لزوم توجه به علل ماورایی مشکلات و بیماری ها

مشکلات و بیماریهای فردی و اجتماعی، گاه علل و عوامل مادی دارد که با برطرف کردن این عوامل، مشکل وبیماری برطرف می شود.

اما گاهی مشکلات و بیماریهای فردی و اجتماعی، علاوه بر علل و اسباب مادی، علل و عوامل ماورایی نیز دارند که توجه به این علل و عوامل می تواند هم زمینه پیشگیری از آنها را فراهم آورد و هم موجب برطرف کردن آنها شود.

نویسنده در این مطلب کوتاه، نگاهی اجمالی به این بعد از مطلب دارد. اینک با هم مطلب را از نظر می گذرانیم:

وجوه تمایز جامعه اسلامی و غیر اسلامی

ازیک زاویه، تفاوت یک جامعه اسلامی و غیر اسلامی را می توان در «بودها»، «نمودها» و «نمادها» دانست. «بودها» همان پشتوانه های اعتقادی یک نظام است از جمله مهمترین این اعتقادات ایمان به معاد، نبوت و در راس همه آنها توحید و به طور کلی همه چیز را در این طبیعت ندیدن و افق دید خود را وسیع کردن و اعتقاد به آنچه در ماورای این طبیعت پیدا کردن. و در یک کلمه جهان بینی الهی. این «بودها» باید در سرتاسر زندگی فردی و اجتماعی یک مسلمان معتقد سایه افکند.

«نمودها» هم همان بایدها و نبایدها و احکام فردی و اجتماعی اسلام است. اما «نمادها» عبارتند از شعارها یعنی مواردی که در هر دین و آیینی بیانگر روح آن دین است.

در یک نظام اسلامی باید هر سه اینها وجود داشته باشد. اگر نسبت به برخی این سه توجه شد ولی نسبت به بعضی دیگر بی توجهی یا آن اثر مطلوب را نخواهیم دید یا اثرات نامطلوبی را شاهد خواهیم بود و آن جایی است که «نمادها» بر «بودها» غالب شود و جامعه اسلامی شکل دینی داشته باشد، ولی محتوای دینی نه! اما اینکه جامعه ما در چه وضعی است باید به موارد و مسائلی که در جامعه پیش می آید و شکل یک مشکل را به خود می گیرد نگاه کرد و عملکرد مسئولین، رسانه ها و دیگر عوامل را بررسی نمود، تا ببینیم آیا در مواجهه با آن مشکل و رفتارها و گفتارها بودها حاکمند یا نه؟ به عنوان نمونه نسبت به بیماری آنفلانزای نوع A، که به عنوان یک مسأله اصلی ذهن مردم را مشغول کرده است، عکس العملها، سفارشها، توصیه ها، بیانات، سمینارها، کنفرانسها و میزگردها را مدنظر قرار می دهیم. آنچه که در این برنامه ها مطرح می شود در دو بخش پیشگیری و درمان بحث می شود. در ناحیه پیشگیری، شستن دستها چند بار در روز، استفاده از غذاها و میوه های خاص، اجتناب از دست دادن و روبوسی کردن و…. سفارش می شود. در ناحیه درمان هم بحثهای خاص پزشکی و مراجعه زودهنگام به پزشک و استفاده از برخی داروها یا استراحت توصیه می شود.

اینها همه صحیح و بجاست و لازم به تذکر و یادآوری و آموزش است. اما نکته ای که از آن غفلت شده و می شود این است که ما مسلمانیم و در مواجهه با مشکلات باید ببینیم آیا در دین اسلام توصیه و سفارشی در آن زمینه مطرح شده است؟ واقعا فرق بین جامعه ما و دیگر جوامع غیر اسلامی در نوع برخورد با این بیماری چیست؟ در بحثها و گفتگوها و تبلیغات مطرح شده در جامعه از طریق رسانه های مختلف از جمله صدا و سیما و روزنامه های کثیرالانتشار و تابلوها و بنرهای سطح شهر، چه تفاوتی بین یک جامعه اسلامی و مبتنی بر آموزه های دینی و غیر آن دیده می شود؟

این بیماری خواه ناخواه گسترش پیدا می نماید. البته توصیه های مذکور ممکن است تا حدی این روند را کند نماید ولی همه می دانند که پیشرفت خواهد کرد کما اینکه تا بحال هم چنین بوده است. اصولا برخی از موارد غیرقابل اجتناب است عدم حضور در اتوبوسهای شلوغ، تاکسی، مترو و… برای بسیاری غیر ممکن است. مدارس را تا کی می توان تعطیل کرد؟ تا کی می توان به بیماران مرخصی داد؟ و اساسا این بیماری یک دوره کمون دارد که هیچ اثر ظاهری ندارد. چه باید کرد؟

اینجاست که وقتی به آموزه های دینی مراجعه می کنیم می بینیم راهکارهای دیگری – غیر از آنچه اکنون معمول است و بارها و بارها بیان می شود و البته لازم است – وجود دارد که بیانگر همان «بودها» و حاکمیت ماوراء طبیعت بر طبیعت است. به عنوان نمونه در دین اسلام به مسأله صدقه توجه زیادی شده است. و آثار زیادی برای آن در روایات معصومین(ع) بیان شده است. از جمله این آثار دفع بلاهای متعدد و انواع بیماریهاست. به نقل چند روایت در اینجا اکتفا می نماییم تا روشن شود که اسباب بر دو نوعند مادی و معنوی و اساساً دین آمده است که این ظاهربینی و منحصر دانستن اسباب را در اسباب مادی و دنیوی از ما بگیرد و ما را با جهانی فراتر از اسباب و علل خاص خود آشنا نماید.

عن أبی جعفر (ع ) قال البر و الصدقه ینفیان الفقر و یزیدان فی العمر و یدفعان تسعین میته السوء: «امام باقر(ع) فرمودند: نیکی و صدقه فقر را برطرف کرده و عمر را زیاد می نماید و هفتاد نوع مرگ بد را از انسان دور می نماید. (کافی ج۴ ص۲)

قال أبو عبدالله (ع) داووا مرضاکم بالصدقه و ادفعوا البلاء بالدعاء و استنزلوا الرزق بالصدقه فانها تفک من بین لحی سبعمائه شیطان و لیس شیء أثقل علی الشیطان من الصدقه علی المؤمن و هی تقع فی ید الرب تبارک و تعالی قبل أن تقع فی ید العبد

مطابق با این روایت، امام صادق(ع) برای درمان بیماران به صدقه دادن توصیه می نمایند. (همان)

عبدالله بن سنان قال سمعت أبا عبدالله (ع ) یقول الصدقه بالید تقی میته السوء و تدفع سبعین نوعاً من أنواع البلاء و تفک عن لحی سبعین شیطاناً کلهم یأمره أن لا یفعل

«امام صادق(ع): صدقه دادن با دست، انسان را از مرگ بد نگه می دارد و هفتاد نوع بلا را دفع می کند و از چانه هفتاد شیطان عبور می نماید که همه می گویند صدقه نده!» (کافی ج۴ ص۲)

اینها نمونه کوچکی بود از روایات معصومین(ع) در مورد صدقه و اثر آن. وقتی چنین معادن حکمتی در دسترس ماست و ما نام اسلام را بر خود و جامعه خود برگزیده ایم؛ چرا باید در رفتار، خود را بریده از عالم بالا نشان دهیم.

البته در مورد صدقه و آثار آن و انواع صدقه بحث بسیار است. نباید تصور نمود که صدقه تنها در بذل مال خلاصه می شود. در روایات متعددی، مواردی جزء صدقه شمرده شده است که شاید از نگاه ما یک عمل ساده محسوب شود:

عن أبی عبدالله(ع) قال: قال رسول الله(ص): عونک الضعیف من أفضل الصدقه

در این روایت کمک کردن به انسان ضعیف از برترین صدقات شمرده شده است. (کافی ج۵ ص۵۵)

و قال صلی الله علیه و آله أفضل الصدقه أن یعلم المرء علماً ثم یعلمه أخاه

طبق فرموده پیامبر عظیم الشأن اسلام فراگیری علم و یاد دادن به برادر دینی خود بافضیلت ترین صدقه به حساب آمده است. (بحار ج۲ ص۵۲) نتیجه اینکه یک فرد مسلمان و یک جامعه اسلامی باید در تمام شئون زندگی خود «بودها»ی دینی را حاکم کند و بداند که «نمودها» و «نمادها» بدون حضور «بودها» نتیجه بخش نخواهد بود.