مدیریت سیاسی در نظام ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

مدیریت به معنای اداره کردن از ریشه دور زدن، آمیزه ای از دانش، ظرافت هنری و مهارت عملی است. از همین رو، از آن به هنر مدیریت یاد می شود. مدیریت عمل بدنی نیست، بلکه «هنر هدایت آگاهانه، ایجاد هماهنگی و نظارت بر رفتار افراد برای نیل به هدف یا مقصودی معین است.»(نک: فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، ص ۷۶۶، کیهان، سال ۱۳۶۷) بنابراین، رهبری و مهارت فعالیت ها و ایجاد هماهنگی و تشکل برای حداکثر کارآیی(مدیریت اسلامی، محمد حسن نبوی، ص ۳۲) با بهره گیری از سازوکارهای مختلف و راهبری رهبران از مدیران و سرپرستان است.(همان، ص ۳۲)

پس مدیریت، رهبری در سطوح مختلف است؛ و مدیر شخصی است که علم، هنر و روش را به همه آمیخته و با سازوکارهای مناسب و خاص به اداره امور و افراد می پردازد. از این رو، امام و ولیّ در اصطلاح قرآنی به یک معنا همان مدیر است. پس وقتی از مدیریت اسلامی سخن به میان می آوریم، باید از واژه های قرآنی امام و ولیّ بهترین بهره را ببریم.

اهمیت و ارزش مدیریت سیاسی

بی گمان مهم ترین امر در یک جامعه، مدیریت برتر و درست و مدیران شایسته است. از نظر قرآن، مدیریت سیاسی و اجتماعی آن چنان ارزشمند است که شخص باید تلاش کند شرایط و ویژگی های آن را کسب کند و حتی شایسته است که از خداوند درخواست داشته باشد تا به چنین مقام و منزلتی برسد؛ زیرا کسانی شایسته این مقام و منزلت هستند که خدایی شده باشند و درخواست رهبری و مدیریت در حقیقت به معنای درخواست مقام و منزلت خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت و پروردگاری است. از همین روست که حضرت ابراهیم(ع) این مقام و منزلت را هم برای خود و هم برای نسل و نوادگان خویش می خواهد.(فرقان، آیه ۷۴)

خداوند به صراحت در قرآن، مدیریت را به عنوان نوعی ولایت دانسته است. این بدان معناست که تنها خداوند رهبری و مدیریت جامعه انسانی را دارا است؛ زیرا او ولی مطلق و مالک و سرپرست هر آفریده ای از جمله انسان است؛ البته همین خداوند این ولایت را برای دیگرانی اثبات می کند که مظاهر او هستند. از همین روست که مدیریت نظام سیاسی ولایی را به پیامبر(ص) و مومنانی داده که مظاهر ولایت او هستند. این مظاهر همان چهارده معصوم(ع) و کسانی هستند که شرایط عام را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و سنت و سیره دارا هستند.(مائده، آیات ۵۵ و ۵۶؛ و روایات تفسیری ذیل آیات)

کسانی دیگری که رهبری و مدیریت جامعه را به عهده می گیرند، در حکم طاغوت و مدیریت و ولایت آنان طاغوتی دانسته شده است؛ زیرا آنان شایستگی ولایت و مدیریت را بر جامعه انسانی ندارند(دخان، آیه ۱۸) چه رسد که بر جامعه اسلامی مدیریت کنند.(آل عمران، آیات ۲۸ و ۱۴۹و ۱۵۰)

از نظر قرآن، کسی که شایستگی این مقام و منزلت را دارا باید خود را معرفی و حتی درخواست و پیشنهاد دهد؛ یعنی همان طوری که قرار گرفتن نااهل در مسئولیت مدیریت خیانت در امانت و ولایت طاغوتی است، کنار کشیدن از مسئولیت خیانت به مردم است و خسران بزرگ است. از همین روست که حضرت موسی(ع) و نیز حضرت یوسف خواهان عهده دار شدن مسئولیت مدیریت و رهبری می شوند.(دخان، آیه ۱۸؛ یوسف، آیه ۵۵)

کسی که از فضایل ذاتی و اکتسابی مدیریت برخوردار و شرایط آن را دارا است باید این مسئولیت را بپذیرد و به دیگران ابلاغ کند هر چند ممکن است آنان آن را نپذیرند؛ چنان که با وجود افضلیت معصومان(ع) از سوی امت این درخواست پذیرفته نشد، ولی مسئولیت ابلاغ و اعلان لازم و ضروری است.(همان) پس افراد لایق و شایسته و دارای شایسته باید آمادگی خود را اعلان و از خدا درخواست کنند.(همان؛ فرقان، آیه ۷۴ و آیات دیگر)

این امور خود بیانگر اهمیت و ارزش مدیریت و رهبری در یک جامعه است؛ حال این رهبری در یک جامعه خرد و کوچکی چون خانه و خانواده باشد یا در محیط جهانی بلکه هستی.

مدیریت اجتماعی و رهبریت یک اصل عقلی و عقلایی است؛ چنان که یک ضرورت اجتماعی گریزناپذیر است. از نظر قرآن نیز این امر، مسلم و پذیرفته شده است(نور، آیه ۶۴، ص ۲۰)؛ بنابراین ، اگر ولایت شایسته وجود نداشته باشد، ولایت ناشایسته جایگزین می شود؛ یعنی اگر ولایت الهی جاری در جامعه نشود ولایت طاغوتی جاری خواهد شد. پس یا حاکم عادل یا جائر ضرورتی اجتناب ناپذیر است.(همان)

البته برخی از افراد ممکن است شایسته مدیریت سیاسی و رهبری یا هر مدیریت هر چیز یا کسی باشد، ولی در طول مدیریت نیازهایی تحمیل می شود یا حتی نیاز است تا از همان آغاز اموری برای مدیریت مانند نفوذ کلام برخوردار باشد، تحصیل آن و درخواست از خدا برای تحقق آن امری لازم وضروری است؛ چنان که حضرت موسی(ع) خواهان نفوذ کلام و صراحت و فصاحت برای انجام مسئولیت امامت و رهبری جامعه و ابلاغ رسالت می شود.(طه، آیات ۲۴ تا ۳۲)

به هر حال، مدیریت جامعه اسلامی بلکه بشر بر عهده خدا و ولایت الهی است که پیامبران مظاهر و نمادهای آن است.(ص، آیات ۱۷ و ۲۰؛ دخان، آیه ۱۸؛ نساء، آیه ۵۹ ؛ مائده، آیه ۵۵ و آیات بسیاری دیگر) این بدان معناست که دین از سیاست جدا نیست و مدیریت اجتماع و سیاست از مهم ترین وظایف و مسئولیت های پیامبران و امامان معصوم(ع) است.

خداوند مدیریت جوامع را به عهده اولیای الهی گذاشته است که می تواند پیامبر یا دیگر افرادی باشد که مظاهر این ولایت هستند و شرایط آن را دارا هستند؛ چنان که مدیریت مردم را خداوند به طالوت یا ذوالقرنین گذاشته است.(کهف، آیات ۸۳ و ۸۶)

از نظر قرآن پیامبر(ص) افزون بر رسالت، دارای مقام امامت و رهبری امت بوده و در همه ابعاد از اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و قضایی و وضع مقررات و فرماندهی و رهبری نظامی مسئولیت داشته است.(آل عمران، آیه ۱۲۱؛ نساء، آیه ۵۹؛ و آیات بسیار دیگر)

شرایط مدیر و مدیریت سیاسی در نظام ولایی

مدیریت سیاسی، در نظام سیاسی ولایی، مدیریتی برتر است؛ زیرا رهبری به عنوان خلیفه و جانشین خداوند است و هر کسی به عنوان رهبر یا زیر مجموعه رهبری عهده دار مسئولیت مدیریتی می شود، باید خود را خلیفه و جانشین خدا بداند و همان کاری را انجام دهد که خداوند به عنوان پروردگار برای رسیدن به مقاصد و اهداف انجام می دهد.

بنابراین، مهم ترین شرایط مدیریت، همان دست یابی به مقام خلافت الهی و بروز و ظهور جانشینی است. شخص باید رنگ خدایی گرفته(بقره، آیه ۱۳۸) و در مقام مظهریت اسما و صفات الهی باشد و مظهریت ربوبیت و پروردگاری را نشان دهد(آل عمران، آیه ۷۹) و بتواند هر چیزی را چنان که بایسته و شایسته است را ایجاد و اهداف و مقاصد را تحقق بخشد. از همین روست که رهبری جایگاه بلندی در مدیریت اسلامی دارا است و شخص باید از مهم ترین شرایط را برخوردار باشد. هم چنین مدیریت نیز شرایطی دارد که باید مدیر آن ها را بکار گیرد. از جمله برخی از آن ها عبارتند از:

  1. برتری: از نظر قرآن، مدیر باید یک سر و گردن برتر از دیگر افراد مجموعه ای باشد که مسئولیت آنان را به عهده می گیرد؛ زیرا این برتری امکان مدیریت بهتر را فراهم می آورد. برتری می تواند خدادادی یا اکتسابی یا ترکیبی باشد. پس برتری در فضایل و عطایای الهی و اکتسابی از شرایط مدیریت و سرپرستی در امور و بر افراد از منظر اسلام و قرآن است. خداوند به سبب فضلیت رهبران الهی، آنان را مدیر امت و جامعه کرده است.(بقره، آیه ۱۲۴ و آیات دیگر) بر همین اساس، به دلیل برتری بدنی مرد و تامین انفاق خانه و خانواده و عقلانیت کم احساسی، مرد مدیریت خانه را به عهده می گیرد.(نساء، آیه ۳۴)
  2. شایستگی و اهلیت: شایسته سالاری در مدیریت و رهبری از جمله مهم ترین شرایطی است که در آیات قرآنی بر آن تاکید شده است.(نساء، آیه ۵۸) از نظر قرآن، مردم و امت امانات الهی در دست رهبران است و کسی که مظهر ولایت الهی نیست، رهبری و مدیریت او طاغوتی است و باید امت و مدیریت را به اهل ولایت بسپارند که شایستگی یافته اند؛ چنان که حضرت موسی(ع) به فرعون رهبر طاغوتی می فرماید: أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ؛ بندگان خدا را به من ادا کن و بازگردان! به راستی من برای شما رسولی امین هستم.(دخان، آیه ۱۸)؛ زیرا رهبری و مدیریت فرعون طاغوتی است ؛ و او باید امانت را به صاحب آن و اهلش بازگرداند که همان ولایت الهی موسی (ع) است.
  3. ایمان: ایمان نقش اساسی در همه امور از جمله مدیریت و رهبری در نظام ولایی دارد؛ البته ایمان سه مرتبه همانند عبادت و تقوا دارد و هر چه مدیریت برتر باشد، باید ایمان در شخص برتر باشد. از نظر قرآن، شرط اولی در رهبری و مدیریت اسلامی در یک جامعه ایمانی و اسلامی است و تنها مومنان حق ولایت و رهبری آن را دارد و کافر چنین حقی ندارد و مسلمان و مومن باید از ولایت و رهبری و مدیریت کافر ابا ورزد.(آل عمران، آیه ۲۸) اولیای در آیه جمع ولی از ولایت به معنای سرپرست و مالک و صاحب تدبیر امر چیزی یا شخصی است.(نگاه کنید: المیزان، ج ۳، ص ۱۵۱)
  4. امانت داری: چنان که گفته شد، مردم امانت در دست مردم هستند و مالک آنان خدا است و تنها کسانی اهلیت و شایستگی رهبری و مدیریت جامعه اسلامی را دارند که مظهر ولایت الهی باشند. به هر حال، کسانی می توانند این مدیریت را به عهده گیرند که امانت دار باشند و در امانت خیانت نورزند. از همین روست که در آیات بسیاری به امانت داری در این امور تاکید شده است.(یوسف، آیه ۵۵؛ دخان، آیه ۱۸؛ نساء، آیه ۵۸)
  5. تمکن و سلطه: مدیر باید سلطه و تمکن طبیعی رهبری را دارا باشد؛ زیرا انسان از این منظر به دسته فرمانده و فرمانبر تقسیم می شوند. رهبری نه تنها علم و هنر بلکه یک دارایی از یک سلطه طبیعی است که او را کاریزما کرده و سخن و فرمانش را تاثیرگذار می کند.(کهف، آیه ۸۳ و ۸۴)
  6. امکانات: از نظر قرآن مدیر باید برخوردار از امکانات لازم باشد؛ زیرا بدون امکانات مناسب با مدیریت هر چیزی و یا کسی نمی تواند مدیریتی موفق داشت.(همان)
  7. سبب شناسی: مدیر باید اسباب هر چیزی را بشناسد و به کار گیرد؛ زیرا هر چیزی ابزار و اسباب مناسب می طلبد. از این روست که از شرایط رهبری سبب شناسی و بهره گیری درست از ابزار و اسباب مناسب آن هدف است.(همان)
  8. محافظت: مدیریت به معنای حفظ امانت است؛ از این رو، مدیر باید توانایی محافظت امانت را دارا باشد و اگر کسی چنین توانایی را نداشته باشد نمی بایست عهده دار مدیریت چیز یا کسی را به عهده گیرد.(یوسف، آیه ۵۵)
  9. تقوا: مدیر باید متقی باشد و صفت تقوا در او ملکه بلکه مقوم شده باشد؛ زیرا این تقوا است که رهبری را در مسیر امانت داری حفظ می کند.(آل عمران، آیه ۲۸؛ فرقان، آیه ۷۴)
  10. توکل بر خدا: از نظر قرآن، موفقیت در عملی حتی اگر جزم علمی و عزم علمی وجود داشته باشد تنها با توکل تحقق یافتنی است.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  11. مشورت: مدیریت کارکردن نیست، بلکه فکر کردن درست است؛ بنابراین با بهره گیری از عقول دیگران و تجربیات آنان می تواند از ابعاد چیز یا افراد آگاه شد و اهداف را بهتر تحقق بخشید. از همین روست که مشورت از اصول اساسی مدیریت و شرایط آن است.(همان؛ شوری، آیات ۳۶ و ۳۸؛ نمل، آیات ۲۲ و ۳۲)
  12. علم و دانش: برخورداری از علم و دانش، شرط لازم برای مدیریت و رهبری از نظر قرآن است.(یوسف، آیه ۵۵؛ بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷) بنابراین، اگر نقاط ضعفی در مدیریت یافت باید با دانش آموزی و مهارت افزایی آن را جبران کند.(طه، آیات ۲۴ تا ۳۲)
  13. قاطعیت: لزوم قاطعیت مدیر، در تصمیم گیری و اداره امور در عین مشورت و بهره گیری از عقول و علوم مشاوران دلسوز و امین از اصول مدیریت از منظر قرآن است.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  14. اصلاح گری: از دیگر شرایط مدیریت نگاه مصلحانه و رویکرد اصلاحی است. از همین روست که خداوند هماره بیان می کند مدیریت و رهبری پیامبران بر جامعه مدیریتی مبتنی بر اصلاح امور و دوری از فساد و مصلحانه بوده است.(اعراف، آیه ۱۴۲) مدیر باید خود سالم از نظر فکر و اندیشه و رفتار باشد و جامعه را به سوی سلامت سوق دهد.(نساء، آیه ۳۴)
  15. اعمال قدرت مشروع: همان طوری که گفته شد قاطعیت از مهم ترین شرایط مدیریت و رهبری است. مدیر هم چنین باید بتواند قدرت مشروع را به آسانی اعمال کند و زور و خشونت مشروع و قانونی را به کار گیرد. از همین روست که سخت گیری نسبت به متجاوزان و قانون گریزان و طالمان و آسان گیری نسبت به راستکاران و درستکاران از شرایط مدیریت و رهبری است.(کهف، آیات ۸۳ تا ۸۷)
  16. نظارت و مراقبت: از شرایط مدیریت دیگر آن است که مدیر هماره امور را زیر نظر دقیق داشته و با نظارت و مراقبت اجازه ندهد تا حرکت از مسیر هدف دور شود و اهداف دیر یا اصلا تحقق نیابد. نظارت و مراقب از مهم ترین شرایط مدیریت است.(نمل، آیات ۱۷ و ۲۰)
  17. خویشتن داری: یک مدیر باید خیلی خویشتن دار باشد. این امر نیازمند حلم و صبر است به طوری که عجله نکند و پس از تحقیق و مشورت و شناخت ابعاد و آثار عمل واکنش یا کنشی داشته باشد. گاه زیردستان کاری می کنند که خلاف برنامه یا مدیریت است، در این زمان خویشتن داری می تواند موجب واکنش درست شود.(نمل، آیات ۱۷ تا ۲۱)
  18. عدالت: عدالت در مدیر و مدیریت شرط است؛ یعنی هم باید عدالت ملکه و مقوم مدیر باشد و هم در مدیریت خویش آن را به دقت مراعات کند؛ زیرا هستی بر مدار و محور عدالت می گردد و با قرار گرفتن هر چیزی در جای حق و درست خود است که اهداف و مقاصد تحقق می یابد. بر این است هرگز مدیریت به کسانی که از ظلم فکری و رفتاری رنج می برند نمی رسد.(بقره، آیه ۱۲۴) از نظر قرآن مدیریت ناسالم در یک جامعه نشان دهنده وجود ظلم از شرک و کفر یا ظلم رفتاری و بی عدالتی در آن است؛ زیرا خداوند برای تنبیه و مجازات آن جمله مدیران نالایق و ناشایست را بر ایشان مسلط می کند تا ایشان را این گونه مجازات کرده و کیفر دهد.(انعام، آیه ۱۲۹؛ تفسیر التحریر و التنویر، ج ۵؛ جزء ۸، ص ۷۴)
  19. توانایی: همان طوری که دانایی شرط برای مدیریت شایسته است، هم چنین توانایی از دیگر شروط مدیریت از نظر قرآن است.(یوسف، آیات ۴۶ و ۴۸ و ۵۵؛ بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷؛ کهف، آیات ۸۲ تا ۹۵ و آیات دیگر)