مبانی غیر علمی اصحاب جهالت

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جامعه انسانی را می توان به دو دسته عاقلان و جاهلان بخش کرد؛ عاقلان کسانی هستند که از نظر اندیشه ای و ذهنی، بر اساس مبانی علمی و از نظر انگیزه ای و عملی، بر اساس مبانی عقلی عمل می کنند؛ در حالی که جاهلان در اندیشه، ظنی و در اراده شهوانی و نفسانی عمل می کنند. این گونه است که تفاوت ماهوی در فلسفه و سبک زندگی میان این دو گروه از انسان ها قابل ردگیری است و به سادگی می توان دریافت چه کسانی واقعا عاقل و چه کسانی جاهل، ولی مدعی عقلانیت و عالمیت هستند.

جایگزین توّهمات ظنّی به جای عقل و وحی

خدا شیطان را به عنوان موجودی «متوهم» معرفی می کند که بر اساس «توهمات ظنی» خویش عمل و رفتار می کند؛ از همین روست که با «قیاس تمثیلی» نه «قیاس برهانی» ابلیس به این نتیجه می رسد که « أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ؛ من بهتر از آدم هستم؛ مرا از آتش و او را از گل آفریدی»(اعراف، آیه ۱۲؛ ص، آیه ۷۶)؛ در حالی که اگر «عقل سلیم و نقل وحیانی» را مبنای استدلال خویش قرار می داد، هرگز به چنین نتایج نادرستی نمی رسید و خلط مبحث نمی کرد؛ زیرا آن چه موجب تفاوت انسان از «جن» است و می بایست ملاک و معیار برای سنجش و داوری قرار گیرد، جنبه خلقی و جسمانی آن نیست؛ زیرا شکی نیست که از نظر جسمی، «نار و آتش» به یک معنا برتر از «طین و گل» است؛ اما این جنبه اصلا ملاک و معیار «سنجش» نبوده است؛ بلکه جنبه «امری» انسان است که موجب برتری انسان از «جن» و از جمله ابلیس شده است؛ زیرا حقیقت هر موجودی همان جنبه «امری» آن است که امر انسانی از «روح الله» است.(ص، آیه ۷۲) همان «روحی» که در بر گیرنده همه صفات و اسمای الهی است و به انسان این ظرفیت را بخشیده تا در جایگاه «خلافت الهی» قرار گیرد و همه فرشتگان در برابر مقام برتر انسان سجده کنند.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۴)

در حقیقت ابلیس با جایگزین کردن توهمات ظنی خویش به جای عقل سلیم و وحی الهی، تصویر و ترسیمی از خویش و انسان ارایه می دهد که نتایج آن «تمرد و طغیان» علیه خدا و انسان و خروج از ساحت قدس الهی و قرار گرفتن در زمره مغضوب علهیم و ظالین است.

همین مشکل در بسیاری از انسان های تابع ابلیس و شیطنت های وی خودنمایی می کند؛ زیرا این افراد نیز در داوری های خویش به امور «خلقی» و «حسی» توجه و اهتمام ویژه ای می کنند و به جنبه های «امری» و «غیبی» بشر کم تر توجه می کنند. این گونه است که در هنگام قضاوت و داوری ملاک های حسی هم چون قدرت و ثروت را مبنا قرار می دهند و افراد را بر اساس آن می سنجند؛ چنان که در سنجش حضرت طالوت(ع)، به جنبه های «امری» ایشان توجهی نمی کنند و مبنای شایستگی فرد را برای احراز مسئولیت های بزرگ را ثروت ظاهری می دانند؛ در حالی که معیارهای شایستگی اموری دیگری است که به حوزه «امری» و باطنی و ملکوتی افراد بستگی دارد. در حالی که یهودیان ثروت حسی و خلقی را مبنا قرار می دهند، خدا معیار را «تقوای الهی»(حجرات، آیه ۱۳) و علم می داند که مهم ترین دارایی بشر به حساب می آید.(بقره، آیه ۲۴۷)

تزکیه نفس با عقل سلیم و نقل وحیانی

از آن جایی که شیطان سوگند خورده تا انسان ها را فریب دهد و آنان را به همان مسیر «توهمات» به دوزخ رهنمون سازد، هماره تلاش می کند تا انسان به جای عقل سلیم و نقل وحیانی، تابع وسوسه های ظنی و شهوانی باشد و به جای پیروی از عقل و علم به پیروی از ظن و شهوت بپردازد. این گونه است که افراد مطیع شیطان این گونه هستند که خدا درباره آنان فرموده است: إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ؛ جز از ظن پیروی نمی کنند و آن چه که هواهای نفسانی است.(نجم، آیه ۲۳)

در حقیقت، به جای آن که عاقل عالم و مطیع عقل و نقل باشند، از علم به ظنون بسنده می کنند و به جای راهنمای عقل از شهوت اطاعت می کنند. چنین شیوه و رویه ای موجب می شود تا به جای تقوای الهی دنبال فجور باشند و قوانین و ارزش های انسانی و اخلاقی را می درند و هیچ اهتمام و اعتنایی به خطوط قرمز نمی کنند.

خدا از هر انسانی می خواهد تا بسترهایی را برای تزکیه نفس خویش فراهم آورند و در مسیری گام بردارند که به جای توهمات ظنی و اراده های شهوانی، علم و عقل جایگزین شود؛ زیرا اگر چنین اتفاق نیافتد، انسان سقوط می کند و شخص انسانی به جای آن که به مقام خلافت الهی دست یابد، به مقامهای پست تر از چارپایان و گیاهان و جمادات سقوط می کنند.(انعام، آیه ۱۷۹)

بر اساس همین آموزه های وحیانی قرآن است که امیرمومنان امام علی(ع) درباره تزکیه نفس و عوامل آن می فرماید: «لا یزکوا عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف؛ در نزد خدای سبحان کسی به تزکیه نفس نمی رسد مگر آن که عقل عارف و نفس عزوف داشته باشد.(غرر الحکم، ج ۱، ص ۷۹۱؛ خوانساری، جمال الدین، شرح غررالحکم، ج۶، ص۴۲۷)

از نظر امام علی(ع) عقل می بایست عارف باشد و شناخت دقیق و کاملی نسبت به موضوع و جزئیات آن داشته باشد ، چنان که نفس نیز می بایست به دور از هر گونه گرایش به گناه باشد تا بتواند در مسیر درست گام بردارد. نفس اگر بی رغبت به دنیا و شهوات باشد می تواند مبتنی بر عقلانیت عمل کند.

در حقیقت نفسی اگر گرایش به شهوات داشته باشد، نمی تواند بر اساس دانشی که عقل فراهم آورده است، گام بردارد، بلکه زمانی می تواند گام های نجات بخشی بردارد که بی رغبت به شهوات بوده و گرایشی به گناه و فجور نداشته باشد.

ارزش گذاری غلط جاهلان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جاهلان نسبت به امور ارزش گذاری های غلط و نادرستی دارند؛ از همین روست که مثلا مال و ثروت را نشانه ای بر حقانیت شخص می دانند(هود، آیات ۲۷ و ۲۹؛ نحل، آیه ۹۵) و در مسایل زندگی بدون این که امور را بسنجند و تحقیق دقیق داشته باشند، اقداماتی را انجام می دهند که پشیمانی می آورد.(حجرات، آیه ۶)

بر اساس همین ارزش گذاری ها، شهوت برای آنان بسیار اهمیت می یابد و همه عمر و وقت خویش را صرف شهوت می کنند و به فسق و فجور می پردازند(یوسف، آیه ۳۳؛ نمل، آیه ۵۵) و ارزش های الهی و انسانی را نمی شناسند و نسبت به آن گرایش ندارند، بلکه علیه آن عمل و رفتار می کنند.(بقره، آیه ۱۰۳)

جاهلان بر اساس همین ارزش گذاری های نادرست با امور علمی و عقلی موافقتی نمی کنند و با یاوه گویی و یاوه سرایی تلاش می کنند تا باطل خویش را برجسته و ارزشی قرار دهند.(فرقان، آیه ۶۳؛ قصص، ایه ۵۵)