مبانی و اصول قرآنی اقتصاد مقاومتی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

اقتصاد مقاومتی اصطلاحی است که مقام معظم رهبری مدظله العالی در برابر جنگ اقتصادی دشمنان وضع کرده است. ایشان خود به بیان بسیاری از اصول و مبانی و راهکارهای آن اشاره کرده است. نویسنده با نگاهی دیگر با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا مبانی و اصول و قواعد اقتصاد مقاومتی را تبیین نماید. با هم این ممطلب را از نظر می گذرانیم.

مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی

اقتصاد از نظر آموزه های قرآنی قوام جامعه است؛ به این معنا که جامعه بشری به اقتصاد بر پا می ایستد؛ زیرا آن چه که مردمان را حتی در کوچک خرد و کوچکی چون خانواده دور هم گرد می آورد پاسخ گویی به نیازهای آرامشی و آسایشی یعنی روحی و جسمی بشر است؛ چرا که انسان سعادت را در این دو اصل جست و جو و معنا می کند.

خداوند در آیه ۳۴ سوره نساء در باره خانواده کوچک می فرماید: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ؛ مردان، قوام زنانند، به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و نیز به دلیل آنکه از اموالشان خرج مى‏کنند.

در این آیه دو دلیل برای قوّام بودن مردان بیان شده که یکی عنصر برتری و فضلیت ذاتی مردان است و دیگری مساله انفاق اموالی که مرد نسبت به زن انجام می دهد. پس عنصر اقتصادی، نقش کلیدی و اساسی را در قوام یافتن خانواده و برخورداری مرد به عنوان قوّام بودن دارد؛ پس اگر از فضلیت و برتری ذاتی مرد بگذریم، اگر مردی نتواند اقتصاد خانواده را تامین کند، دیگر نمی توان او را قوام خانواده دانست؛ زیرا فاقد یکی از شروط آن است.

خداوند درباره نقش اقتصاد در جامعه بشری نیز می فرماید: وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً؛ و اموال خود را- که خداوند آن را وسیله قوام زندگى شما قرار داده- به سفیهان و بی خردان مدهید.(نساء، آیه ۵)

در این آیه خداوند اموال یعنی امر اقتصادی را به عنوان عامل قیام جامعه دانسته است. پس می بایست گفت که نقشی که اقتصاد در جامعه ایفا می کند همانند ستون میانی خیمه است که خیمه را بر پا نگه می دارد و به آن معنا و مفهوم می بخشد؛ پس اگر اقتصادی جامعه از میان برود یا سست و ضعیف شود به همان میزان جامعه آسیب می بیند.

به هر حال از این آیه و آیات دیگر قرآنی می توان اهمیت اقتصاد را در زندگی بشر و نیز برپایی جامعه به دست آورد. البته خداوند در آیاتی چون ۸۵ سوره اعراف و ۸۴ تا ۸۶ سوره هود تأمین سعادت واقعى انسان را در سایه یکتاپرستى، سلامت امور اقتصادى و پرهیز از فسادانگیزى دانسته و در آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷سوره بقره و ۳۹ سوره نساء و ۲ و ۳ سوره انفال و آیات دیگر، امور اقتصادى و معیشتى مردم را داراى چنان جایگاهى مهمّ در حدّ مسائل اعتقادى و عبادى قرار داده است.

از نظر قرآن اقتصاد تنها در حوزه امور مادی انسان و جامعه نقش ندارد، بلکه نقشی فراتر از آن می توان برای اقتصاد تعریف کرد. از همین روست که خداوند برنقش بهره‌مندى‌هاى اقتصادى در اموری معنوی و معنویّت تاکید می کند.(توبه، آیه ۷۵؛ صف، آیات ۱۰ تا ۱۲)

پس بر اساس آموزه های قرآنی اصولا اقتصاد نقش قوام بخشی را برای خانواده و جامعه و حتی معنویت بشر داراست و نمی توان این نقش اقتصاد را نادیده گرفت.

به سخن دیگر، حتی اگر اقتصاد جدا از حوزه جنگ مورد ارزیابی قرار گیرد می بایست چنان مورد اهمیت قرار گیرد که در کنار امور عبادی به آن پرداخته شود(بقره، آیه ۳ و آیات دیگر)؛ زیرا قوام جامعه است.

البته اصطلاح اقتصاد مقاومتی در برابر وضعیت جنگی تعریف شده است؛ به این معنا که در زمانی که دشمنان از همه حربه ها برای به زانو در آوردن جامعه اسلامی بهره می گیرند و با تحریم اقتصادی و مانند آن می کوشند تا جامعه را تضعیف کرده و آن را شکست دهند. در حقیقت اقتصاد مقاومتی به اقتصادی گفته می شود که برای شرایط سخت جنگی و هجوم دشمنان به جامعه اسلامی سامان می یابد؛ اما اگر به دقت در مساله اقتصادی و نقش کلیدی آن در جامعه توجه شود، روشن می شود که جامعه می بایست هماره اقتصاد مقاومتی را در برنامه داشته باشد؛ زیرا همان طوری که قوام جامعه به اقتصاد است، هم چنین اقتصادی می تواند پایدار و شکوفا و پویا باشد که از عنصر اقتصاد مقاومتی برخوردار باشد و تحت تاثیر شرایط سخت طبیعی و یا غیر طبیعی چون جنگ و تحریم و مانند آن ها بتواند برقرار باشد و نقش قوام بخشی خود ایفا کند.

به سخن دیگر، بر اساس آموزه های قرآنی، اقتصاد جامعه باید بر عنصر اقتصاد مقاومتی شکل گیرد تا هم از نظر درونی قوام بخش باشد و هم از نظر بیرونی بتواند در برابر فشارهای گوناگونی چون خشکسالی، زلزله، جنگ و تحریم مقاومت داشته باشد.

آیات قرآنی از انسان ها می خواهد تا مسئولیت خویش را به عنوان خلیفه الهی در زمین با آبادانی و استعمار زمین که همان فعالیت های اقتصادی است(هود، آیه ۶۱) به درستی انجام دهند؛ زیرا این گونه است که انسان می تواند به کمال خویش دست یابد و به عنوان انسان کامل به بهشت برین در آید؛ زیرا همان طوری که ایمان به عنوان عمل صالح در آموزه های قرآنی عامل ورود به بهشت معرفی شده، اعمال اقتصادی بسیاری چون انفاق، احسان مالی، اکرام مالی، اطعام، صدقه، قرض الحسنه و مانند آن ها به عنوان عمل صالح عامل اصلی ورود به بهشت دانسته شده است؛ در حقیقت دو بال پرواز بشر عملی صالح ایمانی و عمل صالح در قالب عبادی و اقتصادی است که انسان را به سعادت ابدی می رساند.(فاطر، آیه ۱۰؛ آیات پیش گفته)

ضرورت اقتصاد مقاومتی

بر اساس آیات قرآنی داشتن اقتصاد مقاومتی همانند اقتصاد قوام بخش ضروری و لازم جامعه اسلامی است. جامعه اسلامی نه تنها باید دارای اقتصادی سالم و شکوفا و قوام بخش باشد، بلکه باید دارای اقتصاد مقاومتی باشد که آن را از دشمنان حفظ کرده و اجازه ندهد تا جامعه اسلامی خوار و ذلیل در برابر دشمنان شود.

در آیات قرآنی بر ضرورت اقتصاد مقاومتی به اشکال گوناگون تاکید شده است. از جمله مهم ترین آیاتی که می تواند این وجوب و ضرورت را بیان کند، آیه ۲۸ سوره توبه است. خداوند در این آیه نه تنها نیازمندی اقتصادی جامعه اسلامی را عامل وابستگی جامعه و ذلت و خواری آن می داند بلکه قطع وابستگى اقتصادى به بیگانگان را مورد تشویق قرار داده ونسبت به کسانی که نگران اختلال نظام اقتصادى خود پس از قطع رابطه با مشرکان و دشمنان هستند، یادآور می شود که چنین امری نه تنها اختلالی را موجب نمی شود بلکه باعث رونق اقتصادی و شکوفایی آن شده و رشد و پیشرفت اقتصاد ملی را سبب خواهد شد. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَهً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، حقیقت این است که مشرکان ناپاکند، پس نباید از سال آینده به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر [در این قطع رابطه‏] از فقر بیمناکید، پس به زودى خدا- اگر بخواهد- شما را به فضل خویش بى‏نیاز مى‏گرداند، که خدا داناى حکیم است.

وقتی به این آیه نگاه می شود نگرانی برخی از دولتمردان امروز معنا جالبی می یابد. در حقیقت برخی از دولتمردان امروز نگران آن هستند که عدم آمد و شد اروپایی ها و آمریکاییها که دشمنان سوگند خورده ایران اسلامی هستند، می تواند موجب فقر اقتصادی جامعه اسلامی شده و مردم از نظر اقتصادی با مشکل مواجه شوند. در حالی که آیه می فرماید پیش از آن که دشمنان شما تهدید به تحریم کنند یا شما را تحریم نمایند شما پیشگام شوید و آنان را تحریم کنید تا این گونه با خود اتکایی و توکل به خداوند از فضل الهی بهره مند شوید. بی گمان خداوند به همه ریز و درشت زندگی شما عالم است و هم حکیمانه و خردمندانه حکم می کند و به شما دستور می دهد و این گونه هدف های متعالی شما که همان غنای اقتصادی و استقلال است فراهم می آید.

اصول اثباتی اقتصاد مقاومتی

برای اقتصاد مقاومتی که بتواند دو کارکرد قوام بخشی برای جامعه و مقاومت در برابر شرایط سخت طبیعی و غیر طبیعی چون جنگ و تحریم های اقتصادی داشته باشد، باید اصولی را مراعات کرد که شامل اصول اثباتی و اصول منفی است. مراد از اصول اثباتی اصولی است که به ما می آموزد چگونه عمل کنیم تا به اقتصاد قوامی و مقاوم دست یابیم؛ اصول منفی یعنی اصولی که باید در حوزه آسیب شناسی به آن توجه داشت و اجازه نداد تا در جامعه و اقتصاد رخنه کند.

البته اصول اقتصادی که باید به آن ها توجه داشت تنها در یک مرتبه از عمل اقتصادی نیست، بلکه همه ابعاد و مراتب و مراحل اقتصادی را در برمی گیرد؛ به این معنا که از پیش از تولید تا پس از مصرف را شامل می شود. پس اگر عمل اقتصادی شامل تولید و توزیع و مصرف باشد، نه تنها به بخش تولید که عمل صرف اقتصادی است بسنده نمی شود بلکه فراتر از تولید به مسایل پیش از تولید یعنی منابع و ثروت، و پس از مصرف یعنی مسایل پسمانده ها نیز توجه می شود.

مهم ترین اصولی که باید در حوزه اثباتی به آن ها اشاره کرد اصول زیر است:

  1. توزیع عادلانه ثروت: شاید یکی از مهم ترین اصول اقتصاد مقاومتی توزیع عادلانه ثروت جامعه است. هر جامعه ای دارای ثروت های خدادادی از زمین، آب، خاک، جنگل، گیاهان، جانوران، معادن و کانی ها و مانند آن هاست که بشر در تولید آن ها نقشی نداشته است. این ها ثروت های خداداد و نعمت های الهی است که همگان در آن یکسان است و هیچ فرق و تفاوتی میان کسی با کسی نیست. از همین روست که در حوزه انفال و فیء همگان از حقوق برابری برخوردار هستند و کسی نمی تواند آن را به نفع خود یا گروه و جناح و حزبی مصادره کند. خداوند در آیات قرآنی یکی از مهم ترین مسئولیت های رهبران جامعه را توزیع عادلانه ثروت های خداداد معرفی کرده است.(انفال، آیه ۱؛ حشر، آیه ۷) البته انفال و فیء می تواند شامل بخشی دیگر از ثروت ها مانند ثروت و اموالی تولید انسانی نیز باشد که به هر طریقی در اختیار جامعه قرار گرفته است. در این گونه اموال نیز همگان برابرند و هیچ کسی حق اولویتی ندارد. بنابراین، بر دولت و رهبران جامعه است تا منابع ملی چون نفت و گاز و یا ثروت به دست آمده از آن ها را به طور مساوی در اختیار جامعه قرار دهند. در این صورت است که اقتصادی مقاومتی می تواند شکل گیرد، زیرا همه جامعه در عمل اقتصادی مشارکت فعال خواهند داشت؛ چرا که ثروت و منابع تولیدی را در اختیار داشته و می توانند آن را برای عمل اقتصادی به کار گیرند.
  2. کار اقتصادی: البته ثروت به تنهایی نمی تواند تولید ثروت کند مگر آن که عمل اقتصادی در کنار آن باشد. از همین روست که در آموزه های قرانی بر عنصر کار تاکید شده است. از نظر قرآن اصولا انسان یکی از مهم ترین مسئولیت ها و تکالیفی که به عنوان انسان بر عهده دارد، کارکردن است. آیات بسیاری بر نقش کلیدی کار در تولید ثروت و کسب نعمت و افزایش قدرت اقتصادی بشر تاکید دارد. خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که هر آن چه که نیاز بشر برای فعالیت اقتصادی است در اختیار بشر قرار داده شده است. این انسان است که باید با کار و عمل اقتصادی آن منابع را برای بهره گیری بهتر و آسان تر تغییر دهد.(هود، آیه ۶۱؛ نحل، آیه ۱۴؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، آیه ۷۳؛ روم، آیه ۴۶؛ جاثیه، آیه ۱۲؛ جمعه، آیه ۱۰؛ ملک، آیه ۱۵) بنابراین، آن چه در اقتصاد مقاومتی به عنوان یک اصل می بایست مورد توجه قرار گیرد، کار و عمل اقتصادی است تا آن ثروت و منابع خداداد به یک کالا تبدیل شود که ارزش افزوده آن بیش تر از پیش باشد. بنابراین، خام فروشی نفت یا معادن و کانی ها دیگر، نمی تواند یک عمل اقتصادی در چارچوب اقتصاد مقاومتی باشد، بلکه باید با تغییراتی که بشر در آن انجام می دهد و کار و عمل اقتصادی آن را تبدیل به کالایی بهتر و گران تر نماید و این گونه بر ثروت جامعه بیافزاید.
  3. عدالت خدماتی در توزیع : پس از آن که ثروت خداداد با کار اقتصادی به کالایی با ارزش افزوده ای تبدیل شد، باید در توزیع و در مرحله خدمات نیز عدالت رعایت شود. بر همین اساس است که اموری چون مراعات در توزین بسیار مورد تاکید قرار می گیرد؛ زیرا مراعات وزن و پیمانه در هنگام خرید و فروش که یک عمل خدماتی در حوزه اقتصاد است می تواند عدالت را تامین کند و جلوی ظلم و ستم را بگیرد.(انعام، آیه ۱۵۲؛ رحمان، آیه ۹؛ حدید، آیه ۲۵)
  4. از نظر آموزه های قرآنی اگر عدالت توزیعی در هنگام خدمات مراعات نشود، اقتصاد از درون دچار فروپاشی می شود و جامعه در نهایت دچار رکود اقتصادی و تورم و مانند آن می شود و زمینه رشد و شکوفایی آن سلب شده و دیگر نمی تواند اقتصاد قوام بخشی باشد چه رسد که بتواند در برابر مشکلاتی چون جنگ و تحریم های اقتصادی مقاومت کند و جلو حملات اقتصادی دشمن را بگیرد.
  5. گردش آزاد ثروت: از دیگر اصول اقتصاد قوام بخش و مقاوم ، گردش آزاد ثروت است. در حقیقت ثروتی که در اختیار جامعه است باید به گونه ای باشد که در اختیار همه جامعه قرار گیرد و هماره در جریان و گردش باشد؛ گردش ثروت از نوعی انفالی و یا ارزش افزوده ای که پس از کار اقتصادی به دست می آید، می تواند شادابی اقتصادی را به دنبال داشته باشد؛ زیرا همگان احساس نقش کرده و خود را مسئول و موظف نسبت به اقتصاد دانسته و برای افزایش آن تلاش و کار می کنند.(توبه، ایه ۳۴؛ حشر، آیه ۷)
  6. خوداتکایی: از اصول دیگر اقتصاد مقاومتی، خوداتکایی است. جامعه می بایست به داشته های خود اتکا و تکیه کند؛ زیرا هر جامعه ای در هر منطقه جغرافیایی که شکل گیرد، دارای منابعی است که می تواند به آن بسنده کرد و به شکوفایی برسد؛ در حقیقت خداوند زمین را به گونه ای قرار داده که انسان بتواند به سادگی نیازهای اقتصادی خود را برآورده سازد. خودکفایی اقتصادی با خود اتکایی شکل می گیرد. البته ممکن است که جامعه از برخی از نعمت ها محروم باشد، ولی آن چه که نیاز ابتدایی بشر است در هر منطقه تامین می شود. وقتی اقتصاد به خودکفایی برسد آن زمان دیگر تحت تاثیر فشارهای اقتصادی شکست نمی خورد و می تواند دوام بیابد و حتی در فرآیندی به نیازهای خود پاسخی درخور دهد و اقتصاد خود را بازسازی و به شکلی بهبود بخشد.
  7. قناعت: بر پایه اصل پیشین می بایست به اصل قناعت نیز توجه داد. اصولا قناعت به معنای بسنده کردن به داشته های خود است. اگر جامعه به داشته های خود بسنده کند می تواند بی هیچ ترسی اقتصاد خود را حفظ کرده و مقاوم سازد.
  8. مصرف بهینه: مصرف بهینه از دیگر اصول اقتصاد مقاومتی است. این که چنان مصرف کند که نیازهای را به درستی برآورده کرده و ثروت و کالا را حفظ کند. در آیات قرآنی به این اصول اخیر در چارچوب پرهیز از تبذیر و اسراف اشاره شده است.(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، ایه ۳۱؛ اسراء، آیه ۲۶؛ فرقان، آیه ۶۷)
  9. بازآفرینی و بازیافت کالا و ثروت: در آیات قرآنی بیان شده که انسان می بایست در استعمار و آبادانی زمین بکوشد و با کار و عمل تولیداتی داشته و بر ثروت خود و جامعه بیافزاید و بخشی را انفاق کند. این استعمار شامل تغییر در خلقت برخی از امور نیز می شود؛ زیرا با تغییر است که می تواند آن را برای استفاده یا استفاده بهتر به کار گرفت. پس از استفاده نیز می بایست به گونه ای عمل کرد که نه تنها آسیبی به محیط زیست آبی و خاکی وارد نشود، بلکه قابل بازیافت بوده و در اشکال دیگر مورد بهره گیری قرار گیرد تا این گونه نه تنها ثروت از دست نرود، بلکه به شکلی دیگر در چرخه اقتصادی باقی بماند.

اصول منفی

در بخش اصول منفی می توان به سه توجه داشت.

شناخت آسیب ها و موانع اقتصاد مقاومتی و دفع و رفع موانع را می بایست از اصول منفی آن بر شمرد. قرآن به این بخش در حوزه های پیش از تولید، تولید، توزیع و مصرف و پس از مصرف نیز توجه داشته است. از جمله اصولی که در این بخش مطرح است می توان به چون مخالفت با انواع رباخواری، تکاثر و کنزاندوزی، عدم گردش جریان سالم ثروت، ویژه خواری، انحصار طلبی و مانند آن ها که مخالف با اصل عدالت است، اشاره کرد. هم چنین در آیات قرآنی به اصولی عدم جواز زیاده روی در مصرف ، حرمت اسراف و تبذیر و افراط امور اقتصادی اشاره کرد.

هر چند که بخش آسیب شناسی متاخر از اصول اثباتی آن بیان می شود ولی باید گفت که این اصول می بایست در اولویت قرار گیرد؛ چرا که در هر حرکت و عمل اثباتی نخست باید موانع برداشته شود و پس از رفع موانع یا دفع موانع احتمالی، اقدام به عمل کرد. به تعبیر مولانا جلال الدین مولوی بلخی: اول ای جان دفع شر موش کن/ وانگهان در جمع گندم کوش(جوش) کن.

مهم ترین اصول در بخش آسیب های اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

  1. ممنوعیت انحصار ثروت ملی: چنان که گفته شد ثروت ملی به یکسان باید در اختیار جامعه قرار گیرد. پس انحصار ثروت ملی در دست گروه و یا جناح یا افرادی خلاف اقتصاد قوام بخش و اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا انحصار نه تنها خلاف اصل عدالت است، بلکه موجب می شود تا مشارکت مردمی در اقتصاد کاهش یافته و منابع اقتصادی در دست گروهی قرار گیرد که فرصت کار و عمل را از دیگران می گیرند و فساد و تباهی اقتصادی چون کنز، اتراف، تکاثر، رباخواری و مانند آن ها را موجب می شوند.(توبه، ایه ۳۴؛ حشر، آیه ۷؛ حدید، آیه ۲۵؛ و نیز شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید: ج ۲۰ ص ۳۴۵ ح ۹۶۱.)
  2. ممنوعیت ویژه خواری: رانت خواری و ویژه خواری یعنی بهره مندی از شرایط خاص نیز خلاف اصل عدالت و ممنوعیت انحصار است.(همان)
  3. رباخواری: از دیگر موانع رشد اقتصادی رباخواری است. نظام اقتصادی چه بانکی و چه غیر بانکی آن اگر مبتلا به رباخواری شود، اقتصاد از حالت رشد و شکوفایی به اقتصاد بیماری تبدیل می شود که نه تنها قوام نخواهد یافت بلکه از درون فرو می پاشد؛ زیرا هیچ عمل اقتصادی واقعی انجام نمی گیرد و ثروت از گردش سالم تولید خارج شده و به سمت خدماتی ویرانگری می رود که اقتصاد را می پوساند و به فرسایش می برد. این گونه است که دیگر سخن گفتن از اقتصاد مقاومتی که بتواند در برابر دشمنان و وضعیت بحران مقاوم باشد لغو و بیهوده است.(بقره،آیات ۲۷۵ و ۲۷۶؛ ۲۷۸ و ۲۷۹ و آیات بسیاردیگر)
  4. کنزثروت: از دیگر عوامل منفی در اقتصاد کنز آن به شکل سکه و ذخیره سازی و خارج کردن از گردش است. چنین عملی موجب می شود تا ثروتی برای تولید در اختیار مدیریت و نیروی کار قرار نگیرد. در آیات قرآنی یکی از مهم ترین عوامل در بحران اقتصادی را کنزاندوزی مطرح می کند و آن را امری نادرست وحرام بر می شمارد. پس همان طوری که ثروت عمومی و انفال باید در اختیار کار و اقتصاد تولیدی قرار گیرد باید جلوی انباشت ثروت و کنزکردن آن را گرفت و نگذاشت تا به شکل سکه از دور عمل اقتصادی خارج شود و در گوشه های گاوصندوق ها و مانند آن خاک بخورد بی آن که تاثیری در شکوفایی و تولید اقتصادی داشته باشد.(توبه، آیه ۳۴؛ حشر، آیه ۷ و ایات دیگر)
  5. اسراف: از دیگر موانع اقتصاد مقاومتی اسراف است؛ زیرا مصرفی بی اندازه و بی فایده ثروت و کالا و خدماتی است که در اختیار جامعه است و می بایست در شکوفایی و تولید به کار گرفته شود ولی با مصرفی اسرافی و افراطی تباه می شود.(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱)
  6. تبذیر: تبذیر به معنای ریخت و پاش نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که باید از جامعه حذف شود تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. تبذیر می تواند به حوزه پسماندها و بازیافت ها نیز ارتباط پیدا کند؛ زیرا تا زمانی که یک کالا می تواند به شکلی دیگر بازیافت و مورد استفاده قرار گیرد نمی بایست دور ریخته شود.(اسراء، آیه ۲۶)