مدیریت اقتصادی در کوره بحران ها و تحریم ها

تحریم

بسم الله الرحمن الرحیم

مدیریت، هنری است که علم و مهارت و تعهد و تخصص را با هم آمیخته است. از این روست که در مدیریت به معنای اداره کردن افراد در راستای تحقق اهداف شخصی یا سازمانی، تنها علم یا مهارت به درد نمی خورد، بلکه مدیر باید افزون بر علم دارای تجربه و تخصص علمی در مهار افراد در راستای اهداف را داشته باشد. البته شاخص هایی بسیاری دیگر در مدیریت نقش دارد که از جمله آن ها شجاعت، خلاقیت، تدبیر و مانند آن ها است. در مدیریت اقتصادی که مدیریت ستون اصلی اجتماع کوچک خانواده یا شهری یا کشوری یا جهانی است، داشتن هنر مدیریت در حد بلوغ کمالی آن شایسته بلکه بایسته است. این تاکید در زمان بحران ها و مشکلات و معضلات اقتصادی نسبت به مدیر و مدیریت افزایش می یابد و شایسته سالاری لازم و ضروری چنین مدیریتی به ویژه در اوضاع بحرانی است. آموزه های وحیانی قرآن به مساله مدیریت به ویژه در زمان بحران ها و تحریم ها و محاصره های اقتصادی توجه و اهتمام خاصی مبذول داشته و به ابعاد گوناگون آن پرداخته و راهکارها و برونرفت هایی را برای آن بیان کرده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

مدیریت لازمه امور اجتماعی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، امور اجتماعی به گونه ای است که نیازمند مدیر و مدیریت است تا از هر گونه تشتت و تفرقه و پراکندگی که موجب فساد و تباهی اجتماع است جلوگیری به عمل آید. از این رو، اصل رهبرى و مدیریّت اجتماعى ، اقتصادی و مانند آن ها و نیاز جامعه به مدیر و مدیریت در هر عرصه و حوزه ای از فعالیت های اجتماعی، امرى پذیرفته شده و مسلّم، در نگاه وحى است.(نور، آیه ۶۲؛ ص، آیه ۲۰)

از نظر آموزه های قرآنی ، ممکن است که مدیر از همه شایستگی ها برخوردار باشد، ولی لازم است تا اجتماع به مدیر برای جبران ضعف های طبیعی علمی و عملی یاری رسانند و با مشاوره و تعاون در علم و عمل یار و یاور مدیران باشند. از این رو، تقویت مدیریّتهاى شایسته و جبران نقاط ضعف آنان شرطى ضرورى براى پیشرفت کارها از نظر قرآن است.(طه، آیات ۲۵ تا ۳۲)

امت اسلام در هر کاری لازم است تا مدیری شایسته را انتخاب و به کار گیرد و از خدا بخواهد تا چنین مدیرانی شایسته در اختیار ایشان گذارد.(بقره، آیه ۲۴۷؛ یوسف، آیه ۵۵؛ فرقان، ایه ۷۴)

اقتصاد اجتماع به سبب آن که مهم ترین رکن اجتماع و ستون اصلی خیمه آن است(نساء، آیه ۵)، باید در دست مدیرانی شایسته قرار گیرد که از ویژگی های مدیریتی بر اساس آموزه های وحیانی برخوردار باشند.(یوسف، آیه ۵۵)

ویژگی ها و صفات مدیریت بحران اقتصادی

در آیات قرآنی به ویژگی هایی برای مدیریت و نیز مدیران اشاره شده است. این ویژگی ها در مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران نیز مطرح است. البته در مدیریت بحران ها از جمله بحران های اقتصادی برخی از خصوصیات بیش تر لازم و مورد تاکید است؛ زیرا اعتماد به نفس و حفظ آرامش و ثبات قدم در بحران ها از اهمیت بیش تری برخوردار است. از نظر قرآن کسب این امور تنها با توکل و اعتماد به خدا و داشتن ایمان قوی و اعمال صالح دست یافتنی است؛ زیرا هر صفت در سطح کمالی آن تنها از طریق عنایت الهی به دست می آید. برخی از مهم ترین صفات مدیریت بحران از جمله بحران اقتصادی عبارتند از:

  1. استقامت: از نظر قرآن، استقامت از مهم ترین اموری است که باید در مدیریت ها از جمله مدیریت های بحران تحقق داشته باشد تا بتوان از مشکلات و بحران ها به سلامت عبور کرد و به اهداف رسید. خدا می فرماید: وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَمَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِ یَسْلُکْهُ عَذَابًا صَعَدًا ؛ و اگر مردم در راه درست پایدارى ورزند قطعا آب گوارایى بدیشان نوشانیم تا در این باره آنان را بیازماییم و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند وى را در قید عذابى روزافزون درآورد. (جن، آیات ۱۶ و ۱۷) البته از نظر قرآن، این استقامت ورزی باید به شکل جمعی تحقق و اعمال شود و استقامت مدیر بحران برای مدیریت بحران ها به تنهایی کفایت نمی کند. خدا در این آیات و نیز در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت بر عنصر استقامت جمعی تاکید دارد تا امکان قرار گرفتن تحت ولایت الهی و بهره مندی از عنایت خاص فراهم آید. چنان که خدا در آیات ۱۱ سوره رعد و ۵۳ سوره انفال هر گونه تغییر مثبت و منفی اجتماعی و اقتصادی در اجتماع را به تغییرات جمعی مردم گره زده است؛ هم چنین در عبور از بحران ها به این مساله نیز توجه داده شده است که باید استقامت جمعی باشد. از همین روست که خدا خطاب به پیامبر(ص) به عنوان مدیر و رهبر اجتماع می فرماید: فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ پس همان گونه که دستور یافته‏ اى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده نیز چنین کند؛ و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست.(هود، آیه ۱۱۲) این بدان معناست که همکاری امت با امام در استقامت نقش اساسی و تعیین کننده در عبور از مشکلات و بحران ها از جمله بحران های اقتصادی دارد. از همین روست که در ادامه این آیه خدا از همگی در قالب نهی «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا» می خواهد تا ظالمان از کافران و مشرکان را به عنوان ستون و رکن خویش قرار نداده و به آنان تکیه و اعتماد نکنند؛ بلکه با خدا تکیه کرده و برای این منظور از نماز به عنوان یکی از حسنات بهره گیرند تا این گونه سیئات و بدی ها از ایشان و جامعه دفع شود و امکان عبور از بحران ها به دست آید ؛ حال این بحران به سبب و علت سنت ابتلاء باشد یا سنت کیفر.(هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴) با نگاهی به این آیات معلوم می شود که تحلیل نادرستی موجب می شود تا انسان و اجتماع به جای استقامت به دشمن گرایش یابد و به این نتیجه برسد که با تکیه و اعتماد بر دشمن می تواند از چالش ها و بحران ها از جمله بحران های اقتصادی عبور کند و مشکلات اقتصادی خویش را حل و فصل کند. از نظر قرآن تکیه و اعتماد به دشمن و قرار دادن آن ها به عنوان رکنی از ارکان اقتصاد برای حل مشکلات اقتصادی، برخاسته از تحلیلی نادرست و باطل و گرایشی زیانبار است؛ از این رو، نگاه به بیرون از اجتماع امت و ارکان قرار دادن دیگران به جای امت بدترین خطای راهبردی در عبور از بحران اقتصادی است.
  2. صبر: شکیبایی و صبر از دیگر ویژگی های مدیریت از جمله مدیریت بحران اقتصادی است. خدا بارها در آیات قرآنی از جمله آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ سوره بقره و آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سوره هود از صبر در مصیبت ها سخن به میان آورده و آن را عامل برونرفت از مشکلات دانسته است؛ زیرا این صبر تنها در سایه ایمان به مالکیت خدا و حکمت و مشیت الهی در هر مصبیت(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) و توکل و اعتماد به او به دست می آید. البته از نظر قرآن درمسایل اجتماعی هرگز نمی توان به صبر و شکیبایی مدیر و امام امت بسنده کرد، بلکه هر گونه تغییر مثبت و منفی از جمله عبور از بحران ها در سایه وحدت، همدلی، همراهی و تعاون امت و امام شدنی و دست یافتنی است.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ هود، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵)
  3. تعهد: از مهم ترین ویژگی و صفات مدیر در مدیریت بحران، تعهد است. از نظر قرآن کسانی قابل اعتماد هستند که از تعهد برخوردار باشند. این تعهد از سوی خردمندان امضا و عملی می شود و در این میان چون اهل ایمان ، خردمندانی عاقل هستند و از سفاهت و بی مغزی کفر به دور، قابل اعتماد تر از دیگران هستند. از نظر قرآن، به کافران به سبب عدم بقای ایشان به تعهدات و پیمان ها نمی توان اطمینان کرد. حتی از نظر قرآن، بسیاری از اهل کتاب به سبب نگرش و بینش نادرست از غیر اهل کتاب و برتری و فضلیت خویش بر آنان، حاضر نیستند تا به تعهدات خویش عمل کنند؛ از این روست که بیشتر آنان نیز قابل اعتماد نیستند.(آل عمران، آیه ۷۵) به هر حال، در انتخاب مدیر به ویژه مدیریت بحران از جمله بحران اقتصادی باید مدیریت را به کسانی سپرد که اهل ایمان واقعی باشند و از آزمون های سخت به سلامت بیرون آمده باشند.(بقره، آیه ۱۲۴ و آیات دیگر) وقتی انسان حاضر نیست مال کودک و سفیه و مجنون را به دست آنان سپارد؛ زیرا به آزمون معلوم شد که مالی که قوام اجتماع و مردم است را تباه می کند(نساء، آیات ۵ و ۶) به طور طبیعی مدیریت اقتصادی اجتماع را به کسانی نمی سپارد که از آزمون اقتصادی سربلند بیرون نیامده یا از سفاهت برخوردارند یا به تعهدات خویش نمی توانند عمل کنند. دختران حضرت شعیب(ع) با استفاده از تجربه آب دهی و قدرت سقایت حضرت موسی(ع) درخواست می کنند تا مدیریت گله گوسفندان به او سپرده شود؛ زیرا ایشان را متعهد به عمل برآورد کرده بودند.(قصص، آیات ۲۳ تا ۲۷)
  4. امانت: امین بودن و امانت داری از دیگر صفات مدیران و موفقیت در مدیریت است؛ زیرا کسی که امین نباشد نمی توان اموال مردم از جمله مدیریت اقتصاد اجتماع را به کسی سپرد که اهل خیانت درامانت است.(قصص، آیه ۲۶)
  5. تخصص: مدیریت نیازمند تخصص در هر علم مرتبط با مدیریت آن چیز است. بنابراین، نمی توان مدیریت را به غیر متخصص در آن علم سپرد. کسی که مدیریت اقتصادی را به عهده می گیرد باید در علم اقتصاد متخصص باشد.(یوسف، آیه ۵۵)
  6. دانایی : برخوردارى از علم و دانش در هر رشته ای که مدیریت آن را به عهده می گیرد، شرط لازم براى مدیریّت در هر کاری است. در امور مالى نیز دانایی در حد تخصص لازمه مدیریت اقتصادی است چنان که گفته شد.(یوسف، آیه ۵۵)
  7. توانایی ، قوت و قدرت علمی و عملی: قوت و قدرت انجام و یا ترک مقتدرانه هر کاری از دیگر صفات مدیر است؛ زیرا چنان که گفته شد، مدیریت هنر است که با علم و عمل یعنی علم همراه با مهارت به دست می آید. بنابراین، شخص باید از این لحاظ توانا و دانا باشد. توانایی و دانایی به مدیر این امکان را می دهد تا درست و محکم تصمیم بگیرد و به تصمیمات خویش با تکیه بر همراهی و تعاون امت اقدام کند.(قصص، آیه ۲۶؛ یوسف، آیه ۵۵) البته چنان که گفته شد در همه این موارد نقش امت و همکاری با امام و مدیریت اقتصادی لازم و ضروری است. از این روست که خدا در آیه ۲ سوره مائده هماره بر تعاون و معاونت اجتماع برای تحقق اهداف الهی در سایه نیکی و تقوا تاکید بسیار دارد. عبور از بحران های اقتصادی نیز نیازمند قوت و قدرت علمی است که از سوی اجتماع و امت به مدیریت بحران انتقال می یابد و او می تواند با این تعاون و همکاری امت از بحران ها عبور کند و موفقیت را برای امت تامین نماید. از نظر قرآن، نباید همه انسان ها در یک سطح ارزیابی کرد؛ زیرا میان جنس زن و مرد تفاوت است با این که از نظر نفسی یکسان هستند؛ ولی از نظر کالبدی و برخی از ویژگی ها تفاوت هایی دارند که نمی توان آن ها را نادیده گرفت. بنابراین، در سنجش افراد و گزینش برای مدیریت باید به این برتری ها و فضلیت های طبیعی توجه داشت.(نساء، آیه ۳۴)
  8. تمکن: داشتن امکانات و چگونگی استفاده از آنها در قابل مدیریت اسباب از دیگر ویژگی های مدیر است. این که مدیر بتواند از امکانات به درستی استفاده کند، نیازمند شناخت وی از امکانات و میزان بهره برداری از اسباب و ظرفیت هر چیزی است.(کهف، آیات ۸۲ تا ۹۶) به نظر می رسد که امت باید در تامین اسباب و امکانات امام و مدیریت اقتصادی را یاری رساند تا شرایط برای عبور از بحران ها از جمله بحران اقتصادی شدنی باشد.(همان)
  9. شایسته سالاری: اهلیت و شایسته مدیریت از دیگر ویژگی ها و صفاتی است که قرآن برای مدیر بیان می کند. مدیریت به عنوان یک امانت الهی باید در دست کسانی قرار گیرد که شایسته این منصب و مقام هستند. (نساء، آیه ۵۸)
  10. ایمان : از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مدیریت از جمله مدیریت اقتصادی یک ولایت است و تنها کسانی از ولایت برخوردار هستند که از سوی خدا به تکوین مانند والدین یا تشریع مانند اولیای الهی و امام(بقره، ایه ۱۲۴) از مظهریت در ولایت برخوردار باشند. بر اساس آیه ۲۸ سوره آل عمران مدیریت در هر حوزه ای از حوزه های اجتماعی در امت اسلام ، خاص مومنان است و کافران از آن بی بهره هستند و نمی توانند مدیریت های اجتماعی را به دست گیرند؛ زیرا «اولیاء» جمع «ولىّ» و ولىّ از ولایت به معناى مالک و صاحب تدبیر امر چیز یا شخصى است،(المیزان، ج ۳، ص ۱۵۱) و خدا آن را تنها برای مومنان اثبات کرده است.
  11. مشورت : از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مدیر باید اهل مشورت باشد و از استبداد در رای خودداری کند.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  12. توکل بر خدا: بر اساس آیات قرآنی، مدیریت در کارها باید پس از کسب علم اطمینانی از طرق مخلتف از جمله مشورت ، در هنگام عزم بر عمل ، توکل بر خدا داشته باشد و بداند کارها زمانی پیش می رود که مشیت و حکمت الهی اقتضا می کند. بنابراین، توکل بر خدا از صفات مدیران است؛ و اجتماع ایمانی نیز هنگام هر عملی باید این گونه تنها بر خدا توکل داشته و عزم خود را با توکل پیوند بزند.(همان)
  13. قاطعیت: مشورت با دیگران به معنای عدم قاطعیت نیست. از این روست که خدا بر لزوم قاطعیّت مدیر، در تصمیم‌گیرى و اداره امور، در عین مشورت با صاحب‌نظران تاکید دارد.(همان)

عوامل موثر در مدیریت بحران های اقتصادی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، علل و عواملی می تواند در موفقیت یا ناکامی مدیریت اقتصادی نقش اساسی داشته باشد که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. تحلیل و توصیه درست و اجرای دقیق توصیه ها: از آن جایی که بحران اقتصادی می تواند به علل و عوامل طبیعی یا غیر طبیعی پدید آید، می بایست نخست مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران اقتصادی نسبت به این علل و عوامل آشنایی جامع و کاملی داشته باشد؛ زیرا نادیده گرفتن هر یک از این عوامل در تحلیل می تواند در توصیه و ارایه راهکارهای برونرفت از بحران و مشکلات تاثیر مستقیمی داشته باشد؛ چرا که تحلیل نادرست از علت و عامل می تواند سرمایه ها و وقت حساس را به تاراج دهد و به جای حل بحران بر مشکلات بیافزاید. بسیاری از کسانی که در مدیریت بحران ها شکست خورده اند در گام نخست در تحلیل علت و عامل به خطا و اشتباه رفته اند و در گام دوم ناتوان از مدیریتی بوده اند که توصیه های دقیق تحلیلی و علمی به آن توجه داده است. در حقیقت گاه شکست به سبب تحلیل نادرست و گاه دیگر به سبب عدم اجرایی دقیق مفاد توصیه های برونرفت از بحران بوده است؛
  2. بحران برخاسته از سنت ابتلاء و آزمون: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بحران هایی که در میان اجتماعات بشری پدید می آید بحران هایی برخاسته از دو عامل اصلی است که در قالب سنت ابتلاء و سنت کیفر تعریف و تبیین شده است. این بدان معنا است که ما چیزی به عنوان تصادف نداریم که بی علت و عاملی تحقق یابد. پس هر مصیبت یا مشکلی که در جامعه از جمله مشکل اقتصادی پدید می آید ریشه در این دو عامل و سنت اصلی حاکم بر اجتماع انسانی دارد. بنابراین، اگر مراد از عوامل طبیعی به عنوان عوامل ایجاد بحران هایی حتی به ظاهر طبیعی چون زلزله و سیل مطرح باشد، باید مراد از این عوامل طبیعی، همان سنت های ابتلاء و کیفر را دانست؛ زیرا خدا هر کاری را در چارچوب سنت اصلی اسباب انجام می دهد؛ چنان که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: أَبَى اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِکُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله وَ نَحْنُ؛ خدا ابا دارد که اشیاء را به جز به وسیله اسباب آنها جاری کند. به همین دلیل، برای هر سببی، شرحی قرار داده است و برای هر شرحی، علمی قرار داده است و برای هر علمی، دروازه‌ ناطقی قرار داده است. هر کسی که آن را بشناسد که شناخته و هر کسی که بدان جاهل باشد که جاهل است. آن باب و دروازه، رسول خدا صلی الله علیه و آله و ما ائمه معصومین هستیم.»(بصائر الدرجات‏، صفار، ج۱، ص۶، ص ۵۰۵) بر اساس سنت ابتلاء هر انسان و اجتماع انسانی به اهدافی چون افزایش ظرفیت یا شناخت ظرفیت و ادعای آنان، دچار انواع و اقسام ابتلاء و آزمون های الهی می شود، به طوری که گویی فرد و اجتماع را در کوره ذوب فلزات «فتنه» انداخته تا جداسازی خوب و بد و نیک و زشت انجام گیرد.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ بقره، آیه ۱۲۴؛ توبه، آیه ۱۲؛ حجرات، آیه ۱۴؛ فجر، آیات ۱۵ و ۱۶؛ احزاب، آیه ۱۱؛ نساء، آیه ۶؛ و آیات بسیار دیگر) این گونه است که خدا گاه با افزایش یا کاهش رزق و روزی و بحران های اقتصادی مردم را می آزماید تا میزان ایمان و اتکال ایشان به خدا دانسته و معلوم شود.(فجر، آیات ۱۵ و۱۶) خدا به صراحت دراین باره می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ و قطعا شما را به چیزى از قبیل ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را؛ همان کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم؛ بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان باد و راه‏یافتگان هم خود ایشانند. (بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷) بنابراین، مدیریت اقتصادی در بحران هایی چون مصیبت های اقتصادی و تنگاتنگ ها و تحریم ها و محاصره ها باید بدانند که ممکن است عامل و علت اصلی چنین بحران هایی ابتلاء ها و آزمون های الهی باشد تا سیه رو شود هر که در او غش باشد و هر کسی نیز ایمان دارد بر درجات ایمان ایشان افزوده شود(همان؛ حجرات، آیه ۱۴؛ و آیات دیگر) و حقیقت وجودی ایشان در مسیر کمالی تثبیت شود(بقره، آیه ۲۶۵)؛ زیرا این افراد در هنگام بحران به خدای تبارک و تعالی پناه می برند و از او مدد می جویند؛ زیرا می دانند که هیچ چیزی در هستی بدون حکمت و مشیت مکتوب الهی در ام الکتاب و کتاب مبین اتفاق نمی افتد و مصیبتی از خیر و شر به کسی بدون اذن الهی نمی رسد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) بر این اساس به دنبال استغفار و توبه می روند و تحت ولایت الهی قرار می گیرند و به اسبابی چون صدقه دادن و خیرات و نیکی کردن رو می آورند و به تنگدستان یاری می رسانند و به مسکینان اطعام می دهند و دستگیر نیازمندان می شوند و دیگر اعمال خیر را انجام می دهند که در آیات قرآنی بیان شده است.(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ و ۲۶۵ و آیات دیگر) پس در هنگام مصیبت بحرانی به این مهم توجه می یابند که همه این امور طبق حکمت و مشیت الهی است و نباید از خدا مایوس شد، بلکه باید از خود مایوس شد و به خدا امید بست و هر خیری را از خدا طلب کرد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) پس مدیریت اقتصادی در هنگام بحران باید یکی از مهم ترین تحلیل ها را در اصابت مصیبت های بحران اقتصادی، ابتلاء الهی بداند و بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و آیات بسیار آن، برای درمان آن و حل مشکل ابتلاء الهی به فعالیت هایی چون توسل جویی در قالب نیایش و نماز، صدقه دادن به نیازمندان، اطعام مسکینان و توجه و اهتمام فزون تر به مسکینان و اقشار آسیب پذیر و مستضعف جامعه بپردازند و بسته های حمایتی خاص برای آنان در نظر گیرند. البته این مهم باید به گونه ای انجام شود که همه آحاد جامعه درگیر باشند و خود را در قبال مستضعفان مسئول بدانند. بنابراین، باید با غرقه سازی اجتماع به این امور آنان را به کارهای نیک و خیری از این دست ترغیب و تشویق کرده و امام و امت در این امور پیشگام بوده و بر یک دیگر سبقت بجویند؛ زیرا این شیوه ای برای توبه و استغفار عملی و عینی(نوح، آیه ۵۲) و استعاذه و استغاثه عملی به خدا و بازگشت به سوی او است تا این گونه تحت حمایت الهی قرار گیرند. بنابراین، اگر مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران اقتصادی به این تحلیل و تفسیر الهی نسبت به بحران های اقتصادی و علل و عوامل آن نرسد، هرگز به چنین توصیه های قرآنی عمل نخواهد کرد و به جای حل بحران و برونرفت از آن به دامنه بحران می افزاید؛ زیرا بر اساس تحلیل نادرست اقدامات نادرستی را انجام می دهد که بحران زا است نه بحران زدا.
  3. بحران برخاسته از سنت کیفر و عذاب: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دومین عامل اصلی بسیاری از مصیبت ها و بحران ها حتی بحران هایی که به ظاهر برخاسته از عوامل طبیعی چون زلزله و سیل است و اقتصاد خانواده یا اجتماع را تهدید یا از میان می برد، برخاسته از سنت الهی کیفر و عذاب دنیوی است. از نظر قرآن، دستاوردهای نادرست و فساد انگیز که در قالب گناه و ظلم انجام می شود؛ به دلیل آن که فرد و اجتماع بلکه جهان را از حالت عدالت و اعتدال خارج می سازد، موجب می شود تا فساد و تباهی نه تنها در جان بلکه در جامعه و جهان ایجاد شود. خدا به صراحت به این عامل اشاره داشته و می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ؛ قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند ؛ بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانى که پیشتر بوده و بیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است.(روم، آیات ۴۱ و ۴۲) از نظر قرآن، خدا در مساله اقتصادی و رزق و روزی نیز به سبب گناهانی که ظلم و بی عدالتی در حق خدا و خود و خلق است، مردم را دچار بحران اقتصادی و مصیبت می کند به طوری که آسمان و زمین از ارایه نعمت و برکت باز می ایستد و مردم در بحران کم آبی، بی آبی و خشکسالی و قحطی و مانند آن ها فرو می روند و امنیت غذایی و روانی آنان در معرض خطر قرار می گیرد. این گونه است که بر اساس سنت کیفر و عذاب در دنیا، خشکسالی جای ترسالی را می گیرد و امنیت روانی و جانی از میان می رود.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ سباء، آیات ۳۳ تا ۳۶؛ نوح، آیه ۵۲؛ احقاف، آیات ۲۴ تا ۲۶ ؛ ذاریات، آیات ۴۳ و ۴۴و آیات بسیار دیگر) بنابراین، مدیریت اقتصادی در بحران های اقتصادی باید به این توجه داشته باشد که گاه تحریم ها و محاصره ها و سیل ها و خشکسالی و مانند آن ها برخاسته از سنت عذاب الهی است که حتی شامل مومنان می شود؛ زیرا جامعه ایمانی بیش تر در معرض خطر از نظر هر دو سنت ابتلاء و کیفر است؛ زیرا بر اساس آموزه های الهی، به کافران و منافقان در چارچوب سنت املاء و استدراج مهلت داده می شود (اعراف، آیه ۱۸۳؛ قلم، آیه ۴۵) و به سبب آن که آنان به آخرت ایمانی ندارند باید پاداش عمل نیک خویش را در دنیا بگیرند، پاداش عمل نیک ایشان در دنیا داده می شود(زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵) و از نظر امتحان نیز سالی یک یا دوبار از آنان آزمون به عمل می آید(توبه، آیه ۱۲۶)؛ اما مومنان هماره در امتحان و آزمون هستند و کیفر عمل زشت و گناه خویش را در دنیا می گیرند؛ هر چند که خدا از بسیاری در می گذرد. خدا می فرماید: وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ وَیَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ؛ و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى ‏پذیرد و از گناهان درمى‏ گذرد و آنچه مى ‏کنید مى‏ داند. ﴿شوری، آیه ۲۵﴾ و نیز می فرماید: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ ؛ و هر گونه مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‏ گذرد. (شوری، آیه۳۰) پس مدیریت بحران اقتصادی باید این تحلیل را در باره مشکلات و بحران های اقتصادی حتی در قالب سیل، زلزله، خشکسالی و مانند آن ها داشته باشد و برای آن در قالب راهکارهای الهی چون استغفار و توبه و مانند آن ها اقدام کنند و مردم به دعا و نیایش و نماز و احسان و صدقه و انفاق بپردازند و با توسل به معصومان(ع) خود را از بحران برهانند.

لزوم توجه به امدادهای غیبی

از آن جایی که سنت های الهی حاکم بر جامعه، قوانینی الهی هستند که تبدیل و تحویلی در آن راه ندارد(روم، آیه ۳۰ و آیات دیگر) ؛ اما این بدان معنا نیست که نتوان از سنت امداد غیبی بهره نبرد. این بدان معنا است که می توان از بحران های اقتصادی که در چارچوب امتحان یا کیفر پدید آمده است، با امدادهای الهی عبور کرد. از این روست که خدا از مردم می خواهد تا به این سنت الهی توجه کنند و از جایی که احتمال موفقیت ندارند، به عنایت الهی موفقیت را به دست آورند. این امر به شرطی است که اجتماع اسلامی و امت به این باور برسد و در برابر دشمن و محاصره و تهدید و تحریم خود را تسلیم نکند و به دشمنان اسلام رکون نیابد و آنان را ارکان اقتصادی خویش قرار ندهد و چشم امیدش به دست غرب و غربیان نباشد، بلکه به خدا و امت مومن باشد.(توبه، آیات ۵ تا ۹؛ احزاب، آیات ۹ تا ۳۱)