لهوگرایی در رفتار اقتصادی

بسم الله الرحمن الرحیم

هدف گذاری حکمیانه و خردمندانه در هر کاری از اصول بنیادین فعالیت های فردی و اجتماعی انسان از منظر اسلام است، به طوری که هرگونه بی هدفی و عبث انگاری بلکه هدف گذاری لغو و سفیهانه در کارها و فعالیت ها مذموم و گناه دانسته شده است. در فعالیت ها و کارهای اقتصادی اگر رفتار بر اساس منطق حکمیانه و هدف گذاری خردمندانه انجام نشود، به عنوان «لهو» شناسایی و مذموم و گناه شمرده می شود.

ممنوعیت لعب، لهو و عبث انگاری

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، خداوند حکیم هستی را بر اساس فلسفه و اهداف خاصی پی ریزی و هدف گذاری کرده است؛ به گونه ای که در هر آفریده ای، یک شاخص درونی هدایتی قرار داده تا آفریده به آن سمت و سو حرکت کند و اهداف الهی این گونه برآورده شود. خدا می فرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ؛ گفت: پروردگار ما کسى است که هر چیزى را خلقتى که درخور اوست داده سپس آن را هدایت فرموده است.(طه، آیه۵۰)

از همین رو، هیچ گونه عبث در آفرینش نیست؛ بلکه همه هستی در مسیر اهداف الهی پیش می رود؛ چرا که ربوبیت الهی، مقتضی پرورش هر چیزی مبتنی بر اهداف آن چیز است. بر همین اساس، همه هستی در نهایت باید به کمالاتی دست یابد که خدا برای آنها در نظر گرفته و این گونه است که لقای الهی برای هر چیزی رقم می خورد. پس هیچ گونه بیهودگی و عبثی در کار خلقت نیست؛ چنان که خدا می فرماید: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ ؛ آیا پنداشتید که شما را عبث و بیهوده آفریده‏ ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى ‏شوید.(مومنون، آیه ۱۱۵)

انسان ها نیز در همین نظام حکمیانه الهی می بایست در چارچوب مسئولیت خلافت الهی قرار گرفته و از طریق عبادت تقوایی(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱) به کمالاتی دست یابند و خدایی و متاله شده(بقره، آیه ۱۳۸) و در مقام مظهریت ربوبیت(آل عمران، آیه ۷۹) به استعمار الارض(هود، آیه ۶۱) و دیگر تصرفات تکوینی در هستی هر چیزی را به کمالات بایسته و شایسته ایشان برسانند؛ حتی اگر آن آفریده ها از فرشتگان مقرب الهی باشند.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳)

اما از آن جایی که انسان ها دارای اراده و حق انتخاب هستند(انسان، آیه ۳) ممکن است به جای حرکت بر اساس هدایت تکوینی و فطری(شمس، آیات ۷ و ۸؛ طه، آیه ۵۰) به انتخاب نادرست و ناصحیح خویش، از حرکت در مسیر اهداف کمالی بیرون رفته و سرگرم لهو و لعب شوند؛ زیرا محیط دنیا از یک سو و وسوسه های نفسانی درونی و شیطانی بیرونی، انسان را سرگرم خود کند و از اهداف اصلی بازدارد.

از نظر قرآن، نظام دنیوی یک نظامی کامل و احسن است، با این همه زندگی دنیوی که انسان ها آن را انتخاب می کنند و به آن بها می دهند، این گونه نیست؛ زیرا از نظر قرآن، زندگی دنیوی نسبت به زندگی اخروی چیزی جز بازیچه کودکانه و عملی بیهوده و لهو نیست. از این روست که خدا می فرماید: إِنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِکُمْ أُجُورَکُمْ وَلَا یَسْأَلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ ؛ زندگى این دنیا لهو و لعبى بیش نیست؛ و اگر ایمان بیاورید و پروا بدارید، خدا پاداش شما را مى‏ دهد و اموالتان را در عوض نمى‏ خواهد. (محمد، آیه ۳۶)

از این آیه به دست می آید که مال و ثروت دنیوی نیاز طبیعی انسان در دنیا است، ولی نباید آن را هدف بداند، بلکه ابزاری بداند برای رشد و کمال یابی و آخرت سازی. از این روست که ایمان و تقواآوری انسان موجب نمی شود که خدا آن را از مومنان متقی بگیرد، هر چند که اگر مومن متقی توجه و اهتمامی به آن نداشته باشد و به فکر آخرت باشد و هر چه دارد را در راه خدا خرج کند، بهتر است؛ اما از آن جایی که طبیعت انسان گرایش به مال دارد، خدا همه را از ایشان طلب نمی کند، بلکه برخی از آن را طلب می کند تا در راه خدا بدهد؛ زیرا اگر همه را طلب کند، حتی مومن متقی نیز بخل می ورزد و حاضر نیست همه را بدهد؛ بلکه نسبت به خدا و درخواستش کینه به دل می گیرد؛ چنان که می فرماید: إِنْ یَسْأَلْکُمُوهَا فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا وَیُخْرِجْ أَضْغَانَکُمْ ؛ اگر خدا همه اموال شما را بخواهد؛ و به اصرار از شما طلب کند، بخل مى ‏ورزید و کینه ‏هاى شما را برملا مى ‏کند. (محمد، آیه ۳۷)

به هر حال، از نظر قرآن، زندگی دنیا نسبت به آخرت چیزی جز بازی کودکانه و بیهودگی نیست. خدا می فرماید: وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ؛ و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست و قطعا سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى کنند بهتر است آیا نمى‏ اندیشید.(انعام، آیه ۳۲)

خدا هم چنین می فرماید: وَمَا هَذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ؛ این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا در سراى آخرت است اى کاش مى‏ دانستند. (عنکبوت، آیه ۶۴)

خدا در جایی دیگر این لهو و لعب را به تفصیل مشخص می کند تا دانسته شود خود دنیا نظام احسن است و آن چه موجب می شود تا دنیا نسبت به آدمی لهو و لعب شود، این رفتارهایی است که بیرون از اهداف اصلی هستی و کسب کمالات اسمای الهی است. خدا می فرماید: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَهٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٌ وَ مَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ؛ بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است مثل آنها چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن باران به شگفتى اندازد، سپس آن کشت خشک شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاک شود و در آخرت دنیا پرستان را عذابى سخت است و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست. (حدید، آیه۲۰)

از این آیات به دست می آید که انسان باید دنیا را به عنوان مقدمه آخرت بنگرد و با آن تعامل داشته باشد، نه آن که زندگی دنیا او را سرگرم کند و از آخرت باز دارد. این بدان معنا نیست که انسان از مواهب دنیا بهره نگیرد و برای کمالات از آن سود نبرد یا آن را تحریم کرده و حرام داند؛ زیرا خدا می فرماید: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ؛ اى پیامبر! بگو: زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده است؟ بگو: این نعمتها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‏ اند؛ و روز قیامت نیز خاص آنان است. ما این گونه آیات خود را براى گروهى که مى‏ دانند به روشنى بیان مى ‏کنیم. بگو: پروردگار من فقط فحشاء و زشتکاریها را چه آشکارش باشد و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانیده است؛ و نیز اینکه انسان چیزى را شریک خدا سازید که دلیلى بر حقانیت آن نازل نکرده است؛ و اینکه چیزى را که نمیدانید به خدا نسبت دهید.(اعراف، آیات ۳۲ و ۳۳)

بر این اساس، فعالیت های اقتصادی باید در راستای اهداف حکمیانه باشد نه سفیهانه که لعب و لهو از این موارد سفیهانه و بی خردانه است؛ زیرا بسیاری از مردم چنان سرگرم گردآوری مال و زینت های دنیوی می شوند که هدف اصلی خلقت را فراموش کرده و از آن دور می شوند. این گونه است که تکاثر و ثروت اندوزی آنان را سرگرم می کند: أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ؛ تکاثر ایشان را سرگرم و از آخرت و اهداف اصلی غافل کرده است(تکاثر ، آیه ۱) ؛ زیرا زندگی دنیوی چنان ایشان را به خود مشغول می سازد که هماره دنبال گردآوری ثروت و شمارش آن هستند: وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ؛ واى بر هر هماز و لمازی که مالى را گرد آورده و آن را بر شمرده و پندارد که مالش او را جاوید کرده است. (همزه ، آیات ۱ تا ۳)

پس هماز لماز کسی است که خود را به سختی می اندازد و تنها گوشه چشمی به آخرت و جاودانگی دارد و توجه مستقیمی به آن ندارد؛ تو گویی با اشاره حقایق می نگرد نه مستقیم؛ زیرا همزه به معنای فشارآوری و سخت گیری چون مهمیز بر اسب زدن برای تاخت و تاز اسب است و هم چنین لمز به معنای اشاره با چشم ابرو همانند عیب جویی و تمسخر کردن. بنابراین، چنان که خدا این افراد را با وصف بعدی در آیات ۲ و ۳ سوره همزه معرفی می کند، هماز لماز در ارتباط با فعالیت های اقتصادی در دنیا این گونه عمل می کند که خود را به رنج افکنده و به سختی تلاش می کند تا اموال را گردآورده و سرگرم شمارش آن ها شود و اگر به جاودانگی می نگرد از زیر چشم است نه مستقیم و با اشاره به آن گوشه چشمی دارد نه توجه و اهتمام مستقیم. از این روست که از نظر قرآن چنین فردی در درون روان خویش آتش دوزخ می افروزد.(همان ، آیات ۴ تا ۹)

از نظر قرآن، چنین نگاهی به زندگی دنیا و سرگرم شدن به لهو ولعب موجب می شود تا انسان گرفتار پیامدهای منفی عمل خویش شود که به عنوان آثار لهو در آیات قرآنی مطرح است.

از جمله مهم ترین تاثیر چنین نگاهی در زندگی باید به عدم توجه انسان به آخرت به عنوان هدف اصلی اشاره کرد. در حقیقت، چنین نگاهی موجب می شود تا انسان آخرت را یا نبیند یا اگر ببیند به اشارتی ببیند وتوجه و اهتمامی به آن نداشته باشد. از این رو، خدا می فرماید که اشتغال آدمی به سرگرمى و لهویات زندگى دنیا، موجب بازماندن از خیرات آخرت می شود(انعام، آیه ۳۲)

البته این تنها پیامد چنین نگرش باطلی نیست؛ بلکه از نظر قرآن، سرگرمى به لهویّات، موجب محرومیّت و باز ماندن از ثواب الهى بوده (جمعه، آیه ۱۱) و در نهایت پشیمانى و فرجام شوم برای خود شخص رقم می خورد؛ زیرا کسی که در قیامت وارد می شود در می یابد که چیزی برای آخرت خویش نیاندوخته و فراهم نساخته است؛ از این رو، انگشت حسرت و ندامت می گزد که این ندامت و حسرت چیزی جز نتیجه سرگرمى آنان به لهو با آرزوهاى باطل نبوده است.(حجر ، آیات ۲ و ۳)

احکام و مصادیقی از لهو

لهو به عنوان فعلی از افعال مکلفین در قالب احکام دستوری اسلام، مورد عنایت و توجه خاص و ویژه الهی قرار گرفته است. از ان جایی که لهو و سرگرمی و بیهودگی، بر خلاف حکمت و رفتارهای خردمندانه و عاقلانه است، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مورد نهی و تحریم قرار گرفته است. از همین روست که در آیات قرآنی بر لزوم اجتناب از لهو و کارهاى بازدارنده از راه خدا و اهداف و مقاصد حکیمانه تاکید شده (لقمان، آیه ۶) و مشغول شدن به لهوهاى فریبنده دنیایى، حرام و موجب عذاب آخرتى دانسته شده است.(همان؛ حدید، آیه ۲۰)

از نظر قرآن، غنا و نغمه‌هاى مفسده‌انگیز، از امور لهوى و امرى حرام(لقمان، آیه ۶) معرفی شده است؛ زیرا منظور از «لهو الحدیث» در این آیه طبق برخى از شأن نزولها غنا است که به وسیله کنیزانى خوانده مى‌شد. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۰) محمدبن‌مسلم مى‌گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که مى‌فرمود: غنا از جمله گناهانى است که خداوند ـ عزّوجلّ ـ براى آن وعده آتش داده است و این آیه را تلاوت نمود: «و من النّاس من یشترى لهو الحدیث». (تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۹۴، ح ۵)

با نگاهی به همین آیات و روایات تفسیری باید گفت هر گونه سخنی که موجب گمراهی مردم و دوری ایشان از اسلام و راه مستقیم شریعت شود به عنوان سخنان گمراه‌کننده از مصادیق لهو و امرى حرام است؛ بنابراین، نباید سخنی را گفت که راه خدا را ببندد و مردم را از این دور یا خارج سازد. کسانی که چنین می کنند یا از این طریق امرار معاش می کنند، در حقیقت حرام خواری می کنند و مکاسب ایشان از مصادیق مکاسب محرمه است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن تبدیل و تحریف دین خدا به امور لهوى حرمت داشته و باید از این گونه رفتار و کردار اجتناب کرد(انعام، آیه ۷۰؛ اعراف، آیات ۵۰ و ۵۱)؛ زیرا چنین رفتاری موجب خشم و عذاب الهی خواهد بود.

از آن جایی که لهو عملی سفیهانه و نابخردانه است؛ انسان در هر کاری باید تعقل ورزد تا این گونه از لهو و بیهودگی در امان ماند و کارهای خویش را حکیمانه و خردمندانه انجام دهد. توجه و اهتمام بسیار به دنیا و سرگرم شدن به اموری که در آیه ۲۰ سوره حدید بیان شده ، به سبب آن که بازدارنده انسان از حرکت در مسیر سازندگی و آخرت گرایی است، موجب می شود تا انسان از مسیر درست و خردمندانه باز ایستد. خدا در قرآن بر لزوم تعقّل در لهوی بودن امور دنیایى، به عنوان عامل بازدارنده از آخرت توجه دارد و از مردمان می خواهد با درنگ و تعقل در این امور به این نکته برسند که اهتمام به مسایل دنیوی بازدارنده از آخرت، شایسته نیست؛ بلکه انسان خردمند به جای دنیاگرایی به آخرت گرایی توجه داشته و از سرمایه های دنیوی برای آخرت خویش بهره می برد (انعام، آیه ۳۲)؛ زیرا خردمند با نگاهی به زوال امور دنیوی و تغییر و تبدیل آن(حدید، آیه ۲۰)، در برابر حیات محض و بقای دایمی آخرت به این نتیجه می رسد که باید به جای اشتغال و سرگرم شدن به دنیا، به آخرتی توجه کند که حیات محض است.(عنکبوت، آیه ۶۴)

در میان اموری که انسان را بسیار به خود مشغول می دارد و از آخرت دور می سازد، اموال و فرزندان به ویژه پسران است. از این روست که خدا به صراحت از این که انسان گرفتار این گونه امور لهوی شده و از خدا و آخرت باز ماند هشدار داده و به ویژه مؤمنان از از مشغول شدن به لهو و سرگرمى، به وسیله اموال و فرزندان نهی می کند و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلاَ أَوْلاَدُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و فرزندان شما موجب نشود تا از ذکر خدا باز مانید و کسی که چنین می کند در حقیقت او از زیانکاران است.(منافقون ، آیه ۹)

از نظر قرآن، کافران هدایت‌ناپذیر، اهل لهو و گرفتار سرگرمی ها به آرزوهاى باطلی هستند که ایشان را از خدا و قیامت باز می دارد و زمانی به آگاهی نسبت به این حقیقت می رسند که دیگر دیر شده و کاری از دست ایشان بر نمی آید.(حجر، آیات ۲ و ۳)

از آن جایی بسیاری از مردم گرفتار حس هستند و باورهای فلسفی ایشان تنها محدود به محسوسات و مشهودات است، نسبت به عالم غیب و آخرت دارای جهالت بوده و در نادانی و گمراهی به سر می برند؛ از این رو، لازم است تا آگاهان و خردمندان چون پیامبران این افراد را هوشیار و هشدار داده و نسبت به عالم غیب و آخرت آگاه سازند. از همین روست که پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به تذکّر دادن به وسیله قرآن به اهل لهو از جمله کافران می شود تا بیدار و هوشیار شده و اهتمام خویش را به آخرت مبذول دارند و از اشتغالات به لهو دنیوی دوری ورزند. (انعام، آیه ۷۰)

به هر حال، از نظر قرآنی برخی از امور از مصادیق لهو و زمینه ساز گرفتاری در آن است که شامل مال و فرزند و تجارت و تکاثر و مانند آن ها است.

البته از نظر قرآن، هر نوع فعالیت و کار اقتصادی و غیر اقتصادی که انسان را از ذکر الله و قیامت و آخرت بازدارد و سرگرم دنیا و زندگی آن کند، به عنوان لهو شناخته و معرفی شده است. از این روست که داستان های خرافی(لقمان، آیه ۶؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۰)، غنا و طبل زدن و نی زدن(لقمان، آیه ۶؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۰؛ و نیز ج ۹ – ۱۰، ص ۴۳۶؛ الکشاف، ج ۴، ص ۵۳۷) به عنوان مصادیق از لهو در روایات بیان و از آن نهی شده است. کسانی به قصد دوری مردم از نماز و خدا و آخرت به این کار اقدام می کنند، کار حرام کرده و درآمد آنان حرام است و به عنوان یک فعالیت اقتصادی حرام درآمد آن نیز باطل و هر گونه تصرفی ناصحیح و نادرست خواهد بود.

تجارت لهوی

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن به این حقیقت می توان اذعان کرد که بسیاری از فعالیت های اقتصادی می تواند انسان را گرفتار لهو و مشغول به خود داشته و از آخرت بازدارد. این امر اختصاصی به کافران ندارد، بلکه حتی مومنان و مسلمانان نیز ممکن است در دام اشتغالات لهوی دنیا افتاده و چنان سرگرم تجارت و فعالیت های اقتصادی شوند که حتی از نماز و مسجد و امور معمولی دینی باز مانند.(جمعه، آیه ۱۱) این در حالی است که درنگ خردمندانه در این امور، حقیقت بی ارزشی این نوع فعالیت های اقتصادی اشتغال زا و آخرت زدا را روشن می کند(همان)؛ زیرا حیات ابدی در آخرت و زندگی در بهشت سعادت و خوشبختی به این همه رنج دنیوی نمی ارزد که هیچ بنیاد و پایه ای ندارد و زوال و تغییر در آن امری عادی و طبیعی است.(انعام، آیه ۳۲)

از نظر قرآن برخی از مردمان نه تنها لهو را سرمایه زندگی خویش قرار داده و فعالیت های اقتصادی خویش را در امور لهو و سرگرمی قرار می دهند و این گونه خود و دیگران را گمراه و از مسیر حکمت و اهداف آفرینش دور می سازند، بلکه تا جایی پیش می روند که دین را نیز اسباب برای لهو و سرگرمی دنیای خویش و دیگران قرار می دهند.

به سخن دیگر، تبدیل دین خدا به سرگرمى و لهویات، از سوى برخى مردم مشکلی است که در جوامع دینی و اسلامی مطرح است.(انعام، آیه ۷۰) از امام رضا علیه السلام در معناى «فالیوم ننساهم» روایت شده است که ایشان فرمود: یعنى همان‌طور که آنان آماده شدن براى دیدار چنین روزى را رها کردند، ما نیز آنان را رها مى‌کنیم. (تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۳۷، ح ۱۴۷)

پس خدا می فرماید برخی از مسلمانان به جای آن که خود را برای آخرت آماده کنند، چنان سرگرم دنیا شده اند که از آخرت غافل شده و گرفتار نسیان و فراموشی نسبت به آن هستند. چنین افرادی شایسته این واکنش الهی هستند که در قیامت خدا ایشان را فراموش کند.

از نظر قرآن، فریفتگى و دلبستگى به دنیا، سبب سرگرمى و لهو قرار دادن دین خدا از سوی این جماعت از مردم می شود(انعام، آیه ۷۰؛ اعراف، ایه ۵۱)؛ زیرا عطف جمله «غرّتهم» محتمل است از نوع عطف سبب بر مسبّب باشد؛ یعنى سبب اینکه برخى از مردم دین را به سرگرمى و لهویّات گرفته‌اند، فریفتگى به زندگى دنیا است. هم چنین مقصود از «دینهم» مى‌تواند آیین الهى باشد که براى آنان نازل شده، ولى آنان به جاى تمسّک به آن، آن را بازیچه خویش قرار دادند، بدین‌سان که آن را بر طبق هواهاى نفسانى خویش تغییر داده، بر اساس احوال مختلف در آن تصرّف مى‌نمودند. (المیزان، ج ۷، ص ۱۴۲) پس این افراد با چنین رفتار لهوگرایانه نسبت به اسلام ، خود مبتلا خشم الهی خواهند شد.

وظیفه پیامبر(ص) و مومنان نسبت به این افراد که با دین اسلام بازی می کنند، تذکر و هشدار است به آیات قرآنی و تهدید آنان به قرآن است تا این افراد دریابند که کارشان دارای آثار زیانباری است و نباید با دین اسلام بازی کنند؛ چرا که چنین کاری آنان را نه تنها از بهشت باز می دارد، بلکه شایسته رفتن به دوزخ می کند.( انعام، آیه ۷۰؛ اعراف، آیات ۵۰ و ۵۱)

سرمایه گذاری در امور لهو

برخی از مردمان خواسته و ناخواسته نه تنها خود گرفتار لهوی هستند که ایشان را از آخرت و زندگی اخروی و ذکرالله باز می دارد، بلکه برای امور لهو سرمایه گذاری می کنند؛ زیرا کسب درآمد از این طریق به عنوان یک تجارت پرسود دنیوی مطرح است. البته این به معنای نفی تفریح نیست؛ زیرا تفریح به معنای ایجاد فضای مناسب روانی برای شادی امری ممدوح و پسندیده است؛ زیرا تفریح به این معنا امری عقلانی و دارای منافع عقلایی برای تامین آرامش مطرح است و حتی گاه برخی از تفریحات مانند ورزش و کوهنوردی و مانند آن ها موجب حفظ سلامت و عافیت بدن و روان آدمی است که خود بستری برای انجام عبادت و فعالیت های سالم اقتصادی دنیوی و اهداف اخروی است؛ اما اموری که تنها غایت و هدف آن، لذت باشد و انسان را از آخرت و خدا دور سازد به عنوان لهو مذموم و حرام است.

به سخن دیگر، لهو هر گونه فعالیتی است که انسان را از خدا و آخرت باز دارد و به دنیا سرگرم و مشغول سازد. از نظر قرآن شیاطین جنی و انسی بر آن هستند تا برای دور کردن انسان از اهداف آفرینش ایشان را سرگرم و مشغول به دنیا دارند. این گونه است که ایشان سرمایه گذاری بسیاری برای تامین این هدف شوم و ناپسند خویش داشته و فعالیت های اقتصادی را در این راستا ساماندهی می کنند.

خدا در قرآن می فرماید که بعضى از مردم در ترویج گفتار لهو، به منظور منحرف ساختن از راه خدا سرمایه‌گذارى کرده و می کنند(لقمان، آیه ۶)؛ بنابراین لازم است تا این افراد و اهداف پلید آنان شناخته و معرفی شود و از این گونه اعمال جلوگیری به عمل آید و مردمان در دام این لهو شیطانی قرار نگیرند. از نظر قرآن هر کسی که در این راه و رویه گام بردارد و در خدمت اهداف شیطانی باشد، گرفتار خشم و عذاب الهی خواهد شد. از نظر قرآن، رواج‌دهندگان سخنان لهو و باطل چون غنا و سرگرمی های باطل و حرام، مستحق عذاب خوارکننده هستند؛ زیرا مردم را از یاد خدا و آخرت باز می دارند.

یاد آوری این نکته ضروری است که بر اساس شأن نزول، آیه «من النّاس» درباره نضربن‌حرث است که به کشور ایران مسافرت مى‌کرد و کتابهاى افسانه مى‌خرید و آنها را به مکّه منتقل مى‌کرد تا این گونه مردم را به افسانه ها مشغول دارد و از خدا و آخرت باز. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۰)

در جهان امروز هر گونه نوشتن و تولید و توزیع رمان، داستان، فیلم و اموری که انسان را از خدا و آخرت باز می دارد و به جای دین داری، دین زدایی از جامعه را در دستور کار خویش قرار داده است، به عنوان ابزار و فعالیت های لهو مطرح و حرام خواهد بود. اما اگر این امور موجب شود تا مخاطب به یاد خدا و آخرت افتد و به عنوان موعظه عمل کند، به عنوان فعالیتی اقتصادی مثبت و فعالیتی الهی و حکیمانه مورد تشویق و ترغیب است؛ زیرا ملاک و معیار در سنجش امری به عنوان امر لهو همان عنوان دور سازی از ذکر الله و آخرت گرایی است.

از آن جایی که طبیعت انسان در دنیا و قرار گرفتن در اسفل سافلین بستری را برای گرایش به دنیا و آخرت گریزی و آخرت انکاری ایجاد می کند، باید انسان هوشیار باشد تا در دام لهو نیافتد و یا دیگران را به لهو نیافکند؛ زیرا چنین رفتار و رویه ای حرام و مورد نکوهش خدا و موجب عذاب اخروی است.

البته برخی با توجیه بر آن هستند تا نه تنها لهوگرایی را به عنوان یک امر طبیعی اثبات کنند، بلکه در راستای تثبیت باطل، مدعی درستی آن به عنوان اصالت لذت هستند؛ در حالی که اصالت لذت به معنای نادیده گرفتن همه اصول عقلانی و انسانی و اسلامی، سخنی باطل است و نمی توان با توجه به رفتار حکیمانه الهی و حکمت های خدا در آفرینش هستی آن را توجیه کرد و وجوه حق و راستینی برای آن بیان کرد.

به سخن دیگر، تنزیه خدا از هر گونه لهو و اجرای فعالیت های غیر حکمیانه(انبیاء، آیه ۱۷) و عدم تعلّق اراده خداوند بر لهو و سرگرمى در آفرینش آسمان و زمین و مخلوقات موجود در بین آن دو(انبیاء، آیات۱۶ و۱۷) خود بهترین گواه و شاهد بر این مدعا است که هیچ توجیهی برای فعالیت های لهو حتی در چارچوب فعالیت های اقتصادی وجود ندارد.