مبارزه با ولایت طاغوت در عصر حاضر

samamosدر اندیشه سیاسی اسلام، اگر انسان در ولایت الهی قرار نداشته باشد در ولایت طاغوت قرار می گیرد. از این رو، لازم است که انسان خود را در ولایت الهی قرار دهد و با طاغوت مبارزه کند؛ زیرا طاغوت کسی است که از ولایت الهی خارج شده و با تجاوز از حدود الهی ، می کوشد تا مسیر امت را از راه راست تغییر دهد.

مبارزه با طاغوت به عنوان نماد سرکشی علیه ولایت الهی ، یکی از اصول اساسی بلکه بنیاد توحید می باشد؛ زیرا اگر ولایت الهی ، بنیاد اسلام و توحید و تیرک اصلی خیمه اسلام می باشد، ولایت طاغوت به این بنیاد یورش آورده است؛ از این روست که مبارزه با آن فریضه و واجب هر مومن و مسلمانی است.

نویسنده در این مطلب ، تحلیل و تبیین قرآن را در باره طاغوت و مصادیق آن به دست داده و کوشیده تا نقش طاغوت را در انحراف جوامع بشری بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

طاغوت ، سرکشی در برابر ولایت الهی

طغیان و سرکشی ، به معنای تجاوز از حدود متعارف و عدم تاثر از ربوبیت و پروردگاری الهی به سبب استکبارورزی و خروج از دایره عبودیت است. (المیزان ، علامه طباطبایی، ج ۲۰ ، ۱۹۲ و نیز التحقیق ، حسن مصطفوی ، ج ۸ ، ص ۸۱ ذیل واژه طغی)

طاغوت همانند ملکوت بر وزن فعلوت است ولی در آن لام الفعل بر عین الفعل مقدم شده است و چون مصدر می باشد دلالت بر مبالغه می کند( کشاف ، زمخشری، ج ۴ ، ص ۱۲۰) این واژه در فرهنگ قرآن بر معنای چندی به کار رفته است ولی در همه آن ها مفهوم تجاوز ازحدود مورد نظر است. بنابراین هر کسی که از مقام خود تجاوز کند و دست تعرض به مقاماتی دیگر کند در حالی که حق وی نیست ، به عنوان طاغوت شناخته می شود.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ، ص ۵۲۰) از این روست که بر جادوگر، کافر، کاهن ، جنیان سرکش و بازدارنده از حق، طاغوت اطلاق می شود(همان)؛ زیرا هر یک از این افراد از حدود متعارف بیرون رفته و راه انحراف و تجاوز را در پیش گرفته اند.

طاغوت به شخصی گفته می شود که در طغیان خویش تا آن جا پیش رفته که از دایره عبودیت بیرون خارج شده باشد. چنین شخصی به سبب روحیه استکبارورزی ، تن به ولایت و اطاعت خداوند نمی دهد و اطاعت و ولایت پیامبر(ص) و اولوالامر را نمی پذیرد. این گونه است که ربوبیت الهی و پروردگاریش را منکر می شود و جایگاه برای خداوند در مدیریت و ربوبیت عالم و انسان و جامعه در نظر نمی گیرد.

انکار ولایت الهی و اطاعت از آن در تحقق عنوان طاغوت نقش اساسی را ایفا می کند؛ زیرا هر انسان متجاوزی را طاغوت نمی گویند بلکه طاغوت به کسانی گفته می شود که در سرکشی و تجاوز خویش ولایت الهی را نپذیرد. عدم پذیرش ولایت الهی به معنای انکار ربوبیت الهی و معبودیت اوست؛ از این روست که در آموزه های قرآنی طاغوت را کسی دانسته اند که منکر عبودیت الهی شده و گاه حتی دیگران را به خود می خواند و خود را معبود دیگران قرار می دهد.

ولایت الهی ، در آموزه های قرآنی رکن رکین و اساسی اسلام است، زیرا نماد توحید و عبودیت در ولایت الهی آشکار می شود، چنان که ولایت الهی در اطاعت از ولایت پیامبر(ص) و اولوالامر تحقق می یابد. از این روست که خداوند همواره ولایت خویش را به ولایت پیامبر(ص) و اولوالامر پیوند زده است و اطاعت از خود را در اطاعت از ایشان دانسته است.(نساء آیه ۵۹)

طاغوت کسی است که نسبت به ولایت حق که ولایت خدا و رسول و اولوالامر است، سرکشی می کند و آن را نمی پذیرد بلکه دیگران را نیز به ولایت خویش دعوت می کند. از این روست که مبارزه با ولایت طاغوت به عنوان اصل مورد توجه و تاکید است؛ زیرا هر گاه ولایت حقی نباشد بی گمان ولایت باطلی خواهد بود که همان ولایت طاغوت است.

طاغوت، ولایت شیطان

از آن جایی که ابلیس نخستین مستکبری بوده است که به تکبر و خودبرتربینی اش ، طغیان ورزیده و از حد خودش تجاوز کرده است، مدعی ولایت برای خود شد. این گونه است که می کوشد تا با یاری دوستان و هم پیمانان خویش دیگران را به ولایت شیطانی خویش بکشاند.

خداوند در آیه ۷۶ سوره نساء به دسته بندی دو گروه اهل ایمان و اهل طاغوت می پردازد. در این آیه تبیین می شود که مردمان یا تحت حکومت و ولایت خداوندی هستند یا آن که تحت ولایت شیطان و طاغوت قرار می گیرند. این دو دسته همواره در مقابل هم قرار گرفته و به جنگ یک دیگر می روند. از این رو، کسانی که تحت ولایت الهی و حق قرار دارند، در راه خداوند مجاهدت می کنند و در همه صحنه های جنگ سخت و نرم ، راه خداوند و ولایت او را می پیمایند. در مقابل کسانی که تحت ولایت شیطان و باطل قرار دارند ، در راه طاغوت مبارزه می کنند.

بر اساس این آیه شریفه ، ابلیس و شیطان نماد اصلی و اساسی طاغوت می باشد و اگر بخواهیم برای طاغوت مصداق برتر و اکمل و تمامی را ذکر کنیم می بایست به ابلیس و شیطان اشاره کنیم. از این روست که کسانی که برای طاغوت مبارزه می کنند کسانی هستند که تحت ولایت شیطان می باشند و خداوند از ایشان به اولیای شیطان یاد می کند که دوستدار ابلیس و تحت ولایت او می باشند.

در این آیه و نیز آیه ۲۵۷ سوره بقره کافران کسانی دانسته شده اند که تحت ولایت طاغوت قرار می گیرند که ریشه اصلی آن همان ولایت شیطان می باشد. بنابراین هر کسی که در مسیر طاغوت گام بر می دارد و برای آنان می جنگدد، از ولایت الهی خارج شده و در ولایت شیطان در آمده است. از این رو به حکم تضاد راه خدا با راه طاغوت و شیطان می بایست گفت که هر که در ولایت خداوندی قرار نداشت در ولایت شیطان و طاغوت قرار دارد.

به یک معنا می توان گفت که طاغوت های انسانی، همان ابزارها و دام های شیاطین و ابلیس می باشند (نساء آیه ۶۰) و ایشان هستند که راه شیطان و یاوران و دوستانشان را هموار می کنند(نساء آیه ۷۶) و مجموعه طاغوت های انسانی و شیاطین ، عناصری در برابر حکومت پیامبران و ولایت الهی می باشند و اجازه فعالیت به حق و اهل آن نمی دهند.(نساء آیه ۶۰)

سست ایمان ها در خدمت طاغوت

خداوند با قرار دادن ولایت طاغوت در برابر ولایت الله ، به این معنا توجه می دهد که میان دو ولایت تضادی است که قابلیت جمع ندارد( نساء آیه ۷۶) بر این اساس اگر کسی در ولایت الهی قرار نگیرد در ولایت طاغوت قرار می گیرد که ولایت ابلیس و شیطان است.

در این میان برخی گمان می کنند که در حد وسط و میانه قرار گرفته اند. به این معنا که همانند امت بی طرفی هستند که نه ولایت الله و نه ولایت طاغوت را نپذیرفته اند و هر چند که منکر ولایت الله نمی باشند. از آن جایی که خداوند هیچ گونه شرکی را نمی پذیرد، ایمان سست ایمان ها را نیز نمی پذیرد و همان ایمان نیم بند ایشان را به ولایت طاغوت می سپارد. این گونه است که ولایت گمراهانی از اهل کتاب را ولایت طاغوت می شمارد.(مائده ایه ۵۹ و۶۰) از این که در عین ایمان می خواهند تا ولایت طاغوت را هم داشته باشند ، شگفت زده شده و تعجب می کند، که چگونه ممکن است شخصی مدعی ایمان به خداوند باشد و به جای آن که در برابر خداوند سجده اطاعت کند سر تعظیم در برابر جبت و طاغوت فرود می آورد و آنان را به علت ایمان به جبت و طاغوت سرزنش و نکوهش می کند(نساء آیه ۵۱) ؛ زیرا نمی توان میان دو ضد ولایت الهی و ولایت طاغوتی جمع کرد.

البته خداوند در ریشه یابی علت گرایش اهل ایمان به سوی طاغوت به این نکته توجه می دهد که ریشه و خاستگاه این انحراف را می بایست در سستی ایمان و بهره مندی ناقص و غیر جامع از آموزه های وحیانی کتب اسمانی دانست.(همان) چنین افرادی که می خواهند بین اطاعت از خدا و اطاعت از طاغوت جمع کنند همانند کسانی هستند که بخواهند میان دوزخ و بهشت جمع نمایند. از این روست که در انجام چنین جمعی در می مانند و در نهایت به همان ولایت طاغوت و شیطان در می آیند. این گونه است که خداوند جایگاه و منزلت ایشان را همان جایگاه دوزخیان و کافران و بلکه بدتر از آنان دانسته است.(مائده آیه ۶۰)

سست ایمان ها به سبب همین گرایش به طاغوت حتی در برخی از امور چون ولایت قضاوت و مانند آن می بایست خود را آماده فشارهای سخت و عذاب های سهمگین الهی کنند؛ زیرا گرایش به طاغوت از سوی ایشان که موجبات تضعیف پایگاه اهل ایمان نیز می شود، خشم الهی را بر می انگیزاند و موجب می شود تا ا زهر گونه نصرت و یاری الهی محروم گردند و از سوی خداوند ملعون شوند.(نساء آیات ۵۱ و ۵۲)

اصولا از ویژگی های کافران آن است که پایگاه طاغوت و شیطان را تقویت کنند(نساء آیه ۷۶) و سست ایمان ها با همکاری با کافران در تقویت این پایگاه نقش مهمی را ایفا می کنند و از درون مرزهای ولایت الهی به کمک دشمنان می روند و پایگاه دشمن را تقویت کرده و پایگاه مومنان و ولایتمداران الهی را سست می کنند.

عبودیت مسیر نهایی طاغوت

هر چند که طاغوت در آغاز تنها خواهان ولایت خود در عرصه های مدیریتی و حکومتی و قضاوت و مانند آن می باشد، ولی آن چه مطلوب طاغوت و ابلیس است، ولایت عبودی خود است. به این معنا که مردمان را به جایی بکشاند که به جای خدا غیر خدا را از درخت و بت و ستاره و انسان معبود خویش قرار دهند. هدف ابلیس این نیست که خود معبود قرار گیرد هر چند که اگر این اتفاق بیافتد خوشحال می شود بلکه هدف وی آن است که انسان خداوند را معبود خود قرار ندهد و هر چیز و هر کسی غیر از خدا معبود قرار گیرد ، ابلیس به هدف خویش رسیده است. از این روست که هدف وی تنها خروج مردم از دایره عبادت خداوند می باشد.

در برابر در طول تاریخ بشریت خداوند و پیامبران تلاش داشتند تا مردمان را نسبت به این توطئه ابلیس و شیاطین آگاه سازند و آنان را به عبادت خداوند بکشانند. این گونه است که در آیه ۱۷ سوره زمر اجتناب از عبادت طاغوت و رو آوردن به خداوند و عبادت و عبودیت وی را از موجبات شایستگی انسان برای دریافت بشارت های الهی بیان می کند تا این گونه مردمان به سوی حق و ولایت الله تشویق و ترغیب شوند و از ولایت شیطان و طاغوت و عبودیت دیگران رهایی پیدا کنند.

در آین آیه و آیه پس از آن پذیرش دعوت پیامبران برای عبادت خدا و اجتناب از عبادت طاغوت را به مثابه پیروی از بهترین سخنان می داند و در ایه ۳۶ سوره نحل نیز این روش را موجب بهره مندی از هدایت خاص الهی بر می شمارد.

از نظر قرآن دو رکن اساسی تعالیم و آموزه های الهی ، عبادت خدا و قرار گرفتن تحت ولایت او و هم چنین اجتناب از عبادت و ولایت طاغوت دانسته شده است که این دو رکن در حقیقت بیانگر یک رکن اصلی و اساسی بیش نیست که همان رکن ولایت الهی و نفی ولایت غیر است که در " لا اله الا الله " تبیین شده است.(نحل آیه ۳۶)

بر این اساس اولوالالباب که از خرد ناب و عقل سرخ هستند انسان های با کمالی می باشند که تنها به ولایت الهی سر فرود می آورند و نسبت به ولایت غیر او یعنی طاغوت سر باز می زنند.(زمر آیات ۱۶ تا ۱۸)

آثار ولایت طاغوت بر جامعه

از نظر قرآن همان گونه که ولایت الهی که در ولایت پیامبران و اولوالامر تجلی و ظهور می یابد، آثاری چون استواری ، استحکام و اطمینان جامعه و شهروندان آن دارد (بقره آیه ۲۵۶) و زمینه بهره مندی ا زنعمت های خاص تحت ولایت الهی را فراهم می آورد(بقره آیات ۲۵۶ و ۲۵۷) و موجب می شود تا جامعه و آدمی به ریسمان استواری بیاویزد و از رشد و کمال هدایت بهره مند شود(همان) پذیرش ولایت کافران آثار و پیامدهای زیانباری دارد که در این جا به برخی از آن ها می پردازیم.

ولایت طاغوت که در حقیقت همان ولایت شیطان ، اولیا ، دوستان و ابزارهای وی از جمله بت و دیگر امور می باشد(بقره آیه ۲۵۶ و نساء آیات ۵۱ و ۶۰ و ۷۶ و بقره آیه ۲۵۶ ) حاکمیت و ولایتی است که موجب انحراف جامعه از نور هدایت و حقیقت به سوی ظلمت دیجور تباهی ها ، گمراهی ها ، بدبختی ها و شقاوت هاست.(بقره آیه ۲۵۷)

اگر انسان به این عاقبت بد و فرجام زشت و انجام سخت و شقاوت بار خویش توجه کند هرگز به سوی طاغوت و پذیرش آن نمی رود ، مگر آن که انسان از فطرت سالم و عقل سلیم بی بهره شده باشد و در دام کوری و ضلالت ابلیس افتاده باشد که همانند چرم دوز ، عطر خوش بازار عطاران وی را مدهوش کند و بوی ناخوش چرم گندیده وی را بهوش آورد.

خداوند در آیه ۲۵۷ سوره بقره کفر را زمینه ساز پذیرش حکومت و ولایت طاغوت می شمارد که منجر به انحراف از ولایت الهی و در نهایت قرار دادن طاغوت به عنوان معبود می شود که جلوه های یک عنصر خبث ابلیسی می باشد. این گونه است که ابلیس مردمان کفر پیشه و مومنان سست بنیاد و مشرک را به سوی دوزخ می خواند و عذاب های سخت دنیوی و اخروی را برای آنان فراهم می آورد.

کسانی که در ولایت طاغوت قرار می گیرند به گمراهی و ضلالت رهنمون می شوند(نساء آیه ۶۰ و مائده آیه ۶۰) و هنگامی که در دامن کفر افتادند اطاعت محض طاغوت را بی چون و چرایی می پذیرند (بقره آیه ۲۵۷) و حتی برای طاغوت از جان و مال جهاد و تلاش می کنند و برای او شمشیر می زنند و خون می ریزند (نساء آیه ۷۶) و د رنهایت گرفتار عبودیت طاغوت شده و فرجام آن نیز آتش دوزخ خواهد بود.

خداوند به گروه هایی از مردم از جمله سست ایمان ها ، مشرکین از اهل کتاب، تکذیب کنندگان آیات الهی و مانند ایشان را از کسانی می داند که در ولایت طاغوت وارد می شوند و مورد غضب و خشم الهی قرار می گیرند( آیات پیش گفته و نیز مائده آیات ۵۹ و ۶۰)

اصولا از آن جایی که جبهه طاغوت در برابر جبهه ولایت الهی قرار می گیرد، این دو گروه همیشه در حال جنگ و مبارزه بایک دیگر هستند و همین ولایت طاغوت است که عامل اصلی بسیاری از جنگ ها و خونریزی ها می باشد ؛ زیرا هر گز دست از جنگ و مبارزه برای بیرون کردن بشر از طریق ولایت الهی نمی کشد، زیرا ابلیس قول داده است تا همه انسان ها را گمراه کرده و از ولایت و عبادت خداوند دور سازد.

لزوم کفر و مبارزه با ولایت طاغوت

از آن جایی که طاغوت همواره در مقابل ولایت الهی قرار دارد و دست از توطئه بر نمی دارد از مومنان خواسته شده است که از ولایت طاغوت تبری جویند و به ولایت الهی تولی یابند. براین اساس است که کفر به طاغوت به معنای نفی ولایت آن بخشی از مولفه اظهار ولایت الهی خواهد بود.(نساء آیه ۶۰)

در همه ادیان و مذاهب الهی و کتب اسمانی این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که اطاعت الهی جز از راه نفی ولایت طاغوت اثبات پذیر نمی باشد. بنابراین لازم است که مومن نسبت به ولایت طاغوت کفر ورزد و اطاعت آن را نفی کند.(همان)

آیه ۲۵۶سوره بقره تبیین می کند که مومنان می بایست به زبان کفر خویش را نسبت به طاغوت و ولایت آن اعلان کنند. البته ایمان واقعی زمانی است که این اعلام مواضع و برائت جویی از طاغوت همراه با تصدیق قلبی باشد. این مساله از آن جا مورد تاکید است که انسان موجودی مختار است و خداوند با آن که ولایت تکوینی بر همه هستی دارد از بشر به عنوان مکلف مختار می خواهد تا خود راه خویش را برگزیند و کفر خویش به طاغوت را اعلان کرده و ولایت خداوندی را تصدیق نماید.(بقره آیه ۲۵۶ و نیز نساء آیه ۶۰)

بر این اساس هر گونه داوری و مراجعه به طاغوت به عنوان ورود به ولایت طاغوت و ظلم به خویشتن و جامعه دانسته می شود(نساء آیات ۶۰ و ۶۴) زیرا این گونه مراجعات موجب می شود تا طاغوت تقویت شود و جامعه دچار مصائب و مشکلاتی گردد که ریشه در خشم و لعن الهی دارد.(همان)

مومنان می بایست به هر شکل و صورتی شده است خود را از ولایت شیطان و طاغوت دور دارند و در ولایت الهی و حق درآیند و در این راه می بایست مبارزه و جنگ نمایند، زیرا طاغوت هرگز تن به آرامش و صلح نمی دهد و به هر طریقی می کوشد تا جامعه ایمانی را نابود کرده و همه را به ولایت طاغوت در آورد. این گونه است که فتنه جویی خصلت طاغوت می باشد و مومنان لازم است تا از میان بردن فتنه در تمامی جهان تلاش کنند.

البته اهل طاغوت و دوستان وی نیز بی کار نیستند و آنان نیز نقشه ها و توطئه ها می کنند ولی همه ترفندها و توطئه های آنان سست و بی بنیاد است و در نهایت از میان می رود.(نساء ایه ۷۶)

مصادیق امروزی طاغوت

اگر در جهان امروز نگاهی به دولت ها وملت ها بیاندازیم به سادگی می توانیم دو جبهه حق و باطل را شناسایی کنیم. جبهه باطل کسانی هستند که دعوت به ظلم ، فتنه ، اشوب ، بی حجابی، زنا، فحشا، منکر و مانند آن می کنند و با رسانه ها و ابزارهای شیطانی می کوشند تا بنیاد ارزش های اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی را سست کنند.

از این رو، اگر انسانی در جبهه ارزش ها نجگند می بایست در جبهه ضد ارزشی طاغوت قرار گیرد و همراه آنان باشد. این گونه است که هر کسی ولایت حق و اولوالامر را نپذیرد و خواهان عدالت نباشد، می باشد خواهان طغیان و طاغوت و ظلم و تجاوز باشد.

انقلاب اسلامی ایران در حقیقت به عنوان یک شاخص مهم امروزی به انسان ها کمک کرد تا بتوانند به سادگی و آسانی جبهه حق و باطل را از هم بشناسند و ولایت الهی را از ولایت طاغوت جدا کنند. این گونه است که استکبار جهانی به رهبری آمریکا و غرب به عنوان طاغوت و ولایت شیطانی شناخته شده است و ولایت فقیه و ایمانی به رهبری ایران در جبهه ولایت الهی قرار گرفته است.

امروز اگر در کنار محکمات اسلام و انقلاب چون ولایت فقیه ، معارف ارزشی اهل بیت(ع) و استکبار ستیزی و عدالت خواهی نیایستیم در حقیقت در ولایت طاغوت قرا رگرفته ایم که موجبات خشم و غضب الهی در دنیا و آخرت را سبب خواهد شد.