محبت، پیوند عاطفی انسان و خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

محبت، حالتی باطنی است که اساس حیات حقیقی هر چیزی است. از نظر آموزه های وحیانی، پیوند حقیقی مومنان با خدا در چارچوب محبت تعریف می شود و این محبت است که انسان را به سوی اطاعت و اتباع می کشاند و انواع رحمت های عام و خاص الهی را بی منت به انسان می بخشد. اگر انسانی بخواهد مشمول تفضلات رحمانی و رحیمی خدا باشد، باید فراتر از خوف از جلال الهی یا طمع در جمال و اکرام الهی، خالق و آفریدگاری توجه یابد که اصولا بر اساس رحمانیت آفریده و به رحمانیت می پروراند. چنین نگره ای به خدا موجب می شود تا محبت الهی در دل و قلب جوانه زده و به درختی با شاخه های گستره تبدیل شود که همه وجودش بلکه فراتر از همه پیوندهای انسان را بیرون و درون را تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم خود قرار می دهد.

حقیقت محبت از نظر قرآن

واژه محبت از «حبب» در اصل دانه های ریز میوه های چون انگور و سیب است که عنصر بقایی و حیاتی آن را تشکیل می دهد. این دانه ها که در درون میوه نهان و مخفی است، حیات و بقای میوه را تضمین می کند؛ زیرا عصاره همه آن درخت و میوه است است که به شکل وراثتی، حقیقت او را به شکل ناب و خالص و خلاصه دارا بوده و بقای آینده او را تضمین می کند.

بنابراین، وقتی از محبت در قلوب و دلهای انسان سخن به میان می آید، مراد همان عصاره حیات حقیقی انسان است؛ زیرا انسان بدون محبت، فاقد حیات معنوی و حقیقی است؛ زیرا عصاره رحمت الهی و تجلیات آن در شکل محبت در قلب انسان ظهور می کند؛ چنان که همه حقیقت رحمت رحیمی الهی نسبت به آفریده ها نیز در همان محبت الهی به آن آفریده خودنمایی و تجلی می کند.

توضیح این که اگر خدا در قرآن بیان می کند که خلقت آفریده ها بر اساس «رحمانیت» الهی است: إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ؛ مگر آن که را پروردگارت رحم کرد، و برای همان رحمت آنان را آفرید.(هود، آیه ۱۱۹)؛ اما باید توجه داشت که از نظر قرآن، عصاره رحمت رحیمی الهی را می بایست در همین محبت الهی جست و جو کرد؛ زیرا از نظر قرآن رحمت عام الهی که از آن به رحمت رحمانی تعبیر می شود، برای همگان است؛ اما  تنها کسانی از عصاره رحمت رحیمی در قالب محبت بهره مند می شوند که در چارچوب هدایت های عام و خاص تکوینی و تشریعی حرکت کرده و با اظهار انوار صفات الهی در خود، به خدا تقرب جسته باشند. این گونه است که محبت دوسویه میان خدا و خلق ایجاد می شود؛ چنان که خدا به صراحت درباره این دسته از مومنان خالص و خاص الهی که از رحمت رحیمی برخوردار می شوند می فرماید: یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ؛ خدا آنان را دوست می دارد، و آنان خدا را دوست می دارند.(مائده، آیه ۵۴)

از نظر آموزه های وحیانی ایجاد چنین پیوندی میان انسان و خدا و خدا و انسان زمانی رخ می دهد که شرایط آن از طریق اتباع انسان از آموزه های وحیانی قرآن و پیامبر(ص) فراهم آمده باشد؛ چنان که خدا به صراحت به این شرط توجه می دهد و می فرماید: قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد، و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است.(آل عمران، آیه ۳۱)

بر اساس این آیه شرط بهره مندی از محبت دوسویه میان خالق و خلق، پیروی از حبیب الله محمد بن عبدالله رسول الله(ص) است؛ زیرا این اتباع از آن حضرت (ص) که شامل پیروی از آموزه های قرآنی نیز می شود، شرایط را به گونه ای فراهم می آورد که انسان از رحمت رحیمی بهره مند می شود.

البته این آیه بیانگر این معنا است که حقیقت محبت جز در گرو و رهن محبت الهی و حبیب الله به دست نمی آید؛ بنابراین هر کسی غیر از این راه برود، بیراهه و کژراهه رفته و به مقصد نمی رسد، بلکه گرفتار محبت غیر خدا می شود تا جایی که محبت غیر خدا آنان را در برمی گیرد و آنان را ساقط می کند. خدا در این باره می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ ؛ و برخى از مردم در برابر خدا همانندهایى براى او برمى‏ گزینند و آنها را چون دوستى خدا دوست مى دارند، ولى کسانى که ایمان آورده‏ اند به خدا محبت بیشترى دارند کسانى که با برگزیدن بتها به خود ستم نموده‏ اند. اگر مى‏ دانستند هنگامى که عذاب را مشاهده کنند تمام نیروها از آن خداست و خدا سخت‏ کیفر است.(بقره، آیه ۱۶۵)

پس از نظر قرآن، مومنان نسبت به خدا در اوج تمامیت محبت هستند؛ زیرا محبت مانند هر امر معنوی و باطنی دیگر چون ایمان و تقوا دارای مراتب و درجات متعدد و متنوع ای است؛ یعنی با آن که همه مراتب محبت در اصل محبت مشترک هستند، ولی چنان فرقی میان مراتب دانی و عالی محبت است که گویی هیچ سنخیتی میان محبت دانی و عالی نیست؛ یعنی همان طوری که نور کرمک شبتاب مصداقی از مصادیق نور و در کم ترین مرتبه است، نور خورشید در عالی ترین مرتبه درجات آن قرار می گیرد، این فرق میان دو درجه و مرتبه نور چنان است که گویی نور کرمک، در برابر نور خورشید نور نیست و اگر اشتراکی میان آنها است تنها اشتراک در لفظ است نه اشتراک در معنا. از این حالت به مراتب تشکیکی یاد می شود؛ زیرا فرق میان درجات دو مرتبه دانی و عالی چنان است که انسان را به شک می اندازد که اصلا نور کرمک نور نیست؛ در حالی واقعا نور است، ولی به سبب شدت ضعف انسان را به شک می اندازد.

به هر حال، حقیقت محبت را می بایست در همان عصاره رحمت رحیمی یافت که میان دو سویه وجود دارد. این رحمت رحیمی است که انسان را بالا می کشد؛ زیرا بر اساس آیه ۵۴ سوره مائده، محبت الهی مقدم بر محبت انسانی است؛ یعنی نخست خدا به رحمت رحیمی در قالب محبت به انسان نظر لطف می افکند، سپس محبت در قلب انسان نسبت به خدای رحیم جوانه می زند و انسان نیز خدا را محبوب خویش قرار می دهد.

البته عنایت الهی به برخی از انسان ها به سبب آن است که نوعی تناسب میان خدا و بنده اش ایجاد شده است؛ یعنی بنده براساس هدایت فطری – الهامی تکوینی(طه، آیه ۵۰)، عمل کرده و برخلاف آن نرفته است.(بقره، آیات ۲ و ۳) اینگونه است که بنده مورد تفضل و رحمت خاص قرار گرفته و رحمت رحیمی در قالب هدایت تشریعی وحیانی به او رسیده و او نیز مبتنی بر آن عمل کرده است و رنگ خدایی گرفته است(بقره، آیات ۲۱ و ۱۳۸) این گونه است که با ایجاد تناسب بیش تر محبت بیش تری نیز از مقام رحمت رحیمی بر بنده نازل می شود.

اصولا از نظر قرآن، محبت میان افراد مبتنی بر تناسب میان آنان است؛ از همین روست که کافر با کافر، خبیث با خبیث، مومن با مومن، طیب با طیب رابطه محبت آمیز دارند.(فصلت، آیه ۲۵؛ نور، آیه ۲۶) بر همین اساس گفته شده : کبوتر با کبوتر، باز با باز/ کند هم جنس با هم جنس پرواز.

آثار محبت الهی در انسان

بی گمان برترین نوع و درجه محبت، همان محبت دوسویه انسان با خدا است که اگر در قالب تمامیت آن، یعنی «أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» باشد، آثار بسیاری برآن مترتب است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. فنا در محبت الهی: از مهم ترین آثار محبت الهی آنان است که محبوب در فنای الهی غرق می شود تا جایی که دیگر به کسی دیگر دل نمی بندد و تنها دل به او می دهد؛ زیرا خدا به صراحت می فرماید: مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ؛ خداوند براى هیچ مردى در درونش دو دل ننهاده است.(احزاب، آیه ۴) پس در یک قلب دو محبوب نمی توان قرارگیرد، به ویژه که خدا محبوبی است که همه قلب را به «صمدانیت» خویش پر می کند و جایی خالی نمی گذارد. از همین روست که محبان الهی وقتی شیرینی محبت او را چشیده باشند، دیگر جایی دیگر برای گدایی محبت نمی روند؛ چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: إِلٰهِى مَنْ ذَا الَّذِى ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنْکَ بَدَلاً ؟ معبودم، کیست آن‌که شیرینی محبّتت را چشید پس به‌جای تو دیگری را برگزید؟(مفاتیح الجنان، دعای خمسه عشر، دعای محبین)
  2. قرب الهی: کسی که گرفتار محبت الهی باشد، به خدا نزدیک شده و از مقربان درگاه الهی می شود؛ زیرا این افراد از رحمت رحیمی برخوردار هستند و خدا محبوبان خویش را به خویش نزدیک می کند، و هرگز رابطه محب و محبوب به هم نمی خورد و محب محبوب خویش را از خویش دور نمی سازد. پس خدا هماره کسانی را مقرب درگاه خویش قرار می دهد که « «أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» باشند و جز خدا حبیب و محبوبی نداشته باشند. امامان معصوم(ع) به سبب همین جزو مقربان الهی هستند.(مطففین، آیات ۲۱ و ۲۸؛ واقعه، آیه ۱۱) امام سجاد(ع) درباره این اثر محبت الهی در قلب انسان می فرماید: وَمَنْ ذَا الَّذِى أَنَسَ بِقُرْبِکَ فَابْتَغَىٰ عَنْکَ حِوَلاً ؟ و کیست آن‌که با مقام قرب تو انس یافت پس مایل به روی برتافتن از تو شد؟(دعای محبین)
  3. لقاء الله و رضوان الله: از آثار محبت الهی به محبوبان این است که محبوبان خدا، با پروردگاری ملاقات می کنند که تجلی انوار همه صفات الهی است. از این روست که تحت ولایت مستقیم الله قرار می گیرند و از همه جلوه های وجه الله بهره می برند و در مقام  رضا و رضوان در بهشت قربی جایی می گیرند که از آن برتر نباشد؛ یعنی در مقام قرار می گیرند که خدا درباره آن می فرماید: فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ؛ در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانایند (قمر، آیه ۵۵)؛ چرا که پروردگاری در این مقام همان پروردگاری است که تجلی همه صفات و انوار الهی است: تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ .(الرحمن، آیه ۷۸) این گونه است که مقرب محبوب به محبت الهی چنان غرق در محبت الهی و مشاهدات وجه الله است که هیچ چیزدیگر جای آن را نمی گیرد. امام سجاد (ع) در نیایش خویش متوجه این آثار برای محبت الهی است و می فرماید: إِلٰهِى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُ لِقُرْبِکَ وَوِلایَتِکَ، وَأَخْلَصْتَهُ لِوُدِّکَ وَمَحَبَّتِکَ، وَشَوَّقْتَهُ إِلَىٰ لِقائِکَ، وَرَضَّیْتَهُ بِقَضَائِکَ، وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ إِلَىٰ وَجْهِکَ، وَحَبَوْتَهُ بِرِضَاکَ، وَأَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِکَ وَقِلَاکَ، وَبَوَّأْتَهُ مَقْعَدَ الصِّدْقِ فِى جِوارِکَ، وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِکَ، وَأَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِکَ، وَهَیَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرادَتِکَ، وَاجْتَبَیْتَهُ لِمُشَاهَدَتِکَ؛ وَأَخْلَیْتَ وَجْهَهُ لَکَ، وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّکَ، وَرَغَّبْتَهُ فِیما عِنْدَکَ، وَأَلْهَمْتَهُ ذِکْرَکَ، وَأَوْزَعْتَهُ شُکْرَکَ، وَشَغَلْتَهُ بِطَاعَتِکَ، وَصَیَّرْتَهُ مِنْ صَالِحِى بَرِیَّتِکَ، وَاخْتَرْتَهُ لِمُنَاجَاتِکَ، وَقَطَعْتَ عَنْهُ کُلَّ شَىْءٍ یَقْطَعُهُ عَنْکَ ؛ خدایا، ما را از کسانی قرار ده که برای قرب ولایتت برگزیدی و برای دوستی و محبتت خالص نمودی و برای دیدارت مشتاق کردی و به قضایت راضی ساختی و نعمت نگاه به جمالت را عطایش کردی و به خشنودی‌ات از او حمایت کردی و از غم هجران و دوری‌ات پناه دادی و در جوارت در جایگاه راستی جای دادی و به شناخت خود مخصوصشان کردی و برای بندگی‌ات سزاوارش نمودی و به اراده‌ات دلباخته‌اش کردی و برای تماشای جمالت برگزیدی؛ و رویش را برای خود از غیر، پاک کردی و دلش را برای عشقت تهی نمودی و آن را به‌سوی آنچه نزد توست مشتاق فرمودی و یادت را به او الهام کردی و سپاس‌گزاری‌ات را نصیبش نمودی و به طاعتت مشغول ساختی و او را از بندگان شایسته‌ات گرداندی و برای راز و نیازت انتخاب کردی و جدا کردی از او هرچه که او را از تو جدا می‌کند.(دعای محبین)
  4. خضوع و خشوع: کسی که اهل محبت الهی است، تنها در برابر خدا خاضع و خاشع است و از عظمت الهی در خشیت و خوف علمی است. از این روست که در اعتدال کامل میان خوف و رجا قرار دارد و در عین آن که حزن و اندوهی ندارد، چنان از مقام عظمت الهی خشیت دارد که جز به عبادت و بندگی نمی تواند دمی را بگذارند، در حقیقت گرفتار محبت الهی، دایم در نماز و دایم در ذکر است. راحت خویش را در عبادت و بندگی می بیند و لذت را در حسن بلای الهی می جوید.(مائده، آیه ۵۴) از همین روست که عالمانه و عاقلانه اهل مناجات، تهجد شبانه و روزه و نماز و تلاوت قرآن هستند(مزمل، آیه ۲۰؛ سجده، آیات ۱۵ تا ۱۷) امام سجاد(ع) درباره این حالت محبان می فرماید: اللّٰهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ الارْتِیاحُ إِلَیْکَ وَالْحَنِینُ، وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَالْأَنِینُ، جِباهُهُمْ سَاجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَعُیُونُهُمْ سَاهِرَهٌ فِى خِدْمَتِکَ، وَدُمُوعُهُمْ سَائِلَهٌ مِنْ خَشْیَتِکَ، وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَأَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهَابَتِکَ؛ خدایا ما را از کسانی قرار ده که شیوه‌هایشان و اشتیاقشان آرام گرفتن به درگاه توست و روزگارشان آه و ناله است و پیشانی‌شان در پیشگاه عظمتت بر سجده و دیدگانشان در خدمتت بی‌خواب و اشکشان از ترس تو روان و دل‌هاشان به عشقت آویخته و قلوبشان از حرمت و ارجمندی‌ات از جا کنده است.(مفاتیح الجنان، دعای محبین) البته این خضوع و تذلل در برابر خدا و فروتنی و تواضع دربرابر مومنان چیزی جز حقیقت عزت را به دنبال نخواهد داشت.(مائده، آیه ۵۴)
  5. نور قداست الهی: کسی که در مقام مقربان قرار می گیرد، از تمامیت انوار صفات الهی بهره مند می شود؛ زیرا مقام قدس، مقام رهایی از نواقص است؛ چنان که مقام تسبیح، مقام رهایی از عیب است؛ یعنی اگر چیزی از صد جزء، ۹۹ جزء را داشته باشد، معیوب است؛ و اگر چیزی صد جزء را داشته باشد، ولی با کیفیت آن را نداشته باشد، ناقص است؛ پس اگر شخصی همه صفات الهی را در تمامیت کیفیت آن داشته باشد، در مقام سبوح و قدوس قرار دارد. این بدان معناست که اگر کسی بخواهد از انوار مقام قدس الهی بهره مند شود، می بایست جزو محبان و مقربان قرار گیرد تا محبوب و مقرب الهی شود؛ زیرا تنها در این شرایط است که می تواند از همه انوار صفات الهی را در تمامیت کمالی آن بهره مند شود. امام سجاد(ع) در این باره می فرماید: یَا مَنْ أَنْوارُ قُدْسِهِ لِأَبْصَارِ مُحِبِّیهِ رَائِقَهٌ ، وَسُبُحَاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عَارِفِیهِ شَائِفَهٌ ، یَا مُنَىٰ قُلُوبِ الْمُشْتَاقِینَ، وَیَا غَایَهَ آمَالِ الْمُحِبِّینَ؛ ای آن‌که انوار قدسش برای دیدگان محبانش جلوه‌گر است و شکوه و عظمت دانشش برای قلوب عارفانش دیدنی است، ای آرمان دل مشتاقان، ای نهایت آروزهای محبان.
  6. اطاعت از حبیب الله و محبت آنان: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، کسب محبت الهی و محبوب قرار گرفتن مشروط به اطاعت و اتباع از حبیب الله است.(آل عمران، آیه ۳۱) بنابراین، اگر بخواهیم از رحمت رحیمی و محبت الهی بهره مند شویم، می بایست حبیب الله(ص) و نفس ایشان(آل عمران، آیه ۶۱) و اهل بیت ایشان (احزاب، آیه ۳۳) را واسطه محبت خویش قرار دهیم تا محبوب خدا قرار گیریم. از همین روست که امام سجاد(ع) خواهان ایجاد چنین حلقه وصل و اتصالی می شود تا جزو مقربان محبوب قرار گیرد. ایشان می فرماید: أَسْأَلُکَ حُبَّکَ، وَحُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ، وَحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یُوصِلُنِى إِلَىٰ قُرْبِکَ؛ از تو می‌خواهم دوستی خودت را و دوستی آنان‌که تو را دوست دارند و دوستی هر کاری که مرا به میدان قرب تو می‌رساند.(دعای محبین) از آموزه های وحیانی قرآن به دست می آید که اگر رحمت رحیمی الهی نباشد هرگز رابطه و پیوند محبت آمیز در سطح مودت میان مومنان با اهل بیت(ع) ایجاد نمی شود(ممتحنه، آیه ۷)؛ چنان که ایجاد پیوند محبت آمیز و تالیف قلوب مومنان تنها به سبب اعتصام وتمسک به وجود اهل بیت(ع) است(آل عمران، آیه ۱۰۳)؛ زیرا مقصود از «حبل الله» قرآن و ولایت اهل بیت(علیهم السلام)است. (تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۱۹۴) پس کسی که بخواهد محبوب خدا شود می بایست از محبت الهی نسبت به حبیب الله و مودت اهل بیت(ع) بهره مند باشد؛ زیرا این محبت و مودت و اطاعت همه جلوه های از رحمت رحیمی خدا و تمسک به ولایت الهی در قالب ولایت معصومان(ع) و محبت به ایشان است.
  7. اطاعت از خدا: بی گمان حقیقت محبت جز به اتباع و اطاعت معنا نمی یابد؛ کسی نمی تواند بگوید فلانی محبوب من است، و در همان حال توجه اش به دیگری باشد یا مطیع دیگری بوده و به عصیان و نافرمانی از محبوب اقدام کند. ازهمین روست که خدا اطاعت را به عنوان باطن محبت می داند، یعنی کسی که دیگری را محبوب خویش قرار می دهد، مطیع محض اوست و هیچ گرایشی به دیگری نداشته و مخالفتی نیز با محبوب نخواهد داشت. در همین راستا تلاش می کند تا کاری کند که توجه و اهتمام محبوب به سویش باشد و حتی اگر ظرف وجودش را آماج تیر بلایا قرار دهد، محب هرگز دل از محبوب نکند و از او دور نشود، بلکه به دامن او آویزد و محبت او را در بحبوبه بلایا بجوید و دل در گرو محبوب کوزه شکن کند؛ چرا که می داند: «اگر با من نبودش هیچ میلی / چرا ظرف مرا بشکست لیلی.» امام صادق علیه السلام می فرماید: إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَل‏؛ گرفتارترین مردمان در بلا، پیامبران و سپس به ترتیب کسانی هستند که در مقام پس از ایشان قرار دارند. (کافی، ج۲، ص۲۵۳) ـ هم چنین آن حضرت(ع) می فرماید: مَا أَحَبَّ اللَّهُ قَوْماً إِلَّا ابْتَلَاهُم‏؛ خداوند قومی را دوست ندارد، مگر آن که آنها را مبتلا سازد. (همان) و نیز آن حضرت(ع) می فرماید: إنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً؛ خداوند وقتی بنده ای را دوست دارد، او را به شدت در بلا فرو می برد.(کافی، ج۲، ص۲۵۴) واژه «غتّ» به معنای فرو بردن، غرق کردن، نهان کردن و مانند آن است. شاعر می سراید: هر که در این بزم مقربتر است / جام بلا بیشترش می دهند. بر همین اساس در کلمات بزرگان آمده است که «البلاء للولاء؛ بلای الهی برای اهل ولایت الله است.» امام سجاد(ع) نیز می فرماید: وَأَنْ تَجْعَلَکَ أَحَبَّ إِلَىَّ مِمَّا سِوَاکَ، وَأَنْ تَجْعَلَ حُبِّى إِیَّاکَ قائِداً إِلَىٰ رِضْوَانِکَ، وَشَوْقِى إِلَیْکَ ذَائِداً عَنْ عِصْیانِکَ، وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ إِلَیْکَ عَلَىَّ، وَانْظُرْ بِعَیْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ إِلَىَّ، وَلَا تَصْرِفْ عَنِّى وَجْهَکَ، وَاجْعَلْنِى مِنْ أَهْلِ الْإِسْعادِ وَالْحِظْوَهِ عِنْدَکَ، یَا مُجِیبُ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ و اینکه خودت را نزد من محبوب‌تر از دیگران قرار دهی و عشقم را به وجودت راهبر به‌سوی خرسندی‌ات گردانی و شوقم را به حضرتت بازدارنده از نافرمانی‌ات سازی، خدایا تماشای زیبایی وجودت را بر من منّت گذار و به من به دیده عشق و عاطفه بنگر و رویت از من متاب و مرا نزد خود از اهل خوشبختی و بهره‌مندی قرار ده، ای اجابت کننده، ای مهربان‌ترین مهربانان.(دعای محبین)