مرده باد خداوند در حق کیست؟

samamosزنده باد و مرده باد از مصادیق دعا و نفرین است. انسان ها هنگامی که توانایی ندارند تا بقا و یا زوال چیزی را به دست خود تحقق بخشند،‌ به دعا و لعن و نفرین متوسل می شوند و از خداوند می خواهند تا بقای امر خوب و مطلوب و نابودی امر بد و نامطلوب را انجام دهد.

در دوره کنونی و معاصر ، نفرین و لعن از دایره فردی به دایره اجتماعی کشیده شده است و در همه رسانه ها می توان نوشته ها و فریادهای مرگ بر شاه، مرگ بر خلیفه، مرگ بر مبارک، مرگ بر آمریکا و اسرائیل یا مرگ بر استکبار را دید و شنید. البته این اختصاص به ایران اسلامی ندارد، بلکه در سرتاسر جهان عبارت هایی همانند این دیده و شنیده می شود که به آسمان رفته و گوش فلک را پر و کر کرده است.

در ایران اسلامی، دعای معروف خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما، بیانگر دعای خیر برای حفظ نظام نه افراد است، بنابراین دایره دعای خیر و نفرین و لعن در حق افراد در جهان معاصر فراتر رفته و حتی نظام های سیاسی و اجتماعی را بر می گیرد.

شگفت این که خداوند در دو مورد به صراحت در حق دو دسته انسان ها نفرین و لعن کرده و مرده باد گفته است. نویسنده در این مطلب بر آن شد تا به چرایی انتخاب این دو گروه و نقش آنان در گمراهی و ضلالت و اضلال جامعه و مردم بر اساس آموزه های قرآنی بپردازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نفرین و لعن در آموزه های قرآنی

نفرین به معنای دعای بد، ضد آفرین است. نفرین بیانگر نفرت و بیزاری شدید انسان از کس یا چیزی است و از آن جایی که توانایی دفع آن را ندارد، به دعا متوسل می شود تا ضمن اعلان بیزاری از کمک الهی برای از میان بردن و یا رهایی یا دوری از آن بهره مند شود.

نفرین در شرایطی انجام می گیرد که انسان به عجز و ناتوانی خود پی برده و از خداوند رب العالمین یاری و استعانت می جوید تا از شر آن در امان ماند.البته لعن به معنای راندن و دور کردن از روی خشم و غضب نیز گاه در همین معنا به کار می رود؛ چرا که لعن انسان به معنای دعا و نفرین بر ضد دیگری است؛ هر چند که این واژه و اصطلاح وقتی در خداوند به کار می رود معنایی دیگر دارد؛ چرا که لعن خداوند در دنیا به معنای قطع رحمت الهی و عدم توفیق یابی شخص و در آخرت به معنای کیفر و مجازات است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی،‌ص ۷۴۱، ذیل واژه لعن)

بنابراین، نفرین و لعن در انسان ها به همان معنای دعای بد در حق دیگری است؛ چنان که آفرین به معنای دعای خیر است.(لغت نامه دهخدا، ج ۱۳، ص ۲۰۰۰۷)

در آیات قرآنی واژه های چندی برای نفرین مورد استفاده قرار گرفته است که از آن جمله می توان به قتل،‌ قاتل، تبت،‌ تعسا، ویل،‌ بعدا، اطمس، اشدد و مانند آن اشاره کرد. البته برخی از سیاق جملات نیز همین معنای نفرین و دعای بد را می رساند.

از نظر آموزه های قرآنی لعن انسان در حق دیگری و نفرین وی در مواردی جایز دانسته شده است. البته خداوند خود اقدام به لعن و نفرین کرده است ولی باید دانست که لعن و نفرین خداوند یک تفاوت ماهوی دارد، زیرا جملات انشایی خداوند مانند کن، در حقیقت معنای اخباری می دهد و بیانگر تحقق آن است.

به سخن دیگر، لعن خداوند در دنیا به معنای قطع شدن رحمت از شخصی و عدم توفیق یابی او در زندگی دنیوی و در آخرت به معنای مجازات و کیفر شدید است. خداوند ابلیس را لعن کرده و او را از خود رانده و دور کرده است، از این روست که از رحمت الهی و توفیق خداوندی محروم شده است. هم چنین نفرین خداوند به معنای دعای بد در حق او نیست، بلکه معنای دوری از رحمت الهی است و شخصی که خداوند او را نفرین می کند از رحمت خداوند محروم می شود و توفیقی در زندگی نمی یابد.

بر اساس آموزه های قرآنی، هر کسی را که خداوند لعن کند، مجاز است که انسان نیز در حق او دعای بد و نفرین و لعن زبانی نماید. از این روست که افرادی چون ابلیس(نساء، آیات ۱۱۷ و ۱۱۸، حجر، آیات ۳۲ و ۳۵)، ظالمان و ستمگران(آل عمران، آیات ۸۶ و ۸۷؛ اعراف، آیه ۴۲)، کافران(بقره، آیات ۸۸ و ۸۹)، قاطعان رحم و ترک کنندگان صله رحم(رعد، آیه ۲۵؛ محمد،‌آیات ۲۲ و ۲۳)، پیمان شکنان(مائده، آیات ۱۲ و ۱۳؛ رعد، آیه ۲۵)،‌دروغگویان(آل عمران، ایه ۶۱)، شایعه پراکنان علیه نظام و جامعه اسلامی(احزاب، ایات ۶۰ و ۶۱)، مومنان به جبت و طاغوت(نساء، ایه ۵۱ و ۵۲) ، بت پرستان(مائده، ایه ۶۰) بیماردلان متعرض به زنان مسلمان(احزاب، ایات ۶۰ و ۶۱) ، اذیت کنندگان پیامبر(احزاب، آیه ۵۷) ، بنی امیه قاطبه(اسراء، آیه ۶۰؛ مجمع البیان، ج ۵ و ۶،‌ص ۴۴۳)، فرعون و فرعونیان (هود، آیات ۹۷ تا ۹۹)،‌ مشرکان(فتح،‌ایه ۶)، مرتدان(آل عمران،‌آیات ۸۶ و ۸۷)، منافقان(توبه، ایه ۶۸؛ احزاب، ایات ۶۰ و ۶۱)، عالمان کتمان کننده حق و احکام و معارف الهی(بقره، ایه ۱۵۹) وگروه ها و افراد و اشخاص حقیقی و غیر حقیقی از سوی خداوند لعن و نفرین شده است و مجاز است که مومنان ایشان را لعن و نفرین کنند(همان)

در آیات قرآنی آمده است که پیامبرانی از جمله حضرت ابراهیم(انبیاء، آیه ۶۷)، حضرت صالح(مومنون، آیات ۳۱ تا ۳۹)، حضرت موسی(یونس، آیات ۸۷ و ۸۸)، حضرت محمد(آل عمران،‌ایه ۱۱۹)،‌حضرت نوح(نوح ،‌آیات ۲۶ و ۲۷) و مانند ایشان علیه افراد و قوم یا اشخاصی نفرین و دعای بد کردند. حضرت عیسی(ع) و حضرت داود(ع) به طور خاص قوم یهود را به سبب کفر ورزی، تجاوزگری،‌عصیان، ترک نهی از منکر، فسق و فجور لعن کرده اند.(مائده، آیات ۷۸ و ۷۹)

به هر حال،‌ سنت لعن و نفرین،‌ سنتی اسلامی است و نمی توان آن را غیر مجاز بر شمرد، بلکه برای اعلان رسمی بیزاری از غیر خودی ها لازم است که نفرین و لعن انجام گیرد تا انسان با دل و زبان و عمل خویش از علل و عوامل نفرین تبری جوید.

مستحقان نفرین

با نگاهی به آن چه گفته شد، دانسته شد که چه کسانی استحقاق نفرین و لعن خدا و مومنان را دارند. اما برای این که شناخت جامع و کاملی از ایشان داشته باشیم و علت و عوامل استحقاق نفرین و لعن را بدانیم و بشناسیم، با نگاهی دقیق تر به آیات قرآنی می نگریم و می کوشیم علل و عوامل استحقاق نفرین و لعن را بشناسیم.

در آیات قرآنی بیش از ۳۳ مورد را می توان یافت که به عنوان علل و عوامل استحقاق لعن و نفرین معرفی شده است و خداوند به سبب همین علل و عوامل آنان را نفرین کرده است.

استکبار و توطئه غرور آمیز علیه قرآن و آموزه های وحیانی یکی از علل و عواملی است که خداوند دارنده این صفت را مستحق لعن و نفرین دانسته است. خداوند در آیات ۱۸ تا ۲۵ سوره مدثر ضمن بیان این عامل، شخص را مستحق مرده باد دانسته و با واژه قتل از او یاد کرده است.

افتراء به خداوند(مائده، آیه ۶۴؛ توبه، ایه ۳۰)، افتراء به قرآن و سحر دانستن آیات آن(مدثر، ایات ۱۱ تا ۲۵)، بازداشتن مردم از راه خدا(ابراهیم، آیات ۲ و ۳)، تحریف حقایق دین(بقره، ایه ۷۹)، ترک نماز (قیامت، آیات ۳۱ تا ۳۵؛ ماعون، آیات ۴ و ۵)ف تکبر و خود بزرگ بینی(قیامت، ایات ۳۳ تا ۳۵)، تکذیب قیامت (طور، ایه ۱۱، مرسلات، ایه ۱۵)، تکذیب رسالت پیامبر(منافقون، ایات ۱ و ۴)، تکذیب معارف الهی (مومنون، آیات ۳۱ تا ۳۹)، طراحی و توطئه علیه دین و پیامبر(مدثر، ایات ۱۱ تا ۲۰)، دروغ پردازی (جاثیه، ایه ۷؛ ذاریات، آیه ۱۰)، دنیاطلبی(بقره،ایه ۷۹؛ ابراهیم، ایات ۲ و ۳) ، ریاکاری(ذاریات، آیات ۴ و ۶)، شرک (فصلت، ایه ۶)، شکنجه مومنان(بروج، ایات ۴ تا ۸)، ظلم و ستم(مومنون، آیه ۴۱)، عیب جویی(همزه، ایه ۱)، غفلت از نماز(ماعون، آیات ۴ و ۵)، فسادانگیری(عنکبوت، ایه ۳۰)، قساوت قلب(زمر، آیه ۲۲)، کراهت از حق (محمد، آیات ۸ و ۹) ،‌کفران نعمت و ناسپاسی(عبس، ایات ۱۷ تا ۳۲)، کم فروشی و خیانت در معامله(مطففین، آیات ۱ و ۲)، گمراهی و اغواگری(یونس،آیات ۸۸)، گناه و فسق(مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵)، لواط و هم جنس بازی(عنکبوت، آیات ۲۸ تا ۳۰)، منع از زکات و امتناع از آن(ماعون، آیات ۴ و ۷) و ناخشنودی از وحی (محمد، آیات ۸ و ۹) از جمله عواملی است که خداوند شخص را به سبب آن ها مستحق نفرین و دعای بد خود و مومنان دانسته است.

مرده باد در حق گروه های خاص

در این میان خداوند به شکلی شگفت نسبت به علل و عواملی سخت گیری بیش تر می کند و با واژگانی چون مرده باد به نفرین و لعن ایشان می پردازد. از جمله کسانی که مستحق مرده باد الهی هستند کسانی هستند که کفران نعمت و ناسپاسی پیشه می گیرند یا به گمانه زنی می پردازند و یا در برابر دین الهی می ایستند و مومنان را شکنجه و اذیت می کنند. از این روست که می فرماید: قتل الخراصون(ذاریات ، ایه ۱۰)، قتل اصحاب الاخدود(بروج، ایه ۴)، قتل الانسان ما اکفره(عبس، ایه ۱۷)، قتل کیف قدر(مدثر، آیه ۱۹).

در این آیات قرآنی که خداوند خشم و غضب خویش را با واژه مرده باد(قتل، فعل مجهول ماضی که به معنای اخبار از گذشته و تحقق آن است و به ظاهر در قالب انشاء بیان شده است) گفته است به روشنی این معنا به دست می آید که از این کارها بسیار به خشم می آید.

خداوند کسانی که دین را به تمسخر گیرند و با گمانه زدن و تخرص ، زندگی خود را سامان دهند، به شدت خشمگین می شود. اصولا تخرص و گمانه زدن به این معناست که چیزی را مبنا قرار دهیم که نمی تواند مبنا قرار گیرد. روشی که اهل تمثل منطقی و قیاس اصولی به کار می گیرند و در مذهب اسلام برخی آن را به عنوان یک منطق زندگی گرفته و احکام را بر آن بار کرده اند، بسیاری از مشکلات را برای جامعه اسلامی به دنبال می آورد.

گمانه زدن به یک معنا نوعی دروغ پردازی است،‌ زیرا بر اساس امور ظنی می کوشد تا امری را به عنوان علم و قطعی نشان دهد و حقیقتی را وارونه جلوه کند. به عنوان مشت نمونه خراوار، نمونه ای را انتخاب می کند که تفاوت ماهوی با کل دارد و به اعتبار این که جن از آتش است پس آتش نمی تواند موجب عذاب و رنج جن شود،‌ بنابراین نتیجه می گیریم که دوزخ جن نمی تواند آتشین باشد. یا این که بگوید که شراب همان آب انگور است و آب انگور حلال است، پس نتیجه می گیریم که شراب حلال است. چنین روشی در حوزه امور علمی و زندگی می تواند آثار زیانباری را به جا بگذارد ؛ چرا که خراصون و گمانه زنندگان با گمانه های باطل خود حقایق را دگرگونه می کنند و با جهل و غفلت خویش به عنوان علم موجبات تباهی زندگی و گمراهی خود و دیگران می شوند. آنان با تمسخر گرفتن حقایق با توهمات باطل و غلط خویش منکر قیامت می شوند و می پرسند پس اگر قیامت حق است پس کی و چگونه اتفاق می افتد؟(ذاریات، آیات ۱۰تا ۱۲) این پرسش های غلط و باطل ایشان به سبب این گمانه زدن است که هر چیزی که نیست و نابود شود دیگری حیات و زندگی مجدد نخواهد یافت و با قیاس و تمثیل به برخی از مسایل دنیوی،‌استدلال های قطعی و یقینی ارایه می دهند که قیامتی نخواهد بود.

از مصادیق خراصون و گمانه زنان می توان به ولید بن مغیره اشاره کرد که با تمثیل خواست حقیقت وحی را منکر شود. او با تفکر ظنی خویش چنین فکر کرد و سنجید که چگونه می تواند میان خدا و بشر ارتباطی باشد؛ چرا که هیچ تناسب و سخنیتی میان بشر خاکی با این کالبد جسمانی با خداوند مجرد نیست. پس هر کسی ادعای وحی و ارتباط با خدا را مطرح کند بی گمان یاوه می گوید و یا سحر و ساحری می کند و چیز خلاف واقع را به عنوان واقع به خورد مردمان می دهد. از این رو با گمانه زنی خود، حقیقت وحی و ارتباط با خدا را یا دروغی از سوی مدعی پیامبری دانست که قول بشری را به عنوان قول خداوندی جا می زند یا این که سحر و جادوی دانست که این شخص در آن چنان وارد شده که می تواند این گونه تاثیرگذاری سخنی را بر زبان آرد که بشری است ولی گویی قول خدایی است.

گمانه زنی و تمثیل گرایی ولید بن مغیره موجب می شود که براساس یک فکر و نظری باطل و جاهلانه، حقیقت وحی را منکر شود و این گونه خود و دیگران را گمراه کند. از این روست که خداوند به شدت به مبارزه با خراصون و گمانه زنان می پردازد و این شیوه دروغگویی را ناپسند و زشت بر می شمارد و گمانه زنان را مستحق مرگ می داند و ایشان را خود نفرین می کند.(ذاریات، آیات ۱۱ تا ۲۵؛ مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص ۵۸۳)

البته قرآن در این آیات به این نکته نیز اشاره می کند که چنین بینش و نگرش غلط ریشه دار در گمانه زنی و فکر و نظر نادرست می توان به رفتارهای زشتی بیانجامد ، چون وقتی شخص فکر و نظر خویش را با آن که در چارچوب قیاس منطقی نیست بلکه بر اساس تمثیل منطقی و قیاس اصولی است به عنوان رای و نظر قطعی می پذیرد، خود را برتر از دیگران می داند و نسبت به دیگران که حقایق را بیان می کنند ترشرویی کرده و چهره درهم می کشد که چرا خلاف رای و نظر او سخنی گفته است و همین امر او را به استکبار گرفتار کرده و مستکبرانه به حق و حقیقت پشت می کند چون گرفتار جهل مرکب خویش شده و خود را برتر از دیگران دانسته و رای خویش را راست و صائب بر می شمارد.(همان؛ کشاف، ج ۴، ص ۶۴۷؛ تفسیر التحریر و التنویر ، ج ۱۴، جزء ۲۹، ص ۳۰۸)

دومین امری که خشم خداوند را به شدت بر می افرزود و غضب خداوند به شکل مرده باد تحقق می یابد،‌مساله کفران نعمت است. خداوند در آیات ۱۷ تا ۳۲ سوره عبس بیان می کند که افراد ناسپاسی که نعمت های خداوند را منکر می شوند و قدر این نعمت های بزرگ از وجود و بقا را نادیده می گیرند، گرفتار نفرین الهی می شوند و خداوند فریاد مرگ و مرده باد بر سرشان می کشد.

از نظر قرآن افراد ناسپاسی که نعمت را منکر می شوند و کفران نعمت می کنند و آن را در زندگی به درستی به کار نمی گیرند و یا شکرگزار نعمت الهی نیست ، مستحق نفرین الهی هستند و خداوند بر ایشان فریاد می زند و می گوید: مرگ بر ناسپاسان.

نفرین الهی در حق هر کسی وارد شود او را به هلاکت می افکند چنان که اقوام بسیاری گرفتار نفرین شده و هلاک گشتند.(مومنون، آیات ۲۳ تا ۲۴، قمر، ایات ۹ تا ۱۶ و آیات دیگر)

اگر گرفتار هلاکت نشوند دست کم این نفرین پیامدهایی چون تباهی اموال و بهره نبردن از آن ها(یونس، ایات ۸۸ تا ۹۰؛ دخان، آیات ۱۷ تا ۲۷)، سرگردانی (مائده،ایات ۲۴ تا ۲۶) و قساوت قلب و سنگدلی (یونس، آیات ۸۸ و ۸۹) می باشد. بنابراین، می بایست کاری کرد تا گرفتار علل و عواملی نشویم که نفرین الهی ما را در برگیرد که از رحمت الهی محروم و مرگ را بر خودمان مسلط کرده و هلاکت در دنیا و آخرت را برای خودمان رقم زده ایم. بنابراین، باید به خداوند پناه برد و با کفران نعمت و سخن بر پایه گمان و گمانه زنی و تخمین ناروا فرار کرد و به خود اجازه ندهیم بر پایه تخمین حقایق را کتمان کرده و اموری را به عنوان قطعی بپذیریم و به دیگران به عنوان امر قطع معرفی کنیم و خود و دیگران را گمراه نماییم.