لوازم و آثار یقین شهودی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

یقین غایت اسلام و ایمان است. دست یابی به این مقام نتیجه عبادت خالصانه و اخلاص بی ریاست. کسانی که به مقام یقین رسیده اند، می توان در سبک زندگی آنان، آثار آن را مشاهده کرد. این آثار بیانگر سعادتی است که آنان به سبب رسیدن به مقام یقین به آن دست یافته اند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر پایه آموزه وحیانی قرآن، لوازم و آثار یقین در انسان و سبک زندگی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

یقین، رویت بی پرده حقایق

یقین از ماده «یقن» به معنی «وضوح و ثبوت چیزی است» مثلا عرب می گوید: «یقن الماء فی الحوض؛ یعنی آب در حوض آرام و قرار گرفت و صاف و روشن شد.

راغب اصفهانی می گوید: «یقین، صفت علم و فوق معرفت، درایت و نظایر آن ها است. پس یقین ملازم با آرامش و طمأنینه نفس همراه با ثبات حکم است.»(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه یقن)

در آیات قرآنی یقین مرتبه ای از علم است که با آن شک و تردیدی باقی نمی ماند. این مرتبه از علم می تواند از راه استدلال و نظر به دست آید که از آن به یقین و علم نظری تعبیر می شود، یا آن که با رویت و مشاهده تحقق می یابد که در آن صورت از آن به علم شهودی و یقین شهودی تعبیر می شود. خداوند در باره این راه دست یابی به یقین می فرماید: وَ کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ؛ و اینگونه ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا افزون بر امور دیگری که این رویت برای او داشت هم چنین او از جمله یقین کنندگان باشد.(انعام، آیه ۷۵)

پس ارایه حقایق ملکوتی یکی از راه های دست یابی به یقین است؛ البته این ارایه تنها این اثر را ندارد؛ از همین روست که نتیجه و اثر رویت با واو به کار رفته تا بیان شود آثار دیگری برای این گونه ارایه الهی و رویت بنده است که گفته نشده است؛ همین مطلب را خداوند در آیه ۲۸۲ سوره بقره نیز این گونه بیان می کند: وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ؛ و تقوای خدا داشته باشید تا غیر از آثار دیگر، خداوند شما را تعلیم دهد. یعنی تقوای الهی دارای آثار بسیاری است که یکی از آن ها دست یابی به علم لدنی است؛ زیرا خداوند مستقیم اقدام به تعلیم می کند؛ چنان که به حضرت آدم(ع) (بقره، آیه ۳۱) و یا به خضر(ع) این علم لدنی داده شده است.(کهف، آیه ۶۵)

خداوند در آیات قرآنی غیر از واژه یقین و مشتقات آن، از علم و مشتقات آن برای بیان همین معنا استفاده کرده؛ چنان که گاه این مفهوم را در قالب« لاریب فیه» نیز بیان کرده است.(بقره، آیه ۲؛ آل عمران، آیات ۹ و ۲۵؛ نساء، آیه ۸۷)

در آیه ۴ سوره بقره پس از بیان اصولی که لاریب است می فرماید که این دسته از مردمان به سبب آن که «متقین فطری» و بر هدایت تکوینی هستند و زمینه پذیرش هدایت تشریعی را نیز دارا بوده و به غیب و احکام شرعی پای بند می شوند؛ زیرا آنان اهل یقین هستند و شک و تردیدی نسبت به آموزه های تشریعی کتاب الله ندارند.

البته داشتن یقین لزوما به معنای اعتقاد و ایمان به آن نخواهد بود؛ زیرا بسیاری از حقایق برای مردمان از لحاظ نظری و ذهنی یقینی است، با این همه، از لحاظ «عقد قلبی و ارادی» بدان اعتقادی نداشته و بلکه به جحد و انکار آن می پردازند. پس لزوما جزم ذهنی و یقین به امری به معنا و مفهوم عزم ارادی و عملی نیست.(نمل، آیه ۱۴) یعنی از آن جایی که ایمان از مصادیق عمل و اراده است، اینان ایمان و اعتقادی به آن نخواهند داشت، هر چند که از نظر تصدیق ذهنی در مقام جزم باشند.

بر اساس آموزه های قرآنی، یقین دارای مراتب سه گانه علم الیقین(تکاثر، آیه ۵)، عین الیقین(تکاثر، آیه ۷) و حق الیقین(واقعه، آیه ۹۵) است؛ زیرا یقین برآیند و نتیجه تقوا، و تقوا نتیجه ایمان، و ایمان نتیجه اسلام است؛ و از آن جایی ایمان و تقوا دارای مراتب است، یقین نیز دارای درجات و مراتبی است.(اصول کافی، ج ۳، ص ۸۶؛ تحف العقول، ص۴۴۵)

خداوند در آیه ۱۴ سوره حجرات میان اسلام و ایمان تفاوت قایل شده و اسلام را مرتبه ابتدایی و ایمان را مرتبه دوم دانسته است که با اطاعت خدا و رسول(ص) به دست می آید. سپس در آیه ۱۳۶ سوره نساء از مومنان می خواهد تا ایمان خویش را افزایش دهند که خود دلالت بر درجات و مراتب ایمان می کند. از آن جایی که در آیات ۲۱ و ۶۳ و ۱۷۹ و ۱۸۳ سوره بقره و ۱۵۳ سوره انعام و آیات دیگر عمل به آموزه های اسلام را موجب دست یابی انسان به تقوا می داند، می تواند گفت که تقوا نتیجه ایمان و عمل صالح است. پس تقوا به جهت مراتب و سطوح اهل ایمان و اعمال صالح آنان، دارای مراتبی است و از آن جایی که خداوند در آیه ۹۹ سوره حجر بیان می کند که برآیند عبادت یعنی مجموعه ایمان و عمل صالح و تقوا، یقین است، پس باید گفت که یقین نیز دارای مراتب و درجاتی خواهد بود؛ چنان که خداوند به صراحت در آیات پیش گفته آن را در سه شکل حق الیقین و عین الیقین و حق الیقین بیان کرده است.

امیرمومنان علی (ع) نیز درباره ارتباط دین و ایمان و یقین می فرماید: غایه الدین الایمان و غایه الایمان الایقان؛ غایت دین ایمان است و غایت ایمان نیز یقین و ایقان است.(غرر الحکم، آمدی، باب الف، حدیث ۶۳۴۶)

در همه مراتب یقین، این امر قابل اثبات است که حقایق به شکل بی پرده و روشن و واضح در اختیار اهل یقین است؛ اما به سبب درجات و مراتب یقین از شدت و ضعف برخوردار است، ولی چه به شکل جزم عقلانی از راه استدلال برهانی قطعی باشد و چه به شکل جزم شهودی قلبی از راه رویت و ارایه؛ حقیقت در کمال صافی و روشنی در اختیار آنان است.

فقدان ملازمه علم و عمل

البته باید توجه داشت که داشتن علم به معنای عمل نیست؛ یعنی شخص حتی اگر به یقین شهودی و قلبی دست یابد، به معنای آن نیست که به مفاد و محتوای علم و یقین خویش در مقام عمل نیز پای بند باشد؛ از همین روست که شخص ممکن است اهل یقین باشد، ولی آن را انکار کند و در مقام عمل به آن پای بند نباشد، چنان که در آیه ۱۴ سوره نمل به آن اشاره شده است.

از آیاتی که درباره اهل دوزخ آمده نیز این معنا اثبات می شود، آنان با آن که اهل یقین شهودی می شوند، ولی ناتوان از ایمان و اعتقاد به مفاد و محتوای آن هستند؛ زیرا ایمان نوعی عمل است که پس از مرگ از انسان سلب می شود؛ زیرا انسان تنها در دنیا می تواند جزم و عزم را با هم داشته باشد و اما در آخرت تنها جزم حاصل می شود بی آن که عزمی تحقق یابد؛ از همین روست که اهل کفر و دوزخ هرگز نمی توانند پس از احتضار و مرگ ایمان بیاورند و اعتقاد قلبی پیدا کرده و به ایمان عملی دست یابند.

اهل کفر چون حقایق را رویت می کنند و دوزخ را پیش روی خویش می یابند، به این نکته نیز می رسند که پس از مرگ جای ایمان و عمل نیست و می خواهند برگردند تا در دنیا به ایمان دست یابند؛ اما به دو دلیل یکی این که راه بازگشت نیست و دیگر آن که دنیا پس از قیامت جمع می شود، دیگر راه بازگشت به دنیای نمی ماند تا برگردند و ایمان بیاورند.(انعام، آیه ۱۸۷؛ یونس، آیه ۹۰؛ مومنون، آیات ۹۹ و ۱۰۰ و ایات دیگر)

پس این که اهل یقین حتما اهل عمل باشند چنین ملازمه ای را نمی توان اثبات کرد؛ زیرا در همین دنیا وقتی جزم و یقین برای افرادی تحقق می یابد، عقد قلب و عمل را به دنبال ندارد و به آن امر ایمان نمی آورند(نمل، آیه ۱۴)، چنان که برخی اهل یقین و بصیرت بودند ولی بر خلاف آن رفتند چنان که بعلم باعورا(اعراف، آیه ۱۷۶) و سامری (طه، آیه ۹۶) این گونه بودند.

لوازم و آثار یقین

بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، یقین لوازمی دارد که می توان آن را در اهل یقین جست و جو کرد و یافت. در حقیقت این لوازم از نشانه های اهل یقین است و در آنان قابل رویت و مشاهده است.

  1. صبر: از جمله لوازم و نشانه های یقین می توان به صبر اشاره کرد. امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید: الصبر اول لوازم الایقان؛ صبر نخستین لازمه یقین است.(غرر الحکم، باب الصاد، حدیث ۱۵۸۰)  آن حضرت(ع) هم چنین در جایی دیگر آن را به عنوان میوه یقین مطرح می کند و می فرماید: الصبر ثمره الیقین؛ صبر میوه یقین است.(همان، حدیث ۴۱۱) صبر دارای اقسامی است. خداوند در آیات ۱۸ و ۸۳ سوره یوسف از صبر جمیل سخن به میان آورده است. این بدان معناست که صبر غیر جمیل نیز وجود دارد. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: الصَّبْرُ صَبْرَانِ:‏ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ حَسَنٌ جَمِیلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْک‌‌‏؛ صبر بر دو قسم است: صبر در برابر مصیبت، و خودداری از جزع و فزع که زیبا و پسندیده است؛ ولی بهتر از آن، صبر در برابر معصیت است. (کافی، ج ۲، ص ۹۰) امام باقر (ع) نیز می فرماید: الصَّبْرُ صَبْرَانِ‏: صَبْرٌ عَلَى الْبَلَاءِ حَسَنٌ جَمِیلٌ، وَ أَفْضَلُ الصَّبْرَیْنِ الْوَرَعُ عَنِ الْمَحَارِم‏‌‌‏؛ صبر بر دو قسم است: صبر در برابر مصیبت که زیبا و پسندیده است؛ اما بهتر از آن ورع از محارم‌الله و خودداری از گناهان است.( همان، ج ۲، ص ۹۱) امیرمومنان علی(ع) از پیامبر گرامی(ص) نقل می کند که ایشان فرمود: الصَّبْرُ ثَلَاثَهٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَهِ، وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَهِ، وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَهِ. فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِیبَهِ حَتَّى یَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَهِ دَرَجَهٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَهِ إِلَى الدَّرَجَهِ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ. وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَهِ، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَهِ دَرَجَهٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَهِ إِلَى الدَّرَجَهِ کَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ. وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِیَهِ، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَهِ دَرَجَهٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَهِ إِلَى الدَّرَجَهِ کَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ‌‌؛ صبر سه قسم است: صبر بر مصیبت که پاداش آن سیصد ‌درجه و فاصله هر درجه بین زمین تا آسمان است؛ صبر بر طاعت که پاداشش ششصد درجه و فاصله هر درجه بین اعماق زمین تا عرش الهی است؛ صبر بر معصیت که اجر آن نهصد درجه و فاصله هر درجه از اعماق زمین تا نهایت عرش الهی است.( همان، ج ۲، ص ۹۱)
  2. اخلاص: از دیگر لوازم و آثار یقین می بایست به اخلاص اشاره کرد. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: الاخلاص ثمره الیقین؛ اخلاص میوه یقین است.(غرر الحکم، حدیث ۸۵۳)البته بر اساس آموزه های قرآنی اخلاص و تقوا شرط صحت هر عمل عبادی صالح است؛ ولی افزون بر آن باید شخص مخلص و متقی باشد تا اعمالش مقبول درگاه خداوند شود؛ یعنی شخص به جایی برسد که اخلاص و تقوا ملکه او شده و همه اعمالش بر مدار تقوا و اخلاص باشد.(همین آیات پیش گفته و نیز مائده، آیه ۲۷)آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: اخلاص العمل من قوه الیقین، خالص کردن عمل از نیرومندی یقین ریشه می گیرد.(همان، حدیث ۸۶۰) در حقیقت باید گفت: ان اخلاص العمل الیقین، اخلاص عمل همان یقین است.(غرر الحکم ، حدیث ۱۹۷۵) پس میان اخلاص عمل و یقین نوعی ملازمه است و شخصی که دارای اخلاص عملی است در حقیقت اهل یقین نیز است؛ زیرا خاستگاه و ریشه اخلاص عملی همان یقین است و هر چه خلوص در عمل بیش تر باشد نشان می دهد که از مراتب برتر یقین برخوردار است. از همین روست که امام علی(ع) می فرماید: الاخلاص ملاک العباده؛ اخلاص معیار و ملاک سنجش عبادت است.(غرر الحکم ، باب حاء، حدیث ۸۵۹) البته در آیات قرآنی از دو خلوص سخن به میان آمده است؛ یکی خلوص در دین یعنی دینی که مبنای فلسفه و سبک زندگی قرار می گیرد از منبع اصلی خود دریافت شده باشد و در آن ناخالصی و التقاط افکار و عقاید و مناسک راه نیافته باشد؛ زیرا گاه از راه تحریفات عقلی و محتوایی دین تغییر می کند و خلوص خود را از دست می دهد؛ دوم این که انسان بدون ریا و منت و اموری که خلوص را از عمل می گیرد پرهیز کند. پس اخلاص در دو جنبه می بایست مراعات شود.(زمر، آیه ۳؛ بقره، آیه ۱۳۹؛ اعراف، آیه ۲۹؛ یونس ، آیه ۲۲ وآیات دیگر)
  3. زهد و پارسایی: از دیگر لوازم و آثار و نشانه های یقین می توان به زهد اشاره کرد. امیرمومنان علی (ع) در این باره می فرماید: الیقین یثمر الزهد؛ یقین، زهد را به بار می آورد.(غرر الحکم، باب یاء، حدیث ۸۲۳)امام علی (ع) در جایی دیگر فرمودند: اصل الزُّهدِ الیقینُ؛ ریشه و اساس زهد، یقین است. (غرر الحکم، ص ۲۷۵، ح ۶۰۵۸) پس شالوده زهد و پارسایی را می بایست در یقین و اهل یقین یافت. کسی که اهل یقین است پارسا و زاهد نیز است و اگر کسی مدعی یقین باشد ولی پارسایی نورزد در یقین او باید شک و تردید روا داشت؛ چرا که درخت یقین میوه هایی دارد که زهد ورزی از جمله آن هاست. زهد، در لغت به معنی پارسایی و روی گردانی از دنیا، مال، مقام و به طور کلی ترک تعلقات دنیوی و توجه به آخرت و پاداش الهی است. پس زهد به معنای بی میلی و بی علاقگی است که در مقابل آن، علاقه شدید قرار دارد. ملامحمد مهدی نراقی رحمه الله در جامع السعادات می نویسد: زهد، آن گاه تحقق می یابد که شخص توانایی بهره مندی از دنیا و نعمت های آن را داشته باشد و آن گاه آن را رها سازد. انگیزه ترک دنیا هم، پستی و بی ارزشی آن، در مقایسه با خدا و آخرت باشد. در غیر این صورت، صفت زهد، تحقق نمی یابد.
  4. شجاعت: از امام صادق(ع) در بیان حد و تعریف یقین پرسش می شود:قلت: فما حد الیقین؟ قال : الاتخاف مع الله شیئا؛ پرسید: محدوده یقین چیست؟ فرمود: این که با خدا از کسی نهراسی.(کافی، باب فضل الیقین، حدیث ۳) بر اساس آموزه های قرآنی کسی اهل ایمان و ایقان تنها از خدا می ترسند. از همین روست که خشیت را برای علمای واقعی اثبات می کند.(فاطر، آیه ۲۸) خداوند باره در آیات قرآنی این نکته را مورد تاکید قرار داده که خداترسان و اهل خشیت تنها از خدا هراسان هستند و از غیر خدا نمی ترسند.(احزاب، ایه ۳۹) از همین روست که اهل خشیت، اهل ایمان و عمل صالح بوده و جز برای رضایت خدا عمل نمی کنند و هرگز در برابر فشارها تسلیم نمی شوند و در همه امور زندگی اهل استقامت و پایداری بوده و رستگاری و پیروزی در دنیا و آخرت را برای خود رقم می زنند.(نور، آیه ۶۲؛ فاطر، آیه ۱۸ و آیات دیگر)
  5. صداقت: امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید: الصدق اشرف خلائق الموقن؛ صدق شریف ترین صفات و خوی اهل یقین است.(غرر الحکم، ج ۱، ص ۷۷۲، حدیث ۱۲۵۳) پس کسی که اهل یقین است اهل صداقت و راستی است و هرگز دروغ نمی گوید و بر خلاف صدق و راستی عمل نمی کند.
  6. سخاوت: از دیگر آثار و لوازم و نشانه های یقین، سخاوت داشتن است. امام صادق(ع) در این باره می فرماید: اَلسَّخاءُ مِن أخلاقِ الأنبیاءِ، وهُوَ عِمادُ الإیمانِ، ولا یَکونُ مُؤمِنٌ إلاّ سَخیّا، ولا یَکونُ سَخیّا إلاّ ذو یَقینٍ وهِمَّهٍ عالیَهٍ ؛ لأِنَّ السَّخاءَ شُعاعُ نورِ الیَقینِ، ومَن عَرَفَ ما قَصَدَ هانَ عَلَیهِ ما بَذَلَ؛ سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است . هیچ مؤمنى نیست مگر آن که بخشنده است و تنها آن کس بخشنده است که از یقین و همّت والا برخوردار باشد ؛ زیرا که بخشندگى پرتو نور یقین است . هر کس هدف را بشناسد بخشش بر او آسان شود.(مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ،ج۷ ،ص ۱۷-بحارالأنوار، بیروت، ج۶۸، ص۳۵۵)
  7. عمل صالح: عمل صالح زمانی ارزش می یابد که با یقین همراه باشد. این بدان معناست که علم و عمل باید با هم باشد؛ همان طوری که حسن فاعلی با حسن فعلی باید همراه باشد. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: انَّ العَملَ القَلیلَ الدّائمَ عَلَی الیَقینِ اَفضَلُ عِنداللهِ منَ العَمَلِ الکثیرِ عَلی غَیرِ یَقینٍ؛ عمل اندک و بادوام که بر پایه یقین باشد و در نزد خداوند از عمل زیاد که بدون یقین باشد برتر است.(جهاد النفس،‌ ص۶۲) البته بیان شد که یقین به طور طبیعی مستلزم عمل نیست، زیرا جای یقین و جزم ذهن است و جای عمل و اراده قلب است و تا زمانی که عقد ذهنی به عقد قلبی تبدیل نشود، یقین موجب عمل نمی شود. اما اگر بخواهیم عمل صالح و نیکی داشته باشیم باید هماره با علم و یقین همراه باشد تا آثار و برکات خود را به همراه بیاورد.