مدیریت انتخاب کارگزار

samamosبی گمان، ما همه چیز را مدیریت می کنیم، چنان که خودمان نیز مدیریت می شویم، زیرا جهان به گونه ای نظام یافته است که هیچ کس جز خداوند از دایره پاسخ گویی بیرون نیست.(انبیاء، آیه ۲۳) پس همان گونه که طبق سنت الهی خودمان و جهان را مدیریت می کنیم؛ زیرا مشیت الهی به این تعلق گرفته است تا خودمان با اراده و اختیار خود و جهان خویش را در دنیا و آخرت بسازیم؛ به شکلی خودمان نیز در چهره مدیریت دیگران قرار می گیریم و این گونه است که به جای «فعال مایشاء» که صفت انحصاری خداوند همانند صفت تکبر و مانند آن است، ما گرفتار نوعی جبر باشیم که از سوی دیگران تحمیل می شود.

 

بنابراین همان اندازه که دست های ما برای انجام کاری باز است به همان مقدار با محدودیت هایی مواجه هستیم که سنت های الهی و قوانین حاکم بر جهان و اراده و مشیت های خودی و غیر خودی بر ما تحمیل می کند. پس می بایست در میانه «لاجبر و لا تفویض یعنی بین المنزلتین و بین المنزلتین» خودمان و دیگران یا دیگر چیزها را مدیریت کنیم.

بر این اساس می توان گفت که ما دچار نوعی محدودیت های خواسته و ناخواسته ای هستیم که مشیت و خواسته و اراده و انتخاب ما را محدود می سازد و باید با همین داشته های کارهایی را به سامان برسانیم که در آموزه های قرآنی از آن به مظهریت در الوهیت و ربوبیت یاد شده و به ما فرمان داده شده تا ربانی شویم و جهان را پروردگاری به عنوان خلیفه الهی کنیم.(بقره، آیه ۳۰؛ آل عمران، آیه ۷۹)

شیوه انتخاب کارگزار

از آن جایی که سنت الهی و قوانین حاکم بر نظام هستی به گونه است که انسان می بایست در اجتماع شکل گیرد و خودش و جهانش را بسازد و به عنوان سازه نهایی در آخرت تحویل خداوند دهد، انسان ناچار است که از دیگران به عناوینی چون همسر، همکار و مانند آن استفاده کنند و اصل را بر تعاون و همکاری قرار دهد.(مائده، آیه ۲)

در انتخاب معاون در هر کاری می بایست با توجه به هدف و شرایط کارگزاری را بر گزید. بنابراین نمی توان هر کسی را برای هر کاری به کار گرفت و به عنوان همکار با او بود. این گونه است که محدودیت هایی را می بایست پذیرفت و بدان تن داد.

کار هر چه مهم تر و دارای ارزش و اعتبار بالاتری باشد می بایست شرایط سخت گیرانه تری را اعمال کرد.

با نگاهی به آموزه های قرآنی شیوه و روش انتخاب همکار و کارگزار بیان شده است. ما در این جا به چند نکته ای اشاره داریم که خداوند در سوره یوسف برای انتخاب کارگزار بیان کرده است.

با توجه به آیاتی از جمله ۵۴ و ۵۵ سوره یوسف می توان چند ویژگی و شرط برجسته را در انتخاب همکار و کارگزار مورد توجه قرار داد. این که می بایست درباره شخص تحقیقاتی میدانی انجام داد و اطلاعاتی از پیشینه فکری و اخلاقی و کاری او به دست آورد.

بررسی سوابق خانوادگی و شخصیتی همکار و کارگزار مهم است. از این روست اگر اطلاعاتی در این زمینه نداشته باشیم نمی توانیم از موقعیت پرورشی و تربیتی او آگاهی درستی داشته باشیم.

از دیگر مسایل مهم در سوابق شخص مساله امانت داری است. هر چه شخص در حوزه های مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد و میزان وفاداری او دانسته شود بهتر است. اگر کسی بتواند در حوزه اخلاق جنسی امین باشد،‌ می توان گفت که از شرایط مناسب تری برای کار برخوردار می باشد.

توجه خاصی می بایست به حوزه اخلاق همکار و کارگزار داشته باشیم؛ زیرا آن چه در تعاملات و روابط انسانی مهم و اساسی است حوزه اخلاق و رفتار است. بنابراین،‌هر نکته ای اخلاقی به ویژه روابط جنسی و اخلاقی او می تواند در نوع معاشرت و تعامل شخص با دیگران و خود مدیر نیز موثر باشد.

دیگر آن که با او جلسه مصاحبه ای گذاشت و اطلاعاتی درباره شخصیت و علم و دانش و بیان و مانند آن به دست آورد. در این جلسه می توان قدرت بدنی و جسمی او را نیز ارزیابی کرد.

در مصاحبه می بایست جلسه به طور خصوصی و به دور از حضور دیگران برگزار گردد و پس از ارزیابی و سنجش قدرت ها و توانمندی ها اگر شایسته معاشرت های خاص و خصوصی است او را افزون بر مسئولیت های عمومی برای همراهی و همدلی نیز به خدمت گرفت و از ویژگی های او برای ارتقای شخصی و شخصیتی خود بهره برد.

مصاحبه می بایست به گونه ای انجام گیرد که خصوصیات او روشن شود و آستانه تحمل و صبر او به دست آید.

پس از انتخاب کارگزار و همکار مناسب برای کار خاص، همه امکانات مناسب با آن کار در اختیار او قرار داده شود و بر اساس مسئولیت ها او را تکریم کرده و مکانت و منزلت او را به طور رسمی به دیگران ابلاغ کرد.

اگر شخص را برای کار مربوط به خانه و خانواده استخدام و به کار می گیرد بر عناصری چون امانت اخلاقی و حفاظت بر اسرار و رازها بیازمایید و اطلاعات کاملی از او دراین زمینه به دست آورید.

در صورت احراز صلاحیت های کامل، به شخص امکاناتی را دهید تا بتواند به سادگی در حوزه مسئولیت خویش عمل کند و کارها را به او واگذار و تفویض کنید و نیازی نیست که هر روز امور خرد و درشت را به او گوشزد کنید. البته این بدان معنا نیست که او را زیر نظر قرار ندهید، زیرا نظارت امری لازم و ضروری است و حتی کسانی که از نظارت درونی وجدان بیدار و تقوا برخوردار می باشند ممکن است به طوری زیر نظر قرار گرفته شوند و رفتار آنان هر از گاهی سنجش و ارزیابی شود. از این روست که حتی بر کارگزاران بسیار امین نیز می بایست افرادی به عنوان رقیب و عتید باشد تا ضمن کنترل و مدیریت از بالا اجازه دهند تا شخص آزادانه انتخاب و کار خود را انجام دهد و در صورت نیاز هر از گاهی موارد کلی به شکل خاص تذکر داده شود.

بیان همه مطالبی که در سوره یوسف در انتخاب و مدیریت کارگزاران و همکاران بیان شده در این مطلب کوتاه شدنی نیست و از این رو به همین مقدار بسنده می شود.