محیط زیست در اسلام

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حفاظت از محیط زیست و بهره مندی ازهمه امکانات برای بهبود وضعیت آن و جلوگیری از فساد و تخریب محیط زیست یک وظیفه انسانی و در برخی از موارد از واجبات و هر گونه تخریب از محرمات شمرده می شود، حتی اگر در شرایط جنگی قرار گرفته باشیم؛ زیرا آسیب به محیط زیست و تخریب و فساد در آن، موجب آسیب به حیات گیاهی و جانوری و تغییرات مخرب آب و هوایی شده و انسان ها را در معرض نابودی قرار می دهد. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا نقش انسان را در حفظ و بقای محیط زیست و نیز برخی از احکام اسلامی در این زمینه را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آبادانی زمین، تکلیفی برای انسان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان به عنوان موجودی متاله و خدایی دارای همه صفات و اسمای الهی است که باید آن را در محیط زیستی دنیوی زمین به ظهور برساند و در مقام متاله فعلی، به عنوان مظهریت در ربوبیت به پروردگاری بپردازد.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹)

بنابراین، هر آزمون یا کیفری که انسان با آن مواجه است، در راستای همین ماموریت اظهار سازی و دست یابی به مقام خلافت الهی است که آثار آن نه تنها در محیط انسانی بلکه در همه عرصه ها و ساحات گیاهی و جانوری و بلکه برتر و پست تر از آن نیز نمودار می شود.

به سخن دیگر، هر فعل و ترکی از سوی بشر تاثیرات مثبت و منفی بر ما سوی الله به جا می گذارد؛ زیرا انسان در مقام خلافت الهی از قرارگاه زمین قرار دارد و این گونه نیست که همانند دیگر موجودات و آفریده های الهی فعل و ترک آن تنها در محدوده کوچکی تاثیرگذار باشد. وقتی خلیفه الهی کاری را انجام یا ترک می کند، به سرعت چه مستقیم و چه غیر مستقیم آثار آن بر دیگر آفریده ها نمایان می شود.

مقام خلافت الهی انسان موجب شده است تا دایره تاثیرات انسان از پست ترین عنصر تا برترین حقایق هستی ادامه داشته باشد؛ چرا که اگر انسان از «احسن تقویم» مقام شرافت روح الهی در برگیرنده همه اسما و صفات الهی تا «اسفل سافلین» عنصر خاکی را در خود دارد(تین، آیات ۴ و ۵)، به سبب وجود اراده و حق اختیاری انتخاب در همین محدوده و دایره، می تواند تاثیراتی را در فعل و ترک خویش داشته باشد.

بر همین اساس، اگر در مقام احسن تقویم می تواند استاد انبایی فرشتگان باشد(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۱) در اسفل سافلین می بایست به عنوان آبادگر به آبادانی و استعمار زمین بپردازد(هود، آیه ۶۱) و با تغییرات مثبتی که در آن ها ایجاد می کند، در مقام صفت و اسم «الخالق» به خلقت دست یازد که امروزه بخشی از آن در قالب مهندسی ژنیتیک یا تراریخته خودنمایی می کند.

البته همان طوری که زیادی خواهی های هواهای نفس در جهت های دفاعی و جاذبی غضب و شهوت ممکن است، انسان را به سمت خلقت فسادی یا افسادی و اسرافی سوق دهد، ممکن است وسوسه های شیطانی نیز موجب شود تا این خلقت بر خلاف حکمت آفرینش و خلافت انسانی انجام شود که به صراحت قرآن زبان ابلیس و شیطان این مطلب را مطرح می کند. وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا ؛ و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم کرد و وادارشان مى ‏کنم تا گوشهاى دامها را بریده و شکاف دهند و وادارشان مى ‏کنم تا آفریده خدا را تغییر سازند، ولى هر کس به جاى خدا شیطان را دوست خدا گیرد، قطعا دستخوش زیان آشکارى شده است. (نساء، آیه ۱۱۹) بنابراین، انسان می تواند در خلقت و طبیعت آفریده های الهی تغییراتی را انجام دهد که مثبت یا منفی است. به طوری که تغییرات ژنتیکی و تراریخته ای می تواند مثبت و یا منفی باشد. در حقیقت، جنبه مثبت تغییرات، به معنای هماهنگی تغییرات انسانی با حکمت الهی و جنبه منفی نیز همان تضاد با آن حکمت الهی است.

از نظر قرآن، انسان می بایست با اقداماتی در قالب خلافت الهی به استعمار زمین در راستای تغییرات مثبت اقدام کند و با شخم زدن زمین، کشاورزی، دامداری، حجاری و کندکاری، معدن کاوی، ذوب فلزات، کشتی سازی و مانند آن ها تغییراتی را ایجاد کنند که برای همه آفریده های الهی از جمله انسان مفید و سازنده باشد.(هود، آیه ۶۱؛ سباء، آیه ۱۳؛ بقره، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیه ۱۴)

در آیات بیان شده است که انسان ها – بر خلاف حتی جنیان که پس از انسان در مقام کرامت و شرافت قرار دارند؛ زیرا دارای اراده و اختیار بوده و همان طوری که انسان دارای شریعت هستند، آنان نیز هستند، – می توانند در زمین و آفریده های آن انواع گوناگون تصرفات و تغییرات را ایجاد کنند که به حوزه خالقیت و ربوبیت بر می گردد.

خدا درباره مسئولیت استعمار خلافت الله یعنی انسان می فرماید: هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا؛ و او خدایی است که شما را از زمین ایجاد خاص کرد و در آن برای آبادانی قرار داد تا به استعمار و آبادنی آن بپردازید.(هود، آیه ۶۱)

از نظر قرآن این تغییرات می بایست در راستای حکمت الهی باشد و انسان ها باید حکمت آفرینش هر چیزی را بشناسند و در تغییرات به عنوان خلیفه الله آن گونه عمل کنند که آن حکمت برای آن موجودات و آفریده های نیز دست یافتنی شود.

هر چند خدا هر چیزی را در ساختار عدالت خویش به گونه ای آفریده است که در کمال است، ولی دایره کمالی هر چیزی بی نهایت است. بر این اساس انسان به عنوان مظهریت اسم الهی می بایست در مقام مظهریت در ربوبیت و پروردگاری نشسته و با درک همه جانبه از آفریده و اهداف آفرینش و آفریده به گونه ای عمل کند که شرایط بهبود کمالی آن فراهم شود.

در حقیقت خدا از طریق انسان و خلیفه خویش در کائنات از جمله محیط زیست بشری تصرف ربوبی و پروردگاری می کند و انسان در مقام مظهریت اسمای الهی به کمال بخشی در آفریده ها اقدام می کند. از همین روست که خدا در قرآن از انسان می خواهد تا هم جایگاه خویش را به عنوان خلیفه بشناسند و هم اهداف آفرینش هر چیزی را بدانند و بببیند و با دقت نظر علمی به گونه ای آنان را تغییر دهند تا به کمالات بایسته و شایسته ای برسند. بر همین اساس تغییرات در خلقت هر چیزی می بایست با چنین دقت نظر عملی و فلسفی انجام شود تا هر چیزی در مدار عدالت به حق خویش دست یابد و انسان با دوری از هر گونه ظلم و بی عدالتی اجازه ندهد تا حق کمالی موجود و یا آفریده ای ازمیان برود؛ بلکه هر چیزی به کمال شایسته و بایسته خودش از طریق مقام ولایت و مظهریت ربوبیت دست یابد و تغییرات انسانی به جای آن که فساد آمیز و خروج از عدالت و کمالات باشد، عامل تثبیت عدالت و دست یابی به کمالاتی برای موجودات و آفریده های دیگر باشد.

اگر در ساده ترین وضعیت انسان با پیوند زدن حیوانی میان مثلا اسب و الاغ به قاطر می رسد یا در گیاهان به گیاهان و میوه ها و محصولات جدیدی دست می یابد یا در جمادات و سنگ ها کمالاتی در سیم و زر و دیگر فلزات و مانند آن ها می دهد، هم چنین باید با شناخت نظری دقیق در خلقت همین آفریده ها چنان تغییرات مثبتی ایجاد کند که جنبه خیر رسانی آن ها به بشر بیش تر شده و کم تر فساد و آسیبی را برای بشر داشته باشد.

تغییرات در خلقت همانند تغییرات مبتنی بر ژن و ایجاد محصولات تراریخته در چارچوب عدالت الهی و قرار دادن هر چیزی در جای حق الهی از وظایف انسانی است و انسان می بایست در مقام مظهریت در خالقیت و ربوبیت به چنان جایگاهی برسد که «احسن الخالقین» را مظهریت کند و در پروردگاری و تغییرات تکوینی در موجودات به جایی برسد که هر چیزی را به کمالی بایسته و شایسته ای برساند.

در حقیقت انسان به عنوان خلیفه الهی از اسباب این تغییرات مثبت است و نمی بایست از آن ترس و واهمه ای داشت، بلکه خلافت الهی انسان مقتضی چنین امری است و می بایست انسان به این گونه وارد عمل شود. این که خدا می فرماید: أَوَلَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ؛ آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‏ اند(اعراف، آیه ۱۸۵)؛ یا می فرماید: أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ ؛ وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ تَبْصِرَهً وَذِکْرَى لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ؛ مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریسته‏ اند که چگونه آن را ساخته و زینتش داده‏ ایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست؛ و زمین را گستردیم و در آن لنگرآسا کوه ها فرو افکندیم و در آن از هر گونه جفت دل‏ انگیز رویانیدیم؛ تا براى هر بنده توبه‏ کارى بینش‏افزا و پندآموز باشد. (ق، آیات ۶ تا ۸)

در این آیات و نیز آیات دیگر از جمله ۱۷ تا ۲۰ سوره غاشیه بیان شده که انسان با «نظر» که نگریستن دقیق علمی است، باید شناختی نسبت به اهداف آفرینش هر چیزی که همان ملکوت چیز است به دست آورد تا بتوانند از آن چیز بهره دقیقی و مبتنی بر ملکوت آن ببرد.

هم چنین هر گونه تغییراتی که انسان می دهد بر اساس همین ملکوت و در راستای تامین آن باشد. این بدان معناست که انسان از نظر فلسفی و علمی می بایست به گونه ای شناخت و تصرف داشته باشد که با ملکوت هر چیزی هماهنگی داشته باشد؛ زیرا این گونه عدالت واقعی و حقیقی تحقق می یابد و هر چیزی به کمال بایسته و شایسته ای با تصرفات خلیفه الله می رسد.

آسیب به محیط زیست از سوی انسان

از نظر قرآن، انسان ها با این که ماموریت دارند تا در محیط زیست خویش تغییرات مثبتی را به عنوان خلیفه الهی انجام دهند تا هم خود از آن بهره مند شده و هم آن آفریده ها را به کمال بایسته و شایسته برسانند، اما این گونه عمل نمی کنند؛ زیرا انسانها بدون شناخت از ملکوت هر چیزی در آفریده ها تصرفاتی را انجام می دهد که هم به خود آفریده ها و همه به محیط زیستی خویش آسیب می رسانند؛ چرا هواهای نفسانی از قوای شهوت و غضب و نیز وسوسه های شیطانی ابلیس انسان را در مسیر قرار می دهد که بر خلاف مسئولیت خلافت الهی عمل و رفتار می کند؛ چنان که خدا با توجه به همین موارد بیان می کند که در محیط زیست انسانی چه فسادهایی به سبب ظلم و بی عدالتی پدیدار شده است؛ زیرا هر چیزی در جایگاه حق خویش دیده و به کار گرفته نشده و حق هر چیزی در سامانه عدالت داده نشده است؛ خدا می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند.(روم، آیه ۴۱)

از نظر قرآن، ظهور فساد در محیط زیست خشکی و دریایی یعنی گیاهی و جانوری و آب و هوایی و مانند آن ها به سبب دستاوردهای بشری است، که هر چیزی را بر اساس ساختار معرفتی کامل ملکوت آن چیز به کار نگرفته اند و با هواهای نفسانی و خواسته های شهوانی وغضبانی به محیط زیست ضربه و زیان وارده کرده اند.

از نظر قرآن، البته خدا بر اساس ساختاری که برای محیط زیست فراهم آورده به گونه ای عمل کرده است تا کم ترین ضرر و زیان متوجه انسان و طبیعت شود؛ چرا به گونه ای طبیعت را ساماندهی کرده که به اصلاح خود بپردازد و فساد و تباهی دست ساز انسان را اصلاح کند. بنابراین، انسان ها تنها بخشی از خسارت ها و زیان هایی که محیط زیست زده اند، را در زندگی خویش تجربه می کنند و اگر اصلاح ساختاری و طبیعی محیط زیست نبود، آسیب هایی که از این طریق به خود انسان می رسید بیش تر از این ها بوده است.

از نظر قرآن، کسانی که از ولایت الهی خارج شوند و به سمت ولایت طاغوت و شیطان و هواهای نفسانی روند، در خروج از عدالت پیش گام بوده و بیش تر از دیگران به محیط زیست آسیب می زنند. انسان هایی که بر اساس فطرت سالم خویش هم چنان پاک و تحت ولایت الهی هستند، به طور طبیعی از هر گونه آسیب زدن اجتناب می کنند؛ زیرا فطرت سالم انسان به عنوان یک نرم افزار الهی هماره آنان را به عدالت، صداقت، امانت، وفاداری و مانند آن ها سوق می دهد و از هر گونه ظلم و بی عدالتی و خیانت و بی وفایی و مانند آن ها باز می دارد. این گونه است که انسان ها بر اساس فطرت از هر گونه تخریب و فساد در محیط زیست اجتناب می کنند؛ اما آنانی که گرفتار ولایت طاغوت شده اند بر اساس وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی خویش، به تخریب محیط زیست برای دست یابی به برخی از سودهای آنی اقدام می کنند. خدا می فرماید: وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ ؛ و چون برگردد یا ولایت و ریاستى یابد، کوشش مى ‏کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکارى را دوست ندارد. (بقره، آیه ۲۰۵)

این آیه که در سیاق احکام حج آمده است، بیان می کند که برخی از کسانی که گرفتار دنیاگرایی هستند و زندگی دنیوی را همه هستی می دانند، وقتی ولایت و سرپرستی چیزی را به عهده می گیرند، از این قوت و قدرت خویش برای تخریب کشاورزی و جمعیت بهره می برند و در زمین فساد و تباهی می کنند به طوری که امکان رشد و توسعه کشاورزی و جمعیت برداشته می شود؛ پس هم به جمعیت های گیاهی و جانوری آسیب می رساند و هم جمعیت های انسانی آسیب می زنند، به طوری که تلاش آنان موجب کاهش جمعیت و تخریب جمعیت گیاهی و جانوری و انسانی می شود.

احکام الهی برای حفاظت از محیط زیست

در آیات قرآنی، قوانین و احکام بسیاری برای حفاظت از محیط زیست و نیز افزایش کمی و کیفی آنها بیان شده است. البته برخی از این احکام و قوانین برای شرایط جنگی و برخی دیگر برای شرایط عبادی و محیط های خاص است؛ اما از این آیات می توان به شکلی استفاده کرد که از نظر قرآن بیانگر اهمیت بخشی به حفاظت و صیانت از محیط زیست است.

پس هر انسانی می بایست این احکام و قوانین را به عنوان امری مطلوب به کار گیرد تا محیط زیستی مبتنی بر اصلاح محیط نه افساد و فساد در آن فراهم آید. قرآن به حکم کلی از فساد در زمین نهی می کند و می فرماید: لاتُفْسِدُوا فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ؛ بعد از اصلاح زمین در آن فساد به پا نکنید که این برای شما نیکوتر است، اگر مومن بوده باشید.(اعراف، آیه ۸۵)

از جمله قوانینی که برای حفاظت از محیط زیست بیان شده است، صیانت و دفاع از محیط زیست گیاهی و جانوری مکه به عنوان حرم امن الهی است.

در آیات قرآنی بیان شده است که از محرمات احرام صید در زمان احرام در حرم است که کفاراتی بر ارتکاب آن حرام نیز مطرح است. خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَهُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به قراردادهاى خود وفا کنید. براى شما گوشت چارپایان حلال گردیده جز آنچه حکمش بر شما خوانده مى ‏شود در حالى که نباید شکار را در حال احرام حلال بشمرید. خدا هر چه بخواهد فرمان مى‏ دهد. (مائده، آیه ۱)

و در جایی دیگر نیز می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللَّهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَخَافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَهِ أَوْ کَفَّارَهٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا لِیَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خدا شما را به چیزى از شکار که در دسترس شما و نیزه ‏هاى شما باشد خواهد آزمود تا معلوم دارد چه کسى در نهان از او مى‏ ترسد پس هر کس بعد از آن تجاوز کند براى او عذابى دردناک خواهد بود. اى کسانى که ایمان آورده‏ اید در حالى که محرمید شکار را مکشید و هر کس از شما عمدا آن را بکشد باید نظیر آنچه کشته است از چهارپایان کفاره‏ اى بدهد که نظیر بودن آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق کنند و به صورت قربانى به کعبه برسد یا به کفاره آن مستمندان را خوراک بدهد یا معادلش روزه بگیرد تا سزاى زشتکارى خود را بچشد خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده است؛ ولى هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام مى‏ گیرد و خداوند توانا و صاحب‏انتقام است.(مائده، آیات ۹۴ و ۹۵)

از این آیات به دست می آید که برای جلوگیری و ممانعت از برخی از خسارت ها و زیان ها به محیط زیست می بایست مجازات نقدی و غیر نقدی شدیدی وضع شود که به عنوان بازدارنده عمل کند؛ زیرا برخی از انسان ها به طور طبیعی جز از طریق عوامل پیشگیرانه چون ترس از مجازات سنگین، از قوانین پیروی و اطاعت نمی کنند و می کوشند تا آن را دور زنند هر چند که می دانند خلاف قانون پیش از آن که به دیگری صدمه بزند به خودشان صدمه می زند؛ چنان که قرآن بارها بیان می کند که ظلم به دیگران اصولا ظلم به خود است.

هم چنین باید توجه داشت که وضع چنین احکام سخت و شدیدی نسبت به حیات جانوری در مکه بیانگر مطلوبیت امر از نظر خدا و قرآن است؛ بنابراین، هر محیطی به ویژه های محیطی گردشگری می بایست از شرور و فساد انسان ها در امان بماند.

البته با نگاهی به آموزه های وحیانی اسلام، این احکام اختصاص به حفظ و صیانت از حیات جانوری مکه ندارد، بلکه به حیات گیاهی آن نیز مربوط می شود؛ زیرا شکستن شاخه درختان و حتی چیدن میوه در این اماکن حرام و خلاف قانون و جرم دانسته شده است. به عنوان نمونه در احکام و قوانین حفاظت از محیط زیست حرم امن الهی مکه آمده است: شکار حیوان وحشی صحرایی و نیز ذبح آن، نشان دادن آن به شکارچی، نگهداری آن تا وقتی که بمیرد یا دیگری آن را شکار کند و خوردن گوشت آن، هر چند غیر محرم آن را شکار کرده باشد(جواهر الکلام، ج ۱۸، ص ۲۸۶)؛

هم چنین کشتن و انداختن شپش از بدن در صورت آزار نداشتن آن به قول مشهور. در بقیّۀ حشرات مانند پشه، کک و کنه، اختلاف است(همان، ص ۳۵۵)؛

هم چنین کندن و قطع کردن درخت یا گیاه حرم جز درخت میوه و گیاه اذخر و آنچه در ملک انسان روییده است.(همان، ص ۴۱۷)

از نظر قرآن و اسلام، در زمان جنگ نمی بایست به گونه ای عمل کرد که به محیط زیست آسیب رسید و مثلا آب ها را آلوده کرد یا درختان را از ریشه کند و جانوران موجود در منطقه را نابود کرد.

امیرمومنان امام علی(ع) در نخستین سخنرانی خویش در زمان خلاقت ظاهری به محیط زیست در زمان صلح و جنگ می فرماید: درباره بندگان و بلاد و شهرها از خداوند بترسید، مبادا بر کسی ستم کنید و به ویرانی و تبهکاری زمین در بلاد و شهرها اقدام کنید، همه شما مسئولید و مورد پرسش قرار می گیرید، حتی درباره زمینها و چهار پایان که به چه دلیل مزرعه ها و جنگلها را از بین بردید، شهرها و خانه ها را ویران کردید، و حیوانات زبان بسته را مورد اذیت و آزار قرار دادید.»

هم چنین رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ فرموده است: حیوانات حلال را جز در صورت احتیاج به گوشت آنها، کشتار نکنید. از جمله مقررات بشر دوستانه اسلام برای حمایت و حفاظت از محیط زیست در جنگها که در شرایط دوران جنگ صادر شده موارد زیر است: ۱ـ منع قطع درختان و از بین بردن درختان میوه دار جز در موارد اضطرار؛ ۲ـ منع سوزاندن نخلها و بوستانها؛ ۳ـ منع سوزاندن و از بین بردن مزرعه ها و کشتزارها؛ ۴ـ منع پی کردن و از بین بردن بهائم و حیوانات؛ ۵ـ منع پرتاب و انتشار زهر در مناطق دشمن و سرزمینهای مشرکان.

بر همین اساس، رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ در هنگام اعزام ارتش به جبهه جنگ، به فرماندهان و سربازان چنین دستور می داد: «خیانت، زیاده روی و خدعه نکنید. پیرمردان، کودکان، زنان، فراریان از صحنه نبرد را به قتل نرسانید، نخل ها را نسوزانید، درخت و درخت میوه دار را قطع نکنید؛ مگر این که چاره ای جز آن نداشته باشید. زراعت را آتش نزنید. چهارپایان را که گوشت آنها قابل خوردن است، از پا در نیاورید؛ مگر این که به خوردن گوشت آنها ناچار و مضطر باشید.»

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرموده است: «رسول خدا از انتشار زهر در سرزمین مشرکان نهی کرده است.» در اسلام آلوده کردن مناطق دشمن به وسیله زهر و یا گازهای مضر و خطرناک به محیط زیست ممنوع است. نیز فقهای شیعه قطع درختان و تخریب مزرعه ها را در سرزمین دشمن که در حال جنگ با مسلمانان به سر می برند، جایز نشمرده و آن را مکروه و ناپسنده قرار داده اند. در اسلام پیکارگران صحنه نبرد که به جنگ مشروع مبادرت می ورزند، باید جلو احساسات خصمانه را با مقررات اسلامی و بشر دوستانه منظم گردانند تا به محیط زیست و حیات انسانها آسیب نرسد.

هم چنین پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: هرکس از راه (عبور) مسلمانان چیزی را که مایه رنجش رهگذران است، بردارد خداوند پاداش خواندن ۴۰۰ آیه قرآن را برای او ثبت می کند که ثواب هر حرف آن ده حسنه است.

در حدیثی دیگر در این باره می فرمایند: سه گروهند که با کار خود مورد لعنت خداوند قرار می گیرند : ۱- کسانی که اماکن عمومی، سایه بان ها و محل پیاده شدن مسافران را آلوده می کنند؛ ۲- کسانی که آب عمومی (آب نوبتی) را غصب می کنند؛ ۳- کسانی که سد معبر می کنند و مانع عبور عابران می شوند. فراهم کردن آسایش دیگران به ویژه اگر در رابطه با حق الناس محیط زیستی باشد، کاری بسیار ارزنده و آن چنان اهمیت دارد که نقل شده است:

هرگاه حضرت امام سجاد (ع) کلوخی را در راه می دیدند از مرکب پیاده و آن را از سر راه مردم برمی داشتند.

پیامبر(ص) حتی درباره آلوده کردن محیط شهری و زیست شخصی به مردم هشدار می دهد و از آلوده کردن هوا و بد بو کردن آن با زباله ها هشدار می دهد و می فرماید: لا تُبَیَّتُوا القُمامَهَ فى بُیوتِکُم وَ اَخرِجوها نَهارا، فَاِنَّها مَقعَدُ الشَّیطانِ؛ زباله ها را شب در خانه های خود نگه ندارید و آن را روز به بیرون از خانه منتقل کنید؛ زیرا زباله جایگاه شیطان است . (من لا یحضره الفقیه ج ۴، ص ۵، ح ۴۹۶۸)

و نیز می فرماید: تُؤووا التُّرابَ خَلفَ البابِ، فَاِنَّهُ مأوَى الشَّیطانِ؛ زباله را پشت در (حیاط) جمع نکنید، زیرا که لانه شیطان مى شود.(محاسن ص ۶۲۴، ح ۷۹)