مددکاری اجتماعی از منظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

یک ضرب المثل چینی می گوید: «اگر می خواهید کسی را یک روز سیر کنید به او ماهی بدهید؛ اما اگر قرار است برای همیشه سیر باشد، به او ماهیگیری یاد بدهید.» در این ضرب المثل می توان حقیقت مددکاری در دو طرح کوتاه و بلندمدت به دست آورد؛ زیرا مددجو در زمان بحران نمی تواند ماهیگری یاد بگیرد، بلکه باید کمک مقطعی شود و آمادگی برای آموزش و پروش برای اجرای طرح بلند فراهم آید.

در آموزه های وحیانی، به هدف دست یابی هر کسی به جایگاه بایسته و شایسته خلافت انسانی، تعلیم و تزکیه در دستور کار پیامبران و پیروان شرایع اسلامی قرار گرفته است و بسیاری از آموزه های دستوری قرآن با نگاهی به ابعاد اجتماعی در راستای آموزش و پرورش دیگران برای شناخت استعدادها و قرار گرفتن به عنوان مظهر همه اسمای الهی است که اگر چنین اتفاقی بیافتد می تواند در جهان «کن فیکون» کند و تصرفاتی در همه عالم تکوین در راستای اهداف آفرینش داشته باشد، به طوری که نه تنها نیازمند امداد مددکاری نخواهد بود، بلکه به امداد مددجویان دیگر می رود. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با تبیین مفهوم قرآنی امداد و مددکاری، ابعاد گوناگون آن را از منظر قرآن تحلیل و تبیین کرده و توصیه های قرآنی را در این زمینه ارایه دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فقر هویتی انسان و نیاز دایمی به امداد الهی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برای تبیین هر چیزی به ویژه درباره انسان، ضروری است تا مبانی هستی شناختی، مبانی انسان شناختی و مبانی معرفت شناختی آن چیز تبیین شود تا معلوم شود که آن موضوع و مساله انسانی، در ارتباط با هستی از جمله خدا و عالم غیب چه جایگاهی دارد؟ داده های عقلی و نقلی درباره ویژگی های انسان چیست؟ بنابراین، درباره تجرد روح و ارتباط نفس با تجرد روح، اراده واختیار، خلافت الهی انسان، کرامت ذاتی و اکتسابی انسان، مظهریت الهی انسان، مظهریت در ربوبیت، هدف و کمال نهایی انسان، جایگاه دنیا در مظهریت انسان و مانند آن ها تبیین دقیق و متقنی انجام شود؟ البته باید پیش از این دانست که آیا چنین امکان معرفتی برای انسان فراهم است؛ نقش عقل و نقل در کسب چنین معرفت و شناختی تا چه اندازه است؟ روش های تجربی تا چه اندازه می تواند به کشف حقیقت کمک کند؟ هم چنین می بایست مباحث و مسایل دیگری که در این حوزه مطرح می شود، به شکل دقیق و منطقی و متقن تبیین شود تا پاسخ ها به مسایل و ارایه توصیه ها و راهکارها مفید و سازنده باشد.

قرآن بر اساس این روش، هماره هر موضوعی را با چنین پیشینه ای مورد بحث قرار می دهد و مسایل آن را واکاوی کرده و توصیه هایی را در قالب آموزه های دستوری ارایه می دهد؛ زیرا احکام اسلامی، بر بنیاد مصالح و مفاسد است و این گونه نیست که چیزی بدون توجه و اهتمام به مصالح یا مفاسد، حلال یا حرام یا مباح شود و در قالب یکی از احکام خمسه و پنجگانه قرار گیرد.

بر همین اساس، وقتی قرآن به موضوع امداد و مددکاری و مددجویی می پردازد، به همه مباحث هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی توجه می دهد.

از مهم ترین امری که انسان می بایست در همه حوزه های تحلیل و تبیین مسایل و موضوعات انسانی به آن توجه کند، فقر هویتی انسان به نیاز به خدای غنی حمید است(فاطر، آیه ۱۵)؛ زیرا بدون درک این مفهوم نمی تواند به درستی و راستی جایگاه و موقعیت خویش را به عنوان انسان در هستی تحلیل کند و بر اساس توانایی و ضعف خویش برنامه ریزی دقیقی داشته باشد. از نظر قرآن، انسان در هویت ذاتی خویش فقیر است و هماره لازم است همانند لامپ برق از منبع انرژی بهره برد تا خاموش نشود و روشنایی داشته باشد که خود و دیگران از آن بهره مند شوند. از نظر قرآن، این منبع انرژی که به انسان وجود و بقا می دهد، خدای غنی حمید است که غنای او ازلی و ابدی است.(همان)

این بدان معناست که انسان هماره می بایست از امداد الهی بهره مند باشد تا وجود و بقا داشته باشد؛ درک این نکته می تواند به هر انسانی این معنا را بفهماند که نه تنها دیگران نیاز به امداد و مددکاری دارند، بلکه خود نیز به عنوان یک انسان هماره نیاز به امداد و مددکاری دارد.

تحول از مددجویی به مددکاری

چنان که گفته شد، انسان موجودی است که هماره نیازمند به امداد است و مددجویی به گونه ای نیاز همه انسان است؛ با این همه میان انسان ها تفاوت هایی است که برخی را در مرتبه مددکار و برخی را در سطح مددجو نگه می دارد؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر انسانی این توانایی را دارا است تا خود را مظهر همه اسماء و صفات الهی قرار دهد و بتواند به عنوان خلیفه الله در کائنات تصرف کرده و در مقام مظهر ربوبیت به پرورش و تصرف در جهان بپردازند.

از نظر قرآن، هر انسانی به میزان که صفات و اسمای الهی را در خود ظهور بخشد، به همان میزان از قدرت برخوردار بوده و از مددجویی به مددکاری می رسد؛ پس هر انسانی در ذات خویش از این استعداد برخوردار است که از مددجویی به مددکاری برسد و به یک معنا از فقر به استغنایی برسد که به سبب مظهریت در صفت و اسم «غنی حمید» به دست می آید.

راه دست یابی به این توانایی و مظهریت، عبودیت در چارچوب شرایع اسلام است است که انسان را به تقوایی الهی می رساند(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱) به طوری که انسان هم رنگ خدا و متاله شده(بقره، آیه ۱۳۸) و به عنوان «ربیون»(آل عمران، آیه ۱۴۶) یا «ربانیون»(آل عمران، آیه ۷۹) به تصرف در کائنات به عنوان خلیفه الهی می پردازد و به امدادکاری نسبت به کائنات می پردازد تا هر موجودی به مقام بایسته و شایسته خویش برسد هر چند که آن موجود از جنیان بلکه حتی فرشتگان باشد.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)

مفهوم و اقسام مددکاری اجتماعی

واژه «مدد» مضاعف به معنای کشیدن ، پهن کردن، گستراندن، نیرومند کردن و مانند آن ها است. یکی از صفات نیک خدا، «ماد» است؛ این صفت فعل الهى از « مدّ، یمدّ، مدّا » به معناى کشیدن و گسترانیدن است و در مورد کشیدن و گسترانیدن سایه یک بار در قرآن به‌کار رفته است.(فرقان، آیه ۴۵؛ اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ۲، ص ۱۳۱۰ – ۱۳۱۱. این صفت الهى به همین صورت در ادعیه نیز آمده است .( المقام الاسنى، ص ۹۵)

اما واژه «امداد» از باب ثلاثی مزید افعال، به معنای دستگیری، یاری، مساعدت و کمک کردن است. مصطفوی می نویسد که امداد از واژه ثلاثی مجرد «مدد» به معنای انبساط و امتداد به کار رفته است.(التحقیق، حسن مصطفوی، ج ۱۱ ، ص ۵۲) مدت نیز که برای زمان مستمر به کار می‌رود از همین باب است.(مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ص ۷۶۳) این واژه بر زیاد شدن هم دلالت دارد ، چنان که زمان مد آب رودخانه و دریا ، بر آب آن افزوده می‌شود.(لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۳ص ۵۰)

امداد به معنای یاری کردن دیگری است و بیشتر در امور پسندیده و دوست داشتنی به کار می‌رود؛ بر خلاف مد که در امور ناپسند استعمال و به کار رفته است.(مفردات الفاظ قرآن، کریم، راغب اصفهانی، ص ۷۶۳) به نظر می‌رسد که امداد تنها در امور مادی به کار نمی رود و کاربرد آن در امور معنوی نیز بسیار است.(التحقیق، مصطفوی، ج ۱۱ ص ۵۲ ؛ مقاییس اللغه، ج ۴ ، ص ۴۰۳) از جمله کاربردهای آن، امدادهای غیبی معنوی خداوند است. امداد‌های غیبی کمک‌ها و یاری رساندن پنهانی است، مانند امدادهایی خداوند در جنگ‌های صدر اسلام به پیامبر (ص) و مومنان می‌رساند و آنان به توفیق و امداد الهی بر دشمنان پیروز می‌شدند. قرآن در ۴۰ آیه به مباحث پیرامون امداد غیبی به مومنان و پیامبر (ص) اشاره کرده است.(جهاد در قرآن سید حسین طاهری خرم آبادی چاپ اول تهران ، وزارت ارشاد ، ص ۱۲۹)

البته این غیر از امدادهای خداوند است که به شکل هدایت بخشی، حکمت افکنی، توفیق یابی و حفظ و نگهداری از گناه و مانند آن صورت گرفته و در آیات دیگری مطرح شده است. ناگفته نماند که ترکیب امداد غیبی در قرآن نیامده است و این واژه ترکیبی از آیات متعدد قرآن اتخاذ شده است، آیاتی که به فرستاده شدن سپاه نامرئی فرشتگان (آل عمران؛ آیات ۱۲۴ و ۱۲۵) و ایجاد آرامش در دل‌های مومنان (توبه، آیه ۲۶) اشاره دارد، از جمله آیاتی است که به سبب آن این واژه و اصطلاح پدید آمده است.

اما آن چه محل بحث در این مقاله است، امداد و مدد انسان به انسان نیازمند دیگری است که می تواند آن نیز به دو قسم امدادهای مادی یا معنوی باشد.

از نظر قرآن، هر کسی باید در مسایل اجتماعی حضور فعال داشته باشند؛ زیرا تنها راه رهایی انسان از خسران طبیعی(عصر، آیه ۱) در زندگی دنیا و رهایی از «اسفل السافلین» و بازگشت به «احسن تقویم»(تین، آیات ۴ و ۵) این است که نه تنها ایمان آورده و عمل صالح داشته باشد(تین، آیه ۶؛ عصر، آیه ۲)، بلکه به نقش و وظیفه اجتماعی خود عمل کند و در مقام امر به معروف و نهی از منکر، دیگران را سفارش و توصیه به حق و صبر نماید.(عصر، آیه ۳)

بنابراین، مشارکت در زندگی اجتماعی یک وظیفه برای رهایی از خسران و هم چنین ظهور اسما و صفات الهی در انسان است؛ و گرنه انسان در مرتبه «کالانعام بل هم اضل یعنی مرتبه چارپایان و نبات و جماد»(اعراف، آیه ۱۷۹) باقی می ماند و نمی تواند استعدادها و توانایی ذاتی خویش را شکوفا کند؛ زیرا با اجرای چهار عمل اصلی ایمان و عمل صالح و توصیه دیگران به حق و صبر است که انسان می تواند به مقامی برسد که «ممنون» یعنی مقطوع از دیگران باشد و به یک غنا و بی نیاز با اتصال به منبع انرژی یعنی خدا دست یابد.(تین، آیه ۷)

از نظر قرآن، وظیفه هر مسلمانی این است که در نقش اجتماعی به تعاون در کارهای گسترده نیکوکاری و تقوای الهی قیام کند و از هر گونه گناه و تجاوزگری به حقوق دیگران دست بردارد.(مائده، آیه ۲)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، در هر اجتماعی که بر اساس نظام اجتماعی – سیاسی ولایی شکل گرفته ، گروهی موظف هستند تا در قالب نظام مند به کارهایی بپردازند که شامل گردآوری زکات(توبه، آیه ۶۰)، امر به معروف و نهی از منکر(آل عمران، آیه ۱۱۰) و امور دیگر به کار گیرد. این گونه است که مددکاری به عنوان یک شغل اجتماعی سازمان یافته مطرح می شود.

به سخن دیگر، مددکاری به معنای یک شغل از مشاغل در نظام سیاسی اجتماعی ولایی مطرح می شود و کسانی موظف هستند تا به شکل منظم و سازمان یافته به شناسایی مددجویان اقدام و آنان را با توجه به مشکلات عام وخاص مددرسانی کنند. این گونه است که مددکاری حرفه ای و سازمانی در اجتماع شکل می گیرد.

البته مددکاری حرفه دارای اقسام و انواع چندی است؛ زیرا مددکاری حرفه‌ای، مبتنی بر علم، هنر، مهارت و هدف تعریف می‌شود که در آن مددکار کمک می‌کند که مددجو (فرد یا گروه یا جامعه) مشکل خود را شناخته و به توانایی‌های خود پی ببرد و با استفاده از منابع و امکانات موجود در جهت حل مشکل خود بر آید.

در واقع مددکاری اجتماعی عبارت از مجموعه‌ای متشکل از تدابیر، روانشناسی مشاوره و فعالیت‌های حرفه‌ای است که در قالب نهادها، سازمانها و موسسات رفاهی توانبخشی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی عرضه می‌شود تا با ایجاد تغییر و دگرگونی مناسب در شرایط مادی و معنوی افراد و قشرها جامعه زمینه بهزیستی رشد و تعالی آن‌ها را فراهم آورد.

پس مددکاری اجتماعی، حرفه ای است که با وام گرفتن علوم انسانی و اجتماعی از قبیل: جامعه شناسی، روانشناسی، علوم سیاسی، بهداشت عمومی، حقوق و اقتصاد، برای تعامل با نظام مراجع، انجام ارزیابی ها، مداخلات برای حل مشکل کاربرد دارد همچنین اطلاعات جامع درباره انسان به دست می آورد و با استفاده از آن اطلاعات به جنبه های مختلف انسان توجه می کند.

مددکاری اجتماعی، حرفه ای است که هدف آن، بهبود وضعیت کلی جامعه به ویژه کمک به اقشار آسیب دیده است. ویژگی متمایز مددکاری اجتماعی این است که همزمان به فرد و محیط و همچنین به عدالت اجتماعی توجه و تمرکز می کند. به عبارت دیگر، مددکاران اجتماعی علاوه بر بررسی عوامل درونی و روانی فرد به عوامل بیرونی او نیز توجه دارند.

بیش ترین حیطه کاری مددکار اجتماعی، مشاوره دادن و حمایت از افراد در معرض خطر، خانواده ها و افراد حاشیه نشین جامعه است. همچنین او مسئول کمک کردن به افراد برای دریافت خدمات مورد نیاز مناسب جهت داشتن زندگی بهتر و رفاه بیشتر است. انجام مشاوره های تخصصی در زمینه مسائل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و تحصیلی، انجام مداخله های موثر در بحران های خانوادگی، فردی، اجتماعی، انجام پژوهش های اجتماعی در زمینه های مداخلات اجتماعی در بخش های آسیب اجتماعی، روان سنجی یا روان درمانی، در راستای فعالیت های مبنی بر باز توانی یا باز پروری افرادی که به نحوی دچار آسیب های اجتماعی شده اند، از جمله این وظایف مددکار اجتماعی است.

افرادی که در دوره تخصصی و کارشناسی مددکاری را بگذرانند، قادر خواهند بود با بهره‌گیری از فعالیت‌های حرفه‌ای- تخصصی در سه زمینه زیر خدمات خود را به جامعه عرضه نمایند.

  1. مددکاری فردی: ارائه خدمات حرفه‌ای به افراد و خانواده‌ها تا روابط اجتماعی سالمتر و مؤثرتری را دارا شده و قادر شوند با بهره‌گیری از استعدادها توانمندیها، امکانات درونی و بیرونی خود و جامعه به حداکثر رشد مادی و تعالی معنوی و رضامندی حاصل از آن دست یافته و به صورت مستقل و خودکفا و با کارایی بیشتر به زندگی خویش ادامه دهند.
  2. مددکاری جامعه‌ای: توسعه و تعمیم خدمات مددکاری اجتماعی در جوامع مختلف به منظور تأمین نیازهای اجتماعی، فرهنگی رفاهی از طریق بسیج نیروها و جلب مشارکتهای عمومی و بهره‌گیری از استعدادها و نیروهای موجود جامعه.
  3. مددکاری گروهی: ارائه خدمات مددکاری گروهی به افراد به منظور رشد استعدادها ظرفیتها و قابلیتها با بهره‌گیری از روابط و فعل و انفعالات گروهی است تا اعضاء قادر شوند بر مسائل و مشکلات خود فائق آمده بنحو مطلوب تری از عهده وظایف و مسئولیتهای فردی و اجتماعی برآیند.( آشنایی با مددکاری اجتماعی، پایگاه جامع.)

بنابراین، در یک دایره وسیع اجتماعی، به همه کسانی که به شکلی در خطر آسیب روحی و روانی بوده و ناتوان از ایفای نقش خویش هستند کمک و یاری می رساند. مهم ترین اقشاری که به عنوان مددجویان مطرح هستند افراد و گروه هایی چون کودکان و والدینی که با شرایط سخت روبرو هستند؛ افراد سالمند؛ افراد ناتوان فیزیکی یا ناتوان در یادگیری؛ افراد ناتوان ذهنی؛ جوانان تحت مراقبت؛ افراد بی خانمان؛ افرادی که به دنبال زندگی مستقل هستند؛ افراد معتاد؛ بچه های بی سرپرست؛ پدرخوانده ها و مادر خوانده ها که مسئولیت بچه های بی سرپرست را بر عهده می گیرند.

مدد کاری عملی انسانی و پسندیده

از نظر قرآن مددکاری در امور گوناگون از جمله حل مشکلات خانوادگی(نساء، آیه ۳۵) یا مالی یا روحی و روانی و یا آموزشی و پرورشی امری پسندیده و در برخی از موارد نه تنها مستحب بلکه واجب است. کمک مالی به نیازمندان و برطرف کردن مشکلات اقتصادی مددجویان یکی از واجبات است که در قالب پرداخت زکات و خمس و صدقات مالی انجام می شود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها باید به مساله نوع دوستی توجه داشته باشند و فراتر از مذهب و جنس و قبیله و نژاد با یک دیگر تعامل داشته و عدالت قسطی را اجرایی کند تا همگان از مواهب و نعمت های الهی برخوردار باشند و به مقام بایسته و شایسته خلافت انسانی برسند.(حدید، آیه ۲۵)

توجه و اهتمام اسلام و قرآن به مساله نوع دوستی است؛ زیرا انسان در نگرش قرآنی از نفس واحدی آفریده شده و از میان ایشان هیچ گونه تفاوتی نیست؛ بنابراین می بایست اصل رحمت و مهروزی را در میان خود رعایت کنند. قرآن کریم بعث پیامبر را رحمت برای جهانیان چه مومن و غیر مومن بر می شمارد.(انبیاء، آیه ۱۰۷) و از مومنان می خواهد تا پیامبر خویش را سرمشق و نمونه قرار داده و از او پیروی کنند. در ستایش مومنان نیز می فرماید که ایشان در میان خویش مردمانی مهربان و مهروز هستند و تاکید می کند که مساله مهروزی از خصوصیات و ویژگی های مومنان و یاران پیامبر است.(رحماء بینهم) یکی از مصادیق نوع دوستی و مهروزی، کمک و امدادرسانی به نیازمند در هنگامه سختی ها و بلایا است. چنان که ایجاد همبستگی اجتماعی که یکی از اهداف قرآنی است به این امر تحقق می یابد که مردمان در هنگامه سختی ها و بلایا دستگیر یک دیگر باشند وبه یک دیگر کمک و یاری رسانند.

محرومیت زدایی از دیگر علل و مبانی قرآنی است که می توان برای مساله امداد رسانی بیان کرد؛ قرآن می فرماید: ” فی اموالهم حق للسائل و المحروم”؛ در اموال مومنان حقی برای درخواست کنندگان و محرومان است.(ذاریات آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵) امداد رسانی به افراد فقیر و ناتوان یکی از واجباتی است که در این آیه بر عهده مومنان نهاده شده است.

مهم ترین حوزه های مددکار اجتماعی از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین وظیفه یک مددکار چه حرفه ای و چه غیر حرفه ای، تعلیم و تزکیه افراد است تا نسبت به حقایق هستی و توانایی ها و ناتوانی های خویش آگاهی یافته و راه های بروز توانایی را بیابند و خود را به بلوغ کامل برساند؛ زیرا هر انسانی قابلیت آموزش و پرورش را داراست تا به یک انسانی کامل و بالغی برسد که نه تنها خود مستقل باشد، بلکه به عنوان «ولی» بتواند به نقش اجتماعی و فردی خود بپردازد و تکیه گاه دیگران قرار گیرد.

از نظر قرآن، بعثت پیامبران(ع) به این هدف بوده تا با تعلیم و تزکیه یعنی آموزش و پرورش بر اساس آموزه های وحیانی اسلام با ارایه معارف و حقایق ملک و ملکوت و تبیین حقوق طبیعی و انسانی خود وارایه قوانین مکتوب و مدون در یک اجتماع و امت مدنی مردم را نسبت به حقیقت خود در هستی و حقوق خویش در اجتماع آگاه کرده و آنان را تشویق به «قیام» کنند تا سر پای خود ایستاده ، حقوق طبیعی و اجتماعی خویش را از اجتماع مطالبه کنند و سهم خواهی داشته باشند تا بتوانند به کمال بایسته و شایسته خویش برسند.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲؛ حدید، آیه ۲۵)

البته در این میان وظیفه مومنان در اجتماع سنگین تر از دیگران است؛ زیرا مومنان می بایست به عنوان نمایندگان و گواهان الهی در اجتماع بشری حضور پررنگ و مثبتی داشته باشند، به طوری که «قوامین بالقسط شهداء لله»(حدید، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۸) باشند و در تحقق عدالت قسطی و مطالبه گری حتی نسبت به دشمنان خویش پیشگام باشند.(همان)

از همین روست که در آیات قرآنی، از وظایف مومنان و امت حمایت از همه مددجویان از مظلومان به دست ظالمان حکومتی یا خانوادگی یا قبیله ای و نیز مستضفعان و ضعیف نگه داشته های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی است(نساء، آیه ۷۵) به طوری که می بایست برای رسیدن به این هدف گاهی اسلحه و سلاح به دست گیرند و به جنگ و مقاتله بروند.(همان)

مدیریت اقتصادی و منابع و ثروت های عمومی و جمع آوری مالیات و زکات و صدقات برای حمایت و تقویت گروه ها و افراد نیازمند و مددجو از دیگر واجبات نظام ولایی و امت ولایی است که در آیات قرآنی بیان شده است. از نظر قرآن نظام سیاسی ولایی می بایست در ساختار سازمانی و مدیریت منظم و سازمان داده شده، به این امور بپردازد؛ چنان که خدا به صراحت در این باره می فرماید: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ وَالْغَارِمِینَ وَفِی سَبِیلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ؛ صدقات تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان گردآورى و پخش آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى ‏شود و در راه آزادى بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد این به عنوان فریضه از جانب خداست و خدا داناى حکیم است. (توبه، آیه ۶۰)

هم چنین در باره انفال و فیء که از مهم ترین مصادیق بیت المال و ثروت های عمومی است، به این نکته توجه می دهد که می بایست از این اموال برای امداد و یاری به مددجویانی که گرفتار هستند، امداد شود؛ خدا می فرماید: مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ؛ آنچه خدا از دارایى ساکنان آن قریه ‏ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر او و متعلق به خویشاوندان نزدیک وى و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده او به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏ کیفر است. (حشر، آیه ۷)

از آن جایی که مددکاری اجتماعی خدمتی است که در آن مددکار کمک می‌کند تا مددجو (یک فرد یا گروه یا جامعه) مشکل خود را شناخته و به توانایی‌های خود پی ببرد و با استفاده از منابع و امکانات موجود در جهت حل مشکل خود بر آید؛ شناخت انسان و شناساندن انسان به خود مددجو می بایست در مشاوره به او در گام نخست مطرح شود؛ زیرا با چنین آگاهی است که انگیزه برای حرکت وتغییر امکان پذیر است و انسان از یاس و نومیدی به امید می رسد. در آموزه های قرآنی، به فرد و اجتماع این نکته گوشزد می شود که انسان و اجتماع می تواند با مدیریت درست، زندگی فردی و اجتماعی خویش را تغییر دهد و جامعه را به سوی تغییرات بزرگ سوق دهد؛ خدا می فرماید: مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ ؛ براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت‏ سرش پاسدارى مى کنند در حقیقت ‏خدا حال قومى را تغییر نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا براى قومى آسیبى بخواهد هیچ برگشتى براى آن نیست و غیر از او حمایتگرى براى آنان نخواهد بود. (رعد، آیه ۱۱)

در این آیه بیان شده که هماره امدادهای غیبی از سوی خدا نصیب هر انسانی است و خدا او را به اشکال مختلف حمایت و حفظ کرده و یاری می رساند؛ اما این بدان معنا نیست که خود هیچ کاری نکند، بلکه چنان که از آیه ۲۵ سوره مریم به دست می آید، از تو حرکت از خدا برکت. بنابراین، انسان و اجتماع باید خود گام هایی برای تغییر بدارند و شرایط خود را بهبود بخشند. پس اگر خود کاری کرده که شرایط نامناسب شده یا دیگران در این امر دخالت داشتند، باید در گام نخست تغییر در خود و یا شرایط محیطی ایجاد کند تا وضعیت تغییر کند؛ چنان که خدا درباره فشارهای محیطی آل فرعون و بحران اجتماعی در مصر می فرماید: ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ این کیفر بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏ دهد مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنواى داناست. (انفال، آیه ۵۳)

باید مددجو به این حقیقت دست یابد که خود عامل تغییر در خویشتن خویش و حتی اجتماع است. در واقع مددکاری اجتماعی عبارت از مجموعه‌ای متشکل از تدابیر و مشاوره‌ها و فعالیت‌های حرفه‌ای است که با ایجاد تغییر در افکار و اندیشه ها، بینش ها نگرش ها به شکل بنیادین می کوشد تا به مدد جو ماهیگیری یاد دهد، هر چند برای گذر از بحران کمک هایی در قالب همان ماهی دادن نیز می کند و می کوشد تا دگرگونی مناسب در شرایط مادی و معنوی افراد و اقشار جامعه فراهم آورده و زمینه رشد و تعالی آنان را فراهم آورد.

از آن جایی که بیشترین بحران در افراد و اقشار اجتماع به سبب فقدان ایمان قوی به مشیت الهی است، نمی توانند تحلیل درستی از رخدادها و حوادث به ویژه از دست دادن عضو در بدن یا خانواده یا سرمایه شوند و با نگاهی به ثروت و وضعیت دیگران به داوری می پردازند و «باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه می کنند» که آسیب زایی را بیش تر می کند؛ زیرا از نظر قرآن چنین رویه ای جز خیال بافی نیست که موجب یاس در برخی و فرح در برخی دیگر از افراد می شود؛ چنان که خدا می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ ؛ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است. این کار بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده است، بدمست و‏ شادمانى نکنید و خدا هیچ خیال باف خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد. (حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

اصولا کسی که نسبت به این امور توجه نداشته باشد، علل و عوامل را محصور در امور مادی کرده و گرفتار سرخوردگی و یاس و قنوط می شود که عامل بحران های عظیم روحی و روانی و اجتماعی و بزهکاری می شود. از این روست که در آیات قرآنی عدم یاس و امید به خدا مورد تاکید قرار می گیرد تا شخص بداند برای هر مشکلی راهکاری است و روزنه امید هماره باز است، از همین روست که در توبه را برای گناه مثلا گشوده است تا هرگز انسان مایوس و سرخورده از گناه و تبعات آن نشود.(فصلت، آیه ۴؛ حجر، آیه ۵۶؛ روم، آیه ۳۶؛ آل عمران، آیه ۱۳۹؛ نساء، آیه ۱۱۶؛ زمر، آیه ۵۳)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان‌ها قدرت حل ‌مشکلات خودشان را دارند و توانایی‌های فیزیکی، روانی، اجتماعی، عقلی و اقتصادی که در اختیار هر انسان قرار دارد تا او را در حل مشکلات کمک کند؛ اما گاهی مشکلات افراد در حدی است که فرد به کمک دیگران نیاز دارد. چنانچه فرد دارای مشکل که برای حل مشکلاتش به کمک دیگران نیازمند است را مددجو بنامیم مددکار کسی خواهد بود که می‎تواند به شناسایی و حل مشکل به مددجو کمک کند. این همان چیزی است که در آیات قرآنی بارها به اشکالی چون مشورت، اصلاح ذات البین، و مانند آن ها اشاره شده است.

به عنوان نمونه در مددکاری نسبت به مسایل و اختلاف خانوادگی آمده است: وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَکَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَکَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا خَبِیرًا ؛ و اگر از جدایى میان آن دو زن و شوهر بیم دارید، پس داورى از خانواده آن شوهر و داورى از خانواده آن زن تعیین کنید. اگر سر سازگارى دارند خدا میان آن دو سازگارى خواهد داد آرى خدا داناى آگاه است. (نساء، آیه ۳۵)

در این آیه افزون بر این که بر مددکاری در قالب حکمیت میان همسران تاکید شده ، بر عنصر این که مددکار می بایست از اهل همان خانواده تاکید شده تا بتواند افزون بر موعظه در قالب جزیی نصیحت وارد شود و به مددکاری بپردازد؛ زیرا این گونه مددکاری می تواند بیش تر مفید و سازنده باشد و از اجتماعی و اشاعه مشکل و دامن زدن به آن کمک کند و مددجویان را به دور از هر گونه هیاهو یاری رساند.

افزون بر این که در مددکاری لازم است تا حریم های اشخاص و حرمت ها حفظ شود و به شکل تجسس در زندگی دیگران بروز و ظهور نکند که در روان شناسی غربی اکثرا به این حوزه وارد می شود به طوری که سوء استفاده های جنسی و مالی و مانند آن را نیز به دنبال دارد. از همین روست که در قرآن از هر گونه تجسس در زندگی دیگران برحذر داشته می شود و مددکار نمی بایست در حوزه هایی وارد شود که حریم خصوصی را به خطر اندازد یا به تشدید بحران یا سوء استفاده بیانجامد.

خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏ اى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏ اش را بخورد از آن کراهت دارید. پس از خدا بترسید که خدا توبه‏ پذیر مهربان است. (حجرات، آیه ۱۲)

پس اگر “مددکاری، خدمتی حرفه‌ای است که بر پایه دانش و مهارت‌های خاص قرار گرفته و هدف آن کمک به افراد و گروه‌هایی است که بتوانند استقلال شخصی، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را به دست آورند؛ لازم است این مددکاری به دور از هر گونه رفتاری باشد که موجب سوء استفاده ، یا تشدید وابستگی روانی مددجو به مددکار یا سوء ظن نسبت به دیگری یا اجتماع شود. بنابراین تلاش برای ایجاد فضای مفاهمه و درک بهتر شرایط زندگی و مشکلات طبیعی و امکان راه حل برای هر عملی باید در دستور کار مددکاری اسلامی قرار گیرد.

از همین روست که در آیات قرآنی تاکید می شود که مددکاران ضمن پایبندی و اعتقاد به اصول مذهبی و اخلاقی و رعایت اصول حرفه ای و ضروری مددکاری همچون رازداری، مشارکت دادن مددجو در فعالیت‌ها، احترام به احساسات مددجو، عدم پیش‌داوری درباره مددجو، ایجاد رابطه عاطفی و دوجانبه با مددجو، پذیرش مددجو به عنوان یک انسان با تمام خصوصیاتی که دارد و شخصیت قائل شدن برای مددجو، بر اساس میزان انگیزه، ظرفیت و استعداد آنان برنامه ویژه کمک‌رسانی را تنظیم می‎نمایند.

در مددکاری میان همسران یا کسانی که به شکلی مورد ظلم و ستم قرار گرفتند، نمی بایست مظلوم فراموش شود و با پیش داوری و بدگمانی(حجرات، آیه ۱۲) یا بیان القاب و صفات زشت و بدنام کردن(حجرات، آیه ۱۱) مسیر را از راه بیراهه نکشاند یا با دفاع از ظالم در نیاید و پشتیبان آن نشود؛ چنان که خدا در این زمینه هشدار داده و می فرماید: فلاتکونن ظهیرا للکافرین ؛ مومنان نباید یاری رسان و مدد کار کافران باشند.(قصص، آیه ۸۶) چنان که کمک رسانی به کسانی که می‌کوشند تا مردمانی را از سرزمین خویش آواره کنند به عنوان امری ناپسند و حرام شمرده شده است.(بقره، آیه ۸۵)

از نظر قرآن، هر گونه یاری رسانی و کمک باید برای اصلاح امور و در دفاع از اقشار آسیب پذیر یا در معرض خطر و آسیب باشد؛ نه این که زمینه و بستری برای آوارگی ( بقره؛ آیات ۸۳ و ۸۵)، تجاوز (همان)، ظلم و ستم (ممتحنه، آیه ۹)، گناه (بقره، آیه ۸۵ ؛ قصص، آیه ۱۷) و یا حمایت از مجرمان (قصص، آیه ۱۷) باشد که از نظر قرآن چنین رویه و شیوه در رفتار و عمل اجتماعی، امری مذموم و ناپسند وحرام دانسته شده و قرآن مردمان را از آن برحذر داشته است.

از آن جایی که مهم ترین نیاز هر انسانی تامین امنیت غذایی و روانی است تا سعادت را احساس کند، در آموزه های وحیانی به این نکته توجه داده شده تا همگان از آسایش و آرامش برخوردار باشند. (نور، آیه ۵۵؛ قریش، آیه ۴) بنابراین، مددکاران باید در اندیشه تامین این دو نیاز طبیعی به شکل موقت یا دایم بر آیند تا مددجو در نهایت به سرپا خود بیایستد و از مددجو به مددکار تبدیل شود.

در آموزه های وحیانی اسلام و قرآن مسایل و امور بسیاری درباره مددکاری اسلامی بیان شده که بیان همه آن ها بیرون از حوصله این مقاله بوده و به همین میزان بسنده می شود.