مراتب رشد کمالی انسان

کمال انسان

انسان ها در مسیر رشد کمالی فرآیندی را پشت سر می گذارند؛ یعنی همان طوری که از هدایت و تقوای تکوینی و فطری(بقره، آیه ۲؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰)، به تقوایی هدایت پاداشی می رسند(بقره، آیات ۲ و ۳)، هم چنین از درجه ای به درجه بالاتر می روند و از تقوای عام به خاص و از خاص به اخص بالا می روند و از مقام عدل به احسان و از احسان به مقام اکرام دست می یابند.

از نظر قرآن، مومنان را در مراتب آغازین درجه ای است، اما وقتی اهل علم و عمل بیش تر شد و ایمان و تقواهای برتر را به دست آورد(مائده، آیه ۹۳) به جایی می رسد که خدا نخست علم الیقین سپس عین الیقین (تکاثر، آیات ۵ و ۷) و در نهایت حق الیقین را به او می دهد تا خودش روح و ریحان و جنت نعیم شود.(واقعه، آیات ۸۹ و ۹۵)

خدا می فرماید: یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ؛ خدا رتبه کسانى از شما را که گرویده، درجه ای؛ و کسانى را که دانشمند هستند درجاتی رفعت بخشد؛ و خدا به آنچه مى ‏کنید آگاه است. (مجادله ، آیه ۱۱)

البته باید توجه داشت که در برابر درجات، درکات سقوط است. هم چنین باید توجه داشت که از نظر قرآن هر درجه ای به معنای صعود نیست؛ از این روست که سخن از رفعت و صعود و نیل در آیات قرآنی به میان آمده است. رفعت به معنای بالا بردن است؛ کسانی که بالا می روند، برخی صعود می کنند و به سمت قله بالا می روند : إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ ؛ به سوی خدا کلمات طیب صعود می کند.(فاطر، آیه ۱۰) این کلمات که صعود می کنند همان حقیقت انسان ها است؛ زیرا خدا از حضرت عیسی(ع) به کلمه یاد کرده و فرموده است: إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَکَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْیَمَ ؛ مسیح عیسى بن مریم فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوى مریم افکنده است.(نساء، آیه ۱۷۱) البته زمینه ساز این صعود انسان، همان ایمان و عمل صالح است؛ چنان که خدا فرموده است: وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرفَعُهُ؛ عمل صالح آن را رفعت می دهد.(فاطر، آیه ۱۰)

پس از نظر قرآن، انسان در گام اول درجه و سپس درجاتی را به دست می آورد تا به مقام صعود برسد. البته عمل صالح نقش رفعت دهنده را بازی می کند؛ زیرا امر ایمانی را با عمل می توان از حال به ملکه و سپس به مقوم ذات تبدیل کرد؛ یعنی حالت «عملوا الصالحات» را به «الصالحین» و سپس «اقامه الصالحین» تبدیل کرد، هم چنان که در اول اقسطوا سپس مقسطین و در نهایت قوامین بالقسط می شوند. پس این امور نقش زیادت ایمان را بازی می کنند: زَادَتْهُمْ إِیمَانًا ( انفال، آیه ۸) تا جایی که انسان از «لَهُمْ دَرَجَاتٌ ؛ برای آنان درجاتی است(انفال، آیه ۴) به جایی می رسد تا خودش درجات و معیار سنجش می شود:هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ.(آل عمران، آیه ۱۶۳)

به سخن دیگر، انسانی وقتی با بالابری چون عمل صالح «رفعت« یافت و «صعود» کرد و به قله نزدیک شد، در زمان به مقصد رسیده و مقصود را به دست آورد که از آن به «نیل» تعبیر می شود؛ خدا می فرماید: لَنْ یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَکِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْکُمْکَذَلِکَ سَخَّرَهَا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ؛ هرگز نه گوشتهاى آنها و نه خونهایشان به خدا نخواهد رسید؛ ولى این تقواى شماست که به او مى ‏رسد. این گونه خداوند آنها را براى شما رام کرد تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده به بزرگى یاد کنید و نیکوکاران را مژده ده. (حج، آیه ۳۷) پس نیل و رسیدن به خدا تنها برای کسانی است که اهل تکبیر و محسنان باشند.