لوازم پیشرفت و تمدن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

برای دست به تمدن اسلامی در جهان معاصر و پیشرفت در همه حوزه و ابعاد زندگی و تحقق دولت و جامعه اسلامی، لوازمی نیاز است که نویسنده در این مطلب به برخی از مهم ترین آن ها با توجه به آموزه های وحیانی قرآن پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

لوازم اثباتی و سلبی تمدن معاصر اسلامی

برای تحقق هر چیزی باید دو دسته از امور سامان یابد. این دو دسته از امور را در اصطلاح به عنوان مقتضیات و موانع معرفی می شناسیم. مقتضیات بایدهایی است که باید تحقق یابد تا مقصود ما نیز تحقق یابد؛ در حالی که موانع همان نبایدهایی است که اگر وجود داشته باشد، مانع جدی در سر راه تحقق مقصود ما خواهد بود. پس همان اندازه که باید تلاش شود متقضیات فراهم آید باید کوشید تا موانع از سر راه برداشته شود.

برای تحقق تمدن معاصر اسلامی لازم است تا مقتضیات فراهم و موانع بر طرف شود. در این جا به مهم ترین مقتضیات و موانع در سر راه تحقق تمدن معاصر اسلامی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن اشاره می شود.

مقتضیات و بایدهای تحقق تمدن معاصر اسلامی

در آیات قرآنی مجموعه ای از بایدها برای تحقق تمدن اسلامی بیان شده است که عبارتند از:

  1. شناخت مقصد و مقصود: شاید نخستین امر لازم در کاری از جمله تمدن سازی، شناخت مقصد و مقصود است؛ زیرا بدون شناخت هدف انسانی نمی تواند راه و اسباب و لوازم آن را نیز بشناسد. از آن جایی که برای تحقق هر چیزی اسباب مناسبی لازم است؛ زمانی می توان اسباب مناسب را فراهم آورد که هدف دانسته و شناخته شده باشد. خداوند در آیات قرآنی از جمله ۸۴ و ۸۵ و ۸۹ و ۹۲ سوره کهف از تفاوت اسباب با توجه به تفاوت اهداف سخن به میان آورده است. بنابراین، برای تهیه اسباب و لوازم مناسب باید، هدف را شناخت. از سوی تا انسان هدف را به طور اجمالی یا تفصیلی نشناسند هیچ انگیزه ای در انسان برای حرکت و دست یابی به آن بوجود نمی آید. پس هدف به عنوان انگیخته لازم است. اگر مقصد ما ایجاد و تحقق تمدن اسلامی در دنیا باشد، باید این هدف را به خوبی بشناسیم و با مولفه و عناصر تمدن اسلامی را نیز به خوبی آشنا باشیم یا آشنا شویم. از جمله راه های شناخت هدفی به نام تمدن اسلامی، مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام است. بنابراین لازم است تا با مراجعه به آن ها مولفه ها و عناصر آن را بشناسیم. آیات قرآنی تمدن اسلامی را در قالب کلان خلافت انسانی سامان داده است؛ به این معنا که انسان از نظر قرآن، خلیفه و جانشین خداوند است. زمانی این خلافت و جانشینی به شکل کمالی تحقق می یابد که انسان مظهر همه اسما و صفات الهی شود. دست یابی به این مهم نیز تنها در سایه عبادتی است که خروجی آن تقوا و یقین است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۲ و آیات دیگر) این گونه است که انسان متاله و خدایی شده (بقره، آیه ۱۳۸) و به عنوان ربانی(آل عمران، آیه ۷۹) می تواند مسئولیت خلافت الهی را به عهده گیرد و بر کائنات فرمان راند و تصرف نماید و همگی در خدمت اهداف حکمت آمیز خلافت الهی باشند.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۵ و آیات دیگر) از آن که نظام دنیوی بخش مقدماتی و ابتدایی نظام کلی هستی است، باید به این مسئولیت انسان در دنیا در قالب استعمار و آبادانی زمین(هود، آیه ۶۱) به عنوان یک جزء از کل و مقدمه نگریست و تمدن سازی اسلامی را به عنوان مقدمه ای برای آخرتی دانست که باید در سایه این تمدن اسلامی برای انسان فراهم آید. از این رو، نمی بایست تنها به حسنات دنیوی بسنده کرد، بلکه باید حسنات دنیوی را در کنار حسنات اخروی خواست بلکه آن را هدف غایی خود قرار داد.(بقره، آیه ۲۰۱) بر اساس آیات قرآنی، تمدن اسلامی که بر مدار فطرت(روم، آیه ۳۰) شکل می گیرد، تمدنی است که هدف غایی و اخروی را ملاحظه می کند و با در نظر گرفتن آن راهبردها، سیاست ها و برنامه های خود را سامان داده و اجرایی می کند. از این روست که در مولفه های تمدن اسلامی و عناصر آن، اموری چون اقامه نماز، ایتاء زکات، امر به معروف و نهی از منکر(حج، آیه ۴۱) ، عدالت قسطی همگانی برای همه بشریت بدون توجه به مذهب و دین و رنگ و جنس(حدید، آیه ۲۵؛ نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) ، آبادانی زمین(هود، آیه ۶۱)، امنیت(نحل، آیه ۱۱۲)، آرامش و آسایش(همان) و مانند آن ها مطرح است و تمدن اسلامی بر محور و مدار عدالت قسطی می کوشد تا همگی از شرایط خوب و مناسبی برای بروز و ظهور ظرفیت های الهی داشته باشند و به کمال بایسته و شایسته خویش برسند.
  2. شناخت راه : همان طوری که گفته شد، شناخت هدف است که زمینه برای شناخت راه و اسباب را فراهم می آورد. اکنون که هدف از تمدن اسلامی و عناصر و مولفه های اصلی آن دانسته شد، باید راهی را انتخاب کرد که این مهم را تحقق بخشد. خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که برای رسیدن به این هدف راه های بسیاری است که از آن به سبل السلام یاد می شود(مائده، آیه ۱۶)؛ ولی این راه ها باید به صراط مستقیم برسد که بزرگراه است. این بزرگراه چون وسیع و گسترده است همگی را در مسیر حفظ می کند و شرایط را به گونه ای فراهم می آورد تا احتمال گمراهی وخروج و انحراف از مسیر کم تر پیش می آید. خداوند از این صراط مستقیم و بزرگراه به عنوان اسلام یاد کرده است که همه شاخه های شرایع و منهاج یعنی روش ها و شیوه ها به آن ختم می شود.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳) از نظر قرآن کسی که به شریعت محمدی(ص) ایمان آورده باشد به همه شرایع ایمان دارد؛ زیرا این شریعت اکمل و اتم شرایع است که با ولایت تا قیامت استمرار می یابد.(بقره، آیات ۱۳۶ و ۲۸۵؛ آل عمران، آیه ۸۴؛ مائده، آیات ۳ و ۵۵ و آیات دیگر) بنابراین، هر کسی که بخواهد به تمدن اسلامی در دنیا و خلافت الهی در دنیا و آخرت برسد، باید صراط مستقیم الهی را بشناسند و بپذیرد و بدان ایمان آورد و از خداوند بخواهد در آن راه قرارش دهد (حمد، آیه ۶) تا این گونه از کسانی شود که از نعمت های دنیوی و اخروی خداوند بهره مند می شود(حمد، آیه ۷؛ نساء، آیه ۶۹)
  3. شناخت راهبر: با آن که صراط مستقیم ، راهی روشن و بزرگ است، ولی به دلیل دو دسته از دشمنان درونی و بیرونی یعنی وسوسه های شیطانی و هواهای نفسانی لازم است تا از راهبر راه بلد و دانا و بینا و مدیر و مدبر بهره مند شویم تا هم به عنوان دستگیره و یاری گر و هم به عنوان ریسمان و حبل الله المتین ما را برای صعود و عروج و رفعت یابی یاری رساند.(بقره، آیه ۲۶۵؛ لقمان، آیه ۲۲؛ حدید، آیه ۲۵؛ آل عمران، آیه ۱۰۳ و آیات دیگر) از نظر قرآن در سایه رهبری راهبری چون پیامبر(ص) و ولی الله(ع) است که انسان می تواند به سلامت از دایره وسوسه ها و هواها و شبهات و مشکلات بگذرد.(نساء، آیه ۵۹؛ آل عمران، آیه ۷ و آیات دیگر)
  4. اطاعت از راهبر: پس از آن که راهبر شناخته شد باید از رهبری اطاعت و فرمان برد و با محبت و پذیرش قلبی از او ، با جان و دل سر به فرمان داد و هر چه فرمان داده گوش داده و عمل کرد.(آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲) این پذیرش و اطاعت با تا آن جا باشد که خود و خویش را کنار بگذارد و جان و مال و عرض به کف در خدمت راهبر باشد(احزاب، آیه ۶ و آیات دیگر) به طوری که اگر رهبر حکمی کرد دیگر اختیاری نداشته باشد و بی اختیار آن را به جا آورد.(احزاب، آیه ۳۶)
  5. صیرورت و انقلاب دایمی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن ، این حرکت نمی تواند مقطعی باشد بلکه باید به عنوان یک تلاش دایمی و کدح (انشقاق، آیه ۶) مستمر و دایمی باشد تا اهداف نهایی و غایی تحقق یابد. بنابراین، صیرورت و شدن های دایمی همراه با انقلاب دایمی ضرورتی است که در آیات قرآنی بر آن تاکید شده است.(زخرف، آیه ۱۴؛ بقره، آیه ۲۸۶؛ آل عمران، آیه ۲۸ و آیات دیگر) از همین روست که خداوند در آیات بسیاری بر قوام بودن و استقامت تاکید کرده است.( نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) از نظر قرآن اگر این حرکت انقلابی ادامه نیابد با شکست مواجه خواهد شد، بنابراین رهبر و پیروان باید استقامت کرده و پایدار به حرکت توفنده خود ادامه دهند(هود، آیه ۱۱۲) و در همان حال که با خود مهربان و رحیم هستند با دشمنان به مقابله جدی برخیزند(فتح، آیه ۲۹) و هرگز از اصول انقلابی و اهداف خویش کوتاه نیایند و سبک زندگی خود را بر اساس آیین اسلام سامان دهند و کم ترین التقاطی را در سبک زندگی نپذیرند و از آیین و سبک قرآنی زندگی عقب نشینی نکنند حتی اگر آماج تیر کمان یا تبلیغات رسانه ای سهمگین دشمن باشند و عناوین و اتهامات واهی و انگ تحجر یا توحش و مانند آن به ایشان زده شود.(بقره، آیه ۱۲۰؛ کهف، آیه ۲۰)
  6. اقتدار و قوتمندی: از دیگر مولفه ها و عناصری که برای تحقق تمدن اسلامی لازم است، اقتدار و قوتمندی است؛ زیرا بدون قوت و قدرت نمی توان سلطه بیگانگان و دشمنان را دفع کرد. از این روست که خداوند می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم وَآخَرینَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ یَعلَمُهُم؛ هر آن چه از نیرو و قوت لازم است برای خودتان فراهم آورید و از اسبان ورزیده که بدان دشمنان خدا و دشمنان خودتان را بترسانید و دیگرانی که غیر از دشمنان شما هستند و شما آنان را نمی شناسید و نمی دانید ولی خداوند می داند و می شناسد.(انفال، ایه ۶۰) پس بر اساس این آیه هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با دشمنان‌، باید آماده شود! و پس با توجه به نیازهای زمانه از انواع وسایل نقلیه از ماشین و هواپیما و اسبهای ورزیده برای میدان نبرد، باید فراهم شود تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! البته برخی از دشمنان علنی هستند و مستقیم در برابر شما هستند ولی برخی همانند منافقان یا کشورها به ظاهر غیر متخاصم هستند که با دیدن قوت اسلام خود را کنار می کشند و هم چنین جنیان و دشمنان نادیدنی نیز با قوت اسلام خود را کنار خواهند کشید. بنابراین غیر از دشمنان ظاهری گروه دیگری غیر از اینها هستند که مسلمانان آنان را شما نمی‌شناسند ولی خدا آنها را می‌شناسد!. پس باید هر چه در راه خدا و تقویت بنیه دفاعی اسلام لازم است از سوی دولت و امت انفاق شود. البته فواید و آثار این انفاقات مالی و جانی و مانند آن ها به طور کامل خود مسلمانان و دولت اسلامی بازگردانده می‌شود، و در موارد به مسلمانان هیچ ستم نخواهد شد!

حضرت امام خامنه ای در دیدار خبرگان پنجم رهبری خردادماه ۱۳۹۵ در بیان لوازم تمدن اسلامی با اشاره به اهداف انقلاب اسلامی اشاره کرده و می فرماید: «حاکمیت اسلام»، «آزادی»، «استقلال»، «عدالت اجتماعی»، «رفاه عمومی»، «ریشه کنی فقر و جهل»، «مقاومت در مقابل سیل بنیان کن فسادهای اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جاری در غرب» و «ایستادگی در مقابل سلطه جبهه استکبار» از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی ملت ایران است.

هم چنین نظریه پردازی و نظریه سازی از بایدهای مهم در راستای تحقق پیشرفت و ایجاد تمدن اسلامی است. «نوآوری‌های منضبط دینی به وسیله عناصر با سواد و دارای قدرت استنباط و التیام بخشیدن به زخمهایی که دشمن وارد می کند از جمله «تفرقه مذهبی و طائفی»، «اختلافات جناحی» و «ایجاد دو قطبی های مصنوعی »، از بایدهایی است که باید مسیر تمدن اسلامی مد نظر قرار گیرد. بر همین این ها آیات قرآنی دلالت مستقیم و صریحی دارد

جامعه اسلامی باید پویا باشد و باید گفت ایستایی جایز نیست؛ پس اصل تحول و پیشرفت را با توجه به اصل پویایی برای تحقق اهداف اسلام و انقلاب همواره به طور جدی مورد نظر داشته شود. البته اصولی دیگر، در فرد و جامعه از جمله تقوا، شجاعت، بصیرت، صراحت به وقت لازم، نهراسیدن از سرزنش دیگران و شناخت صحیح و دقیق از جبهه دشمن و سازوکارهای آن را از ملاکهای اصلی انقلابی بودن است تا این گونه زمینه تحقق اهداف فراهم آید.

آن چه بیان شد تنها بخشی از مهم ترین مقتضیات و بایدهایی است که برای تحقق تمدن اسلامی لازم و ضروری است تا مورد توجه و عنایت قرار گیرد. در یک کلام باید دولت اسلامی شده تا امت نیز اسلامی شود و مردم به تبعیت از دولت در مسیر صراط مستقیم به تمدن سازی اسلامی در جهان معاصر اقدام نمایند.

موانع و نبایدهای در مسیر تحقق تمدن اسلامی

موانعی که می تواند جلوی تحقق تمدن اسلامی را بگیرد، شامل اموری می شود که برخی از آن ها عبارتند از :

  1. شبهات: یکی از مهم ترین موانع در سر راه تحقق تمدن اسلامی شبهاتی است که دشمنان درباره امکان تمدن اسلامی با عناصر پیش گفته مطرح می کنند. آنان با طرح شبهاتی چون تاکنون از بدو تاریخ چنین نظام تمدنی به طور کامل شکل نگرفته ، مردم را در تردید می افکنند. وقتی انگیزه در مردم از میان رفت به طور طبیعی به جای تحقق تمدن اسلامی به سراغ مواردی می روند که تحقق و وقوع یافته است. در آیات قرآنی برای دفع این گونه شبهات به مردم یاد آور می شود که تمدن اسلامی هر چند در جغرافیای کوچک و محدود مکانی و زمانی در عصر پیامبر(ص) در مدینه تحقق یافته است و جامعه مدینه نمونه از تمدن اسلامی است که خداوند آن را نمونه و سرمشق برای جوامع دیگری بشری دانسته و با تعبیر شاهد بر آن است تا بگوید که «اقوی الدلیل علی امکانه وقوعه، قوی ترین دلیل بر امکان چیزی همان وقوع آن است» زیرا جامعه مدنی شاهدی بر این مدعا است: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ؛ و هم چنین شما را امت میانه قرار دادیم تا گواهانی بر مردمان باشید.(بقره، آیه ۱۴۳) بنابراین، لازم است تا شبهات دشمنان در باره تمدن اسلامی دفع شود تا زمینه فکری و عزمی در مردم ایجاد شود و انگیزه حرکت بوجود آید. امروز بسیاری از دشمنان با بیان این که آن چه جمهوری اسلامی وعده می دهد سراب است که قابل تحقق نیست، می کوشد تا انگیزه در میان مردم برای مقاومت و ایجاد اقتصاد مقاومتی و مانند آن از دست برود و مردم از تحقق و وقوع تمدن اسلامی با عناصر و مولفه های پیش گفته ، نا امید شوند. خداوند در آیه ۵۲ سوره فرقان از مردم می خواهد تا با بهره گیری از آموزه های وحیانی قرآنی به شبهات دشمنان پاسخی درخور دهند. خداوند می فرماید: فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا؛ پس، از کافران اطاعت مکن، و با الهام گرفتن از قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز.
  2. دشمن : از دیگر موانعی که اجازه نمی دهد تا تمدن معاصر اسلامی شکل گیرد، موانعی است که دشمن از راه های گوناگونی ایجاد می کند. این موانع شامل ایجاد شبهات، تردید افکنی، تحریم ها، تهاجم فرهنگی و معنوی و جاسوسی و تغییر فکری و رفتاری مردم از طریق نفوذ در مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری است تا اندیشه ها و افکار دشمنان را در داخل با بومی سازی القا نمایند. بنابراین، مبارزه و مقاومت در برابر دشمن از مهم ترین لوازم تحقق بخشی به تمدن اسلامی است. خداوند به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا نسبت به دشمن کوتاه نیاید ؛ زیرا هدف آنان تغییر سبک زندگی مردم از قرآنی به الحادی هستند و می کوشند تا مردم به شکلی زندگی کنند که ملحدان و کافران زندگی می کنند: وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‏شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى. بگو: «در حقیقت، تنها هدایتِ خداست که هدایت واقعى است.» و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، باز از هوسهاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت.(بقره، آیه ۱۲۰) بنابر آیه ۵۲ سوره فرقان ملت و دولت اسلامی نباید هیچ گونه تبعیت و پیروی از دشمنان اسلام داشته باشند و آنان را الگو و سرمشق زندگی خود قرار دهند، بلکه باید زندگی خود را بر اساس اصول اسلامی و سبک زندگی قرآن قرار دهند و در صورت ایجاد شبهه از سوی دشمنان با قرآن و ادله آن جهاد کبیر عملی کرده و دفع شبهات نمایند. این گونه است که جامعه و دولت اسلامی هویت می یابد. در حقیقت هویت جامعه و دولت اسلامی با گفتمان سازی انقلاب اسلامی بر اساس قرآن شدنی است که در این میان بیان فرق ها و تفاوت ها میان گفتمان اسلامی با گفتمان دیگری خود یکی از مهم ترین ابزارهای شناختی و جداسازی رفتاری است. از این روست که مقام معظم رهبری در دیدار خود با خبرگان پنجم می فرماید: تبیین «هویت و مسیر انقلابی» وظیفه این مجلس است و تنها راه بقا و پیشرفت نظام و تحقق اهداف انقلاب، «اقتدار حقیقی کشور» و «جهاد کبیر» یعنی تبعیت نکردن از دشمن است. وی هم چنین «شکل دهی نوعی گفتمان و مطالبه عمومی» را از ظرفیتهای مجلس خبرگان دانسته است.
  3. نفوذ: از موانع جدی در سر راه تمدن سازی، مساله نفوذ است. نفوذ ابعاد گوناگون و متنوعی دارد و شامل تغییر در اندیشه و رفتار در تصمیم سازان و تصمیم گیران و اقشار مختلف جامعه می شود. بنابراین باید مراقب بود تا دشمن سطله گر از راه نفوذ مسیر گفتمانی انقلاب اسلامی را تغییر ندهد. همان طوری که حضرت امام خامنه ای فرموده است «سلطه گری ذات و طبیعت استکبار است و جبهه استکبار ذاتاً به دنبال فراگیر کردن سلطه بر ملتهاست و هر کشور و ملتی مقاومت نکند، در دامهای آن اسیر می‌شود». دشمن برای رسیدن به اهداف خویش می کوشد تا یا اسلام را ناکارآمد نشان دهد یا اسلام ناب را از گردونه اندیشه و عمل مردم خارج نماید. از این روست که با اسلام آمریکایی می کوشد تا نمونه و قرائت و برداشتی از اسلام ارایه دهد که با استکبار و ظلم کنار آید و مساله مجازات مستکبران و ظالمان را به خدا و قیامت اندازد و مردم را از مسئولیت ظلم ستیزی دور سازد. بنابراین ، لازم است تا اسلام انقلابی و ناب تقویت و ترویج شود؛ زیرا تنها در برابر سلطه ظالمانه مستکبران ، اسلام است که با گفتمان انقلابی خویش می ایستد و بدون تردید، اسلام قلع و قمع کننده ظلم و استکبار است. این ویژگی نابودگری مستکبران در اسلام، زمانی است که زمینه فراهم آید و چنان که امام خامنه ای فرموده است «آن اسلامی می تواند در مقابل زورگویان جهانی مقاومت و جبهه سلطه را نابود کند که به صورت یک نظام حکومتی استقرار یافته و دارای ابزارهای قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه ای باشد.»(در دیدار با خبرگان پنجم رهبری) از نظر رهبری همان طوری که با شبهات یک حمله نرم و تهاجم فرهنگی انجام می گیرد هم چنین دشمن انواع حملات و تهاجمات سخت و نرم را در دستور کار قرار می دهد تا به هدف خویش یعنی نابودی گفتمان انقلاب اسلامی یا نابودی ملت مسلمان به اهداف خویش برسد.(بقره، آیه ۱۲۰ ، کهف ، آیه ۲۰؛ آیات دیگر) پس «تحریم مستمر اقتصادی، حملات پیوسته سیاسی، تبلیغات اغواگر و زدن عقبه های جمهوری اسلامی ایران در دیگر کشورها از روش های مرحله دوم تهاجم دشمنان است» هم چنان که «تهاجم دشمنان در قالب «نفوذ» بسیار خطرناک و ادامه همان جنگ نرم است و استکبار در راهبرد نفوذ چند هدف اصلی را دنبال می کند که شامل «تأثیرگذاری در مراکز تصمیم ساز و تصمیم گیر»، «تغییر باورهای مردم» و «تغییر محاسبات و مواضع مسئولان» است.(نگاه کنید: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان پنجم رهبری) از نظر ایشان« هدف اصلی دشمنان در این مرحله از جنگ نرم، زمینه سازی برای تهی شدن نظام از عناصر درونی قدرت است.» «اگر این هدف محقق و جمهوری اسلامی از عناصر قدرت تهی شود، از بین بردن آن، یا تغییر اساسیِ جهتِ حرکت آن، کار دشواری نیست، به همین علت است که تأکید می کنیم تبعیت نکردن از دشمن و مقاومت در برابر خواسته های آن، «جهاد کبیر» است.»(همان)