مدیریت و مهار خشم و غضب

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

یکی از حالت نفسانی غضب و خشم است. این امر برای دفاع و امنیت انسان بسیار مهم است به شرط این که به درستی به کار گرفته شود و با مهار و مدیریت آن شکر نعمت به جا آورده شود؛ زیرا غضب و شهوت دو حالت مهم نفس است که اگر با عقل مدیریت و مهار نشود، به جای آن که موجب سعادت بشر شود، مهم ترین عامل شقاوت و بدبختی دنیوی و اخروی انسان خواهد شد. نویسنده در این مطلب بر آن تا براساس آیات و روایات، چگونگی مهار و مدیریت آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

غضب و خشم، نعمت الهی

انسان برای این که در دنیا زندگی کند نیازمند صفات و قوای است که فقدان هر یک می تواند زندگی را بر او تلخ، سخت بلکه ناممکن سازد، ‌حتی اگر به مساله خلافت الهی انسان و مسئولیت او توجه نشود. از جمله این صفات می توان به تعقل، شهوت و غضب اشاره کرد.این سه گانه ها که حالات نفس انسانی است در کنار هم انسان را به جایگاهی می رساند که بتواند در دنیا زندگی کند و در مسیر تکاملی قرار گیرد و خود و نسل خویش را حفظ کند و دنیا را برای زندگی کمالی خود به کار گیرد. انواع و اقسام شهوت های غذایی و جنسی و علمی به انسان کمک می کند تا انسان باقی بماند و به زندگی در دنیا ادامه دهد. البته بخشی از این قوای به خاطر طبیعت جانوری انسان است؛ زیرا قوایی چون شهوت و غضب که در جانوران دیگر نیز وجود دارد، به آنان کمک می کند که نیازهای خود را تامین و امنیت خود را تامین کند. قوه غضب به انسان کمک می کند تا به دفاع و صیانت از جان خود بپردازد و خود را از هر گونه عاملی که امنیت او را به خطر می افکند حفظ کند. اگر قوه غضب نبود، خشونت نسبت به اموری که جانش را تهدید می کرد، ممکن نبود.خشونت برخاسته از خشم و غضب است که او را به سمت صیانت از خود و قتل و نابودی تهدید کننده می کشاند.

اما اگر این غضب و خشم و خشونت مدیریت نشود می تواند تباه کننده انسان و نسل انسانی نیز باشد. این جاست که عقل به عنوان مدیریت اعتدال کننده میان قوا مسئولیت مهمی را به عهده دارد تا بتواند هم نیازهای طبیعی بشر را برآورده کند و هم از هر گونه ظلم و تعدی و تجاوز میان قوا جلوگیری کند.

البته باید توجه داشت که در آیات قرآنی صفت غضب برای خداوند نیز آمده است،‌ در حالی که خداوند نفس به معنا و مفهومی ندارد که برای انسان گفته می شود. در آیات قرآنی واژه غضب در باره خداوند به کار رفته است؛ زیرا صفت فعل الهی و اما واژه غضبان در قرآن برای خداوند به کار نرفته است، زیرا یک حالت نفسانی است.

بنابراین، مراد از اطلاق صفت غضب بر خداوند در ۱۴ مورد از آیات قرآنی مانند ۶۱ سوره بقره،۱۱۲ سوره آل عمران و ۹۳ سوره مائده، «صفت فعل خداوند» و به معنای انتقام (دخان، آیه ۱۶؛ و نیز اسما و صفات الهى فقط در قرآن، محقّق، ج ۲، ص۱۰۱۸) و یا عقاب و کیفر الهی(لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۰، ص ۷۸، «غضب») است چنان که در حدیثى از امام باقر(ع) نیز غضب خدا به عقاب تفسیر شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۸۶، ح ۸۹)

حالت نفسانی غضب در انسان همانند دیگر جانوران بلکه موجودات دیگر، برای دفع است. یعنی همان طوری که قوه شهوت برای جذب خیرات و نعمت های الهی برای تکامل تن و روان است، قوه غضب برای دفع مضرات و مفاسدی است که به تن و روان آسیب می رساند؛ چرا که خداوند نفس انسانی را در چنان اعتدالی آفریده که بتواند هم با شناخت درست از مصالح و مفاسد هم گرایش به مصالح و گریز و دفع مفاسد خود را به کمال برساند.(شمس، آیات ۷تا ۱۰) البته طبیعت شهوت و غضب به گونه ای است که اگر تحت مدیریت قوه عقل قرار نگیرد می تواند طغیان گر و زیاده خواه شود. بنابراین میزان جذب از طریق قوه شهوانی و میزان دفع از طریق قوه غضبانی می بایست به وسیله عقل مدیریت و مهار و تعیین شود.

عقل برای مدیریت از ابزارها و خدمتکارهای بسیاری سود می برد که در روایات از جمله روایت جنود عقل و جهل امام صادق(ع) بیان شده است. حس، خیال، وهم و مانند آن ها در خدمت عقل هستند تا انسان را به سوی کمال ببرد و از طریق عبودیت تمامیت کمال را برای انسان رقم زده و متاله و خدایی ساخته و بهشت قرب کمالی را برای انسان به دست آورد.(کافی، ج ۱، ص ۱۱)

اگر چنین اتفاقی نیافتد، شیطان با شیطنت خود به تسویل می پردازد و زشت را زیبا جلوه می دهد و انسان را به اموری زشت معتاد می کند به طوری که عقل در بلند مدت اسیر امارت هواهای نفسانی شده و قوای شهوانی و غضبانی مدیریت را به دست می گیرند(نهج البلاغه، حکمت ۲۱۱) از این جاست که نفس معتدل انسانی تبدیل به نفس اماره می شود که جز به بدی فرمان نمی دهد و دنبال فجور می رود.(یوسف، آیه ۵۳)

خداوند در آیات متعددی از انسان می خواهد تا نگذارند نفس حالت اعتدالی خود را از دست داده و گرفتار افراط و تفریط شود؛ چرا که گاه انسان تنها به ارضای شهوت و غضب می پردازد و به سمت فحشاء و منکرات و قتل و خشونت کشیده می شود یا آن که آن ها را سرکوب می کند و با ریاضت و رهبانیت قوه جاذبه و دافعه را سرکوب می کند و از آدمیت بیرون می رود.

پس انسان همواره می بایست مواظب باشد که در حالت اعتدال و تسویه نفسانی باقی بماند. برای تحقق این امر باید گاه «تقوای مراقبه» داشته باشد و گاه «تقوای محاسبه» تا ببیند در کجا قرار گرفته است.(حشر، آیه ۱۸)

به هر حال، غضب از نعمت های الهی برای انسان است و در آیات قرآنی همان طوری که قوه شهوت برای انسان به عنوان یک نعمت معرفی شده قوه غضب نیز نعمت دانسته شده و حتی در توصیف پیامبران و تحلیل رفتار آنان بارها واژه غضب و غضبان و مانند آن به کار رفته است و گاه با اشاره به نشانه های غضب چون تندی، خشونت رفتاری و کلامی همانند گرفتن ریش و سر و کشیدن فرد مغضوب(اعراف، آیات ۱۵۰ و ۱۵۱) گرفتن شدید و سخت(شعراء، ایه۱۲۰، قصص، آیه ۱۹) ،‌انداختن چیزی که در دست دارد(اعراف، آیه ۱۵۰)،‌ نفرین و ترک کردن(انبیاء، آیه ۸۷) ، تپش شدید قلب و سرخ و قرمزی گونه ها به سبب جریان شدید خون و برافروختگی و مانند آن بیان می کند که پیامبران نیز در مقام دفاع از خود یا عقایدشان این گونه رفتار داشته و از قوه دافعه بهره گرفته اند. پس همان طوری که پیامبران به عنوان الگوهای بشری از قوه شهوت برای خورد و خوراک و بقای نسل و مانند آن سود برده اند.(فرقان، آیات ۷ و ۲۰)

خشم و غیظ و خشونت و مانند آن از دیگر بازتاب های غضب نفسانی است که در مومنان به عنوان یک صفت پسندیده نسبت به کفر و کفار و شرک و نفاق و مشرک و منافقان در ایات قرآنی بیان شده است.(غافر، ایه ۳۵؛ توبه، آیات ۱۳ تا ۱۵)

مهار و مدیریت عقلانی غضب

در روایات گاه از غضب به گونه ای یاد شده که گویی حالتی ناپسند است؛ اما باید دانست که حکایت این گونه روایات همانند روایاتی است که درباره سرزنش دنیا وارد شده در حالی می دانیم دنیا بهترین مکان برای کمال انسانی و رسیدن به وی به مقام خلافت انسانی است و آن چه ناپسند و مذموم است، خود دنیا نیست که یکی از بهترین مخلوقات و آفریده های الهی است، بلکه حب و دوستی دنیاست به گونه ای که انسان را به خود مشغول داشته و از خدا و آخرت و حکمت و هدف آفرینش غافل سازد.

پس این که در برخی از روایات غضب و خشم مذموم شمرده شده به سبب آن است که انسان مدیریت این قوه را در اختیار عقل نگذارد تا به درستی آن را برای کمال و دفع دشمن و رفع آن استفاده کند. اگر انسان از این قوه به خوبی بهره برد شکی نیست که بهترین ابزار دفاعی و یک صفت کمالی برای انسان است. پس آن چه در روایت از پیامبر(ص‌) نقل شده که فرمود: اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّیطانِ وَاِنَّ الشَّیطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَاِنَّما تُطفَأُ النّارُ بِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُکُم فَلیَتَوَضَّ؛ خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش مى شود، پس هرگاه یکى از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.(نهج الفصاحه، ح ۶۶۰) همان خشمی است که مدیریت نشده باشد و می بایست با آب وضو و طهارت آن را خاموش و مهار کرد.

وگرنه خشمی که خدا در مقام فعل و پیامبران در مقام دفاع از خود یا دین و عقاید اسلامی و مومنان به پیروی از ایشان به کار می گیرند، خشم و غضبی مقدس است. از این روست که در ایات قرآنی بر این خشم توجه داده و به عنوان یک نعمت خوب معرفی شده است.

در سنت و سیره معصومان(ع) موارد بسیاری را می توان یافت که برای خدا خشم گرفتند و برای خدا از خشم دست کشیدند. به عنوان نمونه سلیمان بن جعفر الجعفری نقل می کند که :«… طبق فرموده حضرت رضا علیه السلام بنا شد شب پیش وی بمانم.

غروب هنگام، به اتفاق آن حضرت، وارد خانه شدیم. حضرت، نگاهی به غلامانش کرد، که با گِل، اسطبل چهارپایان را درست می‎کردند و سیاه پوستی هم که جزء آنان نبود، مشغول به کار بود.

پرسید: این کیست که با شماست؟

گفتند: به ما کمک می‎کند، ما هم در آخر چیزی به او می‎دهیم.

پرسید: آیا اجرت و کارمزد او را معین کرده‎اید؟

گفتند: نه. هر چه بدهیم او راضی می‎شود.

حضرت در حالتی غضب آلود رو به آنان حرکت کرد.

گفتم: فدایت شوم، چرا خود را ناراحت می‎کنید؟

فرمود: من چند بار اینان را از این کار نهی کرده‎ام و گفته‎ام که کسی را به کار نگیرید مگر این که قبلاً مزد و اجرت او را با او قرارداد ببندید.

بدان که: هیچ وقت کسی را بدون اجرت معین به کار نمی‎گیری مگر این که اگر سه برابر اجرت هم به او بدهی، باز خیال می‎کند که کم داده‎ای، ولی اگر قبلاً طی کنی، و بعد همان اجرتش را بدهی، تو را خواهد ستود بر این وفای به عهد. و اگر یک دانه هم اضافه بدهی، آن را می‎شناسد و می‎داند که زیادتر به او داده‎ای (و در نظرش خواهد بود).»( بحارالانوار، ج۴۹، ص ۱۰۶، به نقل از: کافی، ج ۵، ص ۲۸۸)

خشم و غضب اگر مقدس باشد موجب حفظ و صیانت از فرد و جامعه و عقاید اسلامی می شود و ارزش ها صیانت شده و جامعه در قالب امر به معروف و نهی از منکر می تواند خود را از بلایا در امان نگه دارد. خداوند در آیه ۱۵۰ سوره اعراف و ۸۶ سوره طه با توصیف غضب حضرت موسی(ع) به « اسف» نشان می دهد که خشم الهی چرا مقدس و مهم و یک امر ارزشی است. این خشم چون برای دین در قبال گوساله پرستی و بت پرستی مردمان بود، بسیار مقدس است. این خشم چنان جوششی بود که به نطق در آمده بود به گونه ای که خداوند حتی پس افعال شدید و خشونت آمیز حضرت موسی(ع) در قوم، برادر و سامری، از سکون آن سخن به میان نمی آورد بلکه از سکوت آن سخن می گوید؛ چرا که این خشم ساکن و آرام نشد بلکه از نطق باز ایستاد و ساکت شد.(اعراف، ایه ۱۵۴)

خشم الهی که در انسان مومن بر انگیخته می شود هم در قلب می جوشد و هم در چهره می درخشد و هم در فعل خودش را نشان می دهد. فریاد و خشونت در کلام و رفتار طبیعی آن است و هنگام سکون و ارامش می یابد که حقیقت بر کار مسلط شده باشد و حق به مسیر خود بازگشته باشد وگرنه پس از تنبیه و انتقام تنها ساکت می شود.

انسان همان طوری که برای خدا خشم می گیرد می بایست برای خدا خشم خود را مدیریت و مهار کند و اجازه ندهد که از حد و مرز بگذرد. از این روست که پیامبر(ص) در وصف چنین خشمی می گوید: ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَهً اَفضَل عِندَ اللّه مِن جُرعَهِ غَیظٍ کَظَمَها اِبتِغاءَ وَجهِ اللّه ؛ انسان هیچ جرعه اى ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمى که براى رضاى خدا فرو خورد بهتر باشد.(نهج الفصاحه، ح ۲۶۲۸)

البته از آن جایی که خشم نسبت به توده های مردم می بایست در کم ترین حد باشد؛ زیرا توده های مردم در حد و اندازه ای نیستند که مسایل و رفتارهایشان تمام و کمال اخلاقی و اسلامی و قرآنی باشد، پس باید نسبت به آنان کم ترین خشونت را اعمال کرد؛ از این روست که حضرت موسی(ع) سه گونه برخورد متفاوت را با مردم و برادر و سامری داشت. با مردم تنها تندی کرد و تشر زد، با برادر خویش کمی جدی تر برخورد کرد؛ زیرا مسئولیت قوم به دست او بود و با سامری برخورد بسیار شدیدی داشت؛ زیرا عامل گمراهی مردم بود.

پس در قبال مردم نمی بایست همان تندی و شدتی را اعمال کرد که در برابر خواص انجام می دهیم . پیامبر (ص) می فرماید: اَلا اِنَّ خَیرَ الرِّجالِ مَن کانَ بَطى ءَ الغَضَبِ سَریعَ الرِّضا؛ بدانید که بهترین انسان ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند.(نهج الفصاحه، ح ۴۶۹)

آن حضرت(ص) هم چنین در باره مدیریت و مهار خشم می فرماید: اَلصَّرعَهُ کُلُّ الصَّرعَهِ الَّذى یَغضبُ فَیَشتَدُّ غَضَبُهُ وَیَحمَرُّ وَجهُهُ وَیَقشَعِرُّ شَعرُهُ فَیَصرَعُ غَضَبَهُ؛ کمال دلیرى آن است که کسى خشمگین شود و خشمش شدّت گیرد و چهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، امّا بر خشم خود چیره گردد.(نهج الفصاحه، ح ۱۸۷۲)

از آن جایی که انسان مومن انسان عاقل و خردمندی است هماره خشم و غضب خویش را با عقل مدیریت می کند و حد و اندازه نگه می دارد. امام صادق(ع) در توصیف مومن می فرماید: لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِکُ نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ؛ کسى که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.( کافى، ج۲، ص ۶۳۷، ح۲)

امام رضا(ع) خاستگاه تواضع و فروتنی کمال عقل می داند و در بیان نشانه های تواضع به این نکته توجه می دهد که : از تواضع این است که انسان غضب خود را فرو نشاند. (فقه الرّضا، منسوب به امام رضا (علیه السّلام). پس از نظر آن حضرت(ع) کسی که غضب خویش را مدیریت می کند اهل تواضع است و این گونه عقلانیت خویش را نیز نشان می دهد. تاکید بر عنصر نفسانی تواضع از آن روست که تواضع و فروتنی در جایی معنا دارد که انسان دانا و توانا باشد ولی از آن برای خودش استفاده نکند و با آن که قدرت دارد نزند و خشم نگیرد و با آن که می داند جهل طرف را به رویش نیاورد و او را خوار و ذلیل نکند.

از این روست که امام رضا(ع) کسی که رفتارش را بر اساس آموزه های اسلامی و اخلاقی سامان ندهد و حتی در کم ترین امور رفتاری غیر اخلاقی داشته باشد مغضوب خداوند می داند و می فرماید: «من لَقی فَقیراً مُسلماً فَسَلَّمَ عَلَیهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلی الأغنیاءِ لَقی الله عزّ و جلّ یَومَ القیامَهِ و هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ؛ هر کس به یک مسلمان فقیر، طوری سلام دهد که متفاوت باشد با سلامش بر ثروتمندان، خداوند را در روز قیامت به گونه‎ای ملاقات می‎کند که خدا بر او خشمناک است.»( مسند الامام الرضا علیه السلام، ج ۱، ص ۲۹۹، به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۵۲ )

پس باید ملاک و معیار و نیز حد و مرز غضب ، خدا و قوانین او باشد؛ چنان ه امام رضا(ع) می فرماید:المؤمن اذا غضب لم یخرجه غضبه عن حق ؛ مؤمن چون خشمگین شود خشمش او را از رعایت حق بیرون نمى برد.

آن حضرت(ع) در بیان میزان و مرزهای غضب و خشم می فرماید: انَّما تَغْضَبُ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأکْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلی نَفْسِهِ؛ چنانچه در موردی خواستی غضب کنی و برای خدا برخورد نمائی، پس متوجّه باش که غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضایت و خوشنودی خداوند، اِعمال کن. (عیون أخبارالرّضا ج ۱ ص ۲۹۲ ، ح ۴۴)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم یُدخِلهُ رِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم یَأخُذ اَکثَرَ مِمّا لَهُ؛ مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حقّ خود نگیرد.(بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۲۰۹، ح۸۵)