محدودیت های آزادی رفتار و روابط

بسم الله الرحمن الرحیم

آزادی عمل و حق انتخاب آزاد، از نعمت های بزرگ الهی است؛ زیرا خلیفه الله برای آن که بتواند مسئولیت مظهریت در ربوبیت و پرودگاری خویش را به درستی ادا نماید، باید از اختیار و حق انتخاب برخوردار باشد؛ زیرا اراده اختیاری انسان، با خاستگاه اراده الهی و اسم مرید و صفت اراده الهی، می تواند شرایط را برای انجام درست و صحیح مسئولیت الهی فراهم آورد و انسان را در مقام خلیفه قرار دهد. بدون اراده و اختیار نمی توان از مسئولیت سخن گفت؛ چنان که پاسخ گویی در برابر انجام یا ترک مسئولیت نیز بیهوده خواهد بود.

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اراده اختیاری انسان محدود به حدود مشیت الهی است؛ از این روست که از «لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین»، سخن به میان آمده است که تایید کننده آزادی در محدوده مشیت الهی است. بنابراین، انسان به عنوان خلیفه الهی با آن که دارای اراده، اختیار و حق انتخاب آزاد است؛ اما این آزادی با محدودیت هایی در رفتار و روابط با دیگران مواجه است و انسان از آزادی مطلق نه تنها از نظر تکوینی برخودار نیست؛ بلکه از نظر تشریعی نیز از چنین آزادی مطلقی برخوردار نیست و شارع مقدس یعنی خدای تعالی او را با تکالیفی محدود کرده که در دنیا و آخرت می بایست پاسخگوی رفتار و روابط خویش باشد.

اهمیت و ارزش آزادی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حریت و آزادی حقیقی در رهایی انسان از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی است که انسان را از جهات گوناگون مقید می سازد و اجازه تحرک و رشد و تعالی را به او نمی دهد. خدا انسان را آزاد و دارای اراده و اختیار و حق انتخاب آزاد آفریده است تا در چارچوب مشیت الهی و اراده اش، مشیت و اراده خویش را اعمال کند.(انسان، آیات ۳ و ۳۰)

اهمیت آزادی نسبت به مقیدات گوناگون داخلی و بیرونی از آن روست که بدون آزادی از این «اغلال» نمی توان تکالیف و مسئولیت های الهی را انجام داد و به رشد و بالندگی رسید که مقام خلافت الهی است. دین اسلام برای این آماده است تا این اغلال و قیود که دست و پای آدمی را بسته را بردارد و انسان را با بندگی خدا به آزادگی حقیقی برساند.(اعراف، آیه ۱۵۷)

البته از نظر قرآن، انسان می بایست در همان محدود مشیت الهی، از آزادی برخوردار باشد. بنابراین، بردگی که نوعی محدودیت سازی نسبت به حق الهی انسان است، جایز و روا نیست و خدا بر آن است تا با برنامه هایی مردم را از شرور این نوع محدودیت به عنوان بردگی آزاد کند. از جمله این برنامه ها می توان به مباحثی اشاره کرد که در کتاب «عتق» از کتب فقهی آمده تا انسان را از بردگی رهایی بخشد.

افزون بر آن، قرآن تلاش می کند تا انسان ها با حقوق مسلم خویش آگاه شده و قسط و سهم خویش را از هر چیزی مطالبه کنند و بدان قیام نمایند و حتی شمشیر و زور را برای این هدف به کار گیرند(حدید، آیه ۲۵) و در این راه مومنان و پیامبران می بایست سرمشق و بلکه پیشگام باشند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)

از نظر قرآن، آزادی اجتماعی و آزادی سیاسی همانند آزادی های دیگر از جمله آزادی اندیشه بسیار مهم و اساسی است و انسان می بایست به این آزادی برسد؛ زیرا بدون آنها نمی تواند به سلامت بیاندیشد و تعقل کند و یا علاقه تعقلی خویش را به قوت به انجام رساند و قدرت بر انجام یا ترک آن داشته باشد. از همین روست که اسلام با استبداد و استکبار و ظلم به مبارزه می پردازد تا آزادی های چند گانه را برای آدمی فراهم آورد. مبارزه با ظلم برای رهایی از استبداد و ظلم مستکبران می تواند کمک کند تا انسان اختیار انتخاب آزاد و قدرت در انجام یا ترک چیزی داشته باشد که بدان علاقه دارد یا آن را معقول و مقبول می یابد.

خدا در قرآن مردمان را مامور می کند تا برای آزادی خویش و دیگران تلاش کنند و علیه ظالمان و مستکبران قیام کرده و به آنان به مقاتله و جنگ بپردازند.(نساء، آیات ۷۵ و ۹۷ و ۱۰۰)

از آیات قرآنی بر می آید که آزاد شدن از سلطه ستمگران، امرى ارزشمند و از خواستهاى بندگان خاص خدا است(شعراء، آیات ۱۱۶ و ۱۱۸؛ قصص، آیات ۲۱ و ۲۵)؛ زیرا آزادى، امرى ارزشمند و برتر از اسارت است که عقل و نقل آن را کشف می کند و انسان می بایست برای آن تلاش کند.(نحل، آیه ۷۵)

نجات از هر گونه ظلم و ستم و استبداد و استکباری که محدودیت هایی نسبت به آزادی مشروع و الهی انسان ایجاد می کند، خواسته همگان است که خدا به آن توجه دارد و کسانی که بخواهند یاری می رساند تا از محدودیت های باطل نسبت به آزادی رهایی یابند.(بقره، آیه ۴۹؛ اعراف، آیه ۱۴۷؛ ابراهیم، آیه ۶)

البته از نظر قرآن، آزادی مشروع که حق برای انسان در نظر گرفت، امری ارزشمند است، ولی انسان نمی بایست خواهان آزادی مطلق باشد که نوعی بی بند و باری و فجور است. چنین آزادی موجب می شودکه انسان از انسانیت و فطرت خویش خارج شود و گرفتار انواع مظالم در دنیا و آخرت شود. از نظر قرآن، تشکیک در وقوع قیامت موجب گرایش به آزادى‌هاى مطلق و نامحدود است؛ یعنی انسانی که روز جزا و بازخواست را نمی پذیرد یا در آن شبهه می کند، گرفتار فجور و آزادی مطلق می شود که او را به گناه می کشاند.(قیامت، آیات ۵ و ۶)

آزادى مطلق و نامحدود، مورد سرزنش خدا و قرآن است(قیامت، آیات ۳ تا ۶)؛ زیرا چنین رویه ای برای کسانی است که قیامت و حسابرسی را قبول ندارند و نمی خواهند پاسخگوی اعمال و رفتار خویش در دنیا و آخرت باشند. از همین روست که انسان‌هاى کافر به آزادى مطلق و نامحدود تمایل دارند و دوست ندارند که آزادی آنان به شکلی از اشکال محدود شود. (هود، آیه ۸۷)

اما مومنان با سبب ایمان خدا و حسابرسی روز قیامت، هماره سعی می کنند تا در چارچوب شریعت اسلام که عقل و نقل آن را کشف می کند، رفتارهای فردی و شخصی و اجتماعی خویش را ساماندهی کنند و محدودیت ها را نسبت به آزادی خویش می پذیرند و آن را به کار می گیرند.

محدودیت رفتاری از نظر قرآن

خاستگاه آزادی، اراده الهی است که انسان را مظهر اسم مرید و صفات اراده قرار داده تا بتواند در چارچوب مشیت الهی و محدوده آن کارهایی را انجام دهد که عقل سلیم و نقل وحیانی معتبر آن را مشخص کرده است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان از نظر تکوینی در محدوده مشیت می تواند کارهایش را انجام دهد و هرگز از آزادی مطلق برای انجام هرکاری برخوردار نیست؛ زیرا قوتی که به انسان داده شده، قدرتی محدود را موجب می شد که انجام یا ترک کاری تنها در همان محدوده انجام می شود. این گونه است که در آیات قرآنی از «مقدّرات» سخن به میان آمده که به معنای محدودیت تکوینی برای همگان از جمله بشر است.(فرقان، آیه ۲)

از نظر قرآن، دایره آزادی انسان را مشیت الهی و مقدرات آن تعیین می کند؛ اما انسان در همان دایره مشیت و مقدرات الهی از نظر تکوینی با آن که آزاد است و از نوعی آزادی مطلق در همان محدوده مشیت و مقدرات برخوردار است ؛ اما نمی تواند از نظر تشریعی هر کاری را انجام دهد؛ بلکه باید در چارچوب عقل سلیم و نقل وحیانی عمل و رفتارها و روابط خویش را سامان دهد؛ پس در رفتارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، جنسی، نظامی و مانند آن ها از آزادی مطلقی برخوردار نیست؛ زیرا اگر چنین بود دیگر معنایی برای بازخواست و پاسخگویی در دنیا وجود نداشت و بهشت و دوزخ نیز بی معنا بود؛ در حالی که خدا به میان می کند که انسان با آن که در انتخاب مثلا دین آزاد است(بقره، آیه ۲۵۶)؛ اما اگر بر اساس دین عمل نکند که عقل و نقل کشف می کند، باید در روز قیامت خود را برای پاسخگویی و رفتن به دوزخ آماده کند.(الحاقه، آیات ۳۰ و ۳۱)

انسان می بایست هماره تکالیف خویش را نسبت به هر موضوع و ساحتی بداند و بشناسد و بدان عمل کند تا بتواند عذر مقبولی در درگاه الهی داشته باشد. در رفتارهای اقتصادی محدودیت هایی برای افراد است که از جمله آنها می توان به ممنوعیت اسراف در اموال و هزینه(اعراف، آیه ۳۱)، ممنوعیت تبذیر و ریخت و پاش(اسراء، آیات ۲۶ و ۲۷)، ممنوعیت رباخواری(بقره، آیات ۲۷۵ و ۲۷۸)، ممنوعیت رشوه (بقره، آیه ۱۸۸)، ممنوعیت کسب حرام(بقره، آیه ۱۸۸؛ نساء، آیات ۲ و ۲۹)

در رفتار اجتماعی نیز آزادی انسان با محدودیت هایی شرعی مواجه است که عقل و نقل آن را کشف می کند. از جمله این محدودیت های نقل وحیانی قرآن بر آن تاکید دارد می توان به ممنوعیت در آشوب و فتنه گری در رفتار اجتماعی(انفال، آیه ۲۵؛ رعد، آیه ۲۵؛ نحل، آیه ۸۸)، ممنوعیت هتک حرمت ها و حریم ها به ویژه رهبران اسلامی(احزاب، آیات ۵۳ و ۶۹؛ حجرات، آیات ۲ و ۱۱ و ۱۲)، ممنوعیت رفتارهای ظالمانه خلاف عدالت( مائده، آیات ۲ و ۸)، ممنوعیت کارهای فحشاء، منکرات و اعمال زشت چون شرابخواری و قماربازی(نور، آیه ۲۱)، ممنوعیت اشاعه منکرات و فحشاء در اجتماع(انعام، آیه ۱۵۱؛ نور، آیه ۱۹)، ممنوعیت رفتار اجتماعی که موجب سوء استفاده دشمنان است(بقره، آیه ۱۰۴)، ممنوعیت مخالفت با احکام شرعی(احزاب، آیه ۳۶)، ممنوعیت تجسس در احوال مردم(حجرات، آیه ۱۲)، ممنوعیت ایجاد اختلاف و رفتارها و سخنان اختلاف انگیز و تفرقه انداز(آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۵؛ انفال، آیه ۴۶)، ممنوعیت بدعت گذاری در دین اسلام(نحل، آیه ۱۱۶)، ممنوعیت شکستن حریم مقدّسات دینى(مائده، آیه ۲)، ممنوعیت همکاری و تعاون در اثم و عدوان(مائده، آیه ۲)، ممنوعیت فسادگری و افساد در اجتماع(بقره، آیات ۱۱ و ۱۲ و ۲۷ و ۲۶ و ۲۰۵)، ممنوعیّت هر گونه انحراف از حق و تجاوز به حقوق دیگران(حج، آیه ۲۵) و مانند آن ها اشاره کرد.

محدودیت در ارتباطات

همان طوری که انسان در رفتار فردی و اجتماعی می بایست مواظب باشد تا خلاف شریعت عمل نکند که عقل سلیم و نقل وحیانی معتبر آن را به او یاد داده است، هم چنین می بایست در ارتباط گیری با دیگران با دیگران اصولی را مراعات کند و محدودیت ها را به جان بخرد.

از نظر قرآن در ارتباط گیری با دیگران محدودیت های وجود دارد که از جمله آن ها می توان به ممنوعیت ایجاد رابطه دوستانه با تمسخرکنندگان اسلام از اهل‌کتاب(مائده، آیات ۵۷ و ۱۱۹)، ممنوعیّت دوستى با منافقان گمراه و کفرپیشه(نساء، آیات ۸۸ و ۸۹)، ممنوعیّت ورود به اماکن مسکونى بدون اجازه(نور، آیه ۲۷)، ممنوعیت پذیرش مسخره‌کنندگان اهل‌کتاب به عنوان اولیاء و سرپرست فردی و سیاسی و اجتماعی خود و امت اسلام(مائده، آیه ۵۷)، ممنوعیت اعتماد به ظالمان و گرایش به آن(هود، آیه ۱۱۳)، ممنوعیت رابطه دوستانه و ولایت گرایانه نسبت به دشمنان و کافران(آل عمران، آیه ۲۸؛ نساء، آیه ۱۴۴؛ مائده، آیه ۵۷؛ ممحتنه، آیات ۱ و۹ و ۱۳)، ممنوعیّت گزینش دوست همراز از غیر اهل ایمان(آل عمران، آیه ۱۱۸)، ممنوعیت از قرار دادن اهل‌کتاب به صورت محرم اسرار خود(آل عمران، آیات ۱۱۸ و۱۱۹) و مانند آن ها اشاره کرد.