛ کنز العمال: ۱۰۶۱۱ منتخب میزان الحکمه: ص ۱۱۶)

رسول مکرم اسلام نیز در اهمیت و ارزش والای این عمل در جایی دیگر چنین می‌فرمایند: یک شب نگهبانی دادن در راه خدا برتر است از هزار شبانه روز که شب‌هایش به عبادت و روزهایش به روزه داری سپری شود. (کنزالعمّال: ۱۰۷۳۰ منتخب میزان‌الحکمه:ص ۱۱۶)

از نظر اسلام، کسانی که به مرزبانی می پردازند، با این عمل خویش هرگز با دوزخ مواجه نخواهند شد؛ زیرا در روایت آمده است: دو چشمند که با آتش تماس نمی‌یابند: چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که شب‌ها در راه خدا نگهبانی دهد.( سنن الترمذیّ: ۱۶۳۹ منتخب میزان الحکمه:ص ۱۱۶)

البته هر کسی به دفاع از مرزهای جغرافیایی به جهاد مالی و جانی بپردازد در قیامت بهره مند خواهد شد؛ چنان که پیامبر خدا(ص) همچنین در اهمیت دفاع و جهاد از کیان اسلامی می‌فرمایند: هرکه یک تیر در راه‏ خدا پرتاب کند، آن تیر در روز قیامت برای او نوری باشد.( الترغیب والترهیب:ج ۲ ، ص ۲۸۱ ، حدیث ۱۸ ؛ منتخب میزان الحکمه:ص ۵۷۲)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن کریم، اصولا دفاع از کیان خانه و خانواده وظیفه هر مسلمانی است. به طور طبیعی اجتماع و امت اسلام به عنوان کیان بزرگ باید مورد مواظبت و صیانت قرار گیرد. به سخن یدیگر اگر پاسداری از خود و خانواده واجب است؛ چنان که خدا می فرماید:یَا اءَیُّهَا الَّذِینَ اَّمَنُوا قُوا اَنفُسَکُمْ وَاهْلِیکُمْ نَاراً ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خودتان و کسانتان را از آتش دوزخ حفظ کنید. (تحریم، آیه ۶) به طور طبیعی، لازم این دفاع، دفاع از مرزهای جغرافیایی در کنار مرزهای اعتقادی است تا شرایط آرامش و آسایش برای خانواده فراهم آید. پس اگر بر اساس آموزه های اسلامی دفاع از مال واجب و مرگ در این راه شهادت تلقی می شود؛ چنان که رسول اکرم (ص ) می فرماید: مَنْ قُتِلَ دُونَ مالِهِ فَهُوَ شَهیدٌ ؛ کسی که در پاسداری و دفاع از مالش کشته شود، شهید شمرده است. (نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده ، حدیث ۲۸۲۰) به طور طبیعی باید گفت که دفاع از نظام سیاسی ولایی واجب اهم است؛ زیرا اگر ولی الله اولی به خود مومنان است(احزاب، آیه ۶) به طور طبیعی دفاع از ولی الله و نظام ولایی در اولویت نخست قرار می گیرد.

آموزه های اسلامی بر آن است تا انسان را موجودی بسازد که از حق دفاع کرده و به صیانت از حقوق فردی و اجتماعی بپردازد. از همین روست که پیامبر(ص) می فرماید: قُوا بِاَمْوالِکُمْ عَنْ اَعْراضِکُمْ ؛ آبرویتان را به وسیله اموالتان حفظ کنید.(همان، حدیث ۲۱۰۴)

این حمایت از اسلام و ولایت و مرزهای اعتقادی و جغرافیایی باید هماره در دستور کار قرار گیرد؛ چنان که حضرت امام صادق(ع) می فرماید: عـُلَمـاءُ شـیـعـَتـِنـا مـُرابـِطـُونَ فـِی الثَّغْرِ الّذی یَلی اِبْلیسَ وَ عَفاریتَهُ، یَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُروجِ عَلی ضُعَفاءِ شیعَتِنا وَ عَنْ اَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیْهِمْ اِبْلیسُ وَ شیعَتُهُ؛ علمای شیعه ما، نگهبانان مرزی هستند که در آن سویش ابلیس و دیوهای او قرار دارند. آنان، از یورش و تسلّط او و پیروانش بر شیعیان ناتوان ما جلوگیری می کنند.( بحارالانوار، ج ۲، ص ۵)

بر اساس آیه ۲۹ سوره فتح، مومنان به حمایت از ولی الله و پیامبر(ص) بپرداخته و در همان حال که نسبت به دوستان مهربان و رحیم هستند، نسبت به دشمنان سخت گیر هستند و اجازه کم ترین و کوچک ترین تعرض به ساحت اسلام و رهبر و جغرافیایی اعتقادی و سیاسی اسلام را نمی دهند؛ چنان که خدا در توصیف مرزبانان و پاسداران مرزهای جغرافیایی و سیاسی می فرماید: لکِنِ الْرَّسُولُ وَالَّذِینَ اَّمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَاءَنْفُسِهِمْ وَأُولئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ ولی پیغمبر و کسانی که با او ایمان آوردند با مالها و جانهای خود جهاد کردند، و خیرات همه خاص ‍ ایشان است، و ایشان ، آری، هم ایشانند رستگاران.(توبه ، آیه ۸۸)

رسول خدا(ص ) درباره اهمیت مرزبانی می فرماید: رِباطُ یَوْمٍ فی سَبیلِ اللهِ خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیا وَ ما عَلَیْها؛ یک روز مرزبانی در راه خدا بهتر است از دنیا و آنچه در آن است .( میزان الحکمه ، ج ۲، ص ۱۳۳)

همان حضرت می فرماید: عـَیـْنـانِ لا تـَمـَسُّهَا النّ ارُ: عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ وَ عَیْنٌ با تَتْ تَحْرُسُ فی سَبیلِ اللّهِ؛ دو چشم است که آتش به آنان نمی رسد؛ چشمی که از ترس خدا بگرید و چشمی که شبها در راه خدا نگهبانی دهد.( همان، ص ۱۳۴.)

ابو عبداللّه جُعْفی می گوید: امـام بـاقـر(ع ) از مـن پـرسید: کَمِ الرِّباطُ عِنْدَکُمْ؟ مدّت مرزبانی نزد شما چقدر است ؟ عرض ‍ کردم : چهل روز. امام (ع ) فرمود: لکِنْ رِباطُنا رِباطُ الدَّهْرِ؛ لکن مدّت مرزبانی ما تا همیشه است.( الکافی، کلینی، ج ۸ ، ص ۳۸۱)

چنان که گفته شد ربـاط و مـرابـطـه بـه مـعنای مرزبانی، سنگر داری و دیده بانی است و این معنا نوعاً در خطوط مقدم و در مرزهای نزدیک به دشمن و بیگانه صورت می گیرد.( عصر زندگی، محمد حکیمی ، ص ۳۱۱)

امـام زمـان (عج ) نیز در نامه به شیخ مفید، خود را مرابط، مرزبان و مرزدار خوانده ، مرقوم می فرماید: مِنْ عَبْدِ اللّهِ الْمُرابِطِ فی سَبیلِهِ؛ (این نامه ) از بنده خداست ؛ بنده ای که مرزبان و مرزدار راه خداست.( ارشاد، شیخ مفید، ص ۴، چاپ بصیرتی ـ قم)

امـیرمؤ منان (ع )، جهاد فی سبیل اللّه را که مظهر تامّ پاسداری است ، دری از درهای بهشت شـمـرده که خداوند آن را به روی دوستان مخصوص خود می گشاید و بر قامت آنان که آن را خـوش نـداشـتـه ، تـرکـش مـی گـویـند، لباس ذلّت و خواری می پوشاند و به بلا و گرفتاری دچارشان می سازد.( نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه ۲۷)

آن حضرت اهل زمان خود را که در پاسداری از مرزهای کشور اسلامی شانه خالی می کردند سخت مورد نکوهش قرار داده ، می فرماید: زشـت بـاد روی شـمـا و از انـدوه رهـایی نیابید که آماج تیر بلا شدید! به شما حمله می کـنـنـد، شما حمله نمی کنید؟! با شما می جنگند، شما نمی جنگید؟! این گونه معصیت خدا می شود و شما رضایت می دهید؟ وقـتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن می دهم، می گویید هوا گرم است، مهلت ده تـا سـوز گـرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می دهم، می گویید هوا خیلی سـرد است بگذار سرما برود… وقتی از سرما و گرما می گریزید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر خواهید گریخت.(همان)

پـاسـداری از مـرزهـای اسـلامـی بـه قـدری اهـمـیـت دارد کـه امـام سـجـاد(ع ) دعـایـی مـفصّل به مرزداران اختصاص داده و پاسداران را دعا کرده است و امور لازم در پاسداری را برای آنان از خداوند سبحان درخواست نموده است. امام می فرماید: مرزهای مسلمانان را به نیروی غالب خویش استوار و ایمن گردان و مرزبانان را به قدرت خود مدد فرما و آنان را از خزانه بی‌پایان خود عطایای بسیار ببخش». (صحیفه سجادیه ، دعای ۲۷)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن ، از ویژگی ها و صفات مرزبانی آن است که شخص مومن صبور باشد و تقوای الهی را به تمام و کمال رعایت کند.(آل عمران، آیه ۲۰۰) بی گمان در مصائب بزرگ و مشکلات این صبوری و دعوت دیگران به آن است که می تواند موثر باشد. از سوی مصابره و کمک در ایجاد بستری برای صبر دیگران بسیار مهم و اساسی است.(همان)