مدیران انقلابی ارتش در تمدن جهانی اسلام

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

جستارگایی

بر اساس رهنمودهای امامین هُمامین انقلاب اسلامی، فلسفه ایجادی انقلاب اسلامی، بسترسازی برای دست یابی به تمدن جهانی اسلام تحت ولایت الهی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. لوازم اساسی آن نیز چیزی جز ایجاد نظام سیاسی ولایی، امت ولایی و دولت ولایی در تراز انقلاب اسلامی است که در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری امام خامنه ای «مدظله العالی» تبیین شده است.

بی گمان زمانی این اهداف متعالی تحقق می یابد که در هر ساحتی از ساحات پیش گفته، افراد انقلابی در تراز آن ساحت مدیریت را به دست بگیرند؛ به این معنا که در ساحت مهندسی فرهنگی یا اقتصادی یا نظامی و مانند آنها، راهبردها، سیاست ها و برنامه های مبتنی بر فلسفه وجودی انقلاب تدوین و با مدیریت جهادی و انقلابی به منصه ظهور برسد.

بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، وظایفی را برای هر نهادی مشخص کرده که می بایست آن را به عنوان تکلیف شرعی و الهی خویش بشناسد و بدان پای بند باشد و به درستی بدان عمل نماید. بنابراین، لزوم تبیین وظایف و تعهدات ارتش جمهوری اسلامی در تحقق گام دوم انقلاب یک ضرورت انکارناپذیر است. بر اساس بیانیه گام دوم،  ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان بخشی از نظام دفاعی و حافظ امنیت فراگیر می بایست ضمن «مهندسی نظام دفاعی» مبتنی بر فلسفه وجودی ارتش ولایی، مدیران شایسته انقلابی و جهادی را پرورش دهد تا همه امور را در چارچوب این ساختار مهندسی شده به پیش برد؛ زیرا ناهماهنگی در هر یک از بخشها و عقب ماندن از اهداف تعیین شده در بیانیه دوم انقلاب اسلامی، می تواند به عنوان یک گلوگاه مانع جدی بر سر راه تحقق اهداف بیانیه ایجاد کند و حرکت دیگر بخش ها با کندی یا شکست مواجه سازد.

آن چه در این مقاله می آید تبیین ویژگی ها و صفات مدیران انقلاب ارتش در تراز تمدن جهانی اسلام و بایدها و نبایدهای آن، در راستای مهندسی نظام دفاعی با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام و رهنمودهای مقام معظم رهبری امام خامنه ای«مدظله الوارف» است.

مدیریت در فرهنگ اسلامی

مدیریت یکی از مشتقات واژه عربی دور است. دایره و اداره نیز هم خانواده این واژه عربی است. در فرهنگ زبان فارسی مدیریت به معنای مدیر بودن و مدیری است[۱]، مدیر به کسی می گویند که امری را اداره کند.

البته در فرهنگ اصلاحات اجتماعی، برای مدیریت تعاریف گوناگونی ارایه شده است. برخی، مدیریت را هنر دانسته و گفته اند: هنر مدیریت، هدایت، ایجاد هماهنگی و نظارت بر تعداد زیادی از افراد برای نیل به هدف و یا مقصودی معین است.[۲]

برخی دیگر مدیریت را ترکیبی از دانش و هنر دانسته و نوشته اند: مدیریت، علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و مهار فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حداکثر کارایی است. [۳]

برخی آن را در حوزه روش و تکنیک اداره امور برده و مدیریت را کاربردهای تکنیک های مختلف برای اداره امور یک گروه انسانی و هماهنگ نمودن کلیه فعالیت های یک سازمان برای نیل به هدف معین و مشخص و راهنمایی و راهبری رهبران سازمان که آن ها را مدیران یا سرپرستان می نامند، دانسته اند.[۴]

به هر حال، مدیریت، هنر، دانش، روش و سازوکاری برای هدایت، هماهنگی، نظارت بر دیگران با بهره گیری از همه منابع و امکانات، در راستای رسیدن به مأموریت، رسالت و اهداف مطلوب سازمانی با حداکثر کارایی است.

از آیات قرآنی به دست می آید که یکی از مسئولیت ها و وظایف پیامبران در جامعه بشری، مدیریت بر جامعه است. از این رو واژه امامت و ولایت در حوزه مسئولیت های پیامبران بارها به کار رفته است؛ چرا که پیشوایی و سرپرستی جامعه، همان مدیریت جامعه برای رسیدن به اهداف است.

البته نقش پیامبران، نقشی بسیار فراتر از مدیریت جامعه است؛ لذا آنان نه تنها خود مدیریت جامعه را در ابعاد کلان به عهده می گیرند، بلکه در نصب و نظارت مدیریت های خود نیز مسئولیت دارند؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی مدیریت جامعه بویژه جامعه دینی و اسلامی تنها از آن خداست و خداوند می تواند این مسئولیت را به هر کسی بخواهد واگذار کند. این گونه است که مدیریت را به پیامبران و مؤمنانی با ویژگی ها و شرایط خاص واگذار کرده است.[۵]

خداوند در آیاتی از قرآن سرپرستی و مدیریت پیامبران بر جامعه مدیریتی را تبیین کرده و واگذاری بخشی از مدیریت را به برخی از انسانها مبتنی بر اصلاح امور و دوری از فساد دانسته است.[۶] از این رو ولایت و مدیریت کافران را ناحق، باطل، جور و ظلم دانسته و آنان را شایسته این منصب ندانسته است.[۷]

خداوند در آیاتی به برخی از این مدیریت های پیامبران و مؤمنان صالح اشاره کرده و به تبیین این مسئولیت و وظیفه الهی پرداخته است. از جمله در آیات ۱۷ تا ۲۰ از مدیریت داود(ع) بر جامعه خود یا مدیریت حضرت سلیمان(ع) بر نیروهای تحت فرمان[۸] و احتیاط و خویشتنداری سلیمان(ع) در برخورد با نیروهای تحت امر خویش (همان) سخن گفته است.

در آیات ۸۳ تا ۹۷ سوره کهف گزارشی کامل از حکومت و مدیریت مؤمن صالح ذوالقرنین(ع) ارایه می دهد. در این آیات بیان شده که خداوند مدیریت جامعه و مردم را به ذوالقرنین واگذار کرده و او در اجرای سیاست های مدیریتی خویش بر ظالمان و متجاوزان سخت گیری و نسبت به مؤمنان و انسان های درست کار، آسان گیری می کرد. وی همچنین با آن که مناطق بسیار وسیعی از جهان را تحت کنترل حکومت و مدیریت خویش داشت، با این همه در مسایل مهم و اساسی جامعه خود نظارت مستقیم داشت و مدیریت می کرد. از جمله در مسئله سدسازی برای جلوگیری از حملات اقوام وحشی یاجوج و ماجوج، خود مدیریت و نظارت مستقیمی را اعمال کرد. اصل رهبری و مدیریت اجتماعی و نیاز جامعه به آن، امری پذیرفته شده و مسلم در نگاه وحی و قرآن است. این معنا در آیاتی از جمله ۶۲ سوره نور و آیه ۲۰ سوره ص و آیاتی دیگران از قرآن تبیین شده است.

ضرورت مهندسی مدیریت انقلابی

از نظر آموزه های اسلامی، مهندسی در همه عرصه ها و ساحات یک ضرورت است؛ زیرا برای ایجاد تمدنی اسلامی لازم است تا در همه ابعاد و ساحات تحولی مبتنی بر فلسفه اسلامی و نگره قرآنی به هستی و انسان رخ دهد؛ زیرا بدون تحول در همه ابعاد و ساحات نمی توان امید داشت که فلسفه حضور انسان در زمین به عنوان خلیفه الله[۹] و فلسفه تشریع اسلام از طریق پیامبران و دست یابی بشر به سعادت دنیوی و اخروی[۱۰] تحقق خارجی یابد.

بنابراین، لازم است تا در ساحت مدیریت براساس فلسفه اسلامی، مهندسی انجام شود و همه ابعاد آن تبیین و روشن و در ساختار سیاست ها و برنامه های علمیاتی شود.

امام خامنه ای «مدظله العالی» به عنوان امام المسلمین بر خود فرض و واجب می داند تا در حدّ استطاعت برای تحقق اهداف الهی و فلسفه اسلامی حضور انسان در دنیا، رهنمودها و سیاست ها و برنامه هایی را اعلام کرده و برای عملیاتی آن اقداماتی را انجام دهد. بی گمان بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی یکی از حلقات این حرکت الهی آن مقام عظمای ولایت الهی است.

بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی شامل اموری است که در یک کلمه تامین کننده «لوازم دست یابی به تمدن نوین جهانی اسلام» است. براین اساس، بخشی از این بیانیه به حوزه و ساحت مدیریتی پرداخته و کلیاتی از اوصاف برجسته مدیران در تراز تمدن جهانی اسلام را بیان کرده است. مدیرانی که بتوانند با بهره گیری از هنر مدیریت از همه منابع انسانی و غیر انسانی به بهترین شکل بهره گرفته و فلسفه و اهداف گفتمان انقلاب اسلامی را در تراز جهانی تحقق بخشند.

البته هسته اصلی این جهانی شدن، همان طوری که خدا در قرآن بیان کرده، ایجاد امت اسلامی و دولت اسلامی است که بتواند «شاهد» و گواه روشن و سرمشقی نیک برای دیگران باشد و در مقام اتمام حجت بشریت را اقناع سازد و هر گونه بهانه را از بشریت بزداید. ازهمین روست که خدا در قرآن می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.[۱۱]

در این آیه به این نکته نیز توجه داده شده که امت اسلام می بایست در تراز رهبری آن باشد؛ و از آن جایی که رهبری در دست رسول الله (ص) است که از نظر قرآن بر عظیم ترین خلقت:«وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ»[۱۲] است، ترازی که امت اسلام در سایه آن ساخته می شود، امتی است که فراتر از محاسن اخلاقی[۱۳] در سطح مکارم اخلاقی؛ یعنی ایثار و اکرام به یک دیگر معاشرت دارند[۱۴]؛ چرا که امت اسلام در قول و فعل از پیشوایی پیروی می کند که «أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»[۱۵] و نیکوترین سرمشق است.

به هر حال، امت اسلامی که به عنوان شاهد و گواه خدا در میان بشریت معرفی شده، تحت چنین رهبری الهی می تواند جهان را دگرگون ساخته و مردمان را سوی قبله ای سوق دهد که انسان را با فلسفه عبودیت [۱۶] می تواند در جایگاه خلافت الهی بنشاند.[۱۷]

بر اساس آیه ۴۳ سوره بقره و آیه ۲۱ سوره احزاب مدیریت الهی پیامبر(ص) می بایست به عنوان شاهد و اسوه حسنه، مبنای امت سازی باشد و امت اسلام، پیامبر(ص) را سرمشق خویش قرار دهد. این فرمان الهی بدان معناست که مدیریت پیامبر(ص) مدیریتی کامل در همه ساحات اقتصادی، نظامی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی، دینی، دنیوی و مانند آنها است. بنابراین، کسی را نرسد که در هیچ ساحتی از ساحات، رفتاری بر خلاف رفتار آن حضرت پیش بگیرد[۱۸] ؛ بلکه هر چه در قول و فعل بیان می کند، می بایست مبنا قرار گیرد؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ؛ و آنچه را فرستاده او به شما داد آن را بگیرید؛ و از آنچه شما را باز داشت بازایستید.[۱۹]

در حقیقت از نظر قرآن، عصمت مطلق و نیز ولایت مطلق آن حضرت(ص) موجب می شود تا اطاعت از ایشان عین اطاعت از خدا[۲۰] و مخالفت با ایشان عین معصیت نسبت به خدا باشد.[۲۱] بر این اساس، امت  اسلام می بایست در سرمشق قراردادن پیامبر(ص) به عنوان سرمشق در همه چیز از جمله مدیریت تعاملات داخلی و خارجی یا دفاعی و حمایتی، کم نگذارد و به تمام معنا از وی اطاعت و تبعیت نماید.

به عنوان نمونه پیامبر(ص) دو نوع رفتار متفاوت را با امت اسلام و بیگانگان در پیش گرفته که می بایست سرمشق امت در تعاملات داخلی و خارجی باشد. خدا در قرآن می فرماید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ؛ محمد [ص] پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر و با همدیگر مهربانند.[۲۲] در حقیقت رابطه مبتنی بر شدت با دشمنان و رحمت با مومنان می بایست اصالت یابد.

به هر حال، مهندسی مدیریت مبتنی بر آموزه های وحیانی اسلام یک ضرورت برای همه امت اسلام به ویژه مدیران دولت ولایی در تراز جهانی است. از همین رو، ارتش انقلابی و جهادی در نظام سیاسی ولایی می بایست نه تنها عناصر اصلی آن را بشناسد، بلکه با به کارگیری آنها مدیرانی را پرورش دهد که در تراز جهانی تمدن اسلامی دولت اسلامی را یاری رسانند. البته از نظر امام خامنه ای مدظله العالی، حرکت جهادی، یعنی جدّی، شبانه‌روزی، پُرتلاش، پُرانگیزه.[۲۳] ایشان هم چنین می فرماید: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگی‌ناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان می فهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسه‌ی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوه‌ی دقیق عالمانه راه‌های صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.[۲۴]

بنابراین، عناصری از دین دست در مدیر انقلابی و جهادی لازم و ضروری است تا نظام ولایی در تراز جهانی دست به تولید تمدن نوین اسلامی بزند. این مهم در ارتش ولایی و انقلابی ازضرورت های غیر قابل انکار است؛ زیرا امنیت زمانی تامین می شود که چشمان بیدار مدیران هرگز در خواب نرود و به غفلت مبتلا نگردد.

مهم ترین صفات مدیران انقلابی ارتش

بر اساس آموزه های وحیانی اسلام مدیران همه ساحات نظامی و سیاسی و مانند آنها می بایست در تراز «مکارم اخلاقی» پرورش یابند؛ بنابراین، اگر بایسته است که مدیران در سطح عدالت مثلی و مقابلی باشد تا حداقل ها تامین گردد، ولی شایسته است که در نظام ولایی که در تراز جهانی دنبال تمدن اسلامی است، مدیرانی در سطح احسان عفوی و احسان اکرامی پرورش یابند؛ زیرا اگر در کلیت «قیام بالقسط» و اقامه عدالت قسطی در بشریت هدف عمومی بعثت پیامبران و انزال کتب آسمانی است[۲۵]، اما امت اسلامی که شاهد و سرمشق و گواه بشریت باشد، می بایست دارای مدیرانی باشد که عصاره وجودی و قوام هویتی و شخصیتی آنان اقامه قسط و عدالت قسطی حتی نسبت به دشمنان خود باشند؛ چنان که خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید قوامین به عدالت قسطی بوده و پیوسته به عدالت قیام کنید؛ شاهدان و گواهانی برای باشید. هر چند به زیان خودتان یا به زیان پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد، اگر یکى از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است. پس از پى هوس نروید که درنتیجه از حق عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید. قطعا خدا به آنچه انجام مى‏ دهید، آگاه است.[۲۶]

باید توجه داشت که واژه «قوامین» تاکید بر این دارد که قوام شخص و شخصیت «قسط» است؛ به طوری که ساختارشخصیتی او آن است که هر طوری شده «قسط» را اقامه کند حتی اگر علیه خودش یا خویشان باشد. این همان ویژگی یک مدیر اسلامی انقلابی و جهادی است؛ زیرا آن چه برای یک مدیر انقلابی اسلامی ضرورت دارد، اقامه فلسفه بعثت؛ یعنی عدالت قسطی است که همه پیامبران برای آن تلاش کردند.[۲۷]

تاکید خدا بر عنوان «شهداء لله» برای آن است که اگر کسی به این مدیران انقلابی نگاه کند، درمی یابد که اینان جز برای خدا کاری را انجام نمی دهند، و تمام وجود آنان به گونه ای است که گویی خدا در آنان تجلی و ظهور کرده است؛ از همین روست که قرآن، آنان را گواهان خدا معرفی می کند؛ یعنی وقتی انسان به آنان نگاه می کند، یقین می کند که اینان مردان خدایی هستند که می توان خدا را در افکار و اعمال آنان مشاهده کرد.

البته در جایی دیگر می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا قوامین باشید و شاهدان قسط؛ و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است. [۲۸]

در حقیقت از نظر قرآن، کسی که استخوان بندی وجودی و قوامیّت او به خدا باشد و شخصیت وجودی او را خدا شکل داده باشد، و خدایش ملکه وجودی اش باشد، چنین شخصی به طور فطری شاهدان و گواهان قسط خواهند بود و مجسمه قسط هستند و با همه وجودشان از قسط نمایندگی می کنند و هرگز حاضر نیستند تا سهم و حق کسی خورده و به او ظلم شود؛ بلکه برای احقاق حق و سهم دیگران تا پای جان تلاش می کنند و به جنگ «قاسطین» می روند.

به سخن دیگر، قوامین بالقسط و شهداء لله یا  شهداء لله و قوامین بالقسط یکی حقیقت است که از دو جهت مورد مشاهده قرار گرفته است؛ یک حقیقتی است که گاه از زوایه ای طوری دیده می شود و از زاویه ای دیگر طوری دیگر.

تاکید بر انقلابی بودن و انقلابی گری به عنوان یک شاخص اساسی در مدیریت اسلامی به معنای هرج و مرج و خروج از ساختارهای قانونی و نظم و انتظام شکنی نیست؛ بلکه چنان که مقام معظم رهبری مدظله العالی» بیان می کند: رفتار انقلابی به معنای رفتار غیرمدبّرانه نیست، به‌معنای رفتار عاقلانه و مدبّرانه‌ و مجاهدانه است؛ حرکت جهادی. اینکه ما به مدیران مرتّب توصیه می کنیم «مدیریّت جهادی»، این در مورد مجلس، رفتار جهادی است، سخن گفتن جهادی است، اقدام کردن مجاهدانه و جهادی است، انقلابیگری است.[۲۹]

معظم له در جایی دیگر می فرماید: انقلابی یعنی چه؟ بعضی خیال میکنند وقتی میگوییم انقلابی، یعنی بی‌نظم؛ نخیر، اتّفاقاً یکی از خطوط اصلی انقلابی‌گری، نظم است؛ منتها انقلابی، یعنی اینکه خودمان را سرگرم کارهای حاشیه‌ای و تشریفاتی و زرق‌وبرقی و مانند اینها نکنیم؛ کار انقلابی یعنی برای یک مجوّز [راه‌ها را کوتاه کنند]… کار انقلابی یعنی آن کسانی که ضوابط را تعیین میکنند، بیایند راه‌ها را کوتاه کنند؛ راه‌های میان‌بُر بگذارند جلوی پای مردم، جلوی پای کارآفرین، جلوی پای کسی که میخواهد خدمت بکند؛ کارهای لازم اینها است، [مسئولین] دامن همّت به کمر بزنند و واقعاً کار کنند.[۳۰]

هم چنین درباره مدیریت جهادی می فرماید: باید مدیریّت جهادی را بر دیوان‌سالاری‌های فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّه‌ی مجریّه، در قوّه‌‌‌ی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بی‌انضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شب‌وروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.[۳۱]

معظم له هم چنین می فرماید: جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام می گیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت می گیرد؛ این جهاد است.[۳۲]

به سخن دیگر، انجام کار برای رضای خداوند، جدیت، خستگی‌ناپذیری، برداشتن گام‌های بلند، عبور از چالش‌ها و موانع، شتاب همراه با تدبیر، داشتن بصیرت، عدم غفلت از دشمن و توجه به آرمان‌ها و راه درست از مؤلفه‌های مدیریت جهادی و مورد تأکید فرمانده معظم کل قواست  که می بایست در دستور کار همگان از جمله نهادهای دفاعی و نظامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران باشد.

در حقیقت مدیریت جهادی در نیروهای مسلح سبکی از مدیریت دفاعی دارای ماهیت نگرش همه‌جانبه به امور دفاعی است که با نگرش به تهدیدشناسی، اشراف اطلاعاتی و بصیرت با تکیه بر منابع و ظرفیت‌های بومی و سرمایه‌های انسانی (مومن، متعهد، متخصص، متفکر، منضبط، ولایتمدار، ایثارگر و شهادت طلب)، ابتکار عمل و خلاقیت و نوآوری مبتنی بر قاعده‌مندی علمی و قانون‌مدار، تصمیم‌های شجاعانه گرفته و از نظر اجرا نیز با برخورداری از روحیه جهادی بر پایه ارزش‌ها و اعتماد به نفس و توکل به خدا آن را دنبال می‌کند.[۳۳]

از نظر آموزه های وحیانی قرآن واسلام، مدیر می بایست شایسته جایگاه مدیریت باشد و اصل اهلیت یکی از مهم ترین ارکان در انتخاب مدیریت اسلامی است. از همین روست که مقام معظم رهبری در باره شایسته سالاری در انتخاب مدیران در نظام ولایی اسلامی می فرماید: «گزینش بایستی بر طبق معیارها و صلاحیت ها باشد نه بر طبق امیال و چیزهای شخصی. این در اسلام یک اصل است. در همه نظامات جمهوری اسلامی، در قوۀ مجریه، در قوۀ قضائیه، در نیروهای مسلّح، در نهادهای گوناگون، این اصل شایسته سالاری باید رعایت شود.»[۳۴]

بی شک یکی از مولفه های مهم در راستای پوشش دادن به نواقص و ضعف های تجهیزاتی و ساختاری سازمان ارتش جمهوری اسلامی در تراز تمدن جهانی اسلام، اعمال مدیریت جهادی ولایی و عنایت ویژه به نکات مطرح در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است که بر اساس آموزه های اسلامی از سوی مقام معظم رهبری(مدظله العالی)تبیین شده است. براین اساس مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام در شناسایی و بیان شاخص های مدیر انقلابی وجهادی یک ضرورت بایسته است.

به سخن دیگر، از جمله عوامل و ملاک های مهم در اداره نظام اسلامی است به اعتقاد فرماندهی معظم کل قوا، مدیریت و نیروی انسانی خوب است که معجزه می کند. لازمه تحقق مسئولیت، ساخت نیروی انسانی لایق، صالح، مدیر و چابک است. معظم له، در بیانیه گام دوم انقلاب؛ مهم ترین ظرفیت امیدبخش کشور را نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی بیان فرمودند و مدیران کارآمد و پرانگیزه و خردمند را حلاّل مشکلات کنونی کشور دانستند. بنابراین شناسایی این شاخص های می تواند در تولید و پرورش و به کارگیری نیروهای جهادی و انقلابی و مستعد برای تامین امنیت فراگیر کشور بلکه امت اسلامی و بلکه جهان مستضعفین در برابر مستکبرین بسیار سازنده باشد؛ چرا که هدف غایی در تامین امنیت فراگیر، ایجاد امنیت برای همه مظلومین و مستضعفین عالم در برابر ظالمان و مستکبران است که از وظایف اساسی نظام ولایی اسلامی و ارتش ولایی است که برای مقاتله به میدان جهاد می روند.[۳۵]

در آموزه های اسلامی اوصافی برای مدیران اسلامی بیان شده که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از :

  1. تخصص و تجربه: مدیریت، هنری است که علم نظری، مهارت عملی، تعهد و تخصص را با هم آمیخته است. از این رو در مدیریت به معنای اداره کردن افراد در راستای تحقق اهداف شخصی یا سازمانی، تنها علم یا مهارت به درد نمی‌خورد، بلکه مدیر باید افزون بر علم دارای تجربه و تخصص عملی در مهار افراد در راستای اهداف باشد. مدیر انقلابی می بایست دارای تجربه تخصصی در موضوع محوله باشد[۳۶]؛ یعنی شخص مدیر انقلابی و مناسب، کسی است که در هر علم مرتبط با مدیریت آن چیز دارای تخصص باشد؛ چنان که حضرت یوسف(ع) دارای تخصص اقتصادی به علم الهی بود.[۳۷] بنابراین، نمی‌توان مدیریت را به غیرمتخصص در آن علم الهی سپرد. کسی که مدیریت در ساحات نظامی گری را به عهده می‌گیرد، باید در آن امر متخصص باشد و بتواند بر اساس دانش نظامی، نیروهای تحت فرمان را برای اهداف مد نظر مدیریت کند؛ چنان که طالوت به عنوان یک فرمانده نظامی از چنین توانایی و تخصص مدیریتی به سبب تجربیات یا امور دیگر برخوردار بوده و از سوی پیامبر زمانش به رهبری نظامی و مدیریت در عالی ترین رده نظامی انتخاب می شود؛ چنان که مدیر در ساحت اقتصادی نیز می بایست در علم اقتصاد متخصص باشد.[۳۸]
  2. . استقامت: استقامت مدیر از مهم‌ترین اموری است که باید در مدیریت‌ انقلابی تحقق داشته باشد تا بتوان از مشکلات و بحران‌های نابهنگام به سلامت عبور کرد و به اهداف تعیین شده رسید. خدا می‌فرماید: و اگر مردم در راه درست، پایدارى ورزند قطعا آب گوارایى به آنان نوشانیم تا در این باره آنان را بیازماییم و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند وى را در قید عذابى روزافزون درآورد.[۳۹] البته از نظر قرآن، این استقامت ورزی باید به شکل جمعی اعمال شود و استقامت مدیر انقلابی و جهادی به تنهایی کفایت نمی‌کند. خدا در این آیات و نیز در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت بر عنصر استقامت جمعی تأکید دارد تا امکان قرار گرفتن تحت ولایت الهی و بهره‌مندی از عنایت خاص الهی فراهم آید. چنانکه خدا در آیات ۱۱ سوره رعد و ۵۳ سوره انفال هرگونه تغییر مثبت و منفی اجتماعی و اقتصادی در اجتماع را به تغییرات جمعی مردم گره زده است؛ همچنین در عبور از بحران‌ها به این مسئله نیز توجه داده شده است که باید استقامت جمعی تحقق یابد تا اهداف تعیین شده تحقق یابد. از همین رو خدا خطاب به پیامبر(ص) به‌عنوان مدیر و رهبر اجتماع می‌فرماید: پس همان‌گونه که دستور یافته‏‌اى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده نیز چنین کند؛ و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‏‌دهید بیناست.[۴۰] این بدان معناست که همکاری امت با امام در استقامت نقش اساسی و تعیین‌کننده در عبور از مشکلات و بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی دارد. از همین رو در ادامه این آیه خدا از همگی به ویژه در عرصه نظامی و دفاعی در قالب نهی «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا» می‌خواهد تا ظالمان را به‌عنوان ستون و رکن خویش قرار نداده و به آنان تکیه و اعتماد نکنند؛ بلکه به خدا تکیه کرده و برای این منظور از نماز به‌عنوان یکی از حسنات بهره گیرند تا این‌گونه سیئات و بدی‌ها از ایشان و جامعه دفع شود و امکان عبور از بحر آنها به دست آید؛ حال این بحران به سبب سنت ابتلاء باشد یا سنت کیفر.[۴۱] با نگاهی به این آیات معلوم می‌شود که تحلیل نادرستی موجب می‌شود تا انسان و اجتماع به‌جای استقامت، به دشمن گرایش یابد و به این نتیجه برسد که با تکیه و اعتماد بر دشمن می‌تواند از چالش‌ها و بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی عبور کند و مشکلات اقتصادی خویش را حل و فصل کند. از نظر قرآن تکیه و اعتماد به دشمن و قرار دادن آنها به‌عنوان رکنی از ارکان اقتصاد برای حل مشکلات اقتصادی، برخاسته از تحلیلی نادرست و باطل و گرایشی زیانبار است؛ از این رو، نگاه به بیرون از اجتماع مسلمانان و ارکان قرار دادن دیگران به جای امت، بدترین خطای راهبردی در عبور از بحران اقتصادی است. البته این تحلیل نادرست، در هر ساحتی از جمله ساحت نظامی نیز موجب شکست از دشمن و گرایش به آنان در تامین استقلال و امنیت خواهد بود، که استقامت و استقلال را از میان می برد و دشمن را امت مسلط می سازد. بنابراین، مدیر ارتش انقلابی و جهادی آن مدیری که اصل استقامت و عدم رکون به دشمن را در دستور کار خویش قرار دهد و جز به خدا به کسی دیگر توکل نکند. در آیات قرآنی واژگانی چون عزم در کار مورد تاکید است؛ زیرا مدیر فاقد عزم جدی در عمل نمی تواند صبر و استقامت کند و با ناشکیبایی و تعجیل در کارها آن را به شکست می کشاند.[۴۲]
  3. صبر: شکیبایی از دیگر ویژگی‌های مدیریت از جمله مدیریت دفاعی و نظامی است. خدا بارها در آیات قرآن از جمله آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ سوره بقره و آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سوره هود از صبر در مصیبت‌ها سخن به میان آورده و آن را عامل برونرفت از مشکلات دانسته است؛ زیرا این صبر تنها در سایه ایمان به مالکیت خدا و حکمت و مشیت الهی در هر مصیبت[۴۳] و توکل و اعتماد به او به دست می‌آید. البته در مسائل اجتماعی از جمله مسائل دفاعی که امری جمعی و اجتماعی است، هرگز نمی‌توان به صبر و شکیبایی مدیر و پیشوای جامعه بسنده کرد، بلکه هرگونه تغییر مثبت و منفی از جمله عبور از بحران‌ها در سایه وحدت، همدلی، همراهی و تعاون امت و امام امکان‌پذیر است.[۴۴] بنابراین مدیر انقلابی در ارتش زمانی می تواند موفق باشد که نیروهای نظامی از صبر و شکیبایی برخوردار بوده و آستانه تحمل آنان با بهره گیری از تعلیمات اعتقادی و عملیاتی تقویت و تثیبت شده باشد؛ چنان که خدا در آیه ۲۹ سوره فتح یارانی که در عرصه نظامی به پیامبر(ص) یاری می رسانند دارای صفاتی خاص می کند که از جمله آنها تحکیم و استواری و استقامت آنان به سبب اعمال خاص عبادی و ابتلائات و آزمایش های گوناگون است؛ زیرا تجربیاتی که در ابتلائات به دست می آید موجب رشد جمعی و افزایش صبر و تقویت استقامت امت و نیروهای تحت فرمان می شود.[۴۵] امام خامنه ای نیز بر «در نظر گرفتن کارآمدی، تدین، انقلابی بودن، پرکاری و جهادی عمل کردن در انتخاب همکاران و مدیران زیرمجموعه»[۴۶] تاکید دارد؛ زیرا بدون مجموعه ای یک دست با شاخص های پیش گفته نمی توان حرکت های بزرگ اجتماعی ، سیاسی یا نظامی را پیش برد و به سرانجام رساند. اصولا از نظر مقام معظم رهبری، حضور مردم در هر کاری موفقیت ساز است: «هر جایى‌که مسئولین کشور توانایى‌هاى مردم را شناختند و به‌کار گرفتند، ما موفق شدیم. هر جایى‌که ناکامى هست، به‌خاطر این است که ما نتوانستیم حضور مردم را در آن عرصه تأمین کنیم. ما مسائل حل‌نشده کم نداریم. در همه‌ى مسائل گوناگون کشور، مسئولین باید بتوانند با مهارت، با دقت و ابتکار راه‌هایى را براى حضور مردم پیدا کنند… اینجاست که مسئولین باید زمینه‌ها را، مدل‌ها را، فرمول‌هاى عملى و قابل فهم عموم را، فرمول‌هاى اعتمادبخش را براى مشارکت مردم فراهم کنند.»[۴۷]
  4. تعهد: از مهم‌ترین ویژگی‌ها و صفات مدیر انقلابی در ارتش در تراز تمدن اسلامی، تعهد است. از نظر قرآن کسانی قابل اعتماد هستند که از تعهد برخوردار باشند. این تعهد از سوی خردمندان امضا و عملی می‌شود و در این میان چون اهل ایمان، خردمند هستند و از سفاهت و بی‌مغزی کفر به دور، قابل اعتماد‌تر از دیگران هستند. به کافران به سبب عدم پایبندی‌شان به تعهدات و پیمان‌ها نمی‌توان اطمینان کرد. حتی بسیاری از اهل کتاب به سبب نگرش و بینش نادرست از غیراهل کتاب و برتری و فضیلت خویش بر آنان، حاضر نیستند تا به تعهدات خویش عمل کنند؛ از این رو بیشتر آنان نیز قابل اعتماد نیستند.[۴۸] به هر حال، در انتخاب مدیر باید این مسئولیت را به کسانی سپرد که اهل ایمان واقعی باشند و از آزمون‌های سخت به سلامت بیرون آمده باشند.[۴۹] وقتی انسان حاضر نیست مال کودک و سفیه و مجنون را به دست آنان سپارد؛ زیرا می‌داند که آن را تباه می‌کنید[۵۰] به‌طور فطری مدیریت اقتصادی اجتماع را به کسانی نمی‌سپارد که از آزمون اقتصادی سربلند بیرون نیامده یا از سفاهت برخوردارند یا به تعهدات خویش نمی‌توانند عمل کنند. دختران حضرت شعیب(ع) با استفاده از تجربه آب‌دهی و قدرت سقایت حضرت موسی(ع) درخواست می‌کنند تا مدیریت گله گوسفندان به او سپرده شود؛ زیرا ایشان را متعهد کاردیده بودند.[۵۱] در مدیریت نظامی نیز کسانی به عنوان مدیر انتخاب شده اند که از علم نظامی برخوردار بوده و تجربیاتی داشته و از آزمون های سخت سر بلند بیرون آمده اند؛ چنان که داود(ع) به فرماندهی و حکومت مطلق زمانی می رسد[۵۲] که تعهد و تخصص را با هم جمع کرده است؛ هم چنین طالوت نیز این گونه است.[۵۳]
  5. امانت: امین بودن و امانتداری از دیگر صفات مدیران انقلابی و جهادی و هم چنین از مهم ترین عوامل موفقیت در مدیریت است؛ زیرا نمی‌توان جان و مال و عرض و ناموس مردم را به کسی سپرد که اهل خیانت در امانت است.[۵۴] از نظر قرآن، مدیریت به‌عنوان یک امانت الهی باید در دست کسانی قرار گیرد که شایسته این منصب و مقام هستند. [۵۵] بنابراین، نمی توان کسانی را بر جایگاه مدیریت نشاند که ایمن نیستند و نمی توان امانت الهی را به آنان سپرد.
  6. قدرت علمی‌ و عملی: قوت و قدرت انجام و یا ‌ترک مقتدرانه هر کاری از دیگر صفات مدیر است؛ زیرا چنانکه گفته شد، مدیریت هنر است که با علم و عمل یعنی علم همراه با مهارت به دست می‌آید. بنابراین، شخص باید از این لحاظ توانا و دانا باشد. توانایی و دانایی به مدیر این امکان را می‌دهد تا درست و محکم تصمیم بگیرد و به تصمیمات خویش با تکیه بر همراهی مردم اقدام کند.[۵۶] البته در همه این موارد نقش امت و همکاری با امام و مدیریت لازم و ضروری است. از این رو خدا در آیه ۲ سوره مائده بر تعاون و همکاری اجتماع برای تحقق اهداف الهی در سایه نیکی و تقوا تأکید بسیار دارد. عبور از بحران‌های نظامی و اقتصادی نیز نیازمند قوت و قدرت علمی ‌است که از سوی اجتماع و امت به مدیریت بحران انتقال می‌یابد و او می‌تواند با این تعاون و همکاری امت از بحران‌ها عبور کند و موفقیت را برای امت تامین کند. در ساحت نظامی افزون بر توان مدیر انقلابی و جهادی در ساحت علم و عمل، لازم است تا امت و دیگر نیروها و فرماندهان با هماهنگی تمام عمل کنند.[۵۷] بنابراین، نمی توان مدیریت جهادی را زمانی برقرار کرد که مدیر در اتاق بسته و به دور از میادین عمل باشد؛ بلکه همانند سپهبد شهید سلیمانی و دیگر فرماندهان عالی دفاع مقدس هم چون شهید صیاد شیرازی می بایست فرمانده در میدان عمل پیشتاز باشد و به نیروها بگوید «بیایید» نه «بروید». از همین روست که مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای «مدظله العالی» می فرماید: به نظر می رسد که می توانیم در زمینه‌ی اصلاح ساختارها در این برهه کار کنیم. یک مقداری احتیاج دارد به مدیریّت شجاعانه؛ یک مقدار مسئولین دولتی با شجاعت در این قضیّه وارد بشوند؛ ملاحظه‌ی غیر وظیفه و غیر قانون و غیر مصلحت کشور را نکنند. من اینجا یادداشت کرده‌ام «مدیریّت شجاعانه، امیدوارانه، جهادی، با اِشراف میدانی بر مشکلات -خیلی از مشکلات را در اتاق اداره و مدیریّت و پشت میز نمی شود فهمید، باید رفت در صحنه، در عرصه، تا مشکلات را بتوان لمس کرد- عدم انفعال در برابر دشمن، شرطی نکردن اقتصاد کشور به تصمیم این و آن»؛ یکی از مسائل مهم این است.[۵۸]
  7. تمکن: داشتن امکانات و چگونگی استفاده از آنها از دیگر ویژگی‌های مدیر است. اینکه مدیر بتواند از امکانات به درستی استفاده کند، نیازمند شناخت وی از امکانات و میزان بهره‌برداری از اسباب و ظرفیت هر چیزی است. از نظر قرآن، ذوالقرنین با داشتن امکانات و تمکن کامل و توان نظامی و داشتن اسباب مناسب توانست بر غرب و شرق عالم آن زمان حاکم شود و نوعی تمدن فراگیر اسلامی را در آن زمان ایجاد کند.[۵۹] هم چنین قرآن گزارش می کند که حضرت سلیمان نبی و داود نبی به عنوان حاکمان اسلامی و مدیران زمانه خویش دارای همه امکانات بودند تا جایی که لشکری از انسان و غیر انسان در اختیار داشتند که کارهایش را انجام می دادند و بستری برای گسترش دامنه نفوذ و سلطه دولت مرکزی آن زمان فراهم کرده بودند تا جایی که به آسانی نه تنها ارتباط مرکز با محور و پیرامون را حفظ کرده بود، بلکه به اقتدار و صلابت نظام اسلامی به اشکال گوناگون کمک کرد. دولت اسلامی در آن زمان در اوج اقتدار و قدرت بود؛ زیرا از همه اسباب برای تحقق اهداف الهی اسلام بهره برده شده است.[۶۰]
  8. مشورت: مدیر باید اهل مشورت باشد و از استبداد در رای خودداری کند؛ چنان که پیامبر(ص) حتی در امور سیاسی و نظامی و اجتماعی که امور مهم امت اسلام و دولت اسلامی بود، مشورت می گرفت.[۶۱] مقام معظم رهبری نیز می فرماید: خیلی از مسائل در این جلسات مشترک حل میشود: جلسات دولت و مجلس، جلسات قوّه‌ی قضائیّه و دولت، جلسات قوّه‌ی قضائیّه و مجلس؛ این دیدارها، این تبادل نظرها، این استفاده‌ی از نظرات یکدیگر، موجب هم‌افزایی است.[۶۲]
  9. ایمان و توکل بر خدا: مدیریت در کارها باید پس از کسب علم اطمینانی از طرق مختلف از جمله مشورت، در هنگام عزم بر عمل، توکل بر خدا داشته باشد و بداند کارها زمانی پیش می‌رود که مشیت و حکمت الهی اقتضا می‌کند. بنابراین، توکل بر خدا از صفات مدیران است؛ و اجتماع ایمانی نیز هنگام هر عملی باید این‌گونه تنها بر خدا توکل داشته و عزم خود را با توکل پیوند بزند.[۶۳]
  10. قاطعیت و شجاعت: مشورت با دیگران به معنای عدم قاطعیت نیست. از این رو خدا بر لزوم قاطعیّت و شجاعت در مقام عمل مدیر، در تصمیم‌گیرى و اداره امور، پس از مشورت با صاحب‌نظران تأکید دارد.[۶۴] امام خامنه ای مدظله العالی نیز می فرماید: امروز میهن عزیزمان، تشنه‌ی خدمت و آماده‌ی حرکت جهشی در همه‌ی عرصه‌ها، و نیازمند مدیریّتی باکفایت و جهادی و دانا و شجاع است که بتواند توانمندی‌های آشکار و نهفته‌ی ملّت، بویژه جوانان را که بسیار فراتر از مشکلات است، بسیج کرده و به میدان کار و تلاش سازنده آورَد؛ موانع را از سر راه تولید بردارد.[۶۵]
  11. خودباوری و خود اتکایی: مدیر همان طوری که می بایست اهل مشورت باشد، می بایست خودباور نیز باشد، و به این امر توجه داشته باشد که در سایه ایمان و توکل می تواند کارهایی را که حالت معمولی و عادی دست یافتنی نیست، قابل دست یافتنی بر اهل ایمان است؛ زیرا امت اسلامی تحت ولایت الهی قرارداشته و خدا به آنان نصرت و یاری می رساند و امت اسلام در سایه این ولایت الهی ازامدادهای غیبی برخوردار است. بنابراین، اصل را بر توانستن می گذارد می براین باور است که در سایه ولایت الهی و اسباب و نصرت خداوندی «ما می توانیم» از هر مشکلی عبور کرده و پاسخ مناسبی را برای نیازهای امت داشته باشیم.[۶۶] امام خامنه ای «مدظله العالی» در بیانیه گام دوم انقلاب می فرماید که مدیریت جهادی و اعتقاد به اصل ما می توانیم، عامل عزت و پیشرفت است.[۶۷] معظم له هم چنین می فرماید: عامل مهمّ مدیریّت جهادى عبارت است از خودباورى و اعتماد به نفس و اعتماد به کمک الهى.[۶۸] ایشان هم چنین فرمودند: «امام راحل و عظیم الشأن ما همّتش این بود که به ملّت بگوید: ای ملت ایران! ای جوان ایرانی! ای مهندس و ای مدیر ایرانی! تو بدون اینکه به بیگانه تکیه کنی خودت می توانی. امام می خواست روحیه توانستن را در ما زنده کند.»[۶۹]

منابع:

  1. قران کریم.
  2. بیانات مقام معظم رهبری
  3. بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
  4. فرهنگ فارسی، معین،
  5. فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، انتشارات کیهان.
  6. مدیریت اسلامی، محمدحسن نبوی.

[۱] . فرهنگ فارسی، معین، ج۳، ص۳۹۷۳.

[۲] . فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، انتشارات کیهان، ص۷۶۶.

[۳] . مدیریت اسلامی، محمدحسن نبوی، ص۳۲، به نقل از سازمان و مدیریت، ص۶۱.

[۴] . همان، ص۶۱ به نقل از تئوری های مدیریت، ص ۴۳.

[۵] . مائده، آیات ۵۵ و ۵۶.

[۶] . اعراف، آیه ۱۴۲.

[۷] . آل عمران، آیات ۲۸ و ۱۴۹ و ۱۵۰.

[۸] . نمل، آیات ۱۷ تا ۲۱.

[۹] . بقره، آیه ۳۰.

[۱۰] . بقره، آیات ۲۰۱.

[۱۱] . بقره، آیه ۴۳.

[۱۲] . قلم، آیه ۴.

[۱۳] . محاسن اخلاقی همانند عفو و گذشت از خطا ، مرتبه دوم از سه گانه تعامل اجتماعی از نظر قرآن است. این سه گانه شامل: عدالت مثلی و مقابلی که در آیه ۱۹۴ سوره بقره یا ۵۵ سوره الرحمن بیان شده، احسان عفوی که در آیه ۲۳۷ سوره بقره بیان شده و احسان اکرامی یا همان ایثار که در آیه ۹ سوره حشر بیان شده است.

[۱۴] .  إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ من جز برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته نشده ام. نگاه کنید: بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۳۲۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق.

[۱۵] . احزاب، آیه ۲۱.

[۱۶] . ذاریات، آیه ۵۶.

[۱۷] . بقره، آیات ۳۰ و ۴۳

[۱۸] . احزاب، آیه ۳۶.

[۱۹] . حشر، آیه ۷.

[۲۰] . انفال، آیات ۱ و ۴۸.

[۲۱] . مجادله، آیات ۸ و ۹.

[۲۲] . فتح، آیه ۲۹.

[۲۳] . بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه؛ مورخ ۰۷/ ۰۴/۱۴۰۰.

[۲۴] . بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی؛ مورخ ۰۱/۰۱/۱۳۹۸.

[۲۵] . حدید، آیه ۲۵.

[۲۶] . نساء، آیه ۱۳۵.

[۲۷] . حدید، آیه ۲۵.

[۲۸] . مائده، آیه ۸.

[۲۹] . بیانات در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی؛ مورخ ۳۰/ ۰۳/ ۱۳۹۷.

[۳۰] . بیانات در دیدار کارگران؛ مورخ ۱۰/۰۲/۱۳۹۶.

[۳۱] . بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی؛ مورخ ۲۹/۱۱/ ۱۳۹۶.

[۳۲] . بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها؛ مورخ ۱۱/۰۴/۱۳۹۳.

[۳۳] . بیانات امیر دریادار «حبیب الله سیاری» معاون هماهنگ کننده ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ مورخ ۲۹ آذر ۱۳۹۶.

[۳۴] . بیانات مقام معظم رهبری؛ ۱۳۹۰/۰۷/۲۴.

[۳۵] . نساء، آیه ۷۵.

[۳۶] . یوسف، آیه ۵۵.

[۳۷] . همان.

[۳۸] . بقره، آیات ۲۴۷ و ۲۴۹.

[۳۹] . جن، آیات ۱۶ و ۱۷.

[۴۰] . هود، آیه ۱۱۲.

[۴۱] . هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴.

[۴۲] . احقاف، آیه ۳۵.

[۴۳] . حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.

[۴۴] . رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ هود، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵.

[۴۵] . حجرات، آیه ۷؛ بقره، آیه ۱۲۴.

[۴۶] . دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت با رهبر انقلاب؛ مورخ ۰۴/۰۶/ ۱۳۹۶.

[۴۷] . بیانات مقام معظم رهبری ؛ مورخ ۲۰/۷/۱۳۹۰

[۴۸] . آل‌عمران، آیه ۷۵.

[۴۹] . بقره، آیه ۱۲۴

[۵۰] . نساء، آیات ۵ و ۶.

[۵۱] . قصص، آیات ۲۳ تا ۲۷

[۵۲] . بقره، آیه ۲۵۱

[۵۳] . بقره، آیات ۲۴۷ تا ۲۵۰.

[۵۴] . قصص، آیه ۲۶؛ آل عمران، آیه ۱۶۱؛ شعراء، آیات ۱۶۲ و ۱۷۸.

[۵۵] . نساء، آیه ۵۸.

[۵۶] . قصص، آیه ۲۶؛ یوسف، آیه ۵۵.

[۵۷] . بقره، آیات ۲۴۷ تا ۲۵۱.

[۵۸] . بیانات در دیدار مسئولان نظام؛ مورخ ۲۴/ ۰۲/ ۱۳۹۸.

[۵۹] . کهف، آیات ۸۲ تا ۹۶.

[۶۰] . نمل، آیات ۱۵ تا ۴۴؛ انبیاء، آیات ۷۸ تا ۸۲؛ سباء، آیات ۱۰ تا ۱۴.

[۶۱] . آل‌عمران، آیه ۱۵۹.

[۶۲] . بیانات در دیدار مسئولان نظام؛ مورخ ۱۶/۰۴/۱۳۹۳.

[۶۳] . آل‌عمران، آیه ۱۵۹.

[۶۴] . همان.

[۶۵] . بیانات در مراسم تنفیذ حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، ۱۲/۰۵/ ۱۴۰۰.

[۶۶] . آل عمران، آیات ۱۲۵ و ۱۵۴؛ انفال، آیات ۱۱ و ۱۲.

[۶۷] . بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، امام خامنه ای.

[۶۸] . بیانات در دیدار کارگران در گروه صنعتى مپنا، مورخ ۱۰/۰۲/۱۳۹۳.

[۶۹] . بیانات مقام معظم رهبری ، مورخ ۱۳۷۳/۰۲/۱۳