مردم شناسی با ابزار رفتارشناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی اجتماعی لوازم و مقتضیاتی دارد که عدم شناخت و عدم بهره گیری از آن ها به عنوان یک مهارت اجتماعی می تواند انسان را از مسیر سعادت در زندگی دنیوی و اخروی بازدارد و ضربات جبران ناپذیری بر انسان و سرنوشت ابدی او وارد سازد. بسیاری از مردم به سبب عدم توجه یا عدم اهتمام به مقتضیات و لوازم زندگی اجتماعی، گرفتار شقاوت دنیوی و اخروی شده و می شوند. از همین روست که یکی از مباحث و موضوعات مطرح در آموزه های وحیانی قرآن، مردم شناسی است که بخش مهم آن با رفتارشناسی تامین می شود. به این معنا که انسان ها برای قضاوت و داوری در حق دیگران می بایست به رفتار دیگران توجه یابند که «روحیه اخلاقی و رویه رفتاری» آنان شده است؛ زیرا انسان ها براساس شاکله شخصیتی خویش عمل می کنند و رفتارهایی که رویه آنان است، ریشه در شاکله شخصیت و روحیات آنان دارد.

لحن گفتار بیانگر شخصیت افراد

خدا در قرآن رفتارها از جمله رفتار کلامی اشخاص را بیانگر عقاید و افکار آن افراد و روحیاتی می داند که شخصیت آنان بدان شکل گرفته است؛ زیرا از نظر قرآن، هر عملی ریشه در شاکله شخصیتی انسان دارد: کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ.(اسراء، آیه ۸۴) بر این اساس، لحن گفتاری افراد بیانگر عقاید و افکاری است که شخصیت فرد را شکل داده است و انسان می تواند با توجه و اهتمام له الحان گفتاری اشخاص، روحیات شخصیتی فرد را کشف کند: وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ ؛ و اگر بخواهیم قطعا حقیقت آنان را به تو مى ‏نمایانیم تا در نتیجه ایشان را به سیماى حقیقىشان بشناسى ؛ ولی تو از آهنگ سخن ایشان به حقیقت حال آنان پى خواهى برد و آنان را می توانی بشناسی؛ و خداست که کارهاى شما را مى‏ داند. (محمد، آیه ۳۰)

پس از نظر قرآن، یکی از راه های شناخت افراد امت و اجتماع، توجه یابی به رفتارهای فعلی و قولی آنان است. الحان و آهنگ صدا افراد بیمار دل و منافق با آهنگ صوت انسان دارای قلب سالم و سلیم فرق دارد.

بررسی های علمی و بالینی نشان داده است که افرادی که از ضعف اعتماد رنج می برند، آرام صحبت می کنند و صدای آنان نشان دهنده عدم مهار ، بی دقتی، نسنجیدگی و عدم پیوستگی است؛ چنان که وقتی فردی عصبانی است، تنفسی مطمئن ندارد به طوری که هنگام صحبت دم را از طریق دهان و سخن بیرون می دهند. این افراد حرفشان را ناتمام می گذارند و در انتهای جملات، رشته کلام را گم می کنند؛ همین عدم اعتماد کلامی را می توان در رفتار عملی نیز مشاهده کرد؛ زیرا این افراد هرگز کاری را به پایان نمی رسانند. آنان به سبب پایین بودن اعتماد به نفس زود خسته می شوند و نمی خواهند کارشان را تمام کنند.

افرادی که صدای لرزان دارند، اغلب ناراحت و عصبی هستند؛ آنان بیش تر در اندیشه این هستند تا ببیند دیگران درباره ایشان چه قضاوتی دارند. این افراد از زندگی می ترسند و بسیار محتاط هستند. از قطع گفتگو خویش می ترسند و نسبت به عواقب کاری که انجام می دهند، بیش از اندازه نگران هستند. از همین روست که بدگمان هستند و نسبت به عاقبت امر خوش گمان نیستند؛ آنان روی زمینی لرزان زندگی می کنند و این لرزه در صدایشان نمود می یابد. وقتی مورد سوال قرار می گیرند، اغلب قرمز می شوند یا رنگشان بر افروخته شده و ماهیچه های آوایی آنان منبقض شده و صدایشان می لرزد. هماره تشنه تایید دیگران هستند؛ زیرا اعتماد به نفس ندارند و کارهایشان را با تردید و بدگمانی انجام می دهند.

افرادی که رگباری سخن می گویند و ناگاهان به صورت متناوب صدای خویش را بالا می برند، انسان های عصبانی، خشن و رقابت طلب هستند. گفتگو برای آنان هم چون میدان جنگ است. اینان افرادی هستند که چشم هم چشمی دارند و در یک گفتگوی ساده دوستانه نیز دنبال کوبیدن رقیب خویش هستند.

کسانی که گوشخراش یا تودماغی سخن می گویند، دیگران را جدی نمی گیرند و اغلب به صورت غیر منصفانه دیگران که صدای معمولی دارند متهم به کم هوشی می کنند و اطرافیان خویش توجهی ندارند. آنان هماره گویی از چیزی شکایت دارند که گوشخراش فریاد می زنند و سخن می گویند. آنان بسیار تدافعی عمل می کنند و از لحاظ کلامی خسن هستند. آنان یاد گرفته اند به خودشان بخندند و از آوای آن به نفع خود بهره برند.

افرادی که تند و خشن سخن می گویند، مردمانی بدقلق هستند و راه خودشان را می روند. این افراد رییس مآب و قلدر هستند و زیاد و زود عصبانی می شوند.

افرادی که نرم ، ناز ، آهسته و کشیده سخن می گویند و کلمات و جملات را با کشیدن ادا می کنند، مردمان فریبکاری هستند. آنان مردمان خودخواه هستند که با کلمات می خواهند دیگران را فریب دهند و به بازی بگیرند و به نفع خویش از دیگران سوء استفاده کنند. در ادبیات و فرهنگ قرآنی از این نوع صوت و لحن به عنوان «خضوع» کلامی سخن به میان آمده که برای فریب به ویژه فریب جنسی استفاده می شود. خدا در قرآن می فرماید: یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا ؛ اى همسران پیامبر شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید. اگر سر پروا و تقوا دارید، پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید.(احزاب، آیه ۳۲)

پس از نظر قرآن، لحن فریبکاری، همان خضوع کلامی است که دارای نرم و نازی و مانند آن ها است. مردان بیش تر در دام زنانی گرفتار می آیند که با استفاده از همین لحن آنان را به کاری وادار می کنند؛ بازاریاب ها این گونه هستند تا مشتری را به خود و کارشان جلب کنند و دیگران را به نفع خود یا شرکت خویش به کارگیرند. اینان وقتی چیزی را می گویند مقصودشان چیز دیگری است. صدای آنان پر افت و خیز با لحنی احساساتی و پر از لغات و واژگان خوش آوا و خوش نوا، شیوا و شیرین، تملق آمیز و چرب است.

صدای پرهیجان که گویی مسلسل در دهان گذاشته و رگباری از کلمات را به سوی شما با هیجان تمام شلیک می کند، انسانی با خلق و خوی بحرانی است که هم چون پاندول در نوسان از افراط به تفریط است؛ از نظر عاطفی چنان متزلزل است که گاه می خندد و گاه می گرید.

البته اینان اشخاصی مبتکر و تعیین کنده هستند و باید مرکز توجه باشند؛ اگر از ایشان روی برگردانید مطمئن باشید عصبانی می شوند؛ زیرا اصلا صبور نیستند. اینان هیچ همدردی نشان نمی دهند و انسان های غیر قابل مهار و هم چنین فریبکار و بسیار خودخواه هستند. در روابط ایشان با دیگران هیچ بده و بستانی نیست، بلکه هماره بستانکار هستند. از همین روست که هماره از دست دیگران عصبانی و ناراحت هستند و با دیگران درگیر. اینان اختلال خلقی دو قطبی دارند و بیماری خویش را مهار نکرده اند. اینان شیپورچیانی هستند که فیط برای هرچیزی که جچالب باشد، شیپور می زنند و دیگران را به هیجان و تماشا می آورند؛ زیرا انرژی بسیاری دارند و کارهایشان را با شور و شوق تمام انجام می دهند.

از نظر روان شناسی، افراد بسیار نگران عصبی در کار و سخن عجله می کنند و گمان می کنند دیگران به حرفشان گوش نمی دهند، فرصت را غنیمت دانسته تند سخن می گویند و عجله دارند تا همه چیز را یک دفعه بگویند. تندگویان از خانواده پرجمعیت هستند که برای شنیده شدن تلاش می کنند تا بلندتر سخن بگویند و برای شنیده شدن تند سخن می گویند تا کسی سخن ایشان را قطع نکند. اینان عصبانبیت بیش تری را بروز می دهند و اضطراب دارند.

هم چنین افرادی که لحن خصمانه دارند، با دیگران هماره مشاجره دارند، صدایشان چون برخاسته از ناله درونی آنان است، ناراحت کننده است. رفتار بدی اجتماعی دارند و با تن صدا خویش را دیگران می جنگند، آنان با آتش کلام خویش همه کس و همه چیز را که مخالف آنان است می سوزانند.

کسانی که صدای گسیخته و بریده بریده دارند، معمولا غیر قابل انعطاف ، حق به جانب و بسیار خشک هستند. در کارها جزئی نگر بوده و تسلیم شدن و کنار کشیدن برای آنان سخت است. از جملات کوتاه و ساده استفاده می کنند و هم چون کودکان سخن می گویند.

صدای خفه و بی روح نشان گر بی تفاوتی، سردی ، عصبی بودن و بی طرفی است. این افراد اغلب با احساسات دیگران کاری ندارند. البته اجتماع گریز بوده و از سخن گفتن با دیگران و حضور در جمع می هراسند. به سبب فقدان اعتماد به نفس پایین از دیگران فاصله می گیرند و می ترسند که احساسات ایشان از سوی دیگران لطمه بخورد به جمع نمی آیند و به ظاهر نشان می دهند که افرادی بی طرف هستند که چنین نیست. آنان نمی توانند احساسات خویش را از طریق آهنگ صوت و صدا به نمایش بگذارند و تفاوت صداهای پیچیده ارتباطی را نیز درک نمی کنند. این افراد که با لحن یکنواخت و بی روح سخن می گویند، در نهایت دیگران را عصبانی می کنند. سخن ایشان موجب سوء تفاهم دیگران است.

آنهایی که در انتهای جمله صدا خویش را بالا می برند و گویی دارند پرسشی را مطرح می کنند، افراد محتاط و نامطمئنی هستند که با این رویه گفتاری نشان می دهند افراد بی اعتمادی هستند و عزت نفس ندارند.(نگاه کنید: چگونه می توانید فکر دیگران را بخوانید، نوشته لیلین گلس، ترجمه لعیا موسایی، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۳، تهران)

از نظر قرآن، چهره انسانها نشانگر باطن آنان است؛ زیرا وجه انسان، همان جهتی است که حقایق باطنی را آشکار می کند؛ البته هر کسی نمی تواند به سادگی و آسانی با چهره شناسی و توجه به سیمای افراد، باطن آنان را تشخیص دهد؛ هر چند که در برخی از امور هیجانی به سبب شدت شادی یا غم و اندوه، به سادگی می توان خطوط سرور یا غم را در چهره و سیمای افراد ردگیری کرد؛ اما بسیاری از مردم تلاش می کنند تا باطن خویش را مخفی نگه دارند و «سرّ و خفی و اخفی» آنان فاش نشود.

شکی نیست که خطوط چهره انسان مسرور، به گونه ای است که به سبب بشاش بودن و طراوت و نگاه برخاسته از شور و شوق، قابل شناسایی و ره گیری است؛ زیرا نوع حالت چهره اشخاص می گوید که شخص فردی مطمئن ، امین و صادق است، یا بر خلاف آن انسانی مضطرب ، بی وفا و کاذب است.

بدن افراد با انسان حرف می زند، به عنوان نمونه بدن افتاده با شانه های خمیده و سینه به طرف داخل،نشانه تسلیم، اعتماد به نفس پایین و حتی افسردگی است؛ چنان که بدن به طرف جلو و گردن کشیده شده و فک جلو آمده و مشتهای گره خورده ، نشانگر عصبانیت و واکنش جنگی و عجله در کار است؛ هم چنین بدن سفت و نظامی وار به معنای عدم انعطاف و قدرت طلبی است که همه چیز را سیاه یا سفید می بیند. اینان افرادی خودخواه هستند که از تمیزی و نظم خوششان می آید و با صمیمت بودن مشکل دارند؛ کسانی که ژست می گیرند و دوست دارند دیگران به آنان نگاه کنند، انسان های فخرفروش ، دستپاچه، نامطمئن و خودخواه هستند.

حالت جمع و جور بدن که شخص سعی می کند تا سر و بینی اش را راست نگه دارد و از خود یک سری حرکات مشخص دست و پا را تکرار می کند، افرادی هستند که دوست ندارند با شما همراه و همکلام شوند و موافق شما عمل و رفتار کنند.

کسانی که دست های خویش را در حال نشسته گره می کنند و حالت انتظار پایشان را روی پا می گذارند و در حالت ایستاده دستهایشان را جلوی بدنشان می گیرند ، افرادی بی تفاوت هستند. دست به سینه بودن حرکت دفاعی است که هنگام ناراحتی و حفاظت بروز می کند، دست به کمر بودن به معنای آن است که دوست ندارم به من نزدیک شوید، دست باز بودن و قلاب کردن آن در پشت سر به معنای بی نیازی از حمایت دیگران و اعتماد به نفس بالا است؛ آنان راحت و آرام هستند و چیزی برای مخفی کردن ندارند. تکان دادن دست ها بیانگر احساساتی بودن است. آنان دستان خویش را به این سو و آن سو تکان می دهند. دستان بی صبر روی چیزی می کوبد و ضربآهنگ می گیرد، دستان تحت فشار مشغول جویدن ناخن، چلاندن دست و بازی کردن نشان می دهد که عصبانی و نومید است. دستان صادق ، کف دست به روی بالا و انگشتان کشیده است.

تکان دادن پا یا بر زمین زدن ، بیانگر بی صبری و خستگی و گریزان بودن از مصاحبت است. پاهای محکم و استوار بیانگر صداقت و تعادل و ایستان روی پنجه یا پاشنه نشان گر عدم صداقت است. قفل کردن پا و پیچیدن یک پا دور ساق بیانگر حالت عصبی و ناراحتی است. اهل صداقت پاها را جدا از هم می گذارند، ولی دروغگو وقتی می نشیند یک پا خویش را بالاتر از زانوها قرار می دهد تا بیان کند که خیلی صادق و مطمئن است.

نوع راه رفتن بیانگر ترس، عصبی بودن، مطئمن بودن، نامطمئن بودن است؛ چنان که پوشش مرتب و نامرتب و لختی و کامل و مانند آنها خود بیانگر روحیات و عقاید و شخصیت افراد است. در کتب علمی به این امور به عنوان روان شناسی رفتار توجه شده است؛ زیرا همان طوری که خدا در قرآن فرموده است؛ هر کسی بر اساس شاکله شخصیتی خویش عمل و زندگی می کند.(اسراء، آیه ۸۴)

قضاوت بر اساس دوستان

با توجه به این که انسان می تواند از زبان چهره و اصوات و الحان، حقیقت دیگران را بشناسد، می بایست در ارتباط اجتماعی از این مهارت بهره گیرند تا بتوانند با کسانی رفیق و قرین و هم نشین و هم صحبت شوند که آنان را برای سعادت دنیوی و اخروی یاری رساند، نه آن که «قرین» بد برای آنان باشند.(نساء، آیه ۳۸؛ صافات، آیه ۵۱؛ زخرف، آیه ۳۶)

از نظر قرآن، همان طوری که عمل فردی و شخصی و حالت چهره و لحن و رفتار بیانگر شخصیت افراد است، هم چنین می توان از طریق عمل دیگری یعنی دوستان و قرین های شخص دانست که این فرد دارای چه شخصیتی است؛ زیرا انتخاب دوست و هم نشینی و هم صحبتی و همکاری با افراد خود عملی است که بیانگر شخصیت انسان است. بر همین اساس در روایات نیز برای قضاوت درباره دیگران به این مساله توجه داده شده که به عمل دوست یابی افراد توجه شود تا معلوم شود که این افراد دارای چه روحیه و شخصیتی هستند.

در همین باره حضرت سلیمان علیه السلام می فرماید: لا تَحکُمُوا على رَجُلٍ بِشَیءٍ حتّى تَنظُرُوا إلى مَن یُصاحِبُ ، فإنّما یُعرَفُ الرَّجُلُ بأشکالِهِ و أقرانِهِ وَ ینْسَبُ إِلَی أَصْحَابِهِ وَ أَخْدَانِهِ ؛ درباره هیچ کس قضاوتى نکنید ، تا آن که ببینید با که همنشینى مى کند ؛ زیرا آدمى از طریق همگنان و همتایانش شناخته مى شود و به اطرافیان و دوستانش منتسب است.( بحار الأنوار ، ج ۷۴، ص ۱۸۸، حدیث ۱۷ )

امام علی علیه السلام نیز در این باره می‌فرماید: «إِعْلَمُوا… مُجَالَسَهَ أَهْلِ الْهَوَی مَنْسَاهٌ لِلْإِیمَانِ وَ مَحْضَرَهٌ لِلشَّیطَانِ؛ بدانید که ارتباط با اهل هوا و هوس، باعث فراموشی ایمان و حضور شیطان می‌گردد.»(نهج البلاغه، خطبه ۸۶)

پیامبر اکرم محمد بن عبدالله، صلی الله علیه وآله می‌فرماید: اِختَبِرُوا النّاسَ بِاَخدانِهِم فَاِنَّ الرَّجُلَ یخادِنُ مَن یعجِبُهُ؛ مردم را از دوستانشان بشناسید، زیرا انسان با کسى رفاقت مى ‏کند که او را مى ‏پسندد.(تحف العقول، ص ۲۱۴)

امام علی علیه السلام می‌فرماید: « فَسادُ الاخلاقِ بِمُعاشِرهِ السُفهاءِ وَ صَلَاحُ الْأَخْلَاقِ بِمُنَافَسَهِ الْعُقَلَاءِ؛ فساد اخلاق با معاشرت سبک مغزان بی خرد و اصلاح اخلاق با هم صحبتی و هم نفسی با انسانهای عاقل است.»( بحارالانوار، ج۷۸ ، ص۸۲ ، ح ۷۸)

پس انسان می تواند با مراجعه به اعمال افراد شخصیت آنان را بشناسد و روابط اجتماعی خویش را براساس شناخت حقیقی از دیگران ساماندهی کند تا به سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت برسد.